
۱۳۹۵ آذر ۲۰, شنبه

۱۳۹۵ آذر ۱۷, چهارشنبه
پیشنهاد تغییر واحد پول ایران از ریال به تومان به مجلس میرود
Gmail, [۰۷.۱۲.۱۶ ۱۹:۰۴]
پیشنهاد تغییر واحد پول ایران از ریال به تومان به مجلس میرود
4 ساعت پیش
همرسانی
ریال
Image caption
واحد پول ملی ایران پس از انقلاب سال پنجاه و هفت تغییر نکرد
هیئت دولت ایران جزئیات لایحه ای را تصویب کرده که بر اساس آن واحد پول ایران از ریال به تومان تغییر می کند.
در جلسه امروز هیئت دولت ایران به ریاست حسن روحانی، رئیس جمهور، مواردی از لایحه بانک مرکزی بررسی واز جمله موضوع تغییر واحد پول ملی ایران تصویب شد.
بر اساس تصمیم هیئت دولت در این لایحه واحد پول ایران، تومان و برابر با ۱۰ ریال تعیین شده است.
تغییر واحد پولی ایران به تومان باید به تصویب مجلس شورای اسلامی و تأیید شورای نگهبان برسد.
تومان دست کم یک بار تا سال ۱۳۰۸ واحد پول رسمی ایران بوده اما در این سال با اجرایی شدن "طرح اصلاح پول ملی ایران" ریال جایگزین آن شد.
تورم انباشته شده در چهار دهه اخیر باعث شده تا ریال ارزش و کارکرد خود را در مبادلات روزمره از دست بدهد و در عمل تومان جایگزین آن شود.
تغییر واحد پول ایران و حذف صفر از آن در دوره ریاست جمهوری پیشین ایران مطرح شده بود.
بانک مرکزی ایران در این دوره حتی درباره نام واحد پولی آینده و طرح اسکانس های بعدی با راه اندازی سایت "طرح اصلاح پول ملی" نظرخواهی از شهروندان را آغاز کرد اما سرانجام این طرح بدون روشن شدن تکلیف آن، رها شد.
تجربه دیگر کشورها
ایران اولین کشوری نیست که می خواهد با حذف صفر، واحد پول خود را تغییر دهد. نخستین بار پس از پایان جنگ جهانی اول، آلمان ۱۲ صفر را از واحد پول خود حذف کرد.
در آن زمان تورم بالایی در آلمان وجود داشت که مبادلات را با اسکناس های موجود ناممکن کرده بود.
در طی سالهای ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۳ میلادی نیز کشورهای مختلف جهان بیش از ۶۰ بار تعدادی صفر از واحد پول خود را حذف کردند. البته در این مدت برخی کشورها مانند برزیل و آرژانتین بیش از یک بار مجبور به حذف صفر از واحد پول خود شدند.
به طور کلی کشورهای اروپایی که آغازگر این سیاست بودند تا اواسط قرن بیستم به این روش علاقه نشان دادند و بعد از آن به ندرت در اروپا صفر از واحد پول کشوری حذف شده است.
در دهه های ۷۰ و ۸۰ میلادی نیز کشورهای آمریکای لاتین بیشتر از سایر کشورها به این تغییرات دست زدند و در دهه اخیر به ندرت کشوری به چنین تغییری نیاز پیدا کرده است. از جمله کشورهایی که به تازگی از واحد پول خود صفر حذف کرده زیمباوه است.
تورم عجیب و بسیار بالای این کشور باعث شد تا رابرت موگابه رئیس جمهور آن کشور از سال ۲۰۰۶ تاکنون در سه مقطع مختلف دستور حذف ۲۵ صفر از واحد پول این کشور را صادر کند (سال۲۰۰۶ سه صفر، سال ۲۰۰۸ ده صفر و سال ۲۰۰۹ دوازده صفر).
ترکیه نیز از جمله کشورهایی است که در سال های اخیر چنین اقدامی را با مشورت و همکاری صندوق بین المللی پول انجام داده و از تجربه های موفق حذف صفر از واحد پول محسوب می شود.
درودبه رضاشاه فقیدکه واحدپول راازتومان به ریال تبدیل کرد.تاسال 1308 واحدپول ایران تومان بود. نمیدانم دکترروحانی هرچه تورمش پائین میایدگرانی بیشترمیشود.اصل کاربایددرست شودرکودوبیکاری وحقوقهای زیرخط فقربایددرست شودتامردم بتوانندکه اجناس خانگی بخرندبایک صفربرداشتن کاردرست نخواهدشدکه بازارکسب وکارراه بیفتد. درزمان شاه فقیددلار50 ریال بوددربانک ملی ولی صرافهاارزانترمیدادند.هویدانخست وزیرشاه فقید16 سال خودکاربیک را5 ریال مردم خریدند.اقتصاددانهای ماکجاهستندکه آش انقدرشورشده آشپزهم فهمیده دارندبه سال 1308 برمیگردیم بااین همه پیش رفت چه کنیم .
۱۳۹۵ آذر ۱۱, پنجشنبه
پرسش محمود صادقی از آملی لاریجانی؛ "پرسش ملت"
۱۳۹۵ مهر ۲۹, پنجشنبه

۱۳۹۵ شهریور ۳۰, سهشنبه
سردار باقری: رسالت سپاه دشمنشناسی است
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران میگوید آمریکا بزرگترین دشمن انقلاب است و عربستان نیز دستنشانده منطقهای دشمن. جانشین فرمانده کل سپاه نیز از لزوم شکستن استخوان دشمنان حرف زد.
بیست و دومین مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه در تهران در روز شنبه ۲۷ شهریور، فرصتی برای موضعگیری سرداران سپاه در قبال مسائل امنیتی، سیاسی و اقتصادی بود. محور سخنرانیهای رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرمانده کل سپاه پاسداران و جانشیناش، "دشمن" و چگونگی رویارویی با خصم بود.
سردار محمدحسین باقری به مسائلی چون توان سپاه در تامین امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز، تشخیص نقشههای دشمن وعملیات نرم آن، برجام و توافق FATF پرداخت.
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح از جمله گفت که پاسداران نیروی دریایی سپاه، در خلیج فارس و تنگه هرمز "آمریکاییها را خاضع خود کرده و با شناورهای تندرو لرزه بر اندام آنها انداختهاند." او خودداری "دشمن" از مواجهه مستقیم و کلاسیک با نیروهای جمهوری اسلامی را ناشی از اقتدار نیروهای مسلح ایران دانست.
باقری آمریکا را بزرگترین دشمن انقلاب خواند و آل سعود را جزء دست نشاندگان منطقهای دشمنان انقلاب بر شمرد. او در لزوم مراقبت از برخی طرحهای "دشمن" گفت: «دشمن گاهی اهداف خود را از طریق برخی که در ظاهر خود را در جبهه دولت معرفی می کنند دنبال میکند که برخورداری از بصیرت انقلابی و ارزیابی با شاخصهای انقلابی راهکار شناخت دشمن است.»
بیشتر بخوانید:
فرمانده کل سپاه پاسداران، محمدعلی جعفری نیز در سخنرانی خود موضوع "دشمن" را برجسته کرد و با تاکید بر لزوم مشارکت نیروهای سپاه در "جهاد اکبر" گفت: «خطر اثرگذاری توطئههای چندین ساله دشمن در برابر انقلاب اسلامی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.» جعفری در توضیح جهاد اکبر به سخنان خامنهای در عدمتبعیت از "دشمن" در میدانهای مختلف سیاست، اقتصاد، فرهنگ و... اشاره کرد.
سردار حسین سلامی، معاون فرمانده سپاه هم در اظهارات خود از "جریان سازی دشمن" برای تغییر هویت اسلامی جوانان ایرانی و سبک زندگی آنها حرف زد و گفت: «این یک جنگ واقعی است، جنگی دارای برنامه، راهبرد و فرماندهی.» سلامی افزود این رویکرد ما را مجبور میکند که "استخوانهای دشمنان را بشکنیم."
"نفوذ دشمن روی نخبگان و باورهای مردم"
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران، در بخشی از سخنانش از تلاش دشمن برای تاثیرگذاری بر باور مردم و نخبگان جامعه یاد کرد و گفت: «دشمن امروز سعی دارد در باور و ذهن مسئولان و مدیران ما نفوذ کند؛ در صورتی که بتواند در اذهان نخبگان تزلزل ایجاد کرده و رویکرد انقلابی آنها را دچار مخاطره کند توانسته است اهداف خود را محقق کند.»
محمدحسین باقری به مورد برجام نیز پرداخت و عنوان کرد که این تجربه ثابت کرد که آمریکا قابل اعتماد نیست و به دنبال کوتاه آمدن طرف مقابل از مواضعاش است. او به بحث عضویت ایران در توافق گروه کاری مبارزه با پولشویی و تروریسم نیز پرداخت و گفت: «باید در معاملات بینالمللی توجه بسیار شود که استقلال ما زیر سؤال نرود".
بیشتر بخوانید:
باقری، سپاه را قویترین نهاد پاسدار انقلاب خواند و بر ضرورت ارتقای توان موشکی، دریایی، زمینی و قدرت بازدارندگی این نهاد تاکید ورزید.
