۱۳۹۵ اسفند ۵, پنجشنبه

گزارش حقوق‌های نجومی به مردم رییس دیوان محاسبات: تا ۶ ماه دیگر متخلفان را به سزای عمل‌شان می‌رسانیم


نگام، اقتصادی- رییس دیوان محاسبات گفت: تمام تلاش‌مان این است تا ۶ ماه دیگر ۳۹۷ متخلف حقوق‌های نامتعارف را مجازات کنیم. به گزارش ایسنا، «عادل آذر» با حضور در گفت‌و گوی ویژه خبری ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه شبکه دو سیما، به سوالات مطرح شده و ابهامات بوجود آمده درباره دلایل تاخیر دیوان محاسبات برای ارائه گزارش نهایی درباره علل و ریشه‌های پرداخت حقوق، مزایا، پاداش و فوق‌العاده خاص کارکنان و مدیران دستگاه‌ها پاسخ داد. وی افزود: از مجموع بررسی‌ها و حسابرسی‌های انجام شده توسط دیوان محاسبات درباره ۱۰۰ هزار مدیر و کارمند دستگاه‌های کشور، ۳۹۷ نفر از قوانین سوءاستفاده کرده بودند که تلاش می‌کنیم حکم قطعی آنها تا پایان فروردین ۹۶ در دادستانی دیوان محاسبات صادر شود. رییس دیوان محاسبات کشور با تشریح فرآیند رسیدگی بودجه سالانه در دستگاه‌ها و دیوان محاسبات، گفت: تیم‌های حسابرسی دستگاه‌ها برای تفریغ بودجه سالانه روند خود را دارند که با بروز تخلف حقوق‌های نامتعارف با ورود مجلس، کمیته ویژه‌ای در دیوان محاسبات کشور برای رسیدگی جدی و مستقل حسابرسی به وجود آمد. پس از استقرار این کمیته در دستگاه‌ها، فیش‌های حقوقی، پاداش‌ها و وام‌های دریافتی کلیه مدیران کل، مقامات سیاسی، نظامی، انتظامی، قضایی، دستگاه‌های زیر نظر رهبری، مدیران ارشد دستگاه‌ها و حتی کارکنان وزارت اطلاعات طی مدت ۴ ماه مورد رسیدگی قرار گرفت. «آذر» با بیان اینکه تا قبل از مصوبه شورای حقوق و دستمزد ملاکی برای رسیدگی نداشتیم، گفت: یکی از دلایل تاخیر در ارائه گزارش دیوان به مجلس این بود که مرزی برای تعیین معیار حقوق و دستمزد نداشتیم، اما در مورخ ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ شورای حقوق و دستمزد مصوبه‌ای را به تصویب رساند که حقوق مدیران ارشد شامل معاون اول رییس جمهور، وزرا، نمایندگان و امثالهم را تا سقف ۱۰ میلیون تومان و حقوق سایر مقامات را تا سقف ۲۰ میلیون تومان تعیین کرد. وی در عین حال بند «ه» بند ۵۰ قانون برنامه پنجم توسعه را اصلی‌ترین عامل شکل‌گیری پرداخت‌های نامتعارف بانک‌ها، بیمه‌ها و صندوق‌ها دانست و خاطرنشان کرد: با اختیاراتی که این بند برنامه پنجم توسعه به مدیران داد، هیات‌های عامل، هیات‌های مدیره و مدیران عامل بانک‌ها، صندوق‌ها و بیمه‌ها دست‌شان برای پرداخت‌های نامتعارف باز شد. رییس دیوان محاسبات کشور در عین حال خلاء قانونی و اختیارات بی حد و اندازه مدیران شرکت‌ها، بیمه‌ها و بانک‌ها را عامل پرداخت‌های نامتعارف اعلام کرد. «آذر» در واکنش به این پرسش که چرا مسئله حقوق‌های نامتعارف به یک‌باره در اردیبهشت ۹۵ اعلام شد، گفت: واقعیت این است که رسیدگی در دیوان محاسبات کشور براساس مراحلی که وجود دارد انجام می‌شود و نتایج کار به مقامات کشور گزارش می‌شود، اما موضوع حقوق‌های نجومی توسط رسانه‌های به سطح جامعه کشانده شد. علاوه‌بر آن، بزرگ بودن اعداد پرداخت شده موجب حساسیت مردم و رسانه‌ها و پرداخت به این مسئله شد. اعداد پرداخت شده در سال‌های قبل به بزرگی اعداد پرداخت شده در سال ۹۵ نبود. وی با اذعان به خلاء قانون دیوان محاسبات در اطلاعرسانی پرونده‌های رسیدگی شده به مردم گفت: در قانون دیوان نیامده که فرآیند قانونی تعریف شده دیوان، رسانه‌ای شود. اما بنده اقرار می‌کنم قانون دیوان در اینباره خلاء دارد و باید اصلاح شود به نحوی که علاوهبر مقامات، مردم نیز باید از نتایج گزارش نهایی دیوان اطلاع پیدا کنند. رییس دیوان محاسبات کشور بار دیگر علت پرداخت‌های نامتعارف را تصویب بند «ه» بند ۵۰ قانون برنامه پنجم دانست و اظهار کرد: اهمیت این مسئله باید برای مردم باز شود. این بند برنامه پنجم به بانک‌ها، شرکت‌ها و بیمه‌ها اختیارات زیادی داد به همین دلیل پرداخت‌های نجومی از آن درآمد. «آذر» با تایید سخنان معاون اول رییس جمهور، گفت: اینکه آقای جهانگیری گفتند حقوق‌های نجومی عادلانه نیست، اما قانونی پرداخت شده است، با اشاره به بند «ه» بند ۵۰ قانون برنامه پنجم بیان شده است. تا قبل از ابلاغ این بند، قوانینی وجود داشت که شفاف بودند؛ اما با ابلاغ این بند این گرفتاری‌ها برای کشور به وجود آمد. وی با تبیین ملاک دیوان محاسبات کشور در احصاء متخلفان از کارکنان و مدیران دست پاک دستگاه‌ها اظهار کرد: مصوبه ۱۱ مرداد ۹۵ شورای حقوق و دستمزد مبنای کارمان است. این مصوبه مبنای رسیدگی سال ۹۴ است، اما قوانین و مصوبات از سال ۱۳۸۸ وجود دارد که با این مصوبه مطابقت داده شد. به عبارت دیگر مصوبه سال ۱۳۹۵ به تنهایی ملاک رسیدگی به پرداختی‌ها از ۸۸ تا ۹۴ نبوده است. ۱۳۵ پرونده در سال ۱۳۹۰ براساس قوانین و مصوبات همان سال‌ها تشکیل شد. رییس دیوان محاسبات کشور تاکید کرد: هر قانونی که مصوبه شورای حقوق و دستمزد باشد و با امضای رییس جمهور ابلاغ شده باشد را قانون می‌دانیم و بر مبنای همان رسیدگی‌ها را انجام می‌دهیم. «آذر» آسیب‌شناسیِ دلایل پرداخت‌های نامتعارف را مشتمل بر ۲۰ بند دانست و تاکید کرد، اصلی‌ترینِ آنها برداشت‌های چندگانه و تفسیرهای سلیقه‌ای مدیران از اختیارات قانونی موجب این مشکلات شده است. وی با دفاع از عملکرد رییس و مدیران و کارکنان دیوان محاسبات در دوره گذشته، خاطرنشان کرد: با اقدامات و حسابرسی‌های همکارانم در گذشته حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان از اموال بیت‌المال به خزانه برگردانده شد. رییس دیوان محاسبات کشور تعداد مدیران متخلف بانکی، بیمه‌ای و شرکت‌ها را ۹۰ نفر از ۳۹۷ مدیر متخلف اعلام کرد. آذر متذکر شد: متخلفان باید تا پایان آبان‌ماه ۲۳ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان به خزانه برگردانند. وی حداکثر مبلغ سرجمع حقوق، مزایا، فوق‌العاده مستمر و غیرمستمر سالانه مدیران دستگاه‌ها را ۲۴۰ میلیون تومان اعلام کرد و متذکر شد: براساس مبنای ۲۰ میلیون تومان پرداخت ماهانه شورای حقوق و دستمزد سرجمع دستگاه‌ها، شرکت‌ها و بیمه‌ها در سال نباید از ۲۴۰ میلیون تومان بیشتر شود. رییس دیوان محاسبات کشور با اشاره به ماده ۲۷ قانون مالیات‌های مستقیم گفت: این ماده اجازه می‌داد تا یک‌درصد از عیادی دستگاه مجری به عنوان پاداش پرداخت شود، اما با تصویب مصوبه شورای حقوق و دستمزد جلوی این مسئله نیز گرفته شد. آذر مهلت بازپرداخت حقوق‌های مازاد بر ۲۰ میلیون تومان در ماه را در اسرع وقت دانست و تصریح کرد: برای بازگرداندن وام‌های نجومی نامه زده‌ایم تا هر چه سریع‌تر بازگردانده شود، اما به صورت طبیعی فرصتی به وام‌گیرندگان نجومی داده می‌شود تا تسهیلات دریافتی را بازگردانند. وی با اشاره به معیار تعیین وام‌های نجومی و سودهای ناچیز دریافتی از مدیران متخلف گفت: در بانک‌ها قوانین و دستورالعمل‌هایی وجود دارد که اجازه می‌دهد اعضای هیات مدیره و مدیرعامل تا ۴۵ برابر دریافتی‌شان می‌توانند وام دریافت کنند و سود وام دریافتی را هم مورد به مورد تصمیم کنند که البته با مصوبه مردادماه شورای حقوق و دستمزد، این اختیارات برداشته شد. رییس دیوان محاسبات کشور در پیشنهادی خواستار تدوین نظام جامع پرداخت برای کلیه دستگاه های خارج از شمول قانون مدیریت خدمات کشوری شد و افزود: با تدوین و به اجرا درآمدن چنین قانونی می‌توان از پرداخت‌های نامتعارف در دستگاه‌هایی که خارج از شمول قانون مدیریت خدمات کشوری هستند جلوگیری کرد. با دیگران به اشتراک بگذارید:

۱۳۹۵ بهمن ۲۹, جمعه

تلاش نمایندگان اصلاح طلب و اصولگرا برای تصویب خفقان سیاسی مجازات فردی که در مراسمی رسمی، عرفی یا معمولی با سوال پرسیدن «جلب توجه» کند، ۶ماه تا دو سال حبس تعیین شده است محمود صادقی، نماینده اصلاح طلب تهران گفته است این طرح در مجلس نهم مطرح شده و طراح آن هم یوسفیان ملا است


مجازات فردی که در مراسمی رسمی، عرفی یا معمولی با سوال پرسیدن «جلب توجه» کند، ۶ماه تا دو سال حبس تعیین شده است محمود صادقی، نماینده اصلاح طلب تهران گفته است این طرح در مجلس نهم مطرح شده و طراح آن هم یوسفیان ملا است جمعه, 17 فوریه 2017 آیدا قجر روز سه‌شنبه ۲۶ بهمن ماه، ۳۴ نفر از نمایندگان طرحی را به هیات رییسه مجلس شورای اسلامی ارایه کردند که گفته می‌شود ضامن سازوکار تامین امنیت برگزاری مراسم رسمی، عرفی و معمولی است. این طرح با توجه به قید دو فوریتی، بدون نیاز به ارایه به کمیسیون مربوطه، به هیات رییسه مجلس ارایه شده است و به نظر می رسد طراحان قصد دارند قبل از انتخابات آن را به نتیجه برسانند. روزنامه‌ها و سایت‌های اصول‌گرا از این طرح به عنوان «گل به خودی» از سوی اصلاح‌طلبان یاد کرده‌اند که قرار است «آزادی بیان» را محدود کند. در مقابل، «محمود صادقی»، نماینده اصلاح طلب تهران گفته است هدف از این طرح که در مجلس نهم مطرح شده و طراح آن «یوسفیان ملا» بوده، برخورد با خودسرها است. اگرچه مهم ترین نمایندگان امضاکننده طرح مانند «محمدرضا عارف»، «علی مطهری»، «محمود صادقی» و «محمدرضا تابش» به طیف اصلاح طلب تعلق دارند اما تعداد نمایندگان اصول گرا حامی این طرح هم به اندازه ای هست که بتوان آن را دست‎پخت همه جناح ها دانست. بر اساس ماده واحده این طرح که با استناد به دستور رهبر جمهوری اسلامی، برای آرام بودن جلسات نوشته شده است: «هرکس با هر اقدامی، اعم از طرح سوال یا غیر آن در مراسم سخنرانی، اعم از مراسم رسمی یا مراسمی که عرفا بدون مجوز تشکیل می‌شوند، موجبات توقف یا جلب توجه به خود و یا تشنج شود، به شش ماه تا دو سال محکوم می‌شود.» طبق این طرح، نیروی انتظامی موظف است فورا فرد یا افراد متهم را بازداشت و تا تحویل به مقامات قضایی، نگه داری کند. در این طرح، مجازات هایی هم برای مقام های مسوول که در مسیر تامین امنیت جلسات یا توقف آن دخالت داشته باشند، در نظر گرفته شده است. «موسی برزین خلیفه‌لو»، حقوق‌دان در گفت‌وگو با «ایران‎وایر» احتمال می دهد این طرح تصویب نشود. به تعبیر او، طرح فوق خارج از اصول حقوقی تنظیم شده، به مقررات داخلی پایبند نبوده و حتی بعضا در تعارض با آن‌ها قرار دارد و به اصول حقوق شهروندی بی‌دقت بوده است: «در این طرح، بخشی از رفتارهای طبیعی شهروندان با تعیین مجازات سنگین جرم‌انگاری شده است.» این حقوق‌دان قید «فوریت» بر این طرح را سوال‌برانگیز توصیف می کند و یادآور می شود که «قانون مجازات اسلامی» پیش‌تر برای برخورد با «اخلال» پیش‌بینی کرده است: «ضرورتی برای جرم‌انگاری رفتارهایی که در این طرح بیان شده است، نیست. اگر تشنج در حد اخلال در نظم باشد، در قانون مجازات اسلامی جرم‌انگاری شده است. اگر اخلال خیلی شدید باشد و به نزاع برسد و حتی توهین و افترا هم جرم‌انگاری شده اند. این طرح درصدد جرم‌انگاری رفتارهای طبیعی است که در جلسه‌ها و بحث‌ها وجود دارند.» برزین هم چنین با تاکید بر این‌که در حقوق کیفری، رفتارهای مجرمانه باید دقیق تعریف شدند، به این طرح می پردازد: «واژه‌ها و تعاریف در این طرح مشخص نیستند. مراسم رسمی یعنی چه؟ مگر ما در حقوق، رسمی و غیررسمی داریم؟ جلب توجه کردن یعنی چه؟ دقیقا چه حرکت‌هایی جلب توجه می‌کنند؟ در این طرح حتی مراسم عرفی و معمولی هم ذکر شده است؛ یعنی یک مراسم عروسی را هم شامل می‌شود؟ وارد کردن این مساله در حقوق کیفری بی‌معنا است.» این حقوق دان در نقد مجازات سنگینی که در این طرح مطرح شده است، آن را با «قانون حمایت از کودکان و نوجوانان» مقایسه می کند و می گوید مجازات این طرح حتی از مجازات آزار جنسی یا بهره‌کشی از کودکان بیش تر است. در ماده ۳ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، برای هرگونه خرید، فروش، بهره‌کشی و به کارگیری کودکان به منظور ارتکاب اعمال خلاف، متهم به شش ماه تا یک سال زندان یا جزای نقدی از یک میلیون تا دو میلیون تومان محکوم می‌شود. در عین‌حال، طبق ماده ۴ همین قانون، هرگونه صدمه، اذیت، آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان، نادیده گرفتن سلامت و بهداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل آن‌ها سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس یا یک میلیون تومان جزای نقدی به دنبال دارد. اما طبق طرحی که حالا به گفته «محمدجواد لاریجانی»، رییس مجلس شورای اسلامی در دستور کار قرار گرفته است، مجازات فردی که در مراسمی رسمی، عرفی یا معمولی با سوال پرسیدن «جلب توجه» کند، شش ماه تا دو سال حبس تعیین شده است. برزین اما شاهکار این طرح را بند دوم آن می‌داند؛ آن‌جایی که نوشته شده قوه قضاییه موظف است چنین پرونده‌هایی را «بدون تشریفات» و در کم تر از یک ماه بررسی کند: «این همه جرایم مهم و اختلاس‌های میلیاردی، قتل و غارت وجود دارد اما قانون نگفته است بدون تشریفات و کم تر از یک ماه مورد بررسی قرار بگیرند. این مساله چه اهمیتی دارد که یک نفر وسط جلسه‌ای سوت زده و قوه قضاییه باید کار خود را رها کند و در کم تر از یک ماه این متهم را به زندان محکوم کند؟‌ تمامی این طرح خارج از اصول حقوقی است.» پیش‌تر با داغ‌تر شدن بحث برهم خوردن سخنرانی‌های سیاسیون، برخی از نمایندگان مجلس، از جمله علی مطهری از لزوم برخورد با چنین اخلال‌هایی صحبت کرده بودند. به گفته او، اخلال‌گران از طرف برخی نهادهای حکومتی احساس پشت‌گرمی دارند و فکر می‌کنند در حاشیه امن قرار گرفته‌اند: «اما اگر احساس کنند که با آن ها همانند بقیه برخورد می‌شود، این مساله تمام خواهد شد.» یکی از جنجالی‌ترین سخنرانی‌هایی که لغو شد، سخنرانی مطهری در مشهد بود؛ آن‌هم به دستور مقام‌های قضایی. یکی دیگر از نمونه‌های تلاش برای برهم زدن سخنرانی‌ها در یزد و حین سخنرانی معاون پارلمانی رییس‌جمهوری در نماز جمعه سوم دی ماه اتفاق افتاد. به گزارش «تسنیم» در اواخر سخنرانی، عده‌ای به قصد اخلال و برهم زدن و قطع سخنرانی او، اقدام به سر دادن شعارهای «تحریک‌آمیز و موهن» کردند. از همین‌رو، اصول‌گرایان و رسانه‌های متعلق به آن‌ها پس از خبری شدن این طرح، مدعی شده‌اند که اصلاح‌طلبان به خاطر سلسله سخنرانی‌هایشان که لغو یا متوقف شده، به این طرح روی آورده و گل به خودی زده‌اند. حالا نمایندگان مجلس با ارایه این طرح تصمیم دارند به مقابله با «اخلال‌گران» برآیند. اما این طرح منتقدانی از میان نمایندگان هم دارد؛ «محمود صادقی» فعلا گفته است: «این طرح ویرایش شده و با ویرایش اولیه آن فرق دارد.» «امیر خجسته»، عضو کمیسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی البته با تاکید بر این‌که این طرح بر محور خواسته‌های رهبر جمهوری اسلامی تنظیم شده است، گفت: «این موضوع جزو طرح ما نبوده و با آن به شدت مخالف هستیم زیرا موجب استبداد می‌شود.» به گفته او، پیشنهاد حذف بند اول مطرح شده است. «محمدرضا تابش»، نماینده اصلاح طلب و نایب رییس فراکسیون «امید» اما ضمن دفاع از قانونی شدن این طرح، رسانه‌ها را به «جوسازی» متهم کرده است. به گفته او، ضرورت ارایه طرح دو فوریتی از این جهت است که ضعف و خلاء قانونی در برقراری و حفظ امنیت مجالس، محافل و تجمعات وجود دارد. او هم چنین منتقدان و مخالفان این طرح را تلویحا عامل رفتارهای غیرقانونی دانسته است: «همین‌هایی که اصل طرح را زیر سوال می‌برند، برایشان خوشایند نیست چنین قانونی تصویب شود. ریشه بسیاری از برخوردهای غیرقانونی را می‌شود از همین جا پیدا کرد. کسانی که از در مخالفت درآمدند، حملات شدیدی علیه طراحان داشته‌اند و می‌توان فهمید که برقراری امنیت محافل و مجالس برای چه کسانی خوشایند نیست.» «سیدحسین نقوی‌حسینی»، سخن‌گوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز در واکنش به این طرح از تعیین مجازات برای پرسیدن سوال در مراسم ابراز تعجب کرده است:‌ «وقتی می‌گویند طرح سؤال در جلسات مذکور از شش ماه تا دوسال حبس دارد، بنده واقعا متوجه این جمله نمی‌شوم.» حمله‌ها به اصلاح‌طلبان با ارایه چنین طرحی در روزهایی اتفاق می افتد که طرح «آشتی ملی» آن‌ها نیز با مخالفت رهبر جمهوری اسلامی مواجه شده است. حالا حتی کاربران فضای مجازی نیز نسبت به این طرح واکنش نشان داده‌اند و با هشتگ «#دو_فوریتی»، نمایندگان مجلس و به ویژه اصلاح‌طلبان را مورد انتقاد قرار داده‌اند که خواستار «خفقان» شده‌اند.

۱۳۹۵ بهمن ۲۷, چهارشنبه

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی(ره) در نگاه آیت‌الله العظمی جوادی آملی؛ شاگرد شدید القوی امام


اشاره حضرت آیت‌الله جوادی آملی در این گفتار بسیار عمیق، توصیفی از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به عمل آوردند که تمام ابعاد حیات علمی، مبارزاتی، مدیریتی و صبر و تحمل فوق‌العاده آن فقیه مجاهد را می‌نمایاند. ما در آستانه چهلمین روز درگذشت مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هستیم. شما در پیام بسیار زیبایتان فرمودید که صحابی صالح و صابر و صادق استوانه انقلاب اسلامی و امین امت. با این سه صفت مرحوم آقای هاشمی را تعریف کردید و توصیف کردید. متاسفانه درباره آقای هاشمی به هر حال دو اصل باعث شده شخصیت علمی و عملی ایشان ناشناخته بماند به خصوص برای نسل جوان ما. یکی کینه توزیها و کینه ورزی‌هایی که به خصوص در سالهای اخیر اتفاق افتاد و یکی هم حجاب معاصرت باعث شد مردم و به خصوص نسل جوان ما و شاید به صورت اخص در حوزه‌های علمیه آقای هاشمی خیلی شناخته نشد، هم جایگاه علمی ایشان هم شخصیت عملی ایشان شناخته نشد. حضرت عالی جزء یاران ردیف اول حضرت امام رضوان‌الله تعالی علیه بودید و به همین دلیل، شناخت درستی از مرحوم آقای هاشمی داشتید و دارید. قطعاً بیانات حضرت عالی در این جلسه می‌تواند محور بسیاری از پژوهش‌ها قرار بگیرد، هم به گونه‌ای حجاب را از چهره این شخصیت محبوب و مظلوم بگیرد، هم اینکه برای آیندگان و خود ما یک راهی باشد تا بتوانیم بهتر درباره ایشان و اندیشه‌هایشان تحقیق کنیم و پژوهش بکنیم. مجدداً از این که این فرصت را به ما دادید تشکر می‌کنم. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم‌الله الرحمن الرحیم. بنده هم مقدم شمارا گرامی می‌دارم و گزارش جامع و نافعی که ارائه فرمودید بسیار امیدبخش بود. دهه مبارکه فجر را که آغاز شده به همه امت اسلامی و شما بزرگواران تهنیت عرض می‌کنیم و از ذات اقدس اله مسئلت می‌کنیم روح مطهر امام و شهدا را با اولیایش محشور فرماید و روح بزرگوار آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را با اولیای خودش محشور فرماید، و عزیزان شهدای آتشنشانی را هم با شهدای کربلا محشور فرماید. به امت اسلامی سعادت و سیادت مرحمت فرماید و به شما بزرگوارانی که در نشریه تلاش و کوشش می‌کنید سعی شما مشکور باشد. در جامعه ما، برکات فراوان هست. اختلاف یک وسیله رحمت است که اختلاف امتی رحمه، ما باید تلاش و کوشش بکنیم این اختلاف را نظیر اختلاف لیل و نهار بدانیم که از آن بهره بگیریم. نه اینکه خدای نکرده اختلاف را با مخالفت تبدیل کنیم، مخالفت را به معاندت تبدیل کنیم، آن دو امر مخالفت و معاندت برای برون مرزی‌ها است، ما در داخله خود این اختلاف را که بحث به ظاهر اختلاف است، باید به صورت فرصت تبدیل بکنیم. سرش این است که اختلاف گاهی زمینه رحمت و برکت است. الان ما یک ترازویی که داشته باشیم، ترازو سالم باشد، این دو تا کفه اگر همسان نباشند همیشه اختلاف دارند. این اختلاف یک اختلاف مقدسی است. میزان ترازو یک شاهینی دارد، این نشان می‌دهد دو کفه دارد، در یک کفه وزن می‌گذارند، در یک کفه موزون، مثلاً سنگ می‌گذارند در یک کفه به نام وزن، در کفه دیگر نان می‌گذارند به نام موزون. این‌ها اگر چنانکه در یک مسیر حرکت نکنند با هم اختلاف دارند و این اختلافشان حق است. یعنی اگر سنگ سنگین‌تر باشد، نان سبک‌تر باشد، این کفه سنگ همراه این نمی‌آید. و حق هم بااوست، تو باید هم وزن من باشی، این نشانه ظلم است، این عدل نیست. تو باید به همین اندازه باشی. یک نان دیگر باید اضافه بکنند که با وزن تمام بشود، باهم می‌رویم بالا. و اگر موزون سنگین‌تر از سنگ باشد، این موزون همراه این نمی‌آید این سنگ می‌رود بالا، این همینجا هست، با شما نمی‌آیم هماهنگی نمی‌کنم برابر نیستیم. بنابراین اختلافی که بین وزن و موزون یک ترازو هست این اختلاف مقدس است، چون هر دو حرفشان این است، اینکه فرمود اختلاف امتی رحمه این اختلاف است. ما می‌توانیم اختلاف نظر رابه این صورت در بیاوریم و این دو تا شرط دارد. یکی اینکه نگوییم من این کار را کردم، یکی اینکه نگوییم تو عرضه نداشتی این کار را بکنی هر دو تایش نقص است. ما وقتی یک میزانی داریم میزانی از قسط و این میزان یک اختلافی دارد، این اختلاف صددرصد حق است، این اختلافی است که هیچ کس نمی‌تواند بگوید این‌ها چرا با هم نمی‌سازند. اگر سنگ بیشتر از نان باشد، این کفه می‌رود بالا این می‌گوید نمی‌آیم حق با این است، اگر نان بیشتر از سنگ است، این کفه می‌رود بالا، این می‌گوید نمی‌آیم حق هم بااو است، چون هر دو می‌خواهند عدل برقرار باشد. ما یک چنین اختلافی می‌توانیم داشته باشیم. دو چیز مانع این است که این اختلاف صددرصد حق و مقدس و منزه را تیره ‌کند. یکی اینکه من اینم، یکی اینکه تو آنی، خوب ما راه داریم. اختلاف امتی رحمه، در بخش پایانی سوره مبارکه هود دارد به اینکه خدای سبحان این‌ها را آفرید، خلق نکرد مگر رحمه و لایزالون مختلفین الا ما رحم ربک و لذلک خلقهم، این لذلک را بعضی زدند به اختلاف، البته لذلک باز لرحمه است، و مختلف فیه الی الذین کذا و خلق کرد لرحمه و لا یزالون مختلفین الا من رحمه‌الله و لذلک خلقهم، این بخش پایانی سوره مبارک هود دارد، همه اختلاف دارند مگر آن‌هایی که مورد عنایت حق هستند و لذلک خلقهم، این و لذلک را برخی‌ها زدند به اختلاف، ولی حق این است که این لذلک به رحمت بر می‌گردد نه به اختلاف. پس آن اختلاف هم اختلاف رحمانی خواهد بود. ما می‌توانیم این کار را بکنیم. والا خدای نکرده این اختلاف و مخالفت تبدیل می‌شود در قدم اول به معاندت، تبدیل می‌شود در قدم دوم، نظام فروپاشی احساس می‌کند و تجربه می‌کند در قدم سوم. یک بیان نورانی است امیر علیه السلام دارد در نهج البلاغه، نامه‌ای نوشته برای کسی، در نامه نوشته فعلم بدان که در تمام امت پیغمبر لیس فی امته صلی‌الله علیه و سلم رجل احرث وحدت‌ها منی فرمود در تمام امت اسلامی آمار بگیرید هیچ کس به اندازه علی مردم را به وحدت دعوت نمی‌کند. چون من می‌دانم اثر اختلاف چیست، آن وقت از سنت الهی خبر داد، نه از تاریخ، یک وقت کسی است تجربه تاریخی دارد، هر کس اختلاف کرد مشکل دید، بله یک تجربه تاریخی است، یا کم یا زیاد. اما وجود مبارک حضرت امیر الی الابد خبر داد، ابد که تجربه تاریخی نیست. فرمود ان‌الله سبحانه و تعالی لم یوتی احداً و فرقه خیر من مضی و لا من بقی، این از سنت الهی خبر داد نه از تاریخ، فرمود در گذشته از زمان آدم تا الان، در آینده از الان تا قیامت هیچ امتی با اختلاف خیر نمی‌بیند، چون خیر به دست خداست، خدا به وحدت دعوت کرده است. ان‌الله سبحانه تعالی لم یوتی احدا و فرقه خیر من مضی و لا من بقی، بنابراین ما با شرح صدر که این آقا در همین حد است، من هم اگر بودم همینجور فکر می‌کردم. با شرح صدر می‌توانیم اختلاف را اختلاف نگه داریم، نگذاریم به مخالفت تبدیل بشود وگرنه به معاندت تبدیل می‌شود، سر از معاندت در می‌آورد می‌شود اربا اربا، این اصل اول، اصل دوم امام رضوان‌الله تعالی علیه این معنا را خوب - استاد همه ما بود، خوب درک کرد و همه موارد را به جا پیاده کرد - این عناوینی که ما برای مرحوم آیت‌الله هاشمی گفتیم این یک تعارفی نبود ما شهریور سال هزار و سیصد سی و چهار بود که وارد قم شدیم، اولین برخورد ما با مرحوم آیت‌الله هاشمی درس امام رضوان‌الله علیه بود. ایشان اینجا به عنوان یک طلبه فاضل درس امام شرکت می‌کرد. امام هم یک شخصیت جامع الاطراف بود. نه جامع الاطراف حوزوی، بلکه جامع الاطراف جهانی، در حوزه بعضی از آقایان فقه و اصول خوب خواندند مجتهد بودند، از فلسفه و کلام خبر نداشتند، بعضی‌ها فلسفه و کلام خوانده بودند، فقه و اصولشان جامع نبود. بعضی‌ها در عرفان کار کردند در فقه و اصول یا فلسفه خیلی قوی نبودند. امام در همه این‌ها جامع بود این هم یک مطلب. جمع بین چند رشته دو قسم است. بعضی‌ها یک مقداری از آن رشته، یک مقداری از این رشته، هم درس فقه و اصول خوانده هم حکمت خوانده، هم عرفان خوانده اما همه به صورت متجزی بودن در می‌آید. اصطلاحاً از اینگونه افراد تعریف می‌کنند این بین معقول و منقول جمع کرده، ولی جمع مکثر نه جمع سالم، آن کسی که در همه این رشته‌ها صاحب نظر باشد، او را می‌گویند بین این معقول و منقول و عرفان و این‌ها جمع سالم یعنی درهر سه رشته مجتهد بود. امام بین فقه و اصول و فلسفه و عرفان جمع سالم کرده، یعنی مجتهد بود صاحب نظر بود در این رشته‌ها این یک مطلب، این را یک انسان جامع حوزوی می‌کند. اما آنچه در امام بود و در دیگران بسیار ضعیف بود یا اصلاً نبود، آن جامعیت جهانشمولی او بود. قرآن کریم از یک چنین انسان جهانشمولی که مظهر ذات اقدس اله قرار می‌گیرند به عنوان شدید القوی یاد می‌کند. حالا به این می‌رسیم ان شاء‌الله که خیلی‌ها پیش امام درس خواندند، به عنوانی که فقیه است، به عنوانی که اصولی است، به عنوان اینکه حکیم است، به عنوان اینکه عارف است درس خواندند، اماهاشمی پیش امام به عنوان اینکه شدید القوی است درس خوانده علمه الشدید القوی، این توضیح می‌خواهد. یک تفصیلی می‌خواهد. امام رضوان‌الله علیه شاگردان متعدد داشت، فقه و اصول می‌گفت در بعضی جلسات خصوصی عرفان می‌گفت، در بعضی جلسات فلسفه می‌گفتند، شاگردان خاصی داشتند. مرحوم آیت‌الله هاشمی ضمن اینکه فقه و اصول را خدمتشان می‌خواندند امام به عنوان علمه شدید القوی رویشان کار کرده و این هم شاگرد متعلم استاد شدید القوی بود. این زندان رفتن را شکنجه شدن را، دشواری‌ها را تحمل کردن، و صبور بودن و دشنام را شنیدن و اختلاف را به مخالفت تبدیل نکردن، مخالفت را به معاندت تبدیل نکردن پیش این عمله الشدید القوی خواندند. این با درس و بحث حاصل نمی‌شود. اینکه عرض کردیم این صحابی صادق و صالح و صابر بود، برای اینکه این را شنید که معلمش شدید القوی بود او را خوب تربیت کرده است. خوب خیلی از ماها، خدمت امام هر کدام از ماها یک گوشه‌ای از فرمایشات امام را یاد گرفتیم اما شدید القوی بودن کار دیگر است. این کلمه شدید القوی که در بحث معراج وجود مبارک پیغمبر صلی‌الله علیه و آله سلم مطرح است، در درجه اول اولاً وبالذات شدید القوی ذات اقدس اله است، برای اینکه در بخش پایانی سوره مبارکه ذاریات داردکه ان‌الله و الرزاق ذو القوه المتین، خدا رزاق است، که هم صیغه مبالغه است، همانند آن، دارای قوت است، یک متین هم هست دو، این المتین مجرور نیست که ذو القوه المتین، المتین هو الرزاق ذو القوه، هو الرزاق ذو القوه المتین مجرور نیست، خود المتین صفت‌الله است. خدا دارای قوه است، وقتی دارای قوه بود، آن آیه‌ای که علمه الشدید القوی، گرچه بر جبرئیل تطبیق شده است، ولی جمعش شاید، هم ذات اقدس اله معلم پیغمبر است، هم جبرئیل شدید القوی است نسبت به دیگران خدای سبحان که شدید القوی است، پیغمبر را شدید القوی تربیت می‌کند. این تعلیق حکم بر وصف مشعر به علیت است، اگر گفتند در فلان کلاس فقیه تدریس می‌کند یعنی درس فقه می‌دهد. در فلان مسجد اصولی تدریس می‌کند یعنی درس اصول می‌دهد، در فلان مدرس یک حکیم تدریس می‌کند یعنی درس حکمت می‌دهد. چه اینکه در دانشگاه وقتی گفتند در فلان کس فلان مهندس تدریس می‌کند یعنی درس هندسه می‌دهد. فلان کلاس فلان طبیب تدریس می‌کند یعنی درس طب می‌دهد. وقتی در سوره مبارک علق دارد، اقرا و ربک الاکرم یعنی خدا کلاس کرامت باز کرد، درس کرامت می‌دهد. وگرنه اسمای حسنی بیش از هزار اسم برای ذات اقدس اله است، اما وقتی اکرم تدریس می‌کند یعنی فقه و اصول می‌گوید؟ فلسفه و کرام می‌گوید؟ نه کرامت می‌گوید دیگر. طرزی حرف می‌زند پسوندش هم با آن هماهنگ باشد. ما با دو عنصر متون را می‌فهمیم یکی السباق، یکی السیاق. السباق همان است که در اصول می‌گویند تبادر، السیاق نحوه صدر و ذیل حرف است. اگر کس خواست یک آیه را بفهمد، یک روایت را بفهمد این دو تا چراغ باید دستش باشد، السباق، السیاق، تا بفهمد راهش چی می‌خواهد بگوید. وقتی گفتند شدید القوی دارد درس می‌گوید یعنی چی؟ یعنی هاشمی می‌پرواند نه فقیه اصولی، این هم فقه دارد، هم اصول دارد، هم مبارزه دارد، هم انقلاب دارد، هم صبر دارد، هم حوصله دارد. شدید القوی شدید القوی می‌پروراند، یک حکیم حکیم تربیت می‌کند، یک فقیه فقیه تربیت می‌کند. یک مهندس مهندس تربیت می‌کند. این است که ما تعارف نکردیم. او واقعاً صحابی صادق صالح صابر امام رضوان‌الله علیه بود. امام بماانه شدید القوی او را تربیت کرده، جلسات خصوصی که داشتند دیگران حضور نداشتند. از طرف امام هشت سال فرمانده جنگ باشد، امام تربیت کرده، شدید القوی نباشد فرمانده جنگ نمی‌شود. چون شدید القوی است، چهار تا اهانت را تحمل می‌کند. این سخت نیست والا شدید القوی نیست. الان هم نتیجه‌اش را می‌بیند. شما بعد از تشییع امام تشییعی به این جلال و شکوه ندیدید. همه با خلوص آمدند. در نامه که ما نوشتیم بهترین ابراز همدردی این است که در مدار پیام رهبری حرکت بکند برای همین است، وقتی در مدار پیام رهبری حرکت کند، خدای نکرده این به آن بد بگوید آن به این بد بگوید نیست یک رهبر است، یک نظام است، همه دارند حرکت می‌کنند. لذا تشییع با شکوه، با حفظ حیثیت، با آبرو با امنیت برگزار شد. خدای نکرده در چنین جمعیتی یک کسی آنجا حرف بزند هم تشییع جلال و شکوهش را از دست می‌دهد هم ارباً اربا می‌شود. ما باید بر اختلاف مسلط بشویم ونگذاریم به مخالفت تبدیل بشود. علمه شدید القوی، پس تعلیق حکم بر وصف مشعر به علیت است، روی سباق و سیاق همه جا راهنمای ما است، ما اگر گفتیم اکرم هذا الرجل این شخص را گرامی بدار، جای سوال است برای چی نگه بدارم. ناچاریم بگوییم پسر فلان کس است، برادر فلان کس است، اما اگر گفتیم اکرم هذا العالم این دلیلش با خودش است، کسی از ما سوال نمی‌کند چرا این را گرامی بداریم، ما دلیل را همراه با مدعا ذکر کردیم. اما اگر گفتیم اکرم هذا العالم، سوال می‌کند چرا، اگر ذات اقدس اله فرمود خدا، ان‌الله هو الرزاق ذو القوه المتین پس می‌شود شدید القوی باشد بالاصاله، حالا در آن آیه منظور پیغمبر است، یا منظور جبرئیل است، یامنظور فاصله خدا و جبرئیل است، یا منظور فاصله جبرئیل با خدا است، یک بحث تفسیری است، اما بالاخره خدا شدید القوی است، برای اینکه ان‌الله هو الرزاق ذو القوه متین، مظهر چنین خدایی اگر جبرئیل باشد می‌شود شدید القوی اگر وجود پیغمبر باشد می‌شود شدید القوی، اگر اهل بیت باشد شدید القوی و همه‌اش هم درست است. چون این‌ها از خودشان ندارند آیینه هستند. اگر به تعبیر استاد ما مرحوم الهی قمشه‌ای گفت آینه شو تا برد از سوی دوست کوی دوست اگر کسی آینه الهی شد، هم مرایا شد، طبق بیان حضرت امیر در نهج البلاغه اگر آینه شد، آینه خودش می‌گوید من ندارم دارم نشان می‌دهم. اگر کسی مومن بود ما گفتیم شدید القوی تمام هویت مومن این است که من دارم نشان می‌دهم هیچی ندارم. واقعاً در آینه چیزی که نیست. آینه یک شیشه‌ای است، پشتش هم یک جیوه درونش که خبری نیست. این فقط غیر را نشان می‌دهد. به ما گفتند آینه باش، آینه شو تا برد از سوی دوست کوی دوست. اما اگر خدای نکرده این بگوید من دارم خوب دو قدم کنارتر رفت، این چیزی تویش نیست. ما مادامی زیبا هستیم که بگوییم او رانشان می‌دهم، وگرنه اگر خدای نکرده بود دو قدم فاصله می‌گرفت، آینه چی را نشان می‌دهد. بنابراین ذات اقدس اله شدید القوی بالذات است، فرشتگان او انبیای او، اولیای او بالطبع و الثانیاً هستند، شاگردان انبیا، شاگردان اهل بیت مثل حضرت امام سلام‌الله علیه اجمعین رضوان‌الله علیه این هم شدید القوی است، آن وقت رابطه ایشان بامرحوم آیت‌الله هاشمی رابطه شاگرد با استادی است که شدید القوی است. علمه شدید القوی، لذا ایشان به آسانی درخدمت جنگ بود، به آسانی در خدمت انقلاب بود، به آسانی درخدمت نظام بود، حوادث در عالم زیاد است. اینطور نیست که ما خیال کنیم برای ما هست. آن وجود مبارک پیغمبر صلی‌الله علیه و آله و سلم ما اوذی نبیا مثلما اوذیت ما تا هستیم همینطور هست، اینجا جای آسایش نیست، جای امتحان است. این امتحان‌ها برای آن است که لیمیز‌الله الخبیث من الطیب و مانند آن. امتحان‌ها برای این است، انسان هم صابر باشد نتیجه‌ای را دردنیا وآخرت می‌بیند. بخش دیگر عرضم این است که صبر با شدت قوی هماهنگ است مخالفت نیست، صبر اجزی نیست، صبر در اثر شدت قوا است. یک انسان صابر بررسی می‌کند کجا تکیه کند. بالاخره این عالم عالم خطر سیل است، آتش سوزی است، حوادث تلخ است، یک آدم صابر که نمی‌آید دم خطر که بررسی کند کجا امن است، این جای امن را قرآن نشان داد. فرمود همه اسمای حسنای الهی مامن است، البته توحید مامن کلی است که فرمود کلمه لا اله الا‌الله حصنی، حصن همان دژ است قلعه است، فرمود یک قلعه بیشتر نیست، من خودم دژبان هستم. این یای متکلم که کلمه لا اله الا لله حصنی این قلعه من است، دژ من است، یعنی دژبان من هستم. منتها بیان نورانی امام رضا سلام علیها انا من شروط‌‌ها همان بیان را ائمه دیگر هم فرمودند منتها وجود مبارک حضرت امیر بازتر و شفاف‌تر فرمود. درباره او آمد علی بن ابیطالب حصنی دو قلعه که نداریم. این انا مدینه العلم و علی باب‌ها همان است. این کلمه لا اله الا‌الله حصنی و علی باب‌ها، این شد حصن، آدم صابر، آدم عاقل، آدم صادق بررسی می‌کند در موقع خطر به کجا برود. این عالم عالم پرخطر است. ما نمی‌توانیم. آن که این عالم را آفرید قسم خورد که من انسان را در فشار قرار دادم. لقد خلقنا الانس این لام لام قسم است. لقد خلقنا الانسان فی کبد، کبد یعنی درد و رنج و غصه، کبد این دستگاه گوارش است، کبَد یعنی رنج، لقد خلقنا الانسان فی کبد، اینکه گفتی ما انسان را در کَبد و رنج و غصه خلق کردیم، جا برای دژی قرار داد یا نداد، یا همینجور گفت در بیابان باشد. دژی دارد، دژبان هم خودم هستم. می‌خواهی راحت باشی، واستعینوا بالصبر و الصلاه، این واستعینوا بالصبر و الصلاه یک بیان دقیق علمی دارد. فرمود به صبر تکیه کنید چرا، فرمود اگر می‌خواهید بدانید چرا گفتم به صبر تکیه کنید، آنچه درباره نماز گفتم بررسی کنید تا معلوم بشود که چرا استعانت به صبر سودمند است، نماز را به عنوان ستون معرفی کردند، گفتند الصلاه عمود الدین این دینی است اول و آخر و آخر و اولش دین علم است. فرمود به قسم خدا، یاسین، قرآن کتاب حکیم یس و القرآن الحکیم، یعنی هیچ جا در هیچ دلیلی نه قرآن نه روایت به ما نگفتند نماز بخوان چرا؟ برای اینکه دین دین حکیم است، اگر این دین دین حکیم است، گفته نماز ستون دین است، ستون را نمی‌خوانم باید بگوید ستون را اقامه کن این می‌شود حرف عالمانه. اگر خدای نکرده گفته اقرء الصلاه، جای برای اشکال بود، شما از یک طرف می‌گویید، نماز ستون دین است، مگر ستون را می‌خوانند، ستون را اقامه می‌کنند. گفت الصلاه عمود الدین یانه، اگر خدای نکرده از زبانت درآمده بود گفته بودی نماز بخوان جای عوامی بود. ستون را کسی نمی‌خواند. همه جا یعنی همه جا اقیم الصلاه یقیمون الصلاه، آنجا که یصلی و مصلی دارد، یعنی یقیمون الصلاه، این می‌شود کتاب علمی. حالا معلوم شد یک ستونی داریم به نام نماز اگر گفتند استعینوا بالصبر و الصلاه یعنی صبر هم یک ستون است. تناسب عطف است و عدل، در اصل تناسبی ندارد خوب آدم وقتی یک جایی خطر شد بخواهد نلغزد به ستون تکیه می‌کند. استعانت به صلات معلوم است چون ستون دین است، به خدا آدم رابطه دارد. استعانت به صبر یعنی چی، معلوم می‌شود صبر هم ستون است. و آیت‌الله هاشمی رضوان‌الله علیه همانطور که داشت، استعانت به صبر هم داشت. این معنای علمه الشدید القوی است، خوب تربیت شد. همان زندان راتحمل کرد، فرماندهی جنگ را تحمل کرد، هم بی‌مهری‌ها را تحمل کرد، هتاکی بعضی‌ها را تحمل کرد. آخرین دیداری که ما داشتیم همین تابستان بود تشریف آوردند دماوند. هیچ من اثر شکایت از ایشان ندیدم، تابستان تشریف آوردند دماوند، هیچ اثر گله‌ای شکایتی، این شدید القوی بودن است. یک وقت است کسی غصه می‌خورد می‌گوید دنیا همین است، این روحیه را نداشت. معلوم می‌شود شدید القوی خوب او را تربیت کرد. پس بنابراین عده‌ای شاگرد امام بودند، بانه فقیه، عده‌ای شاگرد امام بودند بانه اصولی، عده‌ای شاگرد امام بودند بانه حکیم اما ایشان گذشته از اینکه آن علوم رسمی حوزه را خدمت امام خواند علمه شدید القوی، و نتیجه علمه الشدید القوی همین بانظام بودن تا آخر عمر، باانقلاب بودن تاآخر عمر، با مسئولین بودن تا آخر عمر، رفیق رهبری بودن تا آخر عمر، با مردم بودن تا آخر عمر، با شهدا بودن تا آخر عمر، با جانباز بودن تا آخر عمر، همه، اینکه در پایان آن عرض تسلیت نوشته شد رحمه‌الله علیه یوم ولد و یوم مات و یوم یبعث حیا، این همان تحلیل علمه شدید القوی بود از اوایل در محضر امامی بود که امام رضوان‌الله علیه جامع بین علوم بود به جمع سالم نه جمع مکسر و انه شدید القوی معلم ایشان بود، ایشان هم شدید القوی تربیت شد، حشر همه این‌ها با انبیا و اولیای باشد، حشر شما با انبیای الهی باشد، ما تا زنده‌ایم و نفس می‌کشیم این اختلاف راتقدیس کنیم، نگذاریم به مخالفت تبدیل شود، نه خود را ببینیم و دیگران رانبینیم، تاعلم و عقل بینی بی‌معرفت نشینی، یک نکته‌ات بگویم خود را مبین که رستی، من این کار راکردم، ما اینجور هستیم، این دشمن آفرین است، هر کسی بگوید من اینجوری، ما اول کسی که با او مخالفت می‌کنیم خود ما هستیم. ما خوشمان نمی‌آید کسی بگوید من. خدا غریق رحمت کند مرحوم الهی قمشه‌ای را گفت من الهی هو‌الله گویم، نه انا الله، من الهی هو‌الله گویم اگر نظام این کار را کرد، مردم این کار را کرد، امام این کار را کردند، درست گفتی، خود ما هم جزء ملت هستیم، مقداری که سهم داریم سهم مارا می‌دهند، اما کسی را نرنجاندیم، هیچ عطری مثل عطر ادب نیست، این عطرفروشیها چندین شاید ده بیست نوع عطر داشته باشند ولی هر کسی یک نوعی را قبول می‌کند، این عطرهایی که دارند، بعضی می‌گویند زنانه، بعضی مردانه، زن‌ها و مردها فرق می‌کند. اما ادب یک عطر بین‌المللی است. هیچ کس از عطر ادب بدش نمی‌آید. مااگر مودب باشیم، معطر هستیم، و داعی نداریم حیف این کشوری است که دیدیم بالاخره از اول تا آخر چه در انقلاب، چه در نظام بیست و دو بهمن را نشان می‌دهد، ما این جامعه یکدست را کاری نکنیم که خدای... بیگانه اگر یک کاری بکند ما باید جلویش را بگیریم. ما کاری نکنیم خدای نکرده این اختلاف که چیز بسیار مقدسی است، و به مخالفت تبدیل بشود که نامقدس است. و حشر همه رفتگان و اولیای الهی باشد، مخصوصاً حشر این عزیز سفر کرده ما آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و همه بزرگوارانی که در این نظام خدمت می‌کنید، در انقلاب خدمت می‌کنید، همراه رهبر هستید، همراه نظام هستید، همراه مردم هستید مشمول دعای ویژه حضرت ولی عصر باشید ان شاء‌الله نظام ما تاظهور آن حضرت ازهر خطری محفوظ بماند ان شاء‌الله و السلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته. منبع: حریم امام کلمات کلیدی آیت الله جوادی آملی

۱۳۹۵ بهمن ۲۴, یکشنبه

حسین فریدون؛ مرد در سایه یا چشم اسفندیار؟


روزی که حسن روحانی بر مسند ریاست جمهوری ایران نشست، مرد دست راست او کسی نبود جز برادرش، حسین فریدون. کسی که هر جا روحانی بود، او هم حضور داشت. مدت‌ها از او فقط با عنوان "برادر رئیس‌جمهور" یاد می‌شد. بر خلاف تصور بسیاری نه یکی از معاونان حسن روحانی شد و نه ریاست سازمانی را بر عهده گرفت و نه حتی مانند بسیاری از نزدیکان رئیس جمهور با سمت مشاور در حلقه نزدیک او حضور داشت. حسین فریدون جایگاه "ویژه‌ای" در کنار برادرش داشت که این جایگاه بعدها عنوان رسمی‎اش شد: "دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اجرایی" که معلوم نبود کارش چه تفاوتی با معاونت اجرایی رئیس جمهور دارد. حسین فریدون، در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب ایران فرماندار نیشابور و سپس کرج شد و بعد از آن هم به مدت ۸ سال سفیر ایران در مالزی و چندی نیز از سفیران ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک بود. او در سال‌های پیش از انتخاب آقای روحانی به ریاست جمهوری، مشاور او در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بود . مدتی هم پیش از آنکه برادرش رئیس‌جمهور شود، از مشاوران وزیر امور خارجه بود. اما تا پیش از آنکه در دولت حسن روحانی به قدرت برسد کمتر کسی او را می‌شناخت، حتی تا مدتی به دلیل تفاوت نام خانوادگی آنها (حسن روحانی نام خانوادگی خود را از فریدون به روحانی تغییر داده است) بسیاری نمی دانستند که او برادر حسن روحانی است. با آغاز ریاست جمهوری حسن روحانی، حسین فریدون هر جا که برادر ارشدش حضور داشت، مرد در سایه او بود از حضور در مجامع رسمی تا نشستن در ردیف صدر جلسات هیئت دولت و هر جا بدون برادر می‌رفت، چشم او بود؛ از حضور در مراسم ترحیم، افتتاحیه، عیادت از بیماران و تودیع و معارفه مسئولان گرفته تا مشارکت در مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه ۱+۵. روزنامه اعتماد در پی پیوستن حسین فریدون به هیئت مذاکره‌کننده در مطلبی با عنوان "چشم و گوش رئیس جمهور آنجاست" نوشت: در پاستور (دفتر رئیس جمهور) این جمله مشهور و معروف است که برای رسیدن به حسن روحانی، تنها یک کانال وجود دارد و آن یک کانال هم حسین فریدون است که همیشه همراه رئیس‌جمهور دیده می‌شود. نفوذ معنوی فریدون در دفتر ریاست‌جمهوری ایران تا به آنجاست که برخی از پیام‌های رییس‌جمهور به چهره‌های مختلف و نامه‌نگاری‌ها با حسن روحانی از کانال او می‌گذرد." اما چگونه حسین فریدون شد "چشم اسفندیار رئیس‌جمهور"؟ در میانه مذاکرات فشرده ایران و گروه ۱+۵ بود که حسین فریدون که نه مقامی در وزارت امور خارجه ایران داشت و شغلی مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران، به تیم مذاکره‌کننده ایرانی پیوست. وزارت امور خارجه علت را "انجام مشورت‌ها و هماهنگی‌های لازم در طول مذاکرات" ذکر کرد. منتقدان مذاکرات هسته‌ای که عمدتا مخالفان دولت بودند، صلاحیت حضور او را در این مذاکرات زیر سئوال بردند. گفته می‌شد که آقای فریدون در نقش "دستیار ویژه رئیس‌جمهور" پایان هر روز گزارش مذاکرات را مستقیما به حسن روحانی اطلاع می‎دهد و اگر در میانه مذاکرات نیازی به کسب نظر رئیس‌جمهور باشد از طریق حسین فریدون انجام می‌شود. رسانه‎های ایرانی حتی گزارش کردند که این مکالمات برای آنکه دسترسی دیگران به آن محدودتر شود به گویش شهر سرخه -محل تولد دو برادر- برقرار می‌شد. در اوج مذاکرات بود که مادر حسن روحانی و حسین فریدون درگذشت و آقای فریدون مجبور به ترک محل مذاکرات شد و متعاقب آن مذاکرات برای چند روز متوقف شد. اما از اوایل سال جاری بود که حسین فریدون که همه جا در کنار حسن روحانی بود، دیگر نه در هیئت دولت دیده شد و نه در مراسم رسمی. نخستین واکنش به غیبت او این بود که حسین فریدون به دستور آیت‌الله علی خامنه‌ای از رئیس جمهور و دولت فاصله گرفته است. سایت خبری سحام نیوز، از رسانه‌های منتقد حکومت ایران، از قول منابع نامعلوم نوشت که آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران دستور داده است تغییراتی در دولت داده شود. به ادعای سحام‌نیوز آیت‌الله خامنه‌ای مشخصا خواهان کنار گذاشتن محمد نهاوندیان، رئیس دفتر رئیس جمهور و حسین فریدون از دولت شده بود. انتشار این خبر با واکنش دولت ایران روبه‌رو شد که آن را "خبرسازی و جعل خبر" خواند و گفت این شایعه "در امتداد سناریوی رسانه های معاند برای دوقطبی سازی و خط تقابل" است. معاون ارتباطات دفتر روحانی: رهبر دستوری برای تغییرات در دولت نداده حضور دوباره حسین فریدون در کنار اعضای هیئت دولت ایران هر چند ادامه فعالیت محمد نهاوندیان صحت این شایعه را کم‎رنگ کرد، اما کم‌پیدایی حسین فریدون به قوت خود باقی ماند و به ندرت در کنار برادرش در محافل رسمی دیده شد. پس از این بود که اتهامات دست داشتن او در فساد مالی از سوی چهره‌ها و رسانه‌های اصولگرا به سوی او سرازیر شد. حامیان دولت می‌گفتند که هدف از این اتهامات، سیاسی و حمله به رئیس جمهور است و منتقدان حسن روحانی او را متهم می‌کردند، رئیس جمهور با حمایت از برادرش مانع از اجرای عدالت می‌شود. تاسیس صرافی هنگام حضور در دولت، رد پایش در پرونده حقوق‌های نجومی، دست داشتن در انتصاب مدیرعامل بانک رفاه کارگران، نقش او در پرونده فساد مالی مدیرعامل پیشین بانک ملت، معرفی غیرقانونی او برای تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه شهید بهشتی و اخیرا نقش داشتن در زیان سه هزار میلیارد تومانی بورس تهران از جمله اتهامات ریز و درشتی است که در یکی دو سال گذشته علیه او مطرح شده است. بیشتر این اتهامات از سوی نمایندگان منتقد دولت در مجلس نهم و دهم مطرح شده و با آنکه قوه قضاییه گفته پرونده‌ای قضایی برای او تشکیل داده شده، اما اصرار مخالفان او تاکنون برای بازداشتش بی‌ثمر مانده است. در مورد دیگری سازمان بازرسی کل کشور گفته بود که مدیرعامل بانک رفاه که گفته می‌شد "تخلفاتی" هنگام مسئولیت در بانک ملی داشته، با "لابی‌گری" حسین فریدون منصوب شده است. بعدها این خبر در برخی رسانه‌ها با حذف نام آقای فریدون تصحیح شد. موضوع حسین فریدون که به نظر می‌رسید در ماه‌های اخیر کمی فروکش کرده، در روزهای اخیر بار دیگر در رسانه‌های ایرانی مطرح شده است. به گفته غلامحسین محسنی‌ اژه‌ای این پرونده در مراحل ابتدایی است و از "مشهود" بودن رابطه حسین فریدون با یکی از بدهکاران کلان بانکی که دستگیر شده خبر داد، هر چند گفت که هنوز "نحوه این ارتباط و اقدامات آنها مشخص نیست و باید منتظر نتیجه تحقیقات این پرونده" بود. عکس‌خبر: دیدار حسین فریدون با مصطفی تاجزاده عکس‌خبر؛ عیادت دستیار ویژه رئیس جمهور ایران از محمدرضا شجریان همه چیز درباره رئیس‌جمهور هفتم مخالفان دولت، به ویژه شخص رئیس‌جمهور را متهم می‌کنند که در قبال برادرش سکوت کرده و به نوعی از قدرت خود برای حفاظت از او استفاده می‌کند. با این حال دولت این اتهامات را رد می‌کند و می‌گوید اگر واقعا حسین فریدون متهم به فساد مالی باشد، مانعی برای رسیدگی به پرونده او نخواهد بود. روز گذشته محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت در باره پرونده حسین فریدون گفت: " قوه قضاییه قوه مستقلی است و انگیزه کافی برای برخورد با کسانی که جرم یا فساد کردند را دارد و نیازی به زحمت فرد یا نماینده‌ای نیست که نامه بنویسد و درخواست کند. اتهام‌افکنی قبل از اثبات بر افکارعمومی تاثیر دارد و اگر قوه قضائیه به این نتیجه برسد که آن اتهامات درست نبوده، چه پاسخی به افکارعمومی خواهیم داد؟"

۱۳۹۵ بهمن ۲۲, جمعه

خامنه‌ای ترامپ را جدی گرفته است - گفتگو با محمد نوری‌زاد


با اندکی تاخیر رهبر جمهوری اسلامی ایران، علی خامنه ای، به تهدیدهای دولت جدید آمریکا واکنش نشان داد یا به قول خودش از دونالد ترامپ تشکر کرد که با اقدام های روزهای اخیرش داوری همیشگی آیت الله خامنه ای را دربارۀ ماهیت آمریکا ثابت کرد. از محمد نوری زاد، منتقد، کارگردان و فعال مدنی در ایران پرسیده ایم که آیا واکنش آیت الله خامنه ای در قیاس با ادبیات شناخته شدۀ خود او دربارۀ آمریکا و مهمتر از همه در قیاس با دامنه و شدت اقدام های رییس جمهوری جدید آمریکا علیه ایران طی روزهای اخیر، محتاطانه نیست. محمد نوری زاد در پاسخ به این پرسش از جمله گفته است : واکنش آقای خامنه ای در واقع گویای این واقعیت است که رهبر حکومت اسلامی ایران آقای ترامپ را بسیار جدّی گرفته است و همانند دیگر مقامات جمهوری اسلامی از رییس جمهوری جدید آمریکا می ترسد و می داند که زمان، زمان سر به سر گذاشتن دونالد ترامپ نیست. محمد نوری زاد سپس از این واکنش استقبال کرده و علاوه بر رهبر جمهوری اسلامی، فرماندهان سپاه پاسداران را نیز به خردمندی و پرهیز از "شعار دادن و توپ و تشرهای توخالی زدن" فراخوانده است، هر چند محمد نوری زاد بعید می داند که فرماندهان سپاه پاسداران میانه ای با خردورزی و هوشمندی داشته باشند و بتوان اساساً آب رفته را به جوی بازگرداند.

۱۳۹۵ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

سیدمحمد خاتمی رییس دولت اصلاحات در آستانه سالگرد انقلاب اسلامی گفت: « کسانی که در حصر و زندان هستند هم در این زمینه دلشان برای انقلاب و کشور می‌سوزد و نسبت به تهدیدهایی خارجی موضع دارند و بی‌شک بیشتر از خیلی از کسانی که در جامعه، مدعی انقلابی‌گری هستند دلشان به درد آمده است.» در حالی که علاوه بر سالگرد پیروزی انقلاب در آستانه سالگرد حصر رهبران جنبش سبز نیز قرار داریم، خاتمی بر استفاده از زمینه‌ آشتی ملی تاکید کرده و گفت: « باید از این فرصت حسن استفاده کنیم و زمینه آشتی ملی را فراهم آوریم و از این مرحله با درایت به سوی دفاع از اصل اسلام و انقلاب و کشور و منافع مردم حرکت کنیم.» خاتمی که در جمع ایثارگران، جانبازان و آزادگان سخن می‌گفت، ادامه داد: «بعد از رحلت آیت‌الله هاشمی هم گفتم حالا که ایشان در میان ما نیست از فضای عاطفی و معنوی تکریم و تجلیل از ایشان استفاده کنیم و دغدغه همیشگی ایشان و دلسوزان نظام برای همبستگی، همدلی، رفع کدورت‌ها و رفتن به سوی آینده را محقق سازیم. امروز جامعه این موقعیت و ظرفیت را دارد که همه ضمن برخورداری از حقوقشان و پای‌بندی به هویتشان اجازه صحبت و کار پیدا کنند و بر مبنای محورهای مشترکی که مهم‌ترین آن اصل نظام و ایران و منافع ملی است زمینه آشتی ملی و همبستگی بیش از پیش فراهم شود.» شناسنامه انقلاب ما، آزادی، عدالت، اخلاق و معنویت است وی در ادامه گفتمان جمهوریت سازگار با اسلامیت را استوار بر باور به حق و حرمت مردم و حق و آزادی و عدالت توصیف کرد و گفت: «بعضی از دوستان ما واقعاً برای آزادی خیلی صحبت کردند و می کنند، حق هم دارند این کار را بکنند اما باید کمی از عنصر دیگری هم که در گفتمان انقلاب ما بوده یعنی عدالت اجتماعی در جامعه سخن گفت، بلکه در برنامه‌ریزی‌ها به تحقق آن توجه ویژه داشت. این گفتمانی است که شناسنامه انقلاب ما است؛ انقلاب اسلامی برای این به ثمر رسید که ما بتوانیم جمهوریتی داشته باشیم که همه ملاک‌های جمهوریت را دارا باشد، به علاوه آزادی، عدالت، اخلاق و معنویت.» خاتمی با تأکید بر اینکه چنین گفتمانی باید به صورت جمعی و نهادی تبیین و از آن دفاع شود گفت: «شما ایثارگران عزیز که برای دفاع از ارزش های اصلی و اصیل نظام فداکاری کردید، امروز هم باید ایثارگرانه وارد صحنه شوید و از هندسه انقلاب اسلامی که مورد توجه ما است دفاع کنید و در برابر تخریب ها و بدتر از آن تحریف‌ها بایستید.» وی بر توجه به آزادی، عدالت و معنویت تاکید کرد و گفت: «سوءظن ها و کم کاری‌ها یا اشتباهاتی که احیاناً بوده ممکن است در مورد ارزش‌ها سوء تعبیر و تلقی ایجاد کرده باشد. برخی از ایدئولوژی انقلاب سخن می گویند، اما این ایدئولوژی -که گاهی از سوی کسانی و جریان‌هایی مطرح می شود و نیز به گونه‌ای مطرح می شود که به کلی با آن چیزی که در انقلاب اسلامی مدنظر بود و شهدا برای آن جان خود را دادند، متفاوت است.» رییس دولت اصلاحات بر این باور است: «هرکس که حاضر است در چارچوب قانون اساسی عمل کند باید آزادی فعالیت داشته باشد و از همه آزادی‌های یک شهروند و حقوق شهروندی برخوردار باشد.» انقلابی واقعی کسی است که بعد از خرابی‌ها به فکر ساختن دوباره باشد خاتمی مرحله اول انقلاب، مرحله تخریب دستگاه و نظام قبلی دانست و مرحله دوم را مرحله ساختن عنوان کرد و گفت: «عده‌ای همچنان در همان مرحله اول می مانند و همیشه به فکر تخریب هستند و همیشه به فکر این هستند که دشمنی را پیدا بکنند و اگر دشمنی هست آن را بزرگ کنند و باز درصدد تخریب باشند؛ در حالی که انقلابی واقعی کسی است که بعد از تخریب در عین هوشیاری در برابر توطئه‌ها و دشمنان به ساختن فکر کند و اینکه چه باید بسازیم؟» او در ادامه افزود: «انقلاب ما پدیده ای اگر نگویم بی نظیر، کم نظیر در دوران اخیر ایران و در تاریخ بشری بوده است. کار بزرگی که معتقدم از آغاز نهضت، با هدف انقلاب و سرنگون کردن حکومت نیامده بود، بلکه هدف اصلاح داشت. نخست با نصیحت شروع شد. روشنفکران و اندیشمندان و آزادمردان ما، و به ویژه علما و در رأس آنها، امام، دعوت به اصلاح داشتند که آن روش های ضد اسلامی و ضد مردمی و تخریب منابع مادی و معنوی کنار گذاشته و اصلاح شود و همان قانون اساسی مشروطیت با متممش پیاده شود، اما وقتی که حکومت گوش نداد و جواب را با سرنیزه و سرکوب و اعدام و کشتار داد خود به خود این انقلاب پدید آمد. کسی نقشه نکشیده بود و شاید اگر آنها واقعاً گوش داده بودند، مسائل به شکل دیگری پیش می رفت. آنها نصیحت هاو خیرخواهی و اصلاح طلبی رهبران جامعه و مردم را گوش ندادند.» می‌توان فضای آشتی ملی را در کشور حکمفرما کرد رییس دولت اصلاحات که این روزها برای شرکت در بسیاری از مناسبت‌ها ممنوعیت حضور دارد گفت: «معتقدم الان بهترین موقعیتی است که می‌توان فضای آشتی ملی را در کشور حکمفرما کرد و زمینه همبستگی بیشتر همه گرایش‌ها و نیروها را پدید آورد تا آنچه که واقعاً وجود دارد، یعنی عزم همه گروه‌ها، جریانات و دلسوزان نظام برای مقابله با تهدیدهای بیرونی و گزافه گویی‌ها و افراط‌کاری‌های کسانی که با اصل اسلام و انقلاب و ایران مخالف هستند و نیز برای پیشرفت و توسعه کشور همصدایند، دیده شود که در فراهم آوردن زمینه این اتحاد، حاکمیت نقش بسیار مهمی دارد. باید بگذاریم همه بیایند و در صحنه حضور داشته باشند و سیاست‌ها و رویکردها به جانب چنین آینده نگری باشد.» خاتمی همچنین تاکید کرد: « ایثارگران واقعی به خاطر فداکاری‌هایشان از انقلاب طلبکار نیستند و اتفاقاً طلبکاران کسانی هستند که هیچ نقشی برای انقلاب و ایثارگری نداشتند یا نقش اندکی داشتند. نزدیکترین افراد و ذی‌حق‌ترین آنها در انقلاب، ایثارگران ما هستند که همیشه در دفاع از اصل انقلاب و اصل نظام پیشتیاز بودند.»


سایت خبری-تحلیلی کلمهFebruary 7, 2017 کلمه – گروه خبر: سیدمحمد خاتمی رییس دولت اصلاحات در آستانه سالگرد انقلاب اسلامی گفت: « کسانی که در حصر و زندان هستند هم در این زمینه دلشان برای انقلاب و کشور می‌سوزد و نسبت به تهدیدهایی خارجی موضع دارند و بی‌شک بیشتر از خیلی از کسانی که در جامعه، مدعی انقلابی‌گری هستند دلشان به درد آمده است.» در حالی که علاوه بر سالگرد پیروزی انقلاب در آستانه سالگرد حصر رهبران جنبش سبز نیز قرار داریم، خاتمی بر استفاده از زمینه‌ آشتی ملی تاکید کرده و گفت: « باید از این فرصت حسن استفاده کنیم و زمینه آشتی ملی را فراهم آوریم و از این مرحله با درایت به سوی دفاع از اصل اسلام و انقلاب و کشور و منافع مردم حرکت کنیم.» خاتمی که در جمع ایثارگران، جانبازان و آزادگان سخن می‌گفت، ادامه داد: «بعد از رحلت آیت‌الله هاشمی هم گفتم حالا که ایشان در میان ما نیست از فضای عاطفی و معنوی تکریم و تجلیل از ایشان استفاده کنیم و دغدغه همیشگی ایشان و دلسوزان نظام برای همبستگی، همدلی، رفع کدورت‌ها و رفتن به سوی آینده را محقق سازیم. امروز جامعه این موقعیت و ظرفیت را دارد که همه ضمن برخورداری از حقوقشان و پای‌بندی به هویتشان اجازه صحبت و کار پیدا کنند و بر مبنای محورهای مشترکی که مهم‌ترین آن اصل نظام و ایران و منافع ملی است زمینه آشتی ملی و همبستگی بیش از پیش فراهم شود.» شناسنامه انقلاب ما، آزادی، عدالت، اخلاق و معنویت است وی در ادامه گفتمان جمهوریت سازگار با اسلامیت را استوار بر باور به حق و حرمت مردم و حق و آزادی و عدالت توصیف کرد و گفت: «بعضی از دوستان ما واقعاً برای آزادی خیلی صحبت کردند و می کنند، حق هم دارند این کار را بکنند اما باید کمی از عنصر دیگری هم که در گفتمان انقلاب ما بوده یعنی عدالت اجتماعی در جامعه سخن گفت، بلکه در برنامه‌ریزی‌ها به تحقق آن توجه ویژه داشت. این گفتمانی است که شناسنامه انقلاب ما است؛ انقلاب اسلامی برای این به ثمر رسید که ما بتوانیم جمهوریتی داشته باشیم که همه ملاک‌های جمهوریت را دارا باشد، به علاوه آزادی، عدالت، اخلاق و معنویت.» خاتمی با تأکید بر اینکه چنین گفتمانی باید به صورت جمعی و نهادی تبیین و از آن دفاع شود گفت: «شما ایثارگران عزیز که برای دفاع از ارزش های اصلی و اصیل نظام فداکاری کردید، امروز هم باید ایثارگرانه وارد صحنه شوید و از هندسه انقلاب اسلامی که مورد توجه ما است دفاع کنید و در برابر تخریب ها و بدتر از آن تحریف‌ها بایستید.» وی بر توجه به آزادی، عدالت و معنویت تاکید کرد و گفت: «سوءظن ها و کم کاری‌ها یا اشتباهاتی که احیاناً بوده ممکن است در مورد ارزش‌ها سوء تعبیر و تلقی ایجاد کرده باشد. برخی از ایدئولوژی انقلاب سخن می گویند، اما این ایدئولوژی -که گاهی از سوی کسانی و جریان‌هایی مطرح می شود و نیز به گونه‌ای مطرح می شود که به کلی با آن چیزی که در انقلاب اسلامی مدنظر بود و شهدا برای آن جان خود را دادند، متفاوت است.» رییس دولت اصلاحات بر این باور است: «هرکس که حاضر است در چارچوب قانون اساسی عمل کند باید آزادی فعالیت داشته باشد و از همه آزادی‌های یک شهروند و حقوق شهروندی برخوردار باشد.» انقلابی واقعی کسی است که بعد از خرابی‌ها به فکر ساختن دوباره باشد خاتمی مرحله اول انقلاب، مرحله تخریب دستگاه و نظام قبلی دانست و مرحله دوم را مرحله ساختن عنوان کرد و گفت: «عده‌ای همچنان در همان مرحله اول می مانند و همیشه به فکر تخریب هستند و همیشه به فکر این هستند که دشمنی را پیدا بکنند و اگر دشمنی هست آن را بزرگ کنند و باز درصدد تخریب باشند؛ در حالی که انقلابی واقعی کسی است که بعد از تخریب در عین هوشیاری در برابر توطئه‌ها و دشمنان به ساختن فکر کند و اینکه چه باید بسازیم؟» او در ادامه افزود: «انقلاب ما پدیده ای اگر نگویم بی نظیر، کم نظیر در دوران اخیر ایران و در تاریخ بشری بوده است. کار بزرگی که معتقدم از آغاز نهضت، با هدف انقلاب و سرنگون کردن حکومت نیامده بود، بلکه هدف اصلاح داشت. نخست با نصیحت شروع شد. روشنفکران و اندیشمندان و آزادمردان ما، و به ویژه علما و در رأس آنها، امام، دعوت به اصلاح داشتند که آن روش های ضد اسلامی و ضد مردمی و تخریب منابع مادی و معنوی کنار گذاشته و اصلاح شود و همان قانون اساسی مشروطیت با متممش پیاده شود، اما وقتی که حکومت گوش نداد و جواب را با سرنیزه و سرکوب و اعدام و کشتار داد خود به خود این انقلاب پدید آمد. کسی نقشه نکشیده بود و شاید اگر آنها واقعاً گوش داده بودند، مسائل به شکل دیگری پیش می رفت. آنها نصیحت هاو خیرخواهی و اصلاح طلبی رهبران جامعه و مردم را گوش ندادند.» می‌توان فضای آشتی ملی را در کشور حکمفرما کرد رییس دولت اصلاحات که این روزها برای شرکت در بسیاری از مناسبت‌ها ممنوعیت حضور دارد گفت: «معتقدم الان بهترین موقعیتی است که می‌توان فضای آشتی ملی را در کشور حکمفرما کرد و زمینه همبستگی بیشتر همه گرایش‌ها و نیروها را پدید آورد تا آنچه که واقعاً وجود دارد، یعنی عزم همه گروه‌ها، جریانات و دلسوزان نظام برای مقابله با تهدیدهای بیرونی و گزافه گویی‌ها و افراط‌کاری‌های کسانی که با اصل اسلام و انقلاب و ایران مخالف هستند و نیز برای پیشرفت و توسعه کشور همصدایند، دیده شود که در فراهم آوردن زمینه این اتحاد، حاکمیت نقش بسیار مهمی دارد. باید بگذاریم همه بیایند و در صحنه حضور داشته باشند و سیاست‌ها و رویکردها به جانب چنین آینده نگری باشد.» خاتمی همچنین تاکید کرد: « ایثارگران واقعی به خاطر فداکاری‌هایشان از انقلاب طلبکار نیستند و اتفاقاً طلبکاران کسانی هستند که هیچ نقشی برای انقلاب و ایثارگری نداشتند یا نقش اندکی داشتند. نزدیکترین افراد و ذی‌حق‌ترین آنها در انقلاب، ایثارگران ما هستند که همیشه در دفاع از اصل انقلاب و اصل نظام پیشتیاز بودند.»