واکنش جنون آسای حکومتی که همچنان می خواهد به سرنیزه و باطوم؛ زندان و شکنجه متکی بماند، نه تنها مقابله خیابانی با مردم بود، بلکه برای ادامه این اتکا، دو گام دیگر هم به جلو، به سمت دره ای که در برابرش قرار دارد برداشت.
1- نخست تهدید اطرافیان متزلزل خود و ترساندن آنها از سرانجام جمع نشدن در پشت کودتای نظامی 22 خرداد.
2- گسترش دامنه دستگیری ها تا حد یورش به خانه مهندس موسوی و مهدی کروبی و بازداشت آنها، از یکسو و صف آرائی ادامه دار نظامی و انتظامی در خیابان ها.
برای محکم کردن دو گام بلندی که به سوی دره سقوط برداشته شد، آنها برای رسیدن به دو هدف زودرس، فرمان تشدید دو شیوه و روش کودتائی را نیز صادر کردند. مانند همه کودتاهای جهان و مانند همه حکومت هائی که برخلاف ظاهر استوار و با ثباتی که از خود به نمایش تبلیغاتی می گذارند، پایه ها زیر قلعه ای که در آن سنگر گرفته اند پوسیده و در آستانه فرو ریختن است. ذکر مثال از آنچه که اکنون در کشورهای مختلف خاورمیانه وشاخ افریقا شاهد آن هستیم، زائد است. .... ادامه
۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه
۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه
دیدار استاتید دانشگاه و روحانیون با محمد خاتمی دو سال تنش کافی نبود که حصرخانگی را به آن افزودید؟
محمد خاتمی در دیدار با جمعی از اساتید دانشگاه و روحانیون که بمناسبت تولد پیامبر اسلام و امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق، با او دیدار کرده بودند، با اشاره به حوادث روز کشور گفت:
در بیش از یک صد سال اخیر ملتهای منطقه خاورمیانه نسبت به حقوق و جایگاه خود آگاهی روزافزون یافتند و برای دفع و رفع استبداد و استعمار تلاش کردند و قیامهای ارجمندی را ترتیب دادند. هر چند با کمال تأسف در بیشتر موارد این قیامها و نهضتها یا در آغاز شکست خورد یا در ادامه منحرف شد و دوباره دیکتاتوری و وابستگی حاکم شد ولی مردم هیچگاه از حرکت باز نایستادند. اگر امروز موج قیام و نهضت فراگیر میشود در ایران عزیز 30 سال زودتر انقلاب رخ داد که نشانه ظرفیت و شایستگی مردم است و خوشبختانه امروز و در عصری که ارتباطات گسترده سبب شده است و هیچ چیز و هیچ امری از انظار عمومی مخفی نمینماند شاهد خیزش عظیم در منطقه هستیم.
این حرکتها در جهت آزادی و رفع تحقیر ملتها توسط مستبدان و استعمارگران و نشانه رشد انسان امروز است که جز به تأمین حاکمیت بر سرنوشت خود تن نمیدهد.
در بعضی از این کشورها چهره خشن فقر و تبعیض آشکارتر بوده و در پاره ای دیگر حتی در عرصه اقتصادی و رسیدگی به مردم وضع بهتری وجود داشته است ولی آنچه مشترک است خودکامگی حاکمان بریده از مردم و نادیده انگاشته شدن حق و حرمت ملت و تحمیل خفقان و سلب آزادیهای اساسی و مشروع بوده است. به هر حال آنچه پیش آمده است مطمئناً تا استقرار حکومتهای مردمی و عقبنشینی کامل حکومتهای مستبد و زورگو و حامیان آنها ادامه خواهد یافت.
- در کشور خودمان- ناراحتی و نگرانی نباید باشد وقتی جریان یا جریانهایی میکوشند دستآوردهای بزرگ انقلاب را نادیده انگارند، بلکه آن را دگرگونه جلوه دهند؟ وقتی بنا باشد همه مسئولان طراز اول که مورد تأیید امام، مردم و رهبری بودهاند انسانهای فاسد، منحرف و ضدانقلاب معرفی شوند، آیا مردم جهان حق ندارند این شبهه را پیدا کنند که پس حاصل انقلاب، فساد و انحراف بوده است؟ و آیا این بزرگترین جفا به انقلاب نیست؟ آیا اگر فضا باز باشد قانون اساسی مبنای عمل قرار گیرد و انتقاد و حتی اعتراض در چارچوب قانون آزاد باشد. نصیحت مسئولان کشور و نقد و ارائه آزاد اندیشه یک ارزش به حساب آید، به جمهوری اسلامی خدمت نشده است؟
گفتیم و باز هم میگوییم که کشور به همه نیروهای مخلص نیازمند استوخواه منتقد باشند خواه نباشند. انتظار بوده و هست که پس از قریب دو سال تنش بیجا که با گفتگو و تعامل و رعایت حقوق ملی و شهروندی قابل حل و پیشگیری بود و هنوز هم هست با تدبیر و حکمت راه بر همدلی و پیشرفت همهجانبه کشور گشوده شود. به جا بود که زندانیان که نوعاً انسانهای امتحان داده و صادق و مؤمناند آزاد شوند، نه اینکه این روزها شاهد دستگیریهای گسترده تازه و ایجاد محدودیت مجدد برای کسانی باشیم که اندکی از محدودیت آنها کاسته شده بود و یا امید به کاسته شدن آنها میرفت.
چرا باید کسانی چون جناب مهندس موسوی و جناب آقای کروبی و همسرانشان که سابقه درخشان در انقلاب و جمهوری اسلامی دارند و در دلبستگی شان به اصل انقلاب و نظام تردیدی نیست، دچار حصر و محدودیت شوند و بیمهابا به انواع تهمتها متهم شوند. با کمال تأسف چنین اقدامهایی سبب میشود که زمینهای فراهم آید تا کسانی که نه نظام را قبول دارند و نه خیر ایران و ایرانی را میخواهند میدانداری و احیاناً از احساسات پاک مردم بخصوص جوانان سوءاستفاده کنند.
آیا وجود ارتباط این عزیزان و نخبگان دیگر با مردم و جوانان، خود سبب مهار شدن غلیانها و جلوگیری از سوءاستفاده کسانی نخواهد شد که میخواهند اعتراضها را متوجه اصل نظام کنند؟ در حالی که واقعاً چنین نیست؟ بگذرم از ناسزاها و تهمتهای یکطرفه که هر روز متوجه این برادران و دیگر شخصیتهای مورد علاقه مردم میشود و فضا را آلوده میکند.
امیدوارم در آستانه سال نو با حرکت به سوی رفع حصر و محدودیت و آزادی زندانیان و ایجاد فضای امن و آزاد و ایجاد فضائی که در آن رأی و اراده ملت تعیین کننده باشد، همگان حق انقلاب و جمهوری اسلامی را ادا کنیم.
در آغاز این دیدار حاضران ضمن ادای احترام به قیامهای در خور تحسین مردم مصر و تونس و لیبی و سایر کشورهای مسلمان از حصر و محدودیت بزرگوارانی که مورد اعتماد و علاقه بیشتر مردم و صاحب خدمات درخشان در انقلاب و کشور بوده اند اظهار تأسف کرده و بر لزوم همدلی و شکیبایی و استقرار همه جانبه قانون اساسی و دفاع از آزادی و آرمانهای انقلاب و امام تأکید کردند
در بیش از یک صد سال اخیر ملتهای منطقه خاورمیانه نسبت به حقوق و جایگاه خود آگاهی روزافزون یافتند و برای دفع و رفع استبداد و استعمار تلاش کردند و قیامهای ارجمندی را ترتیب دادند. هر چند با کمال تأسف در بیشتر موارد این قیامها و نهضتها یا در آغاز شکست خورد یا در ادامه منحرف شد و دوباره دیکتاتوری و وابستگی حاکم شد ولی مردم هیچگاه از حرکت باز نایستادند. اگر امروز موج قیام و نهضت فراگیر میشود در ایران عزیز 30 سال زودتر انقلاب رخ داد که نشانه ظرفیت و شایستگی مردم است و خوشبختانه امروز و در عصری که ارتباطات گسترده سبب شده است و هیچ چیز و هیچ امری از انظار عمومی مخفی نمینماند شاهد خیزش عظیم در منطقه هستیم.
این حرکتها در جهت آزادی و رفع تحقیر ملتها توسط مستبدان و استعمارگران و نشانه رشد انسان امروز است که جز به تأمین حاکمیت بر سرنوشت خود تن نمیدهد.
در بعضی از این کشورها چهره خشن فقر و تبعیض آشکارتر بوده و در پاره ای دیگر حتی در عرصه اقتصادی و رسیدگی به مردم وضع بهتری وجود داشته است ولی آنچه مشترک است خودکامگی حاکمان بریده از مردم و نادیده انگاشته شدن حق و حرمت ملت و تحمیل خفقان و سلب آزادیهای اساسی و مشروع بوده است. به هر حال آنچه پیش آمده است مطمئناً تا استقرار حکومتهای مردمی و عقبنشینی کامل حکومتهای مستبد و زورگو و حامیان آنها ادامه خواهد یافت.
- در کشور خودمان- ناراحتی و نگرانی نباید باشد وقتی جریان یا جریانهایی میکوشند دستآوردهای بزرگ انقلاب را نادیده انگارند، بلکه آن را دگرگونه جلوه دهند؟ وقتی بنا باشد همه مسئولان طراز اول که مورد تأیید امام، مردم و رهبری بودهاند انسانهای فاسد، منحرف و ضدانقلاب معرفی شوند، آیا مردم جهان حق ندارند این شبهه را پیدا کنند که پس حاصل انقلاب، فساد و انحراف بوده است؟ و آیا این بزرگترین جفا به انقلاب نیست؟ آیا اگر فضا باز باشد قانون اساسی مبنای عمل قرار گیرد و انتقاد و حتی اعتراض در چارچوب قانون آزاد باشد. نصیحت مسئولان کشور و نقد و ارائه آزاد اندیشه یک ارزش به حساب آید، به جمهوری اسلامی خدمت نشده است؟
گفتیم و باز هم میگوییم که کشور به همه نیروهای مخلص نیازمند استوخواه منتقد باشند خواه نباشند. انتظار بوده و هست که پس از قریب دو سال تنش بیجا که با گفتگو و تعامل و رعایت حقوق ملی و شهروندی قابل حل و پیشگیری بود و هنوز هم هست با تدبیر و حکمت راه بر همدلی و پیشرفت همهجانبه کشور گشوده شود. به جا بود که زندانیان که نوعاً انسانهای امتحان داده و صادق و مؤمناند آزاد شوند، نه اینکه این روزها شاهد دستگیریهای گسترده تازه و ایجاد محدودیت مجدد برای کسانی باشیم که اندکی از محدودیت آنها کاسته شده بود و یا امید به کاسته شدن آنها میرفت.
چرا باید کسانی چون جناب مهندس موسوی و جناب آقای کروبی و همسرانشان که سابقه درخشان در انقلاب و جمهوری اسلامی دارند و در دلبستگی شان به اصل انقلاب و نظام تردیدی نیست، دچار حصر و محدودیت شوند و بیمهابا به انواع تهمتها متهم شوند. با کمال تأسف چنین اقدامهایی سبب میشود که زمینهای فراهم آید تا کسانی که نه نظام را قبول دارند و نه خیر ایران و ایرانی را میخواهند میدانداری و احیاناً از احساسات پاک مردم بخصوص جوانان سوءاستفاده کنند.
آیا وجود ارتباط این عزیزان و نخبگان دیگر با مردم و جوانان، خود سبب مهار شدن غلیانها و جلوگیری از سوءاستفاده کسانی نخواهد شد که میخواهند اعتراضها را متوجه اصل نظام کنند؟ در حالی که واقعاً چنین نیست؟ بگذرم از ناسزاها و تهمتهای یکطرفه که هر روز متوجه این برادران و دیگر شخصیتهای مورد علاقه مردم میشود و فضا را آلوده میکند.
امیدوارم در آستانه سال نو با حرکت به سوی رفع حصر و محدودیت و آزادی زندانیان و ایجاد فضای امن و آزاد و ایجاد فضائی که در آن رأی و اراده ملت تعیین کننده باشد، همگان حق انقلاب و جمهوری اسلامی را ادا کنیم.
در آغاز این دیدار حاضران ضمن ادای احترام به قیامهای در خور تحسین مردم مصر و تونس و لیبی و سایر کشورهای مسلمان از حصر و محدودیت بزرگوارانی که مورد اعتماد و علاقه بیشتر مردم و صاحب خدمات درخشان در انقلاب و کشور بوده اند اظهار تأسف کرده و بر لزوم همدلی و شکیبایی و استقرار همه جانبه قانون اساسی و دفاع از آزادی و آرمانهای انقلاب و امام تأکید کردند
۱۳۸۹ اسفند ۷, شنبه
خانم شیرین عبادی! از دبیرکل سازمان ملل بخواهید تا با موسوی و کروبی ملاقات کند.