به موازات تمرکز سه مقام ارشد نظامی روی عملیات سخت و نرم دشمن در مجمع سپاه، رئیس قوه قضاییه ایران نیز در همین نشست نسبت به نفی حکومت دینی در محافل داخلی کشور هشدار داد و از شورای نگهبان خواست مراقبت ثبت نام این گونه افراد در انتخابات باشد.
۱۳۹۵ مرداد ۲۷, چهارشنبه
مقام نظامی آمریکا: صدهزار نیروی شیعه مورد حمایت ایران در عراق میجنگند
موضع گیری نیروهای شیعه عراقی در خط مقدم نبرد با داعش در خالدیه، ۱۰۰ کیلومتری غرب بغداد -
یک مقام نظامی ارتش آمریکا روز سه شنبه گفت حدود صد هزار نیروی مسلح شیعه مورد حمایت ایران تحت عنوان "بسیج مردمی" (حشد الشعبی) در جبهههای جنگ علیه پیکارچویان داعش در عراق فعال هستند.
به گفته سخنگوی ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا در بغداد، از آغاز ظهور گروه افراطی داعش در عراق در دو سال گذشته، شمار شبه نظامیان شیعه تحت حمایت ایران به ۱۰۰ هزار نفر افزایش یافته است.
به گزارش شبکه خبری فاکس نیوز، کریستوفر گارور در پاسخ به ایمیل ارسالی آن شبکه، ضمن تایید این موضوع گفت، بیشتر این نیروها عراقی است.
وی در ادامه با اشاره به این که همه نیروهای شیعه در عراق مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران نیستند، گفت که تعداد نیروهای تحت حمایت تهران حدود ۸۰ هزار نفر برآورد میشوند.
ایالات متحده با حضور نیروهای شیعه در کنار نیروهای دولتی عراق در جنگ علیه پیکارجویان داعش مخالفتی نداشته، اما از بروز درگیریها قومی در آن کشور ابراز نگرانی کرده است.
۱۳۹۵ تیر ۹, چهارشنبه
اعلام اعتصاب غذای عمومی در حمایت از جعفر عظیم زاده توسط ۳۱۸ تن از معلمین و کارگران
۹ تیر اخبار روز
امروز سه شنبه ۸ تیر۱۳۹۵ در حمایت از جعفر عظیم زاده ۲۶۱ تن از معلمین و کارگران از جمله رسول بداقی ، اسماعیل عبدی و محمود بهشتی لنگرودی در بیانیه ای با عنوان چو عضوی بدرد آورد روز گار دگر عضوها را نماند قرار٫ اعلام کردند که روزهای پنجشنبه ۱۰ تیر تا شنبه ۱۲ تیر در حمایت از جعفرعظیم زاده دست به اعتصاب غذای عمومی خواهند زد.
متن بیانیه ایشان به این شرح است :
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوهارا نماند قرار
کارگران و معلمان ایران!
برای اعلام حمایت از جعفر عظیم زاده که ۶۰ روز است لب بر غذا فروبسته!
نام خود را در لیست درج نمایید .
تشکل های کارگری، فعالین و رهبران کارگری و معلمان و… در سطح جهانی و بین الملل از عظیم زاده اعلام حمایت کرده اند، آیا سکوت ما جایز است؟؟
عظیم زاده جوانمردی است که بخاطر فعالیت صنفی و دفاع از حقوق مظلومترین قشر این سرزمین در رنج است و از جان خویش گذشته است.
جعفر عظیم زاده رییس اتحادیه کارگران آزاد ایران و اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران در دفاع از فعالیت های قانونی و حذف اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و اجتماعی از دهم اردیبهشت دست به اعتصاب غذا زدند و جان خویش به خطر انداختند.
جعفر عظیم زاده امروز هفتم تیرماه شصتمین روز اعتصاب غذا را با حالی وخیم در بیمارستان به سر میبرد و حاضر به شکستن اعتصابش نیست!
هم اکنون ما معلمان و کارگران ایرانی در حمایت از ایشان به مدت ۲ شبانه روز از سحرگاه پنجشنبه ۹۵/۴/۱۰ تا سحرگاه شنبه ۹۵/۴/۱۲ اعتصاب غذا میکنیم.
۱_ رسول بداقی
۲_ محمود بهشتی لنگرودی
۳_ اسماعیل عبدی
۴_ محمدرضا حکیم الهی
۵_ سپیده امیدوار
۶_ محسن محمد پور
۷_ محمد دعاچی
۸_ مهین راد
۹_ حمید محسن زاده
۱۰_ اعظم خادمیان
۱۱_ منصوره عرفانیان
۱۲_ سیما سلمانی
۱۳_ وحید دهسری
۱۴_محمد نورانی
۱۵لقمان افضلی
۱۶ارسلان دهداری
۱۷زهرا بلوکی
۱۸منصوره کاشانی
۱۹علی اکبر ابراهیمی
۲۰عبدالله نظری
۲۱_ محمدرضا کشمیری
۲۲_ منیژه سلیمی
۲۳_سپیده صفاریان
۲۴_ سعید کرد کریمی
۲۵_مهری وامخواه
۲۶_حسین کرمی
۲۷٫محمد حیدری
۲۸_افسانه یزدانی مقدم
۲۹_محمدرضا فهیم
۳۰_مهران علیخانی
۳۱_محمد صادق زاده
۳۲_مریم ملایی
۳۳_کاظم انصاری
۳۴_منیژه زبیری
۳۵_مرمر نظرنژاد
۳۶_هادی خیاط مشهدی
۳۷_اکبر نیک ضمیر
۳۸_مهدی داوودی
۳۹_محبعلی شادیان
۴۰_محمدرضا رمضانزاده(بجنورد)
۴۱_مریم حسام
۴۲_حیدر علی امینی
۴۳_علی رضوانی
۴۴_مهدی جباری
۴۵_راضیه داعی
۴۶_علی رمضانی
۴۷_رضا عصمتی
۴۸_علیرضا پیراحمدی
۴۹_ صبورا صادقیان
۵۰_فرزانه ترابی
۵۱_حسن شیخ
۵۲_اسدالله سیف
۵۳_یدالله بهارستانی
۵۴_هاشم عسگری
۵۵_مهناز ابراهیمی
۵۶_بهنام محمدی
۵۷_حمید امین زاده
۵۸_زیور سید موسوی
۵۹_مهدی شاه رمضانی
۶۰_ حبیب الله زندی
۶۱_ثریا تبریزی
۶۲_جناب رضایت
۶۳_احمد صمدانی
۶۴_حکیمه بنی هاشمی
۶۵_فاطمه طوسی
۶۶_آدینه بیگی
۶۷_علی حاجی
۶۸_ مژگان طاهرخانی
۶۹_محمدرضا عباسزاده
۷۰_مجید رضوی
۷۱_محمد جودی
۷۲_شهناز افشار
۷۳_ هادی طاهری
۷۴_زهره علی اکبری
۷۵_عباس یزدی
۷۶_آزاده شیرکوند
۷۷_دکتر کاوه اقتصادی
۷۸_پروین اسفندیاری
۷۹_مرتضی الیاسی
۸۰_موسی الرضا جلیلی جشن آباد
۸۱_سید مجتبی ابطحی
۸۲_توران سرلک
۸۳_پروین صالحی
۸۴_بابک پژند
۸۵_الهه حجتی
۸۶_شهپر بامداد
۸۷_نزهت نیستانی
۸۸_مجتبی گودرزی
۸۹_علی داوودی
۹۰_سعید حق پرست(بجنورد)
۹۱_سارا سیاهپور
۹۲_سهیلا خوشبین
۹۳_پری آرام
۹۴_رخشنده سلیمی
۹۵_لطیف روزیخواه
۹۶_داوود عباسی
۹۷_میر آفا رضازاده
۹۸_ جمیله یمودی
۹۹_حسین رئیس زاده
۱۰۰_علیرضا شاه بیگی
۱۰۱_سامان فقیهی
۱۰۲_ولی میرزا سیدی
۱۰۳_سید جمال میرحسینی
۱۰۴_رضا غضنفری
۱۰۵_مجید جابری
۱۰۶_فاطمه سلیمی
۱۰۷_اشرف اسماعیل زاده
۱۰۸_سعید محمودیان
۱۰۹_مریم غریقی
۱۱۰_محمدرضا بهنام نژاد
۱۱۱_فیصل نوری
۱۱۲_پروین سلیمی
۱۱۳_خان عزیر اسماعیلی
۱۱۴_مهران مظفری
۱۱۵_فرشته بهادری زاده
۱۱۶_مریم آخوند زاده
۱۱۷_وجیهه عرب
۱۱۸_نجمه جاوید
۱۱۹_امین پالایش
۱۲۰_مجید گنودی
۱۲۱_فردین حاجی
