۱۳۸۹ دی ۱۰, جمعه

نگاهی به مصاحبه علی اکبر ولایتی فرماندهی کودتای 22 خرداد دراختیار خامنه ای بوده و هست!


علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه اسبق و مشاور بین الملل علی خامنه ای، مصاحبه ای مشروح با نشریه "مثلث" کرده و در آن، سخنان و مواضع علی خامنه ای در زمینه مسائل داخلی و خارجی را تکرار کرده است. از جمله، این که مخالفت مردم با کودتای انتخاباتی 22 خرداد 1388 را فتنه خوانده و لایه های پنهان این باصطلاح فتنه را وابسته به خارج دانسته است. او استدلال هائی درباره فروپاشی اتحاد شوروی و لهستان و انقلاب های رنگی می کند که یک روی سکه است و نه دو روی سکه. یعنی او نمی گوید و به روی خود نیز نمی آورد، که چرا "کودتای 22 خرداد" همان فتنه رنگی نباشد که شبکه های زیرزمینی محافل وابسته به سازمان های جاسوسی جهان آن را هدایت نکردند؟ اتفاقا، اگر نتایج واقعی این کودتا ارزیابی و تحلیل شود، این روی سکه به "فتنه رنگی" بیشتر شبیه است تا آن روی سکه!
فروپاشی اعتبار سپاه و بسیج در میان وسیع ترین اقشار جامعه، بزرگترین ضربه به وحدت ملی و اعتبار و مشروعیت حکومت، بی اعتمادی گسترده مردم به هر گونه انتخابات در جمهوری اسلامی، تشدید ناامیدی از امکان تحول و اصلاحات در درون حکومت و تقویت روحیه انتظار تحول از خارج از کشور – حتی با دخالت نظامی خارجی- و... در شرایطی که به قول ایشان ایران درمحاصره نیروهای امریکائی و ناتوست...
اینها کم است؟ این فتنه است یا سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان؟ مردم درآنصورت از نظام و کشور دفاع می کردند یا در چنین وضعی که کشور اسیر آن شده است؟ چه کسی قبول دارد که آقای خامنه ای و مشاورانش که ولایتی درمیان انگشت شماران آنست، بهتر و دقیق تر از هر فرد ایرانی می فهمد اوضاع چیست و چه باید کرد؟ درحقیقت آقای ولایتی برای دفاع از علی خامنه ای با "مثلث" مصاحبه کرده است و این خود نشان دهنده موقعیت بشدت ضعیف شده خامنه ای در میان مردم و بقول خود "خواص" ( از جمله روحانیون مطرح در ایران) است!
این چند جمله از مصاحبه علی اکبر ولایتی، جز این معنائی دارد:

«بدون تعارف و مجامله عرض می‏کنم که اگر نگوییم برجسته‏ترین، اما یکی از برجسته‏ترین نقاط قوت رهبری نظام در کنترل این فتنه بود. یعنی هیچ یک از گروه‌های سیاسی و اجتماعی و همچنین شخصیت‌های سیاسی و مذهبی موجود در کشور نه تنها به اندازه رهبری نظام نقشی نداشته، بلکه اگر هم نقشی داشتند در یک فاصله بعیدی از رهبری نظام به لحاظ مرتبه و ارزیابی و ارزش کاری بوده است. یعنی در واقع رهبری نظام فرماندهی دفاع در برابر این تهاجم نرم را خود به شخصه به عهده گرفتند و همچنان در اختیار دارند.
به نظر بنده این فتنه بعد از یک سال هنوز تمام نشده است. اکثریت کسانی که در آن زمان موضع دیگری داشتند فهمیده‏اند و از ابتدا هم سوء‌غرضی نداشتند. بتدریج اطراف کسانی که ستون فقرات این فتنه بودند خالی شده اما همچنان هم در داخل و هم در خارج هستند. اینها امیدوارند در مراحل بعدی کاری را انجام دهند. همان‌طور که در سال 78 نتوانستند و در سال 88 مجهزتر به میدان آمدند، اگر بتوانند در نوبت بعدی با تجربه 78 و 88 به میدان می‏آیند.
قران کریم می‏فرماید: «فاذا فرغت فانصب» یعنی به محض اینکه از معرکه‏ای خلاص شدید خود را برای معرکه بعدی آماده کنید. اگر ما خیال کنیم که همه چیز تمام شده، این خوش‏خیالی است. »

در صورت تمایل، مشروح این مصاحبه را میتوانید از اینجا بخوانید

۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

آیت الله وحید خراسانی: اقرار و اعتراف كسی كه در زندان است، اعتبار ندارد

جرس: آیت الله وحید خراسانی، در جریان مباحث درس خارج فقه خود اعلام كرد: اقرار و اعتراف كسی كه در زندان است، اعتبار ندارد و اگر قاضی صرفا به استناد آن قضاوت كند و حكمی دهد، آن قاضی از اهلیت و صلاحیت قضاوت ساقط می شود. همچنین اگر شخصی تهدید شود، اقرار او اثر ندارد. به گزارش آینده نیوز، این مرجع تقلید بلندپایۀ شیعه، در حالیکه طی ماه های اخیر درباره "قاعده ید" بحث می كند، در جلسه روز دوشنبه ششم دی ماه خود، به نقل روایت كه از سوی بزرگترین مفسران و محدثان اهل سنت نقل شده و در كتابهایی مانند مناقب خوارزمی، ذخائرالعقبی ثبت شده، پرداخت و گفت: زنی باردار در نزد خلیفه دوم اقرار به زنا كرد و خلیفه دستور داد تا او را رجم كنند. حضرت علی با اطلاع از این ماجرا، به خلیفه فرمود: تو بر خود این زن قدرت و سلطنت داری و بر او حكم می كنی، ولی تقصیر طفلى كه در شكم دارد چیست و چرا او را به قتل می رسانی؟ "هذا سلطانك علیها فما علی ما فی بطنها؟!" خلیفه پاسخ داد: او زناكار است! على علیه السلام فرمود: مگر نشنیدى كه رسول خدا فرمود: كسى كه پس از بلا و گرفتاری اعتراف می كند، مورد حد قرار نمی گیرد: "اما سمعت رسول الله )لا حد علی معترف بعد بلاء"؟! بالاخره خلیفه آن زن معترف را آزاد كرد و گفت: عجزت النساء ان تلد مثل على بن ابیطالب لولا على لهلك عمر. (زنان عاجزند كه فرزندى مانند على بن ابیطالب بزایند. اگر على نبود عمر هلاك می گشت.) این مرجع تقلید سپس افزود: كسی كه در حبس است، اقرارش اعتبار ندارد. قاضی ای كه به چنین اقراری قضاوت كند، از اهلیت قضا ساقط است. اگر تهدیدی هم وجود داشته باشد، آن اقرار اثر ندارد. گفتنی است رهبر جمهوری اسلامی نیز در خطبه های عید فطر امسال، با فاقد حجیت دانستن اقرار متهم درباره دیگران، اقرار متهم درباره خود را در دادگاه حجت دانسته و محكومیت را صرفا بر اساس روشهای اثبات جرم در قوانین اسلامی ممكن دانسته و گفته بود: اینكه در دادگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها - كه در تلویزیون هم پخش می شد - از قول یك متهمى چیزى راجع به یك كس دیگرى گفته می شود، من این را بگویم كه این، شرعاً حجیت ندارد. بله، متهم هرچه درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خود در دادگاه بگوید، این حجت است. اینكه بگویند در دادگاه درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خودش اگر اعترافى كرد، حجت نیست، این حرف مهملى است، حرف بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در یك دادگاه در مقابل دوربین، در مقابل بینندگان میلیونى كه متهم علیه خود بكند، این اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما علیه دیگرى بخواهد اعترافى كند، نه، مسموع نیست. فضا را نباید از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كریم می فرماید: "لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا"؛ وقتى می شنوید كه یكى را متهم میك نند، چرا به همدیگر حسن ظن ندارید؟ تكلیف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى اجرائى باید مجرم را تعقیب كنند، دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى قضائى باید مجرم را محكوم و مجازات كنند؛ با همان روشى كه ثابت میشود و در قوانین اسلامى و قوانین عرفى ما هست و هیچ هم در این زمینه نباید كوتاه بیایند؛ اما مجازات مجرم كه از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غیر از این است كه به گمان، به خیال، به تهمت، یكى را متهم كنیم، بدنام كنیم، توى جامعه دهن به دهن بگردانیم. اینكه نمی شود.

۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه

اسامی تعدادی از بازداشت شدگان سنندج تا این لحظه

کمیته گزارشگران حقوق بشر- به دنبال عدم اجرای حکم اعدام حبیب الله لطیفی، درخواست وکلای این دانشجوی دربند مبنی بر بررسی های بیشتر به زودی به صورت رسمی دنبال خواهد شد.اطلاعیه خبری شماره 6 کمپین سراسری نجات حبیب الله لطیفی با این حال از روز گذشته علاوە بر اعضای خانواده حبیب الله لطیفی، شماری از فعالان مدنی در شهر سنندج از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدەاند که تاکنون از وضعیت آنها اطلاعی به دست نیامده است. تا این لحظه دستگیری دست کم ۱۲ نفر از این فعالان مورد تائید کمپین سراسری نجات حبیب الله لطیفی است که اسامی آنها به شرح زیر است: ۱.سیمین چایچی شاعر و نویسنده، ۲. حميد ملك الكلامي فعال محيط زيست، ۳. سعید ساعدی روزنامەنگار، ۴. حمید ساعدی فعال مدنی، ۵. افشین شیخ الاسلامی وطنی از اعضای انجمن های محیط زیست سنندج، ۶. هاشم رستمي فعال كارگری، ۷. زاهد مراديان فعال کارگری، ۸. واحد مجيدی، ۹. یحیی قوامی، .۱۰ ژیان ظفری از زندانی سیاسی سابق، ۱۱. محمود محمودی روزنامەنگار، ۱۲. پدرام نصراللهی فعال كارگري و زنداني سياسي سابق. لازم به یادآوری ست روز گذشته مختار زارعی روزنامەنگار و فعال مدنی اهل سنندج نیز از سوی این نیروها بازداشت شده بود که پس از ساعاتی آزاد گردید. علاوه بر این عباس لطيفي پدر حبيب لطيفي، سه تن از برادران حبيب، سه تن از خواهران وی و عروس این خانواده نیز همچنان در بازداشت به سر می برند. بر اساس گزارش های رسیده به کمپین در عصر امروز، حبیب الله لطیفی دانشجوی کرد محکوم به اعدام هم اینک در وضعیت مناسب جسمی و روحی در زندان مرکزی سنندج به سر می برد.

رئیس زندان سنندج،شب قبل از اعدام احسان فتاحیان: احسان اعدام نمیشود/ رئیس زندان سنندج، امشب: حبیب اعدام نمیشود!

رئیس زندان سنندج شب قبل از اعدام احسان فتاحیان در یک مصاحبه رادیویی اعلام کرد که احسان فتاحیان به هیچ وجه فردا اعدام نخواهد شد. هنوز ساعاتی از این مصاحبه نگذشته بود که احسان در کمال ناباوری اعدام شد. ترفند نخ نمای رژیم در کردستان در اعدام احسان ، بار دیگر در اعدام حبیب لطیفی نیز در حال شکل گیری است. ساعاتی است که خبر توقف حکم اعدام حبیب در سایتهای خبری منتشر شده است. آنچه که مسلم است دستگاه خون آشامی ج.ا تا کنون در عفو زندانیان سیاسی محکوم به اعدام قددمی به پس برنداشته است. امیدواریم که این بار قسم ” ماه محرم” و “امام حسین” رئیس زندان سنندج دروغ از آب در نیاید و حبیب امشب را به صبح برساند. آنچه اکنون مهم است لزوم هوشیاری و دامن ندادن به شایعاتی است که ممکن است جهت تشویش افکار مردم از سوی رژیم منتشر شود

۱۳۸۹ دی ۵, یکشنبه

نماینده قائنات: موسوی، کروبی و خاتمی از جانب مردم محارب شناخته شده‌اند و ممنوع‌الخروج هستند

جرس: عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس گفت: سران فتنه از جانب مسئولان و ملت ایران به عنوان محارب شناخته شده‌اند بنابراین ممنوع‌الخروج بوده و با اعطای پناهندگی نیز اجازه خروج از کشور را نخواهند داشت. به گزارش باشگاه خبرنگاران، موسی قربانی نماینده قائنات در مجلس شورای اسلامی که مدعی شده است دولتمردان انگلیس قصد اعطای پناهندگی به افرادی که وی آنها را "سران فتنه" خوانده است را دارد، اظهار داشت: در دشمنی و عداوت انگلستان با ملت و نظام جمهوری اسلامی تردیدی وجود ندارد چرا که این کینه‌توزی‌ها قدمتی دیرینه دارد. عضو کمیسیون قضایی و حقوقی افزود: عنادورزی انگلستان با نظام جمهوری اسلامی بی‌پایان است چرا که انقلاب اسلامی باعث بیداری مردم جهان شده و این امر هر روز بر وحشت و ترس دولت‌مردان انگلیسی می‌افزاید بنابراین همواره با نقشه‌های جدید به دنبال اختلاف‌افکنی در ایران هستند. وی ادامه داد: با توجه به اینکه سران فتنه از جانب ملت و مسئولان به عنوان محارب شناخته شده‌اند لذا حتی با اعطای پناهندگی از جانب دولت انگلستان اجازه خروج از کشور را نخواهند داشت! قربانی در پایان مدعی شد: سران فتنه به لحاظ قانونی ممنوع‌الخروج بوده و باید در پیشگاه قانون و ملت ایران پاسخ‌گو بوده و به سزای اعمال خود برسند.

۱۳۸۹ دی ۳, جمعه

ارژنگ امیرفضلی: من به هیچ وجه در اخراجی های 3 بازی نخواهم کرد ودر اخراجی های 3 حتی 1 ثانیه در 1 سکانس هم نیستم

در روزهای گذشته خبر حضور ارژنگ امیرفضلی در قسمت سوم اخراجی‌ها در رسانه‌های مختلف اعلام شد. در واکنش به این خبر، «ارژنگ امیر فضلی» در گفت وگوی کوتاه با کافه سینما به تکذیب کامل این خبر پرداخت و با صراحت عنوان داشت: «بنده در اخراجی های 3 حتی 1 ثانیه در 1 سکانس هم نیستم! و این موضوع را پیش از شروع فیلمبرداری به عوامل محترم این فیلم گفته بودم و خودشان بر این موضع بنده اگاه هستند. عوامل اخراجی های 3 بارها دنبال من امدند تا برای اخراجی های 3 قرار داد ببندم اما از همان ابتدا عنوان کردم نه! من به هیچ وجه در اخراجی های 3 بازی نخواهم کرد! و دیگر این ماجرا تمام شده است.» چرا ارژنگ امیرفضلی -بازیگر محبوب و موفق اخراجی های 1 و 2 - با اخراجی های 3 قرار داد امضا نکرد؟ شایعاتی است مبنی این که امیرفضلی بر سر مسائل مالی با عوامل اخراجی ها به توافق نرسیده. یا این که شاید نقشش در اخراجی های 3 برایش دلچسب نبوده و... اما تا اعلام نشدن دلایل دقیق این کناره گیری بی مقدمه، تمامی این حرفها همچون شایعات دیگر بی ارزش و بی منطق خواهد بود. ارژنگ امیرفضلی تا کنون در 14 فیلم سینمایی حضور داشته که یکی از اخرین بازی های او در سینما، حضورش در فیلم سینمایی "محاکمه در خیابان" ، در نقشی جدی، به کارگردانی «مسعود کیمیایی» بوده است. کافه سینما آمادگی خود را برای درج پاسخ احتمالی روابط عمومی اخراجی‌ها اعلام می‌دارد.

