۱۳۹۱ شهریور ۳, جمعه

قضاوت تلخ تاریخ درباره خامنه ای 13 سال پس از موعظه رهبر برای مجلس ششمی ها

یک مدح نامه از علی خامنه ای تحت بهانه زندگی نامه وی در جمهوری اسلامی منتشر شده است. البته این کتاب یکبار منتشر شد اما بلافلاصله آن را جمع کردند زیرا نکاتی در آن وجود داشت که باب میل و طبع آقا نبود. در چاپ بعدی این نکات حذف شد. اینجا

قضاوت تاریخ در باره خامنه ای، این کتاب و چاپلوسی های مداحانش نیست، این قضاوت تلخ که شاید در آینده و با فاجعه ای که بدنبال سیاست نظامی و اتمی اش برای ایران به بار خواهد آورد تلخ تر اکنون نیز بشود، کارنامه سراسر بی لیاقی او حتی در بهره گیری از آن قدرت مستبدانه ایست که برای خود فراهم ساخته است. دروغگوئی و شانه از زیر بار مسئولیت خالی کردن و درعین حال در تمام امور ریز و درشت حکومتی دخالت داشتن در راس لیست بی لیاقتی های اوست. او همیشه در نقش اپوزیسیون آن دسته گل هائی وارد میدان می شود که خود به آب داده و محصول دوران رهبری مستبدانه اوست.

نمونه زیر را بخوانید:

رهبر معظیم انقلاب در ديدار با نمايندگان مجلس فرموند : "معيشت كه نيست دين هم نيست"

ايشان در حاليكه بسيار غصه دار بودند نسبت به شرمندگي پدر يك خانواده درناتواني اش براي تامين امرار معاش زندگي فرمودند:‌ "كدام نقض کرامت انسانى بالاتر از این که انسانى، رئیس عائله‏‌اى، پدر خانواده‏ اى، در جامعه‏ اى که در آن همه ‏چیز هم هست، نتواند اوّلیات زندگى فرزندان خودش را تأمین کند؟! کدام تحقیر از این بالاتر است؟! "

"یک وقت در جامعه گوشت و میوه نیست، من و شما هم نمى‏ خوریم؛ یک وقت در جامعه امکانات رفاهى نیست، من و شما هم استفاده نمى‏ کنیم؛ یک وقت ایام عید که مى‏ شود، فرزندان من و شما هم لباس نو بر تن نمى‏ کنند. در این حالت کسى احساس سرشکستگى نمى‏ کند – البلیة اذا عمت طابت – اما وقتى همه چیز هست، وقتى کسانى در جامعه با استفاده از فرصتهاى نامشروع توانسته‏ اند براى خودشان آلاف و الوف و زندگیهاى تجمّلى فراهم کنند، وقتى طبقاتى در جامعه هستند که برایشان پول خرج کردن هیچ اهمیتى ندارد، جمع کثیرى از مردم که در بین آنها رزمندگان و عناصر نظامى و کارمندان دولت و معلمان و روستاییان و مردم مناطق محروم و دور و مناطق جنوب هستند، نتوانند نان و پنیر بچه‏ هایشان را فراهم کنند، کدام شکستن شخصیّت و شرف انسانى از این بالاتر است؟! شما مى‏ خواهید جواب چه کسى را بدهید؟ شما مى‏ خواهید دل چه کسى را خوش کنید؟ شما مى‏ خواهید چه کسى از شما راضى باشد؟"

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3013

این متن از سخنان علی خامنه ای در دیدار با نمایندگان مجلس ششم و در تاریخ 29 خرداد 1379 برگرفته شده است و مربوط به 13 سال پيش است. یعنی زمان دولت خاتمي و مجلس تاریخی ششم. زماني كه گوشت کیلوئی 2 هزار تومان بود نه 20 هزار تومن، رشد اقتصادي بالاترين مقدار خودش رو داشت، دولت در پي قطع نياز به واردات گندم بود، سرمايه گذاري هاي خارجي در پارس جنوبي و حوزه هاي نفتي مي كرد، نرخ تورم رو پايين آورد، صنايع داخلي مثل ايران خودرو و فولاد را تقويت كرد، ايران را يک كشور سد ساز كرد و خيلي كارهاي ديگر.

و حالا نگاه کنید به کارنامه دولت مطبوع و مورد حمایت وی. یعنی دولت احمدی نژاد و فاجعه ای که با رهنمود های رهبر بر جامعه حاکم شده است.

پیک نت 2 شهریور


کتاب پس از حذف قسمت هائی دوباره منتشر شد
جمع آوری فوری چاپ اول
کتاب زندگی علی خامنه ای

«شرح اسم» نام کتابی است حکومتی که گروه چاپلوسان از زندگی علی خامنه ای تهیه و منتشر کرده اند. چاپ اول این کتاب را فورا درایران جمع کردند و سپس چاپ تازه ای از آن را متنشر کردند که در آن بخش هائی از چاپ نخست حذف شده است. دلیل جمع آوری کتاب نیز همین بود. یعنی حذف برخی قسمت ها و افزودن قسمت هائی تازه!

مدیر موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی در مراسم رونمایی از کتاب «شرح اسم» در توجیه جمع آوری چاپ اول و باز انتشار آن گفت: "از دفتر رهبری پیشنهادات زیادی به ما ارائه شد که ما برخی از آنها را پذیرفتیم."

کتاب به کوشش فردی بنام هدایت‌الله بهبودی و از سوی مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی منتشرشده است. ( بر ما معلوم نیست که این بهبودی از شجره همان سلیمان بهبودی خدمتکار ویژه و وفادار رضا شاه است یا خیر. آن بهبودی را که گویا یهودی تبار هم بود، می گویند پل ارتباط رضا شاه با انگلیس ها بود! و همراه او تا تبعیدگاه نیز رفت و تا دم مرگ رضا شاه بالای سر او بود! مراجعه کنید به کتاب خاطرات ملکه مادر. در باره سلیمان بهبودی اطلاعات جداگانه ای در شماره امروز پیک نت منتشر شده است.)

ناشر کتاب هنگام رونمائی آن از جمله گفت: "در این کتاب سعی کردیم به دور از اغراق و تکلف به بیان موضوعات در مورد زندگی ایشان بپردازیم که البته در این راه با مانع بزرگی روبرو بودیم که مقام بلندمرتبه ایشان بود، اما به شکر خداوند با هنرمندی آقای بهبودی کتاب را به نتیجه رساندیم !"

دو سایت مذهبی "تبیان" و "جهادی" در انتقاد از انتشار نسحه اولیه کتاب، طی یادداشتی نوشتند: «فقر شدید»٬ «تقیه در مبارزه»٬ «قرض گرفتن زیاد»٬ «استعمال سیگار» و نگرانی آیت الله خامنه‌ای از «واجب نبودن غسل» به هنگام تنگدستی (به علت نداشتن پول کافی برای رفتن به حمام در هنگام پیش آمدن معذورات شرعی)، "تراشیدن ریش" و "شرکت در امتخانات سطح پائین" بعنوان ضعف وی از نواقص چاپ اول کتاب بود. این اطلاعات موجب گزک‌ دادن به دست مخالفین و معاندین و به استهزاء کشیدن عظمت‌ها و بزرگی های رهبر نظام است ."

همچنین به نوشته سایت مذهبی "تبیان"، در بخشهایی از کتاب با اشاره به گفته های خامنه ای، وی نقش محوری و تاثیر گذار در انقلاب 57 نداشته و منکر «هرگونه ارادت خاص به آقای خمینی» بوده و در بازجوئی های دوران کوتاه و چند ماهه خود در زمان شاه نیز، شاه را "معظم‌ له" خطاب می کرده است.

همه این نکات در چاپ اول که سریع جمع شد بوده و در چاپ بعدی حذف شده است!

پیک نت 21 مرداد

۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه

________________________________________ اول قرار نبود، چنان شود که شده است

این عکس مربوط به سال 1358 است. چند ماه پس از سرنگونی رژیم شاه و برقراری جمهوری اسلامی در رفراندوم 12 فروردین همین سال. آقای خمینی مطابق وعده ای که داده بود، دولت را به مهندس بازرگان سپرد و خود راهی قم شد. یعنی همین خانه و کوچه ای که در عکس می بینید. او رفت تا روحانیت را از بلای حکومت کردن دور کند، اما روحانیت تشنه قدرت و حکومت بود. با ترفندهای بسیاری که همین روحانیت پیاده کرد – از جمله آیت الله مهدوی کنی که می گفت نگران تکرار انقلاب مشروطه است. یعنی کنار زدن روحانیت- و همچنین حوادثی که پیش آمد، آقای خمینی از قم به تهران بازگشت. اولین انتخابات ریاست جمهوری به جنگ زرگری بنی صدر و بهشتی تبدیل شده بود. بنی صدر انتخابات را برد و مراسم تحلیف او در بیمارستان قلب تهران انجام شد. آقای خمینی با اولین سکته قلبی در این بیمارستان بستری بود. هیچکس دیدار برای آقای خمینی ترتیب نمی داد. مردم از اقصی نقاط ایران به طرف قم حرکت کرده و به دیدار وی می رفتند. خمینی هم از خانه اش بیرون آمده و در کوچه به شور و اشتیاق مردم پاسخ می داد. این دیدارها، هیچ شباهتی به دیدارهای فرمایشی که برای علی خامنه ای ترتیب میدهند دارد؟ دیدارهائی فرمایشی که عملا سالهاست که ارتباط او را چنان با جامعه قطع کرده که نمی داند مردم مرغ می خواهند یا خروس! گوشت ندارند یا نان! بیکارند یا مشغول به کار!

۱۳۹۱ مرداد ۱۲, پنجشنبه

وحشت از شورش ناگهان در نقاط مرکزی تهران


حضور ناگهانی پیش از ظهر دیروز نیروی ضد شورش در میدان انقلاب که کمی بیش از روزهای دیگر مردم در آن رفت و آمد می کردند، نشان داد که حکومت از ترس شورش ناگهانی مردم درحال آماده باش است. ظاهرا این روزها می ترسند به یکباره حریق تظاهرات از یک گوشه تهران، بویژه از نقاط مرکزی و شلوغ شهر مثل میدان انقلاب برخیزد. حادثه ای که در نیشابور اتفاق افتاد. فعلا بدلیل نبودن مرغ و گرانی و فردا شاید به دلائل دیگری که دلائل هم بسیار است. این عکس از استقرار ناگهانی نیروهای ضد شورش در میدان انقلاب، روز گذشته گرفته شده است. عکس حرفه ای نیست و توسط مردم گرفته شده اما آنچه را باید نشان بدهد و بگوید، می گوید!