۱۲۲_محمد حسن پوره
۱۲۳_حسین رضائی
۱۲۴_بهرام گرگان
۱۲۵_سعید باقری
۱۲۶_رضا عبدی
۱۲۷_مجید رضوی
۱۲۸_احمد جامعی
۱۲۹_محمد ایزد پناه
۱۳۰_یاور ذاتی(علی اصغر)
۱۳۱_معصومه بشارت
۱۳۲_مهدی داودی
۱۳۳_حجت سبزی
۱۳۴_زهرا خادمی
۱۳۵_پری ناز امیری
۱۳۶_شهریار قنبری
۱۳۷_سید اکبر کسائیان
۱۳۸_فرحناز حیدری
۱۳۹- احمد نور
۱۴۰_زهرا شریفان
۱۴۱_حسین سنجری
۱۴۲_لقمان ویسی
۱۴۳_مرتضی آقا بیگی
۱۴۴_قاسم فلاح
۱۴۵_محسن کامبر
۱۴۶_فاطمه غنی زاده
۱۴۷_حمید لقا
۱۴۸_سعید احمدزاده
۱۴۹_ناهید حیاتی
۱۵۰_یوسف رحیمی
۱۵۱_صفیه بسیم
۱۵۲_ارغوان جوان
۱۵۳_علی انصاری
۱۵۴_محمد اسماعیل زاده
۱۵۵_حسن باقری
۱۵۶_معصومه عسگری
۱۵۷_نادر قدیمی
۱۵۸_پروین حاجی زاده
۱۵۹_عباس اسدی
۱۶۰_خانم قنبری
۱۶۱_شاهسوند
۱۶۲_آدینه ناروی
۱۶۳_مرضیه حاجی
۱۶۴_فاطمه شابازاده
۱۶۵_حوریه فرجزاده طارانی
۱۶۶_شیوا عاملی راد
۱۶۷_شیوا محمدی
۱۶۸_منصور حسن پور
۱۶۹_سوسن احمدی
۱۷۰_عشرت صادقی
۱۷۱_ناهید صلاحمند
۱۷۲_سجاد طلوعی
۱۷۳_ناهید رنجبر
۱۷۴_احمد نوبختی
۱۷۵_حمید پرویز
۱۷۶_عارف فاتحی
۱۷۷- لیلا عظیم زاده
۱۷۸-زهرا منصوری
۱۷۹-عشرت صادقی
۱۸۰-سوسن احمدی
۱۸۱-محبوبه فرحزادی
۱۸۲_ نسرین بهمن پور
۱۸۳_آرش صادقی
۱۸۴_بهنام موسیوند
۱۸۵_وحید صیادی
۱۸۶_علی معزی
۱۸۷_امیر امیرقلی
۱۸۸_محمد عباس زاده
۱۸۹_طاهره یوسفی
۱۹۰_علی اسدی نامور
۱۹۱_شیوا رحیمی
۱۹۲_ایرج توبیهای نجف آبادی
۱۹۳_سوسن احمدی
۱۹۴_رضا احمدی
۱۹۵_مریم موری
۱۹۶_رضا غریبوند
۱۹۷_معصومه فهیمی فر
۱۹۸_مختار میرکی
۱۹۹_معصومه دهقان
۲۰۰_مینا تهمداد
۲۰۱_منیر عبدالملکیان
۲۰۲_منیر قاسمی زاده
۲۰۳_حسن محمدی
۲۰۴_مدینه حقیقت
۲۰۵_محمد قاسمی
۲۰۶_حوریه فخیمی
۲۰۷_محمود محمدزاده
۲۰۸_امین قنواتی
۲۰۹_پروین توکلی
۲۱۰_مینو انصاری
۲۱۱_عقیل نظری
۲۱۲_حسن بهرامی
۲۱۳_مرضیه عمرانی
۲۱۴_سیده لیلا علوی
۲۱۵_روح الله صابریان
۲۱۶_هایده جمیل آبادی
۲۱۷_سیما پاشا
۲۱۸_مهدی گودرزی
۲۱۹_رامین لشنی
۲۲۰_مصطفی گودرزی
۲۲۱_رامین لشنی
۲۲۲_رضا گودرزی
۲۲۳_محمد چگنی
۲۲۴_محمدحسین گودرزی
۲۲۵_آذر فیروزی
۲۲۶_حبیب رضاپور لاسکی
۲۲۷_عقیل نظری
۲۲۸_سیده زهرا رئیسی
۲۲۹_طیبه مورج
۲۳۰_ابراهیم کریمی
۲۳۱_عباس قربانی
۲۳۲_حمید فلاح
۲۳۳_رضا خزائی
۲۳۴_سیده لیلا علوی
۲۳۵_روح الله صابریان
۲۳۶_شیوا محمدی
۲۳۷_ شهناز گیشکی
۲۳۸_الیاس بختیاری
۲۳۹_فرنوش احمدی
۲۴۰_داریوش رسولی
۲۴۱_زهرا بیگی
۲۴۲_منیر جعفری
۲۴۳_حسین صداقتی
۲۴۴_میترا اسکندری
۲۴۵_شهین ایران پرست
۲۴۶_شیدا وکیلی
۲۴۷_عیسی خوشوقت
۲۴۸_مجید حاجیزاده
۲۴۹_ایرج توبه ایها(نجف آبادی)
۲۵۰_علی اکبر باغانی
۲۵۱_پروانه آل بویه
۲۵۲_محترم حبیبی
۲۵۳_مریم خلیل نژاد
۲۵۴_سهیلا شارقی
۲۵۵_محمد مهدوی فر
۲۵۶_محمد هراتی
۲۵۷_کوروش بابا مرادی
۲۵۸_بهروز حسینی
۲۵۹_حسین عسگری
۲۶۰_احمد فرد
۲۶۱_زهره داودی فر
۲۶۲_نسرین عزیزی
۲۶۳_سید مجیب آزاد
۲۶۴_مسعود عالم زاده
۲۶۵_معصومه لطفی
۲۶۶_طیبه آشفته
۲۶۷_محمود احمدی
۲۶۸_علی اکبر شکوهی نیا
۲۶۹_محمود امانی
۲۷۰_حبیب شمس
۲۷۱_علی پورعبدالهی
۲۷۲_مینو عباس پور
۲۷۳_نسرین پور حصیری
۲۷۴_مریم نوری
۲۷۵_مریم خسروی(البرز)
۲۷۶_سیما پاشا
۲۷۷_محمد غفاری
۲۷۸_هیوا پیر خضرانی
۲۷۹_رمضان کوشکستانی
۲۸۰_فریده کخستین
۲۸۱_وحیده کخستین
۲۸۲_ناهید خیل نژاد
۲۸۳_اسفندیار پیلارام
۲۸۴_حسین اکبری
۲۸۵_ژاله اسفندیاری
۲۸۶_زهرا رحمانی
۲۸۷_بهراد اسفندیاری
۲۸۸_لادن عابدی
۲۸۹_مریم رنود
۲۹۰_تاج محمد دردی نژاد
۲۹۱_حسن هنری
۲۹۲_مریم ایزدیان
۲۹۳_فاطمه قنبری
۲۹۴_عزیز قاسم زاده
۲۹۵_تیمور باقری کودکانی
۲۹۶_محمود صدیقی پور
۲۹۷_مرتضی فتاحی نیا
۲۹۸_تیمور خرسند
۲۹۹_پوریا خرسند
۳۰۰_مهسا خرسند
۳۰۱_ماریا پور علی
۳۰۲_سعید رضایی
۳۰۳_مریم کهریزی
۳۰۴_فریده گرگانی
۳۰۵_کوروش ذوالقدر
۳۰۶_مژگان عباسی
۳۰۷_حامد پسنگک
۳۰۸_محسن قاسمی
۳۰۹_مختار عابدی
۳۱۰_فرشاد محمدی
۳۱۱_علیرضا قاسمی
۳۱۲_شایان رضایی
۳۱۳_فاطمه رمضان زاده
۳۱۴_اکبر پورعلی
۳۱۵_رضا خرسندی
۳۱۶_فرزانه آقاجانپور
۳۱۷_احمد آقاجانپور
۳۱۸_رضا امیدوار
پاینوشت : اسامی حمایت کنندگان همچنان در حال افزایش است.
۱۳۹۵ فروردین ۵, پنجشنبه
مهران مصطفوی: از نیروگاه بوشهر چه خبر؟
همانطور که قبلا قول داده بودم که به پیگیری مسئله هسته ای ایران ادامه دهم در این مقاله اطلاعات جدید بدست آمده در باره راکتور هسته ای بوشهر را در اختیار خوانندگان می گذارم.
اول از اینجا آغاز می کنم که سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران اخیرا گفته است که موافقتنامه مقدماتی میان این سازمان و روساتم ساخت دو نیروگاه برق اتمی در کنار نیروگاه بوشهر را در بر میگیرد که ظرفیت تولید هر یک از آنها دستکم هزار مگاوات خواهد بود [1]. در خبرهای دیگر آمده بود که چینی ها هم چند راکتور کوچک هسته ای در ایران خواهند ساخت. هر چند که هنوز قرارداد مشخصی بین ایران و روسیه و یا چین امضا نشده است اما توافقنامه مقدماتی بیانگر اراده ایران به ادامه همکاری با دولت روسیه در زمینه هسته ای است.
دوم یادآوری می کنم که در اوایل سال ۱۳۶۸ با سفر علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت به روسیه، موافقتنامه همکاری هستهای میان دو کشور برای ساختن راکتور بوشهر تدوین شد. و سپس در ۲۴ اوت سال ۱۹۹۲ (۲ شهریور ۱۳۷۱) موافقتنامه کاملی از همکاریهای هستهای ایران و روسیه امضاء شد. و دو سال بعد از آن در نوامبر ۱۹۹۴ قرارداد تکمیل واحد اول نیروگاه به امضاء رسید. به موجب این قرارداد بنا بر این بود که ساخت نیروگاه تا پایان ۲۰۰۰ به پایان برسد. و بالاخره، نیروگاه بوشهر در عمل ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ به شبکه برق سراسری متصل شد. یعنی 10 سال دیرتر از زمان مقرر و 19 سال بعد از تصویب موافقتنامه.
سوم به میزان هزینه رسمی ـ نه وافعی ـ نیروگاه بوشهر می پردازم. هزینه تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر در قرارداد اولیه با شرکت روسی “اتم استروی اکسپورت”، ۸۰۰ میلیون تا یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار اعلام شده بود [2]. مسئولان ایرانی نیز در این باره سکوت میکنند و مخارج این پروژه را “محرمانه” میخوانند. در سال 1390 در مجلس، کمیسیونی برای رسیدگی به مسئله راکتور بوشهر تشکیل شد که هرگز گزارشی منتشر نکرد. اما عسگر جلالیان عضو مجمع نمایندگان استان بوشهر در مصاحبه ای در مرداد ماه 1390 با تأکید بر این که ایران بهای سنگینی برای راهاندازی نیروگاه اتمی بوشهر پرداخت کرده است، گفت: «تا امروز حدود سه برابر یک نیروگاه اتمی برای نیروگاه بوشهر هزینه کردهایم و روند این هزینهکردنها و پول دادن به روسها همچنان ادامه دارد. اگر از روز اول به جای ادامه دادن کار ساخت نیروگاه اتمی بوشهر، کار ساخت یک نیروگاه مستقل را از گام نخست آن آغاز میکردیم، هم هزینه کمتری صرف ساخت نیروگاه اتمی شده بود و هم این که آن نیروگاه تا امروز به بهرهبرداری رسیده بود»[3]. اما حمید چیتچیان، وزیر نیروی دولت یازدهم، اول مهرماه ۹۲ در حاشیه مراسم تحویل موقت نیروگاه به بهرهبردار ایرانی، هزینه تکمیل این تاسیسات را تلویحا ۵ میلیارد دلار اعلام کرد [4] که البته این رقم هم معلوم نیست درست باشد. فرض را بر این می گذاریم که این رقم درست است بعنی بدون در نظر گرفتن هزینه تحریمها و بدون در نظر گرفتن طولانی شدن پروژه، قیمت راکتور بوشهر، 5 برابر فیمت اولیه اش تمام شده است.
چهارم به این موضوع می پردازم که میزان تولید برق نیروگاه هسته ای بوشهر چقدر است؟ برای درک این موضوع یادآوری می کنم که راکتور بوشهر یک راکتور 1000 مگاواتی است. محمود جعفری مجری نیروگاه اتمی بوشهر در تاریخ 20 فروردین 1391 یعنی 6 ماه بعد از افتتاح نیروگاه و اتصال آن به برق سراسری کشور گفت:
«نیروگاه اتمی بوشهر بزرگترین تولید کننده در کشور در یک واحد نیروگاهی است و تمامی آزمایشات در این نیروگاه نیز با موفقیت پشت سر گذاشته شده است. در حال حاضر نیروگاه اتمی بوشهر با ۷۵ درصد قدرت خود و توان تولید ۷۲۰ تا ۷۳۰ مگاوات برق در حال کار و فعالیت است. مرحله بعدی کار در خرداد ماه است که نیروگاه به مرحله ۱۰۰ درصد قدرت میرسد.» [5]
حال که بیش از 4 سال از راه اندازی این نیروگاه گذشته است می توان بیلان آن را ارائه داد و درباره لزوم خرید نیروگاههای هسته ای دیگر اندیشه کرد. متاسفانه با گذشت این مدت طولانی ـ یعنی بیش از 4 سال ـ ارقام رسمی منتشره نشان می دهد که نیروگاه بوشهر با حدود 50 درصد توان خود فعالیت می کند. برای درک این موضوع محاسبه ساده ای را انجام می دهیم. هر سال 8760 ساعت است و اگر بنا بود که نیروگاه بوشهر تمام روزهای سال کار کند و در هر روز نیز 24 ساعت کار کند باید 8760 گیگاوات ساعت برق تولید می کرد. اما کارکرد نیروگاهها همیشه کمتر از این میزان است و این میزان تنها یک تولید ایده آلی است و بطور متوسط می توان گفت که بعلل مختلف حدود 10 درصد از زمان، نیروگاه، برق تولید نمی کند. در نتیجه نیروگاه 1000 مگاواتی باید بطور معقول، 7884 گیگاوات ساعت تولید برق داشته باشد. اما طبق آمار منتشره در 18 ماه اول یعنی سالهای 90 و 91 تولید برق بسیار کم بوده که برای آغاز کار این امر قابل قبول است اما در سه سال اخیر تولید برق نیروگاه بوشهر تنها 4400 گیگاوات ساعت بوده است یعنی کمتر از 55 درصد حد معقول! برای اولین بار این مسئله را در سال گذشته در برنامه تلویزیونی افق [6] مطرح کردم که در آن آقای صفراوف که از سیاستهای روسیه دفاع می کرد من را دروغگو خواند. آنزمان تمام آمار 4 سال اخبر را در دست نداشتم اما اکنون آمار توسط سازمان انرژی جهانی منتشر شده و در آنها شبه ای نیست. [7] می دانیم که چنین کار کردی در حد 50 درصد یعنی عملا هزینه ساخت نیروگاه را دو برابر می کند. زیرا با کم تولید شدن برق در نیروگاه، تنها سوخت کمتر مصرف می شود که هزینه سوخت یک نیروگاه مانند بوشهر در مقابل هرینه های دیگر ناچیز است و بقیه هزینه های مهم بجای خود باقی است. بدینسان باز هم بدون در نظر گرفتن هزینه های نجومی تحریمها و تنها با احتساب قیمت تمام شده و کارکرد نیروگاه، این نیروگاه حدود 10 برابر رقم اولیه برای ایران تمام شده است. با توجه به اینکه که ایران منابع سرشار گاز دارد و با نیروگاههای جدید گازی میتوان تولید بسیار ارزانتر داشت و برای آینده نیز در نیروگاههای خورشیدی سرمایه گذاری نمود می فهمیم چه فرصتهای مهمی را از دست داده ایم.
این نکته نیز جالب است که بدانیم هنگامی که کلنگ نیروگاه بوشهر در میانه دهه پنجاه خورشیدی زده شده، ظرفیت اسمی تولید برق در ایران به سه و نیم هزار مگاوات هم نمیرسید یعنی نیروگاه بوشهر آنزمان حدود یک چهارم برق ایران را می توانست تامین کند. اما بنا بر گفته وزیر نیرو حمید چیت تولید برق ایران اکنون به 75 هزار مگاوات رسیده است. [8] یعنی نیروگاه بوشهر حتی یک درصد برق ایران را نیز تامین نمی کند. و بالاخره یادآور می شوم که 5000 سانتریفوژ 50 سال پیش هم که با هم بچرخند تنها دو درصد اورانیوم این نیروگاه را که کمتر از یک درصد برق را تولید می کند تامین خواهد کرد البته اگر روسها اجازه دهند! براستی با توجه به این میزان ناچیز، چکونه می توان در قبال مسئولان بحران 12 ساله ای که کشور را به فاجعه رساند و مسئولان سرکشیدن جام زهر هسته ای موسوم به برجام که ایران را برای 25 سال تحت کنترل قدرتهای خارجی درآورده اند، سکوت کرد!؟
اما چرا نیروگاه بوشهر نمی تواند با بازدهی بالاتری کار کند. هیچ اطلاع درستی در اینباره در دست نیست و سکوت مسئولان کامل است. اما کارشناسانی که با آنها همکاری دارم سه مسئله را برای توضیح مطرح می کنند:
ـ اولین و مهمترین علت می تواند این باشد که سیستمهای کنترل درست کار نمی کنند. و مسئولین می ترسند که تولید گرما را در قلب نیروگاه بالا ببرند و اینکار باعث فاجعه بزرگی شود و ترجیح می دهند احتیاط کنند.
ـ دومین علت می تواند در باره سیستمهای جانبی مثل توربینها باشد که کارایی لازم را ندارند. یعنی خود نیروگاه می تواند حرارت لازم را تولید کند اما توربینها کشش لازم را ندارند.
ـ و بالاخره اینکه نقص فنی مختلف ممکن است پیش آمده باشد که مربوط به دستگاهها مختلف باشد. اما 4 سال متمادی نفص فنی کمتر ممکن است اتفاق بیفتد.
بهرحال هر کدام از دلایل بالا علت پائین بودن بازدهی نیروگاه بوشهر باشد قابل توجیه نیست. هر چند که اینگونه مسائل برخلاف گفته های مسئولان، قابل پیش بینی بود. اما از آنجا که رژیم ایران هرگز نگاه افتصادی به مسئله هسته ای نداشته است قادر نیست جلوی هزینه های مضاعف را بگیرد. اما اگر ایراد، موضوع سوم نباشد و یکی از دو مورد اول یا هر دوی آنها در تولید کم برق نیروگاه بوشهر دخیل باشند به این نتیجه می رسیم که نیروگاه بوشهر با یک مسئله اساسی روبروست و در آینده نیز نمی توان امیدوار بود که بازده این نیروگاه به حد معقول برسد. هر چند که قضاوت در اینمورد هنوز زود است و باید در انتظار اطلاعات جدیدتری بود. مخفی کردن اطلاعات، دردی را دوا نمی کند زیرا این اطلاعات در دست مسئولان کلیه کشورهای غربی و شرقی می باشد تنها مردم ایران، نامحرم “حق مسلم شان” هستند و همچنان هزینه قمار هسته ای رژیم ولایت فقیه را می پردازند. در اینحا بار دیگر از کسانی که برای خدمت به میهن در سازمان انرژی اتمی کار می کنند می خواهم که اطلاعاتی از این دست که در دست همه قدرتهای خارجی هست و تنها مردم ایران از آن بیخبرند را منتشر کنند تا بتوان جلوی قراردادهای ننگین دیگر از این نوع را در آینده گرفت.
