۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۰, شنبه
تحصن دانشجوئی علیه امنیتی شدن دانشگاهها
دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در تحصن بسر می برند. دانشجویان دانشگاه سوره نیز بهآنها پیوسته اند. همه آنها به امنیتی شدن فضای دانشگاه ها و دست باز "حراست" (وابسته به نهادهای امنیتی سپاه و وزارت اطلاعات) در دانشگاه ها اعتراض دارند. دربرخی از دانشگاه های کشور، از جمله دانشگاه مازندران اعلامیه هایی در حمایت ازتحصن اعتراضی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر صادر شده که در آنها، آغاز تحصن در آن دانشگاه ها پیش بینی شده است.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۸, پنجشنبه
به دلیل بی توجهی مسئولین قضایی، محمد نوری زاد چهل روز است که در اعتصاب غذا بسر می برد
حال بيش از ۱۶ ماه است که در زندان به سر می بری ونزديک به چهل روزاست که در اعتراض به عدم توجه به خواستهای قانونيت مجدداً دست به اعتصاب زده ای و از خوردن غذا خودداری می کنی و حاضربه ملاقات نيستی. و تا رسيدن به حق خود به اين روند ادامه خواهی داد. من هم با تو همراهی می کنم و هيچ در خواستی مبنی بر داشتن ملاقات و تماس تلفنی نخواهم داشت…خبرنگاران سبز/جامعه/از ديگر رسانه ها: وب سايت محمد نوری زاد اعلام کرده است که آقای نوری زاد چهل روز است که در اعتصاب غذا به سر می برد هر پدری دوست دارد وقتی از سفر برميگردد، دست خالی نباشد. ولی پدری که در سفر زندان است، چه تحفه ای می تواند بياورد؟ و در زندان چه چيزی ميتواند تهيه کند؟ ولی تو بعد از چهار ماه ممنوع الملاقات بودن، زمانيکه در بند ۳۵۰ بودی، بعد از يکی دو ملاقات، دست خالی بودن را تاب نياوردی و تحفه ای را نه تنها برای خانواده ات که برای همه عرضه کردی. زمانيکه دکمه های روپوش آبی زندان را گشودی، و زيرپوش نقاشی شده ی خود را به همه ی ما نشان دادی، همه سرتاپا پر از شادی شديم. همه ی خانواده هايی که آنجا حضور داشتند متاثر شدند، نوشته بودی: "همه ی شما را يک عالمه دوست دارم" و اين شد که ديگر در ملاقاتهای کابينی برای ديدن اين سوغاتيها صف می کشيديم. مدت کوتاهی در بند ۳۵۰ بودی و به مرخصی آمدی. برادران آزاديت را تاب نياوردند و اواخر تابستان تو را بازگرداندند. اين بار، نه به بند ۳۵۰؛ که به قرنطينه درکنار آقای تاجزاده. در مدت يک ماه که حق ملاقات نداشتيم و با شروع ملاقاتهای کابينی هفتگی، آن هم در روزهای غيرمعمول خانواده های زندانيان سياسی، من و خانم محتشمی پور و خانواده هايمان، مشتری پروپاقرص کارهای هنری تو بوديم. گاهی تکه چوبی که آيه ای يا شعری را با خط زيبا بر رويش نوشته بودی نشانمان می دادی. گاهی تابلويی پر از گلهای رنگی حياط اوين را . در يکی از همين ملاقاتهای کابينی، دست در زير لباست بردی و يک حباب سفيد رنگ را نشانمان دادی که در شعاعهای اين حباب دايره ای شکل، شعری از حافظ را با قلم سياه و خطی خوش نوشته بودی. حال بيش از ۱۶ ماه است که در زندان به سر می بری ونزديک به چهل روزاست که در اعتراض به عدم توجه به خواستهای قانونيت مجدداً دست به اعتصاب زده ای و از خوردن غذا خودداری می کنی و حاضربه ملاقات نيستی. و تا رسيدن به حق خود به اين روند ادامه خواهی داد. من هم با تو همراهی می کنم و هيچ در خواستی مبنی بر داشتن ملاقات و تماس تلفنی نخواهم داشت. ولی در مورد اعتصاب غذا با تو سخت مخالفم؛ به خصوص باشرايط سست شدن دندانها و بيماری پوستی و سنگ کليه ات. اين قضيه همه ی خانواده را به شدت نگران کرده است و نمی دانيم تا کی هم ادامه خواهد داشت. به هر حال ما همگی آزادی تو و ساير زندانيان بی گناه را به انتظار نشسته ايم. و آزادی، حداقل پاسخ نامردميهاييست که در اين مدت صورت گرفته است حباب شيشه ای خطاطی شده با شعر حافظ آن روز تو ، زبان حال امروز ماست: رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس گويی ولی شناسان رفتند از اين ولايت در زلف چون کمندش ای دل مپيچ کانجا سرها بريده بينی بی جرم و بی جنايت فاطمه ملکی ۶/ارديبهشت/۱۳۹۰
۱۳۹۰ اردیبهشت ۶, سهشنبه
یارگیری نظامی احمدی نژاد انتقال 42 فرمانده سپاه و بسیج به دفتر ویژه ریاست جمهوری
همزمان با بالا گرفتن کشاکش بین دولت و بیت رهبری که گفته می شود، کانون مرکزی آن اختلاف بین مجتبی خامنه ای و احمدی نژاد و یارگیری نظامی آنها برای رویدادهای آینده است، این خبر نیز در محافل سیاسی ایران فاش شده است:
طی ماههای گذشته، احمدی نژاد 42 تن از فرماندهان سپاه و بسیج را با حفظ سمت و مزایای مشاغل قبلی، به " دفتر ویژه ریاست جمهوری" منتقل کرده است. به این فرماندهان ماهانه بین 5 تا 11 میلیون تومان حقوق پرداخت می شود.
هنوز معلوم نیست که این انتقال براساس توافق با کدام بخش و کدام فرمانده سپاه و یا ستاد کل نیروهای مسلح انجام شده است، اما طبیعی است که این اقدام، معنای دیگری جز یارگیری نظامی برای اقدامات آینده نمی تواند داشته باشد و آنها که به دفتر ویژه ریاست جمهوری منتقل شده اند، اگر همسو با احمدی نژاد نبودند، ممکن نبود که وی، علیرغم دستور از بالا، ورود آنها را به حریم خویش بپذیرد.
طی ماههای گذشته، احمدی نژاد 42 تن از فرماندهان سپاه و بسیج را با حفظ سمت و مزایای مشاغل قبلی، به " دفتر ویژه ریاست جمهوری" منتقل کرده است. به این فرماندهان ماهانه بین 5 تا 11 میلیون تومان حقوق پرداخت می شود.
هنوز معلوم نیست که این انتقال براساس توافق با کدام بخش و کدام فرمانده سپاه و یا ستاد کل نیروهای مسلح انجام شده است، اما طبیعی است که این اقدام، معنای دیگری جز یارگیری نظامی برای اقدامات آینده نمی تواند داشته باشد و آنها که به دفتر ویژه ریاست جمهوری منتقل شده اند، اگر همسو با احمدی نژاد نبودند، ممکن نبود که وی، علیرغم دستور از بالا، ورود آنها را به حریم خویش بپذیرد.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۴, یکشنبه
آرمانهای بربادرفته:
سایت خبری جهان، که یاران و حامیان گذشته احمدی نژاد و منتقدان امروز او، آن را منتشر می کنند، این عکس را روز گذشته منتشر کرد و نوشت: چند روز پیش اهالی یکی از مناطق تهران به کلانتری محل خبر دادند که 2 بیمار کنار اتوبان خلیج فارس- بعد از پل شهید کاظمی - در زمین های کشاورزی آن حوالی رها شده اند.
آنها را با یک آمبولانس "مزدا" خاکی رنگ که سه سرنشین داشته، به این محل منتقل و سپس رها کرده اند. یکی از آنها شكستگي پا و عفونت دارد و دیگری سوختگي. در بیمارستان بستری بوده اند اما چون پول درمان را نداشته اند بیمارستان آنها را به این محل منتقل و رها کرده است. کلانتری محل این دو بیمار را به بیمارستان فیروز آبادی شهر ری منتقل کرد.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه
هرکه از دیده برود از دل برود / براستی میر حسین و شیخ فراموش شده اند؟
راه حل های بالاترینی ها در برابر سیاست هرکه از دیده برود از دل برود در مورد حصر رهبران و سایر زندانیان سیاسی چیست ؟ جمهوری اسلامی کماکان برای شکست ما از دو ابزار استفاده می کند : 1- سیاست وقت کشی و خرید زمان 2- سیاست زندانی کردن مخالفان سیاسی و بایکوت اخبار مربوط به آنها. سیاستی که دقیقآ رد آن را می توان در حصر فعلی رهبران جنبش و سایر زندانیان سیاسی مشاهده نمود . سیاستی که برای پدر معنوی جنبش زنده یاد منتظری بکار گرفته شد . سیاستی که برای عباس امیر انتظام (قدیمی ترین زندانی سیاسی) و بهروز جاوید تهرانی (زندانی کوی دانشگاه 78) و سایر زندانیان در نظر گرفته شده است . چرا با سکوت خود و عدم اطلاع رسانی صحیح این فرصت را دراختیار جمهوری اسلامی قرار می دهیم ؟ چرا خودمان هم باور کرده ایم که حافظه کوتاه مدت داریم ؟ چرا قول و قرارمان را فراموش کرده ایم ؟ آقای بالاترین و آقایان شورای هماهنگی سبز خواسته ما اعلام یک برنامه فوری دقیق و واحد برای آزادی رهبرانمان است ,لطفآ در این شرایط حساس به کما نروید.
۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه
روزنامه جمهوری اسلامی:سی دی ظهور، نتیجه ترویج هاله نورها است
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود با عنوان «جنگ نرم این است» نوشت: به روش مرسوم در این سالها، وقتی سی. دی “ظهور بسیار نزدیک است” در سطح گسترده توزیع شد و سروصدا به راه انداخت، مخالفتها و انتقادها شروع شد و اظهارنظرها هم بالا گرفت. یکی گفت از مصادیق کذب است، دیگری گفت مستندات آن ضعیف است، سومی گفت با هدف جلب آراء در انتخابات ساخته شده، چهارمی گفت دستگاه قضائی باید با تهیه کنندگان آن برخورد کند و… عدهای معتقدند پشت این ماجرا دستهای سیاسی مرموزی وجود دارند که با سرگرم کردن مردم درصدد تحقق اهداف خود و تأمین منافع باندی و گروهی خود هستند. عدهای نیز به همین دلیل یا دلایل دیگر، تأکید میکنند اصولاً باید به چنین پدیدههائی بیاعتنائی کرد و از باب “الباطل یموت بترک ذکره” بهترین راه برای مقابله با این قبیل اباطیل به فراموشی سپردن آنهاست. بطلان این نظریه را گسترش خرافات و انحرافات در سالهای اخیر، که نتیجه بیعملی اهل علم و اهل فکر و انجام وظیفه نکردن مسئولان در برابر کجاندیشیها و کژراهههاست به اثبات رسانده است. اینجا جای تمسک به قاعده صحیح “الباطل یموت بترک ذکره” نیست. در عصر ما خرافات و انحرافات و خواب و خیال و رمالی و شیطانپرستی و عرفانهای کاذب و جادوجنبل، از برنامهریزی، امکانات، سرمایهگذاری و حمایتهای رسانهای برخوردار است و همه کسانی که نظام جمهوری اسلامی و افکار انقلابی و آرمانهای ناب امام خمینی را مزاحم خود برای استعمار و استثمار و استحمار مردم میدانند و دیکتاتوری و خودکامگی و تاخت و تازهای استبدادی خود را در برابر قامت بلند و استوار و بالنده نظام بر آمده از افکار و آرمانهای امام خمینی در خطر میبینند، دست به دست همدیگر دادهاند تا با ترویج اباطیلی که به ذهن شیطانیشان میرسد به جنگ این نظام بیایند و با کنار زدن آن، راه را برای یکهتازیهای خود هموار نمایند. بر آن نیستیم که بگوئیم دستاندرکاران و مباشران صف اول این جنگ خاموش قصد خیانت دارند و یا مأموران دشمن هستند. چه بسا اینان با نیت پاک و اخلاص کامل وارد این عرصه میشوند و هدفی جز خدمت ندارند، لکن نقش اصلی را دیگران بازی میکنند. چرا تعارف کنیم و این واقعیت تلخ را نیز اضافه نکنیم که ما نیز در این جنگ نرم و خاموش به دشمنان با سکوت و بیتفاوتی و بیعملی و حتی احیاناً با رضایت خاطرمان کمک کردهایم؟ وقتی در سال ۱۳۸۴ کتابی با نام “دهه ۸۰ دهه ظهور” در ۳۰۰۰ نسخه به چاپ رسید و همین مضامین انطباقی سی. دی “ظهور نزدیک است” را منتشر کرد، چرا علمای ما سکوت کردند؟ چرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ما جلوی توزیع آنرا نگرفت و حتی به آن مجوز چاپ داد؟ در این کتاب، علاوه بر انطباق سید حسنی و سید خراسانی و یمانی و سفیانی بر افراد و مسئولین زمان ما، ادعا شده بود که قطعاً در دهه ۸۰ یعنی تا پایان سال ۱۳۸۹ امام زمان علیه السلام ظهور خواهند کرد و این ادعا به یکی از مراجع محترم تقلید – که دو سال قبل رحلت کردند – با تصریح اسم ایشان نسبت داده شده بود و نه ایشان و نه هیچکس دیگر این ادعای کذب را تکذیب نکرد! در پریشانی افکار منتشرکنندگان این قبیل مطالب همین بس که در این کتاب، به جای شاه عبدالله اردنی “صدام” مصداق سفیانی معرفی شده و “بن لادن” نیز چون یمنیالاصل است بر “یمانی” منطبق گردیده است! با این حساب، تکلیف “شعیب بن صالح” هم روشن است. حالا که دهه ۸۰ به پایان رسیده و دهه ۹۰ شروع شده، نویسنده این کتاب چه جوابی به خوانندگان نوشتههای خود خواهد داد؟ تکلیف اعتقادات مردم چه میشود؟ اگر به مغازهها و پاساژهائی که کتابها، نوارها، فیلمها و سی. دیهای مذهبی در آنها به فروش میرسد سری بزنید خواهید دید که در این بازار، حرف اول را مقولهای به نام “کرامات” میزند. کرامات زمان ما که در این کتابها و فیلمها و نوارها و سیدیها به مردم عرضه میشوند، مجموعهای از خواب و خیال هستند که جز سست کردن پایههای اعتقادی مردم هیچ نقش دیگری ندارند. عدهای از مداحان جامعه ما هم با همین خواب و خیالها سر مردم را گرم و بازار خود را شلوغ میکنند و افراطکاریهای آنها حتی داد مداحان واقعی و سابقهدار را نیز در آورده است. آیا انتظار داریم مسجد جمکران را بیش از آنچه هست بزرگ جلوه دهیم و باز هم مردم در برابر کسانی که ادعای امام زمانی میکنند مقاومت نمایند؟ راستی ما آیا آنقدر که به ساختمان سازی در جمکران اهمیت دادهایم برای مبارزه با پیرایههائی که به وجود مقدس امام زمان علیه السلام بسته میشود همت گماشتهایم؟! تقدس بخشیدنها، مطلق کردنها، هاله نور ترویج کردنها، قهرمان جلوه دادنها، حاشیه امنسازیها و حریمهای کاذب قائل شدنهائی که امروز در جامعه ما بشدت رواج یافته، عامل دیگری است که زمینه را برای پذیرش خرافات و انحرافات فراهم میکند. از عدهای بله قربان گو که موجودیت خود را در همین کارها جستجو میکنند انتظاری غیر از این نیست که تقدس ببخشند و کرامات بسازند و حریمهای کاذب درست کنند، اما سؤال اینست که چرا به اینان اجازه چنین کارهائی داده میشود؟ جنگ نرم اینست، جنگی که ریشه اعتقادات را میزند، مقوله مهم و بزرگ و سرنوشت سازی مانند اعتقاد به وجود مبارک امام زمان علیه السلام را تا این اندازه کوچک و سست جلوه میدهد و راه را برای دشمنان دین باