۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه
امیر ارجمند: دیکتاتوری یعنی سرکوب و قتل و جنایت، چه در تهران و چه در قاهره
دوشنبه, ۱۱ بهمن, ۱۳۸۹
چکیده :اردشیر امیر ارجمند، مشاور میرحسین موسوی، پیشنهاد داد که اگر حاکمیت واقعا مخالف دیکتاتوری است، در آستانهی 22 بهمن بگذارند مردم ایران و جنبش سبز دست به راهپیمایی و تظاهرات مسالمتآمیز بزنند تا معلوم شود وضعیت حاکمیت در ایران بهتر است یا وضعیت مبارک و بن علی در مصر و تونس...
اردشیر امیر ارجمند، مشاور حقوقی میرحسین موسوی، پیشنهاد داد که اگر حاکمیت واقعا مخالف دیکتاتوری است، در آستانهی ۲۲ بهمن بگذارند مردم ایران و جنبش سبز دست به راهپیمایی و تظاهرات مسالمتآمیز بزنند تا معلوم شود وضعیت حاکمیت در ایران بهتر است یا وضعیت مبارک و بن علی در مصر و تونس.
دکتر امیر ارجمند در گفتوگو با کلمه، تاکید کرد: حرکت دموکراسیخواهی و عدالتجویانه که از ایران و با جنبش سبز آغاز شده بود، امروز سراسر منطقه از تونس تا مصر را فرا گرفته است. قطعا حرکتهای اعتراضی در کشورهای مختلف، ویژگیهای خاص خود را دارند، ولی وجه اشتراک آنها، مبارزه با دیکتاتوری و فساد است.
این استاد ممتاز حقوق دانشگاههای تهران افزود: مردم منطقه نشان دادند که خواستار حق تعیین سرنوشت از طریق ایجاد حکومتهای دموکراتیک هستند. مسلمانان در ایران، تونس، مصر و جاهای دیگر نشان دادند که مخالف دیکتاتوری هستند و خود را ناگزیر از تحمل خودکامگان نمیدانند؛ چه به نام دین، چه به نام سکولاریزم و چه در لباس نظامیان.
مشاور موسوی معتقد است که مردم ایران در تظاهرات میلیونی ۲۵ خرداد که تاکنون در هیچیک از دیگر کشورهای منطقه تظاهراتی به مانند آن برگزار نشده است، بلوغ سیاسی خود را برای اصلاحات مسالمتآمیز نشان دادند.
وی ادامه داد: جای آن دارد که اکنون خودکامگان تهران، حتی در کسوت دیکتاتوری، از خود هوش و شعور بیشتری نشان داده و قبل از آنکه کشور را دچار خشونتهای کور نمایند، به رای مردم گردن بنهند. دیکتاتوری فراعنه ایران و لشکریان امنیتی و نظامی آنها، قطعا از دیکتاتوری بنعلی و مبارک مخوفتر و غیراخلاقیتر است، زیرا این دو حداقل برای استیلای دیکتاتوری خود از دین استفاده ابزاری نکردهاند.
وی خاطر نشان کرد: این آقایان که مدتها به دنبال ارتقای سطح مناسبات خود با مبارک و بنعلی بودند و توفیق چندانی نداشتند، مزورانه و مانند دزدی که خود فریاد “آی دزد آی دزد” سر میدهد، سرکوب مردم مصر و تونس را محکوم میکنند. در حالی که دیکتاتوری، سرکوب و قتل و جنایت است؛ چه در قاهره باشد چه در تهران.
دکتر امیر ارجمند سپس با ارائه پیشنهادی برای راستیآزمایی صداقت حاکمیت در مخالفت با استبداد و دیکتاتوری، گفت: اگر این آقایان راست میگویند و مخالف دیکتاتوری هستنند، به مردم ایران و جنبش سبز در آستانهی انقلاب شکوهمند ۲۲ بهمن اجازه راهپیمایی و تظاهرات مسالمتآمیز بدهند تا معلوم شود آیا وضعیت آنها در ایران بهتر از مبارک و بنعلی در مصر و تونس است یا خیر.
وی تاکید کرد: ما از همهی فعالان و همراهان جنبش سبز در سراسر جهان خواستاریم با حمایت از جنبشهای دمکراتیک مردم مصر و تونس، پیام همبستگی مردم ایران را به آن برسانند.
۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه
بیانیه میرحسین موسوی در حمایت از جنبش انقلابی مردم عرب منطقه رای من کو؟ درکشورهای عرب رسید به "الشعب یُرید اسقاط النظام"
دوشنبه/11/ بهمن
ملت ما به انقلاب عظیم مردم شجاع تونس و قیام حق طلبانه ی مردم مصر و یمن و دیگر کشورهای منطقه احترام می گذارد. ما به همه ی مردم دلیر و آگاه و مبارز مصر و تونس و اردن و یمن درود می فرستیم.
این بیانیه، از سوی میرحسین موسوی، در ارتباط با انقلاب و قیام مردم در کشورهای خاورمیانه صادر شد:
بسم الله الرحمن الرحیم
این روزها خاورمیانه در آستانه ی حوادث بزرگی ست که می تواند سرنوشت این منطقه و جهان و سرنوشت ملت های منطقه را تحت تاثیر خود قرار دهد. مسلما آنچه در حال وقوع است در راستای به هم زدن نظام ظالمانه ایست که سرنوشت ملت های بسیاری را درمنطقه در چنگال خود گرفته است و بدون هیچی شکی نقطه ی آغازین آنچه در خیابان های تونس و صنعا و قاهره و اسکندریه و سوئز شاهد آن هستیم را باید در تظاهرات چند میلیونی ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد تهران جستجو کرد. روزهایی که مردم با شعار “رای من کجاست؟” به خیابان ها آمدند و مسالمت جویانه، حقوق از دست رفته ی خود را پی گرفتند.
امروز دامنه ی شعار “رای من کجاست؟” مردم ایران، به شعار “الشعب یرید اسقاط النظام” در قاهره و سوئز و اسکندریه رسیده است. برای کشف راز این پیوندها و مشابهت ها لازم نیست جای دوری برویم. کافی است شیوه ی انتخابات اخیر مصر را با انتخابات های خود مقایسه کنیم و اینکه رئیس شورای نگهبان از بی نیازی به آرا میلیون ها شهروند سبز سخن می راند. اگر به نظام های در حال سقوط جهان عرب و خاورمیانه با دقت نگاه کنیم، خواهیم دید؛ در همه ی این نظام ها به یک سان شبکه های اجتماعی وعرصه ی مطبوعات و فضای مجازی مورد حمله قرار می گیرند و به شکل حیرت انگیزی اس. ام. اس ها و تلفن ها و اینترنت قطع و قلم ها مشابه یکدیگر در هم شکسته و معترضین به زندان ها برده می شوند.
متاسفانه منافع ِ پشت سر ِ ایدئولوژی ِ حاکم در کشور، اجازه نمی دهد واقعیت ها آنچنان که هستند، خود را نشان دهند. خطیبان و تریبون های گوش به فرمان، به عملکرد مفسدانه و جبارانه فرعون مصر که با بازداشت ها، اعتراف گیری ها، پرونده سازی ها وغارت مردم از طریق باندها و اطرافیان، این شرایط انفجاری را در مصر ایجاد کرده اند توجهی نشان نمی دهند. اینان به روز “خشم مردم” مصر اشاره می کنند ولی نمی گویند که روز غضب، نتیجه ناکارآمدی و فساد در بالاترین سطح حکومت و حیف و میل کردن بیت المال و هم چنین بستن دهن ها و شکستن قلم ها و اعدام ها واعدام ها و اعدام ها و بر پا کردن چوبه های دار برای ایجاد خوف در میان مردم است. و نمی گویند اگرحکومت به حاکمیت مردم بر سرنوشت خود احترام می گذاشت و در انتخابات چند ماه پیش مصر آرای مردم را نمی دزدید، کار به شعار “اسقاط نظام” از سوی شعب عزیز مصر نمی رسید. و شاید هم متوجه نیستند که ادامه ی سیاست غلبه به وسیله ی ایجاد خوف، نهایتا در نقطه ای به ضد خود تبدیل و آنگاه آمدن “روز خشم” و روزهای غضب ملی اجتناب ناپذیر می شود. فراعنه معمولا زمانی صدای ملت را می شنوند که بسیار دیر شده است.
ملت ما به انقلاب عظیم مردم شجاع تونس و قیام حق طلبانه ی مردم مصر و یمن و دیگر کشورهای منطقه احترام می گذارد. ما به همه ی مردم دلیر و آگاه و مبارز مصر و تونس و اردن و یمن درود می فرستیم و از خداوند منان پیروزی آنان را در مبارزات حق طلبانه اشان آرزو می کنیم.
ملت ما به انقلاب عظیم مردم شجاع تونس و قیام حق طلبانه ی مردم مصر و یمن و دیگر کشورهای منطقه احترام می گذارد. ما به همه ی مردم دلیر و آگاه و مبارز مصر و تونس و اردن و یمن درود می فرستیم.
این بیانیه، از سوی میرحسین موسوی، در ارتباط با انقلاب و قیام مردم در کشورهای خاورمیانه صادر شد:
بسم الله الرحمن الرحیم
این روزها خاورمیانه در آستانه ی حوادث بزرگی ست که می تواند سرنوشت این منطقه و جهان و سرنوشت ملت های منطقه را تحت تاثیر خود قرار دهد. مسلما آنچه در حال وقوع است در راستای به هم زدن نظام ظالمانه ایست که سرنوشت ملت های بسیاری را درمنطقه در چنگال خود گرفته است و بدون هیچی شکی نقطه ی آغازین آنچه در خیابان های تونس و صنعا و قاهره و اسکندریه و سوئز شاهد آن هستیم را باید در تظاهرات چند میلیونی ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد تهران جستجو کرد. روزهایی که مردم با شعار “رای من کجاست؟” به خیابان ها آمدند و مسالمت جویانه، حقوق از دست رفته ی خود را پی گرفتند.
امروز دامنه ی شعار “رای من کجاست؟” مردم ایران، به شعار “الشعب یرید اسقاط النظام” در قاهره و سوئز و اسکندریه رسیده است. برای کشف راز این پیوندها و مشابهت ها لازم نیست جای دوری برویم. کافی است شیوه ی انتخابات اخیر مصر را با انتخابات های خود مقایسه کنیم و اینکه رئیس شورای نگهبان از بی نیازی به آرا میلیون ها شهروند سبز سخن می راند. اگر به نظام های در حال سقوط جهان عرب و خاورمیانه با دقت نگاه کنیم، خواهیم دید؛ در همه ی این نظام ها به یک سان شبکه های اجتماعی وعرصه ی مطبوعات و فضای مجازی مورد حمله قرار می گیرند و به شکل حیرت انگیزی اس. ام. اس ها و تلفن ها و اینترنت قطع و قلم ها مشابه یکدیگر در هم شکسته و معترضین به زندان ها برده می شوند.
متاسفانه منافع ِ پشت سر ِ ایدئولوژی ِ حاکم در کشور، اجازه نمی دهد واقعیت ها آنچنان که هستند، خود را نشان دهند. خطیبان و تریبون های گوش به فرمان، به عملکرد مفسدانه و جبارانه فرعون مصر که با بازداشت ها، اعتراف گیری ها، پرونده سازی ها وغارت مردم از طریق باندها و اطرافیان، این شرایط انفجاری را در مصر ایجاد کرده اند توجهی نشان نمی دهند. اینان به روز “خشم مردم” مصر اشاره می کنند ولی نمی گویند که روز غضب، نتیجه ناکارآمدی و فساد در بالاترین سطح حکومت و حیف و میل کردن بیت المال و هم چنین بستن دهن ها و شکستن قلم ها و اعدام ها واعدام ها و اعدام ها و بر پا کردن چوبه های دار برای ایجاد خوف در میان مردم است. و نمی گویند اگرحکومت به حاکمیت مردم بر سرنوشت خود احترام می گذاشت و در انتخابات چند ماه پیش مصر آرای مردم را نمی دزدید، کار به شعار “اسقاط نظام” از سوی شعب عزیز مصر نمی رسید. و شاید هم متوجه نیستند که ادامه ی سیاست غلبه به وسیله ی ایجاد خوف، نهایتا در نقطه ای به ضد خود تبدیل و آنگاه آمدن “روز خشم” و روزهای غضب ملی اجتناب ناپذیر می شود. فراعنه معمولا زمانی صدای ملت را می شنوند که بسیار دیر شده است.
ملت ما به انقلاب عظیم مردم شجاع تونس و قیام حق طلبانه ی مردم مصر و یمن و دیگر کشورهای منطقه احترام می گذارد. ما به همه ی مردم دلیر و آگاه و مبارز مصر و تونس و اردن و یمن درود می فرستیم و از خداوند منان پیروزی آنان را در مبارزات حق طلبانه اشان آرزو می کنیم.
۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه
آیتالله امجد: چطور میشود کسی عالم اسلامی باشد و بگوید این اسلام است؟
پنجشنبه, ۷ بهمن, ۱۳۸۹
چکیده : آیتالله امجد ضمن ابراز حزن و اندوه عمیق برای خانوادههای شهدا و اسیران بیگناه و کل ملت ایران از اتفاقات اخیر، میگوید: چطور میشود کسی عالم اسلامی باشد و دم از اسلام بزند، بعد بیتفاوت باشد به اتفاقاتی که افتاده؟ چطور میشود طاقت آورد وقتی میشنوی نیمهشب به دانشگاهها حمله می شود و دانشجویان معصوم کتک میخورند؟ من همهی کارهایم را تعطیل کردهام و جایی نمیروم، چون جوابی برای سوالها ندارم. بگویم اسلام این است؟ اتفاقاتی که افتاده انسانی است؟
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی همزمان با اربعین حسینی با حضور در محضر استاد گرانقدر اخلاق، آیت الله امجد، ضمن تشریح وضعیت زندان ها و زندانیان سیاسی خواستار پیگیری علما در خصوص حقوق صنفی زندانیان شدند.
به گزارش خبرنگار کلمه، آیت الله امجد در این دیدار ضمن ابراز حزن و اندوه عمیق برای خانواده های شهدا و اسیران بی گناه و کل ملت ایران از اتفاقات اخیر، تصریح کردند: چطور می شود کسی عالم اسلامی باشد و دم از اسلام بزند، بعد بی تفاوت باشد به اتفاقاتی که افتاده؟ چطور می شود طاقت آورد وقتی می شنوی نیمه شب به دانشگاه ها حمله می شود و دانشجویان معصوم کتک می خورند؟ من همه ی کارهایم را تعطیل کرده ام و جایی نمی روم، چون جوابی برای سوال ها ندارم. بگویم اسلام این است؟ اتفاقاتی که افتاده انسانی است؟
ایشان افزودند: اصل روحانیت دفاع از مردم است، اما این روزها انگار ما کاری نمی توانیم انجام دهیم و حتی پیش جوان ها زبان دفاع نداریم. ما باید بلندگوی حق طلبی باشیم اما دستمان بسته است. اگر چند لحظه، فقط چند لحظه به بنده در تلویزیون جمهوری اسلامی وقت بدهند، به مردم جامعه می گویم که این عمامه، یک عمر حامی عدالت بوده است، اصلا فلسفه ی آن همین است. اگر دیگر حامی عدالت نباشد، باید بر زمینش گذاشت. این عمامه، مقدس است. علما آن را می بوسند و بر سر می گذارند. اگر این عمامه بر سرم نبود یک آدم معمولی بودم، اما الان که سرم هست مردم از من توقع دارند، اما حالا دهانم بسته ست.
ایشان در ادامه گفتند: جمهوریت یعنی اینکه مردم در صحنه باشند و رسانه ها هم حامی مردم باشند. یعنی نقد وجود داشته باشد. اما الان وضع به گونه ای است که شما اگر لبخندی هم بر لب ما می بینید، در ظاهر است. دلمان پر از درد است. فقط می توانیم گوش بدهیم و منتقل کنیم.
آیت الله امجد با یاد آوری فرازهایی از نهج البلاغه گفت: مالک می گوید بارها از پیامبر شنیده ام که می گفتند اگر در جامعه ای مظلوم نتواند بدون لکنت حق خود را بگیرد و مردم نتوانند انتقاد کنند، آن جامعه فاسد است.
این استاد اخلاق تاکید کردند: هدف، وسیله را توجیه نمی کند. این همه دکتر و مهندس برای این انقلاب و نظام خود را فدا کردند. الان داریم کاری می کنیم که مردم بگویند اف بر شما. این وضع زندگی و معیشت است؟ همه که همدیگر را دزد می خوانید. همدیگر را جلوی دوربین کشف می کنید… به کجا رسیدیم؟! مردم باید به چه چیزی دلشان را خوش کنند؟
آیت الله امجد ضمن تقدیر از همت ستودنی خانواده های زندانیان سیاسی اظهار کردند: بنده شرمنده ی صبوری شما خانواده ها هستم و این درد مرا کشت که با درد شناسان، درد دل خود گفتم و حرفی نشنیدم.
ایشان با ابراز تاسف از اینکه اطلاعات غلط و یکطرفه زیاد می رسد، اذعان داشتند، گاهی تصمیم هایی که گرفته می شود یا موضعگیری ها بر اساس آن اطلاعات است. گرچه من هم قبول دارم باید شنونده خودش بررسی کند و حقایق را استخراج کند. اما برخی افراد چشم هایشان را بستند به روی حقیقت. بعضی از اهل دیانت هم باور می کنند حرف ها را.
آیت الله امجد با ذکر خاطراتی از اساتید و علمای قم افزودند: خدا رحمت کند آیت الله بهجت را که این اواخر در کلاس های خود می گفتند: خدا کند که دست هایمان را بر چشم نگذاریم و بگوییم روز، شب است. نقدهای ایشان کاملا مشخص بود به وضعیت، اما گاهی کسانی نمی خواهند درست منتقل شود. چرا این بزرگان این حرف ها را می زدند؟ من خودم در مجلسی در مشهد گفتم دروغ نگویید. آمدند گفتند: شبهه ایجاد کردید!
در انتهای این جلسه که با حضور نمایندگانی از خانواده های زندانیان سیاسی پس از انتخابات تشکیل شده بود، آنها به تشریح وضعیت خانواده ها و شرایط ناگواری که بخشی از حاکمیت برای آنان به وجود آورده اند، از جمله برکنار کردن دیگر اعضای خانواده ها از شغل های خود به جرم نسبت خانوادگی، به زندان افکندن نان آور خانواده، قطع حقوق بازنشستگی زندانیان در برخی موارد و همچنین اخراج آنان از دستگاه های دولتی و حتی خصوصی پرداختند که آیت الله امجد تاکید کردند وجوهات و سهم امام اگر احراز شود، قابل پرداخت برای خانواده های زندانیان است.
چکیده : آیتالله امجد ضمن ابراز حزن و اندوه عمیق برای خانوادههای شهدا و اسیران بیگناه و کل ملت ایران از اتفاقات اخیر، میگوید: چطور میشود کسی عالم اسلامی باشد و دم از اسلام بزند، بعد بیتفاوت باشد به اتفاقاتی که افتاده؟ چطور میشود طاقت آورد وقتی میشنوی نیمهشب به دانشگاهها حمله می شود و دانشجویان معصوم کتک میخورند؟ من همهی کارهایم را تعطیل کردهام و جایی نمیروم، چون جوابی برای سوالها ندارم. بگویم اسلام این است؟ اتفاقاتی که افتاده انسانی است؟
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی همزمان با اربعین حسینی با حضور در محضر استاد گرانقدر اخلاق، آیت الله امجد، ضمن تشریح وضعیت زندان ها و زندانیان سیاسی خواستار پیگیری علما در خصوص حقوق صنفی زندانیان شدند.
به گزارش خبرنگار کلمه، آیت الله امجد در این دیدار ضمن ابراز حزن و اندوه عمیق برای خانواده های شهدا و اسیران بی گناه و کل ملت ایران از اتفاقات اخیر، تصریح کردند: چطور می شود کسی عالم اسلامی باشد و دم از اسلام بزند، بعد بی تفاوت باشد به اتفاقاتی که افتاده؟ چطور می شود طاقت آورد وقتی می شنوی نیمه شب به دانشگاه ها حمله می شود و دانشجویان معصوم کتک می خورند؟ من همه ی کارهایم را تعطیل کرده ام و جایی نمی روم، چون جوابی برای سوال ها ندارم. بگویم اسلام این است؟ اتفاقاتی که افتاده انسانی است؟
ایشان افزودند: اصل روحانیت دفاع از مردم است، اما این روزها انگار ما کاری نمی توانیم انجام دهیم و حتی پیش جوان ها زبان دفاع نداریم. ما باید بلندگوی حق طلبی باشیم اما دستمان بسته است. اگر چند لحظه، فقط چند لحظه به بنده در تلویزیون جمهوری اسلامی وقت بدهند، به مردم جامعه می گویم که این عمامه، یک عمر حامی عدالت بوده است، اصلا فلسفه ی آن همین است. اگر دیگر حامی عدالت نباشد، باید بر زمینش گذاشت. این عمامه، مقدس است. علما آن را می بوسند و بر سر می گذارند. اگر این عمامه بر سرم نبود یک آدم معمولی بودم، اما الان که سرم هست مردم از من توقع دارند، اما حالا دهانم بسته ست.
ایشان در ادامه گفتند: جمهوریت یعنی اینکه مردم در صحنه باشند و رسانه ها هم حامی مردم باشند. یعنی نقد وجود داشته باشد. اما الان وضع به گونه ای است که شما اگر لبخندی هم بر لب ما می بینید، در ظاهر است. دلمان پر از درد است. فقط می توانیم گوش بدهیم و منتقل کنیم.
آیت الله امجد با یاد آوری فرازهایی از نهج البلاغه گفت: مالک می گوید بارها از پیامبر شنیده ام که می گفتند اگر در جامعه ای مظلوم نتواند بدون لکنت حق خود را بگیرد و مردم نتوانند انتقاد کنند، آن جامعه فاسد است.
این استاد اخلاق تاکید کردند: هدف، وسیله را توجیه نمی کند. این همه دکتر و مهندس برای این انقلاب و نظام خود را فدا کردند. الان داریم کاری می کنیم که مردم بگویند اف بر شما. این وضع زندگی و معیشت است؟ همه که همدیگر را دزد می خوانید. همدیگر را جلوی دوربین کشف می کنید… به کجا رسیدیم؟! مردم باید به چه چیزی دلشان را خوش کنند؟
آیت الله امجد ضمن تقدیر از همت ستودنی خانواده های زندانیان سیاسی اظهار کردند: بنده شرمنده ی صبوری شما خانواده ها هستم و این درد مرا کشت که با درد شناسان، درد دل خود گفتم و حرفی نشنیدم.
ایشان با ابراز تاسف از اینکه اطلاعات غلط و یکطرفه زیاد می رسد، اذعان داشتند، گاهی تصمیم هایی که گرفته می شود یا موضعگیری ها بر اساس آن اطلاعات است. گرچه من هم قبول دارم باید شنونده خودش بررسی کند و حقایق را استخراج کند. اما برخی افراد چشم هایشان را بستند به روی حقیقت. بعضی از اهل دیانت هم باور می کنند حرف ها را.
آیت الله امجد با ذکر خاطراتی از اساتید و علمای قم افزودند: خدا رحمت کند آیت الله بهجت را که این اواخر در کلاس های خود می گفتند: خدا کند که دست هایمان را بر چشم نگذاریم و بگوییم روز، شب است. نقدهای ایشان کاملا مشخص بود به وضعیت، اما گاهی کسانی نمی خواهند درست منتقل شود. چرا این بزرگان این حرف ها را می زدند؟ من خودم در مجلسی در مشهد گفتم دروغ نگویید. آمدند گفتند: شبهه ایجاد کردید!
در انتهای این جلسه که با حضور نمایندگانی از خانواده های زندانیان سیاسی پس از انتخابات تشکیل شده بود، آنها به تشریح وضعیت خانواده ها و شرایط ناگواری که بخشی از حاکمیت برای آنان به وجود آورده اند، از جمله برکنار کردن دیگر اعضای خانواده ها از شغل های خود به جرم نسبت خانوادگی، به زندان افکندن نان آور خانواده، قطع حقوق بازنشستگی زندانیان در برخی موارد و همچنین اخراج آنان از دستگاه های دولتی و حتی خصوصی پرداختند که آیت الله امجد تاکید کردند وجوهات و سهم امام اگر احراز شود، قابل پرداخت برای خانواده های زندانیان است.
۱۳۸۹ بهمن ۷, پنجشنبه
هرانا؛ نیاز فوری حسین رونقی به عمل جراحی-جانش در خطر است
خبرگزاری هرانا – حسین رونقی ملکی، وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر به دلیل وخامت حال جسمیاش به بهداری زندان اوین منتقل شد. بنا به اطلاع گزارشگران خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران «هرانا» مسئولین بهداری معتقداند وی باید در بیمارستانی مجهز در خارج از زندان مورد درمان قرار گیرد. این در حالی است که وزارت اطلاعات از تودیع وثیقه جهت مرخصی استعلاجی این زندانی علی رغم موافقت دادگاه انقلاب؛ ممانعت به عمل میآورد. حسین رونقی به دلیل عفونت کلیه قادر به تحمل شرایط زندان نیست و میبایست هر چه سریعتر به خارج از زندان جهت عمل کلیه منتقل شود. مسئولین زندان با هشدار مسئولین بهداری در خصوص وضعیت وخیم جسمی این زندانی صبح امروز قصد داشتند وی را با دست بند و پابند به بیمارستانی در خارج از زندان منتقل کنند که با مخالفت حسین رونقی و خانواده وی روبرو شده است. علت مخالفت حسین رونقی با انتقال به بیمارستان استفاده از حق مرخصی جهت درمان بیماری و عدم اعتماد به پزشکان تحت امر وزارت اطلاعات است که تاکنون با کارشکنی این نهاد این امر میسر نشده است. حسین رونقی ملکی مسئول کمیته ایران پرکسی، وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر در ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ توسط اطلاعات سپاه درملکان بازداشت و به بند ۲ – الف سپاه پاسداران در زندان اوین منتقل شد. نامبرده پس از تحمل ۱ سال سلول انفرادی و شکنجههای روحی و جسمی جهت اخذ مصاحبه تلویزیونی سرانجام در تاریخ ۲۸ آذر ماه سالجاری از سوی قاضی پیرعباسی رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهامات این زندانی از سوی دادگاه انقلاب عضویت در شبکه ایران پروکسی، توهین به رهبری و ریاست جمهوری اعلام شده است، حکم مذکور از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران عینا تائید شد.
۱۳۸۹ بهمن ۵, سهشنبه
پاسخ مجمع تشخیص مصلحت نظام به اظهارات مغرضانه و جوسازی تخریبی رسانه های دولتی
جرس: همزمان با نامۀ تند و سرگشادۀ محمود احمدی نژاد خطاب به نمایندگان مجلس و وارد ساختن اتهاماتی چون "تلاش برای مخدوش کردن وظایف قوه مجریه" و "تغییر قانون"، به مقامات ارشد قوای مقننه و قضائیه و مجمع تشخیص مصلحت، روابط عمومی مجمع، با صدور بیانیه ای با انتقاد از اظهارات مغرضانه، به تخریب های رسانه ای علیه جلسات اخیر آن نهاد که "عموما از طریق رسانه های حامی دولت پیگیری می شود"، واکنش نشان داد .
به گزارش سایت رسمی رئیس مجمع تشخیص مصلحت، در بخشی از جوابیه روابط عمومی آمده است : " بیان اظهاراتی" در خصوص بهانهجویی برخی اعضای ذینفوذ مجمع از جمله رئیس مجمع و رئیس مجلس شورای اسلامی برای جلوگیری از اظهارات دبیر مجمع برای اعلامنظر رهبری معظم انقلاب و اصرار آنان بر نادیده گرفتن نظر معظمله و تصویب آنچه که خود میخواستند، توهینی آشکار به رهبری نظام، رئیس مجمع، سران قوای مقننه و قضائیه و سایر اعضای محترم مجمع است که جمعی از مجتهدین و بزرگان باتجربه و برگزیده هستند.
متن کامل جوابیه اداره کل روابط عمومی و تبلیغات مجمع تشخیص مصلحت نظام بدین شرح است :
پس از ارجاع موارد اختلافی لایحه برنامه پنجم توسعه کشور میان مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت نظام، حسب دستور صریح آیتالله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و جدّیت جناب آقای دکتر رضایی، دبیر مجمع، کمیسیون اقتصاد کلان این مجمع به عنوان کمیسیون مربوطه در اسرع وقت برای تسریع در رفع اختلافات و ابلاغ به موقع این لایحه برای اجرا، با تشکیل جلسات فوقالعاده صبح و عصر اقدام به بررسی کارشناسانه با حضور نمایندگان و کارشناسان ذیربط از مجلس شورای اسلامی، دولت و شورای نگهبان کرد و موارد پیشنهادی خود را برای طرح در صحن علنی جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام، به دبیرخانه ارائه کرد.
مجمع نیز با تشکیل سه جلسه فوقالعاده و فشرده در صبح و عصر روز سهشنبه ۲۱/۹/۸۹ و صبح روز شنبه ۲۵/۹/۸۹ ، روند بررسی و پیگیری رفع موارد اختلافی را براساس پیشنهادهای کمیسیون اقتصاد کلان این مجمع و با حضور سران قوای مقننه و قضائیه و اکثریت اعضاء و کارشناسان مربوطه از شورای نگهبان، دولت و مجلس شورای اسلامی مورد بررسی قرار داد و مصوبات نهایی خود را اعلام داشت که در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی، مورد تقدیر و تشکر رئیس مجلس نیز قرار گرفت.
این در حالی بود که قبل از جلسات فوقالعاده مجمع تشخیص مصلحت نظام که نهادی قانونی و برگرفته از اصول ۱۱۱ ، ۱۱۲ و ۱۷۷ قانون اساسی است و اعضای آن مستقیماً توسط رهبری معظم انقلاب منصوب میشوند، از سوی افراد خاص و رسانههای حامی دولت مورد هجمه و تهمتهای فراوان بیپایه و اساس با هدف تحتالشعاع قرار دادن تصمیمات آن قرار گرفت و جنجالآفرینیهای بیمورد این گروه به اوج خود رسید که البته از این طیف و رسانههای آنها انتظاری نیز بیش از این نبود.
ولی آنچه بیشتر موجب تأسف شد، اظهارنظرهای ناصواب، کذب و خلاف واقع جناب آقای زارعی به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود که دور از شأن و جایگاه یک نماینده مجلس است.
متأسفانه اظهارات ایشان در خصوص بهانهجویی برخی اعضای ذینفوذ مجمع از جمله رئیس مجمع و رئیس مجلس شورای اسلامی برای جلوگیری از اظهارات دبیر مجمع برای اعلامنظر رهبری معظم انقلاب و اصرار آنان بر نادیده گرفتن نظر معظمله و تصویب آنچه که خود میخواستند، توهینی آشکار به رهبری نظام، رئیس مجمع، سران قوای مقننه و قضائیه و سایر اعضای محترم مجمع است که جمعی از مجتهدین و بزرگان باتجربه و برگزیده هستند.
اظهارات جناب آقای زارعی که خود در جلسه حضور نداشته و از جانب دیگران نقل قول مینماید که دلیل مخفی نگاه داشتن اسامی منابع خبریاش را نمیدانیم و معلوم نیست به چه دلیل توسط شخص ثالثی نظراتشان را بیان میکنند، با عرض معذرت بیشتر شبیه داستانسرایی و خیالپردازیهائیست که با هدف تخریب مجمع انجام شد و بلافاصله توسط رسانههای حامی دولت با ولع و وسواس خاص مورد توجه قرار گرفت. این در حالیست که نظر رهبری معظم توسط جنابان آقایان دکتر رضایی، دکتر ولایتی و دکتر لاریجانی مطرح شد و در تصمیمات نظر معظمله، لحاظ گردید و مصوبات قبل از اعلان خدمت ایشان ارسال شد و ریاست مجمع نیز مراتب را تلفنی خدمت رهبری گزارش دادند.
با تکذیب مطالب خلاف واقع ایشان، جهت تنویر افکار عمومی و رسانههایی که بدون حب و بغضهای سیاسی، رسالت اطلاعرسانی شفاف را دنبال میکنند، اعلام میداریم که در سه جلسه فوقالعاده اخیر و همچنین کلیه جلسات فوقالعاده، براساس بند ب ماده ۲۲ آییننامه داخلی مجمع تشخیص مصلحت عمل میشود و به شهادت اعضای محترم که از طیفهای مختلف سیاسی هستند، مباحث کاملاً شفاف بوده و اعضا و میهمانان جلسه کاملاً آزاد هستند و محدودیتی در اعلام مواضع اعضا و افراد وجود ندارد.
دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۹
گفتنی است احمدینژاد روز دوشنبه چهارم بهمن ماه، در نامه خود خطاب به نمایندگان مجلس، به شدت از روسای دستگاه قانونگذاری، دستگاه قضایی و نیز مجمع تشخیص مصلحت- به دلیل آنچه وی "دخالت در وظایف قوه مجریه" خواند- انتقاد کرده و مدعی شده بود که مجمع تشخیص مصلحت "بزرگترین مصلحت نظام را که همانا التزام به قانون اساسی و اصل قانونگرایی است، زیر پا میگذارد و این موضوع تبدیل به چالشی برای نظم و مدیریت کشور خواهد شد
به گزارش سایت رسمی رئیس مجمع تشخیص مصلحت، در بخشی از جوابیه روابط عمومی آمده است : " بیان اظهاراتی" در خصوص بهانهجویی برخی اعضای ذینفوذ مجمع از جمله رئیس مجمع و رئیس مجلس شورای اسلامی برای جلوگیری از اظهارات دبیر مجمع برای اعلامنظر رهبری معظم انقلاب و اصرار آنان بر نادیده گرفتن نظر معظمله و تصویب آنچه که خود میخواستند، توهینی آشکار به رهبری نظام، رئیس مجمع، سران قوای مقننه و قضائیه و سایر اعضای محترم مجمع است که جمعی از مجتهدین و بزرگان باتجربه و برگزیده هستند.
متن کامل جوابیه اداره کل روابط عمومی و تبلیغات مجمع تشخیص مصلحت نظام بدین شرح است :
پس از ارجاع موارد اختلافی لایحه برنامه پنجم توسعه کشور میان مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت نظام، حسب دستور صریح آیتالله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و جدّیت جناب آقای دکتر رضایی، دبیر مجمع، کمیسیون اقتصاد کلان این مجمع به عنوان کمیسیون مربوطه در اسرع وقت برای تسریع در رفع اختلافات و ابلاغ به موقع این لایحه برای اجرا، با تشکیل جلسات فوقالعاده صبح و عصر اقدام به بررسی کارشناسانه با حضور نمایندگان و کارشناسان ذیربط از مجلس شورای اسلامی، دولت و شورای نگهبان کرد و موارد پیشنهادی خود را برای طرح در صحن علنی جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام، به دبیرخانه ارائه کرد.
مجمع نیز با تشکیل سه جلسه فوقالعاده و فشرده در صبح و عصر روز سهشنبه ۲۱/۹/۸۹ و صبح روز شنبه ۲۵/۹/۸۹ ، روند بررسی و پیگیری رفع موارد اختلافی را براساس پیشنهادهای کمیسیون اقتصاد کلان این مجمع و با حضور سران قوای مقننه و قضائیه و اکثریت اعضاء و کارشناسان مربوطه از شورای نگهبان، دولت و مجلس شورای اسلامی مورد بررسی قرار داد و مصوبات نهایی خود را اعلام داشت که در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی، مورد تقدیر و تشکر رئیس مجلس نیز قرار گرفت.
این در حالی بود که قبل از جلسات فوقالعاده مجمع تشخیص مصلحت نظام که نهادی قانونی و برگرفته از اصول ۱۱۱ ، ۱۱۲ و ۱۷۷ قانون اساسی است و اعضای آن مستقیماً توسط رهبری معظم انقلاب منصوب میشوند، از سوی افراد خاص و رسانههای حامی دولت مورد هجمه و تهمتهای فراوان بیپایه و اساس با هدف تحتالشعاع قرار دادن تصمیمات آن قرار گرفت و جنجالآفرینیهای بیمورد این گروه به اوج خود رسید که البته از این طیف و رسانههای آنها انتظاری نیز بیش از این نبود.
ولی آنچه بیشتر موجب تأسف شد، اظهارنظرهای ناصواب، کذب و خلاف واقع جناب آقای زارعی به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود که دور از شأن و جایگاه یک نماینده مجلس است.
متأسفانه اظهارات ایشان در خصوص بهانهجویی برخی اعضای ذینفوذ مجمع از جمله رئیس مجمع و رئیس مجلس شورای اسلامی برای جلوگیری از اظهارات دبیر مجمع برای اعلامنظر رهبری معظم انقلاب و اصرار آنان بر نادیده گرفتن نظر معظمله و تصویب آنچه که خود میخواستند، توهینی آشکار به رهبری نظام، رئیس مجمع، سران قوای مقننه و قضائیه و سایر اعضای محترم مجمع است که جمعی از مجتهدین و بزرگان باتجربه و برگزیده هستند.
اظهارات جناب آقای زارعی که خود در جلسه حضور نداشته و از جانب دیگران نقل قول مینماید که دلیل مخفی نگاه داشتن اسامی منابع خبریاش را نمیدانیم و معلوم نیست به چه دلیل توسط شخص ثالثی نظراتشان را بیان میکنند، با عرض معذرت بیشتر شبیه داستانسرایی و خیالپردازیهائیست که با هدف تخریب مجمع انجام شد و بلافاصله توسط رسانههای حامی دولت با ولع و وسواس خاص مورد توجه قرار گرفت. این در حالیست که نظر رهبری معظم توسط جنابان آقایان دکتر رضایی، دکتر ولایتی و دکتر لاریجانی مطرح شد و در تصمیمات نظر معظمله، لحاظ گردید و مصوبات قبل از اعلان خدمت ایشان ارسال شد و ریاست مجمع نیز مراتب را تلفنی خدمت رهبری گزارش دادند.
با تکذیب مطالب خلاف واقع ایشان، جهت تنویر افکار عمومی و رسانههایی که بدون حب و بغضهای سیاسی، رسالت اطلاعرسانی شفاف را دنبال میکنند، اعلام میداریم که در سه جلسه فوقالعاده اخیر و همچنین کلیه جلسات فوقالعاده، براساس بند ب ماده ۲۲ آییننامه داخلی مجمع تشخیص مصلحت عمل میشود و به شهادت اعضای محترم که از طیفهای مختلف سیاسی هستند، مباحث کاملاً شفاف بوده و اعضا و میهمانان جلسه کاملاً آزاد هستند و محدودیتی در اعلام مواضع اعضا و افراد وجود ندارد.
دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۹
گفتنی است احمدینژاد روز دوشنبه چهارم بهمن ماه، در نامه خود خطاب به نمایندگان مجلس، به شدت از روسای دستگاه قانونگذاری، دستگاه قضایی و نیز مجمع تشخیص مصلحت- به دلیل آنچه وی "دخالت در وظایف قوه مجریه" خواند- انتقاد کرده و مدعی شده بود که مجمع تشخیص مصلحت "بزرگترین مصلحت نظام را که همانا التزام به قانون اساسی و اصل قانونگرایی است، زیر پا میگذارد و این موضوع تبدیل به چالشی برای نظم و مدیریت کشور خواهد شد
۱۳۸۹ بهمن ۴, دوشنبه
بالاتر از تحریم، چیست؟ شکست مذاکرات در ترکیه اعلام فوری راه حل "تونی بلر"
تمام خبرگزاری های جهان، روز گذشته اخبار خود از محل مذاکرات اتمی میان جمهوری اسلامی و گروه 1 + 5 را، شکست جدیدی برای سیاست ادامه مذاکره با ایران مخابره کردند. این مذاکرات در ترکیه انجام شد و همآهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در پایان این مذاکرات در یک کنفرانس خبری شرکت کرده و به خبرنگاران گفت: این دوره از مذاکرات نیز بی نتیجه و نا امید کننده بود.
این درحالی است که ظاهرا، جمهوری اسلامی، در آستانه این مذاکرات برای تحویل دادن هزار کیلو اورانیوم غنی شده زیر 4 در صد اعلام موافقت کرده بود، اما مصاحبه همآهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا نشان داد که گروه 1+5 یا این پیشنهاد را نپذیرفته و یا درخواست ایران برای اجرای آن را قابل قبول ندانسته است. از جمله پایان تحریم های اقتصادی و سیاسی علیه ایران.
حتی برای قطع تحریم هائی که امریکا بصورت ویژه علیه ایران وضع کرده نیز انجام مذاکره ای میان هیات ایرانی و هیات امریکائی ممکن نشد.
همزمان با انتشار این خبر، خبرگزاری ها از دادگاه نخست وزیر اسبق انگلستان "تونی بلر" که در کشور خود متهم به کشاندن انگلستان به جنگ در عراق است، خبری با این مضمون را مخابره کردند:
نخست وزیر سابق انگلستان در مقابل کمیسیون تحقیق جنگ عراق گفت که "وقت آن رسیده که سرهای خود را از شن ها خارج کنیم و با ایران مقابله کنیم. این را با تمام احساس می گویم. غرب باید از این اعتقاد که مسئول رفتارهای ایران تندروها در حاکمیت هستند دست بردارد. چنانچه با قدرت در مقابل آن ها ایستادگی نشود، به فعالیت های خود ادامه خواهند داد."
این درحالی است که ظاهرا، جمهوری اسلامی، در آستانه این مذاکرات برای تحویل دادن هزار کیلو اورانیوم غنی شده زیر 4 در صد اعلام موافقت کرده بود، اما مصاحبه همآهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا نشان داد که گروه 1+5 یا این پیشنهاد را نپذیرفته و یا درخواست ایران برای اجرای آن را قابل قبول ندانسته است. از جمله پایان تحریم های اقتصادی و سیاسی علیه ایران.
حتی برای قطع تحریم هائی که امریکا بصورت ویژه علیه ایران وضع کرده نیز انجام مذاکره ای میان هیات ایرانی و هیات امریکائی ممکن نشد.
همزمان با انتشار این خبر، خبرگزاری ها از دادگاه نخست وزیر اسبق انگلستان "تونی بلر" که در کشور خود متهم به کشاندن انگلستان به جنگ در عراق است، خبری با این مضمون را مخابره کردند:
نخست وزیر سابق انگلستان در مقابل کمیسیون تحقیق جنگ عراق گفت که "وقت آن رسیده که سرهای خود را از شن ها خارج کنیم و با ایران مقابله کنیم. این را با تمام احساس می گویم. غرب باید از این اعتقاد که مسئول رفتارهای ایران تندروها در حاکمیت هستند دست بردارد. چنانچه با قدرت در مقابل آن ها ایستادگی نشود، به فعالیت های خود ادامه خواهند داد."
۱۳۸۹ بهمن ۲, شنبه
همسر عبدالله مومنی: فقط اجازه دهید بچه هایم پدرشان را حضوری ببینند
جرس: فاطمه آدینه وند، همسر عبدالله مومنی، زندانی عقیدتی و سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت با اظهار اینکه هشت ماه است بچه هایش از دیدن پدرشان به صورت حضوری محروم بوده اند و تنها ماهی یکبار پشت شیشه او را می بینند به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که دیگر هیچ انتظاری از مسوولان ندارد. فاطمه آدینه وند درباره درخواست های خود برای ملاقات حضوری با همسرش گفت: « بارها درخواست نوشتم ، آخر وقتی به دادستانی و یا هرجای دیگری برای پیگیری می رویم به جز سرباز جلوی در شخص دیگری را نمی بینیم یعنی به ما اجازه دیدن و حرف زدن داده نمی شود، فقط می توانیم درخواست های خود را به صورت کتبی بنویسیم و تحویل سرباز دهیم که حالا آیا خوانده شود و یا نه. من در آخرین نامه ام از دادستانی پرسیدم که علت ندادن ملاقات حضوری به من و بچه هایم پس از هشت ماه چیست که جوابم را نداده اند.» فاطمه آدینه وند درباره علت ندادن ملاقات حضوری به آنها گفت: « احتمال می دهم به دلیل نوشتن نامه های همسرم باشد به دلیل اینکه درست پس از نامه ها ملاقات حضوری ما قطع شد.» همسر عبدالله مومنی با بیان اینکه حال جسمی مومنی در زندان خوب است، گفت: «اما حال روحیش خیلی خوب نیست،در زندان آدم کسل می شود ولی باز هم خوب است که با دوستانش در یک بند هستند.» فاطمه آدینه وند درخصوص اینکه الان هوای زندان سرد است و آیا از او لباس گرم برای همسرش قبول کرده اند، گفت: « لباس گرم را اوایل آبان ماه به مسولان زندان تحویل دادم که آنها نیز خدا را شکر به دستش رسانده اند. اما درباره چیزهای دیگر سخت می گیرند مثلا چند بار دیوان حافظ و گلستان سعدی برایش بردم که قبول نکردند و فقط چند کتاب زبان را از من گرفتند. همسرعبدالله مومنی درخصوص درخواستش از مسولان قضایی و کشوری گفت: «من هیچ درخواستی ندارم چون اینها اصلا به درخواست ما رسیدگی نمی کنند. فکر هم نمی کنم به این آسانی تلفن های بند را وصل کنند یا ملاقات حضوری بدهند. چه بگویم! بچه های من مدرسه می روند و فقط یکبار در ماه می توانند پدرشان را از پشت شیشه ببینند ، تلفن ها را هم قطع کردند که حداقل می شد صدای پدرشان را بشنوند وقتی این وضعیت برای بچه ها به وجود می آید دیگر چه انتظاری می توان داشت!من دیگرهیچ انتظاری ندارم.» عبدالله مومنی شب ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران در ساختمان ستاد شهروند آزاد در میدان ونک تهران که ریاست ستاد شهروند آزاد (حامیان کروبی) را بر عهده داشت بازداشت شد.او و سازمان ادوار تحکیم در این انتخابات از حامیان کاندیداتوری مهدی کروبی بودند. او چندین ماه پس از دوران بازجویی خود نامه های افشاگرانه ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران درباره شکنجه شدن های خود توسط بازجویانش نوشت.
۱۳۸۹ بهمن ۱, جمعه
هشدار به مشترکین بالاترین از هر گونه جنگ داخلی بین خود ( جنبش سبز ) پرهیز کنید
از هر گونه جنگ داخلی بین خود ( جنبش سبز ) پرهیز کنید زیرا این افراد با داغ کردن موضوع و حمایت های یکطرفه از شخص سعی بر برهم زدن بین اعضا را دارند . پس از گذشت این یک سال اندی که گذراندیم نوبت به جنگ اینترنتی رسیده و با دام هایی که از سوی این افراد پهن میشود باید آگاه بود بی گدار به آب نزنید و در تمامی کارهای خود هشدار را برای خود در نظر بگیرید . از ایمیل های ناشناس پرهیز کنید .از چت کردن با افرادی که نمی شناسید به طور کامل خودداری کنید .با خبر رسانی و آگاه کردن مردم باعث شکستی سهمگین برای این افراد بشوید . این هشدار نه به عنوان ترسیدن بلکه برای مراقبت بیشتر از خود است . چند وقتی است که در میان بعضی از افراد خاص زمزمه ی حضور گسترده ی افراد منتصب و دوستدار دولت در مکان های مجازی به گوشی میرسد . در ابتدا کمی تامل کردم ولی بعد از گذشت چند روز از این خبرها با دست یابی به اخبار موثق درست بودن این خبر را آگاه شدم و بر آن شدم تا به همه ی فعالین سایتها و بازدید کننده ها هشداری نه به جهت دست کشیدن بلکه به عنوان رفتن به پیشواز جنگی تمام عیار دعوت کنم . این افراد با حضور در سایتهایی چون بالاترین و کلوب و دیگر سایت های مشابه و فضاهای مجازی جهت چت وقت خود را به طور کامل صرف این امر می کنند و حتی در داغ کردن مطالب بالاترین نیز نقش دارند . در اخبار لینک شده پیام هایی نیز جهت آماده کردن افکار می گذارند . با این اوصاف تنها نصیحتی که میتوانم به دوستان خود کنم فقط تامل و تفکر در مطالب و پیام ها ست . با دیدن مطلبی سریع تصمیم گیری نکنید که این طرح با نقشه ای جامع در حال حرکت است و جهت بازپس گیری افکار عمومی به خصوص جنبش سبز تمام تلاش خود را می کنند . از هر گونه جنگ داخلی بین خود ( جنبش سبز ) پرهیز کنید زیرا این افراد با داغ کردن موضوع و حمایت های یکطرفه از شخص سعی بر برهم زدن بین اعضا را دارند . پس از گذشت این یک سال اندی که گذراندیم نوبت به جنگ اینترنتی رسیده و با دام هایی که از سوی این افراد پهن میشود باید آگاه بود بی گدار به آب نزنید و در تمامی کارهای خود هشدار را برای خود در نظر بگیرید . از ایمیل های ناشناس پرهیز کنید . از چت کردن با افرادی که نمی شناسید به طور کامل خودداری کنید .از خرید وی پی ان از افراد ناشناس خودداری کنید . دیگر نیاز به توضیح بیشتر نیست چرا که خود دوستان در این راه سر آمد هستند و کاراتر و استاد تر از بنده . به صراحت میتوانم بگویم که وارد فاز جدیدی از جنگ شده ایم با خبر رسانی و آگاه کردن مردم باعث شکستی سهمگین برای این افراد بشوید .
۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه
عبدالعلی بازرگان: آن پیر فرزانه در خشت خام چیزی می دید که جوانان در آینه نمی دیدند - فرزانه بذرپور
عبدالعلی بازرگان: آن پیر فرزانه در خشت خام چیزی می دید که جوانان در آینه نمی دیدند
جرس:مهندس مهدی بازرگان در 29 دیماه سال 73 درگذشت و گویا از روز وفات زندگی تازه ای را آغاز کرد. اندیشه های بازرگان که در سالهای پس از انقلاب و در ازدحام شور انقلاب و جنگ در محاق افتاده بود ، سالهاست که دوباره به میان آمده و راهگشا می نماید. اصلاح و قانون و آزادی همراه با دینداری بی تعصب و توحیدی، آن چیزی است که مهندس بازرگان در عمر بلندش بر آن پای می فشرد. مهندس بازرگان از معدود شخصیت هایی است که در عرصه های متفاوتی اثرات بزرگ بر جای نهاده است .
در عرصه صنعت و علم او ازپیشگامان بود و در مبارزات سیاسی وی از موسسان برجسته یکی از دیر پاترین احزاب ایران ، یعنی نهضت آزادی ایران بود که در دوران شاه و بعد از انقلاب همچنان منتقد و آزادیخواه ماند و دبیرکل فعلی آن ، دکتر ابراهیم یزدی امروز در زندان است. مهندس بارزگان پدر روشنفکری دینی ایران نیز هست و توانست نظر و عمل را به هم پیوند بزند و دغدغه های دینداری را به سیاستی صادقانه و وفادار به آزادی بیامیزد. در سالگرد درگذشت مهندس بازرگان با عبدالعلی بازرگان به گفت و گو نشستیم که مهندس معمار است و از پژوهندگان قرآنی و سالها پیش در ایران، روزنامه نگاری می کرده و سردبیر جریده میزان در سالهای قبل از دهه شصت بوده است. عبدالعلی بازرگان از دلایل اقبال دوباره به مهندس گفته است و شیوه اصلاح طلبانه پدر را بازخوانی کرده است. عبدلعلی بازرگان می گوید مهندس بازرگان کسی را متولی دین نمی دانست اما با نهاد روحانیت هم سر ستیز نداشت و گرچه دین را ابزار دست سیاست نمی خواست اما با سکولاریسم و جدایی دین از سیاست آنگونه که در غرب است موافق نبود.
مصاحبه جرس با مهندس عبدالعلی بازرگان را بخوانید.
مرحوم بازرگان در تمام دوران شاه و دوران زندگی اش در جمهوری اسلامی ، حرکتی اصلاحی و نه براندازانه داشت و انتقادات گسترده و عمیقی نسبت به نظام شاهنشاهی و جمهوری اسلامی مطرح کرده بود. به نظر برخی شیوه اصلاحی مهندس بازرگان همراه با ایستادگی و انتقاد صریح از حکومت در دو سال اخیر فراگیر شده است. و از سوی سران جنبش سبز هم بیان می شود. چرا شیوه ی بازرگان در تمام این سالها متروک مانده بود و چه دلیلی باعث شد که امروز ما به شیوه های بازرگان رجوع کنیم؟
سئوال شما را از دو نگاه مي توان توضيح داد؛ چرا مهندس بازرگان به چنين شيوه اي باور داشت، و چرا مردم پس از سه دهه ناكامي و تجربه تلخ، به آن بازگشته اند: تفاوت نگاه ايشان نيز ناشي از دو دليل بود؛ ۱- عبرت آموزي از گذشته و آگاهي هاي تاريخي، ۲- باورهاي قرآني.
در مورد نخست، هم مطالعات تئوريك ايشان در تاريخ ملل و تجربيات مبارزه در نهضت هاي رهائي بخش و انقلابي در ساير كشورها چنين نتيجه اي را به بار آورده بود و هم تجربيات خودشان در طول ۶۰ سال خدمت و مبارزه. برخي از نوشته هاي ايشان حكايت از عمق اطلاعاتشان در باره تجربه مبارزه براي تغيير و تحول در ساير كشورها مي كند؛ از جمله: كتاب تحقيقي مفصل "آزادي هند" كه در زندان قصردر سال۱۳۴۴ نوشته شد، يا (تلخيص) كتاب "جنگ شكر در كوبا" و كتاب " گمراهان" كه تاريخچه اي ازقرون وسطاي اروپا و دوران سياه سلطه استبدادي كليسا مي باشد. همچنين مقالاتي كه در تحليل عملكرد گورباچف در شوروي سابق و تحليل كتاب "كالبد شكافي چهارانقلاب" نوشته بودند.
اما تجربه ايشان در دوران نهضت ملي و اخراج شركت انگليسي و اداره تشكيلات صنايٍع نفتي نيزهمين شيوه را اثبات مي كرد، حتما مطلع هستيد كه در آن زمان نيزپس از ملي شدن نفت و اخراج بيگانگان، شعارهاي "اخراج بايد گردد" و خشم و كينه عليه كارمندان ايراني سابق شركت نفت در شهرهاي جنوب خيلي شنيده مي شد و دائما گروه هاي افراطي بر طبل انتقام مي كوبيدند. مهندس بازرگان در آن ايام دو مقاله مهم در روزنامه هاي پر تيراژ جنوب نوشته بود؛ عنوان يكي " بيگانه رفت، بيگانگي رفت، يگانه باشيم"، و ديگري " قيمتي تر از نفت". نظر ايشان اين بود كه ارزش انسان ها و كارمندان ما بيش از نفتي است كه ملي كرده ايم و نبايد آنان را كه پس از اخراج انگليسي ها اين صنايع عظيم را اداره كرده اند آزرده كنيم، مي گفتند ما بايد به جلو نگاه كنيم و انرژي خود در تسويه حساب با گذشته تلف نكنيم.
در مورد باورهاي قرآني، حتما شنيده ايد كه اولين آيه اي كه ايشان را از دوران دبيرستان با آموزش هاي معلمشان مرحوم فروغي سخت تحت تاثير قرار داده بود، همان آيه ۱۱ سوره رعد مي باشد كه تغييرسرنوشت يك ملت را مشروط به تربيت و تغييرات تدريجي شخصيت تك تك آحاد آن ملت مي كند.
اما علت اين كه چرا پس از سه دهه تجربه ، مبارزان ما به چنين شيوه هائي روي آورده اند، در حالي كه در آن زمان كه فانتزي هاي انقلابي غلبه داشت، ايشان را متهم به سازشكاري و حركت گام به گام مي كردند، فكر مي كنم مشاهده كردن دستاوردهاي چنان شيوه ها و بي حاصل بودن چنان شعارهائي باشد. و اين از امتيازات سران جنبش سبز محسوب مي شود كه قابليت تحول و تغيير را در خود نكشته اند و سعي مي كنند از گذشته مشعلي براي آينده بسازند.
مرحوم بازرگان از معدود چهره هایی است که در سالهای اولیه جمهوری اسلامی نسبت به انحراف انقلاب و ظهور استبداد و دیکتاتوری در نظام تازه تاسیس انقلابی هشدار داد. ایشان در همهمه ای احساسی مردم و شعارهای بلند حاکمان چه نشانه هایی را در این خصوص دیده بود؟
نميدانم آيا اطلاع داريد كه ايشان اعتراض به سه تا صلوات فرستادن براي آقاي خميني را در شرايطي كه اين شعار تبديل به حربه اي عليه رژيم شده بود، در مسجد قبا، در هفته هاي قبل از انقلاب بيان كردند كه بسياري ازافراطي ها آن را به حساب تضعيف رهبري گذاشتند و آزرده شدند. ملاقات و مذاكرات در نوفل لوشاتو نيز ايشان را به چنين نتيجه اي رسانده بود و به همين خاطر ابتدا زير بار چنين همكاري و مسئوليتي نرفتند و پس از مدتي با فشار نيروهاي سياسي و ضرورت زمان آنرا به اكراه وبا اصراررهبري پذيرفتند. بالاخره اگركسي نيم قرن تجربه در ميدان سياست و مسئوليت هاي اجتماعي ايفا كرده باشد، از روند حوادث متوجه مي شود حركت ها به كجا منتهي مي گردد. اين موضوع را هم شايد نشنيده باشيد كه پس از انقلاب در شوراي مركزي نهضت آزادي برخي از دوستان پيشنهاد تغيير نام نهضت را دادند! استدلالشان اين بود كه "آزادي" كه با انقلاب حاصل شده است و بهتر است نام اين جمعيت را "نهضت اسلامي ايران" بگذاريم! كه البته با مخالفت شديد ايشان و بيشتر دوستان مواجه گرديد. به قول معروف آن پيرفرزانه در خشت خام چيزي را مي ديد كه جوانان در آينه نمي ديدند!
اخیرا محسن رضایی ادعا کرده که امام بارها گفته بود که در انتخاب بازرگان برای نخست وزیری دولت موقت اشتباه کرد. رابطه ای امام و مرحوم بازرگان چگونه بود و آیا اصولا آیت الله خمینی انتخاب دیگری هم جز مهندس در آن مقطع داشت؟ و آیا این انتخاب صادقانه بود یا سیاست ورزانه ؟
ه نظر شما اگر كسي فردي را با انواع تعريف و تمجيدها به مردم معرفي كند و حكومت او را حكومت امام زمان معرفي نمايد و سه بار هم در ظرف نه ماه با استعفاي او مخالفت كند و پس از استعفا نيزتشكر و تجليل از خدمات آن دولت كند، و همين تجربه را به عينه در مورد بني صدر و منتظري هم تكرار كند، اين موافقت ها يا مخالفت هاي بعدي او آيا مي تواند حكم شرعي و اعتبارديني براي ديگران پيداكند و پيرواني پس از سه دهه تجربه همچنان معتقد باشند هم حرف هاي قبلي درست بوده و هم بعدي!؟ و دنبال توجيحات خود راضي كن باشند؟ در زمان امام علي(ع) و در جريان جنگ جمل، كه يك طرف ياران آن امام وطرف ديگر عايشه همسر پيامبر(ص) و طلحه و زبير از برگزيده ترين مسلمانان صف آرائي كرده بودند، يكي از مسلمانان حيرت زده و بلاتكليف گفت من مانده ام كه به كداميك از شما بپيوندم، شما پسر عم و او هم همسر پيامبراست!؟ فرمود: تو حق را نشناخته اي كه متحير مانده اي، حق با "رجال"(شخصيت ها) شناخته نمي شود؛ حق را بشناس، اهلش را خواهي شناخت، باطل را بشناس، اهلش را خواهي شناخت. در مورد افاضات اخير آقاي محسن رضائي همينقدربايد دعا كنم ايشان حق و باطل را درست بشناسند و ملاك تحليل هاي خود بعد از اين قرار دهند. تا فرق ميان آراء اشخاص با آيات هدايت و قوانين موضوعه شناخته نگردد، اعتباري براي چنان تحليل هائي نيست.
نهضت آزادی ایران که بنیانگذارنش مرحوم بازرگان و طالقانی و سحابی بودند از احزاب دیرپای ایران است که نیم قرن سابقه دارد و در این عمر دراز هم چنان در صحنه ی سیاسی ایران بدون دخالت در قدرت مستقر و همواره تحت فشار و در نقش اپوزیسیون حضور داشته است . این سابقه مبارزاتی با استبداد و انحصارگرایی حکومت در اندیشه و تفکر نهضت چرا اینچنین ریشه دار بوده است؟
مهندس بازرگان معتقد بود استعمار و استثمار و امپرياليسم تماما پديده هاي دنياي جديد هستند ،در حالي كه ما با استبداد ۲۵۰۰ ساله در تاريخ خود سر و كار داشته ايم كه آثار آن در تار و پود فرد فردمان رسوخ كرده است. بنابراين مبارزه با استبداد در اولويت قرار دارد، علاوه برآن، استعمار هم از استبداد حاكم به عنوان سرپل ورود به منافع ملي ما استفاده مي كند و آ نرا وابسته به خود مي سازد. حتما مدافعات ايشان در بيدادگاه سلطنتي دادستاني ارتش را خوانده ايد، كه بعدها تحت عنوان "چرا با استبداد مخالفيم" در دو جلد منتشر شد؟ ايشان در آن مدافعات تصريح كردند كه در جامعه استبداد زده خدا هم پرستيده نخواهد شد! قبل از انقلاب و سالهاي اول انقلاب نيروهاي چپ يا چپ زده! ايشان را مورد انتقاد قرار مي دادند كه چرا به جاي امپريالسم دائما از استبداد سخن مي گويند، اما حالا مردم با گوشت و پوست و استخوان خود دارند آثاراستبداد را احساس مي كنند!
آیا نهضت آزادی طبقه ی خاصی را نمایندگی میکند آنچنان که احزاب در اروپا و آمریکا چنین خصوصیاتی را دارند؟
از سئوال خودتان هم برمي آيد كه مخاطب احزاب معمولا طبقات تحصيل كرده و قشر آگاه جامعه هستند، البته اين به آن معني نيست كه به توده هاي مردم بي اعتنا باشد، آگاهي به صورت سلسله مراتبي به توده هاي مردم سرايت مي كند، كما آنكه در انقلاب ۵۷ حركت از دانشگاهها و آگاهان جامعه شروع شد. در عكس هاي آن موقع من تاكنون اثري از پابرهنگان نديده ام كه گفته شده انقلاب ما انقلاب پابرهنگان بوده است! بله در شورش ها چنين است. اما انقلاب ها را مردم آگاه براي نجات پابرهنگان كه فقر و فلاكت فرصت فكر كردن به سياست را از آنها سلب مي كند برپا كرده اند.
چرا این تفکر موجب هراس حاکمان در دو رژیم سیاسی متفاوت شده است؟ و هم اکنون جوانان نهضت با احکام سنگین حبس های طولانی مدت مواجه شدند؟
برخورد كينه توزانه و غيرعادي اطلاعات با نهضت آزادي، در حالي كه اين حزب به دليل سخت گيري هاي شديد سال هاي اخير دستش از همه جا كوتاه شده است، نشانه نگراني زايدالوصف حاكميت از همه گيرشدن نظريات اين گروه است كه روزگاري براي مردم ناشناخته بود و با آن مخالفت مي شد. وگرنه چه دليل دارد آقاي عماد بهاورمسئول شاخه جوانان نهضت را به خاطر نوشتن يك تحليل مودبانه و معقول به دهسال زندان و دهسال محروميت پس اززندان از فعاليت در احزاب، رسانه ها و فضاي مجازي محكوم كنند؟ كجاي دنيا چنين احكامي صادر مي شود؟ چرا بايد حاكميتي با يك دنيا ادعاي اقتدار و ثبات، اينقدر از انديشه يك جوان آزاده پس از دهسال هم وحشت داشته باشد !؟ آيا جز اين است كه آنها از آگاهي مردم وحشت دارند؟
مرحوم بازرگان پدر روشنفکری دینی ایران لقب گرفته اند. ایشان در طول عمر دغدغه همیشگی شان دریافتن نسبت دین با دنیای جدید و حکومت و زمامداری و رابطه ای آن با دین ورزی بوده است . تلاش های مرحوم بازرگان از نگاه علمی به اسلام آغاز شد و نهایتا به مقاله ای خدا و آخرت ، هدف انبیا منتهی شد. برخی معتقدند که مهندس بازرگان در پایان عمر به نوعی سکولاریسم را پذیرفته بود نظر شما چیست؟
خير، مطلقا چنين نيست. اين برداشتي است كه برخي دوستان و شخصيت هاي ديني و سياسي از نظريات ايشان كرده بودند . وگرنه كساني كه كتاب "آخرت و خدا" را كه جامع نظريات ايشان دراين مورد است با دقت خوانده باشند، يا كساني در جلسه سميناري كه اين مطالب عرضه شد حضور داشتند، چنين برداشتي را ندارند و نداشتند. اگر بخاطر داشته باشيد اين سخنان در شرايطي بيان شده كه گفته مي شد گويا اصل ولايت، يعني حكومت و نظام ولايت مطلقه فقيه ، از همه اصول اسلام بالاتر است و ولي فقيه مي تواند نماز و روزه و حج و... را هم اگر مصلحت ديد موقتا تعطيل كند ! حتما بحث احكام اوليه و ثانويه را بخاطر داريد كه چگونه دست دولت را بر حقوق مردم گشاده مي كرد. اگر امروز ادعا ميشود حفظ نظام اوجب واجبات است و براي حفظ آن از هيچ جنايتي فروگذاري نمي شود، ريشه اش به همان دوراني برمي گردد كه ايشان ناچار شده بودند با نوشتن اين كتاب بگويند خير، اساس اسلام بر: ۱- خداپرستي، ۲- آخرت استوار است و حكومت فرع براخلاق و ارزش هاي انساني است. آنهائي كه مي گويند مهندس در اواخر عمر دينداري را از سياست جدا كرد، خبر ندارند كه آخرين سخنراني ايشان قبل از سفر بي بازگشتشان در باره آزادي بود و در وصاياي اختصاصي خود براي نهضت آزادي بيش از هميشه به ادامه مبارزه براي مقابله با استبداد و كسب آزادي تاكيد كردند.
مرحوم بازرگان یکی از قرآن پژوهان بزرگ معاصر است. نظر ایشان در مورد طبقه روحانیت و تفسیر انحصاری آنها از اسلام چیست و ایا در نگاه ایشان ، روحانیون مفسران انحصاری اسلام می توانند باشند یا خیر؟
ايشان در عين احترام زيادي كه براي روحانيوني امثال مرحوم طالقاني، زنجاني، مطهري و امثال آنها داشتند، هرگز دين را در اختصاص طبقه اي ويژه به نام روحانيت نمي شناختند و حق ويژه اي هم براي آنان قائل نبودند. البته هيچوقت هم شعار اسلام منهاي روحانيت ندادند و با اين نهاد در نيفتادند، چراكه به تغييرات عميق فكري و فرهنگي باور داشتند و اين گونه تلاش ها را مادام كه مردم تغيير نكرده اند، بي فائده مي دانستند. البته بسياري از نوشته هاي ايشان به مذاق برخي روحانيون نمي ساخت و از همان قبل از انقلاب مخالفت هائي از ناحيه بعضي قم نشينان نسبت به نوشته هاي ايشان مي شد. اما من به خاطر ندارم مسئله را شخصي يا طبقاتي كرده و جبهه گيري هاي صنفي معمم و مكلا كرده باشند.
جرس:مهندس مهدی بازرگان در 29 دیماه سال 73 درگذشت و گویا از روز وفات زندگی تازه ای را آغاز کرد. اندیشه های بازرگان که در سالهای پس از انقلاب و در ازدحام شور انقلاب و جنگ در محاق افتاده بود ، سالهاست که دوباره به میان آمده و راهگشا می نماید. اصلاح و قانون و آزادی همراه با دینداری بی تعصب و توحیدی، آن چیزی است که مهندس بازرگان در عمر بلندش بر آن پای می فشرد. مهندس بازرگان از معدود شخصیت هایی است که در عرصه های متفاوتی اثرات بزرگ بر جای نهاده است .
در عرصه صنعت و علم او ازپیشگامان بود و در مبارزات سیاسی وی از موسسان برجسته یکی از دیر پاترین احزاب ایران ، یعنی نهضت آزادی ایران بود که در دوران شاه و بعد از انقلاب همچنان منتقد و آزادیخواه ماند و دبیرکل فعلی آن ، دکتر ابراهیم یزدی امروز در زندان است. مهندس بارزگان پدر روشنفکری دینی ایران نیز هست و توانست نظر و عمل را به هم پیوند بزند و دغدغه های دینداری را به سیاستی صادقانه و وفادار به آزادی بیامیزد. در سالگرد درگذشت مهندس بازرگان با عبدالعلی بازرگان به گفت و گو نشستیم که مهندس معمار است و از پژوهندگان قرآنی و سالها پیش در ایران، روزنامه نگاری می کرده و سردبیر جریده میزان در سالهای قبل از دهه شصت بوده است. عبدالعلی بازرگان از دلایل اقبال دوباره به مهندس گفته است و شیوه اصلاح طلبانه پدر را بازخوانی کرده است. عبدلعلی بازرگان می گوید مهندس بازرگان کسی را متولی دین نمی دانست اما با نهاد روحانیت هم سر ستیز نداشت و گرچه دین را ابزار دست سیاست نمی خواست اما با سکولاریسم و جدایی دین از سیاست آنگونه که در غرب است موافق نبود.
مصاحبه جرس با مهندس عبدالعلی بازرگان را بخوانید.
مرحوم بازرگان در تمام دوران شاه و دوران زندگی اش در جمهوری اسلامی ، حرکتی اصلاحی و نه براندازانه داشت و انتقادات گسترده و عمیقی نسبت به نظام شاهنشاهی و جمهوری اسلامی مطرح کرده بود. به نظر برخی شیوه اصلاحی مهندس بازرگان همراه با ایستادگی و انتقاد صریح از حکومت در دو سال اخیر فراگیر شده است. و از سوی سران جنبش سبز هم بیان می شود. چرا شیوه ی بازرگان در تمام این سالها متروک مانده بود و چه دلیلی باعث شد که امروز ما به شیوه های بازرگان رجوع کنیم؟
سئوال شما را از دو نگاه مي توان توضيح داد؛ چرا مهندس بازرگان به چنين شيوه اي باور داشت، و چرا مردم پس از سه دهه ناكامي و تجربه تلخ، به آن بازگشته اند: تفاوت نگاه ايشان نيز ناشي از دو دليل بود؛ ۱- عبرت آموزي از گذشته و آگاهي هاي تاريخي، ۲- باورهاي قرآني.
در مورد نخست، هم مطالعات تئوريك ايشان در تاريخ ملل و تجربيات مبارزه در نهضت هاي رهائي بخش و انقلابي در ساير كشورها چنين نتيجه اي را به بار آورده بود و هم تجربيات خودشان در طول ۶۰ سال خدمت و مبارزه. برخي از نوشته هاي ايشان حكايت از عمق اطلاعاتشان در باره تجربه مبارزه براي تغيير و تحول در ساير كشورها مي كند؛ از جمله: كتاب تحقيقي مفصل "آزادي هند" كه در زندان قصردر سال۱۳۴۴ نوشته شد، يا (تلخيص) كتاب "جنگ شكر در كوبا" و كتاب " گمراهان" كه تاريخچه اي ازقرون وسطاي اروپا و دوران سياه سلطه استبدادي كليسا مي باشد. همچنين مقالاتي كه در تحليل عملكرد گورباچف در شوروي سابق و تحليل كتاب "كالبد شكافي چهارانقلاب" نوشته بودند.
اما تجربه ايشان در دوران نهضت ملي و اخراج شركت انگليسي و اداره تشكيلات صنايٍع نفتي نيزهمين شيوه را اثبات مي كرد، حتما مطلع هستيد كه در آن زمان نيزپس از ملي شدن نفت و اخراج بيگانگان، شعارهاي "اخراج بايد گردد" و خشم و كينه عليه كارمندان ايراني سابق شركت نفت در شهرهاي جنوب خيلي شنيده مي شد و دائما گروه هاي افراطي بر طبل انتقام مي كوبيدند. مهندس بازرگان در آن ايام دو مقاله مهم در روزنامه هاي پر تيراژ جنوب نوشته بود؛ عنوان يكي " بيگانه رفت، بيگانگي رفت، يگانه باشيم"، و ديگري " قيمتي تر از نفت". نظر ايشان اين بود كه ارزش انسان ها و كارمندان ما بيش از نفتي است كه ملي كرده ايم و نبايد آنان را كه پس از اخراج انگليسي ها اين صنايع عظيم را اداره كرده اند آزرده كنيم، مي گفتند ما بايد به جلو نگاه كنيم و انرژي خود در تسويه حساب با گذشته تلف نكنيم.
در مورد باورهاي قرآني، حتما شنيده ايد كه اولين آيه اي كه ايشان را از دوران دبيرستان با آموزش هاي معلمشان مرحوم فروغي سخت تحت تاثير قرار داده بود، همان آيه ۱۱ سوره رعد مي باشد كه تغييرسرنوشت يك ملت را مشروط به تربيت و تغييرات تدريجي شخصيت تك تك آحاد آن ملت مي كند.
اما علت اين كه چرا پس از سه دهه تجربه ، مبارزان ما به چنين شيوه هائي روي آورده اند، در حالي كه در آن زمان كه فانتزي هاي انقلابي غلبه داشت، ايشان را متهم به سازشكاري و حركت گام به گام مي كردند، فكر مي كنم مشاهده كردن دستاوردهاي چنان شيوه ها و بي حاصل بودن چنان شعارهائي باشد. و اين از امتيازات سران جنبش سبز محسوب مي شود كه قابليت تحول و تغيير را در خود نكشته اند و سعي مي كنند از گذشته مشعلي براي آينده بسازند.
مرحوم بازرگان از معدود چهره هایی است که در سالهای اولیه جمهوری اسلامی نسبت به انحراف انقلاب و ظهور استبداد و دیکتاتوری در نظام تازه تاسیس انقلابی هشدار داد. ایشان در همهمه ای احساسی مردم و شعارهای بلند حاکمان چه نشانه هایی را در این خصوص دیده بود؟
نميدانم آيا اطلاع داريد كه ايشان اعتراض به سه تا صلوات فرستادن براي آقاي خميني را در شرايطي كه اين شعار تبديل به حربه اي عليه رژيم شده بود، در مسجد قبا، در هفته هاي قبل از انقلاب بيان كردند كه بسياري ازافراطي ها آن را به حساب تضعيف رهبري گذاشتند و آزرده شدند. ملاقات و مذاكرات در نوفل لوشاتو نيز ايشان را به چنين نتيجه اي رسانده بود و به همين خاطر ابتدا زير بار چنين همكاري و مسئوليتي نرفتند و پس از مدتي با فشار نيروهاي سياسي و ضرورت زمان آنرا به اكراه وبا اصراررهبري پذيرفتند. بالاخره اگركسي نيم قرن تجربه در ميدان سياست و مسئوليت هاي اجتماعي ايفا كرده باشد، از روند حوادث متوجه مي شود حركت ها به كجا منتهي مي گردد. اين موضوع را هم شايد نشنيده باشيد كه پس از انقلاب در شوراي مركزي نهضت آزادي برخي از دوستان پيشنهاد تغيير نام نهضت را دادند! استدلالشان اين بود كه "آزادي" كه با انقلاب حاصل شده است و بهتر است نام اين جمعيت را "نهضت اسلامي ايران" بگذاريم! كه البته با مخالفت شديد ايشان و بيشتر دوستان مواجه گرديد. به قول معروف آن پيرفرزانه در خشت خام چيزي را مي ديد كه جوانان در آينه نمي ديدند!
اخیرا محسن رضایی ادعا کرده که امام بارها گفته بود که در انتخاب بازرگان برای نخست وزیری دولت موقت اشتباه کرد. رابطه ای امام و مرحوم بازرگان چگونه بود و آیا اصولا آیت الله خمینی انتخاب دیگری هم جز مهندس در آن مقطع داشت؟ و آیا این انتخاب صادقانه بود یا سیاست ورزانه ؟
ه نظر شما اگر كسي فردي را با انواع تعريف و تمجيدها به مردم معرفي كند و حكومت او را حكومت امام زمان معرفي نمايد و سه بار هم در ظرف نه ماه با استعفاي او مخالفت كند و پس از استعفا نيزتشكر و تجليل از خدمات آن دولت كند، و همين تجربه را به عينه در مورد بني صدر و منتظري هم تكرار كند، اين موافقت ها يا مخالفت هاي بعدي او آيا مي تواند حكم شرعي و اعتبارديني براي ديگران پيداكند و پيرواني پس از سه دهه تجربه همچنان معتقد باشند هم حرف هاي قبلي درست بوده و هم بعدي!؟ و دنبال توجيحات خود راضي كن باشند؟ در زمان امام علي(ع) و در جريان جنگ جمل، كه يك طرف ياران آن امام وطرف ديگر عايشه همسر پيامبر(ص) و طلحه و زبير از برگزيده ترين مسلمانان صف آرائي كرده بودند، يكي از مسلمانان حيرت زده و بلاتكليف گفت من مانده ام كه به كداميك از شما بپيوندم، شما پسر عم و او هم همسر پيامبراست!؟ فرمود: تو حق را نشناخته اي كه متحير مانده اي، حق با "رجال"(شخصيت ها) شناخته نمي شود؛ حق را بشناس، اهلش را خواهي شناخت، باطل را بشناس، اهلش را خواهي شناخت. در مورد افاضات اخير آقاي محسن رضائي همينقدربايد دعا كنم ايشان حق و باطل را درست بشناسند و ملاك تحليل هاي خود بعد از اين قرار دهند. تا فرق ميان آراء اشخاص با آيات هدايت و قوانين موضوعه شناخته نگردد، اعتباري براي چنان تحليل هائي نيست.
نهضت آزادی ایران که بنیانگذارنش مرحوم بازرگان و طالقانی و سحابی بودند از احزاب دیرپای ایران است که نیم قرن سابقه دارد و در این عمر دراز هم چنان در صحنه ی سیاسی ایران بدون دخالت در قدرت مستقر و همواره تحت فشار و در نقش اپوزیسیون حضور داشته است . این سابقه مبارزاتی با استبداد و انحصارگرایی حکومت در اندیشه و تفکر نهضت چرا اینچنین ریشه دار بوده است؟
مهندس بازرگان معتقد بود استعمار و استثمار و امپرياليسم تماما پديده هاي دنياي جديد هستند ،در حالي كه ما با استبداد ۲۵۰۰ ساله در تاريخ خود سر و كار داشته ايم كه آثار آن در تار و پود فرد فردمان رسوخ كرده است. بنابراين مبارزه با استبداد در اولويت قرار دارد، علاوه برآن، استعمار هم از استبداد حاكم به عنوان سرپل ورود به منافع ملي ما استفاده مي كند و آ نرا وابسته به خود مي سازد. حتما مدافعات ايشان در بيدادگاه سلطنتي دادستاني ارتش را خوانده ايد، كه بعدها تحت عنوان "چرا با استبداد مخالفيم" در دو جلد منتشر شد؟ ايشان در آن مدافعات تصريح كردند كه در جامعه استبداد زده خدا هم پرستيده نخواهد شد! قبل از انقلاب و سالهاي اول انقلاب نيروهاي چپ يا چپ زده! ايشان را مورد انتقاد قرار مي دادند كه چرا به جاي امپريالسم دائما از استبداد سخن مي گويند، اما حالا مردم با گوشت و پوست و استخوان خود دارند آثاراستبداد را احساس مي كنند!
آیا نهضت آزادی طبقه ی خاصی را نمایندگی میکند آنچنان که احزاب در اروپا و آمریکا چنین خصوصیاتی را دارند؟
از سئوال خودتان هم برمي آيد كه مخاطب احزاب معمولا طبقات تحصيل كرده و قشر آگاه جامعه هستند، البته اين به آن معني نيست كه به توده هاي مردم بي اعتنا باشد، آگاهي به صورت سلسله مراتبي به توده هاي مردم سرايت مي كند، كما آنكه در انقلاب ۵۷ حركت از دانشگاهها و آگاهان جامعه شروع شد. در عكس هاي آن موقع من تاكنون اثري از پابرهنگان نديده ام كه گفته شده انقلاب ما انقلاب پابرهنگان بوده است! بله در شورش ها چنين است. اما انقلاب ها را مردم آگاه براي نجات پابرهنگان كه فقر و فلاكت فرصت فكر كردن به سياست را از آنها سلب مي كند برپا كرده اند.
چرا این تفکر موجب هراس حاکمان در دو رژیم سیاسی متفاوت شده است؟ و هم اکنون جوانان نهضت با احکام سنگین حبس های طولانی مدت مواجه شدند؟
برخورد كينه توزانه و غيرعادي اطلاعات با نهضت آزادي، در حالي كه اين حزب به دليل سخت گيري هاي شديد سال هاي اخير دستش از همه جا كوتاه شده است، نشانه نگراني زايدالوصف حاكميت از همه گيرشدن نظريات اين گروه است كه روزگاري براي مردم ناشناخته بود و با آن مخالفت مي شد. وگرنه چه دليل دارد آقاي عماد بهاورمسئول شاخه جوانان نهضت را به خاطر نوشتن يك تحليل مودبانه و معقول به دهسال زندان و دهسال محروميت پس اززندان از فعاليت در احزاب، رسانه ها و فضاي مجازي محكوم كنند؟ كجاي دنيا چنين احكامي صادر مي شود؟ چرا بايد حاكميتي با يك دنيا ادعاي اقتدار و ثبات، اينقدر از انديشه يك جوان آزاده پس از دهسال هم وحشت داشته باشد !؟ آيا جز اين است كه آنها از آگاهي مردم وحشت دارند؟
مرحوم بازرگان پدر روشنفکری دینی ایران لقب گرفته اند. ایشان در طول عمر دغدغه همیشگی شان دریافتن نسبت دین با دنیای جدید و حکومت و زمامداری و رابطه ای آن با دین ورزی بوده است . تلاش های مرحوم بازرگان از نگاه علمی به اسلام آغاز شد و نهایتا به مقاله ای خدا و آخرت ، هدف انبیا منتهی شد. برخی معتقدند که مهندس بازرگان در پایان عمر به نوعی سکولاریسم را پذیرفته بود نظر شما چیست؟
خير، مطلقا چنين نيست. اين برداشتي است كه برخي دوستان و شخصيت هاي ديني و سياسي از نظريات ايشان كرده بودند . وگرنه كساني كه كتاب "آخرت و خدا" را كه جامع نظريات ايشان دراين مورد است با دقت خوانده باشند، يا كساني در جلسه سميناري كه اين مطالب عرضه شد حضور داشتند، چنين برداشتي را ندارند و نداشتند. اگر بخاطر داشته باشيد اين سخنان در شرايطي بيان شده كه گفته مي شد گويا اصل ولايت، يعني حكومت و نظام ولايت مطلقه فقيه ، از همه اصول اسلام بالاتر است و ولي فقيه مي تواند نماز و روزه و حج و... را هم اگر مصلحت ديد موقتا تعطيل كند ! حتما بحث احكام اوليه و ثانويه را بخاطر داريد كه چگونه دست دولت را بر حقوق مردم گشاده مي كرد. اگر امروز ادعا ميشود حفظ نظام اوجب واجبات است و براي حفظ آن از هيچ جنايتي فروگذاري نمي شود، ريشه اش به همان دوراني برمي گردد كه ايشان ناچار شده بودند با نوشتن اين كتاب بگويند خير، اساس اسلام بر: ۱- خداپرستي، ۲- آخرت استوار است و حكومت فرع براخلاق و ارزش هاي انساني است. آنهائي كه مي گويند مهندس در اواخر عمر دينداري را از سياست جدا كرد، خبر ندارند كه آخرين سخنراني ايشان قبل از سفر بي بازگشتشان در باره آزادي بود و در وصاياي اختصاصي خود براي نهضت آزادي بيش از هميشه به ادامه مبارزه براي مقابله با استبداد و كسب آزادي تاكيد كردند.
مرحوم بازرگان یکی از قرآن پژوهان بزرگ معاصر است. نظر ایشان در مورد طبقه روحانیت و تفسیر انحصاری آنها از اسلام چیست و ایا در نگاه ایشان ، روحانیون مفسران انحصاری اسلام می توانند باشند یا خیر؟
ايشان در عين احترام زيادي كه براي روحانيوني امثال مرحوم طالقاني، زنجاني، مطهري و امثال آنها داشتند، هرگز دين را در اختصاص طبقه اي ويژه به نام روحانيت نمي شناختند و حق ويژه اي هم براي آنان قائل نبودند. البته هيچوقت هم شعار اسلام منهاي روحانيت ندادند و با اين نهاد در نيفتادند، چراكه به تغييرات عميق فكري و فرهنگي باور داشتند و اين گونه تلاش ها را مادام كه مردم تغيير نكرده اند، بي فائده مي دانستند. البته بسياري از نوشته هاي ايشان به مذاق برخي روحانيون نمي ساخت و از همان قبل از انقلاب مخالفت هائي از ناحيه بعضي قم نشينان نسبت به نوشته هاي ايشان مي شد. اما من به خاطر ندارم مسئله را شخصي يا طبقاتي كرده و جبهه گيري هاي صنفي معمم و مكلا كرده باشند.
۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه
جبهه واحد حجتیه متشکل از احزاب نوظهور
انجمن حجتیه برای فعالیت آزاد در جمهوری اسلامی، نام خود را به "راه حقیقت" تغییر داد. گفته می شود، تغییر نام و گرفتن جواز رسمی برای فعالیت حزبی، از توصیه های رحیم مشائی به رهبران مخفی حجتیه بوده است. توصیه ای که باید از محافل دیگری به رحیم مشائی و احمدی نژاد اشاره شده باشد. بعید نیست که تا انتخابات سال آینده مجلس، لژ پنهان حجتیه در جمهوری اسلامی، با استفاده از امکانات قانونی دولت احمدی نژاد، چند حزب و تشکل دیگر را نیز با شعارهائی با هدف جلب توجه مردم و بویژه جوانان راه اندازی کند، تا از هر طرف حاکمیت و مردم را محاصره کرده و در غیاب احزاب اصلاح طلب، زیر پوشش چند حزب نوظهور، بصورت یک جبهه و احد مجلس را قبضه کند.
۱۳۸۹ دی ۲۷, دوشنبه
سونامی اعدام در ۲۰۱۱: هر ۸ ساعت یک نفر در ایران به دار آویخته شد
دوشنبه, ۲۷ دی ۱۳۸۹ یک زندانی کرد اعدام شد؛ حد اقل ۱۵ زندانی سیاسی کرد دیگر در خطر اعدام هستند ۲۶ دیماه ۱۳۸۹—کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مجلس و قوهء قضاییهء جمهوری اسلامی ایران خواستار توقف فوری اجرای احکام اعدام شد و از آنان خواست تا به دلیل افزایش سرسام آور تعداد احکام اعدام درپی محاکمات غیرمنصفانه و غیر شفاف، هرچه زودتر مجازات اعدام را منسوخ نمایند. از آغاز سال ۲۰۱۱، در طی ۱۵ روز گذشته ، ایران ۴۷ زندانی، یا به صورت میانگین هر هشت ساعت یک نفر را به دار آویخته است. ایران به نسبت جمعیت کشور بیشتر از هر کشور دیگری در جهان اعدام میکند و به لحاظ تعداد کل بعد از چین، بیشترین تعداد اعدام در جهان را داراست. روز شنبه، ۲۵ دیماه ۱۳۸۹، ایران یک زندانی سیاسی کرد که برخی وبساتها به نام حسین خضری گزارش کرده اند، را به دار آویخت. یک مقام محلی در استان آذربایجان غربی به رسانه ها گفت که “یک عضو پژاک )یک سازمان چریکی مسلح کرد( ، شنبه صبح در زندان شهر ارومیه به دار آویخته شده است. وی نام فرد اعدام شده را ذکر نکرد. برادر حسین خضری به کمپین گفت که مقامات هیچگونه اطلاعاتی به خانواده وی در خصوص اعدام برادرش نداده اند. حسین خضری اتهامات علیه خویش را انکار کرده و گفته بود که به شدت شکنجه شده است. آرون رودز، یکی ازسخنگویان کمپین گفت: “قوهء قضاییهء ایران اعدامهای گسترده ای که توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی هماهنگی شده اند را شتابزده انجام میدهد.” وی گفت: “اعدام فعالان کرد، بدون محاکمات عادلانه و پس از شکنجه، به نحو فزاینده ای یک روند نظام مند با اهداف سیاسی را آشکار میکند.” علاوه بر اعدام گزارش شده خضری، رسانه های ایران از ۴۶ اعدام در سال ۲۰۱۱ خبر داده اند که شامل هفت اعدام درکرمانشاه در تاریخ ۱۱ دیماه، شانزده اعدام در اهواز در تاریخ ۱۵ دیماه، یک اعدام در اسفراین در تاریخ ۱۸ دیماه، هشت اعدام در قم در تاریخ ۱۹ دیماه، هفت اعدام در تهران در تاریخ ۲۲ دیماه، پنج اعدام در خرم آباد در تاریخ ۲۳ دیماه، و دو اعدام در بروجرد در تاریخ ۲۴ دیماه میشود. حسین خضری، که در حدود ۲۹ سال سن داشت، در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۸۸ ، به جرم “به خطر انداختن امنیت ملی” محارب شناخته شد. در نامه ای به سازمانهای بین المللی، حسین خضری گزارش داد که در زندانهای وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران شکنجه شده بود، اما به گفتهء سازمان عفو بین الملل، تقاضای وی برای تحقیق در این خصوص رد شده بود. وی از اعتراف به انجام جرایمی که به آنها متهم شد خود داری کرده بود. اعدام یک فعال کرد دیگر، حبیب الله لطیفی، در آستانهء اجرای حکم در تاریخ ۵ دیماه متوقف شد. به اعتقاد کمپین، وی هنوز در خطر جدی قرار دارد. در تاریخ ۱۹ اردیبهشت سال جاری، فرزاد کمانگرو شیرین علم هوئی، دو فعال کرد به دار آویخته شدند. حد اقل ۱۴ زندانی کرد دیگر، به نامهای زینب جلالیان، شیرکو معارفی، رستم ارکیا، مصطفی سلیمی، انور رستمی، رشید آخکندی، محمد امین آغوشی، احمد پولادخانی، سید سامی حسینی، سید جمال محمدی، حسن طالعی، ایرج محمدی، محمد امین عبداللهی، و قادر محمد زاده در خطر اعدام قرار دارند. بر مبنای اطلاعات دریافت و گزارش شده توسط کمپین، تعداد اعدامهای اجرا شده در ایران حتی از آنچه قبلا گزارش شده نیز بیشتر است. منابع متعدد و مورد اعتماد از مشهد گزارش داده اند که اعدامهای گروهی و پنهانی بیش از یکصد نفر در زندان وکیل آباد آن شهر صورت گرفته است. آرون رودز گفت: “استفاده از مجازات اعدام به عنوان راه حل مشکلات سیاسی و اجتماعی، ارزش جان افراد را به صورت غم انگیزی در ایران کاهش داده است.” کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از دولت ایران خواست تا بلافاصله دستور توقف اجرای احکام اعدام را صادر نماید و نسبت به انجام یک بررسی از کلیهء پرونده هایی که در آنها حکم اعدام صادر شده ولی هنوز اجرا نشده است، شامل مجرمانی که به انجام جرایم زیر سن ۱۸ سال متهم هستند، مبادرت نماید و در راستای منسوخ کردن اعدام گام بردارد. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران
۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه
جبهه ملی ایران: اعدام های بی رویه و بازداشت های خودسرانه را متوقف کنید
تند تر شدن چرخ اعدام ها درسراسر کشور که تحت عناوین مختلف و به منظورایجاد رعب ووحشت در میان مردم ایران صورت میگیرد انزوای ایران رااز دنیایی که روز بروز از مجازات اعدام دورتر میشودبیشتر ازپیش کرده است. جبهه ملی ایران تنها راه خروج حاکمیت از بن بست های داخلی وجهانی را احترام گذاشتن وتامین آزادیهای فردی و اجتماعی ملت ایران میداند . تا در بر همین محور کنونی میچرخدبرون رفتن ازبحران های داخلی وجهانی مقدورنیست. حکومتی که تکیه بر مردمش ندارد و آنان را خس وخاشاک می شمارد نمی تواندبا بهره مندی از خرد جمعی راه را به سوی سعادت وبهروزی بگشاید.
۱۳۸۹ دی ۲۵, شنبه
مسلمان نماهای دو آتشه برای امام زمان سینه می زنند اما به اسرائیل خدمت می کنند
به نقل از هاشمی رفسنجانی در تازه ترین مطلبی که به بهانه سخنرانی سال 48 وی منتشر شده ، برای نخستین بار به تبار یهودی کسانی کرد که در جمهوری اسلامی صاحب دولت و مقام شده اند اشاره شده است.با این مضمون:
یک خط انحرافی؛ بیشتر در پی تهییج مردم و استفاده ابزاری از احساسات مردم مسلمان نسبت به اهل بیت و حتی امام زمان است. كسی كه همزمان هم امام زمان میگوید و هم كوروش كوروش میكند هر دو را دروغ میگوید!
اسرائیلیها میخواهند با هر روش ممكن، حتی با استفاده از چهره های نفوذی ظاهر الصلاح، بازار اسلام ایرانی؛ اسلام عربی و اسلام آفریقایی راه بیاندازد!
باید مراقب نفوذ چهره های مشكوك مسلمان نمایی كه با پای برهنه به زیارت برخی اماكن مذهبی «خاص» (چاه جمکران که در دولت احمدی نژاد دو قلو شده) می روند، ولی در خفا با یهودی ها ارتباط دارند باشید. از صدر اسلام تاكنون همیشه بوده اند به ظاهر مسلمانان دو آتشه ای كه در واقع در خدمت اهداف ضد اسلامی یهود بودهاند.
(حرف امروز، به بهانه سخنرانی سال 48 هاشمی و از زبان او مطرح شده است و این همان نکته ایست که دلیل انتشار آن سخنرانی در سال 48 است، در سال 1389 است!)
یک خط انحرافی؛ بیشتر در پی تهییج مردم و استفاده ابزاری از احساسات مردم مسلمان نسبت به اهل بیت و حتی امام زمان است. كسی كه همزمان هم امام زمان میگوید و هم كوروش كوروش میكند هر دو را دروغ میگوید!
اسرائیلیها میخواهند با هر روش ممكن، حتی با استفاده از چهره های نفوذی ظاهر الصلاح، بازار اسلام ایرانی؛ اسلام عربی و اسلام آفریقایی راه بیاندازد!
باید مراقب نفوذ چهره های مشكوك مسلمان نمایی كه با پای برهنه به زیارت برخی اماكن مذهبی «خاص» (چاه جمکران که در دولت احمدی نژاد دو قلو شده) می روند، ولی در خفا با یهودی ها ارتباط دارند باشید. از صدر اسلام تاكنون همیشه بوده اند به ظاهر مسلمانان دو آتشه ای كه در واقع در خدمت اهداف ضد اسلامی یهود بودهاند.
(حرف امروز، به بهانه سخنرانی سال 48 هاشمی و از زبان او مطرح شده است و این همان نکته ایست که دلیل انتشار آن سخنرانی در سال 48 است، در سال 1389 است!)
۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه
فاعتبروا یا اولی الابصار مردم با بصیرت ایران برای آینده عبرت گرفتند!
در سالگرد تشکیل شورای انقلاب، دکتر مهدی خزعلی آرشیو انقلاب 57 را ورق زده و لیست اعضای شورای انقلاب را با کنایه به اوضاع امروز کشور و نقش و موضع آقای خامنه ای منتشر کرده است.
« 22 دیماه 1357 شورای انقلاب به پیشنهاد شهید آیت الله مطهری تشکیل شد. هسته اولیه پنج تن بودند: سه شهید بزرگوار( مطهری - بهشتی - باهنر) که فرزندانشان منتقدین امروزند، و آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله هاشمی رفسنجانی که هر دو از منتقدین جدی هستند و به آنها خواص بی بصیرت میگویند!
اعضایی که به دعوت هسته مرکزی اضافه شدند عبارتند از: " آیت الله طالقانی که همان موقع، زودتر از همه به جرگه خواص بی بصیرت پیوست!، احمد صدر حاج سید جوادی، مهدی بازرگان، یدالله سحابی، مصطفی کتیرایی، سر لشگر قرنی ( که او هم زود شهید شد)، سرتیپ مسعودی، میر حسین موسوی، احمد جلالی و حبیب الله پیمان، که ظاهراً همه از خواص بی بصیرت بودند!
از جمع 17 نفری شورای انقلاب فقط می ماند آیت الله خامنه ای و آیت الله مهدوی کنی که در زمره خواص با بصیرتند، که البته گاهی اوقات پای آقای مهدوی کنی هم می لغزد و انتقادی می فرماید و یا از خواص بی بصیرت حمایت می کند، حتی اخیراً یکی از خواص بی بصیرت(ناطق نوری) را مجدداً به جامعه روحانیت دعوت کرده بود که او نپذیرفت!
در مجموع می توان گفت ترکیب شورای انقلاب عبارت بود از جمعی از سران فتنه و خواص بی بصیرت. پس بر ما حرجی نیست اگر اینجوری شدیم! خشت اول گرنهدمعمارکج ... تاثریامیروددیوارکج ....... را معمار (آقای خمینی) اینگونه نهاد!»
« 22 دیماه 1357 شورای انقلاب به پیشنهاد شهید آیت الله مطهری تشکیل شد. هسته اولیه پنج تن بودند: سه شهید بزرگوار( مطهری - بهشتی - باهنر) که فرزندانشان منتقدین امروزند، و آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله هاشمی رفسنجانی که هر دو از منتقدین جدی هستند و به آنها خواص بی بصیرت میگویند!
اعضایی که به دعوت هسته مرکزی اضافه شدند عبارتند از: " آیت الله طالقانی که همان موقع، زودتر از همه به جرگه خواص بی بصیرت پیوست!، احمد صدر حاج سید جوادی، مهدی بازرگان، یدالله سحابی، مصطفی کتیرایی، سر لشگر قرنی ( که او هم زود شهید شد)، سرتیپ مسعودی، میر حسین موسوی، احمد جلالی و حبیب الله پیمان، که ظاهراً همه از خواص بی بصیرت بودند!
از جمع 17 نفری شورای انقلاب فقط می ماند آیت الله خامنه ای و آیت الله مهدوی کنی که در زمره خواص با بصیرتند، که البته گاهی اوقات پای آقای مهدوی کنی هم می لغزد و انتقادی می فرماید و یا از خواص بی بصیرت حمایت می کند، حتی اخیراً یکی از خواص بی بصیرت(ناطق نوری) را مجدداً به جامعه روحانیت دعوت کرده بود که او نپذیرفت!
در مجموع می توان گفت ترکیب شورای انقلاب عبارت بود از جمعی از سران فتنه و خواص بی بصیرت. پس بر ما حرجی نیست اگر اینجوری شدیم! خشت اول گرنهدمعمارکج ... تاثریامیروددیوارکج ....... را معمار (آقای خمینی) اینگونه نهاد!»
۱۳۸۹ دی ۲۲, چهارشنبه
خاتمی: کسانی که مردم را قبول ندارند، حق ندارند از زبان مردم صحبت کنند
چکیده : بسیاری از خیرخواهانی که واقعا به این اصول معتقدند و دلشان میخواهد؛ این انقلاب و نظام که بسیار پرهزینه برای ما تمام شده و برایمان مقدس و عزیز است برقرار بماند حال کسانیکه سابقه و لاحقه شان روشن است و چنین مواضعی دارند از دو طرف مورد حمله قرار میگیرند. از درون متاسفانه با امواج اتهام و دروغ و بداخلاقی از سوی کسانی که روح انقلاب و قانون اساسی را عملا قبول ندارند و از آن طرف توسط کسانی که میگویند باید نظام جمهوری اسلامی نباشد چرا هنوز داریم از اسلام و قانون اساسی دفاع میکنیم!
رئیسجمهور سابق کشورمان گفت: باید “شخصیتهای باسابقه ولو معترض” سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقاب و راه امام بمانند. محدود کردنها و تهمتزدنها و نسبت دادنها سبب خواهد شد بخش جوان و نخبه جامعه اگر از این طرف مایوس شود به دامن کسانی بیفتند که میگوید اصل نظام نباید باشد.
حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی در دیدار با جمعی از اساتید دانشگاهی و اعضاء جامعه پزشکی به تبیین راهکارهایی برای برونرفت از وضعیت فعلی و دمیده شدن روح امید و نشاط در جامعه پرداخت.
وی در بخشی از اظهارات خود تاکید کرد: «نگرانیام از این است ما در این موقعیتی که هستیم، خدای نکرده بهخاطر رفتارهای نادرستی که هست خیزش بعدی که بروز و ظهور پیدا میکند دیگر به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد.»
رئیس بنیاد باران با بیان اینکه «تدبیر حکم میکند منتقدان و معترضان معتقد به اصل نظام تقویت شوند»، گفت:« باید شخصیتهای با سابقه ولو معترض؛ سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند.»
رئیس دولت اصلاحات با اشاره به مباحث مطرح شده از سوی او، تصریح کرد: «اگر حرف و حدیثی هست دعوا بر سر قدرت نیست ما خودمان مطرح نیستیم و اگر نگرانی هست این نیست که بنده در عرصه نیستم و کس دیگری در عرصه مسئولیت است؛ نگرانی از این است که خدایی نکرده این نظام و انقلاب لطمه بخورد.»
وی ادامه داد: «اینکه ما اینقدر به انتخابات و اهمیت آن تاکید میکنیم و میگوییم راه برونرفت از بحران این است که ما بتوانیم به یک اجماعی برسیم که انتخابات بهگونهای برگزار شود که مردم احساس کنند رایشان موثر است و آزادانه میتوانند رای بدهند و هر کسی را خواستند میتوانند انتخاب کنند در چارچوب همین قانون اساسی، چیزی علاوه بر این گفته نشده.»
سید محمد خاتمی همچنین اظهار داشت: «اینکه این روزها گفته میشود مردم چه کسی را بخواهند و چه کسی را نخواهند باید گفت که کسانیکه مردم را قبول ندارند حق ندارند درباره مردم و از زبان مردم صحبت کنند.»
وی خاطر نشان کرد: «اگر فضا آزاد باشد و محدودیتها رفع شود حرف و گرایش مردم معلوم میشود؛ اصلا این محدودیتها خود نشانه این است که مردم را قبول ندارند.»
متن کامل سخنان سیدمحمدخاتمی در ادامه میآید:
تسلیت به بازماندگان حادثه تلخ پرواز تهران-ارومیه
اظهار تاسف و تاثر خودم را برای حادثه تلخی که برای پرواز تهران ارومیه پیش آمد بیان میکنم، عده زیادی جان خودشان را از دست دادند تعدادی زخمی شدند به هر حال حادثه تلخی بود؛ خدمت همه خانوادههای داغدار تسلیت میگویم و برای بازماندگان آن ارزوی سلامت و تندرستی دارم.
انتظار داریم با دقت و کارشناسی بیشتری به مسائل توجه شود که انشالله در آینده کمتر این حوادث را پیشرو داشته باشیم.
دیروز ۱۹ دی بود دلم میخواهد کمی به عقب برگردیم ببینیم این جریان چه بود؛ چه شد و چه باید بشود؟!
دشمنانی در لباس دوست، آن هم در داخل کشور!
البته قبل از آن ذکر خیری بکنم از برادر عزیز؛ مومن، دلسوز و علاقمند جناب دکتر شکوریراد که امروز خیلی جای او در میان ما خالی است و دستگیری همین افراد نظیر دکتر شکوری نشاندهنده آن است که چه اشتباهی صورت میگیرد و چه کسانی دارند بهعنوان دشمن تلقی میشوند درحالیکه معتقدم دشمنان خیلی با دست بازعمل میکنند و احیانا در لباس دوست در داخل کشور و از بیرون کشور هم که معلوم است.
در این مدت موجی از دستگیریها بهخصوص جوانها به بهانههای مختلف بوده است که بعضیها با وثیقه آزاد شدند بعضیها هنوز گرفتارند؛ دلهره و اضطراب برای خانوادهها زیاد است.
آنهایی را هم که میشناسیم بچههای خوب و سالم هستند حالا ممکن است گاهی اعتراضی هم داشتهاند ولی واقعا درخور این نیست که با جوانان ما اینطور رفتار شود.
امیدوارم دیدگاهها نسبت به مسائل عوض شود و ما بتوانبم از این فضا به فضای امن و آرامتری حرکت کنیم که نفع همه در آن است.
همه شما داستان ۱۹ دی را شنیدهاید در این روز حادثه بزرگی رخ داد؛ از این جهت که نهضت و انقلاب را وارد مرحله جدیدی کرد البته این حوادث نیستند که تعیین کننده در حرکتها و جنبشهای اجتماعی و بهخصوص انقلابها هستند ولی حوادث میتواند تشدیدکننده یا جهتدهنده به تحولات عظیمی نظیر انقلابها باشند.
وقتی انقلاب پیش میآید که اولا هدف مشخصی در جامعه وجود داشته باشد؛ ثانیا آگاهی نسبت به آن هدف وجود داشته باشد، ثالثا احساس شود وضع موجود مانع رسیدن به آن هدف است؛ رابعا خواستی برای رسیدن به آن هدف پیدا شود و بالاخره اراده و انسجامی در جامعه بهوجود بیاید و آن حرکت رخ دهد برای تحول اساسی از یک نظام به نظام دیگر.
هنر رهبران بزرگ درک زمان خود است
تحولات اساسی، عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی خاص خود را دارد، جنبشها و حرکتها را نمیتوانیم تکعاملی بدانیم البته نقش مهمی در بیدار کردن جامعه و تقویت اراده جامعه و انسجام جامعه به سوی جریان انقلابی دارد؛ ولی اگر شرایط انقلابی فراهم نباشد یک شخصیت بزرگ حتی فرهمند هم نمیتواند کار بزرگی را انجام دهد.
هنر رهبران بزرگ این است که زمان خود را درک میکنند؛ مقتضیات را میفهمند و جهات اصلی را تشخیص میدهند وآن را به جامعه را تشجیع و بیدار میکنند و آن را به حرکت در میآورند و حرکت سریعتر به سرانجام میرسد.
به هر حال جنبش وسیعی بعد از رحلت حضرت آیتالله العظمی بروجردی قدس سره پیدا شد گرچه در کل جامعه، دانشگاهها و اصناف و جاهای دیگر این حرکتها و خواستها وجود داشت ولی بهطور خاص بعد از رحلت ایشان و رفتارهایی که رژیم داشت و بعد نقشی که خود امام داشتند این جنبش کانون و رهبری دینی پیدا کرد که اوج آن در خرداد ۴۲ بود که خیزش عظیم مردمی و در مقابلش کشتار عظیمی که صورت گرفت و به دنبال آن دستگیری و بعد از مدتی تبعید امام و سرکوب شدیدی که صورت گرفت که در واقع آن جنبش از خیابانها جمع شد و بروز و ظهورش کم شد و به کمون رفت ولی وجود داشت و آثارش را بعد از ۱۰-۱۵ سال دیدیم که چگونه شد و به چه نتیجهای رسید.
امام حتی بعد از تبعید هم در حوزههای علمیه غریب بودند
امام هم بعد از تبعیدشان حتی در حوزههای علمیه غریب بودند از یک طرف تمام کسانی که با امام همراه بودند یا زندان بودند یا تحت تعقیب و در محدودیت یا سرکوب میشدند.
بعضی شخصیتها هنوز هم هستند؛ مقام رهبری، آیتالله هاشمی و دیگرانی که هستند، بعضیها هم از دنیا رفتهاند اینها تعداد زیادی نبودهاند دائما هم بعد از دستگیری امام محدود بودند.
متاسفانه خیلی از کسانی که سالهای اول نهضت همراه بودند بعد از دستگیری امام توبه و عقبنشینی کردند و حتی فعالیتهایی انجام دادند که کاملا گاهی علنی یا در خفا از امام انتقاد هم میکردند که این روشهای غلط سبب سوءاستفاده دیگران میشود و راهشان را جدا کردند و ابایی هم نداشتند از اینکه بگویند انقلاب فایدهای ندارد و امام راه غلط میروند.
اگر یادتان باشد در سال ۵۷ وقتی نیمه شعبان شد امام فرمودند ما جشن نداریم بعضی از کسانی که سابقه همراهی امام داشتند ولی کنار کشیده بودند از روش امام انتقاد و کار خودشان را کردند.
امام کاملا غریب بود و راه امام غریب بود. پیروان مخلص امام تحت فشار و شکنجه بودند. زندان بودند و یا شهید میشدند و همه این مسائل وجود داشت و دوران کمون انقلاب بود تا سال ۵۶ که فضای دیگری پیدا شد امام هم ایستاده بودند و راهنمایی میکردند، عقدهها هم در سینهها جمع شده بود.
روش مدنی امام، مردم را بیدار کرد
بعضی جریانات تند چریکی برای مردم جذابیتی نداشت، ولی امام همان روش مدنی که داشتند که خون در مقابل شمشیر و کلام در مقابل گلوله و همیشه اتکا به مردم این روش را ادامه دادند مردم بیدار شدند و رشد پیدا کردند تا آن انقلاب رخ داد و حوادثی نظیر ۱۹ دی در این فضا و جریانات هست که رخ میدهد، یعنی زمینههای انقلاب فراهم است رهبری در جای خود مستقر هست و بغضها و عقدههای ناشی از بیداد و سرکوب جمع شده و آماده یک جرقه است.
بعد از رحلت آیتالله حاج آقا مصطفی حرکتی رخ داد، متاسفانه در قم حتی برای هفتم حاجآقا مصطفی خیلی محافظهکارانه عمل شد و مسائلی پیش نیامد بعد از آن هفته اطلاعیه و بیانیه تحلیلی خوب و جهتدهندهای در قم منتشر کردیم و بهاصطلاح جهت جامعه مشخص شد و برای چهلم حاجآقا مصطفی، جلسه فوقالعاده جالبی در مسجد اعظم گذاشته شد که جمعیت خوبی آمد و صبح و عصر سخنرانان خیلی خوب صحبت کردند و نوعا هم دستگیر و تبعید شدند.
جنبشها با سرکوب از بین نمیروند
خیال نکنیم وقتی جنبش هایی در جامعه بهوجود میآید بهوسیله سرکوب از بین میرود بلکه زمینه هست تا چگونه بروز و ظهور پیدا کند.
از خیزش بعدی که به طرف نظام اسلامی نباشد نگرانم
نگرانیام از این است ما در این موقعیتی که هستیم خدای نکرده بهخاطر رفتارهای نادرستی که هست خیزش بعدی که بروز و ظهور پیدا میکند دیگر به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد.
اگر اعتراض و انتقادی هست این است که بعضی روشها و شیوههایی که اعمال میشود به زیان اسلام و نظام است.
خطر مشکل درست کردن برای کسانی که به اصل نظام معتقدند
این نظام سرمایه بزرگی است؛ هزینه زیادی برای آن داده شده است. انقلاب ما بزرگ بوده ما همین را میخواهیم ولی این رفتارها ممکن است سبب شود که خدای ناکرده جهت آینده به خارج از نظام متوجه شود.
ممکن است با این محدود کردنها و مشکل درست کردنها کسانی از دوروبرو اطراف کسانیکه به اصل نظام اعتقاد دارند از اصل نظام دفاع میکنند ولی نسبت به مسائل انتقاد دارند پراکنده و مایوس بشوند، اما به دامن حکومت نخواهند افتاد بلکه به دامن کسانی میافتند که اصل را قبول ندارند.
تدبیر حکم میکند منتقدان و معترضان معتقد به اصل نظام تقویت شوند
اگر تدبیر وجود داشت باید این گروه تقویت میشد تا نیروهایی که به هر حال اعتراض و انتقادی دارند دور اینها جمع شوند به عنوان کسانی که از اصل نظام و انقلاب و اسلام دفاع میکنند.
باید “شخصیتهای باسابقه ولو معترض” سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقاب و راه امام بمانند. محدود کردنها و تهمتزدنها و نسبت دادنها سبب خواهد شد بخش جوان و نخبه جامعه اگر از این طرف مایوس شود به دامن کسانی بیفتند که میگوید اصل نظام نباید باشد.
انفجار وقتی رخ داد که وزیر اطلاعات وقت با اسم مستعار به امام اهانت کرد
به هر حال گرچه برای مدتی نهضت در حالت کمون بود ولی لحظهبهلحظه اعتراض جامعه به نفرت بدل میشد تا اینکه دوباره چون آتشفشانی بروز کرد و جامعه هیچ راهی را جز سرنگونی رژیم در برابر خود ندید. اینها اشتباه بزرگتری کردند یعنی بغض و کینه خود را از مردم بهصورت مقالهای علیه امام در یکی از روزنامهها منتشر کردند ظاهرا وزیر اطلاعات رژیم آن وقت با اسم مستعار به امام اهانت کرد و آن وقت بود که انفجار رخ داد و مردم (طلبه و دانشجو؛ اصناف) به پا خواستند و همه رژیم هم مقابله کرد و کشتار شد و بهدنبال آن تحت عنوان “چهلمها” پیدرپی حرکت ادامه یافت.
امام هم رهبری نهضت را بر عهده داشتند؛ روزبهروز رژیم ضعیفتر شد و کشتارهای بزررگتر هم سبب شدآتش انقلاب شعلهورتر شود تا در ۲۲ بهمن دیدیم انقلاب اسلامی پیروز شد.
یادمان نرود که این مردم چه میخواستند
این انقلاب هدف مشخص و معینی داشت. یادمان نرود که ماهیت این نظام چیست؟ و مردم و امام چه میخواستند اگر اشکال و انحرافی در عمل وجود دارد یا مطرح میشود باید برای تداوم آن اصلاح شود و راهی جز این نیست.
اگر خدای نکرده چیزهایی وجود دارد یا مطرح می شود که در اهداف یا مقتضای انقلاب نبوده اصلاح شود یا دست کم به نام نظام و انقلاب نباشد تامردم به اصل انقلاب و نظام بدبین نشوند.
امام به شکسته شدن قلمها و دربند بودن آزادیخواهان معترض بود
همه شخصیت امام راحل دینی بود و همواره از دین و ارزش های دینی دفاع میکردند و البته همه رهبران دینی هم چنین هستند و چنین میگویند ولی آنچه سبب نهضت شد این بود که امام به نیازهای واقعی انسان و مقتضای زمان توجه داشتند و ایشان اعتراض داشتند که در آن رژیم زندانها پر از آزادیخواهان است، قلمها شکسته میشود، کشور ما وابسته به بیگانه است، اقتصاد کشور وضعش خراب است، عدالت در جامعه نیست، فساد و فحشا هست، مردم باید حاکم باشند و حکومت ندارند، از اینکه دیکتاتوری در جامعه است و اینها باید تغییر کند و این همه را از موضع دین میفرمودند؛ دینی که امام میگفت دینی بود که با آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشتشان سازگار بود و جانشین نظام موجود را جمهوری اسلامی میدانستند.
جمهوری اسلامی یعنی ملاک مردمند
جمهوری اسلامی یعنی ملاک مردمند؛ حکومت و قدرت برآمده از مردم و در مقابل آنها مسئول است بهعلاوه که ارزشهای اسلامی هم حاکم است.
از لوازم مهم جمهوریت آزادی اندیشه و بیان است، اینکه عالمان ما در جامعه ارج داشته باشند، حوزههای علمیه ما با آزادی کامل بیاندیشند و حرفشان را بزنند و پشتوانههای نظری حاکمیت دین را با رعایت زمان و مکان و جهت حل مشکلات مردم فراهم آورند؛ نه تنها مراجع بلکه همه علما و طلاب و محققان محترم باشند.
اینکه دانشگاه ما، استاد و دانشجوی ما در کمال آزادی بتواند کار کند حرف بزند و اعتراض کند و نیز این مراکز نیروهایی تربیت کند که بتواند کشور را اداره و آن را از دیگران بینیاز کنند؛ وعدهها این چنین بود.
امروز هم همه ما از اصل انقلاب دفاع میکنیم
ما نباید وابسته به بیگانه باشیم؛ نباید اینجا جزیره امن برای آمریکا باشد و نباید رژیم ایران هم پیمان رژیم فاسد صیهونیستی باشد و در کنار کسانی قرار بگیرد که سرکوبگر مظلومان هستند. ما باید آزاد و مستقل باشیم.
باید از عقبافتادگی نجات پیدا کنیم اینها روح انقلاب بود که در چهره جمهوری اسلامی تجلی میکرد و امروز هم همه ما از اصل انقلاب دفاع میکنیم.
اکثریت جامعه ما دینی است و طبیعی است نظام پایدار حتی دموکراتیکش اگر متناسب با وضعیت دینی جامعه نباشد و با دین جامعه سازگار نباشد نمیتواند استقرار و دوام پیدا کند.
جمهوری اسلامی که امام مطرح کردند و مردم به آن رای دادند طوری بود که غیرمسلمان هم احساس میکرد در درون نظام جمهوری اسلامی حرمت دارد حقش رعایت میشود با عدالت با او رفتار میشود به همین جهت در انقلاب ما فقط مسلمان و شیعه نبودند که در صحنه آمدند همه مردم آمدند و گفتند جمهوری اسلامی میخواهیم. این هدف انقلاب ما بود و بحمدالله این جمهوریت مستقر شد و همه باید از آن دفاع کنیم.
دعوا بر سر قدرت نیست، از اینکه نظام لطمه بخورد نگرانیم
اگر حرف و حدیثی هست دعوا بر سر قدرت نیست ما خودمان مطرح نیستیم و اگر نگرانی هست این نیست که بنده در عرصه نیستم و کس دیگری در عرصه مسدولیت است؛ نگرانی از این است که خدایی نکرده این نظام و انقلاب لطمه بخورد.
بعد از امام راحل، جریانی که مناسبتی با فکر امام و انقلاب نداشت و با معیارهایی که در انقلاب مطرح شد به خصوص آنچه را که امام خمینی(ره) در آستانه انقلاب عرضه داشتند و مردم به آن رای دادند جمهوری اسلامی، آزادی، مسئول بودن حکومت هزینه نداشتن انتقاد و اعتراض آزاد بودن گروهها مردم هم به اینها رای داده بودند و البته استقلال عدالت پیشرفت و اخلاق همه اینها مطرح شده بود.
بزرگترین حقالناس، حاکمیت مردم بر سرنوشتشان است
کسانی که اینها را قبول نداشتند راه امام را تخطئه میکردند حرفی ندارند که بهصراحت بگویند اینکه امام اعتقاد واقعی به میزان بودن رای مردم نداشتند و العیاذ بالله برای ساکت کردن افکارعمومی چنین گفتند. یعنی دین را در مقابل مردم قرار دادن؛ حقالله را در مقابل حقالناس قرار دادن؛ حقالناس را به کلی نادیده گرفتن که بزرگترین حقالناس، حاکمیت مردم بر سرنوشتشان است بلکه کسانی با چنین دیدگاه و سابقهای میکوشند خود را نظریهپرداز منحصربهفرد انقلاب و اسلام معرفی کنند و دیگران؛ حتی یاران واقعی امام را حذف و طرد کنند.
راه برونرفت از بحران، رسیدن به اجماع برای برگزاری انتخابات در چارچوب همین قانون اساسی است
اینکه ما اینقدر به انتخابات و اهمیت آن تاکید میکنیم و میگوییم راه برون رفت از بحران این است که ما بتوانیم به یک اجماعی برسیم که انتخابات بهگونهای برگزار شود که مردم احساس کنند رایشان موثر است و آزادانه میتوانند رای بدهند و هر کسی را خواستند میتوانند انتخاب کنند در چارچوب همین قانون اساسی، چیزی علاوه بر این گفته نشده.برای اینکه معتقدم دست آورد مهم انقلاب ما حاکمیت مردم بر سرنوشت بود و این امر در انتخابات صحیح و آزاد تحقق مییابد.
نه اینکه راهها بسته شود و فقط یک جریان و تفکر و سلیقه امکان داشته باشد در عرصه باشد و دیگران همه محدود و یا حذف شوند؛ مسأله این است.
مردم باید بتوانند عادلانه زندگی کنند، عدالت فقط عدالت اقتصادی نیست. گرچه بسیار مهم است؛ وجه مهم عدالت این است که حق حاکمیت مردم بر سرنوشت که خدا آن را به رسمیت شناخته، در قانون اساسی آمده بهرسمیت شناخته شود و زمینههای آن فراهم بشود.
کسانیکه حرمت مردم را قبول دارند، استقلال مملکت را قبول دارند، دخالت نیروهای بیگانه را نفی میکنند در مقابله توطئههای بیگانه هوشیارند ولی در مقابل میگویند باید از امکانات دنیا استفاده کرد. مخالفت با بیگانگان معنیاش دشمنتراشی نیست گرچه باید در مقابل دشمنیها هوشیار بود، کسانی که این حرفها را میزنند محدود میشوند و متهم به انواع اتهامات میشوند و کسانی بهعنوان نظریهپرداز میآیند و در کنار جریان بسیار اندک خشونتمدار و انعطافناپذیری قرار میگیرند.
کسانی که این توهم را دارند که هرچه و هرکس خلاف سلیقه آنان است باید حذف شود و برای این کار هر دروغ و فریب و تهمتی را جایز میشمرند اینجاست که جامعه با مشکل مواجه میشود.
امروز صحبت تقابل اصولگرایی و اصلاحطلبی نیست
امروز صحبت از تقابل اصولگرایی و اصلاح طلبی نیست؛ صحبت این است که جریانی میخواهد همه امکانات را در کشور به دست بگیرد؛ دروغ میگوید تهمت میزند تحریف میکند حتی برای نهادهای جمهوری اسلامی ایران تعیین تکلیف میکند که کی باید بیاید کی باید نیاید! و میگوید آن جریانی که ما نمیپسندیم باید حذف شود؛ دیگر محدود به اصلاحطلبان هم نیست بلکه بسیاری از کسانیکه در مملکت هستند و مشهور به اصول گرایی هستند ولی چون خردمندند و انصاف دارند آنها هم باید حذف شوند! این امر نباید به نام نظام تمام شود.
کسانی که دفاع از حقوق مردم، از آزادی و از اخلاق و حق انتخاب مردم و اینکه به مردم ظلم نشود میکنند، متهم به انواع اتهامات عجیب و غریب و دروغپردازی میشوند و کسانیکه این کار را میکنند امنیت کامل و مصونیت دارند و این طرف حتی نمیتواند از خود دفاع کند و حتی ممنوع میشود از اینکه اسم و حرف آنها در جاهایی که خیلی هم محدود است برده شود.
ما گفتهایم و میگوییم روی حق مردم، حق انتخاب آنها آزادی مردم و عدالت برای مردم و این همه توام با دینداری و البته همه باید برخوردار از حق و حرمت باشند چون قانون اساسی برای همه است، اخلاق باید در جامعه برای همه باشد به خصوص کسانیکه قدرت را در دست دارند باید بیشتر رعایت کنند مسأله اینهاست و الا دعوا برسر قدرت نیست.
کسانی که مردم را قبول ندارند، حق ندارند از زبان مردم صحبت کنند
اینکه این روزها گفته میشود مردم چه کسی را بخواهند و چه کسی را نخواهند باید گفت که کسانیکه مردم را قبول ندارند حق ندارند درباره مردم و از زبان مردم صحبت کنند.
اگر فضا آزاد باشد و محدودیتها رفع شود حرف و گرایش مردم معلوم میشود؛ اصلا این محدودیتها خود نشانه این است که مردم را قبول ندارند.
در جریان انتخابات آزاد است که معلوم میشود مردم چه کسی را میخواهند
در جریان انتخابات آزاد است که معلوم خواهد شد مردم چه کسی را میخواهد و چه کسی را نمیخواهند.
ما از حق مردم دفاع میکنیم، میگوییم محدودیتهای بیجا نباشند؛ آزادی در چارچوب قانون باشد، مردم بتوانند انتخاب کنند، حرفشان را بزنند؛ هرکس میخواهد بیاید. صحبت از حق فردی و خواست فردی نیست.
آنها چه کارهاند که بگویند مردم کی را میخواهند و کی را نمیخواهند! آن هم کسانی که ولو با حسننیت بیشترین مقابله را با حق مردم کردهاند و محدودیتها را ایجاد کردهاند و میکنند.
اگر صحبت از این میشود که به آینده نگاه شود فضا باز و آزاد گردد زمینهای فراهم شود که انتخاباتی پرشور با حضور آزاد همه جریانها و گرایشها و البته همه در چارچوب قانون اساسی و مردم هم حضور داشته باشند و اعتماد کنند که حضورشان موثر است این ها در جهت مصلحت کشور و مردم و انقلاب است.
باید در یک فضای آزاد و در مناظره، اشتباهکنندگان این طرف و آن طرف به اشتباه خود اعتراف کنند
البته ممکن است همه اشتباه کنند ولی چگونه میتوان گفت یک طرف که قصد خدمت به نظام و مردم داشته و کار کرده، گفته شود منحرف و خطاکاراست ولی آن طرفی که خیلی کارهای بدی کرده معصوم و مصون تلقی شود این منصفانه نیست.
بیایید فضای آزاد، مناظره و بحث بگذارید و اینها منتشر شود انتقاد شود و اگر اشتباهی هم بوده در یک فضای باز همه هم به آن اعتراف کنند اگر کسانی از این طرف و آن طرف اشتباهی داشتهاند بیان شود.
آیا حمله به کوی دانشگاه درست بود؟! آیا آنچه در کهریزک رخ داد درست بود؟ آیا برخوردهای کنونی با افراد و شخصیتها درست است؟ فضا آزاد باشد جامعه قضاوت خوهد کرد چه کسانی اشتباه کردهاند و چه کسانی اشتباه نکردهاند ولی قضایا یکطرفه نباشد.
به هر حال اصول و راهها مشخص است و با کمال تاسف میبینیم بسیاری از خیرخواهانی که واقعا به این اصول معتقدند و دلشان میخواهد؛ این انقلاب و نظام که بسیار پرهزینه برای ما تمام شده و برایمان مقدس و عزیز است برقرار بماند حال کسانیکه سابقه و لاحقه شان روشن است و چنین مواضعی دارند از دو طرف مورد حمله قرار میگیرند.
از درون متاسفانه با امواج اتهام و دروغ و بداخلاقی از سوی کسانی که روح انقلاب و قانون اساسی را عملا قبول ندارند و از آن طرف توسط کسانی که میگویند باید نظام جمهوری اسلامی نباشد چرا هنوز داریم از اسلام و قانون اساسی دفاع میکنیم!
آیا وقتی گفته میشود که در نظام سازگار با اسلام، آزادی انسان نیز هست، مسئولیت حاکمان در مقابل مردم هم هست، انتخابات آزاد هم هست. هر انسانی که در این نظام زندگی میکند و مستلزم است که در این چارچوب حرکت کند از حقوق و احترام برخورداراست؛ این بهترین دفاع از اصل نظام نیست؟
معتقدم راهکار حل مشکلات معلوم است. ادامه فضای تنگ امنیتی و تهمت و فشار غلط است.
آزادی زندانیان زمینه بسیار مساعدی را برای همدلی در جامعه ایجاد میکند
انسانها باید احساس امنیت و آزادی کنند و بتوانند حرفشان را بزنند؛ باز شدن فضا سبب میشود بهتر و بیشتر کسانیکه میخواهند به ایران و اسلام و انقلاب دفاع کنند و در چارچوب قانون حرکت کنند هم حرفشان را بزنند و هم خدمت به مردم و کشور کنند. واقعا آزادی زندانیان زمینه بسیار مساعدی را برای همدلی بیشتر در جامعه و آینده ایجاد میکند.
باید برای انتخابات در چارچوب قوانین سازوکاری تعیین شود که هر کسی نامزد خود را در صحنه داشته باشد، بتواند رای بدهد و مطمئن باشد رایش تعیینکننده است انتخابات آزاد و سالم یعنی همین.
این مردمند که باید تعیین کنند چه کسی قدرت داشته باشد و چه کسی نه!
اینها برای برونرفت از بحران و بهنفع نظام و مردم و کشور گفته میشود و الا کی دنبال این است که قدرت را بدست بگیرد؟ تازه مگر ما چه کارهایم که بگوییم فلانی قدرت بهدست بگیرد یا نگیرد؟ مردمند که باید تعیین کنند چه کسی قدرت داشته باشد و چه کسی نداشته باشد.
اگر فضا باز و آزاد باشد همه نسبت به نظر مردم تمکین میکنند.
مردم متولی نمیخواهند، بگذارید خود مردم در فضای امن و آزاد تصمیم بگیرند و هر کس را که خواستند انتخاب کنند.
در ابتدای این دیدار حاضرین در جلسه به بیان دیدگاهها و نظرات خود پیرامون مسائل روز کشور پرداختند.
در این دیدار اساتید حاضر ضمن تشکر و حمایت از مواضع اصولی آقای خاتمی در مورد حداقل خواستههای مردم و اصلاحطلبان جهت حضور در انتخابات آینده؛ از رفتار و هجوم تبلیغاتی طراحی شده و ضداخلاقی انحصارطلبان و زورمداران در مقابل این مواضع شفاف انتقاد کرده و اینگونه تبلیغات توهینآمیز و تهمتهای ناروا را که از تریبونهای رسمی و غیررسمی و رسانه ملی مطرح میشود مورد انتقاد قرار داده و اعتراض قرار دادند.
همچنین در این جلسه عدم تاثیر اینگونه تبلیغات منفی در محیط دانشگاهی و افزایش محبوبیت روزافزون چهرههای شاخص اصلاحات مورد تاکید قرار گرفت و نمونه واضح این روند مراسم بزرگداشت آذرماه در دانشکده فنی دانشگاه تهران عنوان شد که در این مراسم دانشجویان یکصدا و همدل به تکریم و حمایت از این چهرهها پرداختند.
در این جلسه که خانواده دکتر شکوریراد هم حضور داشتند؛ اساتید دانشگاه و اعضاء جامعه پزشکی ضمن اعتراض به بازداشت این استاد ارزشمند دانشگاه از داخل بیمارستان دانشگاهی و در هنگام خدمت به بیماران خواستار آزادی هر چه سریعتر وی و همه زندانیان سیاسی شدند.
رئیسجمهور سابق کشورمان گفت: باید “شخصیتهای باسابقه ولو معترض” سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقاب و راه امام بمانند. محدود کردنها و تهمتزدنها و نسبت دادنها سبب خواهد شد بخش جوان و نخبه جامعه اگر از این طرف مایوس شود به دامن کسانی بیفتند که میگوید اصل نظام نباید باشد.
حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی در دیدار با جمعی از اساتید دانشگاهی و اعضاء جامعه پزشکی به تبیین راهکارهایی برای برونرفت از وضعیت فعلی و دمیده شدن روح امید و نشاط در جامعه پرداخت.
وی در بخشی از اظهارات خود تاکید کرد: «نگرانیام از این است ما در این موقعیتی که هستیم، خدای نکرده بهخاطر رفتارهای نادرستی که هست خیزش بعدی که بروز و ظهور پیدا میکند دیگر به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد.»
رئیس بنیاد باران با بیان اینکه «تدبیر حکم میکند منتقدان و معترضان معتقد به اصل نظام تقویت شوند»، گفت:« باید شخصیتهای با سابقه ولو معترض؛ سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند.»
رئیس دولت اصلاحات با اشاره به مباحث مطرح شده از سوی او، تصریح کرد: «اگر حرف و حدیثی هست دعوا بر سر قدرت نیست ما خودمان مطرح نیستیم و اگر نگرانی هست این نیست که بنده در عرصه نیستم و کس دیگری در عرصه مسئولیت است؛ نگرانی از این است که خدایی نکرده این نظام و انقلاب لطمه بخورد.»
وی ادامه داد: «اینکه ما اینقدر به انتخابات و اهمیت آن تاکید میکنیم و میگوییم راه برونرفت از بحران این است که ما بتوانیم به یک اجماعی برسیم که انتخابات بهگونهای برگزار شود که مردم احساس کنند رایشان موثر است و آزادانه میتوانند رای بدهند و هر کسی را خواستند میتوانند انتخاب کنند در چارچوب همین قانون اساسی، چیزی علاوه بر این گفته نشده.»
سید محمد خاتمی همچنین اظهار داشت: «اینکه این روزها گفته میشود مردم چه کسی را بخواهند و چه کسی را نخواهند باید گفت که کسانیکه مردم را قبول ندارند حق ندارند درباره مردم و از زبان مردم صحبت کنند.»
وی خاطر نشان کرد: «اگر فضا آزاد باشد و محدودیتها رفع شود حرف و گرایش مردم معلوم میشود؛ اصلا این محدودیتها خود نشانه این است که مردم را قبول ندارند.»
متن کامل سخنان سیدمحمدخاتمی در ادامه میآید:
تسلیت به بازماندگان حادثه تلخ پرواز تهران-ارومیه
اظهار تاسف و تاثر خودم را برای حادثه تلخی که برای پرواز تهران ارومیه پیش آمد بیان میکنم، عده زیادی جان خودشان را از دست دادند تعدادی زخمی شدند به هر حال حادثه تلخی بود؛ خدمت همه خانوادههای داغدار تسلیت میگویم و برای بازماندگان آن ارزوی سلامت و تندرستی دارم.
انتظار داریم با دقت و کارشناسی بیشتری به مسائل توجه شود که انشالله در آینده کمتر این حوادث را پیشرو داشته باشیم.
دیروز ۱۹ دی بود دلم میخواهد کمی به عقب برگردیم ببینیم این جریان چه بود؛ چه شد و چه باید بشود؟!
دشمنانی در لباس دوست، آن هم در داخل کشور!
البته قبل از آن ذکر خیری بکنم از برادر عزیز؛ مومن، دلسوز و علاقمند جناب دکتر شکوریراد که امروز خیلی جای او در میان ما خالی است و دستگیری همین افراد نظیر دکتر شکوری نشاندهنده آن است که چه اشتباهی صورت میگیرد و چه کسانی دارند بهعنوان دشمن تلقی میشوند درحالیکه معتقدم دشمنان خیلی با دست بازعمل میکنند و احیانا در لباس دوست در داخل کشور و از بیرون کشور هم که معلوم است.
در این مدت موجی از دستگیریها بهخصوص جوانها به بهانههای مختلف بوده است که بعضیها با وثیقه آزاد شدند بعضیها هنوز گرفتارند؛ دلهره و اضطراب برای خانوادهها زیاد است.
آنهایی را هم که میشناسیم بچههای خوب و سالم هستند حالا ممکن است گاهی اعتراضی هم داشتهاند ولی واقعا درخور این نیست که با جوانان ما اینطور رفتار شود.
امیدوارم دیدگاهها نسبت به مسائل عوض شود و ما بتوانبم از این فضا به فضای امن و آرامتری حرکت کنیم که نفع همه در آن است.
همه شما داستان ۱۹ دی را شنیدهاید در این روز حادثه بزرگی رخ داد؛ از این جهت که نهضت و انقلاب را وارد مرحله جدیدی کرد البته این حوادث نیستند که تعیین کننده در حرکتها و جنبشهای اجتماعی و بهخصوص انقلابها هستند ولی حوادث میتواند تشدیدکننده یا جهتدهنده به تحولات عظیمی نظیر انقلابها باشند.
وقتی انقلاب پیش میآید که اولا هدف مشخصی در جامعه وجود داشته باشد؛ ثانیا آگاهی نسبت به آن هدف وجود داشته باشد، ثالثا احساس شود وضع موجود مانع رسیدن به آن هدف است؛ رابعا خواستی برای رسیدن به آن هدف پیدا شود و بالاخره اراده و انسجامی در جامعه بهوجود بیاید و آن حرکت رخ دهد برای تحول اساسی از یک نظام به نظام دیگر.
هنر رهبران بزرگ درک زمان خود است
تحولات اساسی، عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی خاص خود را دارد، جنبشها و حرکتها را نمیتوانیم تکعاملی بدانیم البته نقش مهمی در بیدار کردن جامعه و تقویت اراده جامعه و انسجام جامعه به سوی جریان انقلابی دارد؛ ولی اگر شرایط انقلابی فراهم نباشد یک شخصیت بزرگ حتی فرهمند هم نمیتواند کار بزرگی را انجام دهد.
هنر رهبران بزرگ این است که زمان خود را درک میکنند؛ مقتضیات را میفهمند و جهات اصلی را تشخیص میدهند وآن را به جامعه را تشجیع و بیدار میکنند و آن را به حرکت در میآورند و حرکت سریعتر به سرانجام میرسد.
به هر حال جنبش وسیعی بعد از رحلت حضرت آیتالله العظمی بروجردی قدس سره پیدا شد گرچه در کل جامعه، دانشگاهها و اصناف و جاهای دیگر این حرکتها و خواستها وجود داشت ولی بهطور خاص بعد از رحلت ایشان و رفتارهایی که رژیم داشت و بعد نقشی که خود امام داشتند این جنبش کانون و رهبری دینی پیدا کرد که اوج آن در خرداد ۴۲ بود که خیزش عظیم مردمی و در مقابلش کشتار عظیمی که صورت گرفت و به دنبال آن دستگیری و بعد از مدتی تبعید امام و سرکوب شدیدی که صورت گرفت که در واقع آن جنبش از خیابانها جمع شد و بروز و ظهورش کم شد و به کمون رفت ولی وجود داشت و آثارش را بعد از ۱۰-۱۵ سال دیدیم که چگونه شد و به چه نتیجهای رسید.
امام حتی بعد از تبعید هم در حوزههای علمیه غریب بودند
امام هم بعد از تبعیدشان حتی در حوزههای علمیه غریب بودند از یک طرف تمام کسانی که با امام همراه بودند یا زندان بودند یا تحت تعقیب و در محدودیت یا سرکوب میشدند.
بعضی شخصیتها هنوز هم هستند؛ مقام رهبری، آیتالله هاشمی و دیگرانی که هستند، بعضیها هم از دنیا رفتهاند اینها تعداد زیادی نبودهاند دائما هم بعد از دستگیری امام محدود بودند.
متاسفانه خیلی از کسانی که سالهای اول نهضت همراه بودند بعد از دستگیری امام توبه و عقبنشینی کردند و حتی فعالیتهایی انجام دادند که کاملا گاهی علنی یا در خفا از امام انتقاد هم میکردند که این روشهای غلط سبب سوءاستفاده دیگران میشود و راهشان را جدا کردند و ابایی هم نداشتند از اینکه بگویند انقلاب فایدهای ندارد و امام راه غلط میروند.
اگر یادتان باشد در سال ۵۷ وقتی نیمه شعبان شد امام فرمودند ما جشن نداریم بعضی از کسانی که سابقه همراهی امام داشتند ولی کنار کشیده بودند از روش امام انتقاد و کار خودشان را کردند.
امام کاملا غریب بود و راه امام غریب بود. پیروان مخلص امام تحت فشار و شکنجه بودند. زندان بودند و یا شهید میشدند و همه این مسائل وجود داشت و دوران کمون انقلاب بود تا سال ۵۶ که فضای دیگری پیدا شد امام هم ایستاده بودند و راهنمایی میکردند، عقدهها هم در سینهها جمع شده بود.
روش مدنی امام، مردم را بیدار کرد
بعضی جریانات تند چریکی برای مردم جذابیتی نداشت، ولی امام همان روش مدنی که داشتند که خون در مقابل شمشیر و کلام در مقابل گلوله و همیشه اتکا به مردم این روش را ادامه دادند مردم بیدار شدند و رشد پیدا کردند تا آن انقلاب رخ داد و حوادثی نظیر ۱۹ دی در این فضا و جریانات هست که رخ میدهد، یعنی زمینههای انقلاب فراهم است رهبری در جای خود مستقر هست و بغضها و عقدههای ناشی از بیداد و سرکوب جمع شده و آماده یک جرقه است.
بعد از رحلت آیتالله حاج آقا مصطفی حرکتی رخ داد، متاسفانه در قم حتی برای هفتم حاجآقا مصطفی خیلی محافظهکارانه عمل شد و مسائلی پیش نیامد بعد از آن هفته اطلاعیه و بیانیه تحلیلی خوب و جهتدهندهای در قم منتشر کردیم و بهاصطلاح جهت جامعه مشخص شد و برای چهلم حاجآقا مصطفی، جلسه فوقالعاده جالبی در مسجد اعظم گذاشته شد که جمعیت خوبی آمد و صبح و عصر سخنرانان خیلی خوب صحبت کردند و نوعا هم دستگیر و تبعید شدند.
جنبشها با سرکوب از بین نمیروند
خیال نکنیم وقتی جنبش هایی در جامعه بهوجود میآید بهوسیله سرکوب از بین میرود بلکه زمینه هست تا چگونه بروز و ظهور پیدا کند.
از خیزش بعدی که به طرف نظام اسلامی نباشد نگرانم
نگرانیام از این است ما در این موقعیتی که هستیم خدای نکرده بهخاطر رفتارهای نادرستی که هست خیزش بعدی که بروز و ظهور پیدا میکند دیگر به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد.
اگر اعتراض و انتقادی هست این است که بعضی روشها و شیوههایی که اعمال میشود به زیان اسلام و نظام است.
خطر مشکل درست کردن برای کسانی که به اصل نظام معتقدند
این نظام سرمایه بزرگی است؛ هزینه زیادی برای آن داده شده است. انقلاب ما بزرگ بوده ما همین را میخواهیم ولی این رفتارها ممکن است سبب شود که خدای ناکرده جهت آینده به خارج از نظام متوجه شود.
ممکن است با این محدود کردنها و مشکل درست کردنها کسانی از دوروبرو اطراف کسانیکه به اصل نظام اعتقاد دارند از اصل نظام دفاع میکنند ولی نسبت به مسائل انتقاد دارند پراکنده و مایوس بشوند، اما به دامن حکومت نخواهند افتاد بلکه به دامن کسانی میافتند که اصل را قبول ندارند.
تدبیر حکم میکند منتقدان و معترضان معتقد به اصل نظام تقویت شوند
اگر تدبیر وجود داشت باید این گروه تقویت میشد تا نیروهایی که به هر حال اعتراض و انتقادی دارند دور اینها جمع شوند به عنوان کسانی که از اصل نظام و انقلاب و اسلام دفاع میکنند.
باید “شخصیتهای باسابقه ولو معترض” سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقاب و راه امام بمانند. محدود کردنها و تهمتزدنها و نسبت دادنها سبب خواهد شد بخش جوان و نخبه جامعه اگر از این طرف مایوس شود به دامن کسانی بیفتند که میگوید اصل نظام نباید باشد.
انفجار وقتی رخ داد که وزیر اطلاعات وقت با اسم مستعار به امام اهانت کرد
به هر حال گرچه برای مدتی نهضت در حالت کمون بود ولی لحظهبهلحظه اعتراض جامعه به نفرت بدل میشد تا اینکه دوباره چون آتشفشانی بروز کرد و جامعه هیچ راهی را جز سرنگونی رژیم در برابر خود ندید. اینها اشتباه بزرگتری کردند یعنی بغض و کینه خود را از مردم بهصورت مقالهای علیه امام در یکی از روزنامهها منتشر کردند ظاهرا وزیر اطلاعات رژیم آن وقت با اسم مستعار به امام اهانت کرد و آن وقت بود که انفجار رخ داد و مردم (طلبه و دانشجو؛ اصناف) به پا خواستند و همه رژیم هم مقابله کرد و کشتار شد و بهدنبال آن تحت عنوان “چهلمها” پیدرپی حرکت ادامه یافت.
امام هم رهبری نهضت را بر عهده داشتند؛ روزبهروز رژیم ضعیفتر شد و کشتارهای بزررگتر هم سبب شدآتش انقلاب شعلهورتر شود تا در ۲۲ بهمن دیدیم انقلاب اسلامی پیروز شد.
یادمان نرود که این مردم چه میخواستند
این انقلاب هدف مشخص و معینی داشت. یادمان نرود که ماهیت این نظام چیست؟ و مردم و امام چه میخواستند اگر اشکال و انحرافی در عمل وجود دارد یا مطرح میشود باید برای تداوم آن اصلاح شود و راهی جز این نیست.
اگر خدای نکرده چیزهایی وجود دارد یا مطرح می شود که در اهداف یا مقتضای انقلاب نبوده اصلاح شود یا دست کم به نام نظام و انقلاب نباشد تامردم به اصل انقلاب و نظام بدبین نشوند.
امام به شکسته شدن قلمها و دربند بودن آزادیخواهان معترض بود
همه شخصیت امام راحل دینی بود و همواره از دین و ارزش های دینی دفاع میکردند و البته همه رهبران دینی هم چنین هستند و چنین میگویند ولی آنچه سبب نهضت شد این بود که امام به نیازهای واقعی انسان و مقتضای زمان توجه داشتند و ایشان اعتراض داشتند که در آن رژیم زندانها پر از آزادیخواهان است، قلمها شکسته میشود، کشور ما وابسته به بیگانه است، اقتصاد کشور وضعش خراب است، عدالت در جامعه نیست، فساد و فحشا هست، مردم باید حاکم باشند و حکومت ندارند، از اینکه دیکتاتوری در جامعه است و اینها باید تغییر کند و این همه را از موضع دین میفرمودند؛ دینی که امام میگفت دینی بود که با آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشتشان سازگار بود و جانشین نظام موجود را جمهوری اسلامی میدانستند.
جمهوری اسلامی یعنی ملاک مردمند
جمهوری اسلامی یعنی ملاک مردمند؛ حکومت و قدرت برآمده از مردم و در مقابل آنها مسئول است بهعلاوه که ارزشهای اسلامی هم حاکم است.
از لوازم مهم جمهوریت آزادی اندیشه و بیان است، اینکه عالمان ما در جامعه ارج داشته باشند، حوزههای علمیه ما با آزادی کامل بیاندیشند و حرفشان را بزنند و پشتوانههای نظری حاکمیت دین را با رعایت زمان و مکان و جهت حل مشکلات مردم فراهم آورند؛ نه تنها مراجع بلکه همه علما و طلاب و محققان محترم باشند.
اینکه دانشگاه ما، استاد و دانشجوی ما در کمال آزادی بتواند کار کند حرف بزند و اعتراض کند و نیز این مراکز نیروهایی تربیت کند که بتواند کشور را اداره و آن را از دیگران بینیاز کنند؛ وعدهها این چنین بود.
امروز هم همه ما از اصل انقلاب دفاع میکنیم
ما نباید وابسته به بیگانه باشیم؛ نباید اینجا جزیره امن برای آمریکا باشد و نباید رژیم ایران هم پیمان رژیم فاسد صیهونیستی باشد و در کنار کسانی قرار بگیرد که سرکوبگر مظلومان هستند. ما باید آزاد و مستقل باشیم.
باید از عقبافتادگی نجات پیدا کنیم اینها روح انقلاب بود که در چهره جمهوری اسلامی تجلی میکرد و امروز هم همه ما از اصل انقلاب دفاع میکنیم.
اکثریت جامعه ما دینی است و طبیعی است نظام پایدار حتی دموکراتیکش اگر متناسب با وضعیت دینی جامعه نباشد و با دین جامعه سازگار نباشد نمیتواند استقرار و دوام پیدا کند.
جمهوری اسلامی که امام مطرح کردند و مردم به آن رای دادند طوری بود که غیرمسلمان هم احساس میکرد در درون نظام جمهوری اسلامی حرمت دارد حقش رعایت میشود با عدالت با او رفتار میشود به همین جهت در انقلاب ما فقط مسلمان و شیعه نبودند که در صحنه آمدند همه مردم آمدند و گفتند جمهوری اسلامی میخواهیم. این هدف انقلاب ما بود و بحمدالله این جمهوریت مستقر شد و همه باید از آن دفاع کنیم.
دعوا بر سر قدرت نیست، از اینکه نظام لطمه بخورد نگرانیم
اگر حرف و حدیثی هست دعوا بر سر قدرت نیست ما خودمان مطرح نیستیم و اگر نگرانی هست این نیست که بنده در عرصه نیستم و کس دیگری در عرصه مسدولیت است؛ نگرانی از این است که خدایی نکرده این نظام و انقلاب لطمه بخورد.
بعد از امام راحل، جریانی که مناسبتی با فکر امام و انقلاب نداشت و با معیارهایی که در انقلاب مطرح شد به خصوص آنچه را که امام خمینی(ره) در آستانه انقلاب عرضه داشتند و مردم به آن رای دادند جمهوری اسلامی، آزادی، مسئول بودن حکومت هزینه نداشتن انتقاد و اعتراض آزاد بودن گروهها مردم هم به اینها رای داده بودند و البته استقلال عدالت پیشرفت و اخلاق همه اینها مطرح شده بود.
بزرگترین حقالناس، حاکمیت مردم بر سرنوشتشان است
کسانی که اینها را قبول نداشتند راه امام را تخطئه میکردند حرفی ندارند که بهصراحت بگویند اینکه امام اعتقاد واقعی به میزان بودن رای مردم نداشتند و العیاذ بالله برای ساکت کردن افکارعمومی چنین گفتند. یعنی دین را در مقابل مردم قرار دادن؛ حقالله را در مقابل حقالناس قرار دادن؛ حقالناس را به کلی نادیده گرفتن که بزرگترین حقالناس، حاکمیت مردم بر سرنوشتشان است بلکه کسانی با چنین دیدگاه و سابقهای میکوشند خود را نظریهپرداز منحصربهفرد انقلاب و اسلام معرفی کنند و دیگران؛ حتی یاران واقعی امام را حذف و طرد کنند.
راه برونرفت از بحران، رسیدن به اجماع برای برگزاری انتخابات در چارچوب همین قانون اساسی است
اینکه ما اینقدر به انتخابات و اهمیت آن تاکید میکنیم و میگوییم راه برون رفت از بحران این است که ما بتوانیم به یک اجماعی برسیم که انتخابات بهگونهای برگزار شود که مردم احساس کنند رایشان موثر است و آزادانه میتوانند رای بدهند و هر کسی را خواستند میتوانند انتخاب کنند در چارچوب همین قانون اساسی، چیزی علاوه بر این گفته نشده.برای اینکه معتقدم دست آورد مهم انقلاب ما حاکمیت مردم بر سرنوشت بود و این امر در انتخابات صحیح و آزاد تحقق مییابد.
نه اینکه راهها بسته شود و فقط یک جریان و تفکر و سلیقه امکان داشته باشد در عرصه باشد و دیگران همه محدود و یا حذف شوند؛ مسأله این است.
مردم باید بتوانند عادلانه زندگی کنند، عدالت فقط عدالت اقتصادی نیست. گرچه بسیار مهم است؛ وجه مهم عدالت این است که حق حاکمیت مردم بر سرنوشت که خدا آن را به رسمیت شناخته، در قانون اساسی آمده بهرسمیت شناخته شود و زمینههای آن فراهم بشود.
کسانیکه حرمت مردم را قبول دارند، استقلال مملکت را قبول دارند، دخالت نیروهای بیگانه را نفی میکنند در مقابله توطئههای بیگانه هوشیارند ولی در مقابل میگویند باید از امکانات دنیا استفاده کرد. مخالفت با بیگانگان معنیاش دشمنتراشی نیست گرچه باید در مقابل دشمنیها هوشیار بود، کسانی که این حرفها را میزنند محدود میشوند و متهم به انواع اتهامات میشوند و کسانی بهعنوان نظریهپرداز میآیند و در کنار جریان بسیار اندک خشونتمدار و انعطافناپذیری قرار میگیرند.
کسانی که این توهم را دارند که هرچه و هرکس خلاف سلیقه آنان است باید حذف شود و برای این کار هر دروغ و فریب و تهمتی را جایز میشمرند اینجاست که جامعه با مشکل مواجه میشود.
امروز صحبت تقابل اصولگرایی و اصلاحطلبی نیست
امروز صحبت از تقابل اصولگرایی و اصلاح طلبی نیست؛ صحبت این است که جریانی میخواهد همه امکانات را در کشور به دست بگیرد؛ دروغ میگوید تهمت میزند تحریف میکند حتی برای نهادهای جمهوری اسلامی ایران تعیین تکلیف میکند که کی باید بیاید کی باید نیاید! و میگوید آن جریانی که ما نمیپسندیم باید حذف شود؛ دیگر محدود به اصلاحطلبان هم نیست بلکه بسیاری از کسانیکه در مملکت هستند و مشهور به اصول گرایی هستند ولی چون خردمندند و انصاف دارند آنها هم باید حذف شوند! این امر نباید به نام نظام تمام شود.
کسانی که دفاع از حقوق مردم، از آزادی و از اخلاق و حق انتخاب مردم و اینکه به مردم ظلم نشود میکنند، متهم به انواع اتهامات عجیب و غریب و دروغپردازی میشوند و کسانیکه این کار را میکنند امنیت کامل و مصونیت دارند و این طرف حتی نمیتواند از خود دفاع کند و حتی ممنوع میشود از اینکه اسم و حرف آنها در جاهایی که خیلی هم محدود است برده شود.
ما گفتهایم و میگوییم روی حق مردم، حق انتخاب آنها آزادی مردم و عدالت برای مردم و این همه توام با دینداری و البته همه باید برخوردار از حق و حرمت باشند چون قانون اساسی برای همه است، اخلاق باید در جامعه برای همه باشد به خصوص کسانیکه قدرت را در دست دارند باید بیشتر رعایت کنند مسأله اینهاست و الا دعوا برسر قدرت نیست.
کسانی که مردم را قبول ندارند، حق ندارند از زبان مردم صحبت کنند
اینکه این روزها گفته میشود مردم چه کسی را بخواهند و چه کسی را نخواهند باید گفت که کسانیکه مردم را قبول ندارند حق ندارند درباره مردم و از زبان مردم صحبت کنند.
اگر فضا آزاد باشد و محدودیتها رفع شود حرف و گرایش مردم معلوم میشود؛ اصلا این محدودیتها خود نشانه این است که مردم را قبول ندارند.
در جریان انتخابات آزاد است که معلوم میشود مردم چه کسی را میخواهند
در جریان انتخابات آزاد است که معلوم خواهد شد مردم چه کسی را میخواهد و چه کسی را نمیخواهند.
ما از حق مردم دفاع میکنیم، میگوییم محدودیتهای بیجا نباشند؛ آزادی در چارچوب قانون باشد، مردم بتوانند انتخاب کنند، حرفشان را بزنند؛ هرکس میخواهد بیاید. صحبت از حق فردی و خواست فردی نیست.
آنها چه کارهاند که بگویند مردم کی را میخواهند و کی را نمیخواهند! آن هم کسانی که ولو با حسننیت بیشترین مقابله را با حق مردم کردهاند و محدودیتها را ایجاد کردهاند و میکنند.
اگر صحبت از این میشود که به آینده نگاه شود فضا باز و آزاد گردد زمینهای فراهم شود که انتخاباتی پرشور با حضور آزاد همه جریانها و گرایشها و البته همه در چارچوب قانون اساسی و مردم هم حضور داشته باشند و اعتماد کنند که حضورشان موثر است این ها در جهت مصلحت کشور و مردم و انقلاب است.
باید در یک فضای آزاد و در مناظره، اشتباهکنندگان این طرف و آن طرف به اشتباه خود اعتراف کنند
البته ممکن است همه اشتباه کنند ولی چگونه میتوان گفت یک طرف که قصد خدمت به نظام و مردم داشته و کار کرده، گفته شود منحرف و خطاکاراست ولی آن طرفی که خیلی کارهای بدی کرده معصوم و مصون تلقی شود این منصفانه نیست.
بیایید فضای آزاد، مناظره و بحث بگذارید و اینها منتشر شود انتقاد شود و اگر اشتباهی هم بوده در یک فضای باز همه هم به آن اعتراف کنند اگر کسانی از این طرف و آن طرف اشتباهی داشتهاند بیان شود.
آیا حمله به کوی دانشگاه درست بود؟! آیا آنچه در کهریزک رخ داد درست بود؟ آیا برخوردهای کنونی با افراد و شخصیتها درست است؟ فضا آزاد باشد جامعه قضاوت خوهد کرد چه کسانی اشتباه کردهاند و چه کسانی اشتباه نکردهاند ولی قضایا یکطرفه نباشد.
به هر حال اصول و راهها مشخص است و با کمال تاسف میبینیم بسیاری از خیرخواهانی که واقعا به این اصول معتقدند و دلشان میخواهد؛ این انقلاب و نظام که بسیار پرهزینه برای ما تمام شده و برایمان مقدس و عزیز است برقرار بماند حال کسانیکه سابقه و لاحقه شان روشن است و چنین مواضعی دارند از دو طرف مورد حمله قرار میگیرند.
از درون متاسفانه با امواج اتهام و دروغ و بداخلاقی از سوی کسانی که روح انقلاب و قانون اساسی را عملا قبول ندارند و از آن طرف توسط کسانی که میگویند باید نظام جمهوری اسلامی نباشد چرا هنوز داریم از اسلام و قانون اساسی دفاع میکنیم!
آیا وقتی گفته میشود که در نظام سازگار با اسلام، آزادی انسان نیز هست، مسئولیت حاکمان در مقابل مردم هم هست، انتخابات آزاد هم هست. هر انسانی که در این نظام زندگی میکند و مستلزم است که در این چارچوب حرکت کند از حقوق و احترام برخورداراست؛ این بهترین دفاع از اصل نظام نیست؟
معتقدم راهکار حل مشکلات معلوم است. ادامه فضای تنگ امنیتی و تهمت و فشار غلط است.
آزادی زندانیان زمینه بسیار مساعدی را برای همدلی در جامعه ایجاد میکند
انسانها باید احساس امنیت و آزادی کنند و بتوانند حرفشان را بزنند؛ باز شدن فضا سبب میشود بهتر و بیشتر کسانیکه میخواهند به ایران و اسلام و انقلاب دفاع کنند و در چارچوب قانون حرکت کنند هم حرفشان را بزنند و هم خدمت به مردم و کشور کنند. واقعا آزادی زندانیان زمینه بسیار مساعدی را برای همدلی بیشتر در جامعه و آینده ایجاد میکند.
باید برای انتخابات در چارچوب قوانین سازوکاری تعیین شود که هر کسی نامزد خود را در صحنه داشته باشد، بتواند رای بدهد و مطمئن باشد رایش تعیینکننده است انتخابات آزاد و سالم یعنی همین.
این مردمند که باید تعیین کنند چه کسی قدرت داشته باشد و چه کسی نه!
اینها برای برونرفت از بحران و بهنفع نظام و مردم و کشور گفته میشود و الا کی دنبال این است که قدرت را بدست بگیرد؟ تازه مگر ما چه کارهایم که بگوییم فلانی قدرت بهدست بگیرد یا نگیرد؟ مردمند که باید تعیین کنند چه کسی قدرت داشته باشد و چه کسی نداشته باشد.
اگر فضا باز و آزاد باشد همه نسبت به نظر مردم تمکین میکنند.
مردم متولی نمیخواهند، بگذارید خود مردم در فضای امن و آزاد تصمیم بگیرند و هر کس را که خواستند انتخاب کنند.
در ابتدای این دیدار حاضرین در جلسه به بیان دیدگاهها و نظرات خود پیرامون مسائل روز کشور پرداختند.
در این دیدار اساتید حاضر ضمن تشکر و حمایت از مواضع اصولی آقای خاتمی در مورد حداقل خواستههای مردم و اصلاحطلبان جهت حضور در انتخابات آینده؛ از رفتار و هجوم تبلیغاتی طراحی شده و ضداخلاقی انحصارطلبان و زورمداران در مقابل این مواضع شفاف انتقاد کرده و اینگونه تبلیغات توهینآمیز و تهمتهای ناروا را که از تریبونهای رسمی و غیررسمی و رسانه ملی مطرح میشود مورد انتقاد قرار داده و اعتراض قرار دادند.
همچنین در این جلسه عدم تاثیر اینگونه تبلیغات منفی در محیط دانشگاهی و افزایش محبوبیت روزافزون چهرههای شاخص اصلاحات مورد تاکید قرار گرفت و نمونه واضح این روند مراسم بزرگداشت آذرماه در دانشکده فنی دانشگاه تهران عنوان شد که در این مراسم دانشجویان یکصدا و همدل به تکریم و حمایت از این چهرهها پرداختند.
در این جلسه که خانواده دکتر شکوریراد هم حضور داشتند؛ اساتید دانشگاه و اعضاء جامعه پزشکی ضمن اعتراض به بازداشت این استاد ارزشمند دانشگاه از داخل بیمارستان دانشگاهی و در هنگام خدمت به بیماران خواستار آزادی هر چه سریعتر وی و همه زندانیان سیاسی شدند.
۱۳۸۹ دی ۲۱, سهشنبه
فهرست ناشران ونویسندگان برانداز هم اعلام شد
اندیشكده راهبردی امنیت نرم در جزوهای ۶۴ صفحهای با نام «زمزمههای رنگی»، برخی ناشران و نویسندگانی كه آنها را «برانداز» خوانده معرفی كرد. این جزوه كه با نام «واكاوی براندازی نرم در حوزه نشر» هم معروف است، به بررسی عملكرد چند ناشر مطرح در سالهای اخیر پرداخته است. در این جزوه علاوه بر برخی ناشران، دهها نویسنده و مترجم نیز به تلاش برای «براندازی» جمهوری اسلامی متهم شدهاند. اﻧﺘﺸﺎرات «ﻧﯽ»، «چشمه»، «كویر»، «عطایی»، «روشنگران»، «ققنوس» و «اختران» هفت ناشری هستند كه در این جزوه فعالیتهای آنها «براندازانه» اعلام شده است. در این جزوه از نشر «نی» به عنوان ناشر «ﺧﻂ ﻣﻘﺪم ﻧﺎﺷﺮان ﻣﻌﺎرض ﺑﺎ ﻧﻈﺎم اﺳﻼﻣﯽ» یاد شده است و جعفر همایی مدیر این انتشارات نیز به عنوان «ﯾﮑﯽ از ﻣﻨﺘﻘﺪان ﺟﺪی وزارت ﻓﺮﻫﻨﮓ و ارﺷﺎد اﺳﻼﻣﯽ در دوﻟﺖ ﻧﻬﻢ» معرفی شده است. از راﻣـﯿﻦ ﺟﻬـﺎﻧﺒﮕﻠﻮ، ﺣـﺴﯿﻦ ﻧـﺼﺮ، ﺧـﺸﺎﯾﺎر دﯾﻬﯿﻤــﯽ، ﻣﺤﺴﻦ ﮐﺪﯾﻮر، ﻋﻤﺎداﻟـﺪﯾﻦ ﺑـﺎﻗﯽ، ﻓﺮﻫﻨـﮓ رﺟـﺎﯾﯽ، اﺑﺮاﻫﯿﻢ ﻧﺒﻮی و ﻣﺤﺴﻦ ﻣﺨﻤﻠﺒﺎف نیز به عنوان نویسندگان و مترجمان «برانداز» مرتبط با این انتشارات یاد شده است. اﻧﺘﺸﺎرات «ﭼﺸﻤﻪ» به مدیریت ﺣﺴﻦ ﮐﯿﺎﺋﯿﺎن، دومین ناشری است كه در این جزوه با اتهام تلاش برای «براندازی» جمهوری اسلامی مواجه شده است. در این جزوه از ﺳﯿﻤﯿﻦ ﺑﻬﺒﻬﺎﻧﯽ، ﻋﻠﯽاﺷﺮف دروﯾﺸﺎن، ﻣﺤﻤﻮد دوﻟﺖآﺑﺎدی، ﻋﺒﺎسﻋﺒﺪی و ﺑﻬﺎره رﻫﻨﻤﺎ (ﺑﺎزﯾﮕﺮ ﺳﯿﻨﻤﺎ) به عنوان همكاران «برانداز» این انتشاراتی نام برده شده است. اﻧﺘﺸﺎرات «ﻗﻘﻨﻮس» به مدیریت اﻣﯿﺮ ﺣﺴﯿﻦزادﮔـﺎن سومین ناشری است كه فعالیتهای آن از نظر تهیهكنندگان این جزوه «براندازانه» ارزیابی شده است. ﺟـﻮاد ﻣﺠـﺎﺑﯽ، ﺳﯿﺪﻋﻠﯽ ﺻﺎﻟﺤﯽ، ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﯽ ﺳـﭙﺎﻧﻠﻮ، ﻣﺤﻤـﺪ ﻣﺤﻤـﺪﻋﻠﯽ، ﻣـــﺼﻄﻔﯽ ﻣـــﺴﺘﻮر، ﻣﻬـﺪی ﻏﺒﺮاﯾﯽ و ﺑﻬﻤـﻦ ﻓﺮزاﻧـﻪ از جمله نویسندگان، شاعران و مترجمانی هستند كه همكار این انتشاراتی معرفی شدهاند. اﻧﺘﺸﺎرات «ﻋﻄﺎﯾﯽ» به مدیریت ﺑﻬـﺮوز ﻋﻄـﺎﯾﯽ و اﻧﺘﺸﺎرات «روﺷﻨﮕﺮان و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت زﻧﺎن» به مدیریت ﺷـﻬﻼ ﻻﻫﯿﺠـﯽ دو انتشاراتی دیگر در این جزوه هستند كه نام آنها جزو ناشران «برانداز» آمده است. ﺑﻬــﺮام ﺑﯿــﻀﺎﯾﯽ، ﻧﻮﺷــﯿﻦ اﺣﻤــﺪی ﺧﺮاﺳــﺎﻧﯽ، ﻣﻬﺮاﻧﮕﯿﺰ ﮐﺎر، اﻓﺴﺎﻧﻪ ﻧﺠﻢآﺑـﺎدی، ﺗـﻮرج رﻫﻨﻤـﺎ، ﻓﺮوغ ﭘﻮرﯾﺎ وری و ﮔﯿﺘﯽ ﺧﻮﺷﺪل از جمله هنرمندان، محققان و مترجمان مرتبط با این دو انتشاراتی در این جزوه معرفی شدهاند. اﻧﺘﺸﺎرات «اﺧﺘﺮان» ﺑﻪ ﻣﺪﯾﺮیت ﻣﻨﺼﻮر اﻋﺮاﺑﯽ اردﻫﺎﻟﯽ دیگر ناشر «برانداز» در این جزوه ۶۴ صفحهای است. در این جزوه از انتشارات اختران با عنوان ناشری با گرایش به «بهائیت» و «ماركسیسم» و منتقد جمهوری اسلامی یاد شده است. از ﺣﺎﺗﻢ ﻗﺎدری، ﺣﺴﻦ ﻗﺎﺿﯽﻣﺮادی، ﺣﺴﻦ ﻧﺮاﻗﯽ، ﻋﺒﺎس ﻣﯿﻼﻧﯽ، اﺑـﺮاﻫﯿﻢ ﮔﻠﺴﺘﺎن، ﺣﻤﯿﺪ ﺷﻮﮐﺖ، ﻟﻄـﻒالله آﺟـﻮداﻧﯽ، ﻣﺎﺷـﺎالله آﺟـﻮداﻧﯽ، اﯾـﺮج اﻓـﺸﺎر، رﺿﺎ ﻗﺎﺳﻤﯽ و ﻫﻮﺷﻨﮓ ﻣﺎﻫﺮوﯾﺎن با عنوان نویسندگان و محققان «برانداز» مرتبط با اختران نام برده شده است. اﻧﺘﺸﺎرات «ﮐﻮﯾﺮ» ﺑــﻪ مدیریت ﻣﺤﻤــﺪﺟﻮاد ﻣﻈﻔــﺮ آخرین ناشری است كه در این جزوه، فعالیتهای آن «براندازانه» ارزیابی شده است. ﺣﺴﯿﻦ ﺑﺸﯿﺮﯾﻪ، ﻋﻠﯽاﺻﻐﺮ ﺣﻘﺪار، ﺣﺴﯿﻦ ﻗﺎﺿﯿﺎن و ﺣﺴﯿﻦ ﻣﺪرﺳﯽ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎیی نیز در این جزوه به عنوان نویسندگان و محققانی معرفی شدهاند كه همكار انتشارات كویر هستند. بررسی و معرفی برخی كتابهای انتشار یافته توسط این ناشران بخش زیادی از جزوه «زمزمههای رنگی» را به خود اختصاص داده است. كتابهایی نظیر «از دوﻟﺖ اﺻﻼﺣﯽ ﺗﺎ دوﻟﺖ اﺳﻼﻣﯽ» «ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺪﻧﯽ، ﻣﺒﺎرزه ﻣﺪﻧﯽ»، «ﺳﻠﻄﻪ ﯾﺎ رﻫﺒـﺮی»، « ﺳﻔﺮﻧﺎﻣﻪی اوﻧﻮر آب»، «آﺧﺮاﻟﺰﻣﺎﻧﯽ در ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺰدﯾﮑﯽ»، «در ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﺮاﻧﯽ»، «ﻧﮕﺮان ﻧﺒﺎش» و «زﻣﺎﻧﯽ ﺑﺮای اﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺑﺸﺮ» از جمله كتابهایی هستند كه در این جزوه به عنوان كتابهای «براندازانه» معرفی شدهند. این جزوه تیر ماه سال جاری از سوی اندیشكده راهبردی امنیت نرم منتشر شده است. جزوه «زمزمههای رنگی» یكی از معدود جزوههایی است كه در سالهای اخیر تهیه شده و در دسترس همگان قرار گرفته است
۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه
ابوالفضل قدیانی: پیام امید و مقاومت و سرفرازی را به زندان اوین می برم
چکیده : اینها می دانند که در جامعه پایگاه خیلی محدودی دارند و تنها اقلیتی از اینها طرفداری می کنند. آنچه که اینها را می ترساند و وحشت زده میکند انتخابات آزاد و خود را در معرض رای مردم قرار دادن است. اینها می ترسند که خودشان را در معرض رای مردم قرار بدهند. مجلس هفتم و هشتم هم مشخص بود که چطور نمایندگان چیده شده بودند. و تنها برای شکل ظاهری امر برای یک پنجم اعضا شرایط رقابتی ایجاد کرده بودند ولی حدود 200 نماینده از قبل چیده شده بودند و در انتخابات ریاست جمهوری هم که ناظر بودیم چه کردند. تقلب و بعد هم کودتا کردند و طبیعی است که اینها می ترسند خود را در معرض رای مردم قرار بدهند. اصولا آشفته شان میکنند و چه بسا اگر اینها نترسند چه دلیلی دارند اینطور بتازند. آقای خاتمی حداقل و کف خواسته ها را به طور مسالمت آمیز گفته بود و به قول شما میانه روانه و متعادل بیان کرد. آقای خاتمی شیوه اش این هست اما نتوانستند تحمل کنند و شروع به هتاکی به ایشان کردند .
کلمه: وقتی از آقای قدیانی می پرسیم که در آستانه بازگشت به زندان مشکلی ندارید، می گوید برای ما که مشکلی نیست. مشکل این ها است که زورگویی می کنند. ما به زندان می رویم و خیلی هم خوب است. ابوالفضل قدیانی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رییس کمیته تشکیلات این حزب است. قدیانی دیماه سال ۸۸ بازداشت شد و به زندانی چندین ماهه رفت و پس از برگزاری یک دادگاه غیر علنی با ریاست مقیسه به یکسال حبس و ۱۰۰ هزار تومان جزای نقدی محکوم شد. قدیانی از زندانیانی است که در دادگاه نسبت به کودتای انتخاباتی و احمدی نژاد اعتراض کرد و دفاعیات او که به مذاق قاضی خوش نمی آمد بارها محل منازعه قاضی و متهم شد. قدیانی حاضر نشد تقاضای تجدیدنظر کند چون معتقد است اگر قاضی عادل بود باید حکمش را پس میگرفت. با این فعال سیاسی در آستانه بازگشت به زندان، درباره شروط اصلاح طلبانه خاتمی، جنبش سبز و راه برون رفت از بحران مشروعیت حکومت گفتگو کردیم. او درباره شروط خاتمی می گوید: آنها می ترسند خود را در برابر رای آزاد مردم قرار دهند.
متن گفت و گوی کلمه با این زندانی سیاسی زمان شاه و دولت کنونی پیش روی شماست.
بنا بر خبرها شما از دادگاه تقاضای تجدیدنظر نکردید. فکر نمی کنید اگر درخواست می دادید. این حکم شکسته می شد؟
به نظرم کاهش پیدا می کرد اما مطمئن نیستم.
چرا درخواست ندادید؟
جریان این است که وکیل من تقاضای تجدیدنظر داده بود بعد از مدتها از دادگاه با وکیل من تماس گرفتند و گفتند که چرا تقاضای تجدیدنظر ندادید در حالی که وکیل همان موقع چنین درخواستی را داده بود. تازه منشی دادگاه یادش افتاده و گفته شما آوردید ولی من آن را گم کرده ام و بعد گفتند که خودش بیاد حکم را ابلاغ کنیم و خودش تقاضای تجدیدنظر بدهد و وکیل من این را گفت گفتم مگه چنین چیزی معمول هست گفت نه چنین چیزی معمول نیست و من گفتم تقاضای تجدیدنظر نم یدهم چون من از اینها تقاضایی نخواهم کرد.
من که تقاضای تشکیل دادگاه بدوی نکرده بودم که حالا برای تجدیدنظرآن درخواست بدم. اما نهایتا به اصرار وکیلم به دادگاه رفتیم و حکم را ابلاغ کردند و بعد گفتند تقاضای تجدیدنظر کنید من گفتم نه. تقاضا نمیکنم. هر کاری دوست دارید انجام بدهید. آنها گفتند ممکن است تخفیف بدهند یا تبدیل به جزای نقدی شود اما من تقاضا نکردم.
فکر می کنید چرا اصرار داشتند که شما تقاضای تجدیدنظر کنید؟
بعد از دو هفته به وکیل من گفته بودند که ما این حکم را چه کار کنیم. به وکیلم گفتم از قول من بگو شما یک حکمی دادید. این حکم یا قانونی است یا قانونی نیست. به اعتقاد من اساسا قانونی نیست. این مرادنگی را داشته باشید که حکمتان را پس بگیرید اما می دانم محال است این کار را بکنید و راه دیگرش هم اینکه حکم را به دایره اجرای احکام بفرستید. من هم آمادگی دارم به زندان برگردم و نهایتا به دایره اجرای احکام فرستاده شد. مثلا می خواستند منتی بر سر من بگذارند که من تقاضای تجدیدنظری کنم و در نتیجه این تقاضا آنها لطف کنند و تقاضای من را بپذیرند.
الان که حکم به دایره اجرای احکام رفته است. آیا قصد دارید خودتان یه زندان مراجعه کنید یا منتظر می شوید که خودشان سراغ شما بیایند؟
بله فردا روز آخر است چون طبق احضاریه ظرف ۳ روز باید مراجعه کنم وگرنه جلب می شوم. بله من ترجیح میدهم خودم فردا به زندان بازگردم. باید گفت که این حکم قطعا ناعادلانه و غیرقانونی است. نه تنها من بلکه برای هیچکدام از زندانیان سیاسی کنونی حکمشان عادلانه نیست. اتهامات من تبلیغ علیه نظام و دیگری توهین به رئیس جمهور است و برای هر دو اتهام هم اشد مجازات را به من داده اند . یکسال برای تبلیغ علیه نظام و۱۰۰ هزار تومان هم جزای نقدی برای توهین به رئیس جمهور
آیا شما این مبلغ را به حساب دادگاه واریز کردید؟
خیر پرداخت نکردم
استناد دادگاه برای اتهام توهین به رئیس جمهور چه بود؟ و آیا تناسب حقوقی با موضوع داشت؟
من گفته بودم احمدی نژاد دروغگو، ریاکار، مستبد، قانون گریز و قانون ستیز است و اینها صفات حقیقی اوست. اینها را در دفاعیه ام و در دادگاه گفتم. اینها را حمل بر توهین کردند در حالیکه اینها هیچکدام توهین نیست. توهین الفاظ رکیک و نامناسب و بد به کسی نسبت دادن را شامل میشود ولی من به احمدی نژاد فحش ندادم فقط صفات های او را برشمردم و مواردی که من گفتم توهین نبوده انتقاد بوده است.
هم اکنون بسیاری از چهره های سرشناس سازمان مجاهدین انقلاب در زندان، مرخصی و یا در آستانه اجرای حکم و بازگشت به زندان هستند. آیا این نوعی توقف اجباری سازمان یا مشارکت از سوی حاکمیت نیست؟ وقتی طرح انحلال سازمان با شکست مواجه شد؟
حتما همینطور است. اولا انحلال که کاملا غیرقانونی است به هیچ وجه من الوجوه تشریفات قانونی رعایت نشده است و حکم اساسا قانونی نیست. نه وکیل سازمان حضور داشته و نه خود ما در دادگاه بودیم و یک مطلبی را در نشریات و رسانه ها منتشر کردند که این سازمان طبق فلان دادگاه منحل شد که کاملا غیرقانونی بود و ما حکم را نپذیرفتیم.
بله متاسفانه با این محاکمات و زندان ها از طرق قضایی و امنیتی چنین توقف فعالیت احزاب و سازمان های سیاسی را به اعضای آن تحمیل می کنند.
با این احتساب فعالیت این سازمان چگونه خواهد بود با توجه به اینکه همه نیروهایش در شرایط امنیتی شدیدی هستند؟
به هر صورت سازمان بعدا تصمیماتی اتخاذ خواهد کرد ولی عجالتا تحت فشار و تعطیل است و عجالتا به اجبار تعطیلش کردند. چرا که با این فضای امنیتی که ساختند و فشارها و تحمیلاتی که بر اعضا وارد کردند عملا سازمان متوقف شده است.
همواره سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت خواسته اش انتخابات آزاد و لغو نظارت استصوابی بوده است . آقای خاتمی شروطی را درباره شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مطرح کردند. شما آن شروط را چگونه ارزیابی میکنید؟
این شروط کف خواسته های اصلاح طلبان و حداقل مطالبات آنهاست چون اگر بنا باشد این جریان سیاسی در انتخابات شرکت کنند شروطی خیلی بیش از این طلب می کند. به هرحال برداشتن نظارت استصوابی شورای نگهبان قدم اول است. همانطور که آقای خاتمی گفتند اجرای همه جانبه قانون اساسی و آزادی زندانیان سیاسی و تضمین انتخابات سالم و آزادی بیان و قلم و تجعمات و تحزب اینها باید تضمین شود و همه این موارد در قانون اساسی آمده است . طبیعتا اگر این شروط نباشد اصولا انتخابات آزاد نخواهد بود. به خصوص اینکه باید یک کمیته بی طرف بر انتخابات نظارت کند چون شورای نگهبان خودش طرف یک جریان سیاسی است و بی طرف نیست و اینها کف خواسته هاست. اما به همین شروط هم تن ندادند و چه هجمه ای کردند. اصلا اسم انتخابات آزاد اینها را می لرزاند و وحشت زده می کند.
همانطور که اشاره کردید واکنش اصول گریان نسبت به بیانات ملایم آقای خاتمی وحشت زده و هتاکانه بود و مثلا آقای جنتی در نماز جمعه گفت که آقای خاتمی اصولا اجازه شرکت در انتخابات ندارد. آیا این به معنای حذف چهره های میانه رو اصلاح طلب بوده است؟ این حملات را چگونه ارزیابی میکنید؟
بله اینها خیلی وحشت زده هستند. اینها می دانند که در جامعه پایگاه خیلی محدودی دارند و تنها اقلیتی از اینها طرفداری می کنند. آنچه که اینها را می ترساند و وحشت زده میکند انتخابات آزاد و خود را در معرض رای مردم قرار دادن است. اینها می ترسند که خودشان را در معرض رای مردم قرار بدهند. مجلس هفتم و هشتم هم مشخص بود که چطور نمایندگان چیده شده بودند. و تنها برای شکل ظاهری امر برای یک پنجم اعضا شرایط رقابتی ایجاد کرده بودند ولی حدود ۲۰۰ نماینده از قبل چیده شده بودند و در انتخابات ریاست جمهوری هم که ناظر بودیم چه کردند. تقلب و بعد هم کودتا کردند و طبیعی است که اینها می ترسند خود را در معرض رای مردم قرار بدهند. اصولا آشفته شان میکنند و چه بسا اگر اینها نترسند چه دلیلی دارند اینطور بتازند. آقای خاتمی حداقل و کف خواسته ها را به طور مسالمت آمیز گفته بود و به قول شما میانه روانه و متعادل بیان کرد. آقای خاتمی شیوه اش این هست اما نتوانستند تحمل کنند و شروع به هتاکی به ایشان کردند .
پیش تر شورای نگهبان در جلساتی نظارت استصوابی به تمایل خودشان کسانی را تایید و دیگران را رد میکردند اما الان پیشرفت کردند و این اقا فرمان صادر میکند که شما اصلا حق ندارید شرکت کنید. با این حال ادعا می کنند مستبد نیستیم و مطابق قانون عمل میکنیم و همه اینها و زمین و آسمان دارند فریاد میزنند که بی قانون و مستید هستند و ادعاها همچنان باقی است.
حاکمیت حاکمیت استبدادی است. خودشان را قانون گرا مینامند اما از قانون فرسنگ ها فاصله دارند در دادگاه گفتم اگر شما نمی ترسید اجازه بدهید این سو و طرفداران یک راهپیمایی بگذارند شما هم راهپیمایی بگذارید و نظار بی طرف هم نظارت کنند تا ببینند چه کسی اکثریت دارد. اما همیشه از حضور مردم واقعی ترسیده اند.
احتمالا شنیده اید که آقای احمدی نژاد برنامه مدیریتی و بحث یارانه ها را منسوب به امام زمان دانسته ، فکر می کنید این نوع نگاه به مقدسات مذهبی علارغم نفی و اعتراض مراجع چرا تا این حد گسترده شده است و به راس دولت تسری پیدا کرده است؟
ریشه این قضیه همان سیاست های پوپولیستی و عوام فریبانه است. چون اینها در میان ملت پایگاهی ندارند می خواهند از طریق فریب عوام کارشان را پیش ببرند چون اساسا به کار علمی و کارشناسانه اعتقادی ندارند. شما دیدید که با سازمان برنامه و مدیریت به عنوان قدیمی ترین سازمان کارشناسی کشور چطور برخورد کردند و یک شبه منحل شد. برای اینکه اینها همه چیز را در تور خودشان در بیاورند و کاری به کار کارشناسی ندارند و باید از طریق مردم فریبی، عوام فریبی و سیاستهای پوپولیستی خودشان را حفظ کنند.اینها دین را ابزار کار خودشان کرده اند. دین برای حفظ استبداد و قدرت این دولت ابزار است. اینها قدرت را ابد مدت می خواهند و اینها اگر ذره ای اعتقاد به دین داشتند اینچنین عمل نمی کردند. براساس این فقه مگر ممکن است اینها بتوانند چنین فجایعی را ایجاد کنند
این همه قانون شکنی و استبداد و ظلم و جور به مردم با فقه سنتی ما و دین در منافات است از دین به عنوان ابزار استفاده میکنند و خرافات را ترویج دهند غافل از اینکه تیرشان به سنگ خواهد خورد . مردم ما آگاه تر از آن هستند که فریب این خرافات را بخورند.
این حجم از دگر اندیشان و فعالان سیاسی و دانشجویی و مردم عادی در زندان ها هست. آیا این برخوردهای حذفی موفقیتی برای آنها داشته است و توانسته جنبش سبز را سرکوب کند ؟
جنبش سبز سرکوب نشده بلکه گسترده و عمیق تر هم شده است. این جنبش چون آتش زیر خاکستر است . به هبچ وجه این کارها نمی تواند موفقیتی برای حاکمیت به وجود بیاورد جز اینکه در نگاه مردم این نظام منفور تر می شود . این حکومت با تناقضی مواجه است که حلش برایش مشکل است . به هیچ .وجه با این کارها نمی تواند جنبش را سرکوب کند
فکر می کنید حاکمیت کنونی برای برون رفت از این بحران چه باید بکند؟ اگر فرض بگیریم عقلای نظام بخواهند تصمیمی بگیرند؟
راه برون رفت همان است که آقای مهندس موسوی گفت. حداقل کاری که باید بکنند قانون اساسی را بدون تنازل اجرا کنند. تمام حق و حقوق مردم را به رسمیت بشناسند و به ویژه اصول ۳ و ۵ قانون اساسی که حق حاکمیت ملت را تصریح کرده است به رسمیت بشناسند و عملی بکنند و از مردم عذرخواهی بکنند. به خصوص از آسیب دید گان عذرخواهی بکند و جبران خسارات مادی و معنوی آنها را کنند و تمام حقوق مردم و حق حاکمیت شان را به نحو احسن اجرا کند. به نظر من عقلای نظام اگر بخواهند مسئله را حل کنند باید اینطور عمل کنند.
شما از نگاه هوارداران جنبش سبز مثل یک قهرمان به زندان بازمی گردید، در بازگشت به زندان چه پیامی از حال و هوای جامعه و طرفداران جنبش سبز برای دوستان زندانی در اوین خواهید برد؟
ایران و افراد گمنامی که فداکاری کردند و در این جنبش شهید شدند و به ویژه کسانی که در کهریزک آن صدمات غیرقابل جبران را دیدند . اینها قهرمان هستند. و اصولا مسئله قهرمان به نظر من اساسا نباید ترویج شود چون من معتقدم که همه این ملت قهرمان هستند. قهرمان واقعی سه و نیم میلیون مردمی بودند که خودجوش به خیابان آمدند و ما هم پیرو آنها هستیم. اساسا قهرمان پروری با دموکراسی و مردم سالاری خیلی جور در نمی آید و در یک دموکراسی همه قهرمان هستند .
من پیام امیدواری برایشان می برم که حتما آنها امیدوار هستند و می دانند که جنبش سبز همچنان زنده و مقاوم و پویا ست و به آینده قطعا باید امیدوار باشند که آینده روشن است . من پیامی که براشان می برم پیام امیدواری، مقاومت و سرافرازی است . همه شان روزی با سرفرازی آزاد خواهند شد.
کلمه: وقتی از آقای قدیانی می پرسیم که در آستانه بازگشت به زندان مشکلی ندارید، می گوید برای ما که مشکلی نیست. مشکل این ها است که زورگویی می کنند. ما به زندان می رویم و خیلی هم خوب است. ابوالفضل قدیانی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رییس کمیته تشکیلات این حزب است. قدیانی دیماه سال ۸۸ بازداشت شد و به زندانی چندین ماهه رفت و پس از برگزاری یک دادگاه غیر علنی با ریاست مقیسه به یکسال حبس و ۱۰۰ هزار تومان جزای نقدی محکوم شد. قدیانی از زندانیانی است که در دادگاه نسبت به کودتای انتخاباتی و احمدی نژاد اعتراض کرد و دفاعیات او که به مذاق قاضی خوش نمی آمد بارها محل منازعه قاضی و متهم شد. قدیانی حاضر نشد تقاضای تجدیدنظر کند چون معتقد است اگر قاضی عادل بود باید حکمش را پس میگرفت. با این فعال سیاسی در آستانه بازگشت به زندان، درباره شروط اصلاح طلبانه خاتمی، جنبش سبز و راه برون رفت از بحران مشروعیت حکومت گفتگو کردیم. او درباره شروط خاتمی می گوید: آنها می ترسند خود را در برابر رای آزاد مردم قرار دهند.
متن گفت و گوی کلمه با این زندانی سیاسی زمان شاه و دولت کنونی پیش روی شماست.
بنا بر خبرها شما از دادگاه تقاضای تجدیدنظر نکردید. فکر نمی کنید اگر درخواست می دادید. این حکم شکسته می شد؟
به نظرم کاهش پیدا می کرد اما مطمئن نیستم.
چرا درخواست ندادید؟
جریان این است که وکیل من تقاضای تجدیدنظر داده بود بعد از مدتها از دادگاه با وکیل من تماس گرفتند و گفتند که چرا تقاضای تجدیدنظر ندادید در حالی که وکیل همان موقع چنین درخواستی را داده بود. تازه منشی دادگاه یادش افتاده و گفته شما آوردید ولی من آن را گم کرده ام و بعد گفتند که خودش بیاد حکم را ابلاغ کنیم و خودش تقاضای تجدیدنظر بدهد و وکیل من این را گفت گفتم مگه چنین چیزی معمول هست گفت نه چنین چیزی معمول نیست و من گفتم تقاضای تجدیدنظر نم یدهم چون من از اینها تقاضایی نخواهم کرد.
من که تقاضای تشکیل دادگاه بدوی نکرده بودم که حالا برای تجدیدنظرآن درخواست بدم. اما نهایتا به اصرار وکیلم به دادگاه رفتیم و حکم را ابلاغ کردند و بعد گفتند تقاضای تجدیدنظر کنید من گفتم نه. تقاضا نمیکنم. هر کاری دوست دارید انجام بدهید. آنها گفتند ممکن است تخفیف بدهند یا تبدیل به جزای نقدی شود اما من تقاضا نکردم.
فکر می کنید چرا اصرار داشتند که شما تقاضای تجدیدنظر کنید؟
بعد از دو هفته به وکیل من گفته بودند که ما این حکم را چه کار کنیم. به وکیلم گفتم از قول من بگو شما یک حکمی دادید. این حکم یا قانونی است یا قانونی نیست. به اعتقاد من اساسا قانونی نیست. این مرادنگی را داشته باشید که حکمتان را پس بگیرید اما می دانم محال است این کار را بکنید و راه دیگرش هم اینکه حکم را به دایره اجرای احکام بفرستید. من هم آمادگی دارم به زندان برگردم و نهایتا به دایره اجرای احکام فرستاده شد. مثلا می خواستند منتی بر سر من بگذارند که من تقاضای تجدیدنظری کنم و در نتیجه این تقاضا آنها لطف کنند و تقاضای من را بپذیرند.
الان که حکم به دایره اجرای احکام رفته است. آیا قصد دارید خودتان یه زندان مراجعه کنید یا منتظر می شوید که خودشان سراغ شما بیایند؟
بله فردا روز آخر است چون طبق احضاریه ظرف ۳ روز باید مراجعه کنم وگرنه جلب می شوم. بله من ترجیح میدهم خودم فردا به زندان بازگردم. باید گفت که این حکم قطعا ناعادلانه و غیرقانونی است. نه تنها من بلکه برای هیچکدام از زندانیان سیاسی کنونی حکمشان عادلانه نیست. اتهامات من تبلیغ علیه نظام و دیگری توهین به رئیس جمهور است و برای هر دو اتهام هم اشد مجازات را به من داده اند . یکسال برای تبلیغ علیه نظام و۱۰۰ هزار تومان هم جزای نقدی برای توهین به رئیس جمهور
آیا شما این مبلغ را به حساب دادگاه واریز کردید؟
خیر پرداخت نکردم
استناد دادگاه برای اتهام توهین به رئیس جمهور چه بود؟ و آیا تناسب حقوقی با موضوع داشت؟
من گفته بودم احمدی نژاد دروغگو، ریاکار، مستبد، قانون گریز و قانون ستیز است و اینها صفات حقیقی اوست. اینها را در دفاعیه ام و در دادگاه گفتم. اینها را حمل بر توهین کردند در حالیکه اینها هیچکدام توهین نیست. توهین الفاظ رکیک و نامناسب و بد به کسی نسبت دادن را شامل میشود ولی من به احمدی نژاد فحش ندادم فقط صفات های او را برشمردم و مواردی که من گفتم توهین نبوده انتقاد بوده است.
هم اکنون بسیاری از چهره های سرشناس سازمان مجاهدین انقلاب در زندان، مرخصی و یا در آستانه اجرای حکم و بازگشت به زندان هستند. آیا این نوعی توقف اجباری سازمان یا مشارکت از سوی حاکمیت نیست؟ وقتی طرح انحلال سازمان با شکست مواجه شد؟
حتما همینطور است. اولا انحلال که کاملا غیرقانونی است به هیچ وجه من الوجوه تشریفات قانونی رعایت نشده است و حکم اساسا قانونی نیست. نه وکیل سازمان حضور داشته و نه خود ما در دادگاه بودیم و یک مطلبی را در نشریات و رسانه ها منتشر کردند که این سازمان طبق فلان دادگاه منحل شد که کاملا غیرقانونی بود و ما حکم را نپذیرفتیم.
بله متاسفانه با این محاکمات و زندان ها از طرق قضایی و امنیتی چنین توقف فعالیت احزاب و سازمان های سیاسی را به اعضای آن تحمیل می کنند.
با این احتساب فعالیت این سازمان چگونه خواهد بود با توجه به اینکه همه نیروهایش در شرایط امنیتی شدیدی هستند؟
به هر صورت سازمان بعدا تصمیماتی اتخاذ خواهد کرد ولی عجالتا تحت فشار و تعطیل است و عجالتا به اجبار تعطیلش کردند. چرا که با این فضای امنیتی که ساختند و فشارها و تحمیلاتی که بر اعضا وارد کردند عملا سازمان متوقف شده است.
همواره سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت خواسته اش انتخابات آزاد و لغو نظارت استصوابی بوده است . آقای خاتمی شروطی را درباره شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مطرح کردند. شما آن شروط را چگونه ارزیابی میکنید؟
این شروط کف خواسته های اصلاح طلبان و حداقل مطالبات آنهاست چون اگر بنا باشد این جریان سیاسی در انتخابات شرکت کنند شروطی خیلی بیش از این طلب می کند. به هرحال برداشتن نظارت استصوابی شورای نگهبان قدم اول است. همانطور که آقای خاتمی گفتند اجرای همه جانبه قانون اساسی و آزادی زندانیان سیاسی و تضمین انتخابات سالم و آزادی بیان و قلم و تجعمات و تحزب اینها باید تضمین شود و همه این موارد در قانون اساسی آمده است . طبیعتا اگر این شروط نباشد اصولا انتخابات آزاد نخواهد بود. به خصوص اینکه باید یک کمیته بی طرف بر انتخابات نظارت کند چون شورای نگهبان خودش طرف یک جریان سیاسی است و بی طرف نیست و اینها کف خواسته هاست. اما به همین شروط هم تن ندادند و چه هجمه ای کردند. اصلا اسم انتخابات آزاد اینها را می لرزاند و وحشت زده می کند.
همانطور که اشاره کردید واکنش اصول گریان نسبت به بیانات ملایم آقای خاتمی وحشت زده و هتاکانه بود و مثلا آقای جنتی در نماز جمعه گفت که آقای خاتمی اصولا اجازه شرکت در انتخابات ندارد. آیا این به معنای حذف چهره های میانه رو اصلاح طلب بوده است؟ این حملات را چگونه ارزیابی میکنید؟
بله اینها خیلی وحشت زده هستند. اینها می دانند که در جامعه پایگاه خیلی محدودی دارند و تنها اقلیتی از اینها طرفداری می کنند. آنچه که اینها را می ترساند و وحشت زده میکند انتخابات آزاد و خود را در معرض رای مردم قرار دادن است. اینها می ترسند که خودشان را در معرض رای مردم قرار بدهند. مجلس هفتم و هشتم هم مشخص بود که چطور نمایندگان چیده شده بودند. و تنها برای شکل ظاهری امر برای یک پنجم اعضا شرایط رقابتی ایجاد کرده بودند ولی حدود ۲۰۰ نماینده از قبل چیده شده بودند و در انتخابات ریاست جمهوری هم که ناظر بودیم چه کردند. تقلب و بعد هم کودتا کردند و طبیعی است که اینها می ترسند خود را در معرض رای مردم قرار بدهند. اصولا آشفته شان میکنند و چه بسا اگر اینها نترسند چه دلیلی دارند اینطور بتازند. آقای خاتمی حداقل و کف خواسته ها را به طور مسالمت آمیز گفته بود و به قول شما میانه روانه و متعادل بیان کرد. آقای خاتمی شیوه اش این هست اما نتوانستند تحمل کنند و شروع به هتاکی به ایشان کردند .
پیش تر شورای نگهبان در جلساتی نظارت استصوابی به تمایل خودشان کسانی را تایید و دیگران را رد میکردند اما الان پیشرفت کردند و این اقا فرمان صادر میکند که شما اصلا حق ندارید شرکت کنید. با این حال ادعا می کنند مستبد نیستیم و مطابق قانون عمل میکنیم و همه اینها و زمین و آسمان دارند فریاد میزنند که بی قانون و مستید هستند و ادعاها همچنان باقی است.
حاکمیت حاکمیت استبدادی است. خودشان را قانون گرا مینامند اما از قانون فرسنگ ها فاصله دارند در دادگاه گفتم اگر شما نمی ترسید اجازه بدهید این سو و طرفداران یک راهپیمایی بگذارند شما هم راهپیمایی بگذارید و نظار بی طرف هم نظارت کنند تا ببینند چه کسی اکثریت دارد. اما همیشه از حضور مردم واقعی ترسیده اند.
احتمالا شنیده اید که آقای احمدی نژاد برنامه مدیریتی و بحث یارانه ها را منسوب به امام زمان دانسته ، فکر می کنید این نوع نگاه به مقدسات مذهبی علارغم نفی و اعتراض مراجع چرا تا این حد گسترده شده است و به راس دولت تسری پیدا کرده است؟
ریشه این قضیه همان سیاست های پوپولیستی و عوام فریبانه است. چون اینها در میان ملت پایگاهی ندارند می خواهند از طریق فریب عوام کارشان را پیش ببرند چون اساسا به کار علمی و کارشناسانه اعتقادی ندارند. شما دیدید که با سازمان برنامه و مدیریت به عنوان قدیمی ترین سازمان کارشناسی کشور چطور برخورد کردند و یک شبه منحل شد. برای اینکه اینها همه چیز را در تور خودشان در بیاورند و کاری به کار کارشناسی ندارند و باید از طریق مردم فریبی، عوام فریبی و سیاستهای پوپولیستی خودشان را حفظ کنند.اینها دین را ابزار کار خودشان کرده اند. دین برای حفظ استبداد و قدرت این دولت ابزار است. اینها قدرت را ابد مدت می خواهند و اینها اگر ذره ای اعتقاد به دین داشتند اینچنین عمل نمی کردند. براساس این فقه مگر ممکن است اینها بتوانند چنین فجایعی را ایجاد کنند
این همه قانون شکنی و استبداد و ظلم و جور به مردم با فقه سنتی ما و دین در منافات است از دین به عنوان ابزار استفاده میکنند و خرافات را ترویج دهند غافل از اینکه تیرشان به سنگ خواهد خورد . مردم ما آگاه تر از آن هستند که فریب این خرافات را بخورند.
این حجم از دگر اندیشان و فعالان سیاسی و دانشجویی و مردم عادی در زندان ها هست. آیا این برخوردهای حذفی موفقیتی برای آنها داشته است و توانسته جنبش سبز را سرکوب کند ؟
جنبش سبز سرکوب نشده بلکه گسترده و عمیق تر هم شده است. این جنبش چون آتش زیر خاکستر است . به هبچ وجه این کارها نمی تواند موفقیتی برای حاکمیت به وجود بیاورد جز اینکه در نگاه مردم این نظام منفور تر می شود . این حکومت با تناقضی مواجه است که حلش برایش مشکل است . به هیچ .وجه با این کارها نمی تواند جنبش را سرکوب کند
فکر می کنید حاکمیت کنونی برای برون رفت از این بحران چه باید بکند؟ اگر فرض بگیریم عقلای نظام بخواهند تصمیمی بگیرند؟
راه برون رفت همان است که آقای مهندس موسوی گفت. حداقل کاری که باید بکنند قانون اساسی را بدون تنازل اجرا کنند. تمام حق و حقوق مردم را به رسمیت بشناسند و به ویژه اصول ۳ و ۵ قانون اساسی که حق حاکمیت ملت را تصریح کرده است به رسمیت بشناسند و عملی بکنند و از مردم عذرخواهی بکنند. به خصوص از آسیب دید گان عذرخواهی بکند و جبران خسارات مادی و معنوی آنها را کنند و تمام حقوق مردم و حق حاکمیت شان را به نحو احسن اجرا کند. به نظر من عقلای نظام اگر بخواهند مسئله را حل کنند باید اینطور عمل کنند.
شما از نگاه هوارداران جنبش سبز مثل یک قهرمان به زندان بازمی گردید، در بازگشت به زندان چه پیامی از حال و هوای جامعه و طرفداران جنبش سبز برای دوستان زندانی در اوین خواهید برد؟
ایران و افراد گمنامی که فداکاری کردند و در این جنبش شهید شدند و به ویژه کسانی که در کهریزک آن صدمات غیرقابل جبران را دیدند . اینها قهرمان هستند. و اصولا مسئله قهرمان به نظر من اساسا نباید ترویج شود چون من معتقدم که همه این ملت قهرمان هستند. قهرمان واقعی سه و نیم میلیون مردمی بودند که خودجوش به خیابان آمدند و ما هم پیرو آنها هستیم. اساسا قهرمان پروری با دموکراسی و مردم سالاری خیلی جور در نمی آید و در یک دموکراسی همه قهرمان هستند .
من پیام امیدواری برایشان می برم که حتما آنها امیدوار هستند و می دانند که جنبش سبز همچنان زنده و مقاوم و پویا ست و به آینده قطعا باید امیدوار باشند که آینده روشن است . من پیامی که براشان می برم پیام امیدواری، مقاومت و سرافرازی است . همه شان روزی با سرفرازی آزاد خواهند شد.
۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه
فخرالسادات محتشمی پور: خدایا! غیرت را به مردان ما بازگردان
در پی شکنجه زنان و دختران بند ٢٠٩
نه
جرس: فخری محتشمی پور در نامه ای به دختران بازداشتی بند 209 نوشته است: خدایا حالا که دست ما از کوتاه کردن دست جباران زمان کوتاه است تو خود کاری کن. خدایا بیداری را به ما و غیرت را به مردان ما بازگردان و دخترانمان و زنانمان و خواهرانمان را از چنگال این ناجوانمردان رهایی بخش. خدایا سلام ما را به دخترانمان و خواهرانمان که در سلول انفرادی فقط آغوش گرم تو آرامشان می کند برسان و به آنان اطمینان بده که فراموششان نکرده و نخواهیم کرد.
این نامه در حالی نوشته شد که یکی از زندانیان که بتازگی به مرخصی آمده است، از شنیدن صدای ناله زنانی سخن گفته که زیر شلاق و شکنجه فریاد می زدند و درخواست کمک می کردند.
متن کامل این نامه که در اختیار جرس قرار گرفت به این شرح است:
سلام عزیزم دخترم خواهرم
سلام برتو که هم نشین حشرات سلول انفرادیت شده ای. در سلول تار و نمور و تنگی که چندی است خانه ات شده. سلام برتو که سلول انفرادی مقام گاهت است. تار و نمور و تنگ ؟ نمی دانم شاید آن روزنه بالای سرت اندکی از نور خورشید را بتاباند بر روزهای بی زمانت که دیر می گذرد و سخت و گاهی انگار اصلا نمی گذرد. راکد می ماند و می ماسد بر روی دیواره های سلول یا بر کفش و یا سقفش! شاید پتوهای سربازی کف سلول بتواند اندکی از سرمای تن نحیفت را بگیرد شاید گرمت کند شاید لرزش بدنت را بعد از آن بازجویی های نفس گیر کاهش دهد. شاید مأمنی باشد برایت نازنینم.
سلام برتو عزیزم دخترم. سلام برتو که خواب شبت آرامش بخش نیست و انتظار روزت قرار و توان از کف ربوده. سلام برتو خواهرم که شبت عین روزت و روزت عین شبت است. کاش رهایت می کردند گوشه سلول و می رفتند پی کارشان تا تو با همه خاطرات سبزت تنها بمانی بی مزاحم بی بیگانه ای که وقت و بی وقت بیاید سراغت و خوابت را بگیرد و آرامشت را برباید.
سلام ای مستأجر موقت سلول تنهایی! کاش این روزهایت را و شب هایت را و همه لحظه هایت را برایمان تصویر می کردی و ارسال می کردی به صفحه قلبمان. کاش می توانستی با ما سخن بگویی. شکوه کنی. گلایه کنی. فریاد کنی. فریاد کنی همه دردهایت را. درد تن شلاق خورده ات را که اسیر دست نامحرم است و درد روح کتک خورده ات را که با شکنجه های سپید در هم مچاله شده است.
عزیزم مهربانم!
دوست داشتم همه تصویرهایم از تو استواری ها و پایداری هایت باشد در برابر بازجویی های مسخره و مقاومت در برابر تک نویسی ها علیه این و آن. دوست داشتم فقط صدای محکم و رسایت را بشنوم و پژواکش را در گوش جانم حس کنم .
کاش امشب مانده بودم خانه. کاش رازهای آن سوی دیوارهای بلند و رازهای بند 209 و رازهای سلول های تنگ و تار را نشنیده بودم. کاش عایق بود دیوارهای اتاق بازجویی و دیگران صدای ضجه هایتان را نمی شنیدند که بازگو کنند و خواب را از ما بگیرند. خواب را و خوراک را و آرام را و قرار را.
کاش صدای ضربات شلاق و فریادهای تو به گوش همسایگان غریب انفرادی ها نمی رسید تا همان خوش خیالی های ما ادامه می یافت و خوش باوری هایمان. کاش می توانستیم باز هم برویم و به مادران اطمینان دهیم که حال عزیزانتان خوب است. چون این برادرها اگر دین ندارند لااقل آزاده هستند و باحیا هستند و دست و دل پاک هستند و هرگز دستشان به روی عزیزان ما بلند نمی شود و شکنجه سیاه که مال قرون وسطی بود و شکنجه سپید را تاب می آورند فرزندان سبز مقاوم ما.
امشب اما من همه باورهای کودکانه ام در هم شکست . من امشب از دیار فراموشی به روزگار وقایع تلخ بازگشتم. من حالا یک مادر خشمگین هستم که خود را به در و دیوار می کوبم. خشم از آن چه بر مظلومین دربند می گذرد. در سلول هایی که از فردای کودتا پر شد تا پروژه منحوس اعتراف گیری به سرعت پیش رود و به ثمر برسد و نمایش های مسخره تلویزیونی مهیا شوند. و متحیرین حیرتشان افزون شود و متشرعین شریعت را تشکیک کنند و متوهمین در اوهام خود باقی بمانند. خشم از همه بی قانونی ها و بی مروتی ها و ستم هایی که بر عزیزانمان می رود. جگرگوشگانمان. پاره های تنمان. جوانه ها و نهال های سبزمان.
امشب اما خواب از سرم پریده است. خدایا سپاس که نگذاشتی بیش از این در خواب غفلت بمانم و در خوش خیالی هایی که این نابرادرها مزورانه سعی می کنند تحمیل کنند و خیالمان را راحت کنند که همه چیز آرام است و خوب پیش می رود و دوره پرونده سازی ها براثر اعتراف گیری های بی رحمانه که مراجع ارجمند حکم به بی اعتباری شان دادند و قانون اساسی را به یادمان آوردند، تمام شده است. خدایا سپاس که نمی گذاری به این شرایط سخت و ناگوار عادت کنیم و براثر آن خاموشی گزینیم.
من از امشب همه خواب هایم با صدای تازیانه به بی خوابی پیوند می خورد و بیداریم با تصویر زشت ترین صحنه های ممکن در زندان های کشورم و در سلول های انفرادی که مسئولین زندان را به آن راهی نیست و جز بازجو و نیروهای امنیتی را به آن راهی نیست.
خدایا حالا که دست ما از کوتاه کردن دست جباران زمان کوتاه است تو خود کاری کن. خدایا بیداری را به ما و غیرت را به مردان ما بازگردان و دخترانمان و زنانمان و خواهرانمان را از چنگال این ناجوانمردان رهایی بخش. خدایا سلام ما را به دخترانمان و خواهرانمان که در سلول انفرادی فقط آغوش گرم تو آرامشان می کند برسان و به آنان اطمینان بده که فراموششان نکرده و نخواهیم کرد. خدایا به عزیزان دربندمان استقامت و به دل مادران بی قرارشان، آرامش عطا کن.
پاورقی:خدایازنان ودختران باغیرت مارادربند209محافظت بفرمابه مردان ماغیرت عطابفرما.درزمان کلاه مخملی های دستمال یزدی بدستها کسی جرات نداشت به ناموس کسی چپ نگاه کنه بقول داش ابرام شیردونشوبیرون میکشیدن،چه بی غیرتی باخودشان آوردن این چپیه بگردنها.
آمین رب العالمین
نه
جرس: فخری محتشمی پور در نامه ای به دختران بازداشتی بند 209 نوشته است: خدایا حالا که دست ما از کوتاه کردن دست جباران زمان کوتاه است تو خود کاری کن. خدایا بیداری را به ما و غیرت را به مردان ما بازگردان و دخترانمان و زنانمان و خواهرانمان را از چنگال این ناجوانمردان رهایی بخش. خدایا سلام ما را به دخترانمان و خواهرانمان که در سلول انفرادی فقط آغوش گرم تو آرامشان می کند برسان و به آنان اطمینان بده که فراموششان نکرده و نخواهیم کرد.
این نامه در حالی نوشته شد که یکی از زندانیان که بتازگی به مرخصی آمده است، از شنیدن صدای ناله زنانی سخن گفته که زیر شلاق و شکنجه فریاد می زدند و درخواست کمک می کردند.
متن کامل این نامه که در اختیار جرس قرار گرفت به این شرح است:
سلام عزیزم دخترم خواهرم
سلام برتو که هم نشین حشرات سلول انفرادیت شده ای. در سلول تار و نمور و تنگی که چندی است خانه ات شده. سلام برتو که سلول انفرادی مقام گاهت است. تار و نمور و تنگ ؟ نمی دانم شاید آن روزنه بالای سرت اندکی از نور خورشید را بتاباند بر روزهای بی زمانت که دیر می گذرد و سخت و گاهی انگار اصلا نمی گذرد. راکد می ماند و می ماسد بر روی دیواره های سلول یا بر کفش و یا سقفش! شاید پتوهای سربازی کف سلول بتواند اندکی از سرمای تن نحیفت را بگیرد شاید گرمت کند شاید لرزش بدنت را بعد از آن بازجویی های نفس گیر کاهش دهد. شاید مأمنی باشد برایت نازنینم.
سلام برتو عزیزم دخترم. سلام برتو که خواب شبت آرامش بخش نیست و انتظار روزت قرار و توان از کف ربوده. سلام برتو خواهرم که شبت عین روزت و روزت عین شبت است. کاش رهایت می کردند گوشه سلول و می رفتند پی کارشان تا تو با همه خاطرات سبزت تنها بمانی بی مزاحم بی بیگانه ای که وقت و بی وقت بیاید سراغت و خوابت را بگیرد و آرامشت را برباید.
سلام ای مستأجر موقت سلول تنهایی! کاش این روزهایت را و شب هایت را و همه لحظه هایت را برایمان تصویر می کردی و ارسال می کردی به صفحه قلبمان. کاش می توانستی با ما سخن بگویی. شکوه کنی. گلایه کنی. فریاد کنی. فریاد کنی همه دردهایت را. درد تن شلاق خورده ات را که اسیر دست نامحرم است و درد روح کتک خورده ات را که با شکنجه های سپید در هم مچاله شده است.
عزیزم مهربانم!
دوست داشتم همه تصویرهایم از تو استواری ها و پایداری هایت باشد در برابر بازجویی های مسخره و مقاومت در برابر تک نویسی ها علیه این و آن. دوست داشتم فقط صدای محکم و رسایت را بشنوم و پژواکش را در گوش جانم حس کنم .
کاش امشب مانده بودم خانه. کاش رازهای آن سوی دیوارهای بلند و رازهای بند 209 و رازهای سلول های تنگ و تار را نشنیده بودم. کاش عایق بود دیوارهای اتاق بازجویی و دیگران صدای ضجه هایتان را نمی شنیدند که بازگو کنند و خواب را از ما بگیرند. خواب را و خوراک را و آرام را و قرار را.
کاش صدای ضربات شلاق و فریادهای تو به گوش همسایگان غریب انفرادی ها نمی رسید تا همان خوش خیالی های ما ادامه می یافت و خوش باوری هایمان. کاش می توانستیم باز هم برویم و به مادران اطمینان دهیم که حال عزیزانتان خوب است. چون این برادرها اگر دین ندارند لااقل آزاده هستند و باحیا هستند و دست و دل پاک هستند و هرگز دستشان به روی عزیزان ما بلند نمی شود و شکنجه سیاه که مال قرون وسطی بود و شکنجه سپید را تاب می آورند فرزندان سبز مقاوم ما.
امشب اما من همه باورهای کودکانه ام در هم شکست . من امشب از دیار فراموشی به روزگار وقایع تلخ بازگشتم. من حالا یک مادر خشمگین هستم که خود را به در و دیوار می کوبم. خشم از آن چه بر مظلومین دربند می گذرد. در سلول هایی که از فردای کودتا پر شد تا پروژه منحوس اعتراف گیری به سرعت پیش رود و به ثمر برسد و نمایش های مسخره تلویزیونی مهیا شوند. و متحیرین حیرتشان افزون شود و متشرعین شریعت را تشکیک کنند و متوهمین در اوهام خود باقی بمانند. خشم از همه بی قانونی ها و بی مروتی ها و ستم هایی که بر عزیزانمان می رود. جگرگوشگانمان. پاره های تنمان. جوانه ها و نهال های سبزمان.
امشب اما خواب از سرم پریده است. خدایا سپاس که نگذاشتی بیش از این در خواب غفلت بمانم و در خوش خیالی هایی که این نابرادرها مزورانه سعی می کنند تحمیل کنند و خیالمان را راحت کنند که همه چیز آرام است و خوب پیش می رود و دوره پرونده سازی ها براثر اعتراف گیری های بی رحمانه که مراجع ارجمند حکم به بی اعتباری شان دادند و قانون اساسی را به یادمان آوردند، تمام شده است. خدایا سپاس که نمی گذاری به این شرایط سخت و ناگوار عادت کنیم و براثر آن خاموشی گزینیم.
من از امشب همه خواب هایم با صدای تازیانه به بی خوابی پیوند می خورد و بیداریم با تصویر زشت ترین صحنه های ممکن در زندان های کشورم و در سلول های انفرادی که مسئولین زندان را به آن راهی نیست و جز بازجو و نیروهای امنیتی را به آن راهی نیست.
خدایا حالا که دست ما از کوتاه کردن دست جباران زمان کوتاه است تو خود کاری کن. خدایا بیداری را به ما و غیرت را به مردان ما بازگردان و دخترانمان و زنانمان و خواهرانمان را از چنگال این ناجوانمردان رهایی بخش. خدایا سلام ما را به دخترانمان و خواهرانمان که در سلول انفرادی فقط آغوش گرم تو آرامشان می کند برسان و به آنان اطمینان بده که فراموششان نکرده و نخواهیم کرد. خدایا به عزیزان دربندمان استقامت و به دل مادران بی قرارشان، آرامش عطا کن.
