۱۳۹۰ فروردین ۱۱, پنجشنبه
پیام تسلیت شورای هماهنگی راه سبز امید
سحام نيوز: شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت رحلت حاج میراسماعیل موسوی پيام تسليتي را منتشر نمود. متن اين پيام بدين شرح است: انا لله و انا الیه راجعون حاج میر اسماعیل موسوی پدر میر حسین موسوی دارفانی را وداع گفت. پدر میرحسین موسوی پدر بزرگ شهیدان علی و ابراهیم موسوی پس از حصر و زندان خانگی میرحسین مداوما سراغ پسر ارشد خود را می گرفت چرا که پیش از آن به صورت منظم با ایشان ملاقات داشت، مقارن ظهر امروز ده فروردین ماه از دار فانی به دار باقی شتافت و به ملکوت اعلی پیوست. میرحسین در تمام بیش از ۴۵ روزی که در حصر و بازداشت خانگی به سر می برد تنها یکبار آن هم در شرایط زننده امنیتی با حضور انبوهی از ماموران امنیتی در داخل خانه میراسماعیل موسوی وبا حضور سه مامور امنیتی مرد و یک مامور زن برای خانم رهنورد در اتاق پدر پیر خود توانست ایشان را ملاقات کند. به طوری که پدر میرحسین نیز به رغم کهولت سن متوجه غیر عادی بودن این مساله شده بود. و میرحسین و همسرش بدلیل زندانی بودن نتوانستند در کنار پدر پیرشان در آخرین روزهای زندگی و لحظات حیاتش باشند . شورای هماهنگی راه سبز امید رحلت حاج میر اسماعیل موسوی ، که عمرش را در راه خدمت به اسلام و ایران سپری کرد و از بیت شریفش فرزندانی صالح و خدمتگزار و دو شهید جاوید تقدیم ملت ایران کرد ، را به مردم شریف ایران ، خانواده و بازماندگان آن مرحوم به ویژه میرحسین موسوی و زهرا رهنورد دو همراه جنبش سبز تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحوم غفران و رحمت مسئلت می نماید و از مردم قدرشناس ایران خواهانیم که در پاسداشت از مقام و منزلت این سفر کرده در مراسم تشییع و ترحیم آن مرحوم بطور باشکوه شرکت نمایند. شورای هماهنگی راه سبز امید 10 فروردین 1390
۱۳۹۰ فروردین ۶, شنبه
ژیلا بنی یعقوب: حتی برای به دست آوردن آزادی همسرم هم التماس نخواهم کرد چه برسد به خاطر یک ملاقات حضوری بیست دقیقه ای
جــرس: ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار محکوم به حبس و سی سال محرومیت از فعالیت رسانه ای، طی نامه ای به دادستان تهران، ضمن شرح گوشه ای از مصائب و فشارهای وارده از سوی مقامات و نهادهای قضایی، خطاب به وی خاطرنشان کرد "به شما اطمینان می دهم که حتی برای به دست آوردن آزادی همسرم هم التماس نخواهم کرد چه برسد به خاطر یک ملاقات حضوری بیست دقیقه ای. چرا که تنها گناهکاران التماس می کنند." به گزارش کلمه، این روزنامه نگار در پی محروم کردن ۷ ماهه وی از حق ملاقات حضوری با بهمن احمدی امویی همسر زندانی اش و رفتار مقامات قضایی با این روزنامه نگار درمواجهه با درخواست های مکرر ملاقات، این نامه را خطاب به عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران نوشته است. گفتنی است بهمن احمدی امویی روزنامه نگار منتقدی است که به خاطر چند مقاله انتقادی در حوزه ی عملکرد اقتصادی دولت در تاریخ ۳۰ خرداد ۸۸ بازداشت و به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی نزدیک به یک سال است که به مرخصی نیامده است. بر اساس این گزارش، ژیلا بنی یعقوب که خود نیز حکم ۳۰ سال محرومیت از فعالیت رسانه ای و یک سال حبس تعزیری را دریافت کرده، طی این نامه از حضور چند روز گذشته خود در دفتر دادستانی خبر داده و به ماجرایی که بین او و فردی که خود را معاون دادستان معرفی کرده اشاره می کند و می گوید: آقای دادستان تهران، جناب جعفری دولت آبادی از آخرین باری که شما را مورد خطاب قرار دادم بیش از هفت ماه می گذرد، آخرین بار از شما درخواست کرده بودم که گاهی نیز دادستان ما باشید، دادستانی که سالها بعد اینگونه توصیف شود که گاهی فقط گاهی نیز دادستان روزنامه نگاران مستقل و شهروندان معترض بوده است و نه فقط دادستان دولتمردان. همان موقع برایتان نوشتم شما به عنوان یک دانش آموخته رشته حقوق خیلی بهتر از من می دانید که حکم سی سال محرومیت از حرفه رزونامه نگاری که از سوی یکی از قضات شما برای من صادر شده حتی با موازین حقوقی خود جمهوری اسلامی نیز همخوانی ندارد و از شما انتظار می رود که خودتان به این حکم اعتراض کنید.......
