۱۳۹۶ دی ۶, چهارشنبه
۱۳۹۶ آبان ۹, سهشنبه
منتخب خبرهای فرهنگی-هنری
عکس: روز گذشته (دوشنبه 8 آبان) در بهشت سکینه کرج علی اشرف درویشیان در سکوت بدرقه شد و در قطعه 7 به خاک سپرده شد. هنگام خاکسپاری تشییع کنندگان آرام و آهسته تصنیف «مرغ سحر» را زمزمه کردند.
در پایان این مراسم بهرنگ درویشیان، فرزند علی اشرف درویشیان از حاضران تشکر کرد.
محسن حکیمی بعنوان سخنران این مراسم گفت: علی اشرف از کودکی با درد و رنج ناشی از جامعه سرمایه داری آشنا بود. او از کودکی در کارگاه آهنگری کار می کرد و بعد از آن شاگرد بنا بود و بعد درس خواند و وارد دانشسرا شد و معلم کودکان در روستاهای اطراف کرمانشاه شد. او قبل از انقلاب در سال های ۵۰، ۵۶ و ۵۷ به زندان افتاد و زمانی که در سال ۵۷ آزاد شد، من آن روز را به یاد دارم. مردم که به استقبال زندانیان آمده بودند، او را بر دوش گرفته و تا دانشگاه تهران بردند و او سخنرانی کرد. مشکل اساسی او سانسور بود و بعدا نیز سانسور مشمول آثارش شد.
در آغاز مراسم، از سوی حراست محل تدفین به کسانی که عکس یا فیلم میگرفتند تذکر داده و گفته میشد اجازه تصویربرداری ندارند، که این موضوع ادامه پیدا نکرد و عکاسان و حاضران از مراسم فیلم گرفتند.
علی اشرف درویشیان، نویسنده و پژوهشگر ادبیات عامه، سوم شهریور سال ۱۳۲۰ در کرمانشاه متولد شد. او روز پنج شنبه ۴ آبان ماه در پی یک دوره بیماری و نارسایی ریوی در سن ۷۶ سالگی در یکی از بیمارستانهای تهران چشم بر جهان بست.
"بیستون"، "آبشوران"، "فصل نان"، "همراه آهنگهای بابام"، "گل طلا و کلاش قرمز"، "ابر سیاه هزارچشم"، "روزنامه دیواری مدرسه ما"، "رنگینه"، " کی برمیگردی داداش جان"، "آتش در کتابخانه بچهها"، «چون و چرا»، «داستانهای محبوب من» (با همکاری رضا خندان مهابادی)، «سلول ۱۸»، «سی ودو سال مقاومت در زندانهای شاه» و «افسانهها و متلهای کردی»، «سالهای ابری» (۲ جلد)، «درشتی»، مجموعه ۲۰ جلدی «فرهنگ افسانههای مردم ایران» (با همکاری رضا خندان مهابادی)، «واژهنامه گویش کرمانشاهی»، «یادمان صمد» (صمد بهرنگی)، «شب آبستن»، «از این ولایت»، «قصههای آن سالها»، «هفت مرد، هفت داستان»، «خاطرات صفر خان» (صفر قهرمانیان) و «دانه و پیمانه» (با همکاری رضا خندان مهابادی) آثاری مکتوبی است که از درویشیان باقی مانده است و خلق و خوی مردمی او نیز در کنار این آثار مکتوب برای همیشه باقی است.
۱۳۹۶ مهر ۲۴, دوشنبه
ننگ حصر؛ نامهای که اینبار مخاطبش علمای جهان اسلام بود

۱۳۹۶ شهریور ۱۲, یکشنبه
وزارت خارجه آمریکا خواستار لغو حکم اعدام محمد علی طاهری شد.

۱۳۹۶ خرداد ۲۵, پنجشنبه
روزنامههای صبح تهران: مقایسه گرنفل با پلاسکو
روزنامههای ایران در روز پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ماجرای آتشسوزی برج گرنفل لندن را به نحو گستردهای پوشش داده و آن را با حادثه برج پلاسکو مقایسه کردهاند.
تلخیهای یک قیاس
آفتاب یزد
در گزارش اول روزنامه آفتاب یزد آمده که آتشسوزی برج گرنفل در غرب لندن برای مردم ایران یادآور آتشسوزی در جنوب شرق تهران بوده و بسان نمکی عمل کرد بر زخم از دست دادنها، تلخیها، کوتاهیها و نمایشهای انتخاباتی برخی مسئولان مقصر آتشسوزی و فروپاشی ساختمان پلاسکو.
علیرضا کریمی، سردبیر آفتاب یزد هم در سرمقاله امروز با عنوان «صدا و سیما و معضل کسانی که نمیگذارند» نوشته که همزمان شبکه خبر به صورت زنده این حادثه را بازتاب میداد، درست مثل سیانان، بیبیسی و باقی رسانههای مطرح دنیا. حتی برخی اوقات از آنان نیز پیشی میگرفت، آنجا که خبر دادند آتش مهار و خاموش شده اما همچنان خبرنگار و مجری صدا و سیما اصرار داشتند که بگویند، خیر. هنوز آتش برقرار است و آتشنشانان لندن چندان موفق نبودهاند.
خلاصه آن که به اعتقاد آقای کریمی صدا و سیما منابع و امکانات لازم برای عملکرد حرفهای را دارد اما همچنان همانها که «نمیگذارند» در اتاق فکر نشسته و فرمان خود را صادر میکنند.
گرنفل بدون آتشبیاران معرکه سوخت!
پلاسکو انگلیسی سوخت اما فرو نریخت
روزنامه شرق در گزارشی از جمله آورده که صادقخان، شهردار لندن هم مانند شهردار تهران از همان لحظات اولیه سعی کرد مدیریت بحران را برعهده بگیرد. اما یک تفاوت در این وضعیت وجود داشت، آن هم نحوه اطلاعرسانی بود. صادق خان در توییتهایی که در حساب کاربریاش مینوشت، مرتب به اشکالات موجود اشاره میکرد و به شهروندان این امیدواری را میداد که باید مقصر نگهداشتن مردم در خانهها و مشکلات دیگر مشخص شود و پاسخگوی اعمال خود باشد. اما بعد از حادثه پلاسکو برخی اعضای شورای شهر به دلیل این که قالیباف مسئولیت حادثه پلاسکو را برعهده نگرفت و حتی حاضر به پاسخگویی نشد به او انتقاد کردند. برج ۲۴ طبقه گرنفل در ۱۹۷۰ ساخته شده و سال گذشته هم نوسازی شده بود. اما ساختمان پلاسکو با گذشت ۵۴ سال از زمان ساختش نوسازی و حتی به سیستم ایمنی هم تجهیز نشده بود.
به نوشته روزنامه شرق، حضور شهروندان تهرانی در حادثه پلاسکو یکی از مهمترین دلایل دیر رسیدن نیروهای امداد عنوان شد در حالی که در حادثه لندن این وضعیت کنترل شد و در مسیر تردد، شهروندی دیده نمیشد و سلفی هم نمیگرفت و مهمتر آنکه در حادثه گرنفل هیچ آتشنشانی زیر آوار نماند و کشته نشد.
۱۳۹۶ خرداد ۱۰, چهارشنبه
تایید نتایج انتخابات ۹۶ پس از 'بازگشایی' پرونده انتخابات ۸۸

در سال ۱۳۸۸، از میان ۳۶۸ حوزه انتخاباتی ایران، ۱۲۶ حوزه دارای میزان مشارکتی بالاتر بین ۹۵ تا ۱۲۷ درصد بودند. یعنی، در حدود یک سوم کل حوزه ها، تعداد آرای صندوق ها نزدیک به تعداد کل کسانی که میتوانستند رای بدهند یا حتی بیشتر بود
در انتخابات سال ۱۳۸۸، حتی در سطح استان ها نیز، در دو استان یزد و مازندران، میزان آرای شمارش شده در کل استان از ۱۰۰ درصد واجدین شرایط شرکت در انتخابات فراتر می رفت که با توجیهاتی در حد رای دادن مسافران در شهرهای خاص قابل فهم نبود.
در همان رای گیری، تا زمان اعلام نتایج شمارش بیش از ۳۰ میلیون رای از مجموع کل آرای ریخته شده به صندوق ها، هیچ رای باطله ای وجود نداشت (مجموع آرای چهار کاندیدا، دقیقا مساوی با تعداد رای های شمرده شده بود). هرچند همزمان با بالاگرفتن اعتراضات بر سر این موضوع، اعلام نتایج برای چند ساعت متوقف شد تا سرانجام "نتایج نهایی انتخابات" با حدود ۴۰۰ هزار رای به عنوان"آرای باطله" انتشار یافت.
اتفاقات "به لحاظ ریاضی" عجیب انتخابات ۱۳۸۸، البته فقط به ضرر رقبای اصلاح طلب آقای احمدی نژاد نبود و گریبانگیر محسن رضایی کاندیدای محافظه کار رقیب آقای احمدی نژاد هم شده بود. مثلا مطابق نتایج رسمی انتخابات، محسن رضایی تا هنگام شمارش ۱۹ میلیون و ۷۰۰ هزار برگه رای، حدود ۶۳۰ هزار رای داشت. اما پس از شمارش ۲ میلیون رای دیگر، آرای آقای رضایی نه تنها افزایش نیافت، که با ۴۵ هزار رای کاهش به حدود ۵۸۰ هزار از مجموع ۲۱ میلیون و ۷۰۰ هزار رای رسید.
علی رغم تمام این شواهد، آیت الله خامنه ای آن زمان در پاسخ به اعتراضات گسترده نسبت به نتایج اعلام شده، در خطبه های نمازجمعه به شدت زیر سوال بردن سازوکار برگزاری انتخابات در ایران را مورد انتقاد قرار داد و"دشمنانی" را تخطئه کرد که کوشیده اند "این پیروزی حتمی را، به یک پیروزی مشکوک و قابل تردید تبدیل کنند".
رهبر جمهوری اسلامی ایران، همچنین در اول فروردین امسال، با ذکر اینکه جلوی "هرکسی بخواهد با نتیجه آرای ملت دربیفتد" می ایستد گفت: "در سالهای گذشته هم در سالهای ۷۶، ۸۴، ۸۸، ۹۲ این اتفاق صورت گرفت و بنده ایستادم. برخی از آنها مقابل چشم مردم بود و دیدند اما در برخی مردم مطلع نبودند اما بنده در جریان بودم و ایستادم."
به نظر می رسد که با گذشت ۸ سال از انتخابات ریاست جمهوری دهم، آیت الله خامنه ای دیگر از تبدیل نتیجه انتخابات ریاست جمهوری به یک 'نتیجه مشکوک' ناراضی نیست. هرچند قاعدتا، به این هم راضی نیست که مقایسه رویکرد جدید او با رویه سال ۱۳۸۸، بحث در مورد انتخابات آن سال را زنده کند
منظور از یادآوری آقای خامنه ای در مورد سال های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ روشن بود؛ چون در آن دو سال، اعتراضاتی علنی به نتایج انتخابات اول و دوم محمودی نژاد صورت گرفته بود. اما اشارات او به دو انتخابات ۱۳۷۶ و ۱۳۹۲، که در آنها کاندیداهای اصلی محافظه کار شکست خورده بودند، قاعدتا از اقدامات غیرعلنی عده ای از محافظه کاران علیه نتایج انتخابات حکایت داشت.
از روایت رهبر جمهوری اسلامی چنین بر می آید که در دو دهه گذشته، محافظه کاران - بعدها: اصولگرایان- در مقابل پذیرش نتایج هر دو انتخاباتی که منجر به روی کار آمدن کاندیدای جناح رقیب به عنوان رئیس جمهور شده مقاومت کرده اند، هرچند تلاش آنها برای بر هم زدن نتایج رسانه ای نشده است.
اعتراضات امسال اصولگرایان، البته به گفته آنها به معنی قبول نداشتن نتایج انتخابات نبوده، اما یادآور مقطع بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم است که رهبر می گفت "دشمنان" می کوشند "این پیروزی حتمی را به یک پیروزی مشکوک و قابل تردید تبدیل کنند".
به نظر می رسد که با گذشت ۸ سال از آن انتخابات، آیت الله خامنه ای دیگر از تبدیل نتیجه انتخابات ریاست جمهوری به یک "نتیجه مشکوک" ناراضی نیست. هرچند قاعدتا، به این هم راضی نیست که مقایسه رویکرد جدید او با رویه سال ۱۳۸۸، بحث در مورد انتخابات آن سال را زنده کند.
حسین باستانی
بی بی سی
۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۲, جمعه
بیتوجهی به زندانیان سیاسی در حال اعتصاب غذا در تبلیغات انتخاباتی کاندیداهای ریاستجمهوری
به گزارش بازداشت به نقل از آمدنیوز سازمان دیدهبان حقوق بشر طی بیانیهای به بیتوجهی مسئولان کشور نسبت به وضعیت زندانیان در حال اعتصاب غذا در دوران انتخابات هشدار داد. متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
میلیونها ایرانی در حسابهای تلگرام و توییترشان در حال مصرف آخرین چرخشها و پیچشهای فصل انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر هستند که در روز ۱۹ ماه مه برگزار میشود. و در این دورهی بحث عمومی گسترده در ایران، نامزدها باید به سود زندانیهای سیاسی پرشمار کشور صحبت کنند.
یکی از این زندانیها آتنا دائمی ۲۸ ساله است؛ یک فعال حوزهی کودکان که در حال گذراندن محکومیتی هفت ساله در زندان اوین است. سپاه پاسداران ایران در اکتبر ۲۰۱۴ دائمی را به خاطر فعالیتهایش بازداشت، و ۱۶ ماه بعد با وثیقه آزاد کرد. یک دادگاه انقلاب او را به اتهامهایی شامل «تجمع و تبانی علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به ۱۴ سال زندان محکوم کرد. حکم او بعداً در دادگاه تجدید نظر به هفت سال کاهش داده شد.
به گفتهی خانوادهی دائمی، وقتی ضابطین قضایی در نوامبر ۲۰۱۶ او را در خانهاش دستگیر کردند تا برای گذران باقیماندهی حکمش به زندان برده شود، از ارائهی اوراق هویتی یا حکم بازداشت امتناع کردند، در حالی که مطابق قانون هر دوی آنها مورد نیاز هستند. بنابراین خانواده به آنها اجازهی ورود نداد. این عمل ظاهراً سبب شده است اتهاماتی متوجه خواهران دائمی شود. چهار ماه بعد، دادگاهی در تهران دو تن از خواهران دائمی را به اتهام توهین و ممانعت از مأموران قضایی به سه ماه زندان محکوم کرد، اما بعد حکم را تعلیق کرد. دائمی در اعتراض به آزار خانوادهاش از سوی حکومت اعتصاب غذایی را آغاز کرده است که به گفتهی خانوادهاش تا زمانی که مقامات رسماً خواهرانش را تبرئه کنند به آن ادامه خواهد داد. او حالا یک ماه را در اعتصاب غذا سپری کرده است، و خانوادهاش میگوید وضعیت سلامتیاش به سرعت بدتر میشود.
دائمی تنها نیست. اسماعیل عبدی، دبیر کل کانون صنفی معلمان در حال گذراندن محکومیتی شش ساله است که بخشی از آن به خاطر سازماندهی تظاهرات معلمان در برابر مجلس است. او در روز ۳۰ام آوریل اعتصاب غذا را آغاز کرد تا به نظام قضایی فاسد و فشار مقامات بر اتحادیههای مستقل کارگری اعتراض کند.
همچنین هنگامه شهیدی، روزنامهنگاری که از روز ۹ مارس بازداشت شده است، در اعتصاب غذا به سر میبرد تا به بازداشتش اعتراض کند. بیش از دو ماه است که مقامات به او اجازهی ملاقات با وکیل ندادهاند.
دوران انتخابات یکی از زمانهای کمیاب در ایران است که در آن بسیاری از نامزدها ظاهراً از احترام بیشتر به حقوق بشر دفاع میکنند. اما آیا هیچیک از نامزدها حاضر هستند آسیب دیدن این زندانیها را به رسمیت بشناسند و از حقوق، و بهتر از آن، آزادی آنها دفاع کنند؟
منبع: آمد نیوز
۱۳۹۶ اردیبهشت ۸, جمعه
درگیری لفظی روحانی و جهانگیری با قالیباف در نخستین مناظره انتخابات ریاستجمهوری ۹۶
اولین مناظره تلویزیونی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران صحنه درگیری لفظی حسن روحانی و اسحاق جهانگیری با محمدباقر قالیباف بود.
مسئله ایجاد اشتغال در ایران در بسیاری از صحبتها مسئله محوری بود.
آقایان قالیباف و روحانی یکدیگر را به "دروغگویی" متهم کردند. اسحاق جهانگیری هم به تندی از آقای قالیباف انتقاد کرد و عملکرد اصولگرایان را به واسطه حمایتشان از محمود احمدینژاد زیر سوال برد.
در مقابل آقای جهانگیری متهم شد که فقط برای حمایت از حسن روحانی در مناظرهها نامزد شده است. او با اشاره به سابقه طولانی خود در مسئولیتهای مختلف گفت که به نمایندگی از جناح اصلاحطلب نامزد شده تا حرفهای این جناح سیاسی را بیان کند.
ادعای نقل شده از بابک زنجانی درباره حمایت از ستاد حسن روحانی در انتخابات پیشین نیز یکی از محورهای حمله محمدباقر قالیباف به حسن روحانی بود. آقای قالیباف تاکید داشت به جای منافع ۴ درصد بالای جامعه دنبال منافع اکثریت ۹۶ درصدی است.
با وجود اتهامهای مطرحشده، دو طرف به دو پرونده جنجالی "حقوقهای نجومی" مدیران دولتی و "املاک نجومی" واگذارشده از طرف شهرداری تهران اشارهای نکردند.
گزارش کامل گفته های شرکت کنندگان در این مناظره را اینجا بخوانید
بیشتر بخوانید:
صفحه ویژه؛ انتخابات ۱۳۹۶ ایران
جملات جنجالی مناظرههای انتخاباتی ایران
نشستن به قید قرعه
تلویزیون ایران محل نشستن نامزدها، سوالهای پرسیدهشده از هر یک، و ترتیب پاسخ دادن نامزدها به پرسشها را به قید قرعه تعیین کرد.
در بخش اول مناظره، هر نامزد به یک سوال مجری پاسخ میداد و پس از آن دیگر نامزدها درباره آن اظهار نظر میکردند. سپس آن نامزد فرصت داشت به مسائل مطرح شده پاسخ بدهد.
بیشترین مباحثه بین اسحاق جهانگیری و حسن روحانی از یک سو و محمدباقر قالیباف از سوی دیگر انجام شد. نامزدهای دیگر کمتر به بحث با مصطفی میرسلیم و مصطفی هاشمی طبا پرداختند.
ابراهیم رئیسی در هنگام بحث درباره عدالت اجتماعی، از افزایش شکاف طبقاتی در سالهای اخیر انتقاد کرد و گفت که در سالهای آغاز اجرای طرح هدفمندی یارانهها ضریب جینی (شاخص توزیع درآمد) کاهش پیدا کرده، اما در دولت حسن روحانی این شاخص بالا رفته است. آقای رئیسی گفت که میخواهد یارانه نقدی سه دهک پایین را سه برابر کند.
۱۳۹۶ فروردین ۲۷, یکشنبه
«سپاه از یک سال پیش در تدارک آوردن رییسی بوده»
گفتوگوی اختصاصی با ابوالحسن بنیصدر، اولین رییسجمهوری ایران
به مناسبت انتخابات ریاستجمهوری، «ایرانوایر» به سراغ گفتگو با اولین رئیسجمهور تاریخ ایران رفت.
«ابوالحسن بنیصدر» از پاریس و تلفنی با ما همکلام شد؛ از همان شهری که روزی در حومههای آن، در کنار مردی قرار داشت که اختلافات نظرش با او، تکلیف تاریخ ایران را دست کم تا چند ده سال تعیین کرد.
علاوه بر خاطرات رابطه با آیتالله خمینی، از او درباره نظرش راجع به انتخابات پیشرو، کاندیداتوری رئیسی و جانشینی علی خامنهای پرسیدیم.
آیتالله خمینی در فرانسه که بود، چشماندازی از آینده ایران ارایه میکرد که بسیار متفاوت از آن چیزی بود که هنگام به قدرت رسیدن انجام داد. به آن دوره که فکر میکنید، اولین بار کی متوجه نشانههای هشدار شدید؟
در نوفل لوشاتو ما 20 اصل به آقای خمینی پیشنهاد کردیم. ایشان ۱۹ اصل آن را خطاب به جهانیان اعلام کرد منهای یک اصل که عفو عمومی بود. بعد که رفتیم ایران، از همان لحظه ورود علایم خفیفی را بروز میداد که قرار است به این اصول عمل نکند؛ مثلا در در بهشت زهرا. بعد حکم نصب «مهندس بازرگان» به نخستوزیری حکومت موقت را صادر کرد با استناد به این که ایشان ولایت شرعی دارند. واضحتر از آن اینکه در خیابانها ریختند و زنهای بیحجاب را اذیت و آزار کردند. من رفتم قم و با ایشان صحبت کردم و گفتم شما در نوفل لوشاتو گفتید زنها در پوشش خود آزادند. ایشان گفت که من در فرانسه صحبتهایی کردم اما هیچ تعهدی نسبت به آنها ندارم و لازم بشود، خلاف آنها را میگویم.
در صحبت با آقای خمینی، آیا فرصت این میشد که راجع به میراث مصدق با هم صحبت کنید؟ نظرشان واقعا چه بود؟
این مساله چند نوبت پیش آمد. یک مورد در نوفل لوشاتو بود. دکتر یزدی به آقای خمینی گفت شما باید یک ستایشی از مصدق بکنید. جواب داد نه، نمیشود؛ نمیتوانم. من گفتم چرا نمیتوانید؟ شما در دنیا شناخته شده نیستید، اما مصدق در جهان به عنوان نماد استقلال و آزادی شناخته شده است. آن روز بعد از نماز برای اولین بار ستایشی از دکتر مصدق کرد. بار دیگری هم در تهران گفته بود که مصدق از اسلام سیلی خورد. به او گفتیم مصدق در وجدان تاریخی مردم ایران است و هیچ کس هم نمیتواند او را خارج کند. شما فقط به خودتان ضربه میزنید.
به نظرتان میآمد آیت الله خمینی مواضع اصولی دارند یا مواضعشان مدام متغیر است و تحت نفوذ اطرافیان؟
ایشان در تمام عمر غالب کارهایش واکنش بوده است و نه کنش. در فرانسه که بود، از طرف کمیسیونی جواب سوال خبرنگارها به ایشان داده میشد و ایشان همان را پس می داد. پس از خودشان ایدهای نداشتند مگر ولایت فقیه. تازه آن هم از خودشان نبود. بعد آمد در فرانسه و به ایشان گفتم اینجا بخواهی صحبت ولایت فقیه بکنی، همینجا ماندگار میشوی. اینجا بود که صحبت ولایت جمهور مردم را کرد و گفت در دموکراسی پیشرفته ایران، مردم در اداره کشور خویش شرکت میکنند. ما نمیدانستیم طرح محرمانهای هم بوده که دکتر یزدی تهیه کرده است. این طرح، «ولایت مطلقه فقیه» بود.
فکر میکنید نوع رابطهای که شما با خامنهای داشتید، باعث ایجاد پیشینهای شد که بر نوع رابطه این دو مقام در جمهوری اسلامی تاثیر گذاشت یا خیر؟
آن وقت آقای خمینی خلاف قانون اساسی عمل میکرد چون طبق آن اختیارات اجرایی نداشت. با این حال، این دو مقام، دوتا عملکرد دارند که با هم نه تنها سازگاری ندارند بلکه تضاد هم دارند. رهبری برای خودش اختیار مطلق قائل است و از لحاظ نظری، خود را فقط پاسخ گو به خدا میداند. فونکسیونی که رهبر دارد، فقط یکی است و آن هم کاربرد خشونت. کسی که کم تر از همه با آقای رهبر این تزاحم را بروز داده، آقای روحانی است. البته تزاحم همچنان هست. این هم حلبشو نیست و ذاتی رژیم است
نظری راجع به انتخابات پیشرو دارید؟ با آقای رئیسی هیچ وقت آشنایی داشتید؟
نه، من هیچ آشنایی شخصی یا قبلی با او ندارم اما او از همین قضات شرع و ماشین صدور حکم اعدام بوده است، مثلا در کشتار سال ۶۷. آقای منتظری گفت اینها در تاریخ به عنوان جنایتکار ثبت میشوند. اگر بخواهد در آن مقام، مجری مقام رهبر بشود ببینید چه خشونتی ایران را خواهد گرفت. بنا بر اطلاعاتی که به من داده اند، سپاه از یک سال پیش در تدارک آوردن این آقا بوده. یک توجیه هم برایش ساخته اند؛ میگویند آقای روحانی زبان اوباما را میفهمید، حالا ترامپ آمده که زبان روحانی حالیاش نمیشود.
