همزمان با سخنرانی غلامحسین الهام، که در همین شماره پیک نت می خوانید، حداد عادل رئیس سابق مجلس که همچنان در مجلس حضور دارد، در پاسخی غیر مستقیم به الهام گفت:
«هدف از تدوین برنامه هایی مانند سند چشم انداز بیست ساله و یا برنامه های پنج ساله توسعه "هماهنگ شدن حرکت ها، به نحوی است که مکمل هم باشند و همدیگر را خنثی نکنند. دولت به هفتاد درصد از وظایفی که در این گونه برنامه ها برایش در نظر گرفته شده عمل نمی کند.»
حداد عادل با علی خامنه ای مناسباتی ویژه دارد. بی پروائی و شتابزدگی غلامحسین الهام در مصاحبه ای که به نیابت از احمدی نژاد پای هاشمی را کشید وسط و زمزمه تغییر قانون اساسی و اعلام توقف موقت اجرای آن را مطرح کرد بسیار سئوال برانگیز است. می توان حدس زد که طی 10 روز گذشته در شهر قم خبرهائی به مراتب مهم تر از آنچه که سیمای جمهوری اسلامی در مدح استقبال از مقام معظیم پخش کرد و یا برخی سایت های متمایل به جنبش سبز آن را در راستای مرجعیت و جانشینی آقا مجتبی ارزیابی کردند، وجود داشته است که باید در انتظار بازتاب های آن در روزهای آینده بود.
۱۳۸۹ آبان ۹, یکشنبه
۱۳۸۹ آبان ۸, شنبه
اعتراض به نامزدی ایران برای عضویت در نهاد 'زنان سازمان ملل'
منطقه آسیا، جمهوری اسلامی را به عنوان یکی از نامزدهای انتخابی برگزیده و عربستان سعودی هم به عنوان حامی مالی زنان سازمان ملل برای عضویت در هیات اجرایی این نهاد معرفی شده است. در حالیکه شرایط زنان در عربستان سعودی، از جمله محرومیت از حقوقی مانند حق رانندگی، باعث ناخرسندی از حضور این کشور در هیات اجرایی یک نهاد متعهد به پیشبرد تساوی حقوق زنان شده، نحوه برخورد حکومت ایران با زنان از سوی شماری از کشورها و سازمان های جهانی مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. سخنگوی هیات نمایندگی ایالات متحده در سازمان ملل گفته است که عضویت ایران در نهاد زنان سازمان ملل "درست در آغاز به کار یک طرح ابتکاری و هیجان انگیز، انتخاب ایران علایم نادرستی را به جهانیان ارسال می دارد." وی گفت که نهاد زنان سازمان ملل یکی از تشکیلات حیاتی این سازمان برای پیشبرد تساوی حقوق و توانمندسازی زنان در سرتاسر جهان است و افزود: "ما و بسیار دیگری از کشورهای جهان، با توجه به سابقه نامناسب ایران در زمینه رعایت حقوق بشر و رفتار با زنان، نگران تبعات منفی عضویت این کشور در هیات اجرایی این نهاد هستیم." اخیرا اخبار مربوط به احتمال اجرای یک حکم دیگر سنگسار در ایران به طور گسترده در رسانه های همگانی جهان انتشار یافت و به اعتراضات متعدد و تلاش های گسترده، از جمله از سوی رهبران دولت های دوست جمهوری اسلامی، برای جلوگیری از اجرای این حکم، منجر شد.
16 آذر بهترین روز برای آغاز اعتراضات گسترده عمومی در کلیه شهرهای ایران علیه تورم و گرانی قانون هدفمند کردن یارانه ها
شانزده آذر بهترین روز برای آغاز اعتراضات گسترده عمومی در کلیه شهرهای ایران علیه تورم و گرانی قانون هدفمند کردن یارانه ها از آنجا که حکومت با اجرای اولین مرحله قانون هدفمند کردن یارانه ها که همان واریز مبلغ یارانه ها بصورت مجازی و مسدود شده در حساب مردم ایران بزودی قصد دارد در این هفته شروع به ازاد سازی قیمتها کند و از طرفی اکثریت مردم ایران که طبق گفته اقتصاد دانان و حتی نمایندگان خود مجلس فرمایشی مردم تحمل گرانی و تورم حاصل از اجرای این قانون را نخواهند داشت از این رو پیشنهاد میشود که این اعتراضات و این پتانسیل اعتراضات پیش رو را نیز در تظاهرات و اعتراضاتی هدفمند از روز 16 آذر کلید بزنیم . و اطلاع رسانی را برای این اعتراضات در تمامی شهرهای ایران آغاز کنیم
۱۳۸۹ آبان ۷, جمعه
نامه آیتالله محقق داماد به هاشمی شاهرودی ستمی که بر مردم می کنند مغز استخوان را می سوزاند
کار قوه قضائیه به جایی رسیده که از یکسو توسط ائمه جمعه موقته توصیه به بیرحمی شوند و به «گرفتن اعتراف!» (اشاره به احمد جنتی و سخنان وی در نماز جمعه است- پیک نت) مفتخر گردند و از سوی دیگر توسط ریاست قوه مجریه به رعایت رافت اسلامی و کرامت انسانی مورد خطاب قرار گیرند. البته آیا بهتر نبود که رئیسجمهور دولت نهم به جای چنین خطاب بشر دوستانه به جنابعالی یا لا اقل در جنب آن، عتاب قانونی به وزیر کشورشان میکردند و وی را تحویل دستگاه عدالت میدادند؟ وزیری که تحت مسئولیت وی چنین وقایع شرمآوری اتفاق افتاده است، مگر میتواند مسئول نباشد؟ از منبع موثقی شنیدم که یکی از مراجع تقلید معاصر که از راه دور محاکمهای که از سیمای ایران پخش میشد پیگیری میکردند، به همان منبع فرموده بودند که بهتراست لااقل این محاکمات را که ننگی است برای قضای اسلامی! از تلویزیون پخش نشود.
۱۳۸۹ آبان ۶, پنجشنبه
کنار حرم حضرت معصومه نیز خامنه ای دست از دروغ برنداشت
علی خامنه ای که تلاش وی در شهر قم برای دیدار با روحانیون غیر حکومتی و قانع کردن آنها به حمایت از کودتای 22 خرداد و سیاست نظامی – جنگی وی با ناکامی همراه شده، سرانجام دست از روی زخم خود در دیدار با دانشجویان دستچین شده دانشگاه های قم برداشت و از درد اصلی اش گفت.
خامنه ای گفت: “برخی از افرادی که اکنون از مسیر انقلاب اسلامی (بخوانید مسیر آقای خامنه ای) جدا شده و در خدمت ضد انقلاب هستند،(اشاره به موسوی و مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت) در دوره ای به صورت افراطی انقلابی بودند، اما به عللی گرفتار وضع فعلی شدند. برخی از افراد حقایق را می دانند ولی عزم و تصمیم لازم برای بیان حقایق و دفاع از حق را ندارند. عافیت طلبی، منافع شخصی، لجاجت و شهوات دلایل این افراد برای بیان نکردن حقایق است.( اشاره به رفسنجانی و روحانیونی که حاضر نشدند با وی در قم دیدار کرده، از مردم فاصله گرفته و او را تائید کنند.)»
علی خامنه که ظاهرا برای قانع کردن همان دانشجویانی که به دیدارش برده بودند نیز در تنگنا قرار گرفته بود، یکبار دیگر پرچم “بصیرت” را برافراشت و بعنوان تنها بصیر کشور گفت:
«بصیرت رمز پیشرفت ایران است و “بی بصیرتی” زمینه ساز حوادث سیاسی سال گذشته و وقایع پس از انتخابات بود.عده ای بر اثر بی بصیرتی و به اشتباه، ادعای تقلب را مطرح کردند. طبیعی است که مدعیان این ماجرا باید دلیل می آوردند و پس از ارائه دلیل از راهی که قانون مشخص کرده، مسئله را شکایت و پیگیری می کردند تا پس از بازرسی و بازبینی، حقیقت مشخص شود. اما مدعیان تقلب راه قانونی و مشخص را طی نکردند. حتی تاکید شد که آرای مردم در مقابل چشمان نمایندگان نامزدهای معترض بازبینی شود. اما آنها این شیوه قانونی را قبول نکردند و مشخص شد که از قانون تمرد می کنند.»
آقای خامنه ای که آشکارا در همین جمع در مخمصه قرار گرفته و مجبور شده توضیحاتی در باره کودتای 22 خرداد بدهد، بی کم و کاست دروغ می گوید. ادعاهائی که او می کند بکلی به اساس است و از تصور دور نیست که بزودی آقایان کروبی و موسوی مستندات خود را در پاسخ به این ادعاهای خامنه ای منتشر کنند، چرا که وی خود این ادعا را کرده و پاسخ به این ادعاها بسیار طبیعی و قانونی است.
اما، تنها بعنوان یک قلم و یک نمونه از دروغگوئی خامنه ای، اشاره به آن دیداری می توان کرد که در هفته اول کودتا و پیش از نماز جمعه ای که فرمان سرکوب مردم در آن داده شد، وی با نمایندگان کاندیداهای باصطلاح وی "معترض" داشت. در آن دیدار همسر مهدی کروبی و مرتضی الویری بعنوان دو چهره مشخص حضور داشتند. الویری پس از این دیدار که فیلم آن همچنان در شبکه یوتیوب قرار دارد، شرحی از این دیدار را نوشته و منتشر کرد. او در این گزارش با صراحت نوشت که پس از خوش و بش ها و یادآوری خاطرات گذشته (خوانده شدن خطبه عقد الویری و همسرش توسط خامنه ای) وی دلائل و مستندات تقلب در انتخابات را با خامنه ای در میان گذاشت. خانم فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی که بموجب سلام و تعارف چاپلوسانه خامنه ای با وی، آشنائی آنها با هم سابقه ای طولانی دارد نیز بخش دیگری از مستندات تقلب را ارائه داد، همچنان که حجت الاسلام منتجب نیا که بعنوات عضو ستاد انتخاباتی کروبی و حزب اعتماد ملی در آن جمع حضور داشت. همه آنها از تقلب گفتند و اسناد خود را ارائه دادند، اما خامنه ای علیرغم چهره مظلومانه ای که به بهانه سرماخوردگی به خود گرفته بود، روی جمعه در نماز جمعه تهران حاضر شده و فرمان کشتار مردم معترض را صادر کرد و اندک زمانی پس از انتشار گزارش مرتضی الویری، وی نیز دستگیر و به اوین منتقل شد!