۱۳۸۹ اسفند ۲۸, شنبه
عفو بين الملل خواستار تحقيق درباره کشته شدگان زندان قزل حصار شد
جرس: سازمان عفو بين الملل خواستار تحقيق درباره درگيری در زندان قزلحصار کرج که بنابر برخی از گزارش ها ۱۴ کشته برجای گذاشت، شده است. حسيبه حاج صحراوی، معاون سازمان عفو بين الملل در منطقه خاورميانه، گفته است: «کشته شدن چنين تعدادی بسيار مايه نگرانی است، مسئولان زندان مسئوليت دارند تا علاوه بر برقراری نظم از جان زندانیان نيز محافظت کنند و از خود خويشتنداری نشان دهند.» به گزارش فردا، حسيبه حاج صحراوی اضافه کرده است: «تحقيق سريع در خصوص کشته شدن اين افراد بسيار ضروری است، ولی همانگونه که استانداردهای بين المللی ملزم می کنند، چنين تحقيقی می بايست مستقل و شفاف باشد.» معاون سازمان عفو بين الملل در منطقه خاورميانه می گويد: متاسفانه قوه قضاييه ايران تاکنون به طور معمول قادر به انجام تحقيقات شفاف و مستقل نبوده است و به همين دليل ما از جامعه بين المللی می خواهيم تا از نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد استفاده کرده و نماينده ويژه ای برای نظارت بر وضعيت حقوق بشر در ايران تعيين کند. حسيبه حاج صحراوی در این زمینه با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران از آغاز سال جاری میلادی بیش از یکصد نفر را اعدام کرده است، گفت: جمهوری اسلامی می بایست اعدام را متوقف کند. در همين رابطه سارا لیويتسون، مدير بخش خاورميانه در سازمان حقوق بشر، در خصوص موج اعدام ها در ایران، با بيان اين که «مقامهای جمهوری اسلامی هيچگونه احترامی برای جان انسانها قائل نيستند»، در اين باره گفتهاست: «با ادامه روند جاری مقامهای ايران بيش از ۱۰۰۰ زندانی را پيش از پايان سال ۲۰۱۱ اعدام خواهند کرد.»
۱۳۸۹ اسفند ۲۶, پنجشنبه
مصاحبه احمدی نژاد با تلویزیون اسپانیا خبرنگار: موسوی و کروبی کجا هستند؟ احمدی نژاد: به شما چه مربوط است؟
احمدی نژاد روز سه شنبه ۲۴ اسفند (۱۵ مارس) با خبرنگار تلویزیون اسپانیا مصاحبه کرد. بخشی از این مصاحبه را بی بی سی به نقل از خبرگزاری فرانسه ترجمه و منتشر کرده است. از جمله این نکات:
شما مخالفان را سرکوب می کنید.
احمدی نژاد: هرگز، هرگز. ما هیچ وقت این کار را نکرده ایم. در سی سال گذشته 30 انتخابات آزاد داشته ایم
- آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی کجا هستند؟
احمدی نژاد: به شما چه ؟ مگر شما وکیل مدافع آنها هستید؟ آیا شما در اسپانیا به مخالفان و تجزیه طلب ها اجازه می دهید که ساختمان های دولتی و اموال عمومی را آتش بزنند، یا مردم را در خیابان ها کتک بزنند؟ اگر در کشور شما عده ای به نام مخالف به خیابان آمدند و شکم مردم را با چاقو پاره کردند، پلیس چه می کند؟
بگذارید خیالتان را راحت کنم. این بازی ای که اروپایی ها و آمریکایی ها علیه دولت های مستقل راه انداخته اند که عده ای را به نام دموکراسی علیه آنها تحریک کنند، به پایان رسیده است.
۱۳۸۹ اسفند ۲۴, سهشنبه
نگاهی به مصاحبه نوروزی دادستان کل ج. اسلامی هاله اسفندیاری آمد ایران فتنه سبز را زائید و رفت!
محسنی اژهای وزير سابق اطلاعات ايران و دادستان کل جمهوری اسلامی که درعین حال سخنگوی قوه قضائیه نیز هست، با روزنامه خراسان گفتگوئی کرده که در ویژه نامه نوروزی این روزنامه منتشر شده است.
اژه ای در این مصاحبه از یکی از کشفیات بزرگ امنیتی خود یاد می کند که البته سال و ماه آن یادش نیست! و آن "فتنه رنگی" یا "انقلاب رنگی" است. او می گوید که این کار رنگی را قرار بود ابتدا خانم هاله اسفندیاری بکند و سپس آقای کیان تاجبخش و یا برعکس. اول تاجبخش و بعدا اسفندیاری. خود اژه ای اعتراف می کند که بعد از دستگیری این دو و بردن آنها زیر فشار و آوردن به تلویزیون برای اعتراف، حتی در حاکمیت نیز او را با این کشف محیرالعقولش مسخره کردند! هر دو آنها، بعد از شوهائی که اژه ای در تلویزیون ترتیب داده بود آزاد شدند و برگشتند سر کار و زندگی شان در امریکا و آن هیاهوی بسیار برای هیچ هم تمام شد.
اژه ای نیز مانند همه دست اندرکاران کودتای انتخاباتی 22 خرداد، یک تنه بالای منبر رفته و تقلب در انتخابات را انکار می کند. این درحالی است که هر پسر بچه و دختربچه مدرسه ای هم این روزها وقتی این سخنان و این ادعاها را از زبان مقامات می شوند و یا در سیما تصویر این دروغگویان را هم می بینند، سئوال می کند: اگر راست می گوئید چرا در تلویزیون با خود رهبران جنبش که بازداشت خانگی کرده اید، دور یک میز نمی نشینید تا آنها هم حرف ها و استدلال هایشان را بگویند. ضمن این که اصلا بحث تقلب در انتخابات نیست. بحث بر سر کودتای انتخاباتی است. یعنی از روی سر صندوق های رای یک آمار کودتائی اعلام شده و رهبر نیز بعنوان فرمانده کل قوای کودتائی فورا یک اطلاعیه داده و نتیجه را حتی پیش از آن که شورای نگهبان متقلب آن را بصورت فرمالیته هم که شده اعلام کند، ایشان آن را اعلام کرده است. تقلب کدام است؟ کودتا شد!
