۱۳۹۰ تیر ۷, سه‌شنبه

سخنان باهنر در جمع اعضای حزبش به توصیه "آقا"، فعلا باید دست و پای احمدی نژاد بسته شود

از این سخنان باهنر، نایب رئیس مجلس که دیروز در جمع هم حزبی های خویش، یعنی جامعه اسلامی مهندسان ایراد شد، چه برداشتی می توان داشت جز این که قوه مجریه حتی دیگر سیرک هم نیست که بتوان منتظر ظاهر شدن دلقک آن به روی صحنه برای خنداندن مردم بود.
باهنر گفت:
نمایندگان مجلس به توصیه رهبر در مقابل جریان انحرافی ( بخوانید احمدی نژاد) ایستاده اند. آنها از احمدی‌نژاد خواستار شفافیت در این‌باره(بخوانید برکناری مشائی) اند. ایشان باید بطور جدی مرز خود را با جریان انحرافی شفاف و روشن کند.
ملک‌زاده که اکنون در بازداشت است(معاون وزارت خارجه) عامل شماره ۲ و یا ۳ مشایی بود و انتصاب او بعنوان معاون وزارت خارجه غیر طبیعی بود. (اشاره به امکانی که برای ملک زاده با این انتصاب فراهم کردند تا از کشور خارج شود و نشد)
من با خود وزیر امورخارجه صحبت کردم و گفتم که این انتصاب کار دستت می‌دهد و وی نیز در مقابل ادعا کرد که فشارها از جای دیگر است و من ملک‌زاده را دقیقاَ نمی‌شناسم. اما ایشان بعد از آنکه احساس کردمخالفت مجلس جدی است، استعفای (ملک‌زاده) را قبول کرد.
بخش دیگری از صحبت های باهنر، توضیحاتی است در توجیه مسخره کردن احمدی نژاد در مجلس، هنگام دفاع از وزیر پیشنهادی ورزش که رای نیآورد. در همین جلسه مجلس احمدی نژاد را هو کرد و او نیز به برخی نمایندگان پرخاش کرده و هنگام خروج از مجلس نیز گفت، هرچه علیه فرد مورد نظرتان – مشائی- تبلیغ کنید او نزد مردم محبوب تر می شود و امروز اگر انتخابات شود، او رئیس جمهور بعدی است! (نقل به مضمون)

۱۳۹۰ تیر ۴, شنبه

:: دولت ايران با پولهای من و تو... 2 بيمارستان در كربلا و نجف مي‌سازد !

رئيس جمعيت هلال احمر گفت: عمليات اجرايي ساخت 2 بيمارستان‌ هلال‌احمر ايران در شهرهاي كربلاي معلي و نجف اشرف با جديت پيگيري شود. ابوالحسن فقيه در ديدار با رئيس جمعيت هلال احمر عراق با تاكيد بر تمركز براي عمليات اجرايي ساخت دو بيمارستان جمعيت هلال‌احمر ايران در كربلاي معلي و نجف اشرف، گفت: زمين اين 2 بيمارستان از جانب جمعيت هلال‌احمر عراق تامين شده است و هلال‌احمر ايران براي ساخت، تجهيز امكانات و اعزام نيروهاي متخصص همكاري‌هاي لازم را انجام خواهد داد. رئيس جمعيت هلال‌احمر ايران همچنين از اهداي 4 دستگاه آمبولانس به هلال‌احمر عراق خبر داد كه فردا از طريق مرز وارد اين كشور مي‌شوند. احمد ياسين عباس، رئيس جمعيت هلال احمر عراق نيز با اشاره به زوار ميليوني در اين كشور خواستار حمايت‌هاي هلال‌احمر ايران در اين زمينه شد كه بر اساس توافق رؤساي هلال‌احمر ايران و عراق مقرر شد جمعيت هلال‌احمر عراق در جهت ارائه خدمات به زائران ماه شعبانيه در كربلاي معلي، مقادير زيادي چادر از هلال احمر ايران خريداري و با نصب دستگاههاي خنك كننده در آنها، بين مسيرهاي زائران پياده از بصره تا كربلا و بغداد تا كربلا از اين چادرها استفاده شود. همچنين در ادامه مذاكرات دوطرف با اعزام نيروهاي درماني و پزشكي به عراق در ايام زيارت شعبانيه موافقت شد. مساعدت براي اسكان بيماران عراقي در كشورمان، ايجاد تسهيلات لازم براي زائران عراقي در شهرهاي مشهد مقدس و قم، آمادگي هلال احمر عراق براي خدمات‌رساني به زائران ايراني در شهر كاظمين در ايام شهادت امام موسي كاظم (ع) از ديگر توافقات رؤساي جمعيت‌هاي هلال احمر ايران و عراق بود.

۱۳۹۰ تیر ۲, پنجشنبه

سخنان محمد یزدی و ذوالنور: آقا گفته دهانتان را ببندید فضای جامعه به نفع موسوی، هاشمی و کروبی است

شیخ محمد یزدی رئیس حوزه علمیه قم و عضو شورای نگهبان که 32 سال است دشمن خونی موسوی است و متهم به اعلام حمایت از احمدی نژاد پیش از آغاز رای گیری در انتخابات 22 خرداد، در آخرین سخنرانی اش درباره احمدی نژاد گفت:
"مقام معظم فرموده اند، صلاح است که فعلا آرامش باشد!"
محمد یزدی که چند بار بخت خود را برای نشستن بر صندلی ریاست مجلس خبرگان آزمود و شکست خورد، در دوران قتل های زنجیره ای و اولین حمله به کوی دانشگاه در دوران محمد خاتمی رئیس قوه قضائیه بود.
مجتبی ذوالنور جانشین نماینده رهبر در سپاه است و از شاگردان و مریدان مصباح یزدی. او نیز در دروان ریاست جمهوری خاتمی رهبر کفن پوشان حرفه ای را در قم برعهده داشت. همچنان که سید احمد خاتمی سخنران اجتماع کفن پوشان در همان دوران. پس از پایان دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، احمد خاتمی عضو شورای نگبهان و امام جمعه موقت تهران شد و ذوالنور نماینده رهبر در سپاه. هر دو، حکم را از علی خامنه ای گرفتند.
ذوالنور که در هفته های گذشته با بهانه و بی بهانه در همایش های فرمایشی که تشکیل می شود شرکت کرده و از قول سپاه مواضع اعلام می کند، روز گذشته طی سخنانی در همايش «بصيرت و جهاد علمی» سخنان یزدی را به گونه ای دیگر تکرار کرد. این سخنان یعنی حفظ احمدی نژاد تا دوسال دیگر و حمله به اصطلاح من درآوردی "انحرافی"!
مجتبی ذوالنور گفت:
«فضای جامعه برای برخورد مناسب نيست، بنابر اين بايد مدارا کرد، البته به اين معنی که نگذاريم باند انحرافی هر کاری دلش می خواهد انجام بدهد نیست.»
معنای دقیق مناسب نبودن فضا که ذوالنور به آن اشاره کرده و "فعلا" باید آرامش باشد که یزدی آن را مطرح کرده، آنست که باد در پرچم موسوی و کروبی و هاشمی است و به همین دلیل احمدی نژاد تف سربالائی است که فعلا باید در دهان نگهداشت و قورت داد!