واقعیات اینهاست و دهها و صدها نمونه دیگر. تمامی این مسائل را روحانیونی که دستشان در کودتا نیست و می خواهند حساب خود را جدا از خامنه ای و سیاست ها و رهبری او جدا نگهدارند میدانند و با دروغگوئی و سفسطه او نیز آشنا هستند و به همین دلیل تن به دیدار با وی ندادند و جایگاهی را که با زحمت زیاد و پس از سه دهه، بار دیگر در میان مردم پیدا کرده اند را نخواستند از کف بدهند.
آقای خامنه ای معتقد بود و می گفت و همچنان که دراین سخنرانی نیز گفته، باید گوشت را برای نگهداری میدادند دست گربه! یعنی رسیدگی به تقلب و کودتا را می سپردند به دست شیخ محمد یزدی و شیخ احمد جنتی در شورای نگهبان. یعنی دو تن از آمران و متهمین اصلی تقلب و کودتا!
کدام انسان عاقلی چنین می کند که کروبی و موسوی باید چنین می کردند؟
آن بصیرتی که ایشان دارد و دیگران ندارند، همین بی حیائی در دروغگوئی و مغلطه است. مغلطه از این آشکار تر که وی میلیون ها ایرانی را میکرب و ویروس در قم خطاب کرد و در همان شهر قم و در همین سخنرانی برای دانشجویان گفت:
شرکت ۴۰ میلیون نفر در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران “رفراندوم ملی در ابراز وفاداری و اعتماد به نظام اسلامی” بود و اعتراضات “فتنه گری دشمن”!
خامنه ای در بخش دیگری از سخنرانی خود برای دانشجویان قم نیز ادعا کرد:
«وقایع مربوط به کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ و وقایع انتخابات سال ۸۸ هر دو از برنامه ریزی های طولانی مدت “دشمنان.»
حتی اگر اندکی از این ادعا واقعیات داشته باشد، آنگاه باید گریبان بسیج و اوباش حزب الهی و شبکه مداحان و واحد "نوپو" و فدائیان رهبر را بعنوان عاملین دشمن گرفت که به کوی دانشگاه حمله کردند!
روحانیونی که فاصله خود را از خامنه ای درجریان سفر قم حفظ کردند، روز به روز به آن نظر قطعی آیت الله منتظری نزدیک تر می شوند که خامنه ای جائر و ولایتش را باطل اعلام کرد و مردم نیز زیر رگبار گلوله و باطوم فریاد زدند: رهبر ما قاتله، ولایتش باطله!
این درک و شناخت ملی از خامنه ای را با هیچ نمایشی – هراندازه پرهزینه تر و امنیتی تر- نمی توان از بین برد و بسیار دور از ذهن است که او نیز بتواند از راهی که رفته بازگردد.
منبع خبرپیک نت
خامنه ای گفت: “برخی از افرادی که اکنون از مسیر انقلاب اسلامی (بخوانید مسیر آقای خامنه ای) جدا شده و در خدمت ضد انقلاب هستند،(اشاره به موسوی و مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت) در دوره ای به صورت افراطی انقلابی بودند، اما به عللی گرفتار وضع فعلی شدند. برخی از افراد حقایق را می دانند ولی عزم و تصمیم لازم برای بیان حقایق و دفاع از حق را ندارند. عافیت طلبی، منافع شخصی، لجاجت و شهوات دلایل این افراد برای بیان نکردن حقایق است.( اشاره به رفسنجانی و روحانیونی که حاضر نشدند با وی در قم دیدار کرده، از مردم فاصله گرفته و او را تائید کنند.)»
علی خامنه که ظاهرا برای قانع کردن همان دانشجویانی که به دیدارش برده بودند نیز در تنگنا قرار گرفته بود، یکبار دیگر پرچم “بصیرت” را برافراشت و بعنوان تنها بصیر کشور گفت:
«بصیرت رمز پیشرفت ایران است و “بی بصیرتی” زمینه ساز حوادث سیاسی سال گذشته و وقایع پس از انتخابات بود.عده ای بر اثر بی بصیرتی و به اشتباه، ادعای تقلب را مطرح کردند. طبیعی است که مدعیان این ماجرا باید دلیل می آوردند و پس از ارائه دلیل از راهی که قانون مشخص کرده، مسئله را شکایت و پیگیری می کردند تا پس از بازرسی و بازبینی، حقیقت مشخص شود. اما مدعیان تقلب راه قانونی و مشخص را طی نکردند. حتی تاکید شد که آرای مردم در مقابل چشمان نمایندگان نامزدهای معترض بازبینی شود. اما آنها این شیوه قانونی را قبول نکردند و مشخص شد که از قانون تمرد می کنند.»