نظر شما در مورد جانشینی آقای خامنهای چیست؟
از ایران به من اطلاع داده اند که پیامی داده شده به آقای ترامپ که شما این فشار به ایران را افزایش نده و تحریم نکن چون آقای خامنهای بیمار و مردنی است و اگر این فشار نباشد، میانهروها زمامدار باقی میمانند و جانشین آقای خامنهای همان نقشی را خواهد داشت که آقای «سیستانی» در عراق دارند. این اطلاع به نظر من صحیح میرسد چون کنگره امریکا رای به تحریمها را تا بعد از انتخابات ریاستجمهوری در ایران به تعویق انداخت. عین همین پیام را در اواخر حیات آقای خمینی به آقای ریگان داده بودند. اما برای جانشین اینها چه کسانی را دارند؟ کسانی که با تعریف قانون اساسی جور دربیایند، چند نفر بیش تر نیستند. آقا «مجتبی»، فرزند آقای خامنهای هست. دیگری، همین آقای رئیسی است. دیگری، آقای شیخ «صادق لاریجانی» که او هم با فسادهایی که پی در پی از او رو شده این امکان را ندارد. همین طور آقای «شاهرودی» که در مجلس خبرگان رهبری هم برای ریاست رای نیاورد. سپاه هم با او میانه خوبی ندارد. حالا میگویند در مجلس خبرگان جدید، کمیسیون تعیین رهبر از زمان انتخاب شش بار تشکیل جلسه داده که در عمر مجلس خبرگان بیسابقه است. اما امید من این است که ولایت فقیه از لحاظ نظری مرده. از لحاظ عملی هم مرده است چون کسی به آن باور ندارد. فقط مانده به عنوان وسیله مشروعیت دادن به خشونت. تنها کاربردش همین است.
برای خواندن متن کامل مصاحبه به این لینک رجوع کنید
۱۳۹۶ فروردین ۱۹, شنبه
شادی صدر فعال حقوق بشر 7 آوریل 2017 - 18 فروردین 1396
شادی صدر، کارشناس ارشد حقوق بین الملل و مدیر "سازمان عدالت برای ایران" در مقاله ای که برای "صفحه ناظران می گویند" نوشته است از زاویه ای متفاوت به کاندیداتوری ابراهیم رئیسی پرداخته است. به نوشته صدر ورای دو گانه ناکارآمد و از معنا تهی شده "تحریم یا شرکت" این انتخابات بار دیگر میتواند بحث اعدام های دهه ۶۰ و به خصوص سال ۶۷ را زنده کند. زیرا ابراهیم رییسی در "هیئت چهار نفره اعدام ها" بوده و با مطرح شدن این بحث حفاظی که پورمحمدی در پرتو فضای سیاسی حمایت از دولت تدبیر و امید در چهار سال گذشته از آن برخوردار شده بود، نیز ترک خواهد برداشت.
کاندیداتوری ابراهیم رییسی، تولیت تازه آستان قدس رضوی و یکی از مسئولان بلندپایه قضایی در دهه ۶۰ و پس از آن، یک بار دیگر تنور انتخاب بین بد و بدتر و لاجرم، تنور انتخابات را داغ کرده است. با این همه، این یادداشت، نه درباره دوگانه ناکارآمد و از معنا تهی شده "تحریم یا شرکت" که درباره فواید ورود رییسی به دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است.
مهمترین ویژگی که ابراهیم رییسی را از تمامی کاندیداهای تاکنونی جمهوری اسلامی برای ریاست جمهوری متمایز می کند این است که او یکی از معدود مسئولان زنده جمهوری اسلامی است که سند غیرقابل انکاری از شرکت او در یک "جنایت" دولتی سازمان یافته و گسترده وجود دارد.
در مرداد و شهریور ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی که قبلا در دادگاه های انقلاب، بدون حضور وکیل و اغلب ظرف چند دقیقه، محاکمه و به حبس محکوم شده بودند، به طور جمعی و مخفیانه اعدام شدند و بدن های بسیاری از آنان در گورهای جمعی در گوشه گوشه ایران انداخته و رویش با خاک یا سیمان پوشانده شد.
زندانیان سیاسی استان تهران در دو زندان اوین و قزل حصار نگه داری می شدند. در این دو زندان حداقل ۱۵۰۰ زندانی، به فتوای رهبر جمهوری اسلامی و با تصمیم یک هیات چهار نفره، متشکل از حسن علی نیری (قاضی شرع تهران)، ابراهیم رییسی (جانشین دادستان تهران)، مصطفی پورمحمدی (نماینده وزارت اطلاعات) و مرتضی اشراقی (دادستان تهران) به دار آویخته شدند.
با انتشار فایل صوتی جلسه ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ قائم مقام وقت رهبری جمهوری اسلامی با این چهار مرد، سند غیرقابل انکاری درباره دخالت ابراهیم رییسی در تصمیم گیری بر سر مردن یا ماندن زندانیان و ابعاد فاجعه در اختیار عموم قرار گرفته است.
بیشتر بخوانید:
انتشار جلسه منتظری و 'هیات مرگ'، کورسویی به روشن شدن حقیقت
مخاطبان هشدارهای منتظری کجا هستند؟
چرا برخی انتشار جلسه منتظری را محکوم میکنند؟
هشدار منتظری در مورد 'آینده کشور'؛ آیندهای که امروز است
مطهری درباره فایل صوتی آیتالله منتظری: رئیسی، نیری و پورمحمدی توضیح بدهند
گروه های حذف شده در کشورهایی مثل ایران با تاریخ طولانی سرکوب و سانسور توامان، روایتی دست اول از تاریخ سرکوب را در حافظه فردی و گروهی خود حفظ کرده اند. گروه های حذف شده همواره با تلاش و استفاده از روش های مختلف، سعی در فراموش نشدن تاریخی را دارند که خود و عزیزانشان شاهدان، روایتگران و قربانیان آن بوده اند. در ایران، جمع شدن سالانه خانواده ها در مکان هایی که به باور آن ها گورهای جمعی در آن قرار دارد، مکان هایی مثل خاوران تهران، لعنت آباد اهواز، بهشت رضای مشهد و... تنها یکی از این تلاش های جمعی برای زنده نگه داشتن حافظه و تاریخ فجایع جمعی گذشته بوده است.
با این همه، میان تاریخ سرکوب شدگان و روایت رسمی از تاریخ، اغلب شکاف عظیمی است که گروه های حذف شده به واسطه وضعیت بی قدرتی محض که سال هاست تداوم دارد، قادر به پر کردن آن نیستند. از آن بدتر، روایت های رسمی در تاریخ که معمولا با به کارگیری تمامی ابزارهای تبلیغاتی و آموزش رسمی و عمومی، تبدیل به حقیقت مسلط می شوند، معمولا سرشار از دروغ در مورد قربانیان فجایع جمعی، پنهانکاری حقیقت وقایع گذشته و انکار جنایت های دولتی هستند. اعدام جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ نیز از این قاعده مستثنی نبوده است.
تا پیش از انتشار فایل صوتی جلسه منتظری با اعضای هیات مرگ، موضع گیری رسمی نسبت به اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، انکار اصل فاجعه، انکار سازماندهی شده و گسترده بودن آن یا انکار نقش این یا آن مقام مسئول در آن بود. با انتشار فایل صوتی، دیگر انکار فاجعه و جزییات آن ممکن نیست. اگر تا پیش از آن، چگونگی وقوع این کشتار، تنها در روایت زندانیان جان به در برده یا خانواده های اعدام شدگان بازتاب می یافت که اغلب به دلیل تفاوت با روایت رسمی، مورد انکار و تردید قرار می گرفت و به حاشیه رانده می شد، پس از آن، و به واسطه انتشار این نوار، اعدام جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و جزییات آن، وارد روایت رسمی شد.
به بیان دیگر، با انتشار فایل صوتی، تاریخ سرکوب شدگان از خاطره گروهی آن ها وارد حافظه جمعی شده است. به همین دلیل نیز سیاست رسمی در قبال این فاجعه، کمابیش از انکار یا تحریف حقیقت جزییات به توجیه بدل شده است.
موضع مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری فعلی و عضو دیگر هیات تصمیم گیرنده درباره اعدام زندانیان، مثال روشنی از این تغییر موضع رسمی از انکار به توجیه است. پورمحمدی که همواره نقش خود در اعدام ها را تکذیب کرده بود، پس از انتشار نوار اعلام کرد که افتخار می کند که دستور خدا و رسول را اجرا کرده است.
در چنین فضایی، کاندیداتوری رییسی برای انتخابات ریاست جمهوری، اتفاق فرخنده ای است. رییسی با این عمل، خود را در معرض واکنش های افکار عمومی قرار داده است. به خصوص اینکه نقش او در اعدام هزاران زندانی سیاسی که حتی با استاندارهای حقوقی جمهوری اسلامی، خلاف قانون بوده است، می تواند بدل به مهمترین نقطه ضعف او در مبارزات انتخاباتی شود. در مقابل، حضور مصطفی پورمحمدی، همدست رییسی در این فاجعه در دولت روحانی که سر دیگر این مبارزه انتخاباتی خواهد بود نیز این موضوع را می تواند به یکی از نقاط ضعف روحانی، کاندیدای رقیب رییسی بدل کند. به بیان دیگر، حفاظی که پورمحمدی در پرتو فضای سیاسی حمایت از دولت تدبیر و امید در چهار سال گذشته از آن برخوردار شده بود، ترک خواهد برداشت.
بنابراین، به نظر می رسد در روزهای پیش رو، فضایی ایجاد می شود که موضوع اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، که کم کم و بار دیگر به حاشیه رانده می شد مجددا در جامعه ای که تحت تاثیر فضای انتخاباتی سیاسی تر از معمول است، مطرح شود. به بیان دیگر، اتفاق خجسته کاندیداتوری رییسی شاید باعث شود جامعه ای که نزدیک به سه دهه با پنهانکاری و سکوت و انکار، از حق دانستن حقیقت درباره وقایع دهه ۶۰ و به خصوص فاجعه سال ۶۷ محروم شده است بخت این را بیابد که به تکه های پراکنده دیگری از حقیقت دست پیدا کند.
۱۳۹۶ فروردین ۱۴, دوشنبه
“جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی” چه کسانی هستند؟اسامی۲۱۰نفر
اعضای موسس این جبهه مردمی عصر امروز با حضور در مجموعه سرچشمه تهران و در جمع خبرنگاران با قرائت بیانیهای رسماً اعلام موجودیت کردند.
هیئت موسس «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» به ریاست حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین رحیمیان تشکیل شده و اعضای آن آقایان یحیی آلاسحاق، مهدی چمران، حمیدرضا حاجیبابایی، رضا روستاآزاد، محمود خسروی وفا، مهدی محمدی، علیرضا مرندی، نادر طالبزاده و خانم مرضیه وحید دستجردی هستند.