حالا بخوانید هدیه نوروزی محسنی اژه ای را که خود یکی از اعضای ستاد کودتای 22 خرداد بوده است:
«نخستين بار بعنوان وزير اطلاعات گزارشی به مسئولان دولتی ارائه دادم و گفتم دشمن در کشور ما دنبال انقلاب مخملی و انقلاب رنگين است. همان موقع بعضی از مسئولان نظام من را مسخره کردند که اين چه حرفی است که میزنيد. اين موضوع به سال ۸۶ يا ۸۷ وقطعأ پيش از سال ۸۸ باز میگردد.
بازداشت کيان تاجبخش، جامعهشناس و استاد دانشگاه؛ و هاله اسفندياری، پژوهشگر ايرانی ـ آمريکايی و فعاليتهای بنياد سوروس در همین رابطه بود. آنها بدنبال «انقلاب مخملی» در ايران بودند.
آن زمان وزارت اطلاعات بروز چنين اتفاقاتی را بعد از انتخابات پيشبينی می کرد اما نه به اين عمق و سطح! در اين عمق که يک شخصی مثل موسوی به ميدان بيايد و اينگونه در برابر حق و قانون روشن و موضوعی که خودش ساليان سال ديده و شنيده بايستد! نه! فکرش را نمیکرديم.
وقايع سال گذشته «هزينه» نيز داشت. در آن نيروی انتظامی، نيروهای بسيج و مردمی کتک خوردند و لطمه ديدند.
موضوع «تقلب» را نخستين بار اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت، در نيمه دوم سال ۸۷ مطرح کرد. ایشان در نماز جمعه گفت بايد مراقب بود در انتخابات تقلب نشود.
من با موسوی، کروبی و هاشمی رفسنجانی صحبت کردم و گفتم حاضرم با هر کسی که ادعا میکند تقلب سازمانيافته يا حتی غير سازمانيافته ولی مؤثر در نتيجه انتخابات صورت گرفته به صورت مستدل صحبت کنم.»
(هاله اسفندیاری که درکنار شوهرش "شائول بخاش" سالها خبرنگار و نویسنده کیهان انگلیسی در سالهای پیش از انقلاب 57 بود، پس از آزادی از زندان و بازگشت به امریکا، خاطرات تلخ دوران زندان و فشار برای اعتراف های تلویزیونی را در کتابی تحت عنوان "زندان من، خانه من" نوشت و منتشر کرد.)
۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه
با اعتراف به قتل عام 67 افشای سخنرانی سردار"طائب" کار دست خودش و دیگران داد!
به فرموده حسین شریعتمداری، یکی از نویسنده های کیهان، که لابد خاله اش بهش گفته چه بچه شوخ طبعی هستی، چند کلام، به قول خاله اش طنز نوشته تا زیاده خوری حجت الاسلام سردار "طائب" رئیس سازمان اطلاعات وامنیت سپاه را از زیر ضربه بیرون بیآورد.
مسئله، همان سخنرانی طائب است که در آن از زرنگی های امنیتی خودش تعریف کرده بود و در اصل آقای موسوی و آقای خمینی را نشانده بود روی یک صندلی برای محاکمه. در حقیقت نیز کودتائی که شده، علیه آقای خمینی و در اساس "انقلاب 57" است و به همین دلیل هم هرکسی را که در آن انقلاب نقش داشته و کارگزار دوران رهبری آقای خمینی بوده گرفته و زندانی کرده اند و یا کنارش گذاشته اند تا بعدا حسابش را برسند.
نویسنده بی مزه کیهان سر قلم رفته و نوشته:
یكی از كانون های بیرونی فتنه با جعل یك خبر از قول «طائب» آورده است كه وی با پرداخت پول به برخی از سایت های ضد انقلاب از آنها خواسته است موسوی و كروبی را به خاطر همراهی با نظام در سال های گذشته زیر سؤال ببرند.
گفتم: كدام آدم عاقلی باور می كند كه طائب چنین حرفی زده باشد.
گفت: از قضا آنهایی كه این خبر را جعل كرده اند نتیجه معكوس گرفته اند و برخی از سایت های ضد انقلاب، پیشدستی كرده و دریافت هرگونه پولی از اطلاعات سپاه را تكذیب كرده اند.
گفتم: یارو نزد قاضی رفت و شكایت كرد كه فلانی در یك مراسم مهمانی به من گفته «احمق بی شعور»! قاضی پرسید؛ اسم تو رو برده؟ یا رویش به تو بوده. یارو جواب داد؛ نه فقط داد زد و گفت ای احمق بی شعور. قاضی گفت خب! از كجا معلوم كه منظورش تو بودی؟ یارو گفت آخه آقای قاضی تو اون مهمونی غیر از من هیچ احمق بی شعور دیگری نبود!»
سخنرانی طائب که باصطلاح نویسنده بی مزه کیهان خواسته آن را توجیه کند و حلقه را از گردن طائب باز کند، هیچ ارتباطی ادعای ایشان درباره همراهی کروبی و موسوی با نظام در گذشته ندارد. سردار طائب چیزهای دیگری گفته که البته از دهانش خیلی گنده تر بوده و باصطلاح لقمه ای را برداشته که از دهانش بزرگتر است. او درباره قتل عام سال 67 سخن گفته و اگر گریبانش را پشت صحنه و در ستاد کودتا گرفته باشند نه بخاطر نشاندن موسوی و خمینی روی یک صندلی اتهامی، بلکه به این خاطر است که رسما اعتراف به یک قتل عام سیاسی کرده است و از یک مرز ممنوعه عبور کرده است. ریش آقا را از اینجا گرفته اند.
اصل ماجرا همان است که پیک نت منتشر کرد و آن را در اینجا میتوانید دوباره بخوانید.