در آخر یادآور می شوم که طبق برجام، دولت ایران باید برنامه درازمدت هسته ای خود را در اختیار کشورهای غربی و روسیه و چین قرار می داد و اینکار انجام شده است و بر اساس توافق صورت گرفته سازمان انرژی اتمی کشور، برنامه ای به مدت 15 سال را به اطلاع آژانس بین المللی انرژی هسته ای رسانده است.[9] اما باز هم مردم ایران از این موضوع بی اطلاع هستند. زمانی که در کمیسیون مجلس از آقای صالحی و ظریف پرسیده شد که چرا برنامه دراز مدت ایران منتشر نمی شود پاسخ دادند که مصلحت نمی دانند تمام دنیا در باره برنامه مسئله هسته ای ایران مطلع شود. آیا مسخره تر از این، پاسخ دیگری وجود داشت!؟ می دانیم که طبق برجام برنامه درازمدت ایران به 28 کشور اروپایی، امریکا، روسیه و چین داده شده، واقعا رژیم ایران نگران چیست که برنامه را منتشر نمی کند؟
________________________________________
[1]. روسیه دو نیروگاه اتمی دیگر در بوشهر میسازد
http://dw.com/p/1BOhc
[2]. در 10 بهمن 1386، احمد فیاض بخش مدیرعامل شرکتی که کارفرمایی نیروگاه بوشهر را برعهده داشت، کل هزینه نیروگاه بوشهر را یک میلیارد و 200 میلیون دلار بر آورد کرد.
http://www.irna.ir/fa/NewsPrint.aspx?ID=2000641043
[3]. مهره راهاندازی نیروگاه بوشهر در تسبیح وعدههای بیسرانجام
http://www.icana.ir/Fa/News/174394
[4]. وزیر نیرو عنوان کرد؛ عرضه برق آسان و صرف جویی ۲ میلیارد دلاری انرژی فسیلی با افتتاح نیروگاه بوشهر
http://www.ilna.ir/fa/tiny/news-107152
[5]. نیروگاه بوشهر اکنون چه میزان برق تولید می کند؟
http://alef.ir/vdcjihevyuqextz.fsfu.html?14txt
[6]. بلوک های قدرت و مذاکرات اتمی ایران
https://www.youtube.com/watch?v=J2BgKMa_wRk
[7]. آمار توسط سازمان انرژی جهانی
http://www.iea.org/stats/WebGraphs/IRAN2.pdf
[8]. با افتتاح یک نیروگاه جدید؛ ظرفیت تولید برق ایران افزایش یافت
http://www.econews.ir/fa/c1_286463/
[9] . برنامه بلند مدت هسته ای ایران ۱۵ ساله است/ارائه برنامه به آژانس هسته ای همزمان با قرائت بیانیه مشترک
http://www.icana.ir/Fa/News/295262
• بازنشر از سایت انقلاب اسلامی
DW.com
۱۳۹۴ اسفند ۱۱, سهشنبه
پیام انتخابات هفتم اسفند و گوشهایی که باید آن را بشنوند
پیروزی قاطع اصلاحطلبان در تهران و بیرون رفتن محمد یزدی و مصباح یزدی از خبرگان، از نظر بسیاری از تحلیلگران حاوی پیامی برای حاکمیت ایران است. آیا این پیام از سوی کسانی که باید آن را بشنوند، شنیده خواهد شد؟
نتایج انتخابات دهمین دور مجلس شورای اسلامی و پنجمین دور خبرگان رهبری کم و بیش قطعی شده است. اگرچه لیست نهایی راهیافتگان به دو مجلس در تمامی حوزههای انتخابی هنوز کامل نیست و در برخی حوزهها نیز انتخابات به مرحله دوم کشیده شده اما آنچه مسلم است، نتایج زیر است:
در مجلس خبرگان رهبری، رئیس کنونی این مجلس کرسیاش را از دست داد. مصباح یزدی، که مغز متفکر جریان تندرو شناخته میشود نیز به خبرگان راه پیدا نکرد. احمد جنتی، دبیر مقتدر شورای نگهبان که خود بسیاری از نامزدها را رد صلاحیت کرده بود، در رده آخر لیست برندگان تهران قرار گرفت و شنیدههای تاییدنشده حاکی از آن است که کسب همین جایگاه نیز برای او با مصلحت صورت گرفته و در حقیقت او حذف شده بود.
در مجلس شورای اسلامی، لیست ۳۰ نفره اصلاحطلبان در تهران به تمامی برنده شد و در حقیقت تمام صندلیهای تهران در اختیار اصلاحطلبان خواهد بود. نتیجه در سراسر کشور هم تاکنون حاکی از اختلاف کم اصلاحطلبان با اصولگرایان است به طوری که اگر برخی از برندههای مستقل را جزو اصلاحطلبان قلمداد کنیم، تعداد کل آنها در مجلس آینده از اصولگرایان بیشتر خواهد بود.
صفحه ویژه:
آیا این نتایج را میتوان زیر عنوان کلی "پیروزی اصلاحطلبان" جمع کرد؟ اگر چنین است اصلاحطلبان پس از این پیروزی چه باید بکنند؟ مردمی که این پیروزی را رقم زدند جایگاهشان کجاست و آیا از این پس خواهند توانست خواستههای خود را از طریق مجلس پیگیری کنند؟
رضا علیجانی تحلیلگر سیاسی مقیم پاریس در گفتوگو با دویچهوله به این پرسشها پاسخ داده است. او در ابتدا بر این نکته تاکید میکند که پیروزی اصلاحطلبان یک "پیروزی مرحلهای" است بدین معنا که یک هدفگیری حداقلی انجام شده بود و حالا این حداقل برآورده شده است. او نتیجه این هدف اولیه را ورود سه جریان قوی به مجلس دهم میداند: اصلاحطلبان، محافظهکاران و جریان مستقل.
به نظر علیجانی اصلاحطلبان برای اولین بار بعد از مجلس ششم میتوانند یک فراکسیون مستقل و قوی داشته باشند و ضعف عملکرد فراکسیونهایشان در مجلس قبلی را جبران کنند.
دستور رفع حصر؛ اولین پاسخ به پیام مردم
بسیاری از تحلیلگران نتایج انتخابات مجلس خبرگان و شورای اسلامی را "نه" به سیاستهای تندروانه جناح اقتدارگرا و در رأس آن خامنهای میدانند. این گروه معتقدند که این انتخابات مانند رفراندومی بود که نظر نهایی مردم را درباره روش اداره کشور بیان کرد.
علیجانی نیز گیرنده اصلی این پیام مردم را شخص خامنهای میداند و معتقد است در حال حاضر و پس از اعلام این پیام از سوی مردم دو راه در برابر جناح تندرو وجود دارد: یکی اینکه همان مسیر قبلی را ادامه دهد و بخواهد شکست در انتخابات را یا کمرنگ کند و یا به اشتباهات تاکتیکی نسبت دهد نه استراتژیک، مثل اینکه اگر فلان کس نامزد میشد یا اگر فلانطور لیست اعلام میکردیم حتما برنده میشدیم. در حقیقت در این راه خبری از تغییر استراتژی و مسیر وجود ندارد.
بیشتر بخوانید:
در صورت انتخاب این مسیر، به گفته علیجانی "این سیکل معیوب ادامه پیدا میکند" و این به ضرر منافع ملی و نیز به زیان روند تدریجی به سوی دموکراسی است.
اما راه دوم در برابر جناح اقتدارگرا این است که پیام مردم را بشنود و به آن پاسخ دهد. اولین و سریعترین پاسخ نیز، از نظر علیجانی، دستور رفع حصر موسوی، کروبی و رهنورد از سوی خامنهای است.
او میگوید: «الان آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد اعلام کردهاند که رای میدهند. در واقع قدم اول را برای باز کردن گره کور حصر برداشتهاند. اگر به این پاسخ مثبت داده شود، اگر در کار دولت کارشکنی نشود، اگر در چرخه تصمیمگیری در مجلس همسو با دولت کارشکنی نشود میتوان امیدواریهایی داشت. من البته امید چندانی به شنیدن این پیام ندارم، ولی مطلقا هم ناامید نیستم.»
"مجلس مقتدر میتواند فضاسازی سیاسی کند"
برخی از تحلیلگران معتقدند هرچند ترکیب مجلس دهم با مجلس نهم تفاوت دارد اما اصولا مجلس در سیاستهای کلان کشور نقش پررنگی ندارد و این شخص ولی فقیه است که این سیاستها را حتی در آنجایی که در مجلس تعیین میشوند با یک حکم حکومتی تدوین میکند.