۱۳۹۰ خرداد ۲۹, یکشنبه

با مانور ارزی بانک مرکزی دولت کلاه ملت را 10 هزار میلیارد تومان برداشت

بهمنی رئیس كل بانك مركزی، در پاسخ به اتهام کلاهبرداری دولت از ملت گفت: دولت با افزایش نرخ ارز بدنبال كاسبی نیست، اما به تبع گندم، "كاه" هم حاصل می شود.
آن کاهی که رئیس کل بانک مرکز برای مصرف به اصطبل دولتی برده کلاهبرداری 10 هزار میلیارد تومانی است که یک شبه و با افزایشحدود 100 تومان به نرخ دلار و یورو حاصل شد.
بانك مركزی 18 خرداد سال جاری با این توجیه كه اختلاف قیمت ارز دولتی و بازار آزاد به شدت افزایش یافته و سود آن نصیب دلالان شده، ارزش رسمی هر دلار آمریكا را از 1059 تومان به 1171 تومان افزایش داد.
این افزایش نرخ رسمی دلار شكاف نرخ ارز دولتی و بازار آزاد را كاهش نداد، بلكه قیمت ارز در بازار آزاد تا مرز 1250 تومان نیز افزایش یافت.
از جمله دلایل مهمی كه برخی كارشناسان درباره این تصمیم بانك مركزیمطرح كرده اند، جبران كسری بودجه دولت بوده است.
خبرگزاری های داخلی در همین ارتباط نوشتند: چنانچه صادرات روزانه نفت كشور را حدود 2.4 میلیون بشكه در نظر بگیریم و قیمت نفت ایران را نیز حدود 110 دلار فرض كنیم، درآمد دلاری حاصل از صادرات نفت كشور در طول یك سال بیش از 96 میلیارد دلار خواهد بود. افزایش بیش از 100 تومانی ارزش دلار، بیش از 9600 میلیارد تومان درآمد جدید برای دولت ایجاد کرد.
ارزش هر دلار در بودجه سال 90 كل كشور 1050 تومان تصویب شدو اکنون مشخص نیست كه مازاد این رقم از طریق افزایش قیمت دلار كه در بودجه لحاظ نمی‌شود به چه حسابی واریز شده و حساب و کتاب آن در دست کیست؟

۱۳۹۰ خرداد ۲۸, شنبه

گزارش محرمانه 23 صفحه ای معاونت سیاسی صدا وسیما سقوط ادامه دار اعتماد عمومی به صدا و سیما

کمپین حقوق بشر اعلام کرد:
در یک گزارش محرمانه 23 صفحه ای که اداره کل آموزش و پژوهش در معاونت سیاسی سازمان صدا تحت عنوان «آسیب شناسی رفتار صدا وسیما واعتماد مخاطبان به آن قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری» در۱۸ مرداد ۱۳۸۸تهیه کرده،عملکرد این سازمان بشدت مورد انتقاد قرار گرفته است. دراین گزارش – تلویحا- حضور مردم در خیابان ها واکنشی به نحوه پوشش اخبارانتخابات، واکنش به چگونگی شمارش آراء و انعکاس آن، و در نهایت عدم پوشش واکنش معترضان مرتبط دانسته شده است.
دراین گزارش که مهر «محرمانه» دارد آمده است:
چگونگی شمارش آراء و دستیابی به نتایج اولیه وانعکاس سریع آن برای بسیاری از مردم «ابهام آفرین» شد و آنها را دچار تردید کرد.
انتشار زودهنگام نتایج انتخابات پیش از اماده سازی ذهن مردم یکی از خطاهای رسانه ملی در اطلاع رسانی پس از انتخابات بود. با توجه به پایان زمان رای گیری در ساعت ۲۲ شب بیست و دوم خرداد و سرعت اعلام نتایج اولیه و اعلام پیروزی احمدی نژاد در ساعت ۲:۴۷ دقیقه بامداد امری بی سابقه بود.
این گزارش در شرح بخشی دیگر از آنچه «اشکالات وارده به رسانه ملی» که «باعث ناخرسندی معترضان شد» آمده است: «عدم پوشش واکنش های معترضان به نتایج انتخابات در اولین روزهای پس از اعلام نتایج و تاکید بر جشن و سرور حامیان نامزد پیروز، دعوت از مردم برای حضور گسترده در جشن پیروزی آقای احمدی نژاد و پخش مستقیم مراسم از شبکه های رادیویی و تلویزیونی – که متاسفانه در این مراسم، سخنان تندی علیه برخی مسئولان مطرح شد و شعارهای ناپسندی هم از سوی حاضران طرح گردید که مطمئنا به صلاح نظام نبود- و سکوت کامل خبری در خصوص سایر نامزدها، از دیگر اشکالات وارده به رسانه ملی است که باعث ناخرسندی معترضان شد. همچنین اطلاع رسانی با تاخیر، ناقص وغیرشفاف و عدم پوشش مناسب اخبار معترضان و تجمعات صورت گرفته و نیز بیانیه هایی که ازسوی نامزدهای معترض صادر می شد – با توجه به این که سایر رسانه ها به شیوه های مختلف و با اغراض و اهداف معین این اخبار را پوشش می دادند و طبیعتا مردم به نوعی به این اخبار دست می یافتند – اعتماد مردم را نسبت به صدا و سیما خدشه دار کرد و مخاطبان به صراحت دریافتند که نمی توانند خبرها را به طور دقیق، کامل و صحح از رسانه ملی کسب نمایند. بنابراین شاهد روگردانی مردم از رسانه ملی و اقبال آنان به شبکه های خارجی و ماهواره ای بودیم.»

این گزارش در بخش هایی عملکرد پیش از انتخابات سیما را مورد تحسین قرار می دهد و در مقابل می نویسد که « بعد از پایان رای گیری» سیاست های صدا و سیما « دچار تغییر ناگهانی درجهت منفی و بعضا عقب گرد شد. یکی از دلایل تبدیل شدن این موضوع (شائبه درسلامت انتخابات) به یک چالش سیاسی- امنیتی و بعضا اغتشاشات و کشته شدن چند نفر از هموطنان، مسدود شدن ناگهانی فضای باز انتخابات ریاست جمهوری بود. در این خصوص می توان به مساله مرگ ندا آقا سلطان اشاره کرد که بعد از حدود یک هفته و تنها در برخی از بخش های خبری به صورت جزیی به آن پرداخته شد. این احساس شدیدا نامطلوب که مردم یا حامیان نامزدها، صرف هیزم تنور انتخابات شده اند و در یک مقطع، احساسات و عواطف وعلائق آنها برای پر شور شدن انتخابات به رسمیت شناخته شده و بلافاصله بعد از پایان انتخابات، همه این مهربانی ها و شیرینی ها، به بی اعتنایی و بی مهری تبدیل شده است، رنجی تحمل ناشدنی و بغضی کشنده است که برای کشور، انقلاب و نظام مطلوب نیست…. اگر نامزدهای معترض این فرصت را می یافتند که مطالبات خود را در رسانه ملی به عنوان «محرم ترین جایگاه» مطرح نمایند طبیعتا از شدت خشم وعصبانیت آنها کاسته می شد وحجم اعتراضات خیابانی و در پی آن اغتشاشات و درگیری ها تقلیل می یافت.
حذف وعدم انعکاس برخی خبرها به صورت کلی و جزئی و پرداختن به فعالیت ها وعملکرد دولت نهم چند ماه پیش از برگزاری انتخابات در حجم وسیع نیز از عوامل خدشه دارشدن اعتماد مردم به صدا و سیما شد.

۱۳۹۰ خرداد ۲۶, پنجشنبه

بیانیه بخش برون مرزی سازمان مجاهدین انقلاب پیشنهاد آشتی نه ضعف است و نه سازشکاری

برون مرزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در باره راهپیمائی 3 میلیونی مردم تهران در 25 خرداد سال 88 بیانیه ای صادر کرد. در این بیانیه به طرح و پیشنهادی پرداخته شده که اخیرا محمد خاتمی آن را اعلام کرد. در بیانیه آمده است، اعلام آمادگی و استقبال از مذاکره نه نشانه ضعف است و نه سازشکاری، بلکه به عنوان یک فعالیت سیاسی می تواند اقدامی ظرفیت ساز شود. بویژه در شرایطی که حاکمیت با بحران های درونی و بن بست های گوناگون روبروست. در چنین شرایطی آن بخش از نیروهای نزدیک به حاکمیت که به مصالح و آینده کشور می اندیشند، با این پیشنهاد می توانند به تأمل و تجدید نظر در طی مسیر خطرناک و پرخطای کنونی وا داشته شوند.
در شرایط فعلی که امکان سازماندهی گسترده و سراسری وجود ندارد تشکیل "هسته‌های سبز" ضروری است.

۱۳۹۰ خرداد ۲۴, سه‌شنبه

گزارش چهارم از بحث 80 صفحه ای فیسبوک شهبازی سابقه اختلافات پشت پرده علی خامنه ای و احمدی نژاد

آقای شهبازی هم پژوهشگر تاریخ است و هم فردی مطلع که ارتباط های گسترده ای نیز در داخل کشور دارد. در گذشته فعالیت های سیاسی هم داشته و زندانی هم بوده است. این نکات آخر را بارها در مطالبی که روی فیسبوک و یا وبسایتش می نویسد در پاسخ به خوانندگان مطالب خود نوشته است. بسیار پر نویس و حاشیه نویس است و به همین دلیل نیز، اغلب نکات بسیار مهمی که در ذهن و حافظه دارد و یا شنیده و نقل می کند، در لابلای این پرنویسی و حاشیه نویسی گم می شود. از جمله در همین بحث 80 صفحه ای روی فیسبوکش که ما آن را با دقت خوانده و سعی کرده ایم بخش هائی از آن را به گونه که خوانندگان پیک نت بتوانند به جنبه های خبری بحث دسترسی پیدا کنند، خلاصه کرده و منتشر می کنیم.
این بحث، در جریان شایعاتی که در باره زلزله و یا حادثه ای مشابه آن در نیمه دوم خرداد ماه در ایران جریان داشته و هنوز دارد، روی فیسبوک ایشان جریان داشته و شاید ادامه یافته و از مرز 80 صفحه نیز گذشته باشد. در این بحث، که بر محور پیشگوئی ها و ماجرای باصطلاح اطرافیان احمدی نژاد و شخص مشائی دور می زده، افرادی بصورت کامنت وارد شده و مطالبی نوشته اند که در لابلای آنها نکات خبری مهمی مطرح شده است. این افراد، بموجب همین کامنت ها، افراد کم اطلاعی از اوضاع ایران و حاکمیت نیستند و اگر با محافلی در حاکمیت ارتباط نداشتند به این اطلاعات دسترسی پیدا نمی کردند. آقای شهبازی نیز در پاسخ به این کامنت ها، گاه وارد بحث شده و نقطه نظراتی را مطرح می کند که جنبه خبری دارد.
ما با این بحث چه کرده ایم؟
ما این بحث 80 صفحه را با دقت خوانده و از میان کامنت ها و توضیحات آقای شهبازی، نکاتی را بیرون کشیده و استخراج کرده ایم که جنبه خبری و یا آگاهی بخش داشته است که تاکنون سه بخش آن را منتشر کرده ایم و بخش چهارم را در شماره امروز می خوانید. این کار و این گزارش شاید دو شماره دیگر نیز ادامه یابد. برای آن که خوانندگانی که شماره های گذشته را نخوانده اند نیز در پایان هر گزارش تازه، بخش های گذشته را لینک داده ایم که توصیه می کنیم آنها را نیز اگر نخوانده اید بخوانید.