آقای خامنه ای که آشکارا در همین جمع در مخمصه قرار گرفته و مجبور شده توضیحاتی در باره کودتای 22 خرداد بدهد، بی کم و کاست دروغ می گوید. ادعاهائی که او می کند بکلی به اساس است و از تصور دور نیست که بزودی آقایان کروبی و موسوی مستندات خود را در پاسخ به این ادعاهای خامنه ای منتشر کنند، چرا که وی خود این ادعا را کرده و پاسخ به این ادعاها بسیار طبیعی و قانونی است.
اما، تنها بعنوان یک قلم و یک نمونه از دروغگوئی خامنه ای، اشاره به آن دیداری می توان کرد که در هفته اول کودتا و پیش از نماز جمعه ای که فرمان سرکوب مردم در آن داده شد، وی با نمایندگان کاندیداهای باصطلاح وی "معترض" داشت. در آن دیدار همسر مهدی کروبی و مرتضی الویری بعنوان دو چهره مشخص حضور داشتند. الویری پس از این دیدار که فیلم آن همچنان در شبکه یوتیوب قرار دارد، شرحی از این دیدار را نوشته و منتشر کرد. او در این گزارش با صراحت نوشت که پس از خوش و بش ها و یادآوری خاطرات گذشته (خوانده شدن خطبه عقد الویری و همسرش توسط خامنه ای) وی دلائل و مستندات تقلب در انتخابات را با خامنه ای در میان گذاشت. خانم فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی که بموجب سلام و تعارف چاپلوسانه خامنه ای با وی، آشنائی آنها با هم سابقه ای طولانی دارد نیز بخش دیگری از مستندات تقلب را ارائه داد، همچنان که حجت الاسلام منتجب نیا که بعنوات عضو ستاد انتخاباتی کروبی و حزب اعتماد ملی در آن جمع حضور داشت. همه آنها از تقلب گفتند و اسناد خود را ارائه دادند، اما خامنه ای علیرغم چهره مظلومانه ای که به بهانه سرماخوردگی به خود گرفته بود، روی جمعه در نماز جمعه تهران حاضر شده و فرمان کشتار مردم معترض را صادر کرد و اندک زمانی پس از انتشار گزارش مرتضی الویری، وی نیز دستگیر و به اوین منتقل شد!
واقعیات اینهاست و دهها و صدها نمونه دیگر. تمامی این مسائل را روحانیونی که دستشان در کودتا نیست و می خواهند حساب خود را جدا از خامنه ای و سیاست ها و رهبری او جدا نگهدارند میدانند و با دروغگوئی و سفسطه او نیز آشنا هستند و به همین دلیل تن به دیدار با وی ندادند و جایگاهی را که با زحمت زیاد و پس از سه دهه، بار دیگر در میان مردم پیدا کرده اند را نخواستند از کف بدهند.
آقای خامنه ای معتقد بود و می گفت و همچنان که دراین سخنرانی نیز گفته، باید گوشت را برای نگهداری میدادند دست گربه! یعنی رسیدگی به تقلب و کودتا را می سپردند به دست شیخ محمد یزدی و شیخ احمد جنتی در شورای نگهبان. یعنی دو تن از آمران و متهمین اصلی تقلب و کودتا!
کدام انسان عاقلی چنین می کند که کروبی و موسوی باید چنین می کردند؟
آن بصیرتی که ایشان دارد و دیگران ندارند، همین بی حیائی در دروغگوئی و مغلطه است. مغلطه از این آشکار تر که وی میلیون ها ایرانی را میکرب و ویروس در قم خطاب کرد و در همان شهر قم و در همین سخنرانی برای دانشجویان گفت:
شرکت ۴۰ میلیون نفر در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران “رفراندوم ملی در ابراز وفاداری و اعتماد به نظام اسلامی” بود و اعتراضات “فتنه گری دشمن”!
خامنه ای در بخش دیگری از سخنرانی خود برای دانشجویان قم نیز ادعا کرد:
«وقایع مربوط به کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ و وقایع انتخابات سال ۸۸ هر دو از برنامه ریزی های طولانی مدت “دشمنان.»
حتی اگر اندکی از این ادعا واقعیات داشته باشد، آنگاه باید گریبان بسیج و اوباش حزب الهی و شبکه مداحان و واحد "نوپو" و فدائیان رهبر را بعنوان عاملین دشمن گرفت که به کوی دانشگاه حمله کردند!
روحانیونی که فاصله خود را از خامنه ای درجریان سفر قم حفظ کردند، روز به روز به آن نظر قطعی آیت الله منتظری نزدیک تر می شوند که خامنه ای جائر و ولایتش را باطل اعلام کرد و مردم نیز زیر رگبار گلوله و باطوم فریاد زدند: رهبر ما قاتله، ولایتش باطله!
این درک و شناخت ملی از خامنه ای را با هیچ نمایشی – هراندازه پرهزینه تر و امنیتی تر- نمی توان از بین برد و بسیار دور از ذهن است که او نیز بتواند از راهی که رفته بازگردد.
منبع خبرپیک نت
سید مصطفی تاجزاده در ملاقات کابینی مطرح کرد :محدود کردن رشته های علوم انسانی روش های استالین را در اذهان زنده می کند
چکیده : محکومیت این اقدام غیر ملی و ضد علمی و طالبانی، که روش های استالین را در اذهان زنده می کند که علوم انسانی را علوم بورژوایی می خواند و در راه ترویج آن در شوروی موانع زیادی ایجاد می کرد، توسط همه فرهیختگان بویژه دانشگاهیان لازم است تا اقتداگرایان ایرانی نتوانند گام های جدیدی در زمینه محدود کردن دانشگاه و دانشگاهیان بردارند. روشن است هر زمان که انحصار طلبان تصمیم به بررسی ملی موضوع علوم انسانی و جایگاه آن در کشور بگیرند، از همکاری همه صاحبنظران بهره مند خواهند شد. اما مادام که هدفشان خاموش کردن شعله این علوم باشد، برای ما راهی جز افشای این روند و اقدام خطرناک باقی نمی ماند. سید مصطفی تاج زاده در آخرین ملاقات کابینی با همسرش نکات مهمی را مطرح کرد. او که علیرغم ادعای هتل دانستن زندان ها توسط رئیس سازمان زندان ها کماکان همراه با محمد نوری زاد پس از ۷۳ روز در قرنطینه اوین نگه داری می شود که فاقد استانداردهای لازم است گفت: ” درحقیقت تمامیت خواهان ایرانی بیش و پیش از آن که با علوم انسانی مخالف باشند با حقوق انسانی مخالفند و در این توهم به سر می برند که دانشگاه به طور اعم و این رشته ها به طور اخص نسل جوان و فرهیخته را منتقد اسلام تحمیلی- تکفیری و معترض نسبت به وضع موجود و سیاست های کشور بار می آورد.” به گزارش کلمه متن سخنان او به شرح زیر است: محکومیت این اقدام غیر ملی و ضد علمی و طالبانی توسط همه فرهیختگان بویژه دانشگاهیان لازم است همواره گفته ام آقای مصباح و مریدانش نهاد دانشگاه را پدیده ای غربی و مضر به حال دین و میهن می دانند که نقشی جز سست کردن مبانی اعتقادی دانشجویان ایفا نمی کنند. به همین دلیل همواره خواهان تعطیل شدن این نهاد آزادی خواه و عدالت طلب بوده اند اما چون جرأت و قدرت تعطیلی دانشگاه را ندارند و نیاز کشور به فارغ التحصیلان فنی و پزشکی و غیره جدی تر از آن است که بتوانند آن را نادیده بگیرند و خود نیز از تربیت چنین متخصصانی عاجزند، مجبورند دانشگاه را چون خار در چشم تحمل کنند. در عین حال پس از کودتای انتخاباتی ۸۸ و از میدان به در کردن اکثر قریب به اتفاق رسانه ها و تریبون های مستقل و منتقد و سرکوب منتقدان تک صدایی شدن جامعه و حکومت، فرصت را مناسب دیدندکه به سراغ علوم انسانی بروند. ظاهر مسئله تلاش برای اسلامی کردن این علوم است اما باطن آن تعطیلی تمام رشته هاست. درحقیقت تمامیت خواهان ایرانی بیش و پیش از آن که با علوم انسانی مخالف باشند با حقوق انسانی مخالفند و در این توهم به سر می برند که دانشگاه به طور اعم و این رشته ها به طور اخص نسل جوان و فرهیخته را منتقد اسلام تحمیلی- تکفیری و معترض نسبت به وضع موجود و سیاست های کشور بار می آورد. غافل از آن که بی برنامگی، روزمرگی، فساد، خویشاوندسالاری و در یک کلام بی کفایتی در اداره امور، موجب اعتراض اکثریت قاطع مردم شده است و انتقادها اختصاص به دانشگاه ها یا دانشجویان علوم انسانی ندارد. جالب آن که اقتدارگراها اخیراً به نقض حقوق بشر در کانادا و آمریکا و فرانسه اعتراض کرده اند و همزمان درصددند رشته حقوق بشر را در ایران تعطیل کنند و به احتمال زیاد اولین رشته ای که از رشته های علوم انسانی تعطیل خواهد شد همین رشته حقوق بشر است. محکومیت این اقدام غیر ملی و ضد علمی و طالبانی، که روش های استالین را در اذهان زنده می کند که علوم انسانی را علوم بورژوایی می خواند و در راه ترویج آن در شوروی موانع زیادی ایجاد می کرد، توسط همه فرهیختگان بویژه دانشگاهیان لازم است تا اقتداگرایان ایرانی نتوانند گام های جدیدی در زمینه محدود کردن دانشگاه و دانشگاهیان بردارند. روشن است هر زمان که انحصار طلبان تصمیم به بررسی ملی موضوع علوم انسانی و جایگاه آن در کشور بگیرند، از همکاری همه صاحبنظران بهره مند خواهند شد. اما مادام که هدفشان خاموش کردن شعله این علوم باشد، برای ما راهی جز افشای این روند و اقدام خطرناک باقی نمی ماند. تمامیت خواهان ایرانی بیش و پیش از آن که با علوم انسانی مخالف باشند با حقوق انسانی مخالفند در زمانی که محمدرضا شاه از رسیدن ایران به دروازه های تمدن بزرگ سخن می گفت و این که دشمن به زودی پنجمین قدرت بزرگ جهان خواهد شد. رهبر فقید انقلاب خطاب به او گفت با همه ادعاها تو قدرت آزادی دادن نداری و رژیم ستم شاهی نیز واقعاً فاقد چنین قدرتی بود. امروز با کمال تأسف باید خطاب به جناح حاکم گفت که شما نیز با همه ادعاهای خود در زمینه متکی بودن به حمایت اکثریت مردم و آگاه بودن آنان نه تنها از منتقدان حکومت که از سایه خود نیز می ترسید و مانند یک اقلیت نگران و بدون آینده رفتار می کنید. به باور من اگر واقعاً معتقدیم منتقدان ما خس و خاشاکی بیش نیستند، تمامیت خواهان ایرانی بیش و پیش از آن که با علوم انسانی مخالف باشند با حقوق انسانی مخالفند باید به آنها اجازه فعالیت آزاد و برگزاری اجتماعات مردمی بدهیم تا پایگاه و وزن شان برخود و دیگران مشخص شود. اگر ما مردم را بصیر می دانیم چرا همه تریبون های منتقد خود را تعطیل می کنیم و لاف اتکای خود به پشتیبانی اکثریت را با گاف سانسور افشا می سازیم؟ بصیرت را چه نسبتی با سانسور و بگیر و ببند است؟ کدام حکومتی را در جهان سراغ داریم که حامیان خود را اکثریت مردم بداند اما از رقابت آزاد انتخاباتی با اقلیت در هراس باشد؟ تا آنجا که من مطلعم نه تنها در تاریخ ایران بلکه در بین کشورهای جهان هیچ حکومتی نیست که مقاماتش این میزان در سخنرانی های خود مردم را آگاه و وفادار و رشید بخواند و درعین حال با آنان چنان رفتار کند که گویی صغیرترین و ناآگاه ترین مردم جهانند. چرا ما باید برای همه کشورهای جهان جز مردم خود خواهان برگزاری آزاد و قانونی انتخابات باشیم و چرا به حاکمیت تک صدایی در جهان اعتراض می کنیم ولی آن را در کشور خود ضروری می دانیم، چرا حق اعتراض مردم را در همه جا به رسمیت می شناسیم جز برای خودمان؟ اگر ما که قدرت حاکم هستیم دارای اعتماد به نفسیم و به بصیرت ملت ایران اعتماد داریم، باید پرچم دار فعالیت آزاد و سازمان یافته منتقدان باشیم نه این که پس از تعطیلی مطبوعات به سراغ انحلال احزاب برویم که به نظر من انحلال احزاب مقدمه نامیمون انتخابات آینده است. چنین رفتاری به معنای آن است که جناح حاکم می داند اگر انتخابات آزاد برگزار شود، نامزدهایش شکست می خورند و اگر انتخابات را نمایشی برگزار کند، رسوا می شود پس درصدد برآمده که با انحلال احزاب اصلی منتقد، وجهه قانونی به رد صلاحیت های نامزدهای محبوب بدهد. به هر حال سخن امام راحل را به همه و به خودمان یادآوری می کنم که نشانه قوی بودن و اعتماد به نفس داشتن ونیز اعتماد داشتن به ملت آزادی دادن به منتقدان است وگرنه هیچکس سانسور و انحلال و سرکوب را نشانه اعتماد به نفس و قدرت حکومت نمی خواند. آقایان به این نتیجه رسیده اند که باید در انتخابات آتی باید به جای «اسلامیت» بر
۱۳۸۹ آبان ۴, سهشنبه
به رغم تلاشهای خامنه ای سفره انقلاب 57 جمع شدنی نیست!
هنوز هستند خوش باوران و ساده اندیشانی که تصور میکنند "طرح تحول اقتصادی" که دولت احمدی نژاد با حمایت و هدایت علی خامنهای آن را با مانورهای گوناگون و زیر پوشش جنجالهای سیاسی و اقتصادی پیش برده و میبرد، نوعی "اقتصاد دولتی" است. حتی کسانی پا را فراتر گذاشته و این طرح و این سیاست و دولت مجری آن را شایسته حمایت هم میدانند و یا اگر بیان چنین نظری را به صلاح خود نمی دانند، با حمله به جنبش سبز، از سیاست تحول اقتصادی مورد اشاره شرمگینانه حمایت میکنند.
هم احمدی نژاد و تیم پشت پرده هدایت کننده وی، در انواع سخنان تبلیغاتی و هم شخص علی خامنهای در سخنرانیها و ملاقاتهای خود به این توهم دامن میزنند.