رضا علیجانی در این باره میگوید: «بله، در سیاستهای کلان از ابتدای انقلاب تا حالا هم مجلس خیلی کارهای نبوده. ولی مجلس میتواند فضاسازی سیاسی بکند، حتی در آن تصمیمات کلان. یعنی اگر همسو با ملت باشد، ولو اینکه راس هرم سیاسی هم سیاست دیگری داشته باشد، ولی مجلس میتواند به نفع سیاست دیگر که همسو با دولت و افکارعمومی جامعه مدنی است، آن را تا حدی تقویت بکند. ولی پایینتر از این تصمیمهای کلان بههرحال مجلس در رابطه با وزرا، در رابطه با بودجه کشور، در رابطه با برخی شوراهایی که مجلس هم در آن نماینده دارد و شوراهای تصمیمگیری مهمی هستند نقش دارد.»
"دولت دیگر بهانهای ندارد"
دو سال از آغاز کار دولت روحانی میگذرد. در این دو سال مجلس نهم یکی از موانع اصلی دولت بر سر راه عزل و نصب وزرا، تعیین سیاستهای اقتصادی و نیز تغییرات اندک در موضوعات فرهنگی و ا جتماعی بوده است.
نتایجی که تا کنون از انتخابات مجلس دهم اعلام شده نشان میدهد که مجلس آینده همگام با دولت خواهد بود. آیا دولت میتواند از این فرصت به بهترین نحو استفاده کند؟
بیشتر بخوانید:
رضا علیجانی میگوید: «دولت از گردنه برجام عبور کرده، از گردنه انتخابات مجلس هم عبور کرده. حالا دولت میتواند با پشتیبانی این رای با اعتماد به نفس بیشتری مطالبات اقتصادی و سیاسیای را که رایدهندگان داشتهاند محقق کند. همچنین جامعه مدنی از یکسو و فراکسیون اصلاحطلبان از سوی دیگر میتوانند هم به دولت کمک کنند و هم از دولت متوقع باشند، بهویژه در عرصه سیاست داخلی و آزادیها و حقوق بشر که دولت در آن خیلی فعال نبوده است.»
به نظر این فعال سیاسی ملی مذهبی، حمایت جامعه مدنی از دولت تا کنون حمایتی نسبی و انتقادی بوده و دولت در رابطه با برخی از مسائل داخلی کارنامه قبولی ندارد.
او ادامه میدهد: «الان دیگر به نظر من جاده برای دولت هموارتر است و حالا میتواند در برابر جریان تندرو و نیروهایی که مانع حرکت دولت در ساختار قدرت در ایران هستند، با استحکام بیشتری بایستد. میتواند با تحلیلهای کارشناسی قوی که حتی در مقابل آقای خامنهای قرار میدهد، نشان بدهد که مردم در این انتخابات به سیاست دیگری رای دادهاند.»
"رفسنجانی میتواند در خبرگان آینده تاثیرگذار باشد"
اکبر هاشمی رفسنجانی که صلاحیتش برای انتخابات ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان رد شده بود، حالا در انتخابات خبرگان با کسب بیش از دو میلیون و ۳۰۰ هزار رأی در جایگاه اول تهران قرار گرفت.
مجلس خبرگان پنجم با توجه به بیماری و کهولت سن خامنهای مجلس مهمی است چرا که احتمالا در دوره هشت ساله خود باید رهبر آینده ایران را تعیین کند. رأی بالای رفسنجانی در این انتخابات آیا میتواند میزان تاثیرگذاری او را در خبرگان آینده بالا ببرد؟
رضا علیجانی میگوید: «اگر آقای هاشمی در دوره انتقال از آقای خمینی به خامنهای اجماعساز بود، الان میتواند اجماع خرابکن باشد. یعنی اگر حداقل یک سوم مجلس با طیف آقای روحانی و آقای هاشمی باشند، آنها نقشآفرینی خواهند کرد. موقعی که تعیین رهبر آینده گره بخورد، امثال آقای شاهرودی و حسن روحانی میتوانند مرضیالطرفین باشند و این گره را باز کنند.»
بیشتر بخوانید:
برخی از تحلیلگران معتقدند که اصولا نقش خبرگان در انتخاب رهبر آینده خیلی تعیینکننده نیست و احتمالا رهبر آینده در محافل پنهانی دیگری انتخاب خواهد شد.
پاسخ علیجانی به این گروه این است: «فراموش نکنیم که بخش مهمی از روحانیت از عملکرد ۲۰ ساله آقای خامنهای، بهویژه در ۱۰ساله اخیر، زیاد راضی نیستند. حمایتهایی که از احمدینژاد در برابر روحانیت کرد، حمایتهایی که از سپاه دارد میکند، از مداحها میکند، بیبصیرتی مطلقی که در فرایند انتخابات ۸۸ نشان داد و دیگر اشتباهات خیلی محرز و بارز ایشان. بههرحال این نارضایتیها در روحانیت محافظهکار و ملاحظهکار سربزنگاه خودش را نشان میدهد. از آنجایی که نزدیک به ۴۰درصد مجلس خبرگان آینده بین دو جناح مشترک هستند، اگر رای آنها را سیال بدانیم، منتفی نخواهد بود اینکه در روزی که میخواهند رهبر جدید را انتخاب کنند، این رأیهای سیال به سمت هاشمی و سیاستهای این طرفی چرخش داشته باشند.»
مجموعه رأیهایی که نزدیک به ۳۰ میلیون از ایرانیها روز هفتم اسفندماه به صندوقهای انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری ریختند، از نظر بسیاری از کارشناسان حاوی یک پیام روشن بود. آیا گوش شنوایی برای شنیدن این پیام در حاکمیت اقتدارگرای ایران وجود دارد؟
DW.com
۱۳۹۴ بهمن ۱۸, یکشنبه
نظر ابتکار درباره آمادگی شهرداری برای مدیریت آلودگی هوا
» سرویس: اجتماعي - محيط زيست
کد خبر: 94111610134
جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۰۹:۴۳
مدتی پیش محمدباقر قالیباف از آمادگی شهرداری برای مقابله با آلودگی هوای تهران درصورت واگذاری اختیارات سخن گفته بود و از برنامه شهرداری و انجام مطالعاتی در این باره نیز خبر داده بود.
معصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در گفتوگو با ایسنا در این باره گفت: شهرداری باید به تکالیف مشخص شده خود از سوی دولت در زمینه کاهش آلودگی هوا عمل کند و امکان سپردن امور کلان و نظارت به شهرداری وجود ندارد چون بسیاری از اختیارات در حوزه شهرداری نیست.
ابتکار در گفتوگو با خبرنگار «محیط زیست» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) با اشاره به اینکه بخشها و دستگاههای مختلف در مقابله با آلودگی هوا نقش دارند که یکی از آنها شهرداری است، گفت: شهرداری باید مجموعه اقداماتی را در این زمینه انجام دهد و تاکنون هم یکی ازجمله بخشهای موثر در کاهش آلودگی هوا بوده است.
امکان سپردن کلان نظارت به شهرداری وجود ندارد
وی با بیان اینکه شهرداری تهران اقدامات خوبی در بحث مقابله با آلودگی هوا داشته است، افزود: سازمان محیط زیست آمادگی هر نوع همکاری را با شهرداری در زمینه کاهش آلودگی هوا دارد و نماینده این بخش در کارگروه ملی و استانی کاهش آلودگی هوا حضور دارد. همچنین در حال حاضر بخش زیادی از پایشها به طور مشترک با شهرداری انجام میشود ولی امکان سپردن کلان نظارت به شهرداری وجود ندارد چون بسیاری از اختیارات در حوزه شهرداری نیست.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست تاکید کرد: کشور نمیتواند اختیار موضوعات کلان همچون نظارت بر تولید خودروها را به یک شهرداری واگذار کند.
وی با بیان اینکه از رده خارج کردن خودروهای فرسوده که به بحث واردات و تعرفهها مربوط است، برنامه ملی است اظهار کرد: ارتقای استانداردهای خودروسازی کشور و لزوم رعایت استاندارد یورو 4 بحث ملی است و سازمان محیط زیست به طور مستمر بر خطوط تولید خودروی کشور نظارت میکنند و شهرداری چه طور میتواند این کار را انجام دهد.
شهرداری باید به تکالیف مشخص شده از سوی دولت در زمینه کاهش آلودگی عمل کند
ابتکار با اشاره به اینکه چطور میتوان واگذاری نظارت بر تولید بنزین در پالایشگاه اهواز را به شهرداری تهران سپرد، افزود: بخش مهمی از سیاستهای مقابله با آلودگی هوا در سطح ملی هدایت میشود و دولت هم برای کاهش آلودگی بستهای دارد و در حال اجرای آن است و شهرداری نیز باید به تکالیف خود در این زمینه عمل کند.
وی با تاکید بر اینکه بخشی از مسئولیت کاهش آلودگی هوا بر عهده شهرداری است، گفت: شهرداری نمیتواند تکالیف ملی چون یکپارچهسازی معاینه فنی را انجام دهد زیرا این مسئله علاوه بر شهرداری به راهور ناجا نیز مربوط است و شهرداری نمیتواند بر راهور ناجا نظارت داشته باشد و از آن درخواست همکاری برای یکپارچهسازی معاینه فنی را بکند، بلکه این وظیفه وزارت کشور است که بر عملکرد راهور ناجا نظارت داشته باشد.
سازمان محیط زیست به طور ادواری از جایگاههای سوخت نمونهگیری میکند
رئیس سازمان حفاظت محیط افزود: ارتقای کیفیت بنزین و گازوئیل بحث ملی و وظیفه وزارت نفت است و سازمان حفاظت محیط زیست به طور ادواری از تمام جایگاههای سوخت کشور نمونه گیری کرده و بنزین و گازوئیل را با استانداردها انطباق میدهد و این اقدام از عهده شهرداری خارج است.
ابتکار با تاکید بر اینکه سازمان محیط زیست میتواند برخی تکالیف خود را برونسپاری کند، گفت: در حال حاضر بخش زیادی از پایشها به طور مشترک با شهرداری انجام میشود ولی امکان سپردن کلان نظارت به شهرداری وجود ندارد چون بسیاری از اختیارات در حوزه شهرداری نیست.
وی در پایان خاطرنشان کرد: در حال حاضر نیز بخشهایی از کار نظارت به شهرداری سپرده شده و همکاری بسیار خوبی هم بین سازمان محیط زیست و شهرداری وجود دارد که امیدواریم این همکاریها تداوم یابد.
انتهای پیام
۱۳۹۴ دی ۲۰, یکشنبه
برخی را نمیشود زد؛ بعضی را میتوان کشت
۱- دشوار میتوان در این ارزیابی تشکیک کرد که ریاض یکی از برآشفتگان از توافق هستهای تهران و غرب است. اگر این مفروض پذیرفته شود، و اگر نقش موثر و منفی عربستان در بحران منطقه و سر بر کشیدن و جولان داعش مورد تشکیک قرار نگیرد، در اینصورت نمیتوان استقبال رژیم سعودی از تشدید دوقطبیسازی در منطقه و چالش جدید با جمهوری اسلامی را بیراه توصیف کرد. آنجا که ریاض در مقام استیلاجویی و تثبیت چهره کمرنگشده و بازسازی جایگاه ژئوپلیتیک و سیما و اقتدار خود در منطقه، همزمان با نزدیک شدن مستقیم و غیرمستقیم به ترکیه و حتی اسرائیل، نسبت به کشمکش با تهران یا تلاش برای تضعیف رقیب منطقهای خود و حتی کوبیدن بر طبل اختلاف مذهبی، بیپروایی نشان میدهد.
از این منظر، اعدام شیخ نمر میتواند با عنایت به وجود باندهای تندرو و صلحستیز در جمهوری اسلامی، اقدامی هدفمند در زمانه پسابرجام و ناکامی در یمن و بحران اقتصادی مترتب بر سقوط بهای نفت ارزیابی شود. اقدامی که همزمان با ارزیابی واقعبینانه از رقابتهای تند جناحی در ایران و رویکردهای صلحستیزان، پاسخی سریع و توأم با نتایج راضیکننده برای ریاض دریافت میکند.
حاصل این بده ـ بستان تندروها در دو سو، ناامنی و بیثباتی بیشتر در منطقه، و البته تداوم تعلیق و رکود در اقتصاد خسته و فرسوده ایران خواهد بود.
۲ – با وجود انتقاد برخی چهرههای شاخص اردوگاه اقتدارگرایی از حمله به سفارت و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد (ازجمله موضع رییس و معاون قوه قضاییه)، خروجی اظهارنظرها و بازوهای رسانهای و پایگاههای خبری آنان، فاصلهای محسوس با اهمیت موضوع و پیامدهای منفی آن دارد.
صادق لاریجانی، رییس منصوب رهبری نظام در دستگاه قضایی، حمله به سفارت عربستان را حرکتی «غلط و غیرمنطقی و نامعقول» توصیف میکند اما معتقد است: «تعرض به سفارتخانه هیچ اثری ندارد.» احمد خاتمی از دیگر سخنگویان بارز اقتدارگرایی، و امام جمعه منصوب ولی فقیه هم معتقد است که «ما با هجمه به سفارتخانه و آتش زدن آن چیزی به دست نمیآوریم.»
مکث در این دست دیدگاهها، آشکارا بیاعتنایی تندروها را با مفهوم «منافع ملی» ملموس میکند، و از زیست سیاسی و اقتدار آنان در بحران و زیر چتر سرکوب، پرده برمیگیرد.
۳- تندترین موضع در میان بازیگران اصلی ساختار سیاسی قدرت در ایران در قبال حمله به سفارت عربستان متعلق به حسن روحانی بوده است. بخش اصلی پیام او در واکنش به اعدام شیخ معترض شیعی در عربستان، ناظر به انتقاد شدید از اقدام «غیرقابل توجیه افراد و گروههای خودسر» بود؛ اقدامی که روحانی آن را «هتک حیثیت نظام» و «لطمه به آبروی جمهوری اسلامی» تلقی کرد و از دستگاه قضایی خواست «برای همیشه به اینگونه اعمال زشت پایان داده شود.»
پیامدهای منفی و پیوسته حمله خودسرها به سفارت عربستان ضربه مهمی به اعتبار و اقتدار رییس جمهور اعتدالگراست؛ بهویژه که او با افزون بر سه دهه حضور موثر در نهادهای مهم امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی، نتوانسته رویداد را پیشبینی یا از رخداد جلوگیری کند. با وجود واکنشهای تند روحانی و اظهارنظر زیرمجموعههای وی در قوه مجریه (ازجمله وزیر کشور)، حمله به سفارت عربستان نقطه سیاه و نمره منفی در کارنامه رییس جمهور خواهد بود.
۴- «خودسر»هایی که خبرگزاریهای وابسته به نهادهای امنیتی ـ نظامی جمهوری اسلامی آنها را «امت حزبالله» یا «دانشجو» توصیف میکنند به راحتی در برابر دوربین خبرنگاران ژست میگیرند، و خود با پلیس ویژه و ضدشورش، سلفی ثبت میکنند.
همزمان، شخص اول نظام در قبال حمله به سفارت و کنسولگری عربستان، خاموشی پیشه میکند. آیا میتوان خودسرها را «بیسر» دانست؟
همین چند ماه پیش (شهریور ۱۳۹۴) بود که رهبر جمهوری اسلامی تصریح کرد «سعی دشمنان این است که روحیهی حماسه و انقلابیگری را در جوانان ما بکشند و از بین ببرند»؛ او افزود: «مسئولین کشور جوانهای انقلابی را گرامی بدارند؛ این همه جوانهای حزباللهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی و امثال اینها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت؛ باید به روحیه انقلابیگری تشویق کرد.»
آیتالله خامنهای مکرر در سخنانش خطاب به جوانان بسیجی از «وظایف ایجابی و وظایف دفاعی» گفته، و «جوانهای مومن و انقلابی» را که «بهصورت خودجوش» به «فعالیت فرهنگی» مشغولند، مخاطب قرار داده و به تداوم انقلابیگری و حضور موثر در رویدادهای اجتماعی، ترغیب کرده است.
آیا میتوان با چنین نگاهی در رأس هرم نظام سیاسی به فرجام برخورد قضایی با بازداشتشدگان، و جلوگیری از اقدام مشابه، دلخوش و امیدوار بود؟ پاسخ مثبت، بهقدر لازم دور از واقع بهنظر میرسد.
۵- سخنگوی نیروی انتظامی در پاسخ به علت عدممواجهه قاطع و موثر پلیس در حفاظت از سفارت عربستان، تاکید کرد که «مردم را خیلی وقتها نمیشود زد.» وقتی مقام ارشد پلیس کشور، «خودسر»ها و مهاجمان غیرقانونی را «مردم» میخواند، و زدن آنان را نادرست میداند؛ و هنگامی که این ارزیابی با چگونگی مواجهه پلیس ویژه با اعتراض مدنی سبزها در سال ۱۳۸۸و ۱۳۸۹مقایسه میشود؛ حاصل چیزی نزدیک به این خواهد بود و شد: «برخی از شهروندان را نمیشود زد؛ اما بعضی از شهروندان را میتوان کشت!»
به بیان دیگر، این نسبت معترضان با هسته اصلی قدرت است که نحوه تعامل و رفتار پلیس و نیروهای امنیتی را مشخص میکند، و نه قانون. چنین است که برخلاف نص صریح قانون اساسی، گروهی از معترضان به اعدام شیخ نمر در ارومیه با اسلحه دست به راهپیمایی میزنند (اصل ۲۷ قانون اساسی تصریح میکند که «تشکیل اجتماعات و راهپیماییها»، «بدون حمل سلاح» آزاد است).
قانون در جمهوری اسلامی برای وابستگان به نهادهای نظامی و امنیتی و شبهنظامی، تخصیصهای نامحسوس و تبصرههای هدفمند نامرئی دارد؛ همانگونه که برای منتقدان و مخالفان و شهروندان غیرخودی، مواجهه مجریان قانون و مابهازای قانون یکسره متفاوت است.
۶- کوتاه مدتی پس از اقدام عربستان در قطع رابطه با ایران، بحرین، سودان و جیبوتی نیز به روابط سیاسی خود با جمهوری اسلامی خاتمه دادند، و کویت و اردن و امارات و قطر نیز با تقلیل سطح مناسبات خود با تهران یا فراخواندن سفرای خویش یا احضار سفرای ایران، واکنش تندی به رویداد کمسابقه نشان دادند. و این، مستقل از بیانیه اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد است که «با شدیدترین لحن» حمله به سفارت عربستان را محکوم کردند.