گزارش چهارم

شهبازی: تحلیل رادیو اسرائیل، مکمل دو مطلب جنجالی سایت‌های هفت صبح و تماشانیوز است: "درخواست از مؤمنین برای دعا جهت دفع بلا" [+] و "زلزله تهران". [+]
این مطلب رادیو اسرائیل می‌تواند با دو هدف باشد: اوّل، ایجاد پانیک [وحشت] عمومی که در سایه آن اقدامات دیگر انجام شود. این نقشه می‌تواند همه چیز باشد و الزاماً زلزله از طریق هارپ نیست.
دوّم، می‌تواند همان طرح هارپ باشد برای ایجاد زلزله در تهران و انداختن گناه آن به گردن ایران؛ وگرنه کدام ابله منطقه لواسان را برای آزمایش اتمی انتخاب می‌کند؟
من بر فرض اوّل تکیه می‌کنم و اصولاً روی فرض هارپ چون تخصص ندارم جدّی نیستم.
علاوه بر مطالب فراوانی که در وبگاهم درباره فرقه‌های رازآمیز و نهان پیشگان نوشته‌ام، سلسله مقالاتی نیز منتشر کردم که قسمتی در «خبرانلاین» بود و ادامه آن در وبگاه خودم. قسمت اوّل در 13 بخش در خبرانلاین با عنوان: «ساواک، موساد و سازمان‌های سیاسی ایران.»[+، +] قسمت دوّم در شش بخش در سایت خودم با عنوان: «سرویس‌های اطلاعاتی و انقلاب اسلامی ایران.» [+] در این قسمت خاستگاه‌های ارگنه کن ایرانی را شرح دادم؛ از عوامل سرویس‌های خارجی تا منابع شناخته نشده ساواک تا شبکه‌های مخفی فرقه‌های رازآمیز. قسمت سوّم در سایت خودم با عنوان «تجاربی از مبارزات سیاسی در دوران پهلوی.» [+] در این قسمت در پنج فصل مباحث بسیار مهمی مطرح شده ولی عنوان را به نحوی انتخاب کردم که جنجالی نباشد. مباحثی هم هست که هنوز منتشر نکرده‌ام.
آرش اشکانی: جناب شهبازی، مطالب تان متأسفانه پراکنده است. معمولاً هم نتیجه‌گیری در آن وجود ندارد. این را در یک مصاحبه که در وبلاگ تان هست از شما پرسیده‌اند.
شهبازی: علت این که یکجا منتشر نشد، پیشگیری از جنجالی شدن مطلب و عوارض آن بود.
آرش اشکانی: من تقریباً تمام مطالب وبلاگ تان را خواندم ولی در یک جا و به طور مدون نگفته‌اید مبداء و مقصد و خاستگاه ارگنه کن ایرانی چیست. مثلاً در مورد سعید امامی در مقالات مختلف مطالبی بیان کردید و کلاً جمع‌بندی مطالب برای خواننده مشکل است.
پرشین ایرانی: استاد شهبازی، ایجاد فضای بلوا را یک بار سازمان مجاهدین قصد داشت که با یک انفجار اتمی در کوه‌های اطراف پارک چیتگر تهران در سیزده بدر چند سال قبل پیاده کند. حتماً شما به خاطر دارید.
شهبازی: طرح انفجار اتمی در اطراف تهران از طرف فرقه رجوی؟ به یاد ندارم.
پرشین ایرانی: حتی از این موضوع فیلمی هم ساخته شد.
حمیدرضا علاقه بند: جناب پرشین دارند فیلم «روز شیطان» ساخته بهروز افخمی را می‌گویند.
شهبازی: در گذشته این هشیاری وجود نداشت و به سادگی می‌توانستند تحت عنوان حزب الله و غیره و به بهانه عرق دینی و دفاع از نظام آشوب ایجاد کنند ولی اکنون دستگاه‌های امنیتی باید هشیار باشند و بدانند که این گونه اقدامات به شدت مشکوک است.
ظهور منجی قلابی را غیرممکن نمی‌دانم. یک احتمال است ولی بعید می‌دانم. شاید. واقعاً مانده‌ام این حقه‌بازی‌ها برای چیست؟
اجازه دهید بحث سپاه و قوه قضائیه را مطرح نکنیم. بهرحال، در هر فضایی خوب و بد وجود دارد.
جواد میر...: بله، متوجه هستم استاد.
آرش اشکانی: من می‌خواستم بدانم این‌ها چقدر می‌توانند فشار وارد کنند.
پرشین ایرانی: تابلوهای LED راهنمایی رانندگی در تمام مسیر اتوبان قم- تهران دارند یه جمله نشون میدن: "انتظار فرج از نیمه خرداد کشم!"
نت کارشناس: نکته بعد این که برخی دوستان بیش از حد نقش اسرائیل و موساد را در ایران پر رنگ می‌بینند و پر رنگ می‌کنند و هر چیز کوچک و بزرگی را در این سی ساله به موساد ربط می‌دهند. بله! به عنوان یک استراتژی حتماً موساد و در کل صهیونیسم ایده نفوذ در ایران و تضعیف آن و تجزیه ایران را دارند. خیلی هم در ایران حضور دارند. خیلی زیاد. ولی واقعاً این گونه نیست که در همه جزئیات حاضر باشند و بتوانند مؤثر باشند. اهل بخیه می‌دانند تخریبی که توسط خودی‌ها و افراد مؤثر در حاکمیت از روی ندانم‌کاری و جهالت و تعصبات حزبی و جناحی صورت می‌گیرد ده تا موساد هم به عقل و زورشان نمی‌رسد که انجام بدهند.
آرش کورش: آقای کارشناس، آیا همین افراطیون از خود دوستان بسیجی نبودند؟
نت کارشناس: چرا. بسیجی‌های تندرو هم بودند. چیز عجیبی است؟
صحرا ص...: وضعیت نارضایتی عمومی ناشی از بیکاری و تورم و فقر و گرانی جامعه را به حدی می‌رساند که مثل تونس کافی است یک نفر آدم مظلوم خودش را آتش بزند و این کبریت شود برای آتش گرفتن همه جامعه. در حال حاضر انواع نارضایتی در گروه‌های مختلف وجود دارد و لذا متشنج کردن جوّ می‌تواند ما را به سمت همان وضعیت ببرد.
نت کارشناس: اکثر دوستان نمی‌دانند که در سال 84 و قبل از انتخابات رهبری برای احمدی نژاد پیغام داده بود که به نظر من شما از رقابت‌ها کناره‌گیری کنید و پس از کسب تجربه بیش‌تر در رده‌های مدیریتی مختلف در دوره‌های بعد کاندید شوید که به نفع خود و کشور است. در کمال تعجب همه مطلعین، احمدی نژاد با کناره‌گیری مخالفت کرد و اظهاراتی عجیب داشت. پس از آن نیز برخی کارهای مشابه داشت که خیلی کم بود و به سطح جامعه کشیده نمی‌شد. مثلاً نماینده دائم ایران در سازمان ملل را به این بهانه که چرا بدون اطلاع من به رهبری گزارش می‌دهی برکنارکرد، یا بحث مشابهی با وزیر وقت امور خارجه داشت، یا با آقای لاریجانی به دلیل این که وی در جایگاه دبیر شورایعالی امنیت ملی در نشست‌های هسته‌ای شرکت می‌کرد و با رهبری هماهنگ بود تا با وی، لجاجت می‌کرد و هر گاه لاریجانی می‌رفت تا موضوع هسته‌ای را حل کند احمدی نژاد در داخل کشور چیزی می‌گفت و اوضاع را دوباره متشنج می‌کرد. معروف‌ترینش همان بود که لاریجانی در خارج از کشور مصاحبه کرد و گفت مذاکرات به خوبی پیش می‌رود و به نتایج خوبی رسیدیم و قصد داشت زمان بگیرد تا قطعنامه چندم سازمان ملل علیه ایران تصویب نشود که ناگهان احمدی نژاد فردای آن روز در سخنرانی جمله مشهوری گفت که قطار هسته‌ای ایران دنده عقب نمی‌ره و ترمزش را هم کنده‌ایم انداخته‌ایم دور. نتیجه این که لاریجانی با سبیل‌های آویزان به ایران برگشت.
با شروع دوره دوّم در سال 88 احمدی نژاد مخالفت‌های خود را با رهبری علنی کرد . اولین و معروف‌ترینش همان انتخاب مشایی به معاون اولی بود. و مکرر در مکرر این اتفاق تکرار شد که پاره‌ای از آنها رسانه‌ای شد و تعدادی در داخل خواص ماند. منتهی مخالفت احمدی نژاد با رهبری صرفاً مخالفت نبود، بلکه این مخالفت در جهت محدود کردن قدرت رهبری در قبال گسترش غیرقانونی قدرت خویش بود. شما دقت کنید از شروع داستان آشوب‌ها در کشورهای عربی، دائماً رهبری می‌گوید بیداری اسلامی و احمدی نژاد می‌گوید بیداری انسانی! رهبری می‌گوید این موج تحت‌تأثیر اسلام خواهی مردم است، احمدی نژاد می‌گوید این بازی اسرائیل در منطقه است که می‌خواهد حاکمیت‌های سکولار برقرار کند. و از این قبیل مسائل.
اعتقاد راسخ دارم که اقدامات احمدی نژاد در شروع درگیری با نظام در ابتدای سال 90 بسیار حساب شده بود. کمی به مغز خود فشار بیاوریم و کمی اینترنت را جستجو کنیم. سال شروع شده بود و هیچ موج خبری نبود. هیچ سالگرد و آشوبی هم نبود. یکدفعه و بدون مقدمه جوانفکر مصاحبه‌ای کرد و طی آن یک جمله گفت : احمدی نژاد می توانست حکم رهبری در مورد مشایی را قبول نکند . ناگهان موج خبری ایجاد شد. همه ریختند وسط میدان و موضع گرفتند و مصاحبه‌ها و یادداشت‌های پیاپی از هر سو صادر شد. در این میان تیم مشایی- جوانفکر اصرار کردند که این حکم ارشادی بود نه مولوی و رئیس جمهور در محدوده اختیارات خود می‌تواند احکام ارشادی را قبول نکند. عده‌ای از همین طایفه نیز در وبلاگ‌هایشان نوشتند آی آقا، دکتر 24 میلیون رأی دارد و اختیار عزل و نصب ندارد؟ عاقلان انگشت تعجب به دندان گرفتند که اصلاً چه شد که این مصاحبه شد؟ چه مناسبت و سالگرد و موج و ضرورتی بود که این حرف صادر شد؟ جوابشان هفته بعد داده شد. احمدی نژاد مصلحی را عزل و دستور رهبری برای بازگشت وی را قبول نکرد. نه تنها قبول نکرد بلکه قهر هم کرد. نه تنها قهر کرد که پس از آن سخنرانی عصبی و گفتن مدح ولایت فقیه، مصلحی را از جلسه بیرون کرد. اصلاً نمی‌پذیرم داستان عبداللهی و مصلحی و اختلاف قبلی و اینها را. شاید این موضوع بهانه‌ای شد برای عزل ولی به شدت معتقدم که قصه برنامه ریزی شده بود. من می‌توانم حرف رهبری را زمین بزنم. من می‌توانم اگر دلم خواست وزیرش را بیرون کنم. حکم حکومتی از نظر من اعتبار ندارد. اینها مسائلی بود که احمدی نژاد به رخ حاکمیت کشید.