یکشنبه ۵ دی ۱۳۹۵الف
***
خانم مرضیه وحید دستجردی سخنگوی جبهه مردمی نیروهای انقلاب
جمعی از اعضای کابینه دولت های نهم و دهم با امضای بیانیه اعلام موجودیت «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» از این حرکت خود جوش مردمی حمایت کردند./۰۶ دی ۱۳۹۵فردابنقل ازخبرگزاری تسنیم
اسامی این ۱۴ نفر به شرح زیر است:
اسدالله عباسی وزیر وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
ابراهیم عزیزی معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور
مجید نامجو وزیر نیرو
مهدی غنضفری وزیر صنعت، معدن و تجارت
محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش
لطف الله فروزنده معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی
عبدالرضا مصری وزیر رفاه و تامین اجتماعی
فرهاد رهبر ریاست سازمان مدیریت مدیریت برنامهریزی
رستم قاسمی وزیر نفت
رضا تقی پور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات
مسعود زریبافیان رئیس بنیاد شهید
مهرداد بذرپاش رئیس سازمان ملی جوانان
محمود بهمنی رئیس کل بانک
***
اسامی این ۲۱۰ چهره شاخص سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به شرح ذیل است:
همزمان با اعلام موجودیت جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، ۲۱۰ نفر از چهرههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از این جریان حمایت کردند که اسامی آنها به شرح ذیل است:۵ دی ۱۳۹۵خبرگزاری مهر
سید محمدحسن ابوترابیفرد/ابوالفضل ابوترابی/محمدسعید احدیان/سیدعلی ادیانی/مریم اردبیلی/حمیدرضا ارشادمنش/ حسین اسرافیلی/صالح اسکندری/داریوش اسماعیلی/ حمید اعتماد/ ضیاءالله اعزازی ملکی/لاله افتخاری/ شهروز افخمی/ مهدی اقراریان/ جهانگیر الماسی/ زهره الهیان/ احمد امیرآبادی فراهانی/ محمدرضا امیری کهنوج/ معصومه آباد/ حسین آذین/ احمد آریایینژاد/ احد آزادیخواه/رضا آشتیانی عراقی/محمدحسن آصفری/ مرضیه آقاحسینی/ سیدمرتضی بختیاری/ مهرداد بذرپاش/سیدمحمدتقی بطحایی/ حسن بهرامنیا/ محمود بهمنی/ علیرضا پناهیان/محمدرضا پورابراهیمی/سیدمحمد پولادگر/محسن پیرهادی/فرهاد تجری/ هاجر تحریری نیکصفت/محمدعلی تسخیری/رضا تقیپور/سیدعلیرضا تکیهای/عباس توانگر/امین توکلیزاده/ پیام تیرانداز/ سیدقاسم جاسمی/سیدیاسر جبرائیلی/ابوالقاسم جراره/علیرضا جعفری/قاسم جعفری/محمدصالح جوکال/سیدمهدی جولایی/پروانه چراغنوروزی/حسینعلی حاجیدلیگانی/سیده صدیقه حجازی/غلامعلی حدادعادل/ ابوالفض حسینبیگی/ فریدون حسنوند/ سیده اعظم حسینی/ سیدمحمد حسینی/ سیدحسن حسینی شاهرودی/سیدجواد حسینیکیا/فرشته حشمتیان/حسن حمیدزاده/احمد حیدری/ الهام حیدری/امیر خجسته/علیرضا خسروی/مرتضی خلفیزاده/محمد خوشچهره/رضا داوری/محمدرضا داورزنی/محمد درخشان/جعفر درونه/محمد دهقان/حبیبالله دهمرده/محمدباقر ذوالقدر/مجتبی ذوالنور/الهه راستگو/ محمدحسین رجبیدوانی/ مجتبی رحماندوست/ قدرتالله رحمانی/ طاهره رحیمی/ امیرابراهیم رسولی/ محسن رضایی/محمدابراهیم رضایی/محمدرضا رضاییکچویی/سیدمحمود رضوی/ایران رکنآبادی/بیژن رنجبر/ اکبر رنجبرزاده/محمدتقی رهبر/فاطمه رهبر/فرهاد رهبر/علیرضا زاکانی/محمدمهدی زاهدی/ مسعود زریبافان/فاطمه زعفرانی/ لیلا زعفرانچی/ قاسم ساعدی/ احمد سالک/ ابراهیم سحرخیز/ محمداسماعیل سعیدی/ عطاءالله سلطانیصبور/ پروین سلیحی/ احمد سلیمآبادی/ حسن سلیمانی/ سعید سلیمانی/ علیرضا سلیمی/ الهمراد سیف/ ناصر سیمفروش/ علیمحمد شاعری/ اقبال شاکری/ مجتبی شاکری/ مهرشاد شبابی/محمدحسن شجاعیفرد/ سید صدرالدین شریعتی/ مالک شریعتی/حمزه شکیب/ محمدرضا شمساردکانی/ جمال شورجه/محمدکریم شهرزاد/ حسینعلی شهریاری/ عباس شیبانی/ رضا شیران خراسانی/علیرضا صفارزاده/سیدعلی طاهری/عباس طایفه/سید صادق طباطبایینژاد/محمدجواد عامری قهرایی/سیدمحمدباقر عبادی/اسدالله عباسی/حجتالله عبدالملکی/محمدصادق عربلو/فریدون عزیزی/ابراهیم عزیزی/علی عسگری/احمد علیرضابیگی/بهرام عیناللهی/مهدی غضنفری/حسین فتاحی/ناصر فخاری/محمود فرشیدی/لطف الله فروزنده دهکردی/ محمدحسین فرهنگی/ مهدی فضائلی/ حمیدرضا فولادگر/ نفیسه فیاضبخش/ فاطمه قاسمپور/ رستم قاسمی/ غلامرضا قاسمیان/ سیدامیرحسین قاضیزاده/ حسین قدیانی/فاطمه قربان/سیدعلی قریشی/ابوالفضل قناعتی/محمود قیومی لولاچیان/منصور کبگانیان/طوبی کرمانی/سهیل کریمی/علیاکبر کریمی/عامر کعبی/ سیدمحمدرضا کلانترمعتمد/کلهر/کمیل کهنسال/ جبار کوچکینژاد/محمدجواد کولیوند/ اصغر گرانمایهپور/امید گلزاری/عباس گودرزی/سهراب گیلانی/علیاکبر متکان/جلیل محبی/بتول محتشمی/ شاهین محمدصادقی/ منوچهرمحمدی/ محمدرضا محمدخانی/ مصطفی مرسلی/ مجید مشایخی/عبدالرضا مصری/محمدمهدی مفتح/رضا مقدسی/ بیژن مقدم/ الهیار ملکشاهی/ فرشاد مهدیپور/ سید شکرخدا موسوی/ احمد مومنیراد/ سیدرضا میرزاده/ علیمحمد نائینی/ الیاس نادران/ عبدالمقیم ناصحی/ مجید ناصرینژاد/محمد ناظمیاردکانی/مجید نامجو/ حسین نجابت/ رضا نجابت/ شهربانو نخعی/ عبدالحمید نقرهکار/ سیدحسین نقویحسینی/ بیژن نوباوهوطن/ منیره نوبخت/فاطمه سادات نیری/ذبیح نیکفر لیالستانی/منصور واعظی/ساسان والیزاده/ الهه وحید دستجردی/ مهدی وکیلپور/ رضا هادی/ حسین هاشمی تختینژاد/سیدمحسن یحیوی/ محمدرضا یزدانیخرم/ علیرضا یعقوبی .
۱۳۹۵ اسفند ۲۹, یکشنبه
اعتراض علی مطهری به بازداشت ۱۳ فعال رسانه ای 'اصلاحطلب یا حامی دولت'

۱۳۹۵ اسفند ۲۱, شنبه
اردوغان هلند را 'فاشیست' و 'نازی' خواند
رجب طیب اردوغان، رییسجمهور ترکیه، دولت هلند را "فاشیست و پسمانده نازیها" توصیف کرده است.
نخست وزیر هلند این موضع آقای اردوغان را "یک حرف جنونآمیز" خوانده است.
لغوکردن سخنرانی وزیر امور خارجه ترکیه در شهر روتردام هلند باعث بالاگرفتن تنش میان دو کشور شده است. چند ساعت پیش، دولت هلند نشستن هواپیمای مولود چاووشاوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه در خاک هلند را ممنوع کرد.
وزارت خارجه ترکیه کاردار هلند در آنکارا را برای توضیح در این باره احضار کرده است.
در عین حال خبرگزاری رسمی ترکیه میگوید که وزیر خانواده ترکیه از مرز زمینی وارد هلند خواهد شد. فاطما بتول شایان کایا، که در آلمان به سر میبرد، با وجود لغو برنامههایش میخواهد زمینی به هلند برود.
بیشتر بخوانید
احضار سفیر آلمان در آنکارا؛ اعتراض به لغو سخنرانی وزیر دادگستری ترکیه
بالا گرفتن جنگ لفظی میان آلمان و ترکیه
آقای اردوغان در تجمعی در استانبول گفت: "پرواز وزیر خارجه ما را هر طورمیخواهید ممنوع کنید، اما از این به بعد ببینید که پروازهایتان قرار است چه طور در ترکیه فرود بیایند."
قرار بود آقای چاووشاوغلو در مراسمی برای حمایت از رای "آری" به رفراندوم مورد حمایت دولت ترکیه سخنرانی کند.
این رفراندوم قدرت سیاسی و اجرایی آقای اردوغان را افزایش خواهد داد.
بیشتر: قانون اساسی ترکیه برای چه اصلاح میشود؟
هلند برگزاری این مراسم را ممنوع کرده بود. وزیر امور خارجه ترکیه گفته بود که اگر هلند به او اجازه پرواز ندهد، ترکیه تحریمهای سختی را علیه هلنداعمال خواهد کرد.
وزیر خارجه هلند در پاسخ گفته است که این تهدید آقای چاووشاوغلو مانع پیدا کردن راه حل منطقی برای این بحران میشود.
چندی پیش اتفاقی مشابه باعث تیره شدن روابط ترکیه و آلمان شد.
۱۳۹۵ اسفند ۱۴, شنبه
ترس از برگشت و بازداشت های سپاه در فرودگاه امام دستکم شانزده دو تابعیتی در ایران زندانی هستند
نگام ، حقوق بشر – وب سایت «استارت فور» در مقالهای به بررسی بازداشت دو تابعیتیها در ایران توسط سپاه پاسداران پرداخته است.
«استارت فور» در بخشی از در یک مقاله در خصوص بازداشت دو تابعیتی ها در ایران نوشته است: “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به بازداشت شهروندان خارجی و ایرانی یان دارای تابعیت و یا اجازه سکونت در کشورهای غربی به عنوان ابزاری برای دفاع از منافع و حفظ مشروعیت خود ادامه خواهد داد. همزمان با افزایش بازگشت و سفر ایرانیان ساکن خارج تحت تاثیر کاهش انزوای بین المللی ایران این دستگیریها ممکن است افزایش یابد.”
این وب سایت در بخشی از این مقاله گزارش کرده است: “این مقاله با وجودیکه در ژانویه ۲۰۱۶ همزمان با اجرای مفاد توافق هسته ای، حکومت ایران پنج شهروند آمریکایی- ایرانی را آزاد کرد ولی در طول سال ۲۰۱۶ پنج ایرانی دو تابعیتی ساکن کشورهای غربی بازداشت شده و طبق آمار علنی اکنون ۱۶ نفر از این افراد در ایران زندانی هستند.”
«استارت فور» همچنین افزوده است: “از سال ۲۰۰۸ نهادهای امنیتی ایران حداقل ۲۹ نفر دارای تماسهای قوی با خارج را دستگیر کرده اند و حدود نیمی از آنها هنوز در زندان هستند. اکثر آنها ایرانیان دوتابعیتی هستند که شهروندی آمریکا، کانادا، بریتانیا و سایر کشورهای اروپایی را دارند. سوابق حرفهای و اشتغال آنها بسیار متنوع است. اکثر آنها به جرم جاسوسی، همکاری با حکومتهای خارجی و مصرف الکل محکوم شده اند. ولی برخی از آنها بدون آنکه به جرمی متهم شده و یا حتی توضیح رسمی به آنها داده شود ماهها زندانی بودند و بعد به همان شکل اسرار آمیزی که بازداشت شده بودند یکباره آزاد شدند. برخی از این موارد از بازداشتها انگیزههای سیاسی و یا امنیت ملی کاملا روشنی دارد. از صبری حسن پور مجری یک برنامه تلویزیونی مخالف حکومت ایران گرفته تا امیر حکمتی پرسنل سابق تفنگداران دریایی آمریکا که هنگام بازداشت در ایران هنوز برای برنامههای تحقیقات دفاعی در آمریکا کار می کرد تا رابرت لوینستون کارمند بازنشسته اف بیآی و کارمند قراردادی سیا که حداقل در ظاهر امر نهادهای امنیتی ایران قاعدتا باید در مورد چنین افرادی حساس باشند.”
این وبسایت درباره ی تعدادی از بازداشت ها گزارش کرده است: “به نظر می رسد در موارد دیگر زندانیان را به نوعی برای رفته به ایران فریب داده اند. حداقل در دو مورد افرادی که با دعوتنامه رسمی نهادهای حکومتی به ایران سفر کرده اند، بازداشت و زندانی شده اند. نزار ذکا شهروند لبنانی با اقامت دایم در آمریکا که توسط اعضای هیئت دولت برای شرکت در کنفرانسی در تهران دعوت شده بود هنگام ترک کشور در سپتامبر ۲۰۱۵ در فرودگاه دستگیر شد. یکسال بعد او توسط دادگاه انقلاب و بدون ارائه هیچ مدرکی به جرم جاسوسی به ۱۰ سال زندان محکوم شد. در آوریل ۲۰۱۶ احمد رضا جلالی پژوهشگر ارشد پزشکی اورژانس و سوانح که ساکن سوئد است پس از شرکت در همایشی به دعوت دانشگاه تهران دستگیر شد. به گفته همسرش، قاضی پرونده تهدید کرده که او را به مجازات مرگ محکوم خواهد کرد.”
«استارت فور» در پایان با اشاره احتمال زیاد شدن بازداشت ها در آینده افزوده است: “به در نهایت آنچه که مسلم است تعداد بازداشتها رو به افزایش است. تعداد آنها در سال ۲۰۱۶ یانزده مورد بود، یعنی معادل کل بازداشت هایی که در فاصله سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ صورت گرفته است. و این تعدادی است که تاکنون علنی شده و رقم واقعی ممکن است بیشتر از این باشد. اگر با توجه به رفع تحریمها و بهبود مناسبات اقتصادی ایران با غرب بازگشت ایرانیان ساکن غرب به کشورشان افزایش یابد به احتمال زیاد در آینده شاهد بازداشتهای بیشتری خواهیم بود.”
۱۳۹۵ اسفند ۱۱, چهارشنبه
علی مطهری نایب رییس مجلس : همچنان پیگیر ملاقات با محصوران هستیم
نگام ، سیاسی _ نایب رییسمجلس گفت: گزارش کمیسیون شوراها و وزارت کشور در مورد لغو سخنرانیام در مشهد به دادسرای ویژه روحانیت ارائه شده است.
به گزارش خبرنگار سیاسی ایلنا، علی مطهری در حاشیه مراسم «حماسه امید» با حضور در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوال خبرنگار ایلنا درباره آخرین وضعیت گزارش مجلس درباره لغو سخنرانیاش در مشهد اعلام کرد: تهیه گزارش به اتمام رسیده و به کمیسیون ارائه شده اما در مورد اینکه در صحن قرائت شود یا خیر هنوز مشخص نیست.
او گفت: هر دو گزارش کمیسیون شوراها و وزارت کشور را به دادسرای ویژه روحانیت ارائه کردیم.
مطهری در پاسخ به سوال دیگر ایلنا، درباره اینکه در دیدار شب گذشته با سید محمد خاتمی با سخنرانی او و محمدرضا عارف، درچه موردی صحبت کرده، گفت: آقای عارف در این دیدار صحبت نکرد و بنده نیز درباره مسائل روز صحبت کردم.
نایب رییس مجلس شورای اسلامی همچنین در پاسخ به سوالی درباره طرح استفساریه قانون انتخابات گفت: ظاهراً شورای نگهبان بر ایراد قبلی خود در مورد طرح استفساریه تاکید کرده و به نظرم این طرح میتوانست به طور مستقیم به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال شود اما در حال حاضر قرار است، باتوجه به اینکه در بررسی قبلی مجلس رفع ابهام شده بود، دوباره به مجلس بازگردد و پس از آنکه مجلس بر نظر قبلی خود اصرار کرد، به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال میشود.
او درباره آخرین وضعیت اصلاحیه قانون انتخابات نیز گفت که در حال حاضر زمان کافی برای رسیدگی به این طرح وجود ندارد و صرفاً منتظر ارائه لایحه دولت هستیم.
مطهری در پایان در پاسخ به سوال دیگر ایلنا درباره طرح ملاقات با محصوران اعلام کرد: باتوجه به اینکه جلسه شب گذشته خصوصی نبوده، طبیعتاً صحبتی با آقای خاتمی نکردیم اما کماکان پیگیر این مسئله ملاقات با محصوران هستیم.
با دیگران به اشتراک بگذارید:
۱۳۹۵ اسفند ۵, پنجشنبه
گزارش حقوقهای نجومی به مردم رییس دیوان محاسبات: تا ۶ ماه دیگر متخلفان را به سزای عملشان میرسانیم
نگام، اقتصادی- رییس دیوان محاسبات گفت: تمام تلاشمان این است تا ۶ ماه دیگر ۳۹۷ متخلف حقوقهای نامتعارف را مجازات کنیم.
به گزارش ایسنا، «عادل آذر» با حضور در گفتو گوی ویژه خبری ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه شبکه دو سیما، به سوالات مطرح شده و ابهامات بوجود آمده درباره دلایل تاخیر دیوان محاسبات برای ارائه گزارش نهایی درباره علل و ریشههای پرداخت حقوق، مزایا، پاداش و فوقالعاده خاص کارکنان و مدیران دستگاهها پاسخ داد.
وی افزود: از مجموع بررسیها و حسابرسیهای انجام شده توسط دیوان محاسبات درباره ۱۰۰ هزار مدیر و کارمند دستگاههای کشور، ۳۹۷ نفر از قوانین سوءاستفاده کرده بودند که تلاش میکنیم حکم قطعی آنها تا پایان فروردین ۹۶ در دادستانی دیوان محاسبات صادر شود.
رییس دیوان محاسبات کشور با تشریح فرآیند رسیدگی بودجه سالانه در دستگاهها و دیوان محاسبات، گفت: تیمهای حسابرسی دستگاهها برای تفریغ بودجه سالانه روند خود را دارند که با بروز تخلف حقوقهای نامتعارف با ورود مجلس، کمیته ویژهای در دیوان محاسبات کشور برای رسیدگی جدی و مستقل حسابرسی به وجود آمد. پس از استقرار این کمیته در دستگاهها، فیشهای حقوقی، پاداشها و وامهای دریافتی کلیه مدیران کل، مقامات سیاسی، نظامی، انتظامی، قضایی، دستگاههای زیر نظر رهبری، مدیران ارشد دستگاهها و حتی کارکنان وزارت اطلاعات طی مدت ۴ ماه مورد رسیدگی قرار گرفت.
«آذر» با بیان اینکه تا قبل از مصوبه شورای حقوق و دستمزد ملاکی برای رسیدگی نداشتیم، گفت: یکی از دلایل تاخیر در ارائه گزارش دیوان به مجلس این بود که مرزی برای تعیین معیار حقوق و دستمزد نداشتیم، اما در مورخ ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ شورای حقوق و دستمزد مصوبهای را به تصویب رساند که حقوق مدیران ارشد شامل معاون اول رییس جمهور، وزرا، نمایندگان و امثالهم را تا سقف ۱۰ میلیون تومان و حقوق سایر مقامات را تا سقف ۲۰ میلیون تومان تعیین کرد.
وی در عین حال بند «ه» بند ۵۰ قانون برنامه پنجم توسعه را اصلیترین عامل شکلگیری پرداختهای نامتعارف بانکها، بیمهها و صندوقها دانست و خاطرنشان کرد: با اختیاراتی که این بند برنامه پنجم توسعه به مدیران داد، هیاتهای عامل، هیاتهای مدیره و مدیران عامل بانکها، صندوقها و بیمهها دستشان برای پرداختهای نامتعارف باز شد.
رییس دیوان محاسبات کشور در عین حال خلاء قانونی و اختیارات بی حد و اندازه مدیران شرکتها، بیمهها و بانکها را عامل پرداختهای نامتعارف اعلام کرد.
«آذر» در واکنش به این پرسش که چرا مسئله حقوقهای نامتعارف به یکباره در اردیبهشت ۹۵ اعلام شد، گفت: واقعیت این است که رسیدگی در دیوان محاسبات کشور براساس مراحلی که وجود دارد انجام میشود و نتایج کار به مقامات کشور گزارش میشود، اما موضوع حقوقهای نجومی توسط رسانههای به سطح جامعه کشانده شد. علاوهبر آن، بزرگ بودن اعداد پرداخت شده موجب حساسیت مردم و رسانهها و پرداخت به این مسئله شد. اعداد پرداخت شده در سالهای قبل به بزرگی اعداد پرداخت شده در سال ۹۵ نبود.
وی با اذعان به خلاء قانون دیوان محاسبات در اطلاعرسانی پروندههای رسیدگی شده به مردم گفت: در قانون دیوان نیامده که فرآیند قانونی تعریف شده دیوان، رسانهای شود. اما بنده اقرار میکنم قانون دیوان در اینباره خلاء دارد و باید اصلاح شود به نحوی که علاوهبر مقامات، مردم نیز باید از نتایج گزارش نهایی دیوان اطلاع پیدا کنند.
رییس دیوان محاسبات کشور بار دیگر علت پرداختهای نامتعارف را تصویب بند «ه» بند ۵۰ قانون برنامه پنجم دانست و اظهار کرد: اهمیت این مسئله باید برای مردم باز شود. این بند برنامه پنجم به بانکها، شرکتها و بیمهها اختیارات زیادی داد به همین دلیل پرداختهای نجومی از آن درآمد.
«آذر» با تایید سخنان معاون اول رییس جمهور، گفت: اینکه آقای جهانگیری گفتند حقوقهای نجومی عادلانه نیست، اما قانونی پرداخت شده است، با اشاره به بند «ه» بند ۵۰ قانون برنامه پنجم بیان شده است. تا قبل از ابلاغ این بند، قوانینی وجود داشت که شفاف بودند؛ اما با ابلاغ این بند این گرفتاریها برای کشور به وجود آمد.
وی با تبیین ملاک دیوان محاسبات کشور در احصاء متخلفان از کارکنان و مدیران دست پاک دستگاهها اظهار کرد: مصوبه ۱۱ مرداد ۹۵ شورای حقوق و دستمزد مبنای کارمان است. این مصوبه مبنای رسیدگی سال ۹۴ است، اما قوانین و مصوبات از سال ۱۳۸۸ وجود دارد که با این مصوبه مطابقت داده شد. به عبارت دیگر مصوبه سال ۱۳۹۵ به تنهایی ملاک رسیدگی به پرداختیها از ۸۸ تا ۹۴ نبوده است. ۱۳۵ پرونده در سال ۱۳۹۰ براساس قوانین و مصوبات همان سالها تشکیل شد.
رییس دیوان محاسبات کشور تاکید کرد: هر قانونی که مصوبه شورای حقوق و دستمزد باشد و با امضای رییس جمهور ابلاغ شده باشد را قانون میدانیم و بر مبنای همان رسیدگیها را انجام میدهیم.
«آذر» آسیبشناسیِ دلایل پرداختهای نامتعارف را مشتمل بر ۲۰ بند دانست و تاکید کرد، اصلیترینِ آنها برداشتهای چندگانه و تفسیرهای سلیقهای مدیران از اختیارات قانونی موجب این مشکلات شده است.
وی با دفاع از عملکرد رییس و مدیران و کارکنان دیوان محاسبات در دوره گذشته، خاطرنشان کرد: با اقدامات و حسابرسیهای همکارانم در گذشته حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان از اموال بیتالمال به خزانه برگردانده شد.
رییس دیوان محاسبات کشور تعداد مدیران متخلف بانکی، بیمهای و شرکتها را ۹۰ نفر از ۳۹۷ مدیر متخلف اعلام کرد.
آذر متذکر شد: متخلفان باید تا پایان آبانماه ۲۳ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان به خزانه برگردانند.
وی حداکثر مبلغ سرجمع حقوق، مزایا، فوقالعاده مستمر و غیرمستمر سالانه مدیران دستگاهها را ۲۴۰ میلیون تومان اعلام کرد و متذکر شد: براساس مبنای ۲۰ میلیون تومان پرداخت ماهانه شورای حقوق و دستمزد سرجمع دستگاهها، شرکتها و بیمهها در سال نباید از ۲۴۰ میلیون تومان بیشتر شود.
رییس دیوان محاسبات کشور با اشاره به ماده ۲۷ قانون مالیاتهای مستقیم گفت: این ماده اجازه میداد تا یکدرصد از عیادی دستگاه مجری به عنوان پاداش پرداخت شود، اما با تصویب مصوبه شورای حقوق و دستمزد جلوی این مسئله نیز گرفته شد.
آذر مهلت بازپرداخت حقوقهای مازاد بر ۲۰ میلیون تومان در ماه را در اسرع وقت دانست و تصریح کرد: برای بازگرداندن وامهای نجومی نامه زدهایم تا هر چه سریعتر بازگردانده شود، اما به صورت طبیعی فرصتی به وامگیرندگان نجومی داده میشود تا تسهیلات دریافتی را بازگردانند.
وی با اشاره به معیار تعیین وامهای نجومی و سودهای ناچیز دریافتی از مدیران متخلف گفت: در بانکها قوانین و دستورالعملهایی وجود دارد که اجازه میدهد اعضای هیات مدیره و مدیرعامل تا ۴۵ برابر دریافتیشان میتوانند وام دریافت کنند و سود وام دریافتی را هم مورد به مورد تصمیم کنند که البته با مصوبه مردادماه شورای حقوق و دستمزد، این اختیارات برداشته شد.
رییس دیوان محاسبات کشور در پیشنهادی خواستار تدوین نظام جامع پرداخت برای کلیه دستگاه های خارج از شمول قانون مدیریت خدمات کشوری شد و افزود: با تدوین و به اجرا درآمدن چنین قانونی میتوان از پرداختهای نامتعارف در دستگاههایی که خارج از شمول قانون مدیریت خدمات کشوری هستند جلوگیری کرد.
با دیگران به اشتراک بگذارید:
۱۳۹۵ بهمن ۲۹, جمعه
تلاش نمایندگان اصلاح طلب و اصولگرا برای تصویب خفقان سیاسی مجازات فردی که در مراسمی رسمی، عرفی یا معمولی با سوال پرسیدن «جلب توجه» کند، ۶ماه تا دو سال حبس تعیین شده است محمود صادقی، نماینده اصلاح طلب تهران گفته است این طرح در مجلس نهم مطرح شده و طراح آن هم یوسفیان ملا است

۱۳۹۵ بهمن ۲۷, چهارشنبه
آیتالله هاشمی رفسنجانی(ره) در نگاه آیتالله العظمی جوادی آملی؛ شاگرد شدید القوی امام
اشاره
حضرت آیتالله جوادی آملی در این گفتار بسیار عمیق، توصیفی از آیتالله هاشمی رفسنجانی به عمل آوردند که تمام ابعاد حیات علمی، مبارزاتی، مدیریتی و صبر و تحمل فوقالعاده آن فقیه مجاهد را مینمایاند.
ما در آستانه چهلمین روز درگذشت مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی هستیم. شما در پیام بسیار زیبایتان فرمودید که صحابی صالح و صابر و صادق استوانه انقلاب اسلامی و امین امت. با این سه صفت مرحوم آقای هاشمی را تعریف کردید و توصیف کردید. متاسفانه درباره آقای هاشمی به هر حال دو اصل باعث شده شخصیت علمی و عملی ایشان ناشناخته بماند به خصوص برای نسل جوان ما. یکی کینه توزیها و کینه ورزیهایی که به خصوص در سالهای اخیر اتفاق افتاد و یکی هم حجاب معاصرت باعث شد مردم و به خصوص نسل جوان ما و شاید به صورت اخص در حوزههای علمیه آقای هاشمی خیلی شناخته نشد، هم جایگاه علمی ایشان هم شخصیت عملی ایشان شناخته نشد. حضرت عالی جزء یاران ردیف اول حضرت امام رضوانالله تعالی علیه بودید و به همین دلیل، شناخت درستی از مرحوم آقای هاشمی داشتید و دارید. قطعاً بیانات حضرت عالی در این جلسه میتواند محور بسیاری از پژوهشها قرار بگیرد، هم به گونهای حجاب را از چهره این شخصیت محبوب و مظلوم بگیرد، هم اینکه برای آیندگان و خود ما یک راهی باشد تا بتوانیم بهتر درباره ایشان و اندیشههایشان تحقیق کنیم و پژوهش بکنیم. مجدداً از این که این فرصت را به ما دادید تشکر میکنم.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسمالله الرحمن الرحیم. بنده هم مقدم شمارا گرامی میدارم و گزارش جامع و نافعی که ارائه فرمودید بسیار امیدبخش بود. دهه مبارکه فجر را که آغاز شده به همه امت اسلامی و شما بزرگواران تهنیت عرض میکنیم و از ذات اقدس اله مسئلت میکنیم روح مطهر امام و شهدا را با اولیایش محشور فرماید و روح بزرگوار آیتالله هاشمی رفسنجانی را با اولیای خودش محشور فرماید، و عزیزان شهدای آتشنشانی را هم با شهدای کربلا محشور فرماید. به امت اسلامی سعادت و سیادت مرحمت فرماید و به شما بزرگوارانی که در نشریه تلاش و کوشش میکنید سعی شما مشکور باشد. در جامعه ما، برکات فراوان هست. اختلاف یک وسیله رحمت است که اختلاف امتی رحمه، ما باید تلاش و کوشش بکنیم این اختلاف را نظیر اختلاف لیل و نهار بدانیم که از آن بهره بگیریم. نه اینکه خدای نکرده اختلاف را با مخالفت تبدیل کنیم، مخالفت را به معاندت تبدیل کنیم، آن دو امر مخالفت و معاندت برای برون مرزیها است، ما در داخله خود این اختلاف را که بحث به ظاهر اختلاف است، باید به صورت فرصت تبدیل بکنیم. سرش این است که اختلاف گاهی زمینه رحمت و برکت است. الان ما یک ترازویی که داشته باشیم، ترازو سالم باشد، این دو تا کفه اگر همسان نباشند همیشه اختلاف دارند. این اختلاف یک اختلاف مقدسی است. میزان ترازو یک شاهینی دارد، این نشان میدهد دو کفه دارد، در یک کفه وزن میگذارند، در یک کفه موزون، مثلاً سنگ میگذارند در یک کفه به نام وزن، در کفه دیگر نان میگذارند به نام موزون. اینها اگر چنانکه در یک مسیر حرکت نکنند با هم اختلاف دارند و این اختلافشان حق است. یعنی اگر سنگ سنگینتر باشد، نان سبکتر باشد، این کفه سنگ همراه این نمیآید. و حق هم بااوست، تو باید هم وزن من باشی، این نشانه ظلم است، این عدل نیست. تو باید به همین اندازه باشی. یک نان دیگر باید اضافه بکنند که با وزن تمام بشود، باهم میرویم بالا. و اگر موزون سنگینتر از سنگ باشد، این موزون همراه این نمیآید این سنگ میرود بالا، این همینجا هست، با شما نمیآیم هماهنگی نمیکنم برابر نیستیم. بنابراین اختلافی که بین وزن و موزون یک ترازو هست این اختلاف مقدس است، چون هر دو حرفشان این است، اینکه فرمود اختلاف امتی رحمه این اختلاف است. ما میتوانیم اختلاف نظر رابه این صورت در بیاوریم و این دو تا شرط دارد. یکی اینکه نگوییم من این کار را کردم، یکی اینکه نگوییم تو عرضه نداشتی این کار را بکنی هر دو تایش نقص است. ما وقتی یک میزانی داریم میزانی از قسط و این میزان یک اختلافی دارد، این اختلاف صددرصد حق است، این اختلافی است که هیچ کس نمیتواند بگوید اینها چرا با هم نمیسازند. اگر سنگ بیشتر از نان باشد، این کفه میرود بالا این میگوید نمیآیم حق با این است، اگر نان بیشتر از سنگ است، این کفه میرود بالا، این میگوید نمیآیم حق هم بااو است، چون هر دو میخواهند عدل برقرار باشد. ما یک چنین اختلافی میتوانیم داشته باشیم. دو چیز مانع این است که این اختلاف صددرصد حق و مقدس و منزه را تیره کند. یکی اینکه من اینم، یکی اینکه تو آنی، خوب ما راه داریم. اختلاف امتی رحمه، در بخش پایانی سوره مبارکه هود دارد به اینکه خدای سبحان اینها را آفرید، خلق نکرد مگر رحمه و لایزالون مختلفین الا ما رحم ربک و لذلک خلقهم، این لذلک را بعضی زدند به اختلاف، البته لذلک باز لرحمه است، و مختلف فیه الی الذین کذا و خلق کرد لرحمه و لا یزالون مختلفین الا من رحمهالله و لذلک خلقهم، این بخش پایانی سوره مبارک هود دارد، همه اختلاف دارند مگر آنهایی که مورد عنایت حق هستند و لذلک خلقهم، این و لذلک را برخیها زدند به اختلاف، ولی حق این است که این لذلک به رحمت بر میگردد نه به اختلاف. پس آن اختلاف هم اختلاف رحمانی خواهد بود. ما میتوانیم این کار را بکنیم. والا خدای نکرده این اختلاف و مخالفت تبدیل میشود در قدم اول به معاندت، تبدیل میشود در قدم دوم، نظام فروپاشی احساس میکند و تجربه میکند در قدم سوم. یک بیان نورانی است امیر علیه السلام دارد در نهج البلاغه، نامهای نوشته برای کسی، در نامه نوشته فعلم بدان که در تمام امت پیغمبر لیس فی امته صلیالله علیه و سلم رجل احرث وحدتها منی فرمود در تمام امت اسلامی آمار بگیرید هیچ کس به اندازه علی مردم را به وحدت دعوت نمیکند. چون من میدانم اثر اختلاف چیست، آن وقت از سنت الهی خبر داد، نه از تاریخ، یک وقت کسی است تجربه تاریخی دارد، هر کس اختلاف کرد مشکل دید، بله یک تجربه تاریخی است، یا کم یا زیاد. اما وجود مبارک حضرت امیر الی الابد خبر داد، ابد که تجربه تاریخی نیست. فرمود انالله سبحانه و تعالی لم یوتی احداً و فرقه خیر من مضی و لا من بقی، این از سنت الهی خبر داد نه از تاریخ، فرمود در گذشته از زمان آدم تا الان، در آینده از الان تا قیامت هیچ امتی با اختلاف خیر نمیبیند، چون خیر به دست خداست، خدا به وحدت دعوت کرده است. انالله سبحانه تعالی لم یوتی احدا و فرقه خیر من مضی و لا من بقی، بنابراین ما با شرح صدر که این آقا در همین حد است، من هم اگر بودم همینجور فکر میکردم. با شرح صدر میتوانیم اختلاف را اختلاف نگه داریم، نگذاریم به مخالفت تبدیل بشود وگرنه به معاندت تبدیل میشود، سر از معاندت در میآورد میشود اربا اربا، این اصل اول، اصل دوم امام رضوانالله تعالی علیه این معنا را خوب - استاد همه ما بود، خوب درک کرد و همه موارد را به جا پیاده کرد - این عناوینی که ما برای مرحوم آیتالله هاشمی گفتیم این یک تعارفی نبود ما شهریور سال هزار و سیصد سی و چهار بود که وارد قم شدیم، اولین برخورد ما با مرحوم آیتالله هاشمی درس امام رضوانالله علیه بود. ایشان اینجا به عنوان یک طلبه فاضل درس امام شرکت میکرد. امام هم یک شخصیت جامع الاطراف بود. نه جامع الاطراف حوزوی، بلکه جامع الاطراف جهانی، در حوزه بعضی از آقایان فقه و اصول خوب خواندند مجتهد بودند، از فلسفه و کلام خبر نداشتند، بعضیها فلسفه و کلام خوانده بودند، فقه و اصولشان جامع نبود. بعضیها در عرفان کار کردند در فقه و اصول یا فلسفه خیلی قوی نبودند. امام در همه اینها جامع بود این هم یک مطلب. جمع بین چند رشته دو قسم است. بعضیها یک مقداری از آن رشته، یک مقداری از این رشته، هم درس فقه و اصول خوانده هم حکمت خوانده، هم عرفان خوانده اما همه به صورت متجزی بودن در میآید. اصطلاحاً از اینگونه افراد تعریف میکنند این بین معقول و منقول جمع کرده، ولی جمع مکثر نه جمع سالم، آن کسی که در همه این رشتهها صاحب نظر باشد، او را میگویند بین این معقول و منقول و عرفان و اینها جمع سالم یعنی درهر سه رشته مجتهد بود. امام بین فقه و اصول و فلسفه و عرفان جمع سالم کرده، یعنی مجتهد بود صاحب نظر بود در این رشتهها این یک مطلب، این را یک انسان جامع حوزوی میکند. اما آنچه در امام بود و در دیگران بسیار ضعیف بود یا اصلاً نبود، آن جامعیت جهانشمولی او بود. قرآن کریم از یک چنین انسان جهانشمولی که مظهر ذات اقدس اله قرار میگیرند به عنوان شدید القوی یاد میکند. حالا به این میرسیم ان شاءالله که خیلیها پیش امام درس خواندند، به عنوانی که فقیه است، به عنوانی که اصولی است، به عنوان اینکه حکیم است، به عنوان اینکه عارف است درس خواندند، اماهاشمی پیش امام به عنوان اینکه شدید القوی است درس خوانده علمه الشدید القوی، این توضیح میخواهد. یک تفصیلی میخواهد. امام رضوانالله علیه شاگردان متعدد داشت، فقه و اصول میگفت در بعضی جلسات خصوصی عرفان میگفت، در بعضی جلسات فلسفه میگفتند، شاگردان خاصی داشتند. مرحوم آیتالله هاشمی ضمن اینکه فقه و اصول را خدمتشان میخواندند امام به عنوان علمه شدید القوی رویشان کار کرده و این هم شاگرد متعلم استاد شدید القوی بود. این زندان رفتن را شکنجه شدن را، دشواریها را تحمل کردن، و صبور بودن و دشنام را شنیدن و اختلاف را به مخالفت تبدیل نکردن، مخالفت را به معاندت تبدیل نکردن پیش این عمله الشدید القوی خواندند. این با درس و بحث حاصل نمیشود. اینکه عرض کردیم این صحابی صادق و صالح و صابر بود، برای اینکه این را شنید که معلمش شدید القوی بود او را خوب تربیت کرده است. خوب خیلی از ماها، خدمت امام هر کدام از ماها یک گوشهای از فرمایشات امام را یاد گرفتیم اما شدید القوی بودن کار دیگر است. این کلمه شدید القوی که در بحث معراج وجود مبارک پیغمبر صلیالله علیه و آله سلم مطرح است، در درجه اول اولاً وبالذات شدید القوی ذات اقدس اله است، برای اینکه در بخش پایانی سوره مبارکه ذاریات داردکه انالله و الرزاق ذو القوه المتین، خدا رزاق است، که هم صیغه مبالغه است، همانند آن، دارای قوت است، یک متین هم هست دو، این المتین مجرور نیست که ذو القوه المتین، المتین هو الرزاق ذو القوه، هو الرزاق ذو القوه المتین مجرور نیست، خود المتین صفتالله است. خدا دارای قوه است، وقتی دارای قوه بود، آن آیهای که علمه الشدید القوی، گرچه بر جبرئیل تطبیق شده است، ولی جمعش شاید، هم ذات اقدس اله معلم پیغمبر است، هم جبرئیل شدید القوی است نسبت به دیگران خدای سبحان که شدید القوی است، پیغمبر را شدید القوی تربیت میکند. این تعلیق حکم بر وصف مشعر به علیت است، اگر گفتند در فلان کلاس فقیه تدریس میکند یعنی درس فقه میدهد. در فلان مسجد اصولی تدریس میکند یعنی درس اصول میدهد، در فلان مدرس یک حکیم تدریس میکند یعنی درس حکمت میدهد. چه اینکه در دانشگاه وقتی گفتند در فلان کس فلان مهندس تدریس میکند یعنی درس هندسه میدهد. فلان کلاس فلان طبیب تدریس میکند یعنی درس طب میدهد. وقتی در سوره مبارک علق دارد، اقرا و ربک الاکرم یعنی خدا کلاس کرامت باز کرد، درس کرامت میدهد. وگرنه اسمای حسنی بیش از هزار اسم برای ذات اقدس اله است، اما وقتی اکرم تدریس میکند یعنی فقه و اصول میگوید؟ فلسفه و کرام میگوید؟ نه کرامت میگوید دیگر. طرزی حرف میزند پسوندش هم با آن هماهنگ باشد. ما با دو عنصر متون را میفهمیم یکی السباق، یکی السیاق. السباق همان است که در اصول میگویند تبادر، السیاق نحوه صدر و ذیل حرف است. اگر کس خواست یک آیه را بفهمد، یک روایت را بفهمد این دو تا چراغ باید دستش باشد، السباق، السیاق، تا بفهمد راهش چی میخواهد بگوید. وقتی گفتند شدید القوی دارد درس میگوید یعنی چی؟ یعنی هاشمی میپرواند نه فقیه اصولی، این هم فقه دارد، هم اصول دارد، هم مبارزه دارد، هم انقلاب دارد، هم صبر دارد، هم حوصله دارد. شدید القوی شدید القوی میپروراند، یک حکیم حکیم تربیت میکند، یک فقیه فقیه تربیت میکند. یک مهندس مهندس تربیت میکند. این است که ما تعارف نکردیم. او واقعاً صحابی صادق صالح صابر امام رضوانالله علیه بود. امام بماانه شدید القوی او را تربیت کرده، جلسات خصوصی که داشتند دیگران حضور نداشتند. از طرف امام هشت سال فرمانده جنگ باشد، امام تربیت کرده، شدید القوی نباشد فرمانده جنگ نمیشود. چون شدید القوی است، چهار تا اهانت را تحمل میکند. این سخت نیست والا شدید القوی نیست. الان هم نتیجهاش را میبیند. شما بعد از تشییع امام تشییعی به این جلال و شکوه ندیدید. همه با خلوص آمدند. در نامه که ما نوشتیم بهترین ابراز همدردی این است که در مدار پیام رهبری حرکت بکند برای همین است، وقتی در مدار پیام رهبری حرکت کند، خدای نکرده این به آن بد بگوید آن به این بد بگوید نیست یک رهبر است، یک نظام است، همه دارند حرکت میکنند. لذا تشییع با شکوه، با حفظ حیثیت، با آبرو با امنیت برگزار شد. خدای نکرده در چنین جمعیتی یک کسی آنجا حرف بزند هم تشییع جلال و شکوهش را از دست میدهد هم ارباً اربا میشود. ما باید بر اختلاف مسلط بشویم ونگذاریم به مخالفت تبدیل بشود. علمه شدید القوی، پس تعلیق حکم بر وصف مشعر به علیت است، روی سباق و سیاق همه جا راهنمای ما است، ما اگر گفتیم اکرم هذا الرجل این شخص را گرامی بدار، جای سوال است برای چی نگه بدارم. ناچاریم بگوییم پسر فلان کس است، برادر فلان کس است، اما اگر گفتیم اکرم هذا العالم این دلیلش با خودش است، کسی از ما سوال نمیکند چرا این را گرامی بداریم، ما دلیل را همراه با مدعا ذکر کردیم. اما اگر گفتیم اکرم هذا العالم، سوال میکند چرا، اگر ذات اقدس اله فرمود خدا، انالله هو الرزاق ذو القوه المتین پس میشود شدید القوی باشد بالاصاله، حالا در آن آیه منظور پیغمبر است، یا منظور جبرئیل است، یامنظور فاصله خدا و جبرئیل است، یا منظور فاصله جبرئیل با خدا است، یک بحث تفسیری است، اما بالاخره خدا شدید القوی است، برای اینکه انالله هو الرزاق ذو القوه متین، مظهر چنین خدایی اگر جبرئیل باشد میشود شدید القوی اگر وجود پیغمبر باشد میشود شدید القوی، اگر اهل بیت باشد شدید القوی و همهاش هم درست است. چون اینها از خودشان ندارند آیینه هستند. اگر به تعبیر استاد ما مرحوم الهی قمشهای گفت آینه شو تا برد از سوی دوست کوی دوست اگر کسی آینه الهی شد، هم مرایا شد، طبق بیان حضرت امیر در نهج البلاغه اگر آینه شد، آینه خودش میگوید من ندارم دارم نشان میدهم. اگر کسی مومن بود ما گفتیم شدید القوی تمام هویت مومن این است که من دارم نشان میدهم هیچی ندارم. واقعاً در آینه چیزی که نیست. آینه یک شیشهای است، پشتش هم یک جیوه درونش که خبری نیست. این فقط غیر را نشان میدهد. به ما گفتند آینه باش، آینه شو تا برد از سوی دوست کوی دوست. اما اگر خدای نکرده این بگوید من دارم خوب دو قدم کنارتر رفت، این چیزی تویش نیست. ما مادامی زیبا هستیم که بگوییم او رانشان میدهم، وگرنه اگر خدای نکرده بود دو قدم فاصله میگرفت، آینه چی را نشان میدهد. بنابراین ذات اقدس اله شدید القوی بالذات است، فرشتگان او انبیای او، اولیای او بالطبع و الثانیاً هستند، شاگردان انبیا، شاگردان اهل بیت مثل حضرت امام سلامالله علیه اجمعین رضوانالله علیه این هم شدید القوی است، آن وقت رابطه ایشان بامرحوم آیتالله هاشمی رابطه شاگرد با استادی است که شدید القوی است. علمه شدید القوی، لذا ایشان به آسانی درخدمت جنگ بود، به آسانی در خدمت انقلاب بود، به آسانی درخدمت نظام بود، حوادث در عالم زیاد است. اینطور نیست که ما خیال کنیم برای ما هست. آن وجود مبارک پیغمبر صلیالله علیه و آله و سلم ما اوذی نبیا مثلما اوذیت ما تا هستیم همینطور هست، اینجا جای آسایش نیست، جای امتحان است. این امتحانها برای آن است که لیمیزالله الخبیث من الطیب و مانند آن. امتحانها برای این است، انسان هم صابر باشد نتیجهای را دردنیا وآخرت میبیند.
بخش دیگر عرضم این است که صبر با شدت قوی هماهنگ است مخالفت نیست، صبر اجزی نیست، صبر در اثر شدت قوا است. یک انسان صابر بررسی میکند کجا تکیه کند. بالاخره این عالم عالم خطر سیل است، آتش سوزی است، حوادث تلخ است، یک آدم صابر که نمیآید دم خطر که بررسی کند کجا امن است، این جای امن را قرآن نشان داد. فرمود همه اسمای حسنای الهی مامن است، البته توحید مامن کلی است که فرمود کلمه لا اله الاالله حصنی، حصن همان دژ است قلعه است، فرمود یک قلعه بیشتر نیست، من خودم دژبان هستم. این یای متکلم که کلمه لا اله الا لله حصنی این قلعه من است، دژ من است، یعنی دژبان من هستم. منتها بیان نورانی امام رضا سلام علیها انا من شروطها همان بیان را ائمه دیگر هم فرمودند منتها وجود مبارک حضرت امیر بازتر و شفافتر فرمود. درباره او آمد علی بن ابیطالب حصنی دو قلعه که نداریم. این انا مدینه العلم و علی بابها همان است. این کلمه لا اله الاالله حصنی و علی بابها، این شد حصن، آدم صابر، آدم عاقل، آدم صادق بررسی میکند در موقع خطر به کجا برود. این عالم عالم پرخطر است. ما نمیتوانیم. آن که این عالم را آفرید قسم خورد که من انسان را در فشار قرار دادم. لقد خلقنا الانس این لام لام قسم است. لقد خلقنا الانسان فی کبد، کبد یعنی درد و رنج و غصه، کبد این دستگاه گوارش است، کبَد یعنی رنج، لقد خلقنا الانسان فی کبد، اینکه گفتی ما انسان را در کَبد و رنج و غصه خلق کردیم، جا برای دژی قرار داد یا نداد، یا همینجور گفت در بیابان باشد. دژی دارد، دژبان هم خودم هستم. میخواهی راحت باشی، واستعینوا بالصبر و الصلاه، این واستعینوا بالصبر و الصلاه یک بیان دقیق علمی دارد. فرمود به صبر تکیه کنید چرا، فرمود اگر میخواهید بدانید چرا گفتم به صبر تکیه کنید، آنچه درباره نماز گفتم بررسی کنید تا معلوم بشود که چرا استعانت به صبر سودمند است، نماز را به عنوان ستون معرفی کردند، گفتند الصلاه عمود الدین این دینی است اول و آخر و آخر و اولش دین علم است. فرمود به قسم خدا، یاسین، قرآن کتاب حکیم یس و القرآن الحکیم، یعنی هیچ جا در هیچ دلیلی نه قرآن نه روایت به ما نگفتند نماز بخوان چرا؟ برای اینکه دین دین حکیم است، اگر این دین دین حکیم است، گفته نماز ستون دین است، ستون را نمیخوانم باید بگوید ستون را اقامه کن این میشود حرف عالمانه. اگر خدای نکرده گفته اقرء الصلاه، جای برای اشکال بود، شما از یک طرف میگویید، نماز ستون دین است، مگر ستون را میخوانند، ستون را اقامه میکنند. گفت الصلاه عمود الدین یانه، اگر خدای نکرده از زبانت درآمده بود گفته بودی نماز بخوان جای عوامی بود. ستون را کسی نمیخواند. همه جا یعنی همه جا اقیم الصلاه یقیمون الصلاه، آنجا که یصلی و مصلی دارد، یعنی یقیمون الصلاه، این میشود کتاب علمی. حالا معلوم شد یک ستونی داریم به نام نماز اگر گفتند استعینوا بالصبر و الصلاه یعنی صبر هم یک ستون است. تناسب عطف است و عدل، در اصل تناسبی ندارد خوب آدم وقتی یک جایی خطر شد بخواهد نلغزد به ستون تکیه میکند. استعانت به صلات معلوم است چون ستون دین است، به خدا آدم رابطه دارد. استعانت به صبر یعنی چی، معلوم میشود صبر هم ستون است. و آیتالله هاشمی رضوانالله علیه همانطور که داشت، استعانت به صبر هم داشت. این معنای علمه الشدید القوی است، خوب تربیت شد. همان زندان راتحمل کرد، فرماندهی جنگ را تحمل کرد، هم بیمهریها را تحمل کرد، هتاکی بعضیها را تحمل کرد. آخرین دیداری که ما داشتیم همین تابستان بود تشریف آوردند دماوند. هیچ من اثر شکایت از ایشان ندیدم، تابستان تشریف آوردند دماوند، هیچ اثر گلهای شکایتی، این شدید القوی بودن است. یک وقت است کسی غصه میخورد میگوید دنیا همین است، این روحیه را نداشت. معلوم میشود شدید القوی خوب او را تربیت کرد. پس بنابراین عدهای شاگرد امام بودند، بانه فقیه، عدهای شاگرد امام بودند بانه اصولی، عدهای شاگرد امام بودند بانه حکیم اما ایشان گذشته از اینکه آن علوم رسمی حوزه را خدمت امام خواند علمه شدید القوی، و نتیجه علمه الشدید القوی همین بانظام بودن تا آخر عمر، باانقلاب بودن تاآخر عمر، با مسئولین بودن تا آخر عمر، رفیق رهبری بودن تا آخر عمر، با مردم بودن تا آخر عمر، با شهدا بودن تا آخر عمر، با جانباز بودن تا آخر عمر، همه، اینکه در پایان آن عرض تسلیت نوشته شد رحمهالله علیه یوم ولد و یوم مات و یوم یبعث حیا، این همان تحلیل علمه شدید القوی بود از اوایل در محضر امامی بود که امام رضوانالله علیه جامع بین علوم بود به جمع سالم نه جمع مکسر و انه شدید القوی معلم ایشان بود، ایشان هم شدید القوی تربیت شد، حشر همه اینها با انبیا و اولیای باشد، حشر شما با انبیای الهی باشد، ما تا زندهایم و نفس میکشیم این اختلاف راتقدیس کنیم، نگذاریم به مخالفت تبدیل شود، نه خود را ببینیم و دیگران رانبینیم، تاعلم و عقل بینی بیمعرفت نشینی، یک نکتهات بگویم خود را مبین که رستی، من این کار راکردم، ما اینجور هستیم، این دشمن آفرین است، هر کسی بگوید من اینجوری، ما اول کسی که با او مخالفت میکنیم خود ما هستیم. ما خوشمان نمیآید کسی بگوید من. خدا غریق رحمت کند مرحوم الهی قمشهای را گفت من الهی هوالله گویم، نه انا الله، من الهی هوالله گویم اگر نظام این کار را کرد، مردم این کار را کرد، امام این کار را کردند، درست گفتی، خود ما هم جزء ملت هستیم، مقداری که سهم داریم سهم مارا میدهند، اما کسی را نرنجاندیم، هیچ عطری مثل عطر ادب نیست، این عطرفروشیها چندین شاید ده بیست نوع عطر داشته باشند ولی هر کسی یک نوعی را قبول میکند، این عطرهایی که دارند، بعضی میگویند زنانه، بعضی مردانه، زنها و مردها فرق میکند. اما ادب یک عطر بینالمللی است. هیچ کس از عطر ادب بدش نمیآید. مااگر مودب باشیم، معطر هستیم، و داعی نداریم حیف این کشوری است که دیدیم بالاخره از اول تا آخر چه در انقلاب، چه در نظام بیست و دو بهمن را نشان میدهد، ما این جامعه یکدست را کاری نکنیم که خدای... بیگانه اگر یک کاری بکند ما باید جلویش را بگیریم. ما کاری نکنیم خدای نکرده این اختلاف که چیز بسیار مقدسی است، و به مخالفت تبدیل بشود که نامقدس است. و حشر همه رفتگان و اولیای الهی باشد، مخصوصاً حشر این عزیز سفر کرده ما آیتالله هاشمی رفسنجانی و همه بزرگوارانی که در این نظام خدمت میکنید، در انقلاب خدمت میکنید، همراه رهبر هستید، همراه نظام هستید، همراه مردم هستید مشمول دعای ویژه حضرت ولی عصر باشید ان شاءالله نظام ما تاظهور آن حضرت ازهر خطری محفوظ بماند ان شاءالله و السلام علیکم و رحمهالله و برکاته.
منبع: حریم امام
کلمات کلیدی آیت الله جوادی آملی
۱۳۹۵ بهمن ۲۴, یکشنبه
حسین فریدون؛ مرد در سایه یا چشم اسفندیار؟
روزی که حسن روحانی بر مسند ریاست جمهوری ایران نشست، مرد دست راست او کسی نبود جز برادرش، حسین فریدون. کسی که هر جا روحانی بود، او هم حضور داشت.
مدتها از او فقط با عنوان "برادر رئیسجمهور" یاد میشد. بر خلاف تصور بسیاری نه یکی از معاونان حسن روحانی شد و نه ریاست سازمانی را بر عهده گرفت و نه حتی مانند بسیاری از نزدیکان رئیس جمهور با سمت مشاور در حلقه نزدیک او حضور داشت.
حسین فریدون جایگاه "ویژهای" در کنار برادرش داشت که این جایگاه بعدها عنوان رسمیاش شد: "دستیار ویژه رئیسجمهور در امور اجرایی" که معلوم نبود کارش چه تفاوتی با معاونت اجرایی رئیس جمهور دارد.
حسین فریدون، در سالهای ابتدایی پس از انقلاب ایران فرماندار نیشابور و سپس کرج شد و بعد از آن هم به مدت ۸ سال سفیر ایران در مالزی و چندی نیز از سفیران ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک بود.
او در سالهای پیش از انتخاب آقای روحانی به ریاست جمهوری، مشاور او در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بود . مدتی هم پیش از آنکه برادرش رئیسجمهور شود، از مشاوران وزیر امور خارجه بود.
اما تا پیش از آنکه در دولت حسن روحانی به قدرت برسد کمتر کسی او را میشناخت، حتی تا مدتی به دلیل تفاوت نام خانوادگی آنها (حسن روحانی نام خانوادگی خود را از فریدون به روحانی تغییر داده است) بسیاری نمی دانستند که او برادر حسن روحانی است.
با آغاز ریاست جمهوری حسن روحانی، حسین فریدون هر جا که برادر ارشدش حضور داشت، مرد در سایه او بود از حضور در مجامع رسمی تا نشستن در ردیف صدر جلسات هیئت دولت و هر جا بدون برادر میرفت، چشم او بود؛ از حضور در مراسم ترحیم، افتتاحیه، عیادت از بیماران و تودیع و معارفه مسئولان گرفته تا مشارکت در مذاکرات هستهای ایران با گروه ۱+۵.
روزنامه اعتماد در پی پیوستن حسین فریدون به هیئت مذاکرهکننده در مطلبی با عنوان "چشم و گوش رئیس جمهور آنجاست" نوشت: در پاستور (دفتر رئیس جمهور) این جمله مشهور و معروف است که برای رسیدن به حسن روحانی، تنها یک کانال وجود دارد و آن یک کانال هم حسین فریدون است که همیشه همراه رئیسجمهور دیده میشود. نفوذ معنوی فریدون در دفتر ریاستجمهوری ایران تا به آنجاست که برخی از پیامهای رییسجمهور به چهرههای مختلف و نامهنگاریها با حسن روحانی از کانال او میگذرد."
اما چگونه حسین فریدون شد "چشم اسفندیار رئیسجمهور"؟
در میانه مذاکرات فشرده ایران و گروه ۱+۵ بود که حسین فریدون که نه مقامی در وزارت امور خارجه ایران داشت و شغلی مرتبط با برنامه هستهای ایران، به تیم مذاکرهکننده ایرانی پیوست. وزارت امور خارجه علت را "انجام مشورتها و هماهنگیهای لازم در طول مذاکرات" ذکر کرد.
منتقدان مذاکرات هستهای که عمدتا مخالفان دولت بودند، صلاحیت حضور او را در این مذاکرات زیر سئوال بردند. گفته میشد که آقای فریدون در نقش "دستیار ویژه رئیسجمهور" پایان هر روز گزارش مذاکرات را مستقیما به حسن روحانی اطلاع میدهد و اگر در میانه مذاکرات نیازی به کسب نظر رئیسجمهور باشد از طریق حسین فریدون انجام میشود.
رسانههای ایرانی حتی گزارش کردند که این مکالمات برای آنکه دسترسی دیگران به آن محدودتر شود به گویش شهر سرخه -محل تولد دو برادر- برقرار میشد. در اوج مذاکرات بود که مادر حسن روحانی و حسین فریدون درگذشت و آقای فریدون مجبور به ترک محل مذاکرات شد و متعاقب آن مذاکرات برای چند روز متوقف شد.
اما از اوایل سال جاری بود که حسین فریدون که همه جا در کنار حسن روحانی بود، دیگر نه در هیئت دولت دیده شد و نه در مراسم رسمی. نخستین واکنش به غیبت او این بود که حسین فریدون به دستور آیتالله علی خامنهای از رئیس جمهور و دولت فاصله گرفته است.
سایت خبری سحام نیوز، از رسانههای منتقد حکومت ایران، از قول منابع نامعلوم نوشت که آیتالله خامنهای، رهبر ایران دستور داده است تغییراتی در دولت داده شود. به ادعای سحامنیوز آیتالله خامنهای مشخصا خواهان کنار گذاشتن محمد نهاوندیان، رئیس دفتر رئیس جمهور و حسین فریدون از دولت شده بود.
انتشار این خبر با واکنش دولت ایران روبهرو شد که آن را "خبرسازی و جعل خبر" خواند و گفت این شایعه "در امتداد سناریوی رسانه های معاند برای دوقطبی سازی و خط تقابل" است.
معاون ارتباطات دفتر روحانی: رهبر دستوری برای تغییرات در دولت نداده
حضور دوباره حسین فریدون در کنار اعضای هیئت دولت ایران
هر چند ادامه فعالیت محمد نهاوندیان صحت این شایعه را کمرنگ کرد، اما کمپیدایی حسین فریدون به قوت خود باقی ماند و به ندرت در کنار برادرش در محافل رسمی دیده شد.
پس از این بود که اتهامات دست داشتن او در فساد مالی از سوی چهرهها و رسانههای اصولگرا به سوی او سرازیر شد.
حامیان دولت میگفتند که هدف از این اتهامات، سیاسی و حمله به رئیس جمهور است و منتقدان حسن روحانی او را متهم میکردند، رئیس جمهور با حمایت از برادرش مانع از اجرای عدالت میشود.
تاسیس صرافی هنگام حضور در دولت، رد پایش در پرونده حقوقهای نجومی، دست داشتن در انتصاب مدیرعامل بانک رفاه کارگران، نقش او در پرونده فساد مالی مدیرعامل پیشین بانک ملت، معرفی غیرقانونی او برای تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه شهید بهشتی و اخیرا نقش داشتن در زیان سه هزار میلیارد تومانی بورس تهران از جمله اتهامات ریز و درشتی است که در یکی دو سال گذشته علیه او مطرح شده است.
بیشتر این اتهامات از سوی نمایندگان منتقد دولت در مجلس نهم و دهم مطرح شده و با آنکه قوه قضاییه گفته پروندهای قضایی برای او تشکیل داده شده، اما اصرار مخالفان او تاکنون برای بازداشتش بیثمر مانده است.
در مورد دیگری سازمان بازرسی کل کشور گفته بود که مدیرعامل بانک رفاه که گفته میشد "تخلفاتی" هنگام مسئولیت در بانک ملی داشته، با "لابیگری" حسین فریدون منصوب شده است. بعدها این خبر در برخی رسانهها با حذف نام آقای فریدون تصحیح شد.
موضوع حسین فریدون که به نظر میرسید در ماههای اخیر کمی فروکش کرده، در روزهای اخیر بار دیگر در رسانههای ایرانی مطرح شده است.
به گفته غلامحسین محسنی اژهای این پرونده در مراحل ابتدایی است و از "مشهود" بودن رابطه حسین فریدون با یکی از بدهکاران کلان بانکی که دستگیر شده خبر داد، هر چند گفت که هنوز "نحوه این ارتباط و اقدامات آنها مشخص نیست و باید منتظر نتیجه تحقیقات این پرونده" بود.
عکسخبر: دیدار حسین فریدون با مصطفی تاجزاده
عکسخبر؛ عیادت دستیار ویژه رئیس جمهور ایران از محمدرضا شجریان
همه چیز درباره رئیسجمهور هفتم
مخالفان دولت، به ویژه شخص رئیسجمهور را متهم میکنند که در قبال برادرش سکوت کرده و به نوعی از قدرت خود برای حفاظت از او استفاده میکند.
با این حال دولت این اتهامات را رد میکند و میگوید اگر واقعا حسین فریدون متهم به فساد مالی باشد، مانعی برای رسیدگی به پرونده او نخواهد بود.
روز گذشته محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت در باره پرونده حسین فریدون گفت: " قوه قضاییه قوه مستقلی است و انگیزه کافی برای برخورد با کسانی که جرم یا فساد کردند را دارد و نیازی به زحمت فرد یا نمایندهای نیست که نامه بنویسد و درخواست کند. اتهامافکنی قبل از اثبات بر افکارعمومی تاثیر دارد و اگر قوه قضائیه به این نتیجه برسد که آن اتهامات درست نبوده، چه پاسخی به افکارعمومی خواهیم داد؟"
اشتراک در:
پستها (Atom)
