۱۳۹۶ اردیبهشت ۸, جمعه

درگیری لفظی روحانی و جهانگیری با قالیباف در نخستین مناظره انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶


اولین مناظره تلویزیونی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران صحنه درگیری لفظی حسن روحانی و اسحاق جهانگیری با محمدباقر قالیباف بود. مسئله ایجاد اشتغال در ایران در بسیاری از صحبت‌ها مسئله محوری بود. آقایان قالیباف و روحانی یکدیگر را به "دروغ‌گویی" متهم کردند. اسحاق جهانگیری هم به تندی از آقای قالیباف انتقاد کرد و عملکرد اصول‌گرایان را به واسطه حمایتشان از محمود احمدی‌نژاد زیر سوال برد. در مقابل آقای جهانگیری متهم شد که فقط برای حمایت از حسن روحانی در مناظره‌ها نامزد شده است. او با اشاره به سابقه طولانی خود در مسئولیت‌های مختلف گفت که به نمایندگی از جناح اصلاح‌طلب نامزد شده تا حرف‌های این جناح سیاسی را بیان کند. ادعای نقل شده از بابک زنجانی درباره حمایت از ستاد حسن روحانی در انتخابات پیشین نیز یکی از محورهای حمله محمدباقر قالیباف به حسن روحانی بود. آقای قالیباف تاکید داشت به جای منافع ۴ درصد بالای جامعه دنبال منافع اکثریت ۹۶ درصدی است. با وجود اتهام‌های مطرح‌شده، دو طرف به دو پرونده جنجالی "حقوق‌های نجومی" مدیران دولتی و "املاک نجومی" واگذارشده از طرف شهرداری تهران اشاره‌ای نکردند. گزارش کامل گفته های شرکت کنندگان در این مناظره را اینجا بخوانید بیشتر بخوانید: صفحه ویژه؛ انتخابات ۱۳۹۶ ایران جملات جنجالی مناظره‌های انتخاباتی ایران نشستن به قید قرعه تلویزیون ایران محل نشستن نامزدها، سوال‌های پرسیده‌شده از هر یک، و ترتیب پاسخ دادن نامزدها به پرسش‌ها را به قید قرعه تعیین کرد. در بخش اول مناظره، هر نامزد به یک سوال مجری پاسخ می‌داد و پس از آن دیگر نامزدها درباره آن اظهار نظر می‌کردند. سپس آن نامزد فرصت داشت به مسائل مطرح شده پاسخ بدهد. بیشترین مباحثه بین اسحاق جهانگیری و حسن روحانی از یک سو و محمدباقر قالیباف از سوی دیگر انجام شد. نامزدهای دیگر کمتر به بحث با مصطفی میرسلیم و مصطفی هاشمی طبا پرداختند. ابراهیم رئیسی در هنگام بحث درباره عدالت اجتماعی، از افزایش شکاف طبقاتی در سال‌های اخیر انتقاد کرد و گفت که در سال‌های آغاز اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها ضریب جینی (شاخص توزیع درآمد) کاهش پیدا کرده، اما در دولت حسن روحانی این شاخص بالا رفته است. آقای رئیسی گفت که می‌خواهد یارانه نقدی سه دهک پایین را سه برابر کند.

۱۳۹۶ فروردین ۲۷, یکشنبه

«سپاه از یک سال پیش در تدارک آوردن رییسی بوده»


گفت‎وگوی اختصاصی با ابوالحسن بنی‌صدر، اولین رییس‌جمهوری ایران به مناسبت انتخابات ریاست‌جمهوری، «ایران‎وایر» به سراغ گفتگو با اولین رئیس‌جمهور تاریخ ایران رفت. «ابوالحسن بنی‌صدر» از پاریس و تلفنی با ما هم‌کلام شد؛ از همان شهری که روزی در حومه‌های آن، در کنار مردی قرار داشت که اختلافات نظرش با او، تکلیف تاریخ ایران را دست کم تا چند ده سال تعیین کرد. علاوه بر خاطرات رابطه با آیت‌الله خمینی، از او درباره نظرش راجع به انتخابات پیش‌رو، کاندیداتوری رئیسی و جانشینی علی خامنه‌ای پرسیدیم. آیت‌الله خمینی در فرانسه که بود، چشم‌اندازی از آینده ایران ارایه می‌کرد که بسیار متفاوت از آن چیزی بود که هنگام به قدرت رسیدن انجام داد. به آن دوره که فکر می‌کنید، اولین بار کی متوجه نشانه‌های هشدار شدید؟ در نوفل لوشاتو ما 20 اصل به آقای خمینی پیشنهاد کردیم. ایشان ۱۹ اصل آن ‌‌را خطاب به جهانیان اعلام کرد منهای یک اصل که عفو عمومی بود. بعد که رفتیم ایران، از همان لحظه ورود علایم خفیفی را بروز می‌داد که قرار است به این اصول عمل نکند؛ مثلا در در بهشت زهرا. بعد حکم نصب «مهندس بازرگان» به نخست‌وزیری حکومت موقت را صادر کرد با استناد به این که ایشان ولایت شرعی دارند. واضح‌تر از آن این‌که در خیابان‌ها ریختند و زن‌های بی‌حجاب را اذیت و آزار کردند. من رفتم قم و با ایشان صحبت کردم و گفتم شما در نوفل لوشاتو گفتید زن‌ها در پوشش خود آزادند. ایشان گفت که من در فرانسه صحبت‌هایی کردم اما هیچ تعهدی نسبت به آن‌ها ندارم و لازم بشود، خلاف آن‌ها را می‌گویم. در صحبت‌ با آقای خمینی، آیا فرصت این می‌شد که راجع به میراث مصدق با هم صحبت کنید؟ نظرشان واقعا چه بود؟ این مساله چند نوبت پیش آمد. یک مورد در نوفل لوشاتو بود. دکتر یزدی به آقای خمینی گفت شما باید یک ستایشی از مصدق بکنید. جواب داد نه، نمی‌شود؛ نمی‌توانم. من گفتم چرا نمی‌توانید؟ شما در دنیا شناخته شده نیستید، اما مصدق در جهان به عنوان نماد استقلال و آزادی شناخته‌ شده است. آن روز بعد از نماز برای اولین بار ستایشی از دکتر مصدق کرد. بار دیگری هم در تهران گفته بود که مصدق از اسلام سیلی خورد. به او گفتیم مصدق در وجدان تاریخی مردم ایران است و هیچ کس هم نمی‌تواند او را خارج کند. شما فقط به خودتان ضربه می‌زنید. به نظرتان می‌آمد آیت الله خمینی مواضع اصولی دارند یا مواضع‌شان مدام متغیر است و تحت نفوذ اطرافیان؟ ایشان در تمام عمر غالب کارهایش واکنش بوده است و نه کنش. در فرانسه که بود، از طرف کمیسیونی جواب سوال خبرنگارها به ایشان داده می‌‌شد و ایشان همان را پس می داد. پس از خودشان ایده‌ای نداشتند مگر ولایت فقیه. تازه آن هم از خودشان نبود. بعد آمد در فرانسه و به ایشان گفتم این‌جا بخواهی صحبت ولایت فقیه بکنی، همین‌جا ماندگار می‌شوی. این‌جا بود که صحبت ولایت جمهور مردم را کرد و گفت در دموکراسی پیشرفته ایران، مردم در اداره کشور خویش شرکت می‌کنند. ما نمی‌دانستیم طرح محرمانه‌ای هم بوده که دکتر یزدی تهیه کرده است. این طرح، «ولایت مطلقه فقیه» بود. فکر می‌کنید نوع رابطه‌ای که شما با خامنه‌ای داشتید، باعث ایجاد پیشینه‌ای شد که بر نوع رابطه این دو مقام در جمهوری اسلامی تاثیر گذاشت یا خیر؟ آن وقت آقای خمینی خلاف قانون اساسی عمل می‌کرد چون طبق آن اختیارات اجرایی نداشت. با این حال، این دو مقام، دوتا عملکرد دارند که با هم نه تنها سازگاری ندارند بلکه تضاد هم دارند. رهبری برای خودش اختیار مطلق قائل است و از لحاظ نظری، خود را فقط پاسخ گو به خدا می‌داند. فونکسیونی که رهبر دارد، فقط یکی است و آن هم کاربرد خشونت. کسی که کم تر از همه با آقای رهبر این تزاحم را بروز داده، آقای روحانی است. البته تزاحم هم‏چنان هست. این هم حل‌بشو نیست و ذاتی رژیم است نظری راجع به انتخابات پیش‌رو دارید؟ با آقای رئیسی هیچ وقت آشنایی داشتید؟ نه، من هیچ آشنایی شخصی یا قبلی با او ندارم اما او از همین قضات شرع و ماشین صدور حکم اعدام بوده است، مثلا در کشتار سال ۶۷. آقای منتظری گفت این‌ها در تاریخ به عنوان جنایت‎کار ثبت می‌شوند. اگر بخواهد در آن مقام، مجری مقام رهبر بشود ببینید چه خشونتی ایران را خواهد گرفت. بنا بر اطلاعاتی که به من داده اند، سپاه از یک سال پیش در تدارک آوردن این آقا بوده. یک توجیه هم برایش ساخته اند؛ می‌گویند آقای روحانی زبان اوباما را می‌فهمید، حالا ترامپ آمده که زبان روحانی حالی‌اش نمی‌شود. نظر شما در مورد جانشینی آقای خامنه‌ای چیست؟ از ایران به من اطلاع داده اند که پیامی داده شده به آقای ترامپ که شما این فشار به ایران را افزایش نده و تحریم نکن چون آقای خامنه‌ای بیمار و مردنی است و اگر این فشار نباشد، میانه‌روها زمام‌دار باقی می‌مانند و جانشین آقای خامنه‌ای همان نقشی را خواهد داشت که آقای «سیستانی» در عراق دارند. این اطلاع به نظر من صحیح می‌رسد چون کنگره امریکا رای به تحریم‌ها را تا بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران به تعویق انداخت. عین همین پیام را در اواخر حیات آقای خمینی به آقای ریگان داده بودند. اما برای جانشین این‌ها چه کسانی را دارند؟ کسانی که با تعریف قانون اساسی جور دربیایند، چند نفر بیش تر نیستند. آقا «مجتبی»، فرزند آقای خامنه‌ای هست. دیگری، همین آقای رئیسی است. دیگری، آقای شیخ «صادق لاریجانی» که او هم با فسادهایی که پی در پی از او رو شده این امکان را ندارد. همین طور آقای «شاهرودی» که در مجلس خبرگان رهبری هم برای ریاست رای نیاورد. سپاه هم با او میانه خوبی ندارد. حالا می‌گویند در مجلس خبرگان جدید، کمیسیون تعیین رهبر از زمان انتخاب شش بار تشکیل جلسه داده که در عمر مجلس خبرگان بی‌سابقه است. اما امید من این است که ولایت فقیه از لحاظ نظری مرده. از لحاظ عملی هم مرده است چون کسی به آن باور ندارد. فقط مانده به عنوان وسیله مشروعیت دادن به خشونت. تنها کاربردش همین است. ​برای خواندن متن کامل مصاحبه به این لینک رجوع کنید

۱۳۹۶ فروردین ۱۹, شنبه

شادی صدر فعال حقوق بشر 7 آوریل 2017 - 18 فروردین 1396


شادی صدر، کارشناس ارشد حقوق بین الملل و مدیر "سازمان عدالت برای ایران" در مقاله ای که برای "صفحه ناظران می گویند" نوشته است از زاویه ای متفاوت به کاندیداتوری ابراهیم رئیسی پرداخته است. به نوشته صدر ورای دو گانه ناکارآمد و از معنا تهی شده "تحریم یا شرکت" این انتخابات بار دیگر میتواند بحث اعدام های دهه ۶۰ و به خصوص سال ۶۷ را زنده کند. زیرا ابراهیم رییسی در "هیئت چهار نفره اعدام ها" بوده و با مطرح شدن این بحث حفاظی که پورمحمدی در پرتو فضای سیاسی حمایت از دولت تدبیر و امید در چهار سال گذشته از آن برخوردار شده بود، نیز ترک خواهد برداشت. کاندیداتوری ابراهیم رییسی، تولیت تازه آستان قدس رضوی و یکی از مسئولان بلندپایه قضایی در دهه ۶۰ و پس از آن، یک بار دیگر تنور انتخاب بین بد و بدتر و لاجرم، تنور انتخابات را داغ کرده است. با این همه، این یادداشت، نه درباره دوگانه ناکارآمد و از معنا تهی شده "تحریم یا شرکت" که درباره فواید ورود رییسی به دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است. مهمترین ویژگی که ابراهیم رییسی را از تمامی کاندیداهای تاکنونی جمهوری اسلامی برای ریاست جمهوری متمایز می کند این است که او یکی از معدود مسئولان زنده جمهوری اسلامی است که سند غیرقابل انکاری از شرکت او در یک "جنایت" دولتی سازمان یافته و گسترده وجود دارد. در مرداد و شهریور ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی که قبلا در دادگاه های انقلاب، بدون حضور وکیل و اغلب ظرف چند دقیقه، محاکمه و به حبس محکوم شده بودند، به طور جمعی و مخفیانه اعدام شدند و بدن های بسیاری از آنان در گورهای جمعی در گوشه گوشه ایران انداخته و رویش با خاک یا سیمان پوشانده شد. زندانیان سیاسی استان تهران در دو زندان اوین و قزل حصار نگه داری می شدند. در این دو زندان حداقل ۱۵۰۰ زندانی، به فتوای رهبر جمهوری اسلامی و با تصمیم یک هیات چهار نفره، متشکل از حسن علی نیری (قاضی شرع تهران)، ابراهیم رییسی (جانشین دادستان تهران)، مصطفی پورمحمدی (نماینده وزارت اطلاعات) و مرتضی اشراقی (دادستان تهران) به دار آویخته شدند. با انتشار فایل صوتی جلسه ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ قائم مقام وقت رهبری جمهوری اسلامی با این چهار مرد، سند غیرقابل انکاری درباره دخالت ابراهیم رییسی در تصمیم گیری بر سر مردن یا ماندن زندانیان و ابعاد فاجعه در اختیار عموم قرار گرفته است. بیشتر بخوانید: انتشار جلسه منتظری و 'هیات مرگ'، کورسویی به روشن شدن حقیقت مخاطبان هشدارهای منتظری کجا هستند؟ چرا برخی انتشار جلسه منتظری را محکوم می‌کنند؟ هشدار منتظری در مورد 'آینده کشور'؛ آینده‌ای که امروز است مطهری درباره فایل صوتی آیت‌الله منتظری: رئیسی، نیری و پورمحمدی توضیح بدهند گروه های حذف شده در کشورهایی مثل ایران با تاریخ طولانی سرکوب و سانسور توامان، روایتی دست اول از تاریخ سرکوب را در حافظه فردی و گروهی خود حفظ کرده اند. گروه های حذف شده همواره با تلاش و استفاده از روش های مختلف، سعی در فراموش نشدن تاریخی را دارند که خود و عزیزانشان شاهدان، روایتگران و قربانیان آن بوده اند. در ایران، جمع شدن سالانه خانواده ها در مکان هایی که به باور آن ها گورهای جمعی در آن قرار دارد، مکان هایی مثل خاوران تهران، لعنت آباد اهواز، بهشت رضای مشهد و... تنها یکی از این تلاش های جمعی برای زنده نگه داشتن حافظه و تاریخ فجایع جمعی گذشته بوده است. با این همه، میان تاریخ سرکوب شدگان و روایت رسمی از تاریخ، اغلب شکاف عظیمی است که گروه های حذف شده به واسطه وضعیت بی قدرتی محض که سال هاست تداوم دارد، قادر به پر کردن آن نیستند. از آن بدتر، روایت های رسمی در تاریخ که معمولا با به کارگیری تمامی ابزارهای تبلیغاتی و آموزش رسمی و عمومی، تبدیل به حقیقت مسلط می شوند، معمولا سرشار از دروغ در مورد قربانیان فجایع جمعی، پنهانکاری حقیقت وقایع گذشته و انکار جنایت های دولتی هستند. اعدام جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. تا پیش از انتشار فایل صوتی جلسه منتظری با اعضای هیات مرگ، موضع گیری رسمی نسبت به اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، انکار اصل فاجعه، انکار سازماندهی شده و گسترده بودن آن یا انکار نقش این یا آن مقام مسئول در آن بود. با انتشار فایل صوتی، دیگر انکار فاجعه و جزییات آن ممکن نیست. اگر تا پیش از آن، چگونگی وقوع این کشتار، تنها در روایت زندانیان جان به در برده یا خانواده های اعدام شدگان بازتاب می یافت که اغلب به دلیل تفاوت با روایت رسمی، مورد انکار و تردید قرار می گرفت و به حاشیه رانده می شد، پس از آن، و به واسطه انتشار این نوار، اعدام جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و جزییات آن، وارد روایت رسمی شد. به بیان دیگر، با انتشار فایل صوتی، تاریخ سرکوب شدگان از خاطره گروهی آن ها وارد حافظه جمعی شده است. به همین دلیل نیز سیاست رسمی در قبال این فاجعه، کمابیش از انکار یا تحریف حقیقت جزییات به توجیه بدل شده است. موضع مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری فعلی و عضو دیگر هیات تصمیم گیرنده درباره اعدام زندانیان، مثال روشنی از این تغییر موضع رسمی از انکار به توجیه است. پورمحمدی که همواره نقش خود در اعدام ها را تکذیب کرده بود، پس از انتشار نوار اعلام کرد که افتخار می کند که دستور خدا و رسول را اجرا کرده است. در چنین فضایی، کاندیداتوری رییسی برای انتخابات ریاست جمهوری، اتفاق فرخنده ای است. رییسی با این عمل، خود را در معرض واکنش های افکار عمومی قرار داده است. به خصوص اینکه نقش او در اعدام هزاران زندانی سیاسی که حتی با استاندارهای حقوقی جمهوری اسلامی، خلاف قانون بوده است، می تواند بدل به مهمترین نقطه ضعف او در مبارزات انتخاباتی شود. در مقابل، حضور مصطفی پورمحمدی، همدست رییسی در این فاجعه در دولت روحانی که سر دیگر این مبارزه انتخاباتی خواهد بود نیز این موضوع را می تواند به یکی از نقاط ضعف روحانی، کاندیدای رقیب رییسی بدل کند. به بیان دیگر، حفاظی که پورمحمدی در پرتو فضای سیاسی حمایت از دولت تدبیر و امید در چهار سال گذشته از آن برخوردار شده بود، ترک خواهد برداشت. بنابراین، به نظر می رسد در روزهای پیش رو، فضایی ایجاد می شود که موضوع اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، که کم کم و بار دیگر به حاشیه رانده می شد مجددا در جامعه ای که تحت تاثیر فضای انتخاباتی سیاسی تر از معمول است، مطرح شود. به بیان دیگر، اتفاق خجسته کاندیداتوری رییسی شاید باعث شود جامعه ای که نزدیک به سه دهه با پنهانکاری و سکوت و انکار، از حق دانستن حقیقت درباره وقایع دهه ۶۰ و به خصوص فاجعه سال ۶۷ محروم شده است بخت این را بیابد که به تکه های پراکنده دیگری از حقیقت دست پیدا کند.

۱۳۹۶ فروردین ۱۴, دوشنبه

“جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی” چه کسانی هستند؟اسامی۲۱۰نفر


جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی»چیست،اعضای آن چه کسانی هستند؟ مسؤلیت جدید"خانم دستجردی" بعدازوزارت «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» اعلام موجودیت کرد+‌اسامی اعضا "جمنا"مخفف –جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی است «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» دقایقی پیش(ساعت۴یکشنبه ۵ دی ۱۳۹۵) با حضور اعضای هیئت موسس و قرائت بیانیه‌ای رسماً اعلام موجودیت کرد. اعضای موسس این جبهه مردمی عصر امروز با حضور در مجموعه سرچشمه تهران و در جمع خبرنگاران با قرائت بیانیه‌ای رسماً اعلام موجودیت کردند. هیئت موسس «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» به ریاست حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین رحیمیان تشکیل شده و اعضای آن آقایان یحیی آل‌اسحاق، مهدی چمران، حمیدرضا حاجی‌بابایی، رضا روستاآزاد، محمود خسروی وفا، مهدی محمدی، علیرضا مرندی، نادر طالب‌زاده و خانم مرضیه وحید دستجردی هستند. یکشنبه ۵ دی ۱۳۹۵الف *** خانم مرضیه وحید دستجردی سخنگوی جبهه مردمی نیروهای انقلاب جمعی از اعضای کابینه دولت های نهم و دهم با امضای بیانیه اعلام موجودیت «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» از این حرکت خود جوش مردمی حمایت کردند./۰۶ دی ۱۳۹۵فردابنقل ازخبرگزاری تسنیم اسامی این ۱۴ نفر به شرح زیر است: اسدالله عباسی وزیر وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ابراهیم عزیزی معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور مجید نامجو وزیر نیرو مهدی غنضفری وزیر صنعت، معدن و تجارت محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش لطف الله فروزنده معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی عبدالرضا مصری وزیر رفاه و تامین اجتماعی فرهاد رهبر ریاست سازمان مدیریت مدیریت برنامه‌ریزی رستم قاسمی وزیر نفت رضا تقی پور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات مسعود زریبافیان رئیس بنیاد شهید مهرداد بذرپاش رئیس سازمان ملی جوانان محمود بهمنی رئیس کل بانک *** اسامی این ۲۱۰ چهره شاخص سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به شرح ذیل است: همزمان با اعلام موجودیت جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی، ۲۱۰ نفر از چهره‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از این جریان حمایت کردند که اسامی آنها به شرح ذیل است:۵ دی ۱۳۹۵خبرگزاری مهر سید محمدحسن ابوترابی‌فرد/ابوالفضل ابوترابی/محمدسعید احدیان/سیدعلی ادیانی/مریم اردبیلی/حمیدرضا ارشادمنش/ حسین اسرافیلی/صالح اسکندری/داریوش اسماعیلی/ حمید اعتماد/ ضیاءالله اعزازی ملکی/لاله افتخاری/ شهروز افخمی/ مهدی اقراریان/ جهانگیر الماسی/ زهره الهیان/ احمد امیرآبادی فراهانی/ محمدرضا امیری کهنوج/ معصومه آباد/ حسین آذین/ احمد آریایی‌نژاد/ احد آزادی‌خواه/رضا آشتیانی عراقی/محمدحسن آصفری/ مرضیه آقاحسینی/ سیدمرتضی بختیاری/ مهرداد بذرپاش/سیدمحمدتقی بطحایی/ حسن بهرام‌نیا/ محمود بهمنی/ علیرضا پناهیان/محمدرضا پورابراهیمی/سیدمحمد پولادگر/محسن پیرهادی/فرهاد تجری/ هاجر تحریری نیک‌صفت/محمدعلی تسخیری/رضا تقی‌پور/سیدعلیرضا تکیه‌ای/عباس توانگر/امین توکلی‌زاده/ پیام تیرانداز/ سیدقاسم جاسمی/سیدیاسر جبرائیلی/ابوالقاسم جراره/علیرضا جعفری/قاسم جعفری/محمدصالح جوکال/سیدمهدی جولایی/پروانه چراغ‌نوروزی/حسینعلی حاجی‌دلیگانی/سیده صدیقه حجازی/غلامعلی حدادعادل/ ابوالفض حسین‌بیگی/ فریدون حسنوند/ سیده اعظم حسینی/ سیدمحمد حسینی/ سیدحسن حسینی شاهرودی/سیدجواد حسینی‌کیا/فرشته حشمتیان/حسن حمیدزاده/احمد حیدری/ الهام حیدری/امیر خجسته/علیرضا خسروی/مرتضی خلفی‌زاده/محمد خوش‌چهره/رضا داوری/محمدرضا داورزنی/محمد درخشان/جعفر درونه/محمد دهقان/حبیب‌الله دهمرده/محمدباقر ذوالقدر/مجتبی ذوالنور/الهه راستگو/ محمدحسین رجبی‌دوانی/ مجتبی رحمان‌دوست/ قدرت‌الله رحمانی/ طاهره رحیمی/ امیرابراهیم رسولی/ محسن رضایی/محمدابراهیم رضایی/محمدرضا رضایی‌کچویی/سیدمحمود رضوی/ایران رکن‌آبادی/بیژن رنجبر/ اکبر رنجبرزاده/محمدتقی رهبر/فاطمه رهبر/فرهاد رهبر/علیرضا زاکانی/محمدمهدی زاهدی/ مسعود زریبافان/فاطمه زعفرانی/ لیلا زعفرانچی/ قاسم ساعدی/ احمد سالک/ ابراهیم سحرخیز/ محمداسماعیل سعیدی/ عطاءالله سلطانی‌صبور/ پروین سلیحی/ احمد سلیم‌آبادی/ حسن سلیمانی/ سعید سلیمانی/ علیرضا سلیمی/ اله‌مراد سیف/ ناصر سیم‌فروش/ علی‌محمد شاعری/ اقبال شاکری/ مجتبی شاکری/ مهرشاد شبابی/محمدحسن شجاعی‌فرد/ سید صدرالدین شریعتی/ مالک شریعتی/حمزه شکیب/ محمدرضا شمس‌اردکانی/ جمال شورجه/محمدکریم شهرزاد/ حسینعلی شهریاری/ عباس شیبانی/ رضا شیران خراسانی/علیرضا صفارزاده/سیدعلی طاهری/عباس طایفه/سید صادق طباطبایی‌نژاد/محمدجواد عامری قهرایی/سیدمحمدباقر عبادی/اسدالله عباسی/حجت‌الله عبدالملکی/محمدصادق عربلو/فریدون عزیزی/ابراهیم عزیزی/علی عسگری/احمد علیرضابیگی/بهرام عین‌اللهی/مهدی غضنفری/حسین فتاحی/ناصر فخاری/محمود فرشیدی/لطف الله فروزنده دهکردی/ محمدحسین فرهنگی/ مهدی فضائلی/ حمیدرضا فولادگر/ نفیسه فیاض‌بخش/ فاطمه قاسم‌پور/ رستم قاسمی/ غلامرضا قاسمیان/ سیدامیرحسین قاضی‌زاده/ حسین قدیانی/فاطمه قربان/سیدعلی قریشی/ابوالفضل قناعتی/محمود قیومی لولاچیان/منصور کبگانیان/طوبی کرمانی/سهیل کریمی/علی‌اکبر کریمی/عامر کعبی/ سیدمحمدرضا کلانترمعتمد/کلهر/کمیل کهنسال/ جبار کوچکی‌نژاد/محمدجواد کولیوند/ اصغر گرانمایه‌پور/امید گلزاری/عباس گودرزی/سهراب گیلانی/علی‌اکبر متکان/جلیل محبی/بتول محتشمی/ شاهین محمدصادقی/ منوچهرمحمدی/ محمدرضا محمدخانی/ مصطفی مرسلی/ مجید مشایخی/عبدالرضا مصری/محمدمهدی مفتح/رضا مقدسی/ بیژن مقدم/ الهیار ملکشاهی/ فرشاد مهدی‌پور/ سید شکرخدا موسوی/ احمد مومنی‌راد/ سیدرضا میرزاده/ علی‌محمد نائینی/ الیاس نادران/ عبدالمقیم ناصحی/ مجید ناصری‌نژاد/محمد ناظمی‌اردکانی/مجید نامجو/ حسین نجابت/ رضا نجابت/ شهربانو نخعی/ عبدالحمید نقره‌کار/ سیدحسین نقوی‌حسینی/ بیژن نوباوه‌وطن/ منیره نوبخت/فاطمه سادات نیری/ذبیح نیکفر لیالستانی/منصور واعظی/ساسان والی‌زاده/ الهه وحید دستجردی/ مهدی وکیل‌پور/ رضا هادی/ حسین هاشمی تختی‌نژاد/سیدمحسن یحیوی/ محمدرضا یزدانی‌خرم/ علیرضا یعقوبی .