۱۳۸۹ دی ۲, پنجشنبه

دیدار موسوی و کروبی در انتظار روزی هستیم که فتنه گران واقعی محاکمه شوند

میرحسین موسوی با هدف دیدار نوبتی و مذاکره پیرامون اوضاع روز کشور به دیدار مهدی کروبی رفت. این دیدار در خانه مهدی کروبی انجام شد و در آن، مهم ترین موضوعی که مورد بررسی قرار گرفت اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها بود.
طرحی که هم مجریان و هم منتقدان آن، نگران عواقب اجرای آن هستند. مجریان نگران شورش مردم و منتقدان نگران تشدید گرانی و فقر در جامعه اند.
هم موسوی و هم کروبی روی اجرای کارشناسی نشده و شتابزده این طرح که اهداف پشت آن سیاسی است انتقاد کردند.
آنها تاکید کردند که اجرای این طرح در شرایطی که کشور با تحریم‌های شدید بین المللی روبروست و نیز در وضعیتی که اقتصاد کشور دچار رکود بوده و بیکاری بالای ۳۰ درصد به اکثر استان‌ها سرایت کرده است و تورم در جامعه افسار گسیخته است، باری است که فشار آن بر روی اقشار متوسط و کم درآمد جامعه خواهد آمد.
کروبی و موسوی آینده تاریک روند اقتصادی و سیاسی موجود در جامعه را اینگونه ارزیابی کردند:
تعطیلی هر روزه کارخانه‌ها
عدم توانایی پرداخت حقوق کارگران توسط کارخانجات
بیکاری کارگران
فرار سرمایه ها به دلیل نبود امینت سرمایه گذاری در کشور و نبودن رقابت سالم در اقتصاد و خصوصی سازی،
آنها تاکید کردند که این وضع زمانی بدتر می شود که دولت گوش شنوایی برای شنیدن نظر کارشناسان خبره و صاحبنظران برجسته ندارد.
بخش دیگری از مذاکرات موسوی و کروبی درباره وضع زندانیان سیاسی و احکام کودتائی است که برای آنها صادر شده است.
آنها تاکید کردند:
دادگاه ها محکومیت های سنگینی برای این زندانیان سیاسی که متاسفانه دامنه وسیعی از اقشار جامعه همچون هنرمند و معلم و وکیل و دانشجو و استاد و روحانی و خبرنگار و غیره را شامل می‌شود، صادر کرده اند. از طرف دیگر برخوردهای بدور از اخلاق و انسانیت در زندان صورت می گیرد. زندانیان برای مقابله با این رفتارها مجبور به اعتصاب غذا شده اند. ما توصیه می کنیم که زندانیان سیاسی به خاطر حفظ جان خود از اعتصاب غذا دست بردارند و مطمئن باشند که پیروزی نهایی از آن مردم و شما خواهد بود.

در همین دیدار موسوی و کروبی با اشاره به رجز خوانی ها و تهدیدهائی که هر از چند روزی مقامات قضائی و امام جمعه ها و ... می کنند گفتند:
ما تا امروز بر راهی که انتخاب کرده ایم محکم ایستاده ایم و در آینده نیز از این راه که چیزی جز احقاق حقوق برحق مردم نیست کوتاه نخواهیم آمد و هیچ ترسی از تهدید و فحاشی و تهمت نداریم. برای ما هیچ فرقی میان این زندان بزرگ که در آن هستیم، با زندان کوچک که دیگر زندانیان سیاسی به ناحق در آن محبوسند نیست. ما امیدواریم روزی فرا برسد که فتنه گران واقعی پاسخگوی اعمال خود درپیشگاه ملت باشند

۱۳۸۹ دی ۱, چهارشنبه

کاسه کوزه ها سر امام زمان شکسته می شود!

حکومت کودتائی و فاقد مشروعیت زمینی و مردمی، برای توجیه اقدامات و تصمیماتش روز به روز بیشتر به امام زمان و خرافات مذهبی و پیام های غیبی متوسل می شود.
رضاشاه در ابتدا کار، زمانی که فرمانده قزاق ها و درعین حال رئیس الوزراء شده بود، روزهای عاشورا پای برهنه جلوی دسته های سینه زنی حرکت کرده و روی سر و صورت خود گل می مالید! بعدها که از روحانیت مشروعیت گرفت، چنان آنها را خانه نشین کرد که نه تنها طلبه ها، بلکه آخوندها و روحانیون جرات نداشتند با لباس روحانیت در خیابان ها رفت و آمد کنند! سینه زنی و عزاداری، در خیابان ها ممنوع بود و مراسم عاشورا در مساجد و تکایا مجاز بود و...
عاشورائی که امسال در ایران و بویژه در تهران برگزار شد، هیچ دست کمی از عاشورای زمان قدر قدرتی رضاشاه نداشت. هیات های عزاداری اجازه حرکت از یک محله به طرف محله دیگر را نیافتند و شمار افراد نیروی انتظامی که اطراف هیات های سینه زنی حرکت می کردند، اغلب بیشتر از شمار سینه زنان و زنجیرزنان بود!
چه کسی می توانست باور کند که در جمهوری اسلامی، عزاداری عاشورا به چنین روز دچار شود؟
این آش چنان شور بود، که روز گذشته آیت الله لاریجانی رئیس قوه قضائیه درجلسه مسئولین قوه قضائیه، در پاسخ به انتقادهای روحانیون بلند پایه حوزه علمیه قم که پیام فرستاده بودند "این چه عاشورائی بود؟ چرا جلوی عزاداری مردم گرفته شد؟"، به دروغ چنان از عزاداران حسینی تشکر کرد که گوئی در سراسر تهران مردم روز عاشورا سینه و زنجیر زده بودند!
این از عاشورا و عزاداری امام حسین در جمهوری اسلامی.
شب پیش از سخنرانی لاریجانی، احمدی نژاد در سیما ظاهر شد تا اجرای هدفمند شدن یارانه ها را اعلام کند. برای قانع کردن مردم و مرعوب ساختن توده مردم مذهبی که حذف یارانه ها بیشترین فشار را برآنها خواهد آورد، حداقل سه بار در این سخنرانی گفت که این طرح از خواسته های امام زمان است!
لابد طرح هدفمند کردن یارانه ها نیز نه از بانک جهانی، بلکه از درون چاه دوقلوی جمکران بیرون آمده است!
دیر نیست که مردم در خیابان و مقابل هر مغازه و فروشگاه، داخل اتوبوس و تاکسی بالا و پائین امام زمان را بشمارند.
این هم از موقعیت امام زمان در جمهوری اسلامی.

منبع:پیک نت

۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

قایقداران بندرعباسی دست از کار کشیدند

امروز با تغییر قیمت بنزین تعدادی از صاحبان قایق های مسافری در مسیر بندرعباس به قشم دست از کار کشیدند.آنها دلیل این کار را به صرفه نبودن جابه جایی مسافر با قیمت جدید بنزین اعلام کردند.آنها مقدار بنزین مصرفی خود را برای هربار رفت و برگشت به قشم 110 لیتر عنوان می کردند که با توجه به قیمت فعلی بلیط و افزایش قیمت بنزین ،هزینه بنزین مصرفی بیشتر از میزان دریافتی از مسافرهاست و به همین دلیل قادر با جابه جایی مسافرها نیستند.حدود 230 قایق مسافربری در مسیر بندرعباس و قشم فعالیت می کنند.

۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه

زیر فشار جنبش اعتراضی مردم مقام معظم بی وقفه مرفین مصرف می کند

بخش مهمی از اسناد ویکی لیکس، مربوط به اطلاعاتی است
که امریکا از کانال های مختلف درباره فرماندهان سپاه، بیت
رهبری، خامنه ای و فرزندان او جمع کرده است. از جمله
سند زیر:

در این سند که تاریخ آن 11 فوریه 2010 (حدود 10 ماه پیش)
است، فردی که با یکی از منابع خبری سفارت آذربایجان در
ارتباط است و با خانواده ی خامنه ای روابطی دوستانه و نزدیکی
دارد گفته است: خامنه ای آنقدرها که فکر می کنید قدرتمند نیست.
بر اساس این منبع خامنه ای به خاطر مشکلات پیشامده ی بعد
از انتخابات (واکنش مردم به کودتا)، تحت مشکلات روانی و
طاقت فرسایی قرار دارد و به صورت منظم مرفین مصرف می کند.
بر اساس اظهار این فرد خامنه ای در نیمی از مواقع قادر به
تصمیم گیری و عمل در جایگاه رهبری نیست و تماما بر
مشاوران خود تکیه دارد.
این فرد در خلال گزارش، به مجتبی، پسر خامنه ای که او را
"یک احمق تمام عیار" می نامید اشاره کرد و گفت که وی را
بسادگی بازی داده اند و بعد از مرگ خامنه ای او نیز از
صحنه ی سیاسی حذف خواهد شد.
گروه هایی در سپاه که تقلب در انتخابات و دزدیدن رای مردم
را ترتیب دادند و بدنبال بدست گرفتن کامل امور هستند،
"فرقه ای خطرناک و جنایتکار، متعصب، نادانی و
خودپرست اند. بر اساس اطلاعات این منبع، احمدی نژاد و
مصباح یزدی از وابستگان این گروه هستند، و نه "رهبران"
آن، و اگر این فرقه کنترل کامل کشور و اقتصاد آن را در
دست بگیرد، سهم آنها نیز در قدرت زیاد نخواهد بود.

منبع خبرپیک نت

۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه

باران دروغ

علی‌اکبر جوانفکر، مدیرعامل ایرنا: امروز ما رئيس جمهوری داريم كه در ميان ملت‌ها از محبوبيت بسيار بالايی برخوردار است. ایرنا
هاشم حسينی بوشهری، عضو مجلس خبرگان: قلوب مسلمانان دنيا تحت تاثير رهنمود های رهبر معظم انقلاب است. ایرنا
آیت‌الله نوری همدانی:امروز در كشور فرهنگ جهاد و شهادت در ميان عموم مردم بويژه جوانان نهادينه شده است. ایرنا
محمد كرمی‌راد، نماينده مجلس: جريان فتنه پس از عاشورای سال گذشته تشييع جنازه شد. فارس

۱۳۸۹ آذر ۲۳, سه‌شنبه

دو حزب دوقلوی سیاسی: جامعه مدرسین و جامعه روحانیت

جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز دوستون کودتای 22 خرداد و استبداد مذهبی اند. این هر دو تشکل سیاسی که در واقع دو حزب سیاسی دوقلو هستند ازهم اکنون فعالیت انتخاباتی را برای مجلس آینده شروع کرده اند و در درجه اول در پی حذف مجمع روحانیون مبارزاند که آقای خمینی مبتکر تشکیل آن بعنوان یک تشکل و حزب مقابل جامعه روحانیت بود. همچنان که مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در برابر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است.
پس از انقلاب اعضای حزب مدرسین نزد آقای خمینی می روند و خود را جامعه مدرسین حوزه علمیه قم معرفی می كنند.
آقای خمینی برای آنکه به آنها بفهماند که می داند آنها یک حزب سیاسی هستند می گوید:
شما جامعه مدرسین قم نیستید برای اینكه همه شما كه مدرس نیستید.
آنها می گویند نه همه ما مدرس قم نیستیم و اسم جامعه مان مدرسین قم است.
چندی بعد اعضای این جامعه بار دیگر نزد آقای خمینی می روند و ایشان بار دیگر به آنها می گوید:
شما اگر جامعه مدرسین قم هستید پس چرا فلانی كه مدرس قم است در میان شما نیست؟
آنها می گویند خیر ما یك تشكل هستیم كه اسممان جامعه مدرسین قم است.
خلاصه به آنها تفهیم می کند که نادان خودتان هستید. نه همه شما مدرس قم هستید و نه همه مدرسین قم عضو شما هستند. یك حزب هستید اما اسمتان را گذاشته اید جامعه مدرسین قم.

۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

مذاکرات جلیلی و همراهان، امریکائی ها در ژنو وعده ها و تعهدها در دیدار محرمانه با امریکائی ها

خبرگزاری های بزرگ جهانی، آغاز به انتشار گزارش هائی کرده اند که بموجب آنها تیم مذاکره کننده اتمی جمهوری اسلامی به سرپرستی "جلیلی" دبیر شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی، در جریان سفر به ژنو در سوئیس، با هیات نمایندگی امریکا، جدا از مذاکرات جاری گروه 1+5 دیدار و چند نوبت مذاکره محرمانه کرده است.
روز گذشته، فیلیپ کراولی یکی از سخنگویان وزارت خارجه امریکا که با سیل سئوالات خبرنگاران دراین ارتباط روبرو شده بود، تنها در یک جمله چنین گفت:
"برنز" معاون سیاسی وزارت امورخارجه امریکا دیدارهائی کوتاه و مذاکراتی با هیات ایرانی داشته است.
او اضافه کرد: برخی افراد دیگری نیز دراین مذاکرات حضور داشته اند که چون مذاکرات غیر رسمی بوده، اشاره به اسامی آنها ضرورت ندارد! همچنان که درباره محتوای مذاکرات نیز نمی توان اکنون اطلاعاتی را دراختیار شما گذاشت. در مجموع، ما به نتیجه مذاکرات 1+5 امیدواریم.
با توجه به این که موضوع اصلی دراین مذاکرات توقف غنی سازی در ایران و تحویل اورانیوم غنی شده به روسیه و فرانسه است و نخستین گام برای کاهش تحریم ها نیز همین اقدام از سوی ایران پیش بینی می شود، می توان حدس زد که ایران در مذاکرات محرمانه با هیات امریکائی، در همین ارتباط تعهد و یا وعده داده است.
پیش از دور جدید مذاکرات 1+5 و حرکت هیات ایرانی به طرف ژنو، نهاوندیان رئیس اتاق بازرگانی جان کلام را در ارتباط با نتیجه این مذاکرات گفته بود. او در مصاحبه ای که مطبوعات داخل کشور نیز منتشر کردند گفت: مذاکرات باید براساس پایان تحریم ها باشد.
معنای این جمله جز این نیست که توقف غنی سازی و پیشنهادهای دیگر را بپذیرید و با امریکائی ها به تفاهم برسید تا بلکه "تحریم" ها متوقف شود.

۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه

آلودگي هواي تهران جان 4 هزار نفر را گرفت

وزارت بهداشت هر سال مطالعات دقيقي را درباره اثرات آلودگي هوا بر سلامت مردم انجام مي‌ دهد، اين مطالعه سال گذشته نيز انجام شد و نشان داد که بين 3500 تا 4 هزار نفر به علت عوارض ناشي از آلودگي‌ها فوت کردند.
سايت گروه مجلات همشهري:مدير کل بهداشت محيط و کار وزارت بهداشت گفت: آلودگي هوا سال گذشته جان 3500 تا 4 هزار نفر را گرفته است، طي روزهاي اخير ميزان آلودگي هوا کم نشده و اگر اين روند ادامه يابد براي کنترل وضعيت احتمالاً دوباره در تهران تعطيلي خواهيم داشت.
کاظم ندافي در گفت و گو با فارس، افزود: وزارت بهداشت هر سال مطالعات دقيقي را درباره اثرات آلودگي هوا بر سلامت مردم انجام مي‌ دهد، اين مطالعه سال گذشته نيز انجام شد و نشان داد که بين 3500 تا 4 هزار نفر به علت عوارض ناشي از آلودگي‌ها فوت کردند.
وي ادامه داد: بيشتر افرادي که بر اثر آ‌لودگي هوا جان خود را از دست دادند به بيماري‌هاي قلبي، عروقي، تنفسي مثل آسم مبتلا بودند يا افراد سالخورده بودند.
مدير کل بهداشت محيط و کار وزارت بهداشت گفت: اين مطالعه فقط بر اساس آ‌لودگي ذرات معلق (pm10) و گاز مونوکسيد کربن است.
وي افزود: براي کاهش آلودگي هوا برنامه جامعي در 10 محور تصويب شده که دستگاه‌هاي مختلف براي اجراي آن دخيل هستند، متولي اصلي پيگيري اجراي اين برنامه سازمان محيط زيست است، اصلاح و استاندارد شدن سوخت، اصلاح شبکه بزرگراهي و خارج شدن خودروهاي فرسوده بخش هايي از اين محورهاي دهگانه اين برنامه هستند.
ندافي ادامه داد: در برخي محورهاي اين برنامه مانند اصلاح سوخت موفقيت داشته‌ايم و اکنون سوخت مصرفي در کشور استاندارد يورو 4 را دارد اما برخي محورهاي آن مانند خارج کردن خودروهاي فرسوده با وجود اقداماتي که انجام شده موفقيت کامل نداشته‌ايم، همچنين توسعه شبکه حمل و نقل عمومي مانند مترو و اتوبوسراني نيز موفقيت هاي مورد انتظار را نداشته است.
وي گفت: وظيفه وزارت بهداشت در اجراي برنامه کاهش آلودگي هوا، اطلاع رساني و تحيل اطلاعات است، همچنين در شرايط اضطرار و هشدار رسيدگي به آسيب ديدگان و بيماراني که به مراکز بهداشتي و درماني مراجعه مي‌کنند، را به عهده دارد،.
وي ادامه داد: وضعيت آ‌لودگي هوا در تهران به علت پايداري جوي طي روزهاي گذشته بهتر نشده است، بيشترين ميزان اين آلودگي نيز ناشي از خودورها و وسايل حمل و نقل عمومي است و اگر اين روند ادامه يابد اين احتمال که دوباره در تهران تعطيلي اعلام شود وجود دارد.
ندافي گفت: تعطيل شدن تهران به کاهش آلودگي هوا کمک نمي کند بلکه فقط کمک مي کند که وضعيت از اين که هست بدتر نشود.

۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه

پیام میرحسین موسوی بمناسبت 16 آذر اگر بصیرت داشتند به سوی مردم باز می گشتند

اشاره: متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمع های مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم.
مستبدان نمی دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟
 
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجویان همراه جنبش سبز،
دوستان جوان و پرمهر و شجاع هموطن،
سلام و درود بر شما باد
در آستانه ماه آذر -ماه دانشجو- در یادآوری ایستادگی ها و مبارزات شما برای پاسداری از حقوق ملت ایران و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، لازم دیدم چند کلمه از باب قدردانی و احترام برای شما عزیزان بنویسم، به ویژه آنکه امکان دیدار مستقیم با شما کم شده است.
در دوسال اخیر، در ملاقات هایی که با شما داشته ام و یا در نامه ها و یادداشت هایی که فرستاده اید، همواره شاهد دغدغه های شما درباره آینده ایران عزیز و جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران بوده ام. و البته از شما نیز جز این انتظار نیست، چرا که در سرزمین ما، دانشجو همواره ی تاریخ دیده بان بیدار مخاطراتی بوده است که جامعه ایرانی را تهدید می کرده است و در این راه خود نیز، به گواهی تاریخ، از خطرهای بزرگ در راه دفاع از مردم و ملت استقبال کرده است. و مگر نه این است که ۱۶ آذرماه هرسال یادآور حادثه تلخی است که در آن، دانشجویان هوشیار و پیشتاز این دیار، که در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی حامی آن دهان به اعتراض گشوده بودند، به خاک و خون کشیده شدند؟ در آن روز مستبدان و خودکامگان تصور می کردند که بعد از آن سرکوب و کشتار، دهان انتقاد و اعتراض برای همیشه بسته خواهد ماند؛ خطایی که همه کسانی که به پیروزی برپایه ارعاب تکیه می کنند مرتکب می شوند، و چه بد تکیه گاهی است ابزارسرکوب برای بقای چند روز بیشتر.
 
 
مستبدان نمی دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
مستبدان، روز به روز تنهاتر می شوند و به همه چیز و همه کس گمان بد می برند، دوستان دیروزشان را از خود می رانند، و هر انتقاد و نصیحتی را توطئه ای برای نابودی خویش می پندارند. و بدتر آنکه منافع خودشان را مساوی با منافع ملی می گیرند و در چنین وضعی ناچار به سلاح داران تکیه می کنند، و به دنبال کسانی می گردند که چشم و گوش بسته از آنها فرمان برند و سایه شک و تردید نسبت به افکار و اعمال آنها را حتی برای لحظه ای از دل نگذرانند.
مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.
آنان نمی دانند که دهان و گوش و چشمان مردمان را شاید بتوان از گفتن و شنیدن و دیدن بازداشت، اما اندیشیدن موهبتی الهی است که دروازه های خلوتگاه آن به روی زورمندان بسته است. راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟ و سرانجام، مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم الاعلی». و این آخری به گواهی تاریخ بدترین جنبه جباریت است. یعنی واجب است که اطاعت کنید و سوال نکنید و ما برتر از آن هستیم که مورد سوال قرار گیریم. آیا قانون گریزی های گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی وعدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟
مگر امام رحمت الله علیه در سال ۵۹ نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»
ودر سال ۶۰ نیز فرمودند:
«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»
وهم ایشان بودند که در جواب نامه صریح نمایندگان مجلس در مورد انحراف نظام از حدود قانون اساسی گفتند که همه باید به قانون برگردیم.
۱- چنین است دوستان عزیز که امروز، به واسطه به کارگیری شیوه غلط خریدن فرصت های زودگذر از طریق ایجاد بحران های پیاپی، هزینه های سنگینی بر مردم ما تحمیل می شود، تا با تمسک به شیوه از پیش شکست خورده فرار به جلو، تحکیم مناسبات فرقه ای با الگوی «اطاعت محض یا اخراج»، برانگیختن کینه های ناشی از شکاف عمیق تر شده میان فقرا و اغنیا، این قدرت چندروزه چند روزی بیشتر در دست قدرتمندان باقی بماند.
روندی که می بایست در بستر اعتمادسازی گسترده مردم -مردمی که به دولتمردان به دلیل انتخابات پر از تخلف و تقلب و دستکاری رایانه ای آرا بدبین شده بودند- و با تکیه بر خرد جمعی واستفاده از صاحبنظران خداترس و بیطرف صورت می گرفت، اینک جراحی دردناکی نامیده می شود که جان اقتصاد بیمار ناشی از سیاستهای من در آوردی و فساد عمیق را بیش از پیش در مخاطره قرار داده است. همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند.
صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.
پرسش بزرگ مردم ما از آنها این است که اگر به راستی بر این حقایق آگاهید و می شنوید نظر کارشناسان را که متفق اند اجرای این طرح به شکلی که شما تهیه کرده و اجرا می کنید جز خسارت های مادی و انسانی و تشدید بی عدالتی، دستاوردی در بر ندارد، چرا این همه اصرار بر چشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل ۴۳ قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم، با توزیع بخشی از پولی که از دست آنان ربوده اید، می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت بر سرسفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟ نمی اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می توانند با پراکندن پرسشها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟
۲- شاید قرار است که به این بهانه، باز هم آب گل آلود شود و کسانی باز هم به جای پاسخگویی، راهبرد فرار به جلو و از بین بردن فرصت ها تا مرز نابودی نظام و ایجاد بحران های شدید در این کشور را دنبال کنند. امروز بیش از همیشه شاهد دشمن دشمن کردن دست اندر کاران، به عنوان جزئی از استراتژی پیروزی از طریق ترساندن هستیم. پیش از این شاهد بوده ایم که به گواه تصاویری که ضبط شده است، مأموران امنیتی و افراد موسوم به لباس شخصی، خودروها و موتورسیکلت ها را می سوزانند، شیشه ها را خرد و ساختمان ها را تخریب می کنند، و با بی شرمی، معترضان را متهم به انجام آن می کنند. آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس های جنس مخالف فراهم می کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب های جدید سیاسی قرار دهند؟
متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمعهای مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
۳- همراهان جنبش سبز همچنان درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، پرهیز از خشونت، التزام به اخلاق و روش های اخلاقی را خط مشی اصولی خود می دانند و با هر کس که به هر عنوان و بهانه آشوب کور بیافریند، مخالفند و آن را به ضرر مصالح و منافع ملی ایرانیان و اهداف جنبش سبز می دانند. باید به دیگران نیز توصیه شود که به سیره عقلا متعهد باشند و اگر تشخیص می دهند حرکتی مخرب است، آن را متوقف کنند.
هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم.
۴- دوستان گرامی، پرسیده اید که این روزها که امکان بیان اعتراض ها و انتقادها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقمندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.
به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می توانند بخشی از تلاش های ما و نه همه آن باشد.
می توان با معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی و تبری از افکار و اعمالی که به نام دین رواج یافته و با سرچشمه های وحیانی و سیره پیشوایان دینی بیگانه است، جلوی نهادینه شدن رفتارهای نابهنجاری را که دولتمردان و صاحب منصبان برای بقای قدرت خود استخدام کرده اند، گرفت.
یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده سازی و سایر اقدامات سرکوبگرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.
۵- یاد و یادآوری مبارزان در بند از زن و مرد و آگاه کردن مردم از ایستادگی زندانیان سیاسی و رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جزو وظایف همه ماست. در این میان جا دارد در ماه آذر، «ماه دانشجو»، از دانشجویان در بند یاد شود؛ دانشجویانی که راه سه شهید اهورائی ۱۶ آذر را فراموش نکرده و نشان داده اند که در راه نیل به جامعه ای عادلانه و آزاد و متعلق به همه ایرانیان، از هیچ خطری نمی هراسند و دلیرانه مقاومت می کنند.

و سرانجام آن که چه کسی است که نداند سه میلیون دانشجوی آگاه کشور بزرگترین سرمایه جنبش سبز است؟ جنبشی که همراهان آن بی شمارند و هریک به نوعی رهبر این جریان عظیم مردمی هستند.

۱۳۸۹ آذر ۱۷, چهارشنبه

حملهٔ اعراب به ایران در قرن هفتم میلادی موجب سقوط دولت ساسانی درایران شدوحمله اعراب سنگین‌ترین تبعات را به دنبال داشته‌است.



چند سال پس از مرگ محمد و برطرف‌شدن آشفتگی‌های داخلی اعراب در شبه جزیرهٔ عربستان، مسلمانان در پی به‌دست‌آوردن خواسته و تصاحب سرزمین‌های آباد همسایه (که در قرآن بدیشان وعده داده شده بود) و البته گسترش دین اسلام، به سرزمین‌های اطراف که یا ولایاتی از ایران بود یا ولایاتی از روم، هجوم آورند. عمر خلیفه دوم مسلمین قبل از حمله به ایران گفته بود که خدا شما را به زبان رسول خویش گنج خسروان و قیصران وعده داده‌است برخیزید و جنگ با فارس را ساز کنید.[۱] نتیجهٔ این تاخت‌وتازها فروریختن شاهنشاهی ساسانی و فتح ایران (جز طبرستان و گیلان) به دست اعراب بود. همچنین تمام ایالت‌های افریقایی بیزانس (شامل مصر) و نیز بخش بزرگی از ایالت‌های آسیایی رومیان (شامل سرزمین‌های شام و فلسطین) به چنگ عربان افتاد. در جبههٔ ایران چند نبرد خونین رخ داد که در همه جز یک مورد پیروزی با تازیان مسلمان بود.
تازیان در سال ۶۳۳ میلادی به عراق (که آن زمان دل ایرانشهر نامیده شدی) راه یافتند. با این حال در سال ۶۳۴ در نبردی موسوم به جسر از سپاه ایران شکست خوردند و فرماندهشان به زیر پای فیل هلاک شد. بخت روشنِ ایرانیان دیری نپایست. در سال ۶۳۶ تازیان لشکر ایران را که فرماندهش رستم فرخ‌زاد بود شکست دادند، پس به پایتخت ایرانشهر، تیسفون، اندر شدند. یزدگرد سوم، پادشاه نگونبخت ساسانی، همراه خانواده و بزرگان به مرکز ایران گریخت. تازیان پیشروی را به سمت شرق ادامه دادند. خوزستان در سال ۶۴۲ سقوط کرد. در همان سال آخرین مقاومت منسجمِ ایرانِ ساسانی در نهاوند رخ داد. در نهاوند هم پس از نبردی خونین عرب پیروز شد. پس ولایت ماد (یا عراق عجم) سقوط کرد و یزدگرد به پارس بازپس نشست. با کشته‌شدنِ عمر، خلیفهٔ دوم تازی، به دست یکی از اسیران به‌بردگی‌گرفته‌شدهٔ ایرانی به نام پیروز، وقفه‌ای چندساله در خزش هولناک عرب پدید آمد. سرانجام پارس به سال ۶۵۰ میلادی گشوده شد. پس یزدگرد که نتوانسته بود کاری از پیش برد به ولایت شرقی‌تر خراسان گریخت. مرزبان مرو حضور یزدگرد را گرامی نداشت و در صدد جانش بر آمد. یزدگرد متواری شد. عاقبت، چنان که در تاریخ معروف است پادشاه درماندهٔ ساسانی، به‌نشناس، بر دست آسیابانی در مرو کشته شد؛ به سال ۶۵۱ میلادی.[۲]
خزش تاریخی عرب‌ها به سمت مشرق ادامه یافت. ولایت‌های شرقی ایران شامل سیستان و خراسان هم سقوط کردند. با این حال نواحی غربی طبرستان و نیز کل ولایت گیلان تا یکی دو سده از بلای عرب مصون ماند و افرادی از اشراف ایران در آنجا حکومت می‌کردند. باقیماندهٔ خاندان یزدگرد به چین گریختند. امپراطور چین مر ایشان را گرامی داشت و دولت در تبعید را به رسمیت شناخت. کوشش‌های پسران یزدگرد در بازپس‌گیری ملکِ پدری راه به جایی نبرد. جملگی در چین ماندگار شدند، آتشکده‌ها بر آوردند و عاقبت در غربت بمردند. گورهای شماری از ایشان و دیگر ایرانیانی که از بلای عرب گریخته بودند امروز در چین باقی‌است.[۳]
عربان مسلمان به هر شهر و ناحیه که در آمدندی با مقاومت محلی مردمان روبرو شدندی. پس چون عربان غالب آمدندی سه گزینه پیش ایرانیان مغلوب گذاشتندی: یا کشته شوید، یا اسلام آورید یا با خواری جزیه دهید. ایرانیان غالباً گزینهٔ سوم را برگزیدندی. عده‌ای از ایرانیان هم مسلمان شدندی. لیک، در بسیاری موارد تا سال‌ها، هرگاه لشکر عرب از سر ایرانیان تازه‌مسلمان برخاستی، نومسلمانان چنان که مورخان مسلمان نوشته‌اند دست‌جمعی «ردّت آوردندی».[۴] و اگر هم مسلمان نبودندی طغیان کردندی و بعضاً عامل خلیفه را کشتندی. پس باز خلیفهٔ وقت لشکر فرستادی و شورش را در موج خون فرو نشاندی. چنین بود که برای نمونه شهرهای اصطخر و ری و بسیاری از شهرهای خراسان چون نیشابور و مرو و نیز شهرهای دورتر چو بخارا هر یک چند بار فتح شدند.
اعرابِ شبه‌جزیرهٔ عربستان در طی گشودن پیاپی شهرهای ایران قساوتی در خور شهرت تاریخیشان بنمودند. غارت شهر و حومه، برکندن درختان، کشتار مردان و برده‌گرفتن زنان و کودکان — و فروش ایشان در بازارهای عربستان — فعالیتی عادی محسوب شدی. بارها کار بدانجا رسانیدند که مر اسیران ایرانی را همی کشتند تا جوی خون راندند. مثلاً ابن بلخی در گشادن چندم اصطخر گوید: «عبدالله بن عامر سوگند خورد کی چندان بکشد از مردم اصطخر که خون براند. به اصطخر آمد و به جنگ بستد.... خون همگان مباح گردانید و چندانک می‌کشتند خون نمی‌رفت پس آب گرم بر خون می‌ریختند پس برفت»[۵]. دست‌کم دو بار به خون اسیران آسیاب گردانیدند، گندم آرد کردند و نانش را خوردند. یک بار در الیس به فرماندهی خالد پسر ولید که از محمد لقب سیف‌الله گرفته بود. یک بار در گرگان به فرماندهی یزید بن مهلب.[۶] منبع ویکی پدیا

۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

برای نخستین بار عنوان شد، اعتراف جنتی: سرکوب کردیم، نابود نشدند



دبیر شورای نگهبان با متهم کردن منتقدان و مخالفان حکومت اسلامی به "براندازی" و تلاش برای "از بین بردن اسلام و قرآن" گفت که "دشمن اگرچه سرکوب شده اما هنوز نابود نشده است." به گفته احمد جنتی، "نابودی ولایت فقیه، انقلاب اسلامی، اساس اسلام و قرآن همان هدفي است كه سال هاي سال دشمن پيگير آن است و اين موضوع همچنان هم ادامه دارد." جنتی که روز گذشته در یادواره شهدای روحانی استان فارس در شیراز سخنرانی می کرد، با اشاره به اتفاقات سال 1388 افزود: "اين مسئله در جاهاي مختلف خود را نشان مي دهد، در هر جا بتوانند عده اي را تحريك مي كنند، فريب مي دهند، حقايق را دگرگون مي كنند و بلندگوهاي خارجي هم به آنها كمك مي كنند."

۱۳۸۹ آذر ۱۴, یکشنبه

انتقال فوری خامنه ای از سفر محرمانه قم به تهران


از بعد از ظهر روز جمعه گذشته و بویژه دیروز (شنبه) اخبار مبنی بر رفت و آمدها و تکاپوهائی از بیت رهبری به برخی محافل سیاسی راه یافته است. ابتدا تصور می شد که این تکاپوها و ملاقات های محرمانه در ارتباط با مذاکرات مهم اتمی است که طی روزهای آینده در سوئیس شروع خواهد شد، اما بزودی معلوم شد که مسئله بر سر مذاکرات اتمی نیست. سپس از قم به تهران خبر رسید که علی خامنه ای برای چند ملاقات با روحانیون بلندپایه قم، بصورت محرمانه به این شهر سفر کرده بود اما چند ساعت پس از ورود به قم و در اولین ملاقاتی که با یکی از مراجع بنام "ملکوتی" داشته دچار ضعف شدید جسمی شده و بسرعت به تهران منتقل شد. معلوم نیست که دراین ملاقات چه گذشته، اما بعید است که ضعف ناگهانی و شدید خامنه ای ارتباط مستقیم به مذاکرات با آیت الله ملکوتی داشته باشد. از صبح شنبه و با رفت و آمد پزشکان مخصوص به بیت رهبری، زمزمه های دیگری در محافل سیاسی آغاز شد و متعاقب آن اخباری درباره دیدارهای طولانی وی با فرزندانش و خارج نشدن خامنه ای اتاق استراحتش به خارج از بیت رهبری راه یافت. خبرهائی از دیدارهای مکرر خانواده خامنه ای با وی در همین اتاق نیز نقل می شود.

۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

infos@pyknet.net صفارهرندی هم خواب ریاست جمهوری دیده جانشینان احمدی نژاد مسلسل خشاب گذاری می کنند


از هم پاشیدگی و وخامت اوضاع حاکمیت را از میان سخنان و مواضع خود کودتاچی ها آسان تر از بیانیه ها و سخنرانی های طرفداران جنبش سبز می تواند متوجه شد. موقعیت  احمدی نژاد و دولت به گونه ایست که در جناح راست و از میان کودتاچی ها، نه تنها هیچکس خود را کمتر از احمدی نژاد نمی داند، بلکه خود را برتر از او نیز می داند. آب چنان سربالا می رود که هر قورباغه ای می تواند ابوعطا بخواند. از جمله سردار صفارهرندی که حضور پدرش در گروه ترور نواب صفوی را دستمایه خود کرده و بعد از مدتی حضور در کابینه احمدی نژاد – وزیر ارشاد- و پیش از آن درکنار حسین شریعتمداری بعنوان سردبیر کیهان، حالا مشاور مطبوعاتی فرمانده سپاه است و برای بلند شدن احمدی نژاد و نشستن بر جای او خود را آماده می کند. مصطفی پورمحمدی وزیر کشور کابینه اول احمدی نژاد نیز که اکنون رئیس بازرسی کل کشور است مثل گربه در کمین موش ریاست جمهوری است. سردار قالیباف شهرداری تهران نیز که خلبان تیز پرواز سپاه است، با سرعت یک هواپیمای جنگی به سمت خیابان پاستور پرواز می کند. تازه، علی لاریجانی و احمدی توکلی و علی مطهری و... هم نوبت گرفته اند و رحیم مشائی را دست انداخته اند. قمروزیر کابینه احمدی نژاد که زودتر از بقیه فهمیده دوران چفیه و کفن پوشی و عملیات انتحاری پایان یافته و برای گرفتن رای، باید دست به دامن کوروش شد!
در میان این جمع، صفارهرندی که تصور کرده دیر به میدان آمده و باید بیشتر گاز بدهد تا به بقیه برسد، هر هفته در یک مراسمی شرکت می کند تا به یک بهانه ای سخنرانی کند. سخنرانی اخیرش در همایش هادیان سیاسی سپاه امام سجاد در هرمزگان، با صرحت بیشتری لحن تهدید رحیم مشائی را داشت. او گفت: "عده‌ای از هم اکنون برای انتخابات ریاست‌جمهوری 3 سال بعد شال و کلاه کرده‌اند. این عده باید بدانند که نتیجه کلید زدن زودهنگام انتخابات در کشور، راه افتادن جنگ داخلی است ."
صفارهرندی که یادش رفته دوران احمدی نژاد بسیار زودتر از 3 سال به پایان می رسد، نگفت که قرار است جنگ داخلی بشود. مگر آن که بدلیل نزدیکی اش به فرمانده کل سپاه می داند در انتخابات آینده ریاست جمهوری دسته بندی های سپاه قرار است برای هم مسلسل بکشند و اساسا انتخاباتی در کار نیست، بلکه اشغال کننده بعدی ساختمان خیابان پاستور قرار است در یک تسویه حساب خونین تکلیف را روشن کنند.

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

فراخوان هواداران آقای بروجردی به مناسبت بزرگداشت 16 آذر



فراخوان بزرگداشت 16 آذر که توسط هوادارا آقای بروجردی روحانی در بند جهت انتشار برای "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" ارسال شده است به قرار زیر می باشد: طی سالیان متمادی، جنبش دانشجویی ایران همواره یکی از مؤثرترین جنبشهای ملی و مدنی بوده که در مسیر رویارویی با استبداد دینی و خودکامگی سیاسی هزینه های هنگفتی را متحمل نموده است. تداوم روحیه آزادیخواهی و تحجر زدایی، نشأت گرفته از درک واقع بینانه این قشر فرهیخته نسبت به حقایق موجود در جامعه دارد. نام شهیدانی چون زنده یاد اکبر محمدی، عزت ابراهیم نژاد و کیانوش آسا و زندانیان آزاده ای همچون بهروز جاوید طهرانی، مجید توکلی و ... برای همیشه بر تارک مبارزات میهنی و وطنی میدرخشد و بر خط مستکبرین داخلی که با سرپوش دیانت و اسلامیت به مبارزه با خرد و آگاهی بپا خواسته، قلم بطلان میکشد. امروزه بیش از پیش، ملت نجیب ایران زمین نیازمند الگوگیری از آموزه های رهایی بخش مبارزات مسالمت آمیز است. سرمشق قرار دادن جنبشهای آزادیخواهی و تعمیم روحیه ظلم ستیزی از اهم ملزومات جهت نیل به جامعه ای مبتنی بر دمکراسی و حقوق شهروندی است. در این راستا همبستگی و هماهنگی سایر جنبشهای مبارز و اقشار آزاده مردمی، به دور از تعصبات اعتقادی، قومی، قبیله ای، نژادی، حزبی و گروهی، دژ عظیمی در مقابل زورگویان و مدعیان خواهد بود که پیروزی و شکست ناپذیری را به ارمغان می آورد. تشکل هواداران زندانی سکولار، آقای بروجردی، که خود قربانی تز مجعول « دیانت ما عین سیاست ماست» می باشد، به منظور بزرگداشت 16 آذر، از همه هموطنان در سرتاسر جهان دعوت می نماید تا بار دیگر با برگزاری حرکتهای اعتراضی مسالمت آمیز در داخل و خارج از کشور، سرکوب مستمر و نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران را محکوم نموده و همبستگی کامل خود را با جنبش اعتراضی ایران اعلام نمایند. هرگز از مرگ نهراسيده ام اگر چه دستانش از ابتـذال، شکننده تر بود. هراس من – باری همه از مردن در سرزمينی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون تر باشد! تشکل هواداران زندانی عقیدتی، سید حسین کاظمینی بروجردی آذر 1389

۱۳۸۹ آذر ۱۰, چهارشنبه

نامه عیسی سحرخیز به دادستان تهران دادستان کل کشور بعنوان دروغگو باید محاکمه شود!

غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور، روز دو‌شنبه (۲۲ نوامبر/ اول آذر) با اشاره به انتشار نامه چندی پیش عبدالله مومنی به رهبر جمهوری اسلامی پیرامون شکنجه های وارده در جریان بازجویی ها و بازداشت، و همچنین تسلیم شکایت نامه ای به دادستانی تهران در همین زمینه، مدعی شده بود که "هیچ‌کدام از موارد ذکر شده در مورد شکنجه ها صحیح نیست و باور کردنی نمی باشد."

به گزارش تحول سبز،
عیسی سحرخیز معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد در کابینه محمد خاتمی که زندانی کودتای 22 خرداد است، در پاسخ به مصاحبه سراسر کذب و دروغ محسنی اژه ای دادستان کل حکومت کودتا که منکر شکنجه در زندان شده است، نامه ای به دادستان تهران نوشت. سحر خیز که در زندان رجائی شهر دوران تبعید در زندان را می گذارند، در نامه خود نوشت:
من بر شکایت های قبلی خود از محسنی اژه ای و وزارت اطلاعات، در مورد ضرب و جرح و شکنجه های جسمی و روحی خود خواهان پیگیری شده بودم و اکنون نیز رسیدگی به اکاذیب اخیر وی را بر آن شکایت می افزایم.
ادعای محسنی اژه ای مبنی بر عدم وجود شکنجه در بازداشتگاه ها با وجود این همه شکایت و اعلام مصادیق شکنجه توسط بازداشت شدگان تنها ادعائی مضحک نیست، بلکه مصداق کامل انکار واقعیت است و قابل پیگیری قضائی.

۱۳۸۹ آذر ۹, سه‌شنبه

انگشت اتهام را به کدام نشانه گرفت؟ ترور دو استاد اتمی از 3 فرضیه خارج نیست

ترور دو استاد فیزیک اتمی دانشگاه بهشتی که به کشته شدن یکی از آنها و مجروح شدن دیگری انجامید، چند فرضیه را به همراه دارد که مغایرت دارد با آن سخنان و اظهار نظرهائی که مقامات اتمی و امنیتی جمهوری اسلامی روز گذشته و در واکنش به این ترورها بیان کردند. آنها انگشت اتهام را به سمت خارج از مرزهای ایران دراز کردند و گفتند که انتقام خواهیم گرفت!
هر آدم عاقلی پیش از آن که به انتقام فکر کند، به این سه فرضیه فکر می کند:
1- آنها که ترور شدند، شخصیت هائی موثر در فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی بودند و دشمن – اسرائیل یا امریکا و یا هر دشمن دیگری- آنها را شناسائی و ترور کرد.
- در اینصورت، بلافاصله باید مشخص شود عاملین ترور که به پیشرفته ترین تکنیک انفجاری دسترسی داشته و با خیال آسوده در تهران با موتور سیکلت رفت و آمد کرده اند، چه کسانی می توانستند باشند جز آنها که به پادگان های و پایگاه های سپاه و بسیج رفت و آمد دارند؟ بنابراین، باید عوامل اسرائیل و موساد و هر دشمن دیگری را در میان آمران این ترور و ترورهای مشابه جستجو کرد.
2- این دو استاد نیز مانند چند استاد دیگری که در ماه های اخیر ترور شده اند، طرفدار جنبش سبز بوده اند و با دانشجویان خود ارتباط های سبز داشته اند.
- دراینصورت نیز، آنها که اقدام به ترور کردند، باید به همان پادگان ها و پایگاه ها رفت و آمد داشته باشند که در مورد اول ذکر شد.
3- خائن بوده اند و اطلاعات اتمی خود را به اسرائیل و امریکا و یا هر دشمن دیگری داده بودند و برای زهرچشم گرفتن از بقیه دارندگان اطلاعات اینگونه ترور شدند.
- دراینصورت نیز آنها که دست به ترور زدند باید همان هائی باشند که در دو مورد بالا به آنها و محل ارتباط هایشان اشاره شد.
حادثه از این سه فرضیه خارج نیست. همچنان که عاملین ترور جز همان ها که در بالا به آنها اشاره شد نمی توانستند باشند.
بدین ترتیب، انگشت اتهام را از سوی خارج باید برگرداند به داخل و رو به سینه خودی ها گرفت!