مسئله، همان سخنرانی طائب است که در آن از زرنگی های امنیتی خودش تعریف کرده بود و در اصل آقای موسوی و آقای خمینی را نشانده بود روی یک صندلی برای محاکمه. در حقیقت نیز کودتائی که شده، علیه آقای خمینی و در اساس "انقلاب 57" است و به همین دلیل هم هرکسی را که در آن انقلاب نقش داشته و کارگزار دوران رهبری آقای خمینی بوده گرفته و زندانی کرده اند و یا کنارش گذاشته اند تا بعدا حسابش را برسند.
نویسنده بی مزه کیهان سر قلم رفته و نوشته:
یكی از كانون های بیرونی فتنه با جعل یك خبر از قول «طائب» آورده است كه وی با پرداخت پول به برخی از سایت های ضد انقلاب از آنها خواسته است موسوی و كروبی را به خاطر همراهی با نظام در سال های گذشته زیر سؤال ببرند.
گفتم: كدام آدم عاقلی باور می كند كه طائب چنین حرفی زده باشد.
گفت: از قضا آنهایی كه این خبر را جعل كرده اند نتیجه معكوس گرفته اند و برخی از سایت های ضد انقلاب، پیشدستی كرده و دریافت هرگونه پولی از اطلاعات سپاه را تكذیب كرده اند.
گفتم: یارو نزد قاضی رفت و شكایت كرد كه فلانی در یك مراسم مهمانی به من گفته «احمق بی شعور»! قاضی پرسید؛ اسم تو رو برده؟ یا رویش به تو بوده. یارو جواب داد؛ نه فقط داد زد و گفت ای احمق بی شعور. قاضی گفت خب! از كجا معلوم كه منظورش تو بودی؟ یارو گفت آخه آقای قاضی تو اون مهمونی غیر از من هیچ احمق بی شعور دیگری نبود!»
سخنرانی طائب که باصطلاح نویسنده بی مزه کیهان خواسته آن را توجیه کند و حلقه را از گردن طائب باز کند، هیچ ارتباطی ادعای ایشان درباره همراهی کروبی و موسوی با نظام در گذشته ندارد. سردار طائب چیزهای دیگری گفته که البته از دهانش خیلی گنده تر بوده و باصطلاح لقمه ای را برداشته که از دهانش بزرگتر است. او درباره قتل عام سال 67 سخن گفته و اگر گریبانش را پشت صحنه و در ستاد کودتا گرفته باشند نه بخاطر نشاندن موسوی و خمینی روی یک صندلی اتهامی، بلکه به این خاطر است که رسما اعتراف به یک قتل عام سیاسی کرده است و از یک مرز ممنوعه عبور کرده است. ریش آقا را از اینجا گرفته اند.
اصل ماجرا همان است که پیک نت منتشر کرد و آن را در اینجا میتوانید دوباره بخوانید.
۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سهشنبه
درخواست شورای هماهنگی راه سبز امید از دبیرکل سازمان ملل برای آزادی فوری رهبران جنبش سبز
در پی درخواست های داخلی و جهانی برای آزادی سران مخالفان در ایران، شورای هماهنگی راه سبز امید با ارسال نامه ای به دبیرکل سازمان ملل با اشاره به اشاره به اعتراضات مردمی طی بیست ماه گذشته و حصر و حبس رهبران جنبش سبز، از این نهاد بین المللی خواسته است که کلیه اقدامات مقتضی را انجام دهد تا نقض آشکار حقوق شهروندی این چهرهای ملی متوقف و فورا آزاد شوند. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شورای هماهنگی راه سبز امید، این شورا با اشاره به جنایت ها و کشتار صورت گرفته توسط نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی، خطاب به دبیر کل سازمان ملل متحد نوشته است : «۴ نفر پس از شکنجه در زندان و حداقل ۸۰ نفر در جریان تظاهرات مسالمت آمیز خیابانی کشته شده اند. آمران این جنایتها تا کنون رسما شناسایی و محاکمه نشده اند. دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و رسانه های دولتی با نشر اکاذیب، تهمت و افترا نسبت به رهبران و فعالان جنبش، آنها را از حق پاسخ گویی محروم کرده اند. هر کسی که به رویه خلاف قانون حکومت در انتخابات انتقاد می کند از مشاغل دولتی محروم می شود. شرط تحصیل در دانشگاهها عدم انتقاد به رویه حاکمان است.» «شورای هماهنگی راه سبز امید از سازمان ملل متحد و نهادهای حقوق بشری آن درخواست می کند که در چهار چوب منشور این سازمان و اسناد بین المللی حقوق بشر، کلیه اقدامات مقتضی را انجام دهند تا نقض آشکار حقوق شهروندی این چهرهای ملی متوقف و فورا آزاد شوند.»
۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه
آقا وحید سایه به سایه آقا و مجتبی
سلام- وحید حقانیان نجف آبادی . متولد 1340 است. ازدواج کرده اما فرزند ندارد. وی در سال 1360 بعد از انفجار در حزب جمهوری اسلامی که خامنه ای دبیر کل حزب شد وی با مدرک دیپلم متصدی آرشیو و کتابخانه حزب جمهوری اسلامی گردید و همزمان با ریاست جمهوری خامنه ای در دفتر ویژه رئیس جمهوری مشغول شد. با انتخاب خامنه ای به عنوان رهبر وی به دفتر رهبری منتقل شد و با مسنولیت های معاونت اجرایی و معانت ویژه دفتر مشغول است. سمت فعلی وی معاونت ویژه رهبری شامل خدمات، ملاقات ها، سفرهای رهبری است. نامبرده هیچ عضویتی در نهادهای اطلاعاتی ندارد و صرفا مسئول امور خدماتی رهبری است. وحید حقانیان که بسیار علاقمند است او را «آقا وحید» بنامند به پررویی و همچنین شوخی دستی با روحانیت معروف است. یکی از نکات قوت وی رفاقت شدید وی با مجتبی خامنه ای است که بی تردید نقش او را در مسایل بعد از کودتا و به خصوص در ربودن سران جنبش سبز (که مجتبی طراح آن بوده است) تقویت می کند.