۱۳۹۰ خرداد ۲۲, یکشنبه

آقا زاده ای که همه جا غایب است




این عكس مربوط سخنرانی علی خامنه ای در سالگرد درگذشت آیت الله خمینی است. از راست: میثم و مسعود خامنه ای در کنار حجت الاسلام میرحجازی منشی یا وزیر دربار آقای خامنه ای نشسته اند. حجت الاسلامی که فتنه و جنایت از زیر عبایش می بارد و یک سر هر حادثه ای که در کشور روی میدهد به او وصل است. حتی در این مراسم نیز آقا مجتبی غایب است. او در هیچ مراسمی نیست، زیرا در هر حادثه ای که در پشت صحنه تدارک و تدوین می شود هست. همین که عکس او در هیچ کجا یافت نمی شود، خود باندازه کافی گویای نقش آفرینی پنهان و امنیتی او و از جمله رهبری عملیات کودتای 22 خرداد نیست؟ (البته ما عکسی از او در کنار احمدی نژاد در یکی از پایگاه های بسیج را داریم که تا تائید ارسال کننده اش نمی توانیم آن را منتشر کنیم!)

۱۳۹۰ خرداد ۲۱, شنبه

خانواده کروبی: از این پس هر چه رخ دهد بر عهده مقام‌های حکومتی‌ست/ انتقاد سحام نیوز از سکوت مراجع تقلید و اصلاح‌طلبان

اعضای خانواده کروبی، امروز چهارم اسفندماه درباره حفظ سلامت مهدی کروبی و فاطمه کروبی به نیروهای امنیتی هشدار دادند. پایگاه اطلاع‌رسانی حزب اعتماد ملی امروز خبر داد که ماموران در داخل ساختمان مسکونی مهدی کروبی مستقر شده و کوچه را تخلیه کرده‌اند. به گفته این سایت، مایحتاج مهدی و فاطمه کروبی از ۱۰ روز پیش توسط نیروهای امنیتی تهیه می‌شود. در همین راستا، اعضای خانواده کروبی به ماموران امنیتی درباره «‌حذف فیزیکی با استناد به موارد مشابه» هشدار دادند. دو روز پیش ماموران امنیتی با حمله به خانه آقای کروبی تعداد زیادی از کتاب‌ها و اسناد او را با خود به همراه بردند. بنا بر این گزارش، مامورین امنیتی مهدی و فاطمه کروبی را در اتاق‌های مجزا محبوس کردند و سپس اقدام به جست‌وجو در خانه کرده و تمام قفل‌ها را عوض کردند. ۲۱ بهمن‌، سحام نیوز اعلام کرد آقای کروبی در خانه‌اش محصور شده و ماموران امنیتی مانع ورود یکی از فرزندان او به خانه پدری‌ شده‌اند. خانواده آقای کروبی در نامه‌ای اشاره کرده‌اند که با توجه به این موضوع که تا قبل از حبس خانگی، مهدی کروبی و همسر ایشان در کمال صحت و سلامت بوده‌اند؛ هر گونه پیش‌آمد اتفاقی پس از این و به جهت استفاده از اقلام خوراکی تهیه شده توسط ماموران اطلاعات برای ایشان، به عهده مقامات حکومتی خواهد بود. آن‌ها همچنین با اعلام این‌که حتی ماموران امنیتی میوه خریداری شده توسط یکی از فرزندان را هم قبول نکرده بودند؛ حکومت و نیروهای امنیتی را از انجام هرگونه برنامه برای حذف فیزیکی مهدی کروبی و فاطمه کروبی برحذر داشته‌‌اند. در همین حال سحام‌نیوز در یادداشتی، با اشاره به اتفاقات اخیری که برای مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی و از رهبران جنبش سبز افتاده، از سکوت «مراجع تقلید و اصلاح‌طلبانی» که «دولت‌شان ۱۶ سال بر این کشور حکومت کرد»، انتقاد کرد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (شاخه خارج از کشور) و مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در دو بیانیه، با محکوم‌کردن حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، این اقدام را «موجب افزایش خشونت و تنش در ایران» دانستند.

۱۳۹۰ خرداد ۱۹, پنجشنبه

تحصن زنان تهران مقابل بیت سلطان صاحبقران

کتابی به قلم دکتر صدر الدین الهی منتشر شده است با نام "دوری ها و دلگیری ها" در 360 صفحه. این کتاب شامل نوشته های خواندنی و شیرین دکتر الهی است از بزرگترین وقایع تاریخ معاصر ایران. چنان شیرین که وقتی کتاب را با انگشت سبابه ورق می زنید، گوئی آن را لب کوزه عسل کشیده اید و چاره ای نیست جز آن که انگشت را با ولع لیس بزنید!
صدرالدین الهی روزنامه نگار است. چند سال پیش 70 سالگی اش- بقول افغان ها- "پوره" شد.
بی اغراق و تعارف، وقتی کتاب را بدست می گیرید، نمی توانید زمین بگذارید. الحق گزارش نویس است، حتی وقتی از 50 سال پیش می نویسد، چنان خواننده را با خود به آن سالها می برد، که خواننده احساس می کند گزارشی از واقعه ای امروزی را می خواند. و این همان هنری است که برجسته ترین ژورنالیست های جهان دارند. با لوندی و زیرکی از کنار مصدقی ها، توده ای ها و شاه پرستان می گذرد، تا آنچه را نوشته، همه بخوانند و خود را بخشی از گذشته بدانند. قلم او در شرح این وقایع گاه به ماهی لیزی می ماند در حوض سیاست ایران که از چنگ گربه های کمین کرده بر لب پاشوره این حوض بارها گریخته!
کتاب را شرکت کتاب درامریکا منتشر کرده است.
از میان گزارش های این کتاب، گزارشی تاریخی را انتخاب کرده ام که می خوانید. شورش زنان در تهران.
میدانم که این کهنه روزنامه نگار ایرانی نوارهای مصاحبه ای تاریخی و اختصاصی دارد با سیدضیاء طباطبائی عامل برچیدن بساط قاجاریه که گویا زیر چاپ است. شرح انقراض قاجاریه و به قدرت رسیدن رضاشاه با کمک سید ضیاء. روحانی مارمولکی که شهرت و نقش تاریخی اش باندازه سلطنت دو پهلوی بود. چون قرار نیست، تنها حسُن ببینم، بعنوان نقد کتاب می نویسیم : او آنچه را دیده و شاهد بوده بسیار خوب منتقل می کند و آنچه را با چشم ندیده، نه! به همین دلیل چند نوشته او در این کتاب به وصله ای می ماند به کت و شلوار دامادی!
گزارش شورش زنان را از جمله به این دلیل انتخاب کردم تا با هم ببینیم و بخوانیم از نقش زنان در جنبش های سیاسی یکصد سال اخیر ایران. به دورانی که هنوز یک زن بی حجاب در شهر دیده نمی شد، زنان تهران علیه گرانی نان شورش کرده و مقابل شمس العماره که سلطان صاحبقران – ناصرالدین شاه- در آن سنگر داشت جمع شدند و با ماموران نظمیه دست به گریبان. انگیزه ای که جنبش زنان ما امروز کم دارد. یعنی پیوند آزادی و برابری با نان و شکم. بخوانید:

شورش زنان

نان گیر نمی آمد. مشهدی رمضان گاهی دو ساعت به ظهر می رفت در دکان سنگکی شاطر حسین، قاطی جمعیت می ایستاد تا مگر نانی را که شاطر روی هوا پرتاب می کرد و ده ها دست منتظر قاپیدنش بودند، بقاپد و به ترازو دار بدهد؛ پولش را به پردازد و نان را به خانه بیاورد. بعضی از روزها پخت تمام می شد و نانی نصیب پیرمرد ریش سفید دامغانی نمی شد و گاه او می آمد و در هشتی خانه می نشست و به قول خودش، از خجالت دست خالی برگشتن از نانوایی، دستمال یزدی چهارخانه را جلو چشم می گرفت و می گریست.
نان سیاه تخته سنگی را که در اداره سیلوی تهران می پختند و ظاهرا برابر کوپن به کارمندان دولت می دادند، «نان سیلو» می گفتند. نان سبوس دار بود.
همه چیز کوپنی بود از قند و شکر تا قماش: و گرسنگی بود و تیفوس که می گفتند زن های لهستانی و سربازهای خارجی با خود به ایران آورده اند و همه در این گیر بودند که تیفوس خصبه است یا مطبقه؟
بی بی برای ما از قحطی های طول عمرش حکایت می کرد. از سال دمپختکی، سال مجاعه و یک سال که او خیلی جوان بوده است و باز، نان در تهران کمیاب شده و یک روز زن های محلات شهر راه افتاده اند رفته اند جلو شمس العماره به دادخواهی نزد ناصرالدین شاه و شاه کج کلاه از سر و صدای زن ها تعجب کرده و آمده در ایوان شمس العماره که ببیند چه خبر است و دیده که از کران تا به کران زن ها باروبنده سفید، مشت به آسمان کرده و نان می طلبند. و ناگهان دیده است که محمود خان کلانتر با سوارانش به خیل زنان حمله برده و با چماق به جان شان افتاده اند و خود کلانتر چنان به صورت زنی کوبیده که روبنده سفیدش از خون سرخ شده. بی بی می گفت شاه بی اختیار به ترکی فریاد زده «قاپوق»؛ یعنی کلانتر را بگیرید و ببرید و دارش بزنید. در میدان دار که حالا، حتی به روزگار ما هم در آخر خیابان سیروس اسم آنجا «پاقاپوق» بود، محل لات ها و اشرار و قاب بازها.
بی بی می گفت:
- کلانتر را که دار زدند از فردا نان روی تخت نانوایی ها فراوان شد.

بی بی، اما نمی دانست که چرا با دار زدن کلانتر نان فراوان شده و نمی دانم بی بی های روزگار ما که در سیر تحولات حضور زن در عرصه اجتماعی را مطالعه می کنند، هرگز به این اتفاق عصر ناصری اندیشیده اند و جستجو کرده اند که آن «نهضت نان» چگونه به راه افتاد و زنان رهبر نهضت چه کسانی بوده اند؟

حالا شهر بی نان بود و ناامن و بیمار و بعد از سال های دراز خاموشی، سیاست چراغ معرکه سر هر کوچه و بازار بود و صحبت از آقای قوام السلطنه که آمده بود رئیس الوزرا شده بود و همه می گفتند که او مرد استخوانداری است که خارجی ها خیلی رویش حساب می کنند. و چرچیل سر راه سفر به مسکو یک شبانه روزی در تهران مانده و با قوام السلطنه ملاقات کرده است و نه با شاه، چون شاه، تازه شاه شده است و کاری به این کارها ندارد.
پس این قوام السلطنه با آن وصف که از او می کنند چرا کاری برای نان نمی کند؟ چرا نان در شهر پیدا نمی شود؟ چرا او فقط اعلامیه های غلاظ و شداد می دهد؟ مگر با حکومت نظامی می شود برای مردم نان فراهم کرد؟
نه بی بی، نه مادر، نه مشهدی رمضان و نه ما جواب این سوالات را نمی دانستیم و پدر هم اگر می دانست فقط انگشت اشاره را گاز می گرفت و غر می زد.

۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

صف آرائی 3 قطب برای رویاروئی های آینده

پیامی که آن را در زیر می خوانید از داخل کشور دریافت شده است. ارسال کننده پیام، در سالهای اخیر خبرهائی را دراختیار پیک نت قرار داده است که صحت آنها با اندکی تغییرات بتدریج ثابت شد. ایشان پیام خود را با توضیحی دوباره درباره خویش برای ما ارسال داشته که مطابق خواست ایشان این توضیحات نزد ما محفوظ می ماند. همچنین محل اقامت و موقعیتی که در جمع روحانیون و حکومتیان دارد. بخشی از پیام ایشان شامل رد نظرات اقای عبداله شهبازی است که ما از همینجا به ایشان توصیه می کنیم این نظرات خود را بصورت پیام در فیس بوک آقای شهبازی بنویسند و یا بصورت پیام در وبسایت ایشان. ما صرفا منتشر کننده اخبار و برخی تفسیرهای وابسته به این اخبار هستیم و سیاست انتشار تقابل نظرات افراد با یکدیگر را دنبال نمی کنیم.
ایشان در بخشی از پیام خود نوشته است:
بنده در گذشته هم برای شما نوشتم كه رهبر و دوستان ایشان بدنبال جانشین می گردند، چون وضع سلامت آقای خامنه ای روز به روز بدتر می شود و بصورت جدی در معرض خطر قرار دارد.
طرفداران احمدی ن‍ژاد بدنبال تشكیل حكومت مطلقه اسلامی اند. در حال حاضر ادعای آقای مشایی روشنفكری و لیبرالیسم است، اما این دروغی بیش نیست.
در حال حاضر اختلاف بین رهبر و رئیس جمهور بسیار جدی است، اما مطمئن باشید، برخلاف آنچه که تصور می کنند احمدی نژاد توان مقابله با رهبری را دارد، چرا كه در بین برخی آیت الله های قم طرفدارانی جدی دارد كه به همان نسبت علاقه به احمدی نژاد، از خامنه ای نفرت دارند. این روحانیون به شخصیت های كاریزما بین مذهبیون مشهورند.
در حال حاضر ارگان های رهبری و ریاست جمهور بر علیه یكدیگر جلسه می گیرند و چه بسا در چند ماه آینده جنگ های علنی نیز بین آنها شروع شود. احتمال ترور شخصیت های نظام از سوی ریاست جمهور، در محافل سپاه مطرح است.
نظام درحال حاضر به سه قطب تجزیه شده است.
1- قطب رهبری و مریدان وی
2- قطب ریاست جمهوری و مریدان وی
3- قطب طرفداران موسوی و كروبی
قطب موسوی قوی ترین قطب است اما در عین حال دستهایشان خالی است و از امكانات كافی برای برخورد با دولت و حكومت تا دندان مسلح برخوردار نیستند.
در هر سه قطب این یقین وجود دارد که آقای خامنه ای بدشواری بتواند سال 90 را به پایان ببرد. به همین دلیل بزرگترین کشاکش پشت صحنه بر سر جانشینی ایشان است؟
به همین دلیل است که احمدی نژاد و قطب موسوی- کروبی میدانند نزاع اصلی بین مردم و احمدی نژاد است، زیرا رهبر حتی پیش از پایان سال 90 از دست رفته است. ایشان همین الان هم بین مردم جایگاهی ندارد. پروسه عبور از موسوی هم بین طبقات اجتماعی جامعه در حال شكل گیری است.
البته امكان حذف احمدی نژاد دور از ذهن نیست، که این بستگی به نظر فرماندهان سپاه دارد

۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

جنایت در تشییع جنازه سحابی یک برگ دیگر بر دفترعلی خامنه ای اضافه شد




بر دفترعلی خامنه ای اضافه شد
حکومت از زنده و مرده چهره های شاخص سیاسی و مذهبی ایران می ترسد و در ادامه این ترس، در هر رویدادی مرتکب جنایتی تازه می شود و علاوه بر تشدید نفرت عمومی از حاکمیت، بر شمار منتقدان و مخالفان داخلی جبهه خود نیز می افزاید. این سرنوشتی است که حاکمیت کنونی برای خود رقم زده است. حاکمیتی که سکاندار آن علی خامنه ای و بیت اوست و او چه بخواهد و چه نخواهد، چه هدایت کننده و فرمانده تمام جنایات باشد و چه نباشد، مردم ایران هرآنچه را روی میدهد در دفتر او یادداشت می کنند تا در روز حساب پس دادن آن را بگشایند. در همین دفتر ثبت است: دولت نکبت بار احمدی نژاد را او به کشور تحمیل کرد. سلطنت را او به ایران بازگرداند، تاریخی ترین خرافات را او در کشور رواج داد، مشتی رمال و جن گیر و مداح را او به حاکمیت رساند، مجلس را او از هویت تهی کرد، زندان ها را او از زندانیان سیاسی و منتقد حاکمیت پر کرد، بی سوادترین و شقی ترین روحانیون را در اطراف خود جمع کرد، اقتصاد و سیاست را سپرد به دست گروهی فرمانده سپاه آلوده به مسائل اقتصادی و انواع قاچاق و جنایت، با سیاست غلط و ماجراجویانه اتمی کشور را به آستانه فاجعه کشید، گفت که امثال سردار "نقدی" رویش انقلابی کرده اند و امثال "میرحسین موسوی" ریزش انقلابی، گفت که اجازه ولایت احزاب را نمی دهد، گفت جنبش سبز "فتنه" است و فرمان سرکوب و کشتار مردم را داد، هر گاه گفتند دولت احمدی نژاد حساب پول ها را نمی دهد و معلوم نیست میلیاردها دلار پول نفت کجاست؟ او گفت که حسابش پیش من است!، گفت که برای لباس ملی طرح دارد، گفت علوم انسانی باید حذف شود، گفت مطبوعات فتنه می کنند و باید توقیف شوند، هر مقام نظامی و امنیتی و قضائی که جنایاتش فاش شد، او را زیر پر و بال بیت خود گرفت و پست و مقامی دیگر داد و...
با چنین کارنامه ای، طبیعی است که قتل هاله سحابی، ضرب و شتم و بازداشت و توحشی که اوباش ولایت به همراه و با حمایت نیروهای انتظامی و امنیتی در جریان تشییع جنازه مهندس سحابی مرتکب شدند، ملت این برگ را نیز در دفتر اعمال او یادداشت کند. چنان که درباره قتل های زنجیره ای کرد، در جنایات دوران مقابله با دولت خاتمی کردند، در ترورهای سیاسی کرد، در برپائی دادگاه های کودتائی و اعتراف گیری از زندانیان کرد، درکشتار معترضان به کودتای 22 خرداد کرد و ...
این سخن آیت الله خوئیئی، در مصاحبه با خبرنگاران، روی سکوی بیمارستانی که حجاریان را پس از ترور به آنجا منتقل کرده بودند تاریخی است: انگشت اتهام مردم متوجه یک محل است!

۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

در جلسه سران قوا دهن به دهن شدن علی خامنه ای و احمدی نژاد

محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس و رهبر جامعه اسلامی مهندسین (حزب دو قلوی موتلفه اسلامی) که هفته گذشته با مصباح یزدی پدرخوانده باند احمدی نژاد در قم دیدار و مذاکره کرد، در نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسین بخشی از دیدارها و یکه به دو کردن های پشت پرده احمدی نژاد و خامنه ای را فاش ساخت. او گفت که فکر میکردیم آقای خامنه ای تصمیمش را گرفته و احمدی نژاد را می خواهد مرخص کند، اما در دیداری که با وی داشتیم متوجه شدیم اینطور نیست و ایشان می خواهد دولت فعلی به کارش ادامه بدهد.
از زبان باهنر و به نقل از "خبر آنلاین" که خبرگزاری نزدیک به علی لاریجانی رئیس مجلس است بقیه اش را بخوانید:
«برداشت ما اين بود که آقا حاضر است خيلی هزينه‌ها داده شود و کار دولت دهم پايان یابد، ولی ديديم که آقا حاضر اند این اتفاق غيرمعمول نيفتد و دولت فعلی به کارش ادامه دهد. آقای احمدی نژاد کار را تا استعفا جلو برده بودند، اما در جمعبندی نهايی به اين نتيجه رسيدند که در رياست جمهوری باقی بمانند.
البته بحث ها ادامه یافت تا این که بر سر ادغام وزارتخانه ها مقام معظم رهبری جلسه ای با حضور سران سه قوه تشکیل دادند. برخی از بحث های جلسه دلگیر کننده بود. آقای احمدی نژاد بحث شان ایراد به تفسیر شورای نگهبان بود که آقا فرمودند تفسیر شورای نگهبان حرف آخر و لازم الاجراست و باید تبعیت شود. اگر هم بحثی شود تاثیری در نتیجه ندارد و نظر شورای نگهبان لازم الاتباع است. رئیس جمهور پرسید که آیا این، حکم حکومتی است؟ آقا فرمود این جلسه، جلسه حکومتی است، زیرا یکی از وظایف رهبری تنظیم روابط قواست ولی این نظر، نظر قانون است نه حکم حکومتی.»
همزمان با افشای آنچه در دیدار و جلسه لاریجانی رئیس مجلس و احمدی نژاد که مشخص نیست رئیس قوه سوم، یعنی قضائیه هم در آن حضور داشته یا نه؟ روز گذشته احمد توکلی هنگام بررسی لایحه شرح وظائف وزارت امور زیر بنائی گفت:
این لایحه لجاجت با تفسیر شورای نگهبان و نظر رهبری در جلسه حل اختلاف است. دولت به جای فرستادن لایحه ادغام وزارتخانه ها، لایحه شرح وظائف وزارتخانه های جدید را به مجلس فرستاده است.
در پایان بحث ها، مجلس به این لایحه دولت رای نداد و بدین ترتیب، دولت به راه خود و مجلس به راه خود ادامه میدهند تا سرانجام دستور قطعی از بیت رهبری برسد!