برای نمونه، احمدی نژاد در حمایت از "هدفمند کردن یارانه ها" که در واقع اسم مستعار "قطع کمکهای دولتی" است، پرداخت مقداری پول نقد را بجای یارانهها، مرتب در سیمای جمهوری اسلامی تبلیغ کرده و وعده بهشت پس از قطع یارانهها را میدهد. درعین حال، آشکارتر از گذشته درباره طرح تحول اقتصادی نیز سخن میگوید. تحولی که قطع یارانهها، شناور کردن پول ایران، اخراج کارگران از کارخانهها و... تنها بخش هائی از فرامین دیکته شده و شناخته شده بانک جهانی است. فرامینی که نه تنها در کشورهای جهان سوم، بلکه در پیشرفته ترین کشورهای اروپائی نیز به اجرا گذاشته شده است و مخالفت با آن زیر بنای جنبش عظیمی است که در اروپا آغاز شده است.
علی خامنهای نیز- بعنوان نمونه- در دیدار با کابینه پس از کودتای 22 احمدی نژاد، با اشاره به نظرات میرحسین موسوی در باره نظارت دولت بر اقتصاد و برای بهم ریختن پایگاه اصلی او در میان کارگران و زحمتکشان و اقشار متوسط و غارت شده کشور، از جمله گفت: "همین مخالفان، در گذشته یک چیز دیگری میگفتند و حالا برای مخالفت با این دولت چیز دیگری میگویند"
یعنی دولت احمدی نژاد مجری سیاست نظارت دولت بر اقتصاد است و موسوی نظرات گذشته خود را ترک کرده و با این سیاست مخالفت میکند!
ما، تنها به دو نمونه اشاره کردیم تا سخن خود را مستند به همین دو نمونه ادامه بدهیم.
انتقال تمام منابع و اقتصاد ملی کشور به دهها شرکت اصلی و صدها شرکت کوچک اقماری وابسته به فرماندهان سپاه پاسداران و تبدیل سپاه به حزبی سیاسی برای دفاع از موقعیت اقتصادی خود و نابودی تمام تشکلهای سیاسی و صنفی و جایگزین ساختن سازمان بسیج به جای آنها، اخراج کارگران و گشودن درهای کارخانههای هنوز درحال تولید به روی بسیج و.... هر نامی داشته باشد، نامش اقتصاد دولتی و ملی نیست. شاید دقیق ترین اصطلاح "اقتصاد نظامی" باشد. چنین اقتصادی زیر بنای آن سیاست جنگی است که از آستانه روی کار آمدن احمدی نژاد راه توده درباره ضرورت شناخت آن سخن گفت و بر این نکته پای فشرد که باید به تحولاتی که در کشور در حال وقوع است نگاهی عمیق تر داشت. این سیاست با زیربنای اقتصاد نظامی میرود تا پس از چند ماجراجوئی نظامی و حتی اتمی، اگر بتواند یک دیکتاتوری رضاخانی در ایران برقرار کرده و سپس در سازش کامل با امریکا و انگلیس، پاسدار سیاست جهانی امپریالیسم در منطقه شود و از مافع اقتصادی و موقعیت اقتصادی و سیاسی خود نیز به زور سرنیزه در داخل کشور دفاع کند.
نام پیوند اقتصادی با بانک جهانی، اقتصاد دولتی نیست، بلکه اقتصاد خصوصی و سرمایه داری نظامی است.
انگیزه پرقدرت تصفیه درون حکومتی و رهائی خود از چنگال منتقدان روحانی و غیرروحانی که از آرمانهای انقلاب و آیت الله خمینی و قانون اساسی سخن میگویند ریشه دراینجا دارد. همچنان که سرکوب تمامی احزاب اسلامی باقی ... ادامه
۱۳۸۹ آبان ۳, دوشنبه
کرزای گرفتن چمدانهای پول از رژیم تهران را تایید کرد
۱۳۸۹ آبان ۲, یکشنبه
خامنه در قم گیر کرده زبان تهدید و ارعاب را تبدیل به پیام "مصالحه" کرد!
علی خامنه ای، که پس از چهار روز اقامت در قم و متوسل شدن به انواع تلاش ها برای برپائی یک نمایش بیعت روحانیون مخالف کودتا و سرکوب با وی به نتیجه نرسیده، روز گذشته با شیخ محمد یزدی رئیس حکومتی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و شماری از اعضاي این جامعه دیدار کرد تا سیمای جمهوری اسلامی عده ای معمم را در محضر او به نمایش بگذارد. باز هم، همان آیت الله گلپایگانی رئیس دفتر خامنه ای، بازهم همان آیت الله جنتی، آیت الله شاهرودی، آیت الله یزدی و ... که برای جلسه با آنها نیازی به سفر چند روزه به قم نبود و آنها همیشه آماده حضور در بیت رهبری هستند!
خامنه ای که در سخنرانی های سه روز اول اقامت خود در قم روحانیون معترض را تهدید کرده بود و مردم را میکروب سیاسی اعلام کرده بود، در دیدار روز گذشته خود سعی کرد از در مصالحه وارد شود و مراجع را برتر از اعضای جامعه روحانیت معرفی کرد! بی آن که به روی خود بیآورد این مراجع بدلیل عملکرد حکومتی جامعه مدرسین از آن جدا شده اند و اگر جامعه مدرسین دارای چنان اعتباری است که خامنه ای در دیدار روز گذشته خود با اعضای آن، به آن اشاره کرد، چرا آن علما و مراجع عضو این جامعه نمی شوند و از آن فاصله گرفته اند؟
خامنه ای گفت:
"يکي از وظايف مهم جامعه مدرسين حوزه علميه قم حفظ و تقويت ارتباط با مراجع بزرگوار است زيرا جامعه مدرسين خاستگاه مراجع محترم است و برخي از آنان، از اعضاي جامعه مدرسين بودهاند. "
خبرگزاری ایسنا که این دیدار را گزارش داده، اضافه کرده است که 9 تن از روحانیون حاضر در دیدار نظرات خود را طرح کردند. این خبرگزاری شرح این نظرات را منتشر نکرده، اما از محتوای لیست مسائلی که مطرح شده مشخص است که این 9 تن منتقد بوده و خواهان بازگشت به فرهنگ انقلاب و کلام آیت الله خمینی بوده اند. این محتوا را خبرگزاری ایسنا دراین جمله منتشر کرده است:
« در اين ديدار 9 نفر از حضرات آقايان اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ديدگاههاي خود را درخصوص مسائل مختلف بيان کردند. از جمله توجه بيشتر به فرهنگ انقلاب اسلامي و کلام امام در اظهارنظرهاي برخي افراد.»
خامنه ای که در سخنرانی های سه روز اول اقامت خود در قم روحانیون معترض را تهدید کرده بود و مردم را میکروب سیاسی اعلام کرده بود، در دیدار روز گذشته خود سعی کرد از در مصالحه وارد شود و مراجع را برتر از اعضای جامعه روحانیت معرفی کرد! بی آن که به روی خود بیآورد این مراجع بدلیل عملکرد حکومتی جامعه مدرسین از آن جدا شده اند و اگر جامعه مدرسین دارای چنان اعتباری است که خامنه ای در دیدار روز گذشته خود با اعضای آن، به آن اشاره کرد، چرا آن علما و مراجع عضو این جامعه نمی شوند و از آن فاصله گرفته اند؟
خامنه ای گفت:
"يکي از وظايف مهم جامعه مدرسين حوزه علميه قم حفظ و تقويت ارتباط با مراجع بزرگوار است زيرا جامعه مدرسين خاستگاه مراجع محترم است و برخي از آنان، از اعضاي جامعه مدرسين بودهاند. "
خبرگزاری ایسنا که این دیدار را گزارش داده، اضافه کرده است که 9 تن از روحانیون حاضر در دیدار نظرات خود را طرح کردند. این خبرگزاری شرح این نظرات را منتشر نکرده، اما از محتوای لیست مسائلی که مطرح شده مشخص است که این 9 تن منتقد بوده و خواهان بازگشت به فرهنگ انقلاب و کلام آیت الله خمینی بوده اند. این محتوا را خبرگزاری ایسنا دراین جمله منتشر کرده است:
« در اين ديدار 9 نفر از حضرات آقايان اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ديدگاههاي خود را درخصوص مسائل مختلف بيان کردند. از جمله توجه بيشتر به فرهنگ انقلاب اسلامي و کلام امام در اظهارنظرهاي برخي افراد.»
۱۳۸۹ مهر ۳۰, جمعه
یک سال و 4 ماه گذشت و ما چه راحت داریم شهدای سبز و راهشان را کم کم فراموش میکنیم
چه حس بدی است وقتی آدم دیگر امیدی به آزادی ندارد.چه حس بدی است که دیگر اعتراضی صورت نمیگیرد.چه دردناک است وقتی راه کسانی که به خاطر آزادی ماها جان خود که عزیز ترین چیزی است که یک انسان دارد از دست دادند و کسانی که تحت شکنجه های شدید جان باختند و هم وطنان و دوستانی که هم اکنون به خاطر ما در زندان ها تحت بدترین شکنجه ها و سخت ترین شرایط به سر میبرند و به تدریج دارند میمیرند فراموش میشود.چه شرم آور است وقتی رهبر یک حکومت اسلامی ما را که در تلاش برای استقرار دموکراسی در میهن خود هستیم میکروب میخواند و ما هیچ عکس العمل چشم گیری در دنیای واقعی نشان نمیدهیم.آری.کم کم دارم احساس میکنم که دیگر هیچ راهی برای رسیدن به حقوق اولیه مان یعنی آزادی وجود ندارد.دیگر آخرین امید هایم برای ایرانی آزاد دارد از بین میرود. با وجود جمهوری اسلامی دیگر عادت کرده ایم که همیشه در جهان آخر باشیم.عادت کرده ایم که به ما حرف زور زده شود.با شرایط کنونی ایران مشخص نیست که تا کی باید این وضعیت ادامه یابد.چرا جنبش سبز راکد شده است؟
اشتراک در:
پستها (Atom)