با تشکر...
با تشکر...
۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه
نه تنها ملت ایران، بلکه مردم جهان را هالو تصور کرده اند موسوی و کروبی به میل خودشان ناپدید شده اند!
بموجب ادعاهای آقایان بروجردی رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس در ایتالیا و صالحی، وزیر خارجه جدید ج. اسلامی در سوئیس، موسوی و کروبی و همسرانشان، یا درخانه هایشان مشغول زندگی و دید و بازدید با فرزندانشان هستند و یا به میل خودشان ناپدید شده اند. آن در سیاه آهنی مقابل کوچه محل زندگی موسوی در خیابان پاستور نیز برای جلوگیری از عبور ارواح کار گذاشته شده و در و پیکر و شیشه و اثاثیه خانه کروبی را هم لابد خودشان قبل از این که به میل خود ناپدید شوند شکسته و خُرد شده اند.وقتی رئیس دولت احمدی نژاد دروغگوست، امام جمعه اش احمد جنتی دروغگوست، فرماندهان و امام جمعه هایش دروغگو هستند، رئیس مجلس دروغگو می گوید، نماینده مجلس دروغ می گوید، رئیس قوه قضائیه دروغگوست... و سرانجام ولی نعمت همه شان – خامنه ای- به آسانی آب خوردن دروغ می گوید، می خواهید وزیر خارجه و رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس دروغگو نباشند؟ پایه های حاکمیت کودتائی روی دروغ و اعدام و سرکوب بنا شده است و جنبش سبز این پایه ها را هدف گرفته است. حاکمیت از همین می ترسد. نه تنها می ترسد، بلکه میداند که تخریب آن پایه ها، یعنی فروپاشی نظامی که روی آن ها استوار است.
علی اکبر صالحی، وزیر خارجه جدید جمهوری اسلامی، در اولین سفر اروپائی خود، کارنامه ای از دروغ و سفسطه را از خود باقی گذاشته و به دامن بقیه دروغگویان حاکم در ایران بازگشت.
اروپائی ها که تاکنون او را مسئول انرژی اتمی جمهوری اسلامی می شناختند، حالا مامور دروغ گوئی نیز می شناسند.
صالحی در جریان سفر به سوئیس، همانگونه که خود نیز قطعا پیش بینی کرده بود، با موج سئوالات خبرنگاران درباره سرکوب حکومتی مردم ضد استبدادی در ایران و ادعای حمایت همین حکومت از جنبش ضد استبدادی و ضد دیکتاتوری منطقه روبرو خواهد شد. بویژه در ارتباط با حبس خانگی و بازداشت آقایان موسوی و کروبی.
بنابراین؛ وزیر خارجه دولت احمدی نژاد که با رهنمودهای شخص علی خامنه ای عازم سفر سوئیس شده بود، از پیش می دانست که در تله خبرنگاران خواهد افتاد. بویژه که این خبرنگاران بی وقفه روی شبکه های تلویزیونی و یوتیوب از دو سال پیش شاهد فیلم های خبری مردم از صحنه های خونین سرکوب جنبش ضد دیکتاتوری و ضد کودتائی مردم بوده اند.
با همین تدارک و پیش بینی، علی اکبر صالحی به اجبار تن به مصاحبه با شبکه خبری- تلویزیونی "یورنیوز" شد و در پاسخ به خبرنگاری که از او در باره بازداشت موسوی و کروبی سئوال کرده بود، جمله ای از دهانش خارج شد که در مطبوعات اروپا با تمسخر روبرو شد.
صالحی گفت:« همانطور که گفتم من اطلاعی راجع به این مساله ندارم، ولی تا آنجايی که می دانم آنها در منازل خود هستند و هميشه آزاد بوده اند که خانواده و بستگانشان را ملاقات کنند، بنابراين ممکن است آنها به ميل و تصميم خود در حال حاضر در خانه خود نباشند.»
خبرنگار که میدانست صالحی دروغ می گوید، یکبار دیگر سئوال خود را تکرار کرد و صالحی یکبار دیگر همان پاسخ دیکته شده از بیت رهبری را تکرار کرد: «اين طور که شما می گوييد نيست و اين آقایانی که شما به آنها اشاره داشتيد در خانههايشان مشغول زندگی معمولی خود هستند.»
این که وزیر خارجه در جریان مهم ترین رویدادهای داخلی کشور نباشد، خود یک دروغ است، اما این دروغ با دروغ های دیگر کامل شده که دربالا و به نقل از صالحی آورده شد.
پاسخ صالحی به خبرنگار یورونیوز، شباهت کامل داشت به پاسخ علاء الدین بروجردی، رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس و از معاون سابق وزارت خارجه و وزارت اطلاعات، که در سفر به ایتالیا، به تله خبرنگاران افتاده بود.
بموجب ادعاهای آقایان بروجردی و صالحی، موسوی و کروبی و همسرانشان، به میل خودشان ناپدید شده اند، آن در سیاه آهنی مقابل کوچه محل زندگی موسوی در خیابان پاستور نیز برای جلوگیری از عبور ارواح کار گذاشته شده و در و پیکر و شیشه و اثاثیه خانه کروبی را هم لابد خودشان قبل از این که به میل خود ناپدید شوند شکسته و خُرد کرده اند.
وقتی رئیس دولت احمدی نژاد دروغگوست، امام جمعه اش احمد جنتی دروغگوست، فرماندهان و امام جمعه هایش دروغگو هستند، رئیس مجلس دروغگو می گوید، نماینده مجلس دروغ می گوید، رئیس قوه قضائیه دروغگوست... و سرانجام ولی نعمت همه شان – خامنه ای- به آسانی آب خوردن دروغ می گوید، می خواهید وزیر خارجه و رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس دروغگو نباشند؟ پایه های حاکمیت کودتائی روی دروغ و اعدام و سرکوب بنا شده است و جنبش سبز این پایه ها را هدف گرفته است. حاکمیت از همین می ترسد. نه تنها می ترسد، بلکه میداند که تخریب آن پایه ها، یعنی فروپاشی نظامی که روی آن ها استوار است.
۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه
مصاحبه دادستان تهران: دروغ حد و اندازه دارد! موسوی و کروبی درخانه هایشان هستند
حضور چماقداران در خیابان ها صحت ندارد، آمار دستگیر شدگان را هم
اعلام نمی کنیم تا معلوم نشود سطح تظاهرات چه میزان بوده!
پس از محسنی اژه ای دادستان کل جمهوری اسلامی که در حاشیه همایش دادستان ها، در جمع خبرنگاران حاضر شد تا بگوید "روز سه شنبه تظاهراتی نبوده و امریکا و اسرائیل خبر سازی می کنند"، عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران نیز در حاشیه همان همایش به جمع خبرنگاران آمد تا بگوید:
روز گذشته (سه شنبه) در تهران اتفاق خاصی رخ نداد و رفت آمد مردم عادی بود، اما عدهای تلاش داشتند تجمعاتی داشته باشند كه موفق نشدند. پلیس طبق وظیفه خود نسبت به پراكنده كردن تجمعات اقدام کرد و این كار خلاف قانون نبوده و كار جاری و ساری پلیس است.
ضمنا دستگاه امنیتی واطلاعاتی هیچ تكلیفی نسبت به انتشار آمار دستگیر شدگان ندارند. یكی از دلایل عدم انتشار آمار بازداشت شدگان این است كه عدهای این مساله را دستاویز موفقیت خود قرار میدهند. ضمنا آقایانكروبی و موسوی به همراه همسرانشان در منزلهای خود حضور دارند.
خبرنگاری به خاموش بودن چراغهای منازل این دو فرد اشاره كرد كه دادستان پاسخ داد: باز هم میگویم دروغ حد و اندازه ندارد.
دادستان تهران در پاسخ به پرسش خبرنگاری مبنی بر اینكه در روزهای گذشته شاهد حضور نیروهای خودسر با چوب وچماق در خیابانها بودیم آیا این افراد مجوز دارند؟ گفت: چنین مسالههای را تایید نمیكنم و فكر هم نمیكنم كه صحت داشته باشد، چرا كه دستگاه امنیتی و انتظامی هیچ كدام مجوزی برای این كار ندارند.
اعلام نمی کنیم تا معلوم نشود سطح تظاهرات چه میزان بوده!
پس از محسنی اژه ای دادستان کل جمهوری اسلامی که در حاشیه همایش دادستان ها، در جمع خبرنگاران حاضر شد تا بگوید "روز سه شنبه تظاهراتی نبوده و امریکا و اسرائیل خبر سازی می کنند"، عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران نیز در حاشیه همان همایش به جمع خبرنگاران آمد تا بگوید:
روز گذشته (سه شنبه) در تهران اتفاق خاصی رخ نداد و رفت آمد مردم عادی بود، اما عدهای تلاش داشتند تجمعاتی داشته باشند كه موفق نشدند. پلیس طبق وظیفه خود نسبت به پراكنده كردن تجمعات اقدام کرد و این كار خلاف قانون نبوده و كار جاری و ساری پلیس است.
ضمنا دستگاه امنیتی واطلاعاتی هیچ تكلیفی نسبت به انتشار آمار دستگیر شدگان ندارند. یكی از دلایل عدم انتشار آمار بازداشت شدگان این است كه عدهای این مساله را دستاویز موفقیت خود قرار میدهند. ضمنا آقایانكروبی و موسوی به همراه همسرانشان در منزلهای خود حضور دارند.
خبرنگاری به خاموش بودن چراغهای منازل این دو فرد اشاره كرد كه دادستان پاسخ داد: باز هم میگویم دروغ حد و اندازه ندارد.
دادستان تهران در پاسخ به پرسش خبرنگاری مبنی بر اینكه در روزهای گذشته شاهد حضور نیروهای خودسر با چوب وچماق در خیابانها بودیم آیا این افراد مجوز دارند؟ گفت: چنین مسالههای را تایید نمیكنم و فكر هم نمیكنم كه صحت داشته باشد، چرا كه دستگاه امنیتی و انتظامی هیچ كدام مجوزی برای این كار ندارند.
۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه
کانون تظاهرات دیروز در خیابانها و میادین تهران و شهرستان ها
شاخص اصلی ارزیابی تظاهرات دیروز ایران، گسترش آن در سطح کشور از یکسو و در خیابان ها و میادین محلات مختلف تهران از سوی دیگر بود.
از مهرشهر كرج در غزب تهران تا خیابان دماوند در شرق تهران. و از تهران تا سمنان و تبریز و مشهد و اصفهان و شیراز و ..
موتورسوارهای بسیج و اوباش چماقدار، اگر در ابتدای تظاهرات اعتراضی در سال گذشته، تعجب و کنجکاوری توام با رعب را در مردم ایجاد کرده بودند، اکنون در تظاهراتی که از 25 بهمن به اینسو شاهدیم، این قشون کشی خیابانی برای مردم حالت عادی به خود گرفته است. دیگر لباس های سیاه، پوزه بند اوباش موتورسوار، آلات و ادوات نیروهای ضد شورش و... کار بُرد خود را ازدست داده اند و برای مردم عادی شده است. ادامه تظاهرات خیابانی مردم، که بزودی به امری روزانه تبدیل خواهد شد، حضور این نیروها در خیابان ها و میادین را دائمی خواهد کرد و این پایان اثرگذاری آنها خواهد بود.
