۱۳۹۵ فروردین ۵, پنجشنبه

مهران مصطفوی: از نیروگاه بوشهر چه خبر؟


همانطور که قبلا قول داده بودم که به پیگیری مسئله هسته ای ایران ادامه دهم در این مقاله اطلاعات جدید بدست آمده در باره راکتور هسته ای بوشهر را در اختیار خوانندگان می گذارم. اول از اینجا آغاز می کنم که سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران اخیرا گفته است که موافقتنامه مقدماتی میان این سازمان و روس‌اتم ساخت دو نیروگاه برق اتمی در کنار نیروگاه بوشهر را در بر می‌گیرد که ظرفیت تولید هر یک از آن‌ها دست‌کم هزار مگاوات خواهد بود [1]. در خبرهای دیگر آمده بود که چینی ها هم چند راکتور کوچک هسته ای در ایران خواهند ساخت. هر چند که هنوز قرارداد مشخصی بین ایران و روسیه و یا چین امضا نشده است اما توافقنامه مقدماتی بیانگر اراده ایران به ادامه همکاری با دولت روسیه در زمینه هسته ای است. دوم یادآوری می کنم که در اوایل سال ۱۳۶۸ با سفر علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت به روسیه، موافقتنامه همکاری هسته‌ای میان دو کشور برای ساختن راکتور بوشهر تدوین شد. و سپس در ۲۴ اوت سال ۱۹۹۲ (۲ شهریور ۱۳۷۱) موافقتنامه کاملی از همکاری‌های هسته‌ای ایران و روسیه امضاء شد. و دو سال بعد از آن در نوامبر ۱۹۹۴ قرارداد تکمیل واحد اول نیروگاه به امضاء رسید. به موجب این قرارداد بنا بر این بود که ساخت نیروگاه تا پایان ۲۰۰۰ به پایان برسد. و بالاخره، نیروگاه بوشهر در عمل ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ به شبکه برق سراسری متصل شد. یعنی 10 سال دیرتر از زمان مقرر و 19 سال بعد از تصویب موافقتنامه. سوم به میزان هزینه رسمی ـ نه وافعی ـ نیروگاه بوشهر می پردازم. هزینه تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر در قرارداد اولیه با شرکت روسی “اتم استروی اکسپورت”، ۸۰۰ میلیون تا یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار اعلام شده بود [2]. مسئولان ایرانی نیز در این باره سکوت می‌کنند و مخارج این پروژه را “محرمانه” می‌خوانند. در سال 1390 در مجلس، کمیسیونی برای رسیدگی به مسئله راکتور بوشهر تشکیل شد که هرگز گزارشی منتشر نکرد. اما عسگر جلالیان عضو مجمع نمایندگان استان بوشهر در مصاحبه ای در مرداد ماه 1390 با تأکید بر این که ایران بهای سنگینی برای راه‌اندازی نیروگاه اتمی بوشهر پرداخت کرده است، گفت: «تا امروز حدود سه برابر یک نیروگاه اتمی برای نیروگاه بوشهر هزینه کرده‌ایم و روند این هزینه‌کرد‌ن‌ها و پول دادن‌ به روس‌ها همچنان ادامه دارد. اگر از روز اول به جای ادامه دادن کار ساخت نیروگاه اتمی بوشهر، کار ساخت یک نیروگاه مستقل را از گام نخست آن آغاز می‌کردیم، هم هزینه کمتری صرف ساخت نیروگاه اتمی شده بود و هم این که آن نیروگاه تا امروز به بهره‌برداری رسیده بود»[3]. اما حمید چیت‌چیان، وزیر نیروی دولت یازدهم، اول مهرماه ۹۲ در حاشیه مراسم تحویل موقت نیروگاه به بهره‌بردار ایرانی، هزینه تکمیل این تاسیسات را تلویحا ۵ میلیارد دلار اعلام کرد [4] که البته این رقم هم معلوم نیست درست باشد. فرض را بر این می گذاریم که این رقم درست است بعنی بدون در نظر گرفتن هزینه تحریمها و بدون در نظر گرفتن طولانی شدن پروژه، قیمت راکتور بوشهر، 5 برابر فیمت اولیه اش تمام شده است. چهارم به این موضوع می پردازم که میزان تولید برق نیروگاه هسته ای بوشهر چقدر است؟ برای درک این موضوع یادآوری می کنم که راکتور بوشهر یک راکتور 1000 مگاواتی است. محمود جعفری مجری نیروگاه اتمی بوشهر در تاریخ 20 فروردین 1391 یعنی 6 ماه بعد از افتتاح نیروگاه و اتصال آن به برق سراسری کشور گفت: «نیروگاه اتمی بوشهر بزرگ‌ترین تولید کننده در کشور در یک واحد نیروگاهی است و تمامی آزمایشات در این نیروگاه نیز با موفقیت پشت سر گذاشته شده است. در حال حاضر نیروگاه اتمی بوشهر با ۷۵ درصد قدرت خود و توان تولید ۷۲۰ تا ۷۳۰ مگاوات برق در حال کار و فعالیت است. مرحله بعدی کار در خرداد ماه است که نیروگاه به مرحله ۱۰۰ درصد قدرت می‌رسد.» [5] حال که بیش از 4 سال از راه اندازی این نیروگاه گذشته است می توان بیلان آن را ارائه داد و درباره لزوم خرید نیروگاههای هسته ای دیگر اندیشه کرد. متاسفانه با گذشت این مدت طولانی ـ یعنی بیش از 4 سال ـ ارقام رسمی منتشره نشان می دهد که نیروگاه بوشهر با حدود 50 درصد توان خود فعالیت می کند. برای درک این موضوع محاسبه ساده ای را انجام می دهیم. هر سال 8760 ساعت است و اگر بنا بود که نیروگاه بوشهر تمام روزهای سال کار کند و در هر روز نیز 24 ساعت کار کند باید 8760 گیگاوات ساعت برق تولید می کرد. اما کارکرد نیروگاهها همیشه کمتر از این میزان است و این میزان تنها یک تولید ایده آلی است و بطور متوسط می توان گفت که بعلل مختلف حدود 10 درصد از زمان، نیروگاه، برق تولید نمی کند. در نتیجه نیروگاه 1000 مگاواتی باید بطور معقول، 7884 گیگاوات ساعت تولید برق داشته باشد. اما طبق آمار منتشره در 18 ماه اول یعنی سالهای 90 و 91 تولید برق بسیار کم بوده که برای آغاز کار این امر قابل قبول است اما در سه سال اخیر تولید برق نیروگاه بوشهر تنها 4400 گیگاوات ساعت بوده است یعنی کمتر از 55 درصد حد معقول! برای اولین بار این مسئله را در سال گذشته در برنامه تلویزیونی افق [6] مطرح کردم که در آن آقای صفراوف که از سیاستهای روسیه دفاع می کرد من را دروغگو خواند. آنزمان تمام آمار 4 سال اخبر را در دست نداشتم اما اکنون آمار توسط سازمان انرژی جهانی منتشر شده و در آنها شبه ای نیست. [7] می دانیم که چنین کار کردی در حد 50 درصد یعنی عملا هزینه ساخت نیروگاه را دو برابر می کند. زیرا با کم تولید شدن برق در نیروگاه، تنها سوخت کمتر مصرف می شود که هزینه سوخت یک نیروگاه مانند بوشهر در مقابل هرینه های دیگر ناچیز است و بقیه هزینه های مهم بجای خود باقی است. بدینسان باز هم بدون در نظر گرفتن هزینه های نجومی تحریمها و تنها با احتساب قیمت تمام شده و کارکرد نیروگاه، این نیروگاه حدود 10 برابر رقم اولیه برای ایران تمام شده است. با توجه به اینکه که ایران منابع سرشار گاز دارد و با نیروگاههای جدید گازی میتوان تولید بسیار ارزانتر داشت و برای آینده نیز در نیروگاههای خورشیدی سرمایه گذاری نمود می فهمیم چه فرصتهای مهمی را از دست داده ایم. این نکته نیز جالب است که بدانیم هنگامی که کلنگ نیروگاه بوشهر در میانه دهه پنجاه خورشیدی زده شده، ظرفیت اسمی تولید برق در ایران به سه و نیم هزار مگاوات هم نمی‌رسید یعنی نیروگاه بوشهر آنزمان حدود یک چهارم برق ایران را می توانست تامین کند. اما بنا بر گفته وزیر نیرو حمید چیت تولید برق ایران اکنون به 75 هزار مگاوات رسیده است. [8] یعنی نیروگاه بوشهر حتی یک درصد برق ایران را نیز تامین نمی کند. و بالاخره یادآور می شوم که 5000 سانتریفوژ 50 سال پیش هم که با هم بچرخند تنها دو درصد اورانیوم این نیروگاه را که کمتر از یک درصد برق را تولید می کند تامین خواهد کرد البته اگر روسها اجازه دهند! براستی با توجه به این میزان ناچیز، چکونه می توان در قبال مسئولان بحران 12 ساله ای که کشور را به فاجعه رساند و مسئولان سرکشیدن جام زهر هسته ای موسوم به برجام که ایران را برای 25 سال تحت کنترل قدرتهای خارجی درآورده اند، سکوت کرد!؟ اما چرا نیروگاه بوشهر نمی تواند با بازدهی بالاتری کار کند. هیچ اطلاع درستی در اینباره در دست نیست و سکوت مسئولان کامل است. اما کارشناسانی که با آنها همکاری دارم سه مسئله را برای توضیح مطرح می کنند: ـ اولین و مهمترین علت می تواند این باشد که سیستمهای کنترل درست کار نمی کنند. و مسئولین می ترسند که تولید گرما را در قلب نیروگاه بالا ببرند و اینکار باعث فاجعه بزرگی شود و ترجیح می دهند احتیاط کنند. ـ دومین علت می تواند در باره سیستمهای جانبی مثل توربینها باشد که کارایی لازم را ندارند. یعنی خود نیروگاه می تواند حرارت لازم را تولید کند اما توربینها کشش لازم را ندارند. ـ و بالاخره اینکه نقص فنی مختلف ممکن است پیش آمده باشد که مربوط به دستگاهها مختلف باشد. اما 4 سال متمادی نفص فنی کمتر ممکن است اتفاق بیفتد. بهرحال هر کدام از دلایل بالا علت پائین بودن بازدهی نیروگاه بوشهر باشد قابل توجیه نیست. هر چند که اینگونه مسائل برخلاف گفته های مسئولان، قابل پیش بینی بود. اما از آنجا که رژیم ایران هرگز نگاه افتصادی به مسئله هسته ای نداشته است قادر نیست جلوی هزینه های مضاعف را بگیرد. اما اگر ایراد، موضوع سوم نباشد و یکی از دو مورد اول یا هر دوی آنها در تولید کم برق نیروگاه بوشهر دخیل باشند به این نتیجه می رسیم که نیروگاه بوشهر با یک مسئله اساسی روبروست و در آینده نیز نمی توان امیدوار بود که بازده این نیروگاه به حد معقول برسد. هر چند که قضاوت در اینمورد هنوز زود است و باید در انتظار اطلاعات جدیدتری بود. مخفی کردن اطلاعات، دردی را دوا نمی کند زیرا این اطلاعات در دست مسئولان کلیه کشورهای غربی و شرقی می باشد تنها مردم ایران، نامحرم “حق مسلم شان” هستند و همچنان هزینه قمار هسته ای رژیم ولایت فقیه را می پردازند. در اینحا بار دیگر از کسانی که برای خدمت به میهن در سازمان انرژی اتمی کار می کنند می خواهم که اطلاعاتی از این دست که در دست همه قدرتهای خارجی هست و تنها مردم ایران از آن بیخبرند را منتشر کنند تا بتوان جلوی قراردادهای ننگین دیگر از این نوع را در آینده گرفت. در آخر یادآور می شوم که طبق برجام، دولت ایران باید برنامه درازمدت هسته ای خود را در اختیار کشورهای غربی و روسیه و چین قرار می داد و اینکار انجام شده است و بر اساس توافق صورت گرفته سازمان انرژی اتمی کشور، برنامه ای به مدت 15 سال را به اطلاع آژانس بین المللی انرژی هسته ای رسانده است.[9] اما باز هم مردم ایران از این موضوع بی اطلاع هستند. زمانی که در کمیسیون مجلس از آقای صالحی و ظریف پرسیده شد که چرا برنامه دراز مدت ایران منتشر نمی شود پاسخ دادند که مصلحت نمی دانند تمام دنیا در باره برنامه مسئله هسته ای ایران مطلع شود. آیا مسخره تر از این، پاسخ دیگری وجود داشت!؟ می دانیم که طبق برجام برنامه درازمدت ایران به 28 کشور اروپایی، امریکا، روسیه و چین داده شده، واقعا رژیم ایران نگران چیست که برنامه را منتشر نمی کند؟ ________________________________________ [1]. روسیه دو نیروگاه اتمی دیگر در بوشهر می‌سازد http://dw.com/p/1BOhc [2]. در 10 بهمن 1386، احمد فیاض بخش مدیرعامل شرکتی که کارفرمایی نیروگاه بوشهر را برعهده داشت، کل هزینه نیروگاه بوشهر را یک میلیارد و 200 میلیون دلار بر آورد کرد. http://www.irna.ir/fa/NewsPrint.aspx?ID=2000641043 [3]. مهره راه‌اندازی نیروگاه بوشهر در تسبیح وعده‌های بی‌سرانجام http://www.icana.ir/Fa/News/174394 [4]. وزیر نیرو عنوان کرد؛ عرضه برق آسان و صرف جویی ۲ میلیارد دلاری انرژی فسیلی با افتتاح نیروگاه بوشهر http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-107152 [5]. نیروگاه بوشهر اکنون چه میزان برق تولید می کند؟ http://alef.ir/vdcjihevyuqextz.fsfu.html?14txt [6]. ‫بلوک های قدرت و مذاکرات اتمی ایران‎ https://www.youtube.com/watch?v=J2BgKMa_wRk [7]. آمار توسط سازمان انرژی جهانی http://www.iea.org/stats/WebGraphs/IRAN2.pdf [8]. با افتتاح یک نیروگاه جدید؛ ظرفیت تولید برق ایران افزایش یافت http://www.econews.ir/fa/c1_286463/ [9] . برنامه بلند مدت هسته ای ایران ۱۵ ساله است/ارائه برنامه به آژانس هسته ای همزمان با قرائت بیانیه مشترک http://www.icana.ir/Fa/News/295262 • بازنشر از سایت انقلاب اسلامی DW.com

۱۳۹۴ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

پیام انتخابات هفتم اسفند و گوش‌هایی که باید آن را بشنوند


پیروزی قاطع اصلاح‌طلبان در تهران و بیرون رفتن محمد یزدی و مصباح یزدی از خبرگان، از نظر بسیاری از تحلیل‌گران حاوی پیامی برای حاکمیت ایران است. آیا این پیام از سوی کسانی که باید آن را بشنوند، شنیده خواهد شد؟ نتایج انتخابات دهمین دور مجلس شورای اسلامی و پنجمین دور خبرگان رهبری کم و بیش قطعی شده است. اگرچه لیست نهایی راه‌یافتگان به دو مجلس در تمامی حوزه‌های انتخابی هنوز کامل نیست و در برخی حوزه‌ها نیز انتخابات به مرحله دوم کشیده شده اما آنچه مسلم است، نتایج زیر است: در مجلس خبرگان رهبری، رئیس کنونی این مجلس کرسی‌اش را از دست داد. مصباح یزدی، که مغز متفکر جریان تندرو شناخته می‌شود نیز به خبرگان راه پیدا نکرد. احمد جنتی، دبیر مقتدر شورای نگهبان که خود بسیاری از نامزدها را رد صلاحیت کرده بود، در رده آخر لیست برندگان تهران قرار گرفت و شنیده‌های تاییدنشده حاکی از آن است که کسب همین جایگاه نیز برای او با مصلحت صورت گرفته و در حقیقت او حذف شده بود. در مجلس شورای اسلامی، لیست ۳۰ نفره اصلاح‌طلبان در تهران به تمامی برنده شد و در حقیقت تمام صندلی‌های تهران در اختیار اصلا‌ح‌طلبان خواهد بود. نتیجه در سراسر کشور هم تاکنون حاکی از اختلاف کم اصلاح‌طلبان با اصول‌گرایان است به طوری که اگر برخی از برنده‌های مستقل را جزو اصلاح‌طلبان قلمداد کنیم، تعداد کل آنها در مجلس آینده از اصول‌گرایان بیشتر خواهد بود. صفحه ویژه: آیا این نتایج را می‌توان زیر عنوان کلی "پیروزی اصلاح‌طلبان" جمع کرد؟ اگر چنین است اصلاح‌طلبان پس از این پیروزی چه باید بکنند؟ مردمی که این پیروزی را رقم زدند جایگاهشان کجاست و آیا از این پس خواهند توانست خواسته‌های خود را از طریق مجلس پیگیری کنند؟ رضا علیجانی تحلیلگر سیاسی مقیم پاریس در گفت‌وگو با دویچه‌وله به این پرسش‌ها پاسخ داده است. او در ابتدا بر این نکته تاکید می‌کند که پیروزی اصلاح‌طلبان یک "پیروزی مرحله‌ای" است بدین معنا که یک هدف‌گیری حداقلی انجام شده بود و حالا این حداقل برآورده شده است. او نتیجه این هدف اولیه را ورود سه جریان قوی به مجلس دهم می‌داند: اصلاحطلبان، محافظهکاران و جریان مستقل. به نظر علیجانی اصلاح‌طلبان برای اولین بار بعد از مجلس ششم میتوانند یک فراکسیون مستقل و قوی داشته باشند و ضعف عملکرد فراکسیونهایشان در مجلس قبلی را جبران کنند. دستور رفع حصر؛ اولین پاسخ به پیام مردم بسیاری از تحلیل‌گران نتایج انتخابات مجلس خبرگان و شورای اسلامی را "نه" به سیاست‌های تندروانه جناح اقتدارگرا و در رأس آن خامنه‌ای می‌دانند. این گروه معتقدند که این انتخابات مانند رفراندومی بود که نظر نهایی مردم را درباره روش اداره کشور بیان کرد. علیجانی نیز گیرنده اصلی این پیام مردم را شخص خامنه‌ای می‌داند و معتقد است در حال حاضر و پس از اعلام این پیام از سوی مردم دو راه در برابر جناح تندرو وجود دارد: یکی اینکه همان مسیر قبلی را ادامه دهد و بخواهد شکست در انتخابات را یا کمرنگ کند و یا به اشتباهات تاکتیکی نسبت دهد نه استراتژیک، مثل اینکه اگر فلان کس نامزد می‌شد یا اگر فلان‌طور لیست اعلام می‌کردیم حتما برنده می‌شدیم. در حقیقت در این راه خبری از تغییر استراتژی و مسیر وجود ندارد. بیشتر بخوانید: در صورت انتخاب این مسیر، به گفته علیجانی "این سیکل معیوب ادامه پیدا می‌کند" و این به ضرر منافع ملی و نیز به زیان روند تدریجی به سوی دموکراسی است. اما راه دوم در برابر جناح اقتدارگرا این است که پیام مردم را بشنود و به آن پاسخ دهد. اولین و سریع‌ترین پاسخ نیز، از نظر علیجانی، دستور رفع حصر موسوی، کروبی و رهنورد از سوی خامنه‌ای است. او می‌گوید: «الان آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد اعلام کردهاند که رای می‌دهند. در واقع قدم اول را برای باز کردن گره کور حصر برداشتهاند. اگر به این پاسخ مثبت داده شود، اگر در کار دولت کارشکنی نشود، اگر در چرخه تصمیمگیری در مجلس همسو با دولت کارشکنی نشود میتوان امیدواریهایی داشت. من البته امید چندانی به شنیدن این پیام ندارم، ولی مطلقا هم ناامید نیستم.» "مجلس مقتدر می‌تواند فضاسازی سیاسی کند" برخی از تحلیلگران معتقدند هرچند ترکیب مجلس دهم با مجلس نهم تفاوت دارد اما اصولا مجلس در سیاست‌های کلان کشور نقش پررنگی ندارد و این شخص ولی فقیه است که این سیاست‌ها را حتی در آنجایی که در مجلس تعیین می‌شوند با یک حکم حکومتی تدوین می‌کند. رضا علیجانی در این باره می‌گوید: «بله، در سیاستهای کلان از ابتدای انقلاب تا حالا هم مجلس خیلی کارهای نبوده. ولی مجلس میتواند فضاسازی سیاسی بکند، حتی در آن تصمیمات کلان. یعنی اگر همسو با ملت باشد، ولو اینکه راس هرم سیاسی هم سیاست دیگری داشته باشد، ولی مجلس می‌تواند به نفع سیاست دیگر که همسو با دولت و افکارعمومی جامعه مدنی است، آن را تا حدی تقویت بکند. ولی پایینتر از این تصمیم‌های کلان بههرحال مجلس در رابطه با وزرا، در رابطه با بودجه کشور، در رابطه با برخی شوراهایی که مجلس هم در آن نماینده دارد و شوراهای تصمیمگیری مهمی هستند نقش دارد.» "دولت دیگر بهانه‌ای ندارد" دو سال از آغاز کار دولت روحانی می‌گذرد. در این دو سال مجلس نهم یکی از موانع اصلی دولت بر سر راه عزل و نصب وزرا، تعیین سیاست‌های اقتصادی و نیز تغییرات اندک در موضوعات فرهنگی و ا جتماعی بوده است. نتایجی که تا کنون از انتخابات مجلس دهم اعلام شده نشان می‌دهد که مجلس آینده همگام با دولت خواهد بود. آیا دولت می‌تواند از این فرصت به بهترین نحو استفاده کند؟ بیشتر بخوانید: رضا علیجانی می‌گوید: «دولت از گردنه برجام عبور کرده، از گردنه انتخابات مجلس هم عبور کرده. حالا دولت میتواند با پشتیبانی این رای با اعتماد به نفس بیشتری مطالبات اقتصادی و سیاسیای را که رایدهندگان داشتهاند محقق کند. همچنین جامعه مدنی از یکسو و فراکسیون اصلاحطلبان از سوی دیگر میتوانند هم به دولت کمک کنند و هم از دولت متوقع باشند، بهویژه در عرصه سیاست داخلی و آزادیها و حقوق بشر که دولت در آن خیلی فعال نبوده است.» به نظر این فعال سیاسی ملی مذهبی، حمایت جامعه مدنی از دولت تا کنون حمایتی نسبی و انتقادی بوده و دولت در رابطه با برخی از مسائل داخلی کارنامه قبولی ندارد. او ادامه می‌دهد: «الان دیگر به نظر من جاده برای دولت هموارتر است و حالا می‌تواند در برابر جریان تندرو و نیروهایی که مانع حرکت دولت در ساختار قدرت در ایران هستند، با استحکام بیشتری بایستد. میتواند با تحلیلهای کارشناسی قوی که حتی در مقابل آقای خامنهای قرار می‌دهد، نشان بدهد که مردم در این انتخابات به سیاست دیگری رای دادهاند.» "رفسنجانی می‌تواند در خبرگان آینده تاثیرگذار باشد" اکبر هاشمی رفسنجانی که صلاحیتش برای انتخابات ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان رد شده بود، حالا در انتخابات خبرگان با کسب بیش از دو میلیون و ۳۰۰ هزار رأی در جایگاه اول تهران قرار گرفت. مجلس خبرگان پنجم با توجه به بیماری و کهولت سن خامنه‌ای مجلس مهمی است چرا که احتمالا در دوره هشت ساله خود باید رهبر آینده ایران را تعیین کند. رأی بالای رفسنجانی در این انتخابات آیا می‌تواند میزان تاثیرگذاری او را در خبرگان آینده بالا ببرد؟ رضا علیجانی می‌گوید: «اگر آقای هاشمی در دوره انتقال از آقای خمینی به خامنهای اجماعساز بود، الان میتواند اجماع خرابکن باشد. یعنی اگر حداقل یک سوم مجلس با طیف آقای روحانی و آقای هاشمی باشند، آنها نقشآفرینی خواهند کرد. موقعی که تعیین رهبر آینده گره بخورد، امثال آقای شاهرودی و حسن روحانی می‌توانند مرضی‌الطرفین باشند و این گره را باز کنند.» بیشتر بخوانید: برخی از تحلیل‌گران معتقدند که اصولا نقش خبرگان در انتخاب رهبر آینده خیلی تعیین‌کننده نیست و احتمالا رهبر آینده در محافل پنهانی دیگری انتخاب خواهد شد. پاسخ علیجانی به این گروه این است: «فراموش نکنیم که بخش مهمی از روحانیت از عملکرد ۲۰ ساله آقای خامنهای، بهویژه در ۱۰ساله اخیر، زیاد راضی نیستند. حمایت‌هایی که از احمدینژاد در برابر روحانیت کرد، حمایتهایی که از سپاه دارد می‌کند، از مداحها میکند، بیبصیرتی مطلقی که در فرایند انتخابات ۸۸ نشان داد و دیگر اشتباهات خیلی محرز و بارز ایشان. بههرحال این نارضایتیها در روحانیت محافظهکار و ملاحظهکار سربزنگاه خودش را نشان میدهد. از آنجایی که نزدیک به ۴۰درصد مجلس خبرگان آینده بین دو جناح مشترک هستند، اگر رای آنها را سیال بدانیم، منتفی نخواهد بود اینکه در روزی که میخواهند رهبر جدید را انتخاب کنند، این رأی‌های سیال به سمت هاشمی و سیاستهای این طرفی چرخش داشته باشند.» مجموعه رأی‌هایی که نزدیک به ۳۰ میلیون از ایرانی‌ها روز هفتم اسفندماه به صندوق‌های انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری ریختند، از نظر بسیاری از کارشناسان حاوی یک پیام روشن بود. آیا گوش شنوایی برای شنیدن این پیام در حاکمیت اقتدارگرای ایران وجود دارد؟ DW.com