همانطور که آگاه هستید علاالدين بروجردی رييس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس در مصاحبهای با یک روزنامه ایتالیایی مساله حصر آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی را صراحتا تکذیب کرده است و گفته است که: «اینطور نیست. این افراد دارای اسکورت هستند. در عین حال مرتکب اقداماتی خلاف قانون، مانند ترتیب دادن تظاهرات فاقد مجوز، شدهاند و به همین دلیل امکان دارد مورد پیگرد قانونی قرار بگیرند.». اینک فرصت گرانبهایی پیش آمده تا دروغگوییهای نظام در حال سقوط مستقر در ایران و نمایندگان دغل و مکار آن را بیش از پیش در محافل بینالمللی رسوا کنیم! خانم شیرین عبادی! با توجه به اینکه شما در محافل سازمان ملل در رفت و آمد هستید و ظاهرا از طریق شما فرصتی وجود دارد که میشود به دبیرکل سازمان ملل دسترسی داشت، لطفا از قول ملت در بند ایران از وی بخواهید، تا رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی را وادارد، ترتیب یک ملاقات با رهبران در حصر جنبش را با ایشان و یا نمایندگان ایشان بدهد. به باور من شما در گذشته نیز ثابت کردهاید که در حد توانتان چیزی درراه ملت و میهن کم نگذاشتهاید ودر روند افشای رفتارهای ددمنشانه رژیم بویژه آن بخش که مسایل دفاع از حقوق بشر را احاطه میکرده و جزو حیطه تخصصی شما بوده را بخوبی عهدهدار بودهاید. آیا محاصره منازل ایندو رهبر جنبش و جلوگیری از دستیابی به سادهترین و ابتداییترین حقوق شهروندی، مشمول مسایل حقوق بشری نمیشود؟ سوال اینست که طبق چه قانون و در چه دادگاهی، حکم ایندسته ازفشارهای غیرانسانی به این دو خانواده صادر شده است؟ خانم شیرین عبادی، همراه شو عزیز! تا دیر نشده است از بروز یک فاجعه انسانی جلوگیری کنید و ملتی را از التهاب و نگرانی برهانید!
۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه
مجتبی واحدی: برنامه ریزی برای برگزاری تجمع اعتراضی بر علیه حصر خانگی کروبی/ احتمال انتقال کروبی به مکانی نامعلوم
مجتبی واحدی در گفتگو با رادیو بین المللی فرانسه افشا کرد که مشغول رایزنی هستند تا محتملاً علیه آنچه که او "رسوائی حکومت" می نامد و باعث شده که آیت الله جنتی در نماز جمعه فرمان حصر صادر کند و بلافاصله اجرا گردد، یک تجمع اعتراضی انجام گیرد.به گزارش منابع خبری ماموران امنیتی با ورود به منزل مهدی کروبی ، او و خانم کروبی را در اطاق های جداگانه محبوس کرده ، کلیه قفل های منزل را تعویض و سپس اسناد و کتاب های آنان را توقیف کرده اند. مطابق گزارش های رسیده از عصر دیروز تاکنون دیگر هیچ خبری از این دو نفر دردست نیست. عصر امروز در یک گفتگوی تلفنی با مجتبی واحدی مشاور مهدی کروبی در آمریکا او اطلاع داد که از صبح امروز ماموران امنیتی دیگر در مقابل در منزل دیده نمی شوند و معلوم نیست چه تغییر و تحولاتی در آنجا انجام گرفته است. از آنجا که یکی از فرزندان کروبی دستگیر و زندانی شده و بقیه فرزندان او در اختفا بسر می برند، هنوز کسی از حوادث منزل کروبی اطلاع ندارد. مجتبی واحدی حتی احتمال داد که مهدی کروبی و همسرش را به جای دیگری منتقل کرده باشند. مشاور مهدی کروبی که در آمریکا بسر می برد با اشاره به افتادن مسئولیت تغذیه کروبی بدست مقامات امنیتی اظهار نظر کرد که نگرانی مهم این است که اینها بخواهند سناریوئی را که چند ماه پیش صفار هرندی افشا کرد، یعنی بدروغ گفته بود کروبی یک بیماری صعب العلاج دارد،بخواهند اجرا کنند. یعنی توسط مواد غذائی وی را دچار یک بیماری خطرناک کنند. بعقیده آقای واحدی حتی اگر خانم و آقای کروبی بخواهند بقصد اجتناب از خوردن مواد غذائی مشکوک دست به اعتصاب غذا بزنند، این هم خود باعث یک نگرانی جدیدی خواهد شد. مجتبی واحدی در پاسخ به پرسشی در باره مسئولیت حصر خانگی مهدی کروبی می گوید که بنظر او این نوع فشارهای گسترده و غیرمنطقی با دستور شخص احمدی نژاد انجام میگیرد. او اضافه می کند "نه این که آقای خامنه ای راضی نباشد و یا سیستم قضائی مبرا باشد. اما منشاء این فشارها بیشتر وزارت اطلاعات هست و شخص احمدی نژاد، چون می دانند که در شرایط فعلی کسی در داخل حکومت از این دو نفر-آقایان موسوی و کروبی- حمایت نخواهد کرد. مشاور کروبی در باره قوه قضائیه معتقد است که این قوه طوری عمل می کند که باعث ننگ کلمه قضائیه است. این دستگاه اصلاً قوه قضائیه نیست. اینها" امر بر" دولت و حتی ماموران امنیتی هستند. مجتبی واحدی در این گفتگو افشا کرد که علاوه بر" شورای هماهنگی راه سبز امید" که او و آقای اردشیر امیر ارجمند مشاور موسوی عضو آن هستند، اینک سازمان ها و تشکل های دیگری هم مشغول رایزنی هستند تا محتملاً علیه آنچه که او "رسوائی حکومت" می نامد و باعث شده که آیت الله جنتی در نماز جمعه فرمان حصر صادر کند و بلافاصله اجرا گردد، یک تجمع اعتراضی انجام گیرد.
۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه
کشور را از دست افراطیون حاکم بدر آورید
جرس: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ( شاخه خارج از کشور) در محکومیت حبس خانگی رهبران جنبش و بازداشت فعالان سیاسی در روزهای اخیر بیانیه ای صادر کرد و نسبت به رواج افراطی گری در کشور از سوی بخشی از جریان حاکم هشدار داد.
دراین بیانیه خطاب به مراجع و عقلا هشدار داده شده است: دست روی دست نگذارند و کشور را از دست افراطیون حاکم بدر آورند و تا دیر نشده جلوی اینهمه ظلم وخودکامگی و خودسری در حق شهروندان معترض را بگیرند و صدای آنها را بشنوند ، و همزمان به افراد جنبش سبز هشدار می دهیم که به دام رادیکالیسم و خشونتی که افراطیون حاکمیت اقتدارگرا خواهان آن است نیفتند و بدانیم که افراطی گری دام پهن شده افراطیون حاکم برای توجیه نیروهای خود برای سرکوب بیشتراست.
به گزارش نوروز، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است :
بسمه تعالی
جنبش سبزی که در اعتراض به کودتای انتخاباتی سال گذشته در کشورمان شکل گرفت پس از بیست ماه راه پیمودن و به رغم بکار گیری همه شیوه های سرکوب از سوی حاکمیت اقتدارگرا همچنان زنده و پویا براه خود ادامه می دهد و حضور پرشور باورمندان به این جنبش در روز 25 بهمن ماه در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای کشور در پاسخگویی به دعوت رهبران جنبش در حمایت از جنبش های مردمی تونس و مصر بخوبی اینرا نشان داد و اینکه افراد این جنبش تا دستیابی به اهداف خود از پای نخواهند نشست . تجربه ماههای گدشته اثبات کرده است که پناه بردن حاکمیت به شیوه های سرکوب و بازداشت فعالان سیاسی چاره ساز بحرانی که کشور را بدان گرفتار ساخته اند ، نیست و از اینرو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ( شاخه خارج از کشور ) برخورد های خشونت آمیز و موج گسترده بازداشت ها در روزهای اخیر به ویژه حصر و حبس خانگی رهبران جنبش و بازداشت برادران دکتر عبدالله ناصری و علی باقری اعضای شورای مرکزی سازمان را محکوم کرده و هشدار می دهیم که ادامه روند خشونت و سرکوب مشکل را حل نمی کند ، کما اینکه تا کنون حل نکرده است ، و تنها به بحرانی تر شدن اوضاع انجامیده است که پیامد آن قطبی شدن فضا و رشد رادیکالیسم بوده است.
هشدار می دهیم که بخش های افراطی حاکمیت خواهان قطبی شدن فضا هستند. ایده آل آن ها این است که زمینه عقلانیت و اعتدال در عرصه عمومی و میان نیروهای سیاسی از بین برود. از یک سو با فشار آوردن بر بخش های معتدل حاکمیت در پی تهدید ومرعوب ساختن آنها بوده و حتی مجبور به مصاحبه و موضع گیری می کنند تا زمینه هرگونه اعتدال درمجموعه حاکمیت از بین برود و تحت فضای رعب و وحشت کسی جرئت ارائه راه حل های منطقی و اتخاذ مواضع مستقل ازخشونت طلبان حاکم را نداشته باشد ، و از سوی دیگر با سرکوب شدید منتقدان و معترضان و بستن کامل فضای هر گونه تحرک و عمل سیاسی و پیش رفتن در این مسیر تا حصر و حبس خانگی رهبران جنبش ، مخالفان خود رابه سوی رادیکالیسم و واکنش در برابر خشونت سوق می دهند.
آنها می خواهند فضایی ایجاد شود که امکان هرگونه تحرک معترضان و منتقدان مشفق واصلاح طلبانی که خواهان حل و استیفای حقوق ملت از طرق قانونی و مسالمت آمیز هستند، سلب شود، و میدان برای رشد گرایشات رادیکالیستی و خشنونت گرا باز شود. آنان فکر می کنند به این ترتیب می توانند صدای منتقدان خود را در میان روحانیت و مرجعیت و اصول گرایان معتدل خاموش کنند. امروز بخش افراطی حاکمیت اقتدارگرا دارد آخرین فرصت ها را برای حل مشکل کشور در چارچوب قانون اساسی و مصالح ملی از بین می برد.کسانی که امروز به بند و زندان کشیده شده اند یا در حصر و حبس خانگی افتاده اند یا آماج حملات سهمگین تبلیغاتی و سیاسی رسانه ها و تبلیغات دولتی قرار دارند آخرین کسانی هستند که با حاکمان کنونی با زبان منطق و قانون سخن گفته و خواهان حل مسالمت آمیز مشکلات دامنگیر کشورهستند. اما به نظر می رسد جریان اقتدارگرا به خاطر بقای خود حاضر است تمام کشور را به آتش بکشد، و تمامی دستاوردهای ملت در انقلاب اسلامی را به باد دهد.
هشدار می دهیم و از عقلا و مراجع و چهره های محترم و همه آنانی که دلسوز ملت و کشورند می خواهیم که دست روی دست نگذارند و کشور را از دست افراطیون حاکم بدر آورند و تا دیر نشده جلوی اینهمه ظلم وخودکامگی و خودسری در حق شهروندان معترض را بگیرند و صدای آنها را بشنوند ، و همزمان به افراد جنبش سبز هشدار می دهیم که به دام رادیکالیسم و خشونتی که افراطیون حاکمیت اقتدارگرا خواهان آن است نیفتند و بدانیم که افراطی گری دام پهن شده افراطیون حاکم برای توجیه نیروهای خود برای سرکوب بیشتراست.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (شاخه خارج کشور) همچون گذشته در همراهی با جنبش سبز از هیچگونه کوشش و هزینه دهی دریغ نخواهد کرد و با توجه به شرایط کنونی از همه باورمندان به این جنبش دعوت می دهد که حرکت های خود را در همراهی با « شورای هماهنکی راه سبز امید » و منشورسبزی که به امضای دو رهبر زندانی جنبش رسیده است ، سامان دهند . قطعا وحدت و هماهنگی افراد جنبش دریایی خروشان خواهد ساخت که استبداد و ظلم را فرو خواهد خورد و در ساحل عدالت و آزادی و مردمسالاری اش مردم رنج کشیده ما به آرامش و امنیت و رفاه دست می یابند .
«همانا وعده خدا( پیروزی عدالت خواهان ) حق و حتمی است و در این مسیر آنهایی که به این پیروزی یقین و باور ندارند شما را نترسانند وخفیف و سبک نکنند »( سوره روم آیه 60).
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (شاخه خارج کشور)
04/12/1389
دراین بیانیه خطاب به مراجع و عقلا هشدار داده شده است: دست روی دست نگذارند و کشور را از دست افراطیون حاکم بدر آورند و تا دیر نشده جلوی اینهمه ظلم وخودکامگی و خودسری در حق شهروندان معترض را بگیرند و صدای آنها را بشنوند ، و همزمان به افراد جنبش سبز هشدار می دهیم که به دام رادیکالیسم و خشونتی که افراطیون حاکمیت اقتدارگرا خواهان آن است نیفتند و بدانیم که افراطی گری دام پهن شده افراطیون حاکم برای توجیه نیروهای خود برای سرکوب بیشتراست.
به گزارش نوروز، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است :
بسمه تعالی
جنبش سبزی که در اعتراض به کودتای انتخاباتی سال گذشته در کشورمان شکل گرفت پس از بیست ماه راه پیمودن و به رغم بکار گیری همه شیوه های سرکوب از سوی حاکمیت اقتدارگرا همچنان زنده و پویا براه خود ادامه می دهد و حضور پرشور باورمندان به این جنبش در روز 25 بهمن ماه در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای کشور در پاسخگویی به دعوت رهبران جنبش در حمایت از جنبش های مردمی تونس و مصر بخوبی اینرا نشان داد و اینکه افراد این جنبش تا دستیابی به اهداف خود از پای نخواهند نشست . تجربه ماههای گدشته اثبات کرده است که پناه بردن حاکمیت به شیوه های سرکوب و بازداشت فعالان سیاسی چاره ساز بحرانی که کشور را بدان گرفتار ساخته اند ، نیست و از اینرو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ( شاخه خارج از کشور ) برخورد های خشونت آمیز و موج گسترده بازداشت ها در روزهای اخیر به ویژه حصر و حبس خانگی رهبران جنبش و بازداشت برادران دکتر عبدالله ناصری و علی باقری اعضای شورای مرکزی سازمان را محکوم کرده و هشدار می دهیم که ادامه روند خشونت و سرکوب مشکل را حل نمی کند ، کما اینکه تا کنون حل نکرده است ، و تنها به بحرانی تر شدن اوضاع انجامیده است که پیامد آن قطبی شدن فضا و رشد رادیکالیسم بوده است.
هشدار می دهیم که بخش های افراطی حاکمیت خواهان قطبی شدن فضا هستند. ایده آل آن ها این است که زمینه عقلانیت و اعتدال در عرصه عمومی و میان نیروهای سیاسی از بین برود. از یک سو با فشار آوردن بر بخش های معتدل حاکمیت در پی تهدید ومرعوب ساختن آنها بوده و حتی مجبور به مصاحبه و موضع گیری می کنند تا زمینه هرگونه اعتدال درمجموعه حاکمیت از بین برود و تحت فضای رعب و وحشت کسی جرئت ارائه راه حل های منطقی و اتخاذ مواضع مستقل ازخشونت طلبان حاکم را نداشته باشد ، و از سوی دیگر با سرکوب شدید منتقدان و معترضان و بستن کامل فضای هر گونه تحرک و عمل سیاسی و پیش رفتن در این مسیر تا حصر و حبس خانگی رهبران جنبش ، مخالفان خود رابه سوی رادیکالیسم و واکنش در برابر خشونت سوق می دهند.
آنها می خواهند فضایی ایجاد شود که امکان هرگونه تحرک معترضان و منتقدان مشفق واصلاح طلبانی که خواهان حل و استیفای حقوق ملت از طرق قانونی و مسالمت آمیز هستند، سلب شود، و میدان برای رشد گرایشات رادیکالیستی و خشنونت گرا باز شود. آنان فکر می کنند به این ترتیب می توانند صدای منتقدان خود را در میان روحانیت و مرجعیت و اصول گرایان معتدل خاموش کنند. امروز بخش افراطی حاکمیت اقتدارگرا دارد آخرین فرصت ها را برای حل مشکل کشور در چارچوب قانون اساسی و مصالح ملی از بین می برد.کسانی که امروز به بند و زندان کشیده شده اند یا در حصر و حبس خانگی افتاده اند یا آماج حملات سهمگین تبلیغاتی و سیاسی رسانه ها و تبلیغات دولتی قرار دارند آخرین کسانی هستند که با حاکمان کنونی با زبان منطق و قانون سخن گفته و خواهان حل مسالمت آمیز مشکلات دامنگیر کشورهستند. اما به نظر می رسد جریان اقتدارگرا به خاطر بقای خود حاضر است تمام کشور را به آتش بکشد، و تمامی دستاوردهای ملت در انقلاب اسلامی را به باد دهد.
هشدار می دهیم و از عقلا و مراجع و چهره های محترم و همه آنانی که دلسوز ملت و کشورند می خواهیم که دست روی دست نگذارند و کشور را از دست افراطیون حاکم بدر آورند و تا دیر نشده جلوی اینهمه ظلم وخودکامگی و خودسری در حق شهروندان معترض را بگیرند و صدای آنها را بشنوند ، و همزمان به افراد جنبش سبز هشدار می دهیم که به دام رادیکالیسم و خشونتی که افراطیون حاکمیت اقتدارگرا خواهان آن است نیفتند و بدانیم که افراطی گری دام پهن شده افراطیون حاکم برای توجیه نیروهای خود برای سرکوب بیشتراست.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (شاخه خارج کشور) همچون گذشته در همراهی با جنبش سبز از هیچگونه کوشش و هزینه دهی دریغ نخواهد کرد و با توجه به شرایط کنونی از همه باورمندان به این جنبش دعوت می دهد که حرکت های خود را در همراهی با « شورای هماهنکی راه سبز امید » و منشورسبزی که به امضای دو رهبر زندانی جنبش رسیده است ، سامان دهند . قطعا وحدت و هماهنگی افراد جنبش دریایی خروشان خواهد ساخت که استبداد و ظلم را فرو خواهد خورد و در ساحل عدالت و آزادی و مردمسالاری اش مردم رنج کشیده ما به آرامش و امنیت و رفاه دست می یابند .
«همانا وعده خدا( پیروزی عدالت خواهان ) حق و حتمی است و در این مسیر آنهایی که به این پیروزی یقین و باور ندارند شما را نترسانند وخفیف و سبک نکنند »( سوره روم آیه 60).
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (شاخه خارج کشور)
04/12/1389
۱۳۸۹ اسفند ۳, سهشنبه
روایتهای متناقض از علت کشته شدن یک دانشجو در تجمع اول اسفند در شیراز
دوشنبه, ۲ اسفند, ۱۳۸۹
چکیده :در حالی که منابع خبری از کشته شدن یک دانشجو در حاشیهی تجمع روز اول اسفند در شیراز خبر میدهند، فعال شدن مجدد خبرگزاری فارس در این زمینه و اشارهی برخی منابع مستقل به سپاهی بودن دایی این دانشجوی لرستانی و حضور سریع او در شیراز، پیش از رسیدن دیگر اعضای خانواده، این نگرانی را ایجاد کرده که این بار پروژهی شهیددزدی در دستور کار قرار گیرد...
کلمه – گروه سیاسی: در حالی که منابع خبری از کشته شدن یک دانشجو در حاشیهی تجمع روز اول اسفند در شیراز خبر میدهند، فعال شدن مجدد خبرگزاری فارس در این زمینه و اشارهی برخی منابع مستقل به سپاهی بودن دایی این دانشجوی لرستانی و حضور سریع او در شیراز، پیش از رسیدن دیگر اعضای خانواده، این نگرانی را ایجاد کرده که این بار پروژهی شهیددزدی در دستور کار قرار گیرد.
به گزارش کلمه، چند ساعت پس از آنکه منابع مستقل خبری از کشته شدن دانشجویی به نام حامد نورمحمدی در تجمع دیروز شیراز خبر دادند، روابط عمومی دانشگاه شیراز در اطلاعیهای، گزارشهای مبنی بر شهادت این دانشجو را “خبر واهی و بیاساس رسانههای وابسته به ایادی استکبار” دانست و ادعا کرد که این دانشجو در سانحهی تصادف رانندگی با یک خودروی پژو پارس درگذشته است و رانندهی خودرو نیز در کلانتری ۱۱ زند شیراز در بازداشت به سر میبرد.
در این اطلاعیه، حامد نورمحمدی دانشجوی سال دوم رشته زیست شناسی گرایش سلولی ملکولی معرفی شده است. منابع خبری مستقل اضافه کردهاند که این دانشجو، اهل خرمآباد و ساکن خوابگاه دستغیب دانشگاه شیراز بوده است.
خبرگزاری فارس نیز اقدام به مصاحبه با رئیس دانشگاه شیراز کرده و او نیز ادعا کرده که با رانندهی خودروی مذکور صحبت کرده و او سرعت بالا را علت تصادف ذکر کرده و گفته است که نتوانسته خودروی خود را به خوبی کنترل کند و به همین دلیل با این دانشجو تصادف کرده است.
البته به مدعیات این خبرگزاری به هیچ وجه نمیتوان اعتماد کرد، پیش از این هم بارها به انتشار مصاحبههای جعلی با خانوادهی شهدای سبز از جمله شهید غنیان و شهید عبادی پرداخته بود و در ماجرای شهید دزدی ۲۵ بهمن به شدت فعال بود.
اما روایت منابع مستقل بدین ترتیب است که حامد نورمحمدی که در تجمع معترضان در میدان نمازی – روبهروی ساختمان شمارهی یک دانشکدهی مهندسی – حضور داشته، از پل روگذر حد فاصل میدان دانشجو و میدان نمازی به پایین پرت شده و پس از برخورد ماشین در سطح خیابان پایین (خیابان ساحلی) جان خود را از دست داده است.
جرس به نقل از شاهدان عینی گزارش کرده که این دانشجو را از بالای پل نمازی به پایین “پرت کردهاند.” دانشجونیوز هم از پرت شدن این دانشجو توسط “ماموران امنیتی” سخن به میان آورده است. اما در خبر رسانههای اقتدارگرا و وابسته به دولت، صحبتی از پرت شدن او از بالای پل به میان نیامده و تنها به تصادف او با یک خودرو اشاره شده است.
همزمان، منابع دانشجویی از حاکم شدن فضای امنیتی بر دانشگاه شیراز خبر داده و گفتهاند که از ورود برخی فعالان دانشجویی به خوابگاه و محوطهی دانشگاه ممانعت شده، تعدادی از این فعالان دانشجویی به حراست احضار و از هرگونه مصاحبه یا اظهارنظر دربارهی مرگ این دانشجو منع شدهاند و با خانوادههای آنها نیز تماسهای تهدیدآمیز برقرار شده است.
دانشجونیوز گزارش داد که “نیروهای حراست دانشگاه شیراز، دیشب با حضور یافتن در اتاق حامد نورمحمدی، کلیه وسایل ایشان را با خود جمع کرده و بردهاند.” اما رهانه ادعا کرد که “خانوادهی این دانشجوی خرم آبادی امروز به شهر شیراز مراجعه کرده و وسایل این دانشجو را تحویل گرفتند.”
همچنین دانشجونیوز گزارش داده که دانشجویان ساکن خوابگاه مفتح دانشگاه شیراز رأس ساعت ۱۰ شب به سر دادن فریاد الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور پرداختهاند.
اما آنچه در این میان نگرانکننده است، آخرین اخباری است که جرس و دانشجونیوز منتشر کردهاند. در خبر جرس تاکید شده که خانوادهی این دانشجو که “تحت فشار روحی و نیز تهدیدهای نیروهای امنیتی” قرار گرفتهاند و دانشجونیوز هم با اشاره به اینکه دانشجویان دانشگاه برای حامد نورمحمدی در خوابگاه مراسم بزرگداشت گرفتهاند و خانوادهی این دانشجو نیز امروز خود را به شیراز رساندهاند، دایی حامد نورمحمدی را که “اولین نفری از خانواده بوده است که به دانشگاه رسیده است” یک فرد سپاهی معرفی کرده و به طرح این نگرانی پرداخته است که: “این بار نیز پروژه شهید دزدی را در مورد حامد نورمحمدی اجرا کنند.”
پس از تجمع غیرمنتظرهی مردمی در روز ۲۵ بهمن نیز، رسانههای اقتدارگرا با هدف تحتالشعاع قرار دادن حضور گستردهی مردم در راهپیمایی، تلاش کردند که دانشجوی شهید صانع ژاله را بسیجی معرفی کنند.
گفته میشود برادر این شهید که در مصاحبهای با صدای آمریکا فاش کرده بود پسرخالهی سپاهیاش عکس صانع ژاله را دریافت کرده تا برایش کارت بسیج صادر شود، به شدت تحت فشار قرار دارد تا مصاحبهاش را تکذیب کند.
اخباری از دیگر کشتههای احتمالی تجمع اول اسفند
علاوه بر حامد نورمحمدی، جرس گزارش داده که در همان بیمارستانی که مرگ این دانشجو تایید شده، مرگ زنی سالخورده بر اثر برخورد باتوم با سرش نیز تأیید شده است. اما تاکنون هیچ خبر دیگری از هویت و چگونگی مرگ این زن، منتشر نشده است.
روز یکشنبه اول اسفند همچنین منابع خبری و شاهدان عینی، از کشته شدن یک نفر در میدان هفتم تیر تهران خبر داده بودند، که بعد از چند ساعت از سوی معاون استاندار تهران تکذیب شد. اما همزمان با این تکذیب، وبسایت نیروی انتظامی ادعا کرد یک نفر در متروی تهران خودکشی کرده است.
۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه
موسوی، پشت در این بلند آهنی است!
این ورودی کوچه ایست که خانه میرحسین موسوی در آن قرار دارد. اطراف پیاده رو آن را نرده کشی کردند و در ابتدای کوچه نیز یک در آهنی سیاه و بلند نصب کردند تا موسوی را زندانی کرده باشند. او را به اوین نبردند، بلکه اوین را به خانه او آوردند! از حصر خانگی آیت الله منتظری و آن بزرگداشت میلیونی که مردم برای او گرفتند، درس عبرت نگرفتند. رژیم های دیکتاتوری و نوچه های حکومتی آن در هیچ کشوری از گذشته و از تاریخ درس نگرفته اند. از این پس، باید مقابل دهان چند ده میلیونی ایرانی درهای آهنی- امنیتی نصب کنند تا فریاد نزنند: مرگ بر دیکتاتور!
۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه
همه مستبدان تاریخ، رشد و صلاح مردم را در اطاعت خود میدیدند آیتالله دستغیب: فرعون فکر میکرد اگر موسى کشته شود، موجى که ایجاد کرده فروکش میکند
متن کامل سخنان این مرجع تقلید به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره غافر آیات ۲۹ الی ۳۲
یا قَوْمِ لَکُمُ الْمُلْکُ الْیَوْمَ ظاهِرینَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ یَنْصُرُنا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إنْ جاءَنا قالَ فِرْعَوْنُ ما أُریکُمْ إلاَّ ما أَری وَ ما أَهْدیکُمْ إلاَّ سَبیلَ الرَّشادِ«۲۹»وَ قالَ الَّذی آمَنَ یا قَوْمِ إنّی أَخافُ عَلَیْکُمْ مِثْلَ یَوْمِ الْأَحْزابِ«۳۰»
مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذینَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُ یُریدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ«۳۱»وَ یا قَوْمِ إنّی أَخافُ عَلَیْکُمْ یَوْمَ التَّنادِ«۳۲»
ای قوم من! امروز فرمانروایی از آن شماست و بر این سرزمین مسلطید اما اگر عذاب خدا بر ما نازل شود کیست که ما را یاری کند؟ فرعون گفت: «جز آنچه صلاح دیدم راهی دیگر برای شما نمیبینم و شما را جز به راه رشد و کمال هدایت نمیکنم».
باز همان کس که ایمان آورده بود گفت: «ای قوم! من بر شما میترسم از روزی مانند روز عذاب احزاب (امتهای پیشین)».مثل سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنها بودند و خداوند خواستار ستم بر بندگانش نیست.ای قوم من! من بر شما از روزی که مردم یکدیگر را ندا دهند بیمناکم.
بیان
مؤمن آل فرعون به فرعون و اطرافیانش گفت: «ای قوم من! شما امروز حاکم این سرزمین هستید و از هر جهت بر این مردم مسلطید». قاعده هر حاکم مقتدری که در حاکمیت خود ثبات سیاسی دارد و از پشتوانه نظامی و امنیت بالایی برخوردار است این است که اگر کسی ادعای حرف حقی دارد و دستش از هر سلاح و تهدیدی خالی است، سخنش را بشنود و از طرح دیدگاههایش واهمهای نداشته باشد. حتی اگر خود، عقیده او را نمیپسندد، مانع پذیرش دیگران نشود. مخصوصاً درباره حضرت موسی که سخنش صرفاً جنبه ارشادی داشت و به هیچ وجه نمیخواست در تاج و تخت فرعون با او منازعه کند. او به فرعون میگفت: «مَلِک باش اما بنده خدا باش و دست از ادعای ربوبیت بردار. بدان که تو با مردمی که بر آنها حکومت میکنی تفاوتی نداری.
فرعون اصرار داشت که موسی را به قتل رساند و عدهای نیز با او موافق بودند اما جناب مؤمن میخواست رأی فرعون را عوض کند یا لااقل از تعداد موافقین بکاهد لذا از در انذار وارد شد و گفت: «اگر شما پیغمبر خدا را بکشید قطعاً خداوند در صدد انتقام و تلافی برمیآید و تقاص خون پیامبر خود را میگیرد در این صورت چه کسی میتواند ما را یاری کند؟».
جناب حزقیل در حالی آنها را از عذاب خداوند میترساند که آنها بت میپرستیدند و فرعون را به عنوان ربّ اعلای خود میشناختند. این بخاطر آن بود که وجدان و فطرت همه مردم، حتی فرعونیان، معترف به یکتایی پروردگار عالم است و حتی اگر خود را به نافهمی بزنند، نمیتوانند از واقعیتی که میفهمند فرار کنند لذا او آنها را به آنچه ملتفت بودند تذکر داد.
سخن چون به اینجا رسید و شاید اطرافیان فرعون در حال مجابشدن بودند، باز فرعون همچون اژدهایی سربرآورد و گفت: «راه همان است که گفتم موسی باید کشته شود و قطعاً جز این بر صلاح ما نیست».
این رویه و منش هر جبّار متکبّری است که راه رشد و صلاح همه را تنها در اطاعت خود میبیند. همه پادشاهان مستبد تاریخ اینگونه بودند و به همین جهت همه مخالفان و معترضان خود را، ولو حرف حق میزدند، از میان برمی داشتند.راه رشد و هدایت از دیدگاه فرعون این بود که موسی کشته شود تا موجی را که ایجاد کرده فروکش کند در غیر اینصورت اقتدار و شوکتشان رنگ میباخت و منافعشان تهدید میشد و این از منظر آنها گمراهی و تباهی بود.
سرزمین مصر در آن زمان تمدن باشکوهی داشت. آنها تاریخ را ثبت و مطالعه میکردند به همین جهت سرگذشت اقوام گذشته را میدانستند و از اتفاقاتی که برای آنها افتاده بود خبر داشتند. بر همین اساس مؤمن آل فرعون به آنها اخطار کرد که من از تکرار تاریخ و فرجام ناگوار اقوام پیشین بر شما بیمناکم.
بیشک در میان طبقه حاکمه آن روز مصر نیز آمادگی طرح چنین سخنانی وجود داشت که اگر غیر از این بود سخن جناب مؤمن بیمحل و بیفایده میبود. لااقل آنها تاریخ را خوانده بودند و از عقوبتی که بر اثر نافرمانی امتهای سابق، بر سرشان آمده بود اطلاع داشتند علاوه بر اینکه موسی معجزات خود را بر آنها نمایانده، حقانیت خویش را اثبات کرده بود. مخصوصاً اگر فرض شود که این گفتگو مربوط به بعد از مبارزه موسی و ساحران یا بعد از معجزات نهگانه ملخ و شپش و قورباغه و خون و غیره باشد. بنابراین کافی بود آنها کمی به گذشته رجوع کنند و درباره عاقبت گذشتگان بیندیشند و عبرت گیرند تا مرتکب اشتباه آنها که پیامبران خود را وا نهادند و آنها را اذیت و آزار کردند، نشوند.
این پندی برای مردم همه زمانها تا روز ظهور حضرت مهدی (عج) است. پس از پیامبر اسلام، هر کس تابع ایشان و کتاب الهی شود نجات مییابد اما هر کس از آن روی گرداند روی فلاح و رستگاری نخواهد دید. بالاتر از اهل بیت پیامبر کسی نیست، حتی آنها هم تابع قرآن و سنت بودند و همه گفتار و کردارشان مطابق این دو بود لذا هر کس تابع ایشان باشد در مسیر هدایت و نجات است و هر کس نباشد، نیست.
وَ مَا اللَّهُ یُریدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ؛ ظلم یعنی تجاوز از حدّ خود. در مقابل آن عدل است؛ یعنی قرار دادن هر چیز در جای خود. اگر هر کسی در روابط اجتماعی و خانوادگی به وظیفه خود عمل کند مطابق عدالت رفتار کرده اما اگر از حدّ خویش تجاوز کند مرتکب ظلم شده است؛ بطور مثال حدّ فرزند نسبت به پدر و مادر، احترام و تکریم است او حق ندارد به آنها توهین یا بیاحترامی کند البته اگر حقوق او را پایمال نمودند، میتواند به مراجع قانونی شکایت کند.
خدای تعالی هچ نیازی به ظلم کردن به بندگان خود ندارد. او آنها را خلق کرده، روزی داده و هدایت کرده است پس به وظیفه خدایی خویش به حدّ کمال عمل نموده. البته او خالق و صاحب اختیار است. همه چیز بشر در دست قدرت و تحت مالکیت او است لذا هر کاری کند عین عدل است و هیچکس نمیتواند بازخواستش کند لکن او از جهت لطف و عنایت خود، بر بندگانش رحمت آورده، روزی و هدایت آنها را بر خود واجب ساخته است. بندگان خدا نیز باید وظیفه بندگی را به جای آورند و از حدّ خود تجاوز نکنند، نه نسبت به خداوند و نه نسبت به یکدیگر. بنده از خود هیچ ندارد و تمام اختیارش دست پروردگار است پس باید مطیع و تسلیم او باشد؛ نسبت به او حسن ظن داشته باشد و شکر نعمتش بجا آورد. اگر چنین نکرد از حدّ خود تجاوز کرده، مرتکب ظلم شده است و بیش از همه به خود جفا کرده و خود را از رحمت واسعه پروردگار بینصیب گذاشته است.
کسی که عمداً خود را از بالای بلندی به پایین میاندازد و زخمی میشود یا میمیرد، خود مقصّر است. آنکه خویش را از مقام عبودیت پروردگار فرو میاندازد، در حقیقت خود را از مرتبهای که لیاقتش را دارد که همان مقام خلیفة اللهی و ظهور اسماء و صفات پروردگار است ساقط کرده، به خود ستم نموده است. پس اگر در آخرت بجای رحمت در عذاب میافتد، عکسالعمل همان عملی است که انجام داده، دقیقاً مانند جراحتی که بخاطر سقوط از بلندی برمیدارد و در این بین هیچکس جز خودش مقصّر نیست.
یا بگو یک حیوان وحشی هر چقدر هم قویپنجه و خونخوار باشد، نمیتواند آزادانه در شهر حرکت کند هر کس را که میخواهد پاره کند، سرانجام عدهای شرّش را از سرآدمیان کم میکند. آنکه انسانیت خود را تباه ساخته، تبدیل به جانوری وحشی شده و همه را میدرد، عاقبت باید سزای اعمال خویش را ببیند و همینطور رها نمیشود.
وَ یا قَوْمِ إنّی أَخافُ عَلَیْکُمْ یَوْمَ التَّنادِ؛ «تناد» از ریشه ندا و مصدر باب تفاعل است که به معنای مشارکت میآید؛ یعنی روزی که مردم همدیگر را صدا میزنند. این تعبیر تفاسیر مختلفی دارد که اغلب مربوط به قیامت و آخرت است؛ در روز قیامت مؤمنین نامه اعمال خود را دریافت میکند، با نهایت خوشحالی و سرور یکدیگر را ندا میدهند که بیائید و نامه اعمال مرا بخوانید؛ «فَأَمّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمینِهِ فَیَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا کِتابِیَهْ: اما کسی که نامه عملش را به دست راستش دهند فریاد میزند: بیائید نامه اعمال مرا بخوانید». (الحاقه/۱۹) اما کسی که نامه اعمالش را به دست چپش میدهند در کمال شرمندگی و اندوه میگوید: کاش هرگز نامه عمل مرا به من نمیدادند؛ «وَ أَمّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِشِمالِهِ فَیَقُولُ یا لَیْتَنی لَمْ أُوتَ کِتابِیَهْ(۲۵)» (الحاقه/۲۵)
ندای دیگر آخرت، ندایی است که جهنمیان به اهل بهشت دهند؛ «وَ نادی أَصْحابُ النّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قالُوا إنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَی الْکافِرینَ: اهل دوزخ بهشتیان را ندا دهند که ما را از آبهای گوارا یا از نعم بهشتی که خدا روزی شما کرده بهرهمند سازید. آنها پاسخ دهند: خداوند اینها را بر کافران حرام کرده است». (اعراف/۵۰)
ندایی نیز در روز قیامت از جانب پروردگار به مردم میرسد که کفار و مؤمنین صفهای خود را از هم جدا سازند و هر گروه در جای خود بایستد. ندای دیگر، گفتگوی گنهکاران با یکدیگر است که تابعان کفار، رؤسای خود را ملامت میکنند وآنها هم اینها را در حالی که هر دو گروه ملعون و زیانکار خواهند بود.
در همین دنیا هم بسیار اتفاق میافتد که ظالمان گرفتار «یوم التناد» شوند و آن، روزی است که نیازمند یاری مظلومان شوند و آنها را بر یاری خود ندا دهند یا آنکه به عذابی سخت گرفتار آیند و یکدیگر را برای کمک بخواند اما هیچکدام نتوانند دیگری را یاری دهند.
رضا شاه در روزهای آخر حکومت خود به هر دستاویزی چنگ میزد تا خود را نجات دهد، حتی دست به دامن قوامالسلطنهای شد که روزی از خود رانده بودش اما او نیز نتوانست کاری برایش بکند و سرانجام از قدرت خلع و به جزیرهای کوچک و دورافتاده تبعید شد. نظیر همین اتفاق برای فرزندش نیز افتاد او هم اواخر سلطنت، وقتی دید به زودی قدرت از دستش خارج میشو، هر کاری میتوانست انجام داد، حتی به التماس افتاد اما فایدهای به حالش نداشت. این درسی از تاریخ است که باید مورد عبرت همه حاکمان و پادشاهان عالم قرار گیرد!
آموزههای آیات
در درون هر کس موسی و فرعونی وجود دارد. موسی، همان فطرت خداجو و فرعون، نفس اماره است. فرعون درون، خود را مستقل از خدا میداند و چنین جلوه میدهد که خود رازق و مالک و مدبّر خویش است؛ من من میکند و دائم دم از «مال من، علم من، اندیشه من، حکومت و ریاست من» میزند. در مقابل موسای درون او را به خدای تعالی متذکر میسازد و خاطرنشان میکند که تنها پروردگار یکتاست که مدبّر همه عالم وهمه اشخاص وانفاس است. اگر کاری از دست کسی برمیآید به عنایت و اذن او است. حیات و قدرت و علم را او میدهد و باز میستاند. در مورد مرگ انذار میدهد و از کارافتادن اعضاء و جوارح و رفتن روح به عالم دیگر را یادآوری میکند و نسبت به قیامت و حساب و کتاب آن و عرضه اعمال به پیشگاه خدای تعالی هشدار میدهد.
اینها حقایقی است که پیش روی همه افراد بشر قرار دارد و نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود یا از آن گریخت یا حتی از زمان وقوع آن خبر داشت. بله اگر کسی یقین دارد که تا نود یا صد سال عمر میکند، تا آن زمان نسبت به مرگ و آخرت خود آسوده باشد!
خطرات بیشماری که در زندگی هر کس پیش میآید و خداوند او را از یک قدمی مرگ باز میگرداند، در واقع تنبیهی است برای یادآوری این حقیقت اجتنابناپذیر!
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره غافر آیات ۲۹ الی ۳۲
یا قَوْمِ لَکُمُ الْمُلْکُ الْیَوْمَ ظاهِرینَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ یَنْصُرُنا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إنْ جاءَنا قالَ فِرْعَوْنُ ما أُریکُمْ إلاَّ ما أَری وَ ما أَهْدیکُمْ إلاَّ سَبیلَ الرَّشادِ«۲۹»وَ قالَ الَّذی آمَنَ یا قَوْمِ إنّی أَخافُ عَلَیْکُمْ مِثْلَ یَوْمِ الْأَحْزابِ«۳۰»
مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذینَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُ یُریدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ«۳۱»وَ یا قَوْمِ إنّی أَخافُ عَلَیْکُمْ یَوْمَ التَّنادِ«۳۲»
ای قوم من! امروز فرمانروایی از آن شماست و بر این سرزمین مسلطید اما اگر عذاب خدا بر ما نازل شود کیست که ما را یاری کند؟ فرعون گفت: «جز آنچه صلاح دیدم راهی دیگر برای شما نمیبینم و شما را جز به راه رشد و کمال هدایت نمیکنم».
باز همان کس که ایمان آورده بود گفت: «ای قوم! من بر شما میترسم از روزی مانند روز عذاب احزاب (امتهای پیشین)».مثل سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنها بودند و خداوند خواستار ستم بر بندگانش نیست.ای قوم من! من بر شما از روزی که مردم یکدیگر را ندا دهند بیمناکم.
بیان
مؤمن آل فرعون به فرعون و اطرافیانش گفت: «ای قوم من! شما امروز حاکم این سرزمین هستید و از هر جهت بر این مردم مسلطید». قاعده هر حاکم مقتدری که در حاکمیت خود ثبات سیاسی دارد و از پشتوانه نظامی و امنیت بالایی برخوردار است این است که اگر کسی ادعای حرف حقی دارد و دستش از هر سلاح و تهدیدی خالی است، سخنش را بشنود و از طرح دیدگاههایش واهمهای نداشته باشد. حتی اگر خود، عقیده او را نمیپسندد، مانع پذیرش دیگران نشود. مخصوصاً درباره حضرت موسی که سخنش صرفاً جنبه ارشادی داشت و به هیچ وجه نمیخواست در تاج و تخت فرعون با او منازعه کند. او به فرعون میگفت: «مَلِک باش اما بنده خدا باش و دست از ادعای ربوبیت بردار. بدان که تو با مردمی که بر آنها حکومت میکنی تفاوتی نداری.
فرعون اصرار داشت که موسی را به قتل رساند و عدهای نیز با او موافق بودند اما جناب مؤمن میخواست رأی فرعون را عوض کند یا لااقل از تعداد موافقین بکاهد لذا از در انذار وارد شد و گفت: «اگر شما پیغمبر خدا را بکشید قطعاً خداوند در صدد انتقام و تلافی برمیآید و تقاص خون پیامبر خود را میگیرد در این صورت چه کسی میتواند ما را یاری کند؟».
جناب حزقیل در حالی آنها را از عذاب خداوند میترساند که آنها بت میپرستیدند و فرعون را به عنوان ربّ اعلای خود میشناختند. این بخاطر آن بود که وجدان و فطرت همه مردم، حتی فرعونیان، معترف به یکتایی پروردگار عالم است و حتی اگر خود را به نافهمی بزنند، نمیتوانند از واقعیتی که میفهمند فرار کنند لذا او آنها را به آنچه ملتفت بودند تذکر داد.
سخن چون به اینجا رسید و شاید اطرافیان فرعون در حال مجابشدن بودند، باز فرعون همچون اژدهایی سربرآورد و گفت: «راه همان است که گفتم موسی باید کشته شود و قطعاً جز این بر صلاح ما نیست».
این رویه و منش هر جبّار متکبّری است که راه رشد و صلاح همه را تنها در اطاعت خود میبیند. همه پادشاهان مستبد تاریخ اینگونه بودند و به همین جهت همه مخالفان و معترضان خود را، ولو حرف حق میزدند، از میان برمی داشتند.راه رشد و هدایت از دیدگاه فرعون این بود که موسی کشته شود تا موجی را که ایجاد کرده فروکش کند در غیر اینصورت اقتدار و شوکتشان رنگ میباخت و منافعشان تهدید میشد و این از منظر آنها گمراهی و تباهی بود.
سرزمین مصر در آن زمان تمدن باشکوهی داشت. آنها تاریخ را ثبت و مطالعه میکردند به همین جهت سرگذشت اقوام گذشته را میدانستند و از اتفاقاتی که برای آنها افتاده بود خبر داشتند. بر همین اساس مؤمن آل فرعون به آنها اخطار کرد که من از تکرار تاریخ و فرجام ناگوار اقوام پیشین بر شما بیمناکم.
بیشک در میان طبقه حاکمه آن روز مصر نیز آمادگی طرح چنین سخنانی وجود داشت که اگر غیر از این بود سخن جناب مؤمن بیمحل و بیفایده میبود. لااقل آنها تاریخ را خوانده بودند و از عقوبتی که بر اثر نافرمانی امتهای سابق، بر سرشان آمده بود اطلاع داشتند علاوه بر اینکه موسی معجزات خود را بر آنها نمایانده، حقانیت خویش را اثبات کرده بود. مخصوصاً اگر فرض شود که این گفتگو مربوط به بعد از مبارزه موسی و ساحران یا بعد از معجزات نهگانه ملخ و شپش و قورباغه و خون و غیره باشد. بنابراین کافی بود آنها کمی به گذشته رجوع کنند و درباره عاقبت گذشتگان بیندیشند و عبرت گیرند تا مرتکب اشتباه آنها که پیامبران خود را وا نهادند و آنها را اذیت و آزار کردند، نشوند.
این پندی برای مردم همه زمانها تا روز ظهور حضرت مهدی (عج) است. پس از پیامبر اسلام، هر کس تابع ایشان و کتاب الهی شود نجات مییابد اما هر کس از آن روی گرداند روی فلاح و رستگاری نخواهد دید. بالاتر از اهل بیت پیامبر کسی نیست، حتی آنها هم تابع قرآن و سنت بودند و همه گفتار و کردارشان مطابق این دو بود لذا هر کس تابع ایشان باشد در مسیر هدایت و نجات است و هر کس نباشد، نیست.
وَ مَا اللَّهُ یُریدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ؛ ظلم یعنی تجاوز از حدّ خود. در مقابل آن عدل است؛ یعنی قرار دادن هر چیز در جای خود. اگر هر کسی در روابط اجتماعی و خانوادگی به وظیفه خود عمل کند مطابق عدالت رفتار کرده اما اگر از حدّ خویش تجاوز کند مرتکب ظلم شده است؛ بطور مثال حدّ فرزند نسبت به پدر و مادر، احترام و تکریم است او حق ندارد به آنها توهین یا بیاحترامی کند البته اگر حقوق او را پایمال نمودند، میتواند به مراجع قانونی شکایت کند.
خدای تعالی هچ نیازی به ظلم کردن به بندگان خود ندارد. او آنها را خلق کرده، روزی داده و هدایت کرده است پس به وظیفه خدایی خویش به حدّ کمال عمل نموده. البته او خالق و صاحب اختیار است. همه چیز بشر در دست قدرت و تحت مالکیت او است لذا هر کاری کند عین عدل است و هیچکس نمیتواند بازخواستش کند لکن او از جهت لطف و عنایت خود، بر بندگانش رحمت آورده، روزی و هدایت آنها را بر خود واجب ساخته است. بندگان خدا نیز باید وظیفه بندگی را به جای آورند و از حدّ خود تجاوز نکنند، نه نسبت به خداوند و نه نسبت به یکدیگر. بنده از خود هیچ ندارد و تمام اختیارش دست پروردگار است پس باید مطیع و تسلیم او باشد؛ نسبت به او حسن ظن داشته باشد و شکر نعمتش بجا آورد. اگر چنین نکرد از حدّ خود تجاوز کرده، مرتکب ظلم شده است و بیش از همه به خود جفا کرده و خود را از رحمت واسعه پروردگار بینصیب گذاشته است.
کسی که عمداً خود را از بالای بلندی به پایین میاندازد و زخمی میشود یا میمیرد، خود مقصّر است. آنکه خویش را از مقام عبودیت پروردگار فرو میاندازد، در حقیقت خود را از مرتبهای که لیاقتش را دارد که همان مقام خلیفة اللهی و ظهور اسماء و صفات پروردگار است ساقط کرده، به خود ستم نموده است. پس اگر در آخرت بجای رحمت در عذاب میافتد، عکسالعمل همان عملی است که انجام داده، دقیقاً مانند جراحتی که بخاطر سقوط از بلندی برمیدارد و در این بین هیچکس جز خودش مقصّر نیست.
یا بگو یک حیوان وحشی هر چقدر هم قویپنجه و خونخوار باشد، نمیتواند آزادانه در شهر حرکت کند هر کس را که میخواهد پاره کند، سرانجام عدهای شرّش را از سرآدمیان کم میکند. آنکه انسانیت خود را تباه ساخته، تبدیل به جانوری وحشی شده و همه را میدرد، عاقبت باید سزای اعمال خویش را ببیند و همینطور رها نمیشود.
وَ یا قَوْمِ إنّی أَخافُ عَلَیْکُمْ یَوْمَ التَّنادِ؛ «تناد» از ریشه ندا و مصدر باب تفاعل است که به معنای مشارکت میآید؛ یعنی روزی که مردم همدیگر را صدا میزنند. این تعبیر تفاسیر مختلفی دارد که اغلب مربوط به قیامت و آخرت است؛ در روز قیامت مؤمنین نامه اعمال خود را دریافت میکند، با نهایت خوشحالی و سرور یکدیگر را ندا میدهند که بیائید و نامه اعمال مرا بخوانید؛ «فَأَمّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمینِهِ فَیَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا کِتابِیَهْ: اما کسی که نامه عملش را به دست راستش دهند فریاد میزند: بیائید نامه اعمال مرا بخوانید». (الحاقه/۱۹) اما کسی که نامه اعمالش را به دست چپش میدهند در کمال شرمندگی و اندوه میگوید: کاش هرگز نامه عمل مرا به من نمیدادند؛ «وَ أَمّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِشِمالِهِ فَیَقُولُ یا لَیْتَنی لَمْ أُوتَ کِتابِیَهْ(۲۵)» (الحاقه/۲۵)
ندای دیگر آخرت، ندایی است که جهنمیان به اهل بهشت دهند؛ «وَ نادی أَصْحابُ النّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قالُوا إنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَی الْکافِرینَ: اهل دوزخ بهشتیان را ندا دهند که ما را از آبهای گوارا یا از نعم بهشتی که خدا روزی شما کرده بهرهمند سازید. آنها پاسخ دهند: خداوند اینها را بر کافران حرام کرده است». (اعراف/۵۰)
ندایی نیز در روز قیامت از جانب پروردگار به مردم میرسد که کفار و مؤمنین صفهای خود را از هم جدا سازند و هر گروه در جای خود بایستد. ندای دیگر، گفتگوی گنهکاران با یکدیگر است که تابعان کفار، رؤسای خود را ملامت میکنند وآنها هم اینها را در حالی که هر دو گروه ملعون و زیانکار خواهند بود.
در همین دنیا هم بسیار اتفاق میافتد که ظالمان گرفتار «یوم التناد» شوند و آن، روزی است که نیازمند یاری مظلومان شوند و آنها را بر یاری خود ندا دهند یا آنکه به عذابی سخت گرفتار آیند و یکدیگر را برای کمک بخواند اما هیچکدام نتوانند دیگری را یاری دهند.
رضا شاه در روزهای آخر حکومت خود به هر دستاویزی چنگ میزد تا خود را نجات دهد، حتی دست به دامن قوامالسلطنهای شد که روزی از خود رانده بودش اما او نیز نتوانست کاری برایش بکند و سرانجام از قدرت خلع و به جزیرهای کوچک و دورافتاده تبعید شد. نظیر همین اتفاق برای فرزندش نیز افتاد او هم اواخر سلطنت، وقتی دید به زودی قدرت از دستش خارج میشو، هر کاری میتوانست انجام داد، حتی به التماس افتاد اما فایدهای به حالش نداشت. این درسی از تاریخ است که باید مورد عبرت همه حاکمان و پادشاهان عالم قرار گیرد!
آموزههای آیات
در درون هر کس موسی و فرعونی وجود دارد. موسی، همان فطرت خداجو و فرعون، نفس اماره است. فرعون درون، خود را مستقل از خدا میداند و چنین جلوه میدهد که خود رازق و مالک و مدبّر خویش است؛ من من میکند و دائم دم از «مال من، علم من، اندیشه من، حکومت و ریاست من» میزند. در مقابل موسای درون او را به خدای تعالی متذکر میسازد و خاطرنشان میکند که تنها پروردگار یکتاست که مدبّر همه عالم وهمه اشخاص وانفاس است. اگر کاری از دست کسی برمیآید به عنایت و اذن او است. حیات و قدرت و علم را او میدهد و باز میستاند. در مورد مرگ انذار میدهد و از کارافتادن اعضاء و جوارح و رفتن روح به عالم دیگر را یادآوری میکند و نسبت به قیامت و حساب و کتاب آن و عرضه اعمال به پیشگاه خدای تعالی هشدار میدهد.
اینها حقایقی است که پیش روی همه افراد بشر قرار دارد و نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود یا از آن گریخت یا حتی از زمان وقوع آن خبر داشت. بله اگر کسی یقین دارد که تا نود یا صد سال عمر میکند، تا آن زمان نسبت به مرگ و آخرت خود آسوده باشد!
خطرات بیشماری که در زندگی هر کس پیش میآید و خداوند او را از یک قدمی مرگ باز میگرداند، در واقع تنبیهی است برای یادآوری این حقیقت اجتنابناپذیر!
۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه
حاکمیت از همین حضور وحشت داردیکشنبه اول اسفندمردم، دیگر خیابان را ترک نمی کنند
اگر هنوز کسانی باشند که کوچکترین تردیدی در ناوری و وحشت حکومت از آنچه روز 25 بهمن در تهران و چند شهربزرگ ایران شاهد آن شد وجود داشته باشند، باید به آنها توصیه کرد، واکنش های حکومت به تظاهرات 25 بهمن را با دقت دنبال کنید تا یقین حاصل کنید. به واکنش مجلس بنگرید، به بیانیه هیات رئیسه مجلس خبرگان مراجعه کنید، سخنان امام جمعه تهران و امامان جمعه شهرهای دیگر را بخوانید، تلاش برای مصادره دو قربانی این تظاهرات را بنگرید، برگ تقیه مقابل ناطق نوری و حسن روحانی گذاشتن را بنگرید، سفر شتابزده رئیس قوه قضائیه به مشهد را تعقیب کنید، اخبار تشییع جنازه راه انداختن در نماز جمعه تهران را بخوانید، تبلیغ برای تظاهرات جمعه بعد از نماز جمعه تهران و آنچه را که کف خیابان دید و بر وحشتش افزوده شد را بنگرید، حصر خانگی موسوی و کروبی را که تا حالا از آنها بعنوان سران مرده فتنه یاد می کردند دنبال کنید، رنگ پریده از چهره فرماندهان نیروی انتظامی را ببینید، که 1500 بازداشتی، 2 قربانی و دهها مجروح از آن 300 اشغالی که بقول شریعتمداری روز 25 بهمن به خیابان آمده بودند روی دستش مانده، وحشت از دو خط اطلاعیه موسوی و کروبی که در هیچ رسانه داخلی بازتاب نمی یابد را در تهدیدهای مجلسی ها و امام جمعه ها بخوانید.... اینها همه درکنار هم، تفسیری جز این دارد که 25 بهمن تبدیل به وحشت بزرگ حاکمیت شد؟ حاکمیتی که می خواست برای مردم عرب منطقه که علیه استبداد و غارتگری حکومت هایشان به خیابان ریخته اند "پدری" کند، حالا نه تنها شبیه یکی از همان دولت ها و حاکمیت هائی است که مردم منطقه علیه آنها قیام کرده اند، بلکه از هم سرنوشت شدن با آنها باید بترسد و ترسیده است.
جسارتی که روز 25 بهمن مردم ایران از خود نشان دادند، معنائی جز این ندارد که این مردم برای گرفتن حق خود، نمی خواهند خیابان را ترک کنند. آنها می دانند که حتی اگر حاکمیت یک خیز دیگر برای خشونتی عریان تر هم بردارد، چاره ای ندارد که پس از آن تسلیم اراده مردم شود. چنان که در مصر و تونس همین اتفاق افتاد.
به همین دلیل است که روز یکشنبه اول اسفند روی تظاهرات برای یاد دو قربانی 25 بهمن و همه قربانیان جنبش سبز اعلام شده است. فراخوان این تظاهرات از سوی شورای همآهنگی جنبش سبز صادر شده است و آنگونه که گفته می شود، امروز (شنبه) اردشیر امیر ارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی که در خارج از کشور مستقر شده، در یک کنفرانس خبری، جزئیات این تظاهرات را اعلام خواهد کرد.
جسارتی که روز 25 بهمن مردم ایران از خود نشان دادند، معنائی جز این ندارد که این مردم برای گرفتن حق خود، نمی خواهند خیابان را ترک کنند. آنها می دانند که حتی اگر حاکمیت یک خیز دیگر برای خشونتی عریان تر هم بردارد، چاره ای ندارد که پس از آن تسلیم اراده مردم شود. چنان که در مصر و تونس همین اتفاق افتاد.
به همین دلیل است که روز یکشنبه اول اسفند روی تظاهرات برای یاد دو قربانی 25 بهمن و همه قربانیان جنبش سبز اعلام شده است. فراخوان این تظاهرات از سوی شورای همآهنگی جنبش سبز صادر شده است و آنگونه که گفته می شود، امروز (شنبه) اردشیر امیر ارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی که در خارج از کشور مستقر شده، در یک کنفرانس خبری، جزئیات این تظاهرات را اعلام خواهد کرد.
۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه
پیام میرحسین موسوی خطاب به ملت درباره راهپیمایی ۲۵ بهمن
چهارشنبه, ۲۷ بهمن, ۱۳۸۹
چکیده :جنبش شکوهمند شما ازدو سو مورد تهاجم قرار گرفته است: از یک سو مورد تهاجم اقتدار گرایانی که چشم به پست و مقام و زر و زور در آینده دارند و از سوی دیگر تلاش بیگانگان و موج سواران بین المللی برای پی گرفتن مطامع خود بوده است که هر دو تلاش کرده اند که جنبش را به صهیونیسم و امریکا و اذناب آنان منتسب...
میرحسین موسوی، با صدور پیامی ضمن تبریک راهپیمایی شکوهمند مردم در روز ۲۵ بهمن، شهادت فرزندان جنبش سبز را تسلیت گفته و تاکید کرده است که افتخار بزرگ جنبش سبز در استقلال و تکیه آن بر نیروی عظیم ملت است.
نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس در این پیام کوتاه که یک روز پس از راهپیمایی بزرگ مردم در روز ۲۵ بهمن صادر کرده، نوشته است که این راهیپمایی شکوهمند از دو سو مورد تهاجم قرار گرفته است: اقتدارگرایانی که چشم به زر و زور در آینده دارند و همچنین بیگانگان و موج سواران بین المللی که به دنبال مطامع خود هستند.
به گزارش کلمه، متن کامل پیام میرحسین موسوی به شرح زیر است :
ملت شریف ایران
سلام و درود برشما. پس از راهپیمائی شکوهمند شما در روز ۲۵ بهمن، این دستاورد بزرگ ملت و جنبش سبز که با شرکت همه قشرهای مردم از مردان و زنان سلحشورجامعه، در مقابل ناباوری بسیاری از بدبینان و اقتدار گرایان شکل گرفت، جنبش شکوهمند شما ازدو سو مورد تهاجم قرار گرفته است: از یک سو مورد تهاجم اقتدار گرایانی که چشم به پست و مقام و زر و زور در آینده دارند و از سوی دیگر تلاش بیگانگان و موج سواران بین المللی برای پی گرفتن مطامع خود بوده است که هر دو تلاش کرده اند که جنبش را به صهیونیسم و امریکا و اذناب آنان منتسب کنند.
این در حالی است که افتخار بزرگ جنبش سبز در استقلال و تکیه آن بر نیروی عظیم ملت بوده است. جنبش سبز همواره با بیگانگان فاصله داشته و اهداف اصلی آن احیای ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام راحل و مطالبات آزادی خواهانه و متکثر ملت شریف ایران بوده و همواره تلاش کرده است که از راههای مسالمت آمیز، اهداف خود را با تاکید براصل بنیادین کرامت ذاتی انسان و به رسمیت شناختن حق ملت برای حاکمیت بر سر نوشت خود و اجرای بدون تنازل قانون اساسی دنبال کند. این همراه کوچک شما ضمن تبریک به مناسبت پایداری خیره کننده مردم، شهادت فرزندان عزیز شما ملت سر فراز را تسلیت می گویم.
میرحسین موسوی
تهران-۲۶ بهمن ماه
چکیده :جنبش شکوهمند شما ازدو سو مورد تهاجم قرار گرفته است: از یک سو مورد تهاجم اقتدار گرایانی که چشم به پست و مقام و زر و زور در آینده دارند و از سوی دیگر تلاش بیگانگان و موج سواران بین المللی برای پی گرفتن مطامع خود بوده است که هر دو تلاش کرده اند که جنبش را به صهیونیسم و امریکا و اذناب آنان منتسب...
میرحسین موسوی، با صدور پیامی ضمن تبریک راهپیمایی شکوهمند مردم در روز ۲۵ بهمن، شهادت فرزندان جنبش سبز را تسلیت گفته و تاکید کرده است که افتخار بزرگ جنبش سبز در استقلال و تکیه آن بر نیروی عظیم ملت است.
نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس در این پیام کوتاه که یک روز پس از راهپیمایی بزرگ مردم در روز ۲۵ بهمن صادر کرده، نوشته است که این راهیپمایی شکوهمند از دو سو مورد تهاجم قرار گرفته است: اقتدارگرایانی که چشم به زر و زور در آینده دارند و همچنین بیگانگان و موج سواران بین المللی که به دنبال مطامع خود هستند.
به گزارش کلمه، متن کامل پیام میرحسین موسوی به شرح زیر است :
ملت شریف ایران
سلام و درود برشما. پس از راهپیمائی شکوهمند شما در روز ۲۵ بهمن، این دستاورد بزرگ ملت و جنبش سبز که با شرکت همه قشرهای مردم از مردان و زنان سلحشورجامعه، در مقابل ناباوری بسیاری از بدبینان و اقتدار گرایان شکل گرفت، جنبش شکوهمند شما ازدو سو مورد تهاجم قرار گرفته است: از یک سو مورد تهاجم اقتدار گرایانی که چشم به پست و مقام و زر و زور در آینده دارند و از سوی دیگر تلاش بیگانگان و موج سواران بین المللی برای پی گرفتن مطامع خود بوده است که هر دو تلاش کرده اند که جنبش را به صهیونیسم و امریکا و اذناب آنان منتسب کنند.
این در حالی است که افتخار بزرگ جنبش سبز در استقلال و تکیه آن بر نیروی عظیم ملت بوده است. جنبش سبز همواره با بیگانگان فاصله داشته و اهداف اصلی آن احیای ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام راحل و مطالبات آزادی خواهانه و متکثر ملت شریف ایران بوده و همواره تلاش کرده است که از راههای مسالمت آمیز، اهداف خود را با تاکید براصل بنیادین کرامت ذاتی انسان و به رسمیت شناختن حق ملت برای حاکمیت بر سر نوشت خود و اجرای بدون تنازل قانون اساسی دنبال کند. این همراه کوچک شما ضمن تبریک به مناسبت پایداری خیره کننده مردم، شهادت فرزندان عزیز شما ملت سر فراز را تسلیت می گویم.
میرحسین موسوی
تهران-۲۶ بهمن ماه
۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه
مصادره شهید ممکن نشد!-
دیدار رهبران انجمن اسلامی دانشگاه هنر با آیت الله منتظری در 24 آباد 1387. نفر اول سمت چپ با پیراهن قهوه ای و عینک، صانع ژاله دانشجوی کُرد رشته هنر در تهران است که روز 25 بهمن با شلیک گلوله نیروهای انتظامی کشته شد. اوباش موسوم به بسیجی و حزب الهی می خواستند جنازه او را مصادره کرده و با ادعای کشته شدن یک بسیجی زیر تابوت او سینه بزنند، اما با انتشار این عکس، فورا عقب نشینی کرده و در لاک خود رفتند.
۱۳۸۹ بهمن ۲۴, یکشنبه
اگر میدان آزادی را مردم بگیرند!
از یک پیام در فیس بوک: در قرارگاه ثارالله غوغا بود. میخوهند از 5 صبح تمام مسیرهای اصلی امام حسین تا آزادی رو قرق کنند. بچه ها می گفتند چه خوب شد آقا واسه پیروزی مردم مصر پیام تبریک نفرستاد، وگرنه اوضاع بد تر می شد. فرماندهان امیدوارند جمعیت آنقدر نیاید بیرون که نتوان کنترل کرد، چون از بالا گفته اند کنترل بکنید اما شلیک نکنید! از سرتیپ همدانی پرسیده شد اگر مردم بیایند میدان آزادی و میدان رو ترک نکنند دستور چیست؟ گفت، برای این حالت طرحی نداریم. امیدوارم اینطور نشود وگرنه خود آقا باید نظر بدهند. همدانی بد جوری به هم ریخته بود و من تا او را به این حال ندیده بودم. ۲۵ خرداد پارسال و عاشورا پارسال اینقدر باعث آشفتگی اینها نشده بود، که من در این چند روز می بینم.
۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه
بازداشت دبیر کمیته حقوق میرحسین موسوی+ بازداشت خواهر زاده زهرا رهنورد = آخرین تلاش ها برای سرکوب ۲۵ بهمن
جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی - همزمان با اِعمال فشار و تهدید علیه فعالان جنبش سبز و همچنین در آستانۀ ٢۵ بهمن و تظاهرات پیشنهادیِ راهبران جنبش سبز، نیمه شب چهارشنبه، بیستم بهمن ماه، میثم محمدی، نویسنده و پژوهشگر و همچنین صالح نقره کار، دبیر کمیته حقوق میرحسین موسوی، به صورت جداگانه توسط ماموران امنیتی بازداشت شده اند. ماموران امنیتی نیمه شب چهارشنبه با ورود به خانه میثم محمدی، این محقق را به همراه لب تاب و کتابها و وسائل شخصی و همچنین چند تن از همکارانش، دستگیر و به بازداشتگاه اوین منتقل کردند. اسامی و علت دستگیری بازداشت شدگان هنوز مشخص نشده است. همزمان صالح نقره کار ، خواهر زاده زهرا رهنورد و دبیر کمیته حقوقی ستاد میرحسن ، چهارشنبه شب توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شد . دستگیری نقره کار همراه با تفتیش چهار ساعته منزل و اثاثیه او بوده و هنوز علت این دستگیری مشخص نشده است. وی سال گذشته نیز در جریان حوادث بعد از انتخابات دستگیر و مدتی را در بازداشت به سر برده بود. شامگاه دیشب همچنین تقی رحمانی، از فعالین ملی- مذهبی و مشاور مهدی کروبی نیز، بازداشت شده است. منبع : جرس
۱۳۸۹ بهمن ۲۱, پنجشنبه
قلم پای خانم را می شکستید تا، حالا مجبور نشوید دل "آقا" را بشکنید!
عرف و مناسبات سیاسی و دیپلماتیک، بین المللی است. بنا بر این عرف، بسیار طبیعی است که همسر فلان مقام دولتی یک کشور، با همسر مقام همطراز خود از یک کشور دیگر دیدار و گفتگو کند. تا اینجای ماجرا، بحثی نیست، مگر شتر سواری دولا دولا در جمهوری اسلامی که رکوردار جهانی در ریا و تزویر است. پیش از قیام مردم مصر همسر احمدی نژاد، با همسر مبارک ملاقات کرده است. شاید هم بعنوان تلاش دولت برای برقراری دوباره مناسبات عادی دیپلماتیک با مصر و یا حتی رساندن پیام احمدی نژاد برای مبارک. تا اینجای مسئله هم، ایرادی وارد نیست، مگر دو دوزه بازی کردن، با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن، برای مصرف داخلی یک چیزی گفتن و برای مصرف خارجی حرکتی دیگر کردن. در تهران خیابان بنام "خالد اسلامبولی" عامل ترور سادات کردن و حزب الهی به مقابل سفارت مصر کیش کردن و در پشت تلاش برای برقراری مناسبات! مشکل از اینجا شروع می شود، که البته مشکلی 32 ساله است. ادامه این دو دوزه بازی کردن، ادامه دروغگوئی احمدی نژاد و دولتش است. رقبا، با استفاده از فرصت قیام مردم مصر و ژست های ضد مبارکی احمدی نژاد و خامنه ای، خبر دیدار مدتی پیش همسر احمدی نژاد با همسر مبارک را به نقل از خبرگزاری های داخلی – از جمله خبرگزاری مهر- منتشر کرده اند. احمدی نژاد، که برای دروغگوئی و آدم کشی شجاعت دارد، اما برای گفتن واقعیت نه، بجای هر توضیح منطقی بیانیه صادر کرده و منکر این ملاقات شد. بدنبال این انکار، رقبا سند را هم منتشر کردند. یعنی عکسی که در بالا مشاهده می کنید!
هیچکس نمی داند که چرا دل مقام معظم فرزانه از این همه دروغگوئی اطرافیان و دولتیان نمی شکند، اما شبی که موسوی در مناظره تلویزیونی – انتخاباتی خطاب به مردم، جدول آمار نشان داد و گفت که "ایشان" (احمدی نژاد) دروغ می گوید، دل آقا شکست!
( مراجعه کنید به گزارشی که از دیدار هیات های ستادهای انتخاباتی با علی خامنه ای در شماره روز گذشته پیک نت منتشر شد. اینجا) پیک نت مراجعه کنید
۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سهشنبه
آیت الله مهدوی کنی پدرخوانده ای که محلل "زن بابا" ست!
دکتر مهدی خزعلی، در مطلبی که در باره سعید مهدوی کنی، آقا زاده معمم آیت الله مهدوی کنی نوشت، گوشه ای از سراپرده "پدرخوانده" را که خیز برداشته اند تا او را جانشین هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان کنند بالا زده است. آیت الله کنی دبیر جامعه روحانیت مبارز است و از کسانی که مخالفت مردم با کودتای 22 خرداد را "فتنه" می داند. خزعلی می نویسد:
بنگاه های اقتصادی مهمی نظیر کارخانجات پوشاک جامعه و مجتمع تجاری نور( تقاطع ولیعصر و طالقانی) در اختیار آیت الله مهدوی کنی است. وی در قصری که در دانشگاه امام صادق ساخته زندگی میکند. میخواهید او در اصلاح مملکت کاری کند؟
بنگاه های اقتصادی مهمی نظیر کارخانجات پوشاک جامعه و مجتمع تجاری نور( تقاطع ولیعصر و طالقانی) در اختیار آیت الله مهدوی کنی است. وی در قصری که در دانشگاه امام صادق ساخته زندگی میکند. میخواهید او در اصلاح مملکت کاری کند؟
۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه
بیانیه مجمع مدرسین و محققین خودکامگی شاه انگیزه انقلاب 57 ملت بود
سه شنبه19بهمن89
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، که مرکب است از روحانیون شاگرد و یا مقلد آیت الله خمینی و در دوران رهبری او، بسیاری از امور اجرائی و قضائی و مقننه کشور را دراختیار داشتند، با صدور اطلاعیه ای بمناسبت سالگرد انقلاب 22 بهمن، از جمله نوشت:
فرا رسیدن 22 بهمن روز سرنگونی نظام استبدادی - سلطنتی وسر آغاز نظام جمهوری اسلامی وحاكمیت مردم ،روز نوید بخش تاریخ ایران و اسلام است . هماهنگی ملت ایران در آن روز برای نابودی نظام شاهنشاهی و محو آثار سلطنتی یعنی : دیكتاتوری ،دست نشاندگی ، بی تفاوتی به حقوق اساسی ملت، حیف و میل كردن ثروت ملی ، بی توجهی به منافع ملی در عرصه جهان ، از پدیده های مهم در تاریخ این مرز و بوم بود.
ملت ایران یكپارچه به دنبال رهبری داهیانه و شجاعانه امام خمینی (قدس سره)برای تحقق آرمانهایی كه ایشان در سخنان ومصاحبه هایش همواره مطرح می كرد ، حركت نمود و خواستار ادامه راهی شد كه در آن ارزش های انسانی و اسلامی و در راس آن حاكمیت مردم ، آزادی های سیاسی و عدالت اجتماعی و اجرای مرّ قانون بود و این كه هیچ كس در هیچ جایگاهی حق تخطی از قانون را ندارد ،
حاكمیت مطلقه در رژیم گذشته از آن جا بوجود آمد كه شخص شاه حاكم بر قانون بود و در مقابل قانون و ملت پاسخگو نبود، خود را ما فوق قانون می پنداشت و مفسران قانون برای تقرب به اعلی حضرت، قانون را به نفع طبقه حاكمه تفسیر می كردند. نهاد های قانونی نظارت بر قدرت مانند مجلسین و مطبوعات نیز دست نشانده و ثنا گوی شخص شاه شده بودند.
به خاطرحاكمیت شخص بر قانون، بزرگترین دست آورد ملت ایران در انقلاب مشروطه ، یعنی قانون اساسی كه در روزگار خود بهترین ره آورد در منطقه بود، زیر پا نهاده شد و حقوق ملت ایران، با تحریف قانون، در راه بقای سلطنت ضایع گردید. بی شك عوامل عمده به وجود آورنده حركت یكپارچه مردم در 22 بهمن و سرنگونی رژیم پیشین، یكه تازی، غرور، تحقیر ملت، بی تحملی و بلند پروازی شاه واطرافیان او در عرصه اقتصاد، سیاست و فرهنگ كشور بود.
بلند پروازی های شخص اول مملكت چنان او را در هاله ای ازغرور قدرت و ثروت فرو برده بود كه هیچ مخالفی را بر نمی تافت، دستور سركوبی منتقدین را شخص او صادر می كرد، آنان را به زندان می انداخت و گاه تا مرز اعدام به جلو می برد. از آن سو اقتصاد و منافع ملی كشور، در كام خود كامگی، به حالت ایستایی و عقب ماندگی در آمد. بودجه بر آمده از نفت، آن سرمایه ملی كه باید صرف عمران و آبادانی و سرمایه گذاری كشور می شد تا ریشه فساد را بخشكاند، هزینه تسلیحات و تبلیغات و تقویت بنیه نظامی و انتظامی و در راس آن ساواك می شد. اختناق و گرفتن حق اعتراض از مردم و تك صدایی كردن مطبوعات و رسانه ها، حتی احزاب درون حكومتی خویش، سركوبی داخلی و ژاندارم منطقه بودن، زیان های بزرگی را برای ملت ایرا ن ببار آورد، كه در نهایت آثار آن تاختن مركب بیداد بر گرده ملت بود.
بنابراین اگر بخواهیم علت سقوط نظام پیشین را در یك جمله كوتاه خلاصه نماییم باید گفت: نظامی كه بر اساس ظلم ، بی قانونی و نادیده گرفتن حقوق مردم قرار گیرد پایه های آن، به حكم سنت الهی درهم فرو می ریزد.
همچنان كه در این روزگار شاهدیم كه چگونه ملت های مظلوم و ستمدیده منطقه در برابر حكومت های خود كامه حاكمان دست نشانده اجانب ایستاده اند و یقینا ایستادگی مردم در برابر این مستبدان فرجام آن پیروزی خواهد شد.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم روز 22 بهمن را برای همیشه گرامی می دارد و همواره خواهان این است كه عوامل اصلی سقوط شاه و دلایل و عوامل حضور مردم برای برپایی حاكمیت ملت و اجرای قانون و پاسخگویی مسئولان فراموش نگردد تا دگر بار خصلت های خود كامگان پیشین در هیچ لباسی باز نگردد و اهداف و آرمانی كه ملت و رهبری بزرگ انقلاب در پی آن بود محقق شود.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، که مرکب است از روحانیون شاگرد و یا مقلد آیت الله خمینی و در دوران رهبری او، بسیاری از امور اجرائی و قضائی و مقننه کشور را دراختیار داشتند، با صدور اطلاعیه ای بمناسبت سالگرد انقلاب 22 بهمن، از جمله نوشت:
فرا رسیدن 22 بهمن روز سرنگونی نظام استبدادی - سلطنتی وسر آغاز نظام جمهوری اسلامی وحاكمیت مردم ،روز نوید بخش تاریخ ایران و اسلام است . هماهنگی ملت ایران در آن روز برای نابودی نظام شاهنشاهی و محو آثار سلطنتی یعنی : دیكتاتوری ،دست نشاندگی ، بی تفاوتی به حقوق اساسی ملت، حیف و میل كردن ثروت ملی ، بی توجهی به منافع ملی در عرصه جهان ، از پدیده های مهم در تاریخ این مرز و بوم بود.
ملت ایران یكپارچه به دنبال رهبری داهیانه و شجاعانه امام خمینی (قدس سره)برای تحقق آرمانهایی كه ایشان در سخنان ومصاحبه هایش همواره مطرح می كرد ، حركت نمود و خواستار ادامه راهی شد كه در آن ارزش های انسانی و اسلامی و در راس آن حاكمیت مردم ، آزادی های سیاسی و عدالت اجتماعی و اجرای مرّ قانون بود و این كه هیچ كس در هیچ جایگاهی حق تخطی از قانون را ندارد ،
حاكمیت مطلقه در رژیم گذشته از آن جا بوجود آمد كه شخص شاه حاكم بر قانون بود و در مقابل قانون و ملت پاسخگو نبود، خود را ما فوق قانون می پنداشت و مفسران قانون برای تقرب به اعلی حضرت، قانون را به نفع طبقه حاكمه تفسیر می كردند. نهاد های قانونی نظارت بر قدرت مانند مجلسین و مطبوعات نیز دست نشانده و ثنا گوی شخص شاه شده بودند.
به خاطرحاكمیت شخص بر قانون، بزرگترین دست آورد ملت ایران در انقلاب مشروطه ، یعنی قانون اساسی كه در روزگار خود بهترین ره آورد در منطقه بود، زیر پا نهاده شد و حقوق ملت ایران، با تحریف قانون، در راه بقای سلطنت ضایع گردید. بی شك عوامل عمده به وجود آورنده حركت یكپارچه مردم در 22 بهمن و سرنگونی رژیم پیشین، یكه تازی، غرور، تحقیر ملت، بی تحملی و بلند پروازی شاه واطرافیان او در عرصه اقتصاد، سیاست و فرهنگ كشور بود.