در تظاهرات دیروز تهران، در چند منطقه و در برابر چشم همین نیروهای رنگارنگ انتظامی و چماقی، مردم شعار مرگ بر دیکتاتور را بتدریج به شعار "مرگ برخامنه ای" تبدیل کردند. برای مردم دیگر قطعی شده که هر آنچه در کشور روی داده و می دهد، زیر سر اوست و او می رود تا تبدیل به "هدف" عموم ملت ایران شود. حتی اگر همه فجایعی که روی میدهد بدستور او نباشد نیز افکار عمومی و وجدان ملی مردم ایران، همه را به پای او می نویسند. چه مجتبی پسرش پشت این فجایع باشد و چه مصباح یزدی، چه جنتی و چه نقدی. مردم در چهره همه آنها خامنه ای را می بینند و هرچه او برای پذیرش بحران و یافتن راه حلی ملی برای آن تاخیر می کند، به این شناخت ملی بیشتر دامن می زند.
به لیست مناطقی که مردم تهران دیروز در آنها دست به تظاهرات زدند باز گردیم:
مهر شهر کرج، میدان انقلاب، بلواز کشاور ، جمال زاده، کارگر، آزادی، رودکی، میدان توحید، کالج، چهار راه مصدق، میدان صادقیه، خیابان آزادی به سمت جمهوری، خیابان اسکندری شمالی، میدان صادقیه، تقاطع بهبودی و نواب، آریاشهر، میدان ولی عصر، چهار راه وصال، میدان 7 تیر، خیابان آزادی تقاطع زارع، ابیوردی، تخت طاووس، میدان امام حسین...
در شهرها و شهرستانها
- اهواز با یک کشته در خوابگاه نخل در خیابان گلستان این شهر. ضارب حاج کاظم از ستاد خبری اهواز شناسائی شده است. قربانی که با شلیک گلوله کشته شده محمد پیروز نام دارد و دانشجوی مکانیک بود.
ـ شیراز مرکز اصلی تظاهرات خیابان ملاصدرا و مقابل دانشگاه شیراز
- سمنان
- مشهد، صحنه وسیع ترین حضور خیابانی مردم و خشونت کم سابقه حکومتی ها گزارش شده است. حتی گفته اند؛ فقط خمپاره برای شلیک به سوی مردم به خیابان نیآورده بودند. خیابان احمد آباد کانون اصلی تظاهرات مردم گزارش شد.
- تبریز یکی از ملتهب ترین روزهای دو سال اخبر را سپری می کند.کانون اصلی حضور مردم چهارراه آبرسان این شهربود.
- اصفهان مرکز اصلی تظاهرات سی و سه پل و خیابان انقلاب
- بوشهر, کانون اصلی دانشگاه این شهر
از مهرشهر كرج در غزب تهران تا خیابان دماوند در شرق تهران. و از تهران تا سمنان و تبریز و مشهد و اصفهان و شیراز و ..
موتورسوارهای بسیج و اوباش چماقدار، اگر در ابتدای تظاهرات اعتراضی در سال گذشته، تعجب و کنجکاوری توام با رعب را در مردم ایجاد کرده بودند، اکنون در تظاهراتی که از 25 بهمن به اینسو شاهدیم، این قشون کشی خیابانی برای مردم حالت عادی به خود گرفته است. دیگر لباس های سیاه، پوزه بند اوباش موتورسوار، آلات و ادوات نیروهای ضد شورش و... کار بُرد خود را ازدست داده اند و برای مردم عادی شده است. ادامه تظاهرات خیابانی مردم، که بزودی به امری روزانه تبدیل خواهد شد، حضور این نیروها در خیابان ها و میادین را دائمی خواهد کرد و این پایان اثرگذاری آنها خواهد بود.
در تظاهرات دیروز تهران، در چند منطقه و در برابر چشم همین نیروهای رنگارنگ انتظامی و چماقی، مردم شعار مرگ بر دیکتاتور را بتدریج به شعار "مرگ برخامنه ای" تبدیل کردند. برای مردم دیگر قطعی شده که هر آنچه در کشور روی داده و می دهد، زیر سر اوست و او می رود تا تبدیل به "هدف" عموم ملت ایران شود. حتی اگر همه فجایعی که روی میدهد بدستور او نباشد نیز افکار عمومی و وجدان ملی مردم ایران، همه را به پای او می نویسند. چه مجتبی پسرش پشت این فجایع باشد و چه مصباح یزدی، چه جنتی و چه نقدی. مردم در چهره همه آنها خامنه ای را می بینند و هرچه او برای پذیرش بحران و یافتن راه حلی ملی برای آن تاخیر می کند، به این شناخت ملی بیشتر دامن می زند.
به لیست مناطقی که مردم تهران دیروز در آنها دست به تظاهرات زدند باز گردیم:
مهر شهر کرج، میدان انقلاب، بلواز کشاور ، جمال زاده، کارگر، آزادی، رودکی، میدان توحید، کالج، چهار راه مصدق، میدان صادقیه، خیابان آزادی به سمت جمهوری، خیابان اسکندری شمالی، میدان صادقیه، تقاطع بهبودی و نواب، آریاشهر، میدان ولی عصر، چهار راه وصال، میدان 7 تیر، خیابان آزادی تقاطع زارع، ابیوردی، تخت طاووس، میدان امام حسین...