پاورقی:خدایازنان ودختران باغیرت مارادربند209محافظت بفرمابه مردان ماغیرت عطابفرما.درزمان کلاه مخملی های دستمال یزدی بدستها کسی جرات نداشت به ناموس کسی چپ نگاه کنه بقول داش ابرام شیردونشوبیرون میکشیدن،چه بی غیرتی باخودشان آوردن این چپیه بگردنها.
آمین رب العالمین
۱۳۸۹ دی ۱۶, پنجشنبه
هجوم مامورین وزارت اطلاعات شیراز به منزل مجید توکلی/ احضار علی توکلی به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات
هجوم مامورین وزارت اطلاعات شیراز به منزل مجید توکلی/ احضار علی توکلی به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در ادامه فشارها بر مجید توکلی به منظور موضع گیری بر علیه جنبش سبز و رهبرانش، صبح امروز تعدادی از مامورین وزارت اطلاعات شیراز به صورت وحشیانه ای به منزل پدری وی یورش بردند و ضمن تخریب وسایل منزل تمامی کتب، جزوات، کامپیوتر و سی دی های موجود در منزل را به همراه خود بردند. به گزارش دانشجونیوز، همچنین علی توکلی، برادر مجید توکلی، به دفتر پی گیری وزارت اطلاعات احضار شده است و پس از مراجعه وی به این دفتر تا کنون خبری از وضعیت وی حاصل نشده است. مامورین وزارت اطلاعات با اهالی منزل توکلی برخوردی بسیار زشت و تهدید آمیز داشته اند و در اقدامی غیرقانونی و غیرانسانی دست به تخریب و شکستن وسایل منزل پدری این فعال دانشجویی نموده اند. پیش از این مجید توکلی به همراه بهاره هدایت و مهدیه گلرو به دادستانی احضار شده بودند و پرونده جدیدی برای ایشان به اتهام نشر اکاذیب و .. باز شده بود. در جریان این احضار توکلی به شدت تحت فشار قرار گرفته است تا بر علیه رهبران جنبش سبز موضع گیری کند و نیز نامه های منتسب به وی در حمایت از جنبش سبز را تکذیب کند. در نهایت دادگاه قرار وثیقه 200 میلیونی صادر کرده است.
اگراعلام میشد ساعت 6:30 صبح برای نجات جان انسانی از خانه هایتان بیرون بیایید باز هم می آمدید؟
انبوهی از مردم در سرمای زمستان ساعت 6:30 صبح از خانه هایشان بیرون می آیند تا شاهد مرگ انسانی باشند – جالب تر اینکه در میان این مردم کسانی هم بودند که مرگ دو انسان را به نظاره نشستند و دم نزدند – آیا صحنه منزجر کننده به دار آویختن یک انسان آنقدر برایمان سرگرم کننده شده که سرمای استخوانسوز را به خواب دلچسب صبح زمستانی ترجیح میدهیم ؟ آیا این صحنه آنقدر هیجان انگیز است که از صحنه گردانان آن تشکر میکنیم ؟ کجاست آن گذشت و فداکاری که از آن دم میزنیم ؟ کجاست آن انساندوستی و محبت که به آن می نازیم ؟ ما را چه شده ؟ به کجا میرویم ؟
۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه
نگران امنیت روانی و جانی زندانیان سیاسی هستیم
چکیده : به چه حقی "زندان در زندان" ساخته و اصول مسلم قانونی را زیر پا می گذارید؟ وزارت اطلاعات که خود دستگیر کننده و شاکی زندانیان ما بوده و با اعمال نظر بر قاضیان، محکومیت های طولانی مدت را برای زندانیان ما صادر کرده ، اکنون می خواهد با دخالت در کار سازمان زندان ها و قوه قضاییه بیش از پیش بر عزیزان ما فشار وارد کند و با بحران سازی در داخل بند، فشارهای مضاعف ایجاد کرده و در امور قضایی بیشتر مداخله کند.
کلمه :جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با صدور بیانیه ای ضمن تاکید دوباره بر مطالبه اصلی خود که آزادی همه زندانیان سیاسی است،دیگر خواسته های خود را در شش بند اعلام کرده و نوشته اند «حالا که نجیبانه، احکام ناعادلانه و غیر قانونی ای که علیه عزیزان شان را صادر شده، ناگزیر تحمل می کنیم، نهادهای قانونی و قضایی ، لااقل حقوق ما و زندانیان مان را برای کاهش آلام فراهم کنند نه اینکه راهها را برای عبور از قانون در نهادهای حاکم، ببندند و مسیر ما را تغییر دهند.»
آنها دراین بیانیه بر استقرار ماموران وزارت اطلاعات در بند ۳۵۰ زندان اوین اعتراض کرده و گفته اند که « وزارت اطلاعات که خود دستگیر کننده و شاکی زندانیان ما بوده و با اعمال نظر بر قاضیان، محکومیت های طولانی مدت را برای زندانیان ما صادر کرده ، اکنون می خواهد با دخالت در کار سازمان زندان ها و قوه قضاییه بیش از پیش بر عزیزان ما فشار وارد کند و با بحران سازی در داخل بند، فشارهای مضاعف ایجاد کرده و در امور قضایی بیشتر مداخله کند.»
به گزارش کلمه، متن کامل تازه ترین بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی به شرح زیر است :
بسم رب المظلومین
گرچه مطالبه اصلی ما خانواده زندانیان سیاسی آزادی همه زندانیان سیاسی به ویژه آزادی فوری زنان و جوانان است و آن ها را مبرا از هر اتهام و بی گناهانی می دانیم که به جرم آزادی خواهی، اعتراض و انتقاد که لازمه هر حکومتی است و سیره معصومین(ع) نیز چنین بوده و حکومت های دموکراتیک از آن استقبال می کنند، اکنون گرفتار آمده اند. اما در شرایطی که آن ها حکم ناعادلانه حبس را تحمل می کنند لااقل انتظار داریم به قوانین جاری در مورد زندانیان تن داده شود و آن ها و ما به عنوان خانواده هایشان از حداقل حقوق قانونی خود محروم نباشیم. مطالبه حداقل حقوق آنها و ما انتظار ناحقی نیست چه اینکه به فرض مجرمیت، هر زندانی حقوقی دارد که باید رعایت شود.در حالی که زندانیان سیاسی بی گناه هرروز که می گذرد یا تحت اجحاف ها و بی قانونی های بیشتر قرار می گیرند یا به استمرار بی قانونی نسبت به آنها از سوی دستگاه قضایی و متولیان امور وقعی نهاده نمی شود.
۱- در داخل بند ۳۵۰ زندان اوین که زندانیان سیاسی بسیاری را در خود جای داده است، اتاقی در داخل بند و در کنار سلول های زندانیان تخلیه شده و قرار است ماموران وزارت اطلاعات آنجا مستقر شوند. این اقدام غیر قانونی در حالی صورت می گیرد که زندانیان این بند دوران محکومیت خود را سپری می کنند و طبق قانون در دوران محکومیت باید تنها تحت نظر سازمان زندان ها باشند، این عمل بی سابقه موجب عصبانیت و تحریک زندانیان و نیز خانواده های آنان شده و بارزترین نمونه ی مخدوش شدن استقلال قوه قضاییه است.وزارت اطلاعات که خود دستگیر کننده و شاکی زندانیان ما بوده و با اعمال نظر بر قاضیان، محکومیت های طولانی مدت را برای زندانیان ما صادر کرده ، اکنون می خواهد با دخالت در کار سازمان زندان ها و قوه قضاییه بیش از پیش بر عزیزان ما فشار وارد کند و با بحران سازی در داخل بند، فشارهای مضاعف ایجاد کرده و در امور قضایی بیشتر مداخله کند. از طرف دیگر قوه قضاییه که باید مجری و متولی قانون باشد، چگونه زیر بار چنین خفتی رفته و سکوت اختیار کرده است. به چه حقی زندانیان ما را به دست شاکیانِِ شان که بدون دلیل و بر اساس توهمات ساخته و پرداخته ذهنشان، ماه ها تحت فشار قرار داده و زندانی کرده ، می سپارند. ما صریحا اعلام می کنیم که در این شرایط نگران امنیت روانی و حتی جانی عزیزانمان هستیم چرا که رفتارهای نیروهای امنیتی در این دوران موجب سلب هرگونه اعتماد و اطمینان ما از آنان شده است و مسئولیت هرگونه عواقبی را مستیقما متوجه رییس قوه قضاییه و نهاد دادستانی زیر نظر آن و نیز وزارت اطلاعات دولت می دانیم.
۲- مرخصی حق زندانیان است اما برخی از زندانیان پس از انتخابات، بعد از گذشت بیش از ۱۸ ماه هنوز به مرخصی نیامده یا از مرخصی دو یا سه روزه برخوردار شده اند. درحالی که با زندانیان عادی که مرتکب جرم و جنایت شده اند چنین رفتاری نمی شود و عجیب تر از همه آن است که دادستان تهران بی هیچ استدلالی در برابر خبرنگاران می گوید که اعطای حق مرخصی به زندانیان را حق و امتیاز تلقی می کند. برای ما روشن نیست که دادستان باید از چه کسی دادستانی کند؟ چرا اگر قانون حقی برای دادستان قایل شده باشد آن را تا جای امکان به ضرر زندانیان ما به کار می گیرد؟ ما باید دادمان را از چه کسی بستانیم؟ زمانی که مجری قانون چنین برداشتی از آن ارائه می کند دیگر ما در این میان به چه کسی علاوه بر خدایی که دادستان واقعی و نهایی ماست، باید پناه ببریم؟
۳- با استناد به کدام بند قانونی، تلفن های بند ۳۵۰ اوین چند ماه است که قطع مانده؟ چه کسانی دستور قطع کلی تلفن های این بند را صادر کرده اند؟ به چه دلیل ما را حتی از شنیدن صدای همسران و فرزندان مان محروم می کنید و از چه رو فرزندان ما نباید حتی با شنیدن صدای پدر از پشت تلفن سر بر بالین بگذارند؟ چرا حتی از ارتباط تلفنی آن ها با خانواده هایشان می هراسید؟ حق تلفن کوچکترین مطالبه یک زندانی و خانواده اوست. رعایت اسناد بین المللی را نخواسته ایم حداقل به قانون و رویه موجود در خصوص حقوق زندانیان در کشور خود عمل کنید.
۴- برقراری ملاقات های حضوری طبق قانون، حق طبیعی هر زندانی به حساب می آید. به کدامین دلیل ملاقات حضوری با عزیزان دربند را از ما دریغ می کنید؟ ماههاست که زندانیان بند ۳۵۰ از ملاقات حضوری محرومند و زندانیان رجایی شهر نیز به تازگی ملاقات های حضوری شان قطع و کابینی شده است. چرا ما نباید دستان گرم همسر و فرزندانمان را لمس کنیم و فرزندانمان باید با حایل شیشه ای ضخیم و دوجداره، پدرشان را ببینند و یک لحظه به آغوش کشیدن را حسرت بکشند؟ آیا شما خود را جای ما و زندانیان مان فرض کرده اید؟ و آیا می پذیرید که روزی دیدار شما با فرزندتان چنین باشد؟ ما برای کودکان مان از شما چه باید بگوییم؟ چگونه اشک های آن ها را وقتی کودکانه به شیشه مشت می کوبند بنگریم؟ وجدان هایتان تا چه حد تحلیل رفته که چنین قسی شده اید؟
۵- زندانیان بیمار و به خصوص کهنسال که باید در کنار خانواده خود و در خارج از زندان درمان شوند، متاسفانه در زندان نگه داری یا به خانه های امن منتقل و در مواردی به طور غیرقانونی در قرنطینه نگهداری می شوند. این کار بسیار غیر انسانی، برخلاف مواد قانونی و آیین نامه سازمان زندان هاست که بخشی را به حقوق بهداشتی و درمانی زندانیان اختصاص داده است . اکنون برخی از زندانیان دچار بیمارهای حادی مانند بیماری قلبی و سرطان شده اند و با اهمال رسیدگی به آنان و امکانات اندک بهداشتی و درمانی زندان، جانشان را در معرض خطر قرار داده اند.
۶- با وجود وضع بسیار نامناسب زندانیان؛ در این بین اوضاع بند زنان از همه اسف بارتر است. این بند فاقد هرگونه امکاناتی نظیر کتابخانه، وسایل ورزشی، هواخوری و … است. زنان زندانی که به جرم های سیاسی اکنون ماه ها در زندان هستند و به احکام بسیار سنگین محکوم شده اند، کاملا غیرقانونی و غیر انسانی در بند متادون نگه داری می شوند و حتی از هواخوری هم محروم هستند. زنان نیز همچون مردان چندین ماه است که از ملاقات حضوری و تلفن که حق قانونی زندانی است، محروم هستند و این اوضاع باعث تاسف بسیار است.
ما امیدواریم حال که نجیبانه، احکام ناعادلانه و غیر قانونی ای را که علیه عزیزان مان صادر شده ، ناگزیر تحمل می کنیم، نهادهای قانونی و قضایی ، لااقل حقوق ما و زندانیان مان را برای کاهش آلام فراهم کنند نه اینکه راهها را برای عبور از قانون در نهادهای حاکم، ببندند و مسیر ما را تغییر دهند. چرا که قوه قضائیه باید بیش از دیگران پاسدار و مجری قانون باشد نه ناقض قانون و ناامید شدن از دستگاه قضایی و قانون به سود هیچ کس نخواهد بود.
خانواده بزرگ زندانیان سیاسی
کلمه :جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با صدور بیانیه ای ضمن تاکید دوباره بر مطالبه اصلی خود که آزادی همه زندانیان سیاسی است،دیگر خواسته های خود را در شش بند اعلام کرده و نوشته اند «حالا که نجیبانه، احکام ناعادلانه و غیر قانونی ای که علیه عزیزان شان را صادر شده، ناگزیر تحمل می کنیم، نهادهای قانونی و قضایی ، لااقل حقوق ما و زندانیان مان را برای کاهش آلام فراهم کنند نه اینکه راهها را برای عبور از قانون در نهادهای حاکم، ببندند و مسیر ما را تغییر دهند.»
آنها دراین بیانیه بر استقرار ماموران وزارت اطلاعات در بند ۳۵۰ زندان اوین اعتراض کرده و گفته اند که « وزارت اطلاعات که خود دستگیر کننده و شاکی زندانیان ما بوده و با اعمال نظر بر قاضیان، محکومیت های طولانی مدت را برای زندانیان ما صادر کرده ، اکنون می خواهد با دخالت در کار سازمان زندان ها و قوه قضاییه بیش از پیش بر عزیزان ما فشار وارد کند و با بحران سازی در داخل بند، فشارهای مضاعف ایجاد کرده و در امور قضایی بیشتر مداخله کند.»
به گزارش کلمه، متن کامل تازه ترین بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی به شرح زیر است :
بسم رب المظلومین
گرچه مطالبه اصلی ما خانواده زندانیان سیاسی آزادی همه زندانیان سیاسی به ویژه آزادی فوری زنان و جوانان است و آن ها را مبرا از هر اتهام و بی گناهانی می دانیم که به جرم آزادی خواهی، اعتراض و انتقاد که لازمه هر حکومتی است و سیره معصومین(ع) نیز چنین بوده و حکومت های دموکراتیک از آن استقبال می کنند، اکنون گرفتار آمده اند. اما در شرایطی که آن ها حکم ناعادلانه حبس را تحمل می کنند لااقل انتظار داریم به قوانین جاری در مورد زندانیان تن داده شود و آن ها و ما به عنوان خانواده هایشان از حداقل حقوق قانونی خود محروم نباشیم. مطالبه حداقل حقوق آنها و ما انتظار ناحقی نیست چه اینکه به فرض مجرمیت، هر زندانی حقوقی دارد که باید رعایت شود.در حالی که زندانیان سیاسی بی گناه هرروز که می گذرد یا تحت اجحاف ها و بی قانونی های بیشتر قرار می گیرند یا به استمرار بی قانونی نسبت به آنها از سوی دستگاه قضایی و متولیان امور وقعی نهاده نمی شود.
۱- در داخل بند ۳۵۰ زندان اوین که زندانیان سیاسی بسیاری را در خود جای داده است، اتاقی در داخل بند و در کنار سلول های زندانیان تخلیه شده و قرار است ماموران وزارت اطلاعات آنجا مستقر شوند. این اقدام غیر قانونی در حالی صورت می گیرد که زندانیان این بند دوران محکومیت خود را سپری می کنند و طبق قانون در دوران محکومیت باید تنها تحت نظر سازمان زندان ها باشند، این عمل بی سابقه موجب عصبانیت و تحریک زندانیان و نیز خانواده های آنان شده و بارزترین نمونه ی مخدوش شدن استقلال قوه قضاییه است.وزارت اطلاعات که خود دستگیر کننده و شاکی زندانیان ما بوده و با اعمال نظر بر قاضیان، محکومیت های طولانی مدت را برای زندانیان ما صادر کرده ، اکنون می خواهد با دخالت در کار سازمان زندان ها و قوه قضاییه بیش از پیش بر عزیزان ما فشار وارد کند و با بحران سازی در داخل بند، فشارهای مضاعف ایجاد کرده و در امور قضایی بیشتر مداخله کند. از طرف دیگر قوه قضاییه که باید مجری و متولی قانون باشد، چگونه زیر بار چنین خفتی رفته و سکوت اختیار کرده است. به چه حقی زندانیان ما را به دست شاکیانِِ شان که بدون دلیل و بر اساس توهمات ساخته و پرداخته ذهنشان، ماه ها تحت فشار قرار داده و زندانی کرده ، می سپارند. ما صریحا اعلام می کنیم که در این شرایط نگران امنیت روانی و حتی جانی عزیزانمان هستیم چرا که رفتارهای نیروهای امنیتی در این دوران موجب سلب هرگونه اعتماد و اطمینان ما از آنان شده است و مسئولیت هرگونه عواقبی را مستیقما متوجه رییس قوه قضاییه و نهاد دادستانی زیر نظر آن و نیز وزارت اطلاعات دولت می دانیم.
۲- مرخصی حق زندانیان است اما برخی از زندانیان پس از انتخابات، بعد از گذشت بیش از ۱۸ ماه هنوز به مرخصی نیامده یا از مرخصی دو یا سه روزه برخوردار شده اند. درحالی که با زندانیان عادی که مرتکب جرم و جنایت شده اند چنین رفتاری نمی شود و عجیب تر از همه آن است که دادستان تهران بی هیچ استدلالی در برابر خبرنگاران می گوید که اعطای حق مرخصی به زندانیان را حق و امتیاز تلقی می کند. برای ما روشن نیست که دادستان باید از چه کسی دادستانی کند؟ چرا اگر قانون حقی برای دادستان قایل شده باشد آن را تا جای امکان به ضرر زندانیان ما به کار می گیرد؟ ما باید دادمان را از چه کسی بستانیم؟ زمانی که مجری قانون چنین برداشتی از آن ارائه می کند دیگر ما در این میان به چه کسی علاوه بر خدایی که دادستان واقعی و نهایی ماست، باید پناه ببریم؟
۳- با استناد به کدام بند قانونی، تلفن های بند ۳۵۰ اوین چند ماه است که قطع مانده؟ چه کسانی دستور قطع کلی تلفن های این بند را صادر کرده اند؟ به چه دلیل ما را حتی از شنیدن صدای همسران و فرزندان مان محروم می کنید و از چه رو فرزندان ما نباید حتی با شنیدن صدای پدر از پشت تلفن سر بر بالین بگذارند؟ چرا حتی از ارتباط تلفنی آن ها با خانواده هایشان می هراسید؟ حق تلفن کوچکترین مطالبه یک زندانی و خانواده اوست. رعایت اسناد بین المللی را نخواسته ایم حداقل به قانون و رویه موجود در خصوص حقوق زندانیان در کشور خود عمل کنید.
۴- برقراری ملاقات های حضوری طبق قانون، حق طبیعی هر زندانی به حساب می آید. به کدامین دلیل ملاقات حضوری با عزیزان دربند را از ما دریغ می کنید؟ ماههاست که زندانیان بند ۳۵۰ از ملاقات حضوری محرومند و زندانیان رجایی شهر نیز به تازگی ملاقات های حضوری شان قطع و کابینی شده است. چرا ما نباید دستان گرم همسر و فرزندانمان را لمس کنیم و فرزندانمان باید با حایل شیشه ای ضخیم و دوجداره، پدرشان را ببینند و یک لحظه به آغوش کشیدن را حسرت بکشند؟ آیا شما خود را جای ما و زندانیان مان فرض کرده اید؟ و آیا می پذیرید که روزی دیدار شما با فرزندتان چنین باشد؟ ما برای کودکان مان از شما چه باید بگوییم؟ چگونه اشک های آن ها را وقتی کودکانه به شیشه مشت می کوبند بنگریم؟ وجدان هایتان تا چه حد تحلیل رفته که چنین قسی شده اید؟
۵- زندانیان بیمار و به خصوص کهنسال که باید در کنار خانواده خود و در خارج از زندان درمان شوند، متاسفانه در زندان نگه داری یا به خانه های امن منتقل و در مواردی به طور غیرقانونی در قرنطینه نگهداری می شوند. این کار بسیار غیر انسانی، برخلاف مواد قانونی و آیین نامه سازمان زندان هاست که بخشی را به حقوق بهداشتی و درمانی زندانیان اختصاص داده است . اکنون برخی از زندانیان دچار بیمارهای حادی مانند بیماری قلبی و سرطان شده اند و با اهمال رسیدگی به آنان و امکانات اندک بهداشتی و درمانی زندان، جانشان را در معرض خطر قرار داده اند.
۶- با وجود وضع بسیار نامناسب زندانیان؛ در این بین اوضاع بند زنان از همه اسف بارتر است. این بند فاقد هرگونه امکاناتی نظیر کتابخانه، وسایل ورزشی، هواخوری و … است. زنان زندانی که به جرم های سیاسی اکنون ماه ها در زندان هستند و به احکام بسیار سنگین محکوم شده اند، کاملا غیرقانونی و غیر انسانی در بند متادون نگه داری می شوند و حتی از هواخوری هم محروم هستند. زنان نیز همچون مردان چندین ماه است که از ملاقات حضوری و تلفن که حق قانونی زندانی است، محروم هستند و این اوضاع باعث تاسف بسیار است.
ما امیدواریم حال که نجیبانه، احکام ناعادلانه و غیر قانونی ای را که علیه عزیزان مان صادر شده ، ناگزیر تحمل می کنیم، نهادهای قانونی و قضایی ، لااقل حقوق ما و زندانیان مان را برای کاهش آلام فراهم کنند نه اینکه راهها را برای عبور از قانون در نهادهای حاکم، ببندند و مسیر ما را تغییر دهند. چرا که قوه قضائیه باید بیش از دیگران پاسدار و مجری قانون باشد نه ناقض قانون و ناامید شدن از دستگاه قضایی و قانون به سود هیچ کس نخواهد بود.
خانواده بزرگ زندانیان سیاسی
۱۳۸۹ دی ۱۴, سهشنبه
مهدی کروبی: بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از این دادگاه استقبال میکنم و برای همه مواضعم ادله محکمی دارم
مهدی کروبی با انتشار نامه سرگشادهای اعلام کرد از برگزاری دادگاهی علنی برای محاکمه خود استقبال میکند، چرا که «ادله محکم» برای تمامی مواضعش در اختیار دارد. در دو هفته اخیر، رسانههای نزدیک به اصولگرایان بر حجم تبلیغات خود علیه رهبران جنبش سبز افزودهاند. هفته گذشته عباس جعفری دولتآبادی، دادستان تهران نیز گفت محاکمه رهبران جنبش سبز قطعی است. آقای کروبی در واکنش به این فشارها اعلام کرده که «اگر آقایان در ادعاهایشان صادقند، دادگاه علنی باشد تا همه ملت که صاحبان اصلی کشورند حرفهای دو طرف را بشنوند و قضاوت کنند.» این رهبر جنبش سبز نوشته برگزاری علنی دادگاه مشخص میکند «که آیا ما برای به دست آوردن قدرت آشوب کردهایم یا حاکمیت برای انحصار طلبی، رای و ارزشها را کنار گذاشته است؟» مهدی کروبی همچنین در نامه سرگشاده خود با اشاره به برنامههای تبلیغاتی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، هواداران دولت و سخنرانان نماز جمعه در نقاط مختلف ایران را به دروغگویی و اتهام زنی متهم کرده است. مهمترین گزارههای نامه مهدی کروبی: - رسانه ملی دیگر نه بازنمای صدای مردم ایران که مبدل به رسانهای کاملاً انحصاری شده و در خدمت خواست حاکمیت قرار گرفته است. - ما در جنبش اعتراضی و آزادیخواهی خود طمع به تمجید خارجیها نداریم و هر آنچه میگوییم و میکنیم بر سبیل وظیفهای است که بر دوش خود احساس میکنیم. - اگر بنیانگذار انقلاب امروز زنده بود اصلاً کار انقلاب به جایی نمیرسید که رسانه ملی، مطبوعات، خطبههای نماز جمعه و نطقهای نمایندگان مجلس انحصاری شود. - آیا اگر امام امروز زنده بود با قوه قضائیهای که در اختیار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفته و جمعی از قضات آن تنها به ماشین امضایی برای احکام ناعادلانه تبدیل شدهاند، چه میکرد؟ - اگر امام زنده بود چه واکنشی به رواج خرافات در رسانه ملی و ادعاهایی همچون رویت هاله نور و سجاده خالی پهن کردن و ادعاهایی از این دست داشت؟ - آیا اگر امام زنده بود اجازه میداد که به بیوت مراجع این چنین حمله کرده و به آنها بیاحترامی شود؟ - اگر بنیانگذار انقلاب زنده بود به سپاهیان و بسیجیان مسلح و بیسیم به دستان اجازه نمیداد تا در کنار صندوقهای رأی بایستند و دخالت و اِعمال نفوذ در انتخابات داشته باشند. - «سرلشگر بدون لشگر» – آنچنان که آقایان، جنبش اعتراضی و گسترده مردم را توصیف میکنند – چرا چنین شما را به ترس و لرز انداخته تا با صرف هزینههای فراوان و سرکوب گسترده، به زعم خود طومار آن را بپیچانید؟ - با وجود تجربه انتخابات مجلس هشتم و اعتراضها و پیگیریهایی که در راهروهای شورای نگهبان و وزارت کشور به نتیجه نرسید، آیا مجالی برای اعتماد ما به وزارت کشور و شورای نگهبان باقی مانده است؟ - بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از این دادگاه استقبال میکنم و برای همه مواضعم ادله محکمی دارم چرا که 21 سال است با این قضیهها مدام به صورتهای مختلف درگیر بودم. منبع: سحامنیوز
۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه
کنترل ارز در بانک ها و فرودگاه ها پخش گسترده دلار و یوروی تقلبی در تهران
در هفته های اخیر، حجم غیر قابل محاسبه ای دلار و یوروی تقلبی در تهران – بویژه در بازار- پخش شده است. برای جلوگیری از دامنه گردش این پول و رسیدن آن به خارج از کشور، در فرودگاه مهرآباد و فرودگاه امام خمینی پول مسافرانی که عازم خارج از کشور هستند، شماره برداری و همراه با شماره پاسپورت و نام و مشخصات مسافر ثبت می شود. همین کنترل در بانک ها، هنگام تبدیل پول برقرار شده است.
گفته می شود، دلارها و یوروهای تقلبی چنان با دقت جعل و چاپ شده اند که جز یک چاپخانه دولتی امکان انتشار آن را نداشته است. با آنکه از پاکستان و افغانستان بعنوان مراکز چاپ این اسکناس ها نام برده می شود، در بازار تهران، همه صحبت ها از چاپ این پول ها از سوی چاپخانه بانک مرکزی جمهوری اسلامی است.
اطاق فکرامرعاص هنوزدرحال فعالیت است.
گفته می شود، دلارها و یوروهای تقلبی چنان با دقت جعل و چاپ شده اند که جز یک چاپخانه دولتی امکان انتشار آن را نداشته است. با آنکه از پاکستان و افغانستان بعنوان مراکز چاپ این اسکناس ها نام برده می شود، در بازار تهران، همه صحبت ها از چاپ این پول ها از سوی چاپخانه بانک مرکزی جمهوری اسلامی است.
اطاق فکرامرعاص هنوزدرحال فعالیت است.
۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه
از یک پیام دریافتی آگاهی مردم درد بی درمان کودتاچی ها شده
سلام و تشكر- درست از زمانی كه دولت كودتا اقدام به
حذف یارانه ها نمود اینترنت و پیام ام ام اس موبایل
ها را قطع كردند و فیلترها را آنقدر گسترده كردند كه
سرعت اینترنت دیال آپ از نصف كمتر شد. طوری
كه به یاهو به زور می شود دست یافت. خصوصا مسنجرآن.
ولی نگران نباشید. آنهایی كه می خواهند بدانند به اخبار
دست پیدا می كنند. شاید همین مسئله (آگاهى مردم)
باعت شد كه برخی زندانیان پس از کودتا در شكنجه
گاهها به این دلیل تن به تکرار گفته ها و کلمات بازجوها
و حتی نوشتن آن و یا گفتن آن دادگاه ها داده و از فشار
بر خود بکاهند که به آگاهی مردم از پشت صحنه ها یقین
پیدا کرده اند.این همه گیر دادن به موسوی و كروبی و
خاتمی در روزهای اخیر به بهانه سالگرد 9 دیماه نیز
خود بهتر گواه است بر این که حکومت می کوشد مردم
و آگاهی آنها را منحرف کند که این خود یعنی یقین داشتن
حکومت به آگاهی مردم، که اگر خلاف این بود، نیا
ز به این همه تهدید و برنامه تلویزیونی و دروغگوئی و
مغلطه نبود! كورش. پارسى
حذف یارانه ها نمود اینترنت و پیام ام ام اس موبایل
ها را قطع كردند و فیلترها را آنقدر گسترده كردند كه
سرعت اینترنت دیال آپ از نصف كمتر شد. طوری
كه به یاهو به زور می شود دست یافت. خصوصا مسنجرآن.
ولی نگران نباشید. آنهایی كه می خواهند بدانند به اخبار
دست پیدا می كنند. شاید همین مسئله (آگاهى مردم)
باعت شد كه برخی زندانیان پس از کودتا در شكنجه
گاهها به این دلیل تن به تکرار گفته ها و کلمات بازجوها
و حتی نوشتن آن و یا گفتن آن دادگاه ها داده و از فشار
بر خود بکاهند که به آگاهی مردم از پشت صحنه ها یقین
پیدا کرده اند.این همه گیر دادن به موسوی و كروبی و
خاتمی در روزهای اخیر به بهانه سالگرد 9 دیماه نیز
خود بهتر گواه است بر این که حکومت می کوشد مردم
و آگاهی آنها را منحرف کند که این خود یعنی یقین داشتن
حکومت به آگاهی مردم، که اگر خلاف این بود، نیا
ز به این همه تهدید و برنامه تلویزیونی و دروغگوئی و
مغلطه نبود! كورش. پارسى
اشتراک در:
پستها (Atom)