بلند پروازی های شخص اول مملكت چنان او را در هاله ای ازغرور قدرت و ثروت فرو برده بود كه هیچ مخالفی را بر نمی تافت، دستور سركوبی منتقدین را شخص او صادر می كرد، آنان را به زندان می انداخت و گاه تا مرز اعدام به جلو می برد. از آن سو اقتصاد و منافع ملی كشور، در كام خود كامگی، به حالت ایستایی و عقب ماندگی در آمد. بودجه بر آمده از نفت، آن سرمایه ملی كه باید صرف عمران و آبادانی و سرمایه گذاری كشور می شد تا ریشه فساد را بخشكاند، هزینه تسلیحات و تبلیغات و تقویت بنیه نظامی و انتظامی و در راس آن ساواك می شد. اختناق و گرفتن حق اعتراض از مردم و تك صدایی كردن مطبوعات و رسانه ها، حتی احزاب درون حكومتی خویش، سركوبی داخلی و ژاندارم منطقه بودن، زیان های بزرگی را برای ملت ایرا ن ببار آورد، كه در نهایت آثار آن تاختن مركب بیداد بر گرده ملت بود.
بنابراین اگر بخواهیم علت سقوط نظام پیشین را در یك جمله كوتاه خلاصه نماییم باید گفت: نظامی كه بر اساس ظلم ، بی قانونی و نادیده گرفتن حقوق مردم قرار گیرد پایه های آن، به حكم سنت الهی درهم فرو می ریزد.
همچنان كه در این روزگار شاهدیم كه چگونه ملت های مظلوم و ستمدیده منطقه در برابر حكومت های خود كامه حاكمان دست نشانده اجانب ایستاده اند و یقینا ایستادگی مردم در برابر این مستبدان فرجام آن پیروزی خواهد شد.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم روز 22 بهمن را برای همیشه گرامی می دارد و همواره خواهان این است كه عوامل اصلی سقوط شاه و دلایل و عوامل حضور مردم برای برپایی حاكمیت ملت و اجرای قانون و پاسخگویی مسئولان فراموش نگردد تا دگر بار خصلت های خود كامگان پیشین در هیچ لباسی باز نگردد و اهداف و آرمانی كه ملت و رهبری بزرگ انقلاب در پی آن بود محقق شود.
۱۳۸۹ بهمن ۱۷, یکشنبه
خامنه ای تظاهرات معترضان ایرانی را فتنه و تظاهرات مصری ها را انقلاب اسلامی نامید
آيت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران روز جمعه 4-2-2011 در خطبه نماز جمعه تهران از تظاهرات مردم کشورهای عربی از جمله مصر و تونس حمایت کرد و اعتراضات آنها را انقلابی"اسلامی" توصیف کرد. خامنه ای همچنین با اشاره به حوادث سال گذشته ایران اعلام کرد "عدهای در داخل بخاطر حب مقام اسير توطئه دشمنان شدند." وی افزود: " بارها گفتهام كه طراح و نقشه كش اصلی در "فتنه سال گذشته" در بيرون از مرزها بوده است و در داخل برخی با آنان همكاری كردند." در نماز جمعه امروز سران سه قوه و جمعی از شخصيتهای كشوری، لشكری و برخی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشتند اما از حضور هاشمی رفسنجانی یا سران معترضان به نتایج انتخابات سال گذشته خبری گزارش نشده است. به گزارش خبرگزاری فارس آيتالله خامنهای در خطبه دوم نماز جمعه اين هفته تهران، درباره وقايع اخير مصر، تونس و برخی كشورهای عربی ديگر گفت " اين نامبارك ملت مصر را ذليل كرد." سپس افزود : " در تونس نيز بنعلی، به طور كامل وابسته به آمریكا بود و حتی گزارشهایی داريم كه وی وابسته به سازمان جاسوسی آمریكا(سيا) بود." اين در حالی است که مهدی کروبی و میرحسین موسوی دیروز پنچ شنبه با حمایت از اعتراضات مردمی کشورهای عربی گفته اند " امیدواریم صدای انقلاب آزادیخواهانه مردم مصر و تونس و یمن به گوش مستبدین و ديکتاتورهای منطقه و جهان برسد تا شايد عبرتی باشد برای بازنگری و بازبینی در اعمال و رفتارشان." همچنین سایت های متعلق به اصلاح طلبان به طور گسترده ای تحولات مصر را پوشش می دهند. کاربران اینترنت صفحه های اجتماعی در نوشته های خود ابراز امیداوری می کنند که آن چه در تونس ومصر روی داد، در ایران هم رخ دهد.
۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه
تازه ترین کانال ارزی بانک مرکزی ج. اسلامی
با سلام- درحالیکه فاصله نرخ ارز آزاد و ارز دولتی در هفته گذشته روند رو افزایشی داشته و درحالیکه تمام کانالهای معتبر بین المللی جهت انتقال ارز ایران مسدود شده است، دولت راه های تازه ای را برای انتقال ارز به خارج برگزیده است.
این راهها جز با سپردن وجوه ارزهای دولتی به کانالهای غیر رسمی امکان پذیر نبوده است. این کانالها شامل دلالهای درون سیستم بانکی، حتی کارمندان درجه چندم بانکی شروع میشود و حتی به یک خواننده معروف ترک بنام "ابرو گونش" می رسد.
خانم گونش 40 ساله بناگاه به عقد آقایی ایرانی 20 و چند ساله درآمده بنام "زراب" که هم خودش و هم پدرش صراف اند. زراب صاحب صرافی النفیس در دوبی است و پسرش با ازدواج با خانم گونش و استفاده از نام وی برای انتقال ارز از ترکیه به دوبی ظرف چند ماه به سرمایه میلیاردی دست یافته است.
نظر به اینکه انتقال ارز از ترکیه هم شامل مقررات خاصی است، استفاده از نام و حساب های خانم گونش طرفندی است تا قسمتی ازمنابع ارزی ایران به بازار منتقل شود.
این کانال تنها کانالی نیست که دولت جهت انتقال ارز استفاده میکند. نبود مدیریتی آگاه و متخصص از طرفی و فشارتحریم ها از طرف دیگر، باعث شده تا نخست منابع ارزی ایران بطرز شگفت آوری در دست افراد یا شبکه های غیر قانونی باشد و سپس افراد سودجو با استفاده از این فرصت یکشبه به سرمایه های هنگفت برسند و سوم اینکه واردکنندگان نتوانند جهت خریدکالا براحتی ارز تهیه کنند.
نرخ دولتی دلار کماکان 1040 تومان است که هفته گذشته در بازار آزاد به 1100 تومان رسید.
این راهها جز با سپردن وجوه ارزهای دولتی به کانالهای غیر رسمی امکان پذیر نبوده است. این کانالها شامل دلالهای درون سیستم بانکی، حتی کارمندان درجه چندم بانکی شروع میشود و حتی به یک خواننده معروف ترک بنام "ابرو گونش" می رسد.
خانم گونش 40 ساله بناگاه به عقد آقایی ایرانی 20 و چند ساله درآمده بنام "زراب" که هم خودش و هم پدرش صراف اند. زراب صاحب صرافی النفیس در دوبی است و پسرش با ازدواج با خانم گونش و استفاده از نام وی برای انتقال ارز از ترکیه به دوبی ظرف چند ماه به سرمایه میلیاردی دست یافته است.
نظر به اینکه انتقال ارز از ترکیه هم شامل مقررات خاصی است، استفاده از نام و حساب های خانم گونش طرفندی است تا قسمتی ازمنابع ارزی ایران به بازار منتقل شود.
این کانال تنها کانالی نیست که دولت جهت انتقال ارز استفاده میکند. نبود مدیریتی آگاه و متخصص از طرفی و فشارتحریم ها از طرف دیگر، باعث شده تا نخست منابع ارزی ایران بطرز شگفت آوری در دست افراد یا شبکه های غیر قانونی باشد و سپس افراد سودجو با استفاده از این فرصت یکشبه به سرمایه های هنگفت برسند و سوم اینکه واردکنندگان نتوانند جهت خریدکالا براحتی ارز تهیه کنند.
نرخ دولتی دلار کماکان 1040 تومان است که هفته گذشته در بازار آزاد به 1100 تومان رسید.
۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه
جمعه وقت رفتن است روز دل کندن از قدرت است
حسنی مبارک در یک تقلید دیگر از آقای خامنه ای، روز گذشته نظامی ها وامنیتی های خود را در لباس شخصی به همراه اوباش سازمان یافته،(برخی سوار اسب و برخی سوار شتر) روانه میدان آزادی قاهره ( التحریر) کرد. تظاهرات دیروز مصر شباهت کامل داشت با تظاهرات 9 دیماه سال 1388 که معروف به تظاهرات ساندیسی است. ستاد کودتای 22 خرداد، مانند کاری که دیروز مبارک و فرماندهان ارتش مصر کردند، لباس شخصی ها، اوباش تحت امر مداحان، بسیجی های تابع و خانواده های تحت سرپرستی کمیته امداد موتلفه را با انتقال چند هزار نفر از مردم اطراف شهرهای نزدیک به تهران در به میدان انقلاب تهران جمع کرد تا نیروی خود را به نمایش بگذارد. این همان تظاهراتی است که حجت الاسلام علم الهدا را از مشهد با هواپیما به تهران آوردند تا سخنران آن شود و میلیونها مردم معترض به کودتای 22 خرداد را مشتی بزغاله و گوساله خطاب کند.
آنها که سال 57 را بخاطر دارند، تظاهرات یکصد هزار نفره طرفداران شاه در تهران را نیز فراموش نکرده اند که با همآهنگی دولت بختیار و ارتشبد قره باغی در خیابان روزولت و سعدی به حرکت در آمدند و خود را با شعار" خدا – قرآن- محمد، اینست شعار ملت" به میدان مخبرالدوله و سپس بهارستان رساندند. هر حکومت بحران زده و در آستانه سقوطی، حتی حکومت شاه نیز تا آستانه سقوط طرفدارانی دارد. حتی اگر نیروی نظامی در لباس شخصی باشد. بنابراین، نمایش نیرو زمانی معیار سنجش اعتبار حکومت هاست که راهپیمائی برای مخالف و موافق آزاد باشد. البته به آن شرط که حاکم بخواهد خود به چشم خویش شمار طرفدار و مخالفش را بسنجد! تظاهرات دیروز طرفداران مبارک در قاهره، قطره ای بود در برابر سیل مردمی که حاکمیت او را دیگر نمی پذیرند. اگر امروز در ایران، راهپیمائی آزاد اعلام شود و امنیت آن نیز از قبل تضمین شود، آنوقت مشخص می شود که تظاهرات 9 دیماه، بقول آقای خامنه ای یک حرکت تاریخی بود و یا نمایشی شبیه آنچه روز گذشته حسنی مبارک در مصر ترتیب داد.(ستایش آقای خامنه ای از آن تظاهرات حکومتی را از اینجا بشنوید!)
تظاهرات دولتی دیروز قاهره را قرار است روز جمعه مردم مصر در یک راهپیمائی سراسری در این کشور بدهند. این دعوتی است که از سوی محمد البرادعی اعلام شده است. او گفته است روز جمعه مردم مصر آخرین اخطار را به مبارک خواهند داد. او تا جمعه باید برود! حوادث حاشیه ای تظاهرات حکومتی دیروز در قاهره نشان داد که ادامه خیره سری مبارک می تواند به قیمت رویاروئی مسلحانه مردم و حکومت تبدیل شود.
منبع خبرپیک نت
آنها که سال 57 را بخاطر دارند، تظاهرات یکصد هزار نفره طرفداران شاه در تهران را نیز فراموش نکرده اند که با همآهنگی دولت بختیار و ارتشبد قره باغی در خیابان روزولت و سعدی به حرکت در آمدند و خود را با شعار" خدا – قرآن- محمد، اینست شعار ملت" به میدان مخبرالدوله و سپس بهارستان رساندند. هر حکومت بحران زده و در آستانه سقوطی، حتی حکومت شاه نیز تا آستانه سقوط طرفدارانی دارد. حتی اگر نیروی نظامی در لباس شخصی باشد. بنابراین، نمایش نیرو زمانی معیار سنجش اعتبار حکومت هاست که راهپیمائی برای مخالف و موافق آزاد باشد. البته به آن شرط که حاکم بخواهد خود به چشم خویش شمار طرفدار و مخالفش را بسنجد! تظاهرات دیروز طرفداران مبارک در قاهره، قطره ای بود در برابر سیل مردمی که حاکمیت او را دیگر نمی پذیرند. اگر امروز در ایران، راهپیمائی آزاد اعلام شود و امنیت آن نیز از قبل تضمین شود، آنوقت مشخص می شود که تظاهرات 9 دیماه، بقول آقای خامنه ای یک حرکت تاریخی بود و یا نمایشی شبیه آنچه روز گذشته حسنی مبارک در مصر ترتیب داد.(ستایش آقای خامنه ای از آن تظاهرات حکومتی را از اینجا بشنوید!)
تظاهرات دولتی دیروز قاهره را قرار است روز جمعه مردم مصر در یک راهپیمائی سراسری در این کشور بدهند. این دعوتی است که از سوی محمد البرادعی اعلام شده است. او گفته است روز جمعه مردم مصر آخرین اخطار را به مبارک خواهند داد. او تا جمعه باید برود! حوادث حاشیه ای تظاهرات حکومتی دیروز در قاهره نشان داد که ادامه خیره سری مبارک می تواند به قیمت رویاروئی مسلحانه مردم و حکومت تبدیل شود.
منبع خبرپیک نت
اشتراک در:
پستها (Atom)