در شهرها و شهرستانها
- اهواز با یک کشته در خوابگاه نخل در خیابان گلستان این شهر. ضارب حاج کاظم از ستاد خبری اهواز شناسائی شده است. قربانی که با شلیک گلوله کشته شده محمد پیروز نام دارد و دانشجوی مکانیک بود.
ـ شیراز مرکز اصلی تظاهرات خیابان ملاصدرا و مقابل دانشگاه شیراز
- سمنان
- مشهد، صحنه وسیع ترین حضور خیابانی مردم و خشونت کم سابقه حکومتی ها گزارش شده است. حتی گفته اند؛ فقط خمپاره برای شلیک به سوی مردم به خیابان نیآورده بودند. خیابان احمد آباد کانون اصلی تظاهرات مردم گزارش شد.
- تبریز یکی از ملتهب ترین روزهای دو سال اخبر را سپری می کند.کانون اصلی حضور مردم چهارراه آبرسان این شهربود.
- اصفهان مرکز اصلی تظاهرات سی و سه پل و خیابان انقلاب
- بوشهر, کانون اصلی دانشگاه این شهر
۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سهشنبه
از یک نامه دریافتی علی خامنه ای، سالها در کمین انتقام از میرحسین موسوی بود!
سلام- چون تبلیغ ساده زیستی علی خامنه ای در میان بسیجی ها و انصار ولایت شدید تر از گذشته شده، خواستم این چند خط را که مستند به اعترافات وزیرخارجه بیت رهبری "علی اکبر ولایتی" است منتشر کنید:
زمانی که خامنه ای رئیس جمهور بود و موسوی نخست وزیر، آقای خامنه ای برای شرکت در اجلاس هشتم سران کشورهای غیرمتعهد که در زیمبابوه برگزار شده بود، از دولت خواست تا بودجه این سفر را تامین کند. موسوی، با اشاره به شرایط جنگی و کمبود بودجه و بنزین، از پرداخت هزینه کامل این سفر و بنزین هواپیما مخالفت کرد. خامنه ای درخواست 15 میلیون تومان آن زمان را کرده بود.
همان روز آقای خامنه ای، درحالیکه در دفتر ریاست جمهوری قدم می زد گفت:
گذار پوست به دباغخانه خواهد افتاد!
سالها بعد علی اکبر ولایتی در خاطرات خود دراین باره گفت:
«عاقبت یکی از مسئولان آن زمان دولت که اعتقاد درستی نسبت به موقعیت حضرت آیتالله خامنهای داشت و به ایشان علاقمند بود و الان هم در حال خدمت است، از طریقی و به اعتبار خودش 15 میلیون تومان تهیه کرد تا هواپیما را بنزین بزنند و به زیمبابوه برویم. از همین داستان، نوع برخوردهای دولت را ملاحظه کنید! شاید بیان این تعبیر درست نباشد، ولی دقیقاً مصداق ضربالمثل «با سیلی صورت خود را سرخ نگهداشتن» بود و مقام معظم رهبری انصافاً در برابر مشکلاتی که در مقابل رئیسجمهور که مطابق قانون اساسی رئیس قوه مجریه بودند، ایجاد میشد، آبروداری کردند. بعضی از افراطیون آن دولت میگفتند نقش رئیس جمهور فقط این است که استوارنامههای سفرا را امضا کند! با وجود سختیهایی که مقام معظم رهبری در سالهای قبل و بعد از انقلاب تحمل کردند، به نظر بنده هیچ دورانی سختتر از دوران ریاست جمهوری ایشان نبود که با نخستوزیری کار میکردند که اختلاف فکری زیادی با هم داشتند که البته بعدها هم نشانههایش بیشتر بروز کرد.»
زمانی که خامنه ای رئیس جمهور بود و موسوی نخست وزیر، آقای خامنه ای برای شرکت در اجلاس هشتم سران کشورهای غیرمتعهد که در زیمبابوه برگزار شده بود، از دولت خواست تا بودجه این سفر را تامین کند. موسوی، با اشاره به شرایط جنگی و کمبود بودجه و بنزین، از پرداخت هزینه کامل این سفر و بنزین هواپیما مخالفت کرد. خامنه ای درخواست 15 میلیون تومان آن زمان را کرده بود.
همان روز آقای خامنه ای، درحالیکه در دفتر ریاست جمهوری قدم می زد گفت:
گذار پوست به دباغخانه خواهد افتاد!
سالها بعد علی اکبر ولایتی در خاطرات خود دراین باره گفت:
«عاقبت یکی از مسئولان آن زمان دولت که اعتقاد درستی نسبت به موقعیت حضرت آیتالله خامنهای داشت و به ایشان علاقمند بود و الان هم در حال خدمت است، از طریقی و به اعتبار خودش 15 میلیون تومان تهیه کرد تا هواپیما را بنزین بزنند و به زیمبابوه برویم. از همین داستان، نوع برخوردهای دولت را ملاحظه کنید! شاید بیان این تعبیر درست نباشد، ولی دقیقاً مصداق ضربالمثل «با سیلی صورت خود را سرخ نگهداشتن» بود و مقام معظم رهبری انصافاً در برابر مشکلاتی که در مقابل رئیسجمهور که مطابق قانون اساسی رئیس قوه مجریه بودند، ایجاد میشد، آبروداری کردند. بعضی از افراطیون آن دولت میگفتند نقش رئیس جمهور فقط این است که استوارنامههای سفرا را امضا کند! با وجود سختیهایی که مقام معظم رهبری در سالهای قبل و بعد از انقلاب تحمل کردند، به نظر بنده هیچ دورانی سختتر از دوران ریاست جمهوری ایشان نبود که با نخستوزیری کار میکردند که اختلاف فکری زیادی با هم داشتند که البته بعدها هم نشانههایش بیشتر بروز کرد.»
اشتراک در:
پستها (Atom)