از پس این رویدادها و واکنشهای خارجی پیاپی، اظهارنظرهای معنادار به شکل قابل تأملی محسوس میشوند. یک واکنش مهم مربوط به فرمانده سپاه تهران است؛ او درحالیکه دستگاه قضایی نتیجه تحقیقات از چند ده بازداشت شده را اعلام نکرده، تاکید میکند: «اطمینان داریم این کار توسط نیروهای مومن و حزباللهی صورت نگرفته است.» و البته حمله و به آتش کشیدن سفارت عربستان در تهران را کاری “کاملا سازماندهی شده” و “بسیار غلط و اشتباه” توصیف میکند که «به هیچ روی نمیشود این کار زشت را توجیه کرد.»
کمی بعدتر، برخی رسانههای نزدیک به اصولگرایان، ردپای «اطرافیان یکی از مراجع تقلید تندرو مقیم قم» را در حمله به سفارت سعودی در گمانهزنیهای خود برجسته میکنند؛ مرجعی که همراه با طرفداران خود «بر طبل تفرقه و دشمنی میان شیعه و سنی میکوبد.» روحانی مشهوری که شبکههای ماهوارهای همسو با او در انگلیس مستقر هستند.
مشکل این ادعا اما آنجا خودنمایی میکند که این «نفوذی»ها، نیازی به پوشاندن چهرههای خود و مخفی شدن ندیده بودند. همچنین در سطحی دیگر، حکایت وقتی جالبتر میشود که ـ مطابق همین ادعا و گزارش ـ همه مهاجمان از قم نیامده بودند؛ و ظاهرا گروهی نیز از نزدیکان جبهه پایداری و تندروهای صلحستیز و ماجراجویان گفتوگو گریز در محل حاضر بودهاند که از کرج راهی تهران شده بودند.
و اینها مستقل از حکایت معترضان مشهدی است؛ آنجا که علمالهدی، امام جمعه و نماینده ولی فقیه در این شهر، بیپروا اعلام میکند: «چرا اکنون که مردم در برابر این عمل (اعدام شیخ نمر) واکنش نشان دادهاند آنان را تندرو، قانونشکن و افراطی میدانند و محکوم میکنند؟ از این مملکت میروند؟ بروند به جهنم. جامعه انقلابی ما چه نیازی به شما دارد؟ جز وزر و وبال و نکبت برای اسلام چیز دیگری نیستید.»
مهاجمان مشهد از کجا عازم کنسولگری عربستان شده بودند؟
۷- حتی اگر این اظهارنظر مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری و از چهرههای شاخص و اسبق امنیتی ـ اطلاعاتی در جمهوری اسلامی مورد اعتنا قرار گیرد که گفته «حرکت اخیر علیه سفارت کشور عربستان سعودی میتواند توسط عوامل نفوذی طراحی و پشتیبانی شده باشد»؛ و اگر این مفروض نفی نشود که حمله به سفارت و کنسولگری عربستان اقدامی علیه منافع ملی و با پیامدهای سوء سیاسی و اقتصادی و امنیتی برای ایران بوده؛ پیگیری جدی و مستقل نفوذیها در خودسرهای جمهوری اسلامی، به باندهای خردگریز و تندروی قدرت در نظام و نیز مستقیم و غیرمستقیم به هسته اصلی قدرت ختم میشود. آنجایی که سالهاست در شکلهای گوناگون به اقدام خودسرانه و سرکوبگرانه مشغولند.
هرچند روحانی از دو وزارت اطلاعات و کشور خواسته موضوع را تعقیب کنند؛ و اگرچه افرادی را که «از روی نادانی» یا «وابستگی» به سفارت عربستان حمله کردهاند، مجرم دانسته و از قوه قضائیه خواسته است قاطعانه و خارج از سیر طبیعی پرونده های قضایی، موضوع را بررسی کند؛ اما تجربه موارد حتی خفیفتر (چون حمله به علی لاریجانی یا علی مطهری) برخورد قاطع قضایی با ریشههای موضوع و عدمتکرار آنرا نامحتمل میسازد.
۸ – تندروها و صلحستیزان در مقام تنشآفرینی برای دستگاه دیپلماسی روحانی، به مفهوم منافع ملی و حتی مصالح نظام خویش، یکسره بیاعتنایی نشان میدهند و خطاهای محاسباتی محسوس خود را آشکار میکنند. اگر وجهی از این تنشآفرینی ناظر به کامگیری از بستر انتخابات باشد، شدت خطا بیشتر میشود. چراکه در میانه نزاع متولدشده، همسویی محافظهکاران عملگرا و مصلحتپیشه و میانهروهای واقعبین با دولت اعتدالگرا و جناح اصلاحطلب، بهگونهای گریزناپذیر افزایش مییابد.
این، مستقل از افزایش نارضایتی لایههای اجتماعی تغییرخواه و منتقد وضع موجود، از بیثباتی و ناامنی مترتب بر اقدامهای ماجراجویانه و ناموجه (چون حمله به سفارت عربستان) است. اینچنین، بعید به نظر میرسد که تندروها و اقتدارگرایان صلحگریز، از واکنشهای پرخاشجویانه و تظاهرات پر تب و تاب، دچار کامیابی انتخاباتی شوند.
۹- چندپارگی و تعدد مراکز قدرت در جمهوری اسلامی، ختم شدن راهها به بیت رهبری و کانون مرکزی قدرت، و فقدان اقتدار و بضاعت عملیاتی و دستان نه چندان گشوده قوه مجریه در سیاست و دیپلماسی، درمجموع دولت روحانی را در پیشبرد مطلوبهایش در مناسبات بینالمللی با چالشها و موانع جدی مواجه کرده؛ وضعی که دور از انتظار نبود و نیست.
رهبر جمهوری اسلامی از یکسو از واگذارکردن سکان دیپلماسی به شورای عالی امنیت ملی پرهیز میکند؛ از سویی رویکردها و چشماندازهای امنیتی و ایدئولوژیک مطلوب خود در آنسوی مرزها را میجوید؛ و از سوی دیگر از ایجاد گشایش در داخل کشور ـ به بهانه انتخابات ـ و محدودکردن اقدامات تنشزای بازوهای میدانی و گروههای فشار، سر باز میزند.
اصرار روحانی برای رساندن صدای جناح متفاوت در ساختار سیاسی قدرت به گوش بازیگران اصلی بینالمللی، و تلاش او برای برگزاری انتخاباتی سالمتر و رقابتیتر، همزمان با رویکرد غالب در لایههای اجتماعی برای مشارکت موثر در انتخابات به نفع میانهروها و اعتدالگرایان و اصلاحطلبان، وجه دیگری از میدان سیاست را در ایران مشهود میکند.
کشاکشی میان «سر اصلی و بزرگ» و «خودسر»های همراه و مردمانی که باتوم نمیخورند، با بازیگرانی که دستانی گشوده ندارند و مردمانی که به سادگی هدف باتوم و گلوله قرار میگیرند اما اعتراض خود را به شکلهای رنگارنگ و در برشهای زمانی گوناگون پی میگیرند.
۱۰– چشمانداز روشن و امیدوارکنندهای برای حل و فصل قهر جدید و بحران پدید آمده در مناسبات تهران ـ ریاض محسوس نیست. دستگاه دیپلماسی روحانی آشکارا کوشیده خویشتنداری کند و نشانههای تدبیر و خردورزی دیپلماتیک بروز داده است. اما چنان که در بند نخست آمد، و به علل و دلایلی (ازجمله اینکه ریاض در پی احیای سیما و جایگاه ژئوپلیتیک خود در منطقه است، و ماهیت ایدئولوژیک آن اقتضا میکند و ساختار سیاسیاش)، عربستان چندان از حل و فصل بحران ـ دستکم در شرایط کنونی ـ استقبال نمیکند.
این، همزمان شده با کشاکشهای باندهای اصلی قدرت در جمهوری اسلامی، کهبهویژه در آستانه دو انتخابات مجلس و خبرگان رهبری شدت یافته، و بهویژه برای اقتدارگرایان و هسته اصلی قدرت در ایران چونان نقطهعطفی دیگر تعریف شده است؛ نقطهعطفی مانند انتخابات مجلس ششم.
بیماری رهبر جمهوری اسلامی و انتخاب خبرگان برای هشت سال، در سطحی دیگر منازعه جناحهای اصلی قدرت را تشدید کرده است.
شاید در متن همین چالشهای درونی و بیرونی باشد که هم وزن و جایگاه اعتدالگرایان و جناحهای مصلحتپیشه و عملگرا و واقعبین نظام و میزان اثرگذاری آنان بر روندهای مسلط تدقیق شود، هم از سیاستهای جدید کانون مرکزی قدرت در داخل و خارج رونمایی شود، و هم واکنش و رفتار سیاسی لایههای اجتماعی در دوران و بزنگاه انتخابات، رویکرد غالب در جامعه مدنی ایران را در قبال تحولات داخلی و خارجی، برای بازیگران سیاسی و ناظران شفاف کند.
بالاترین
اشتراک در:
پستها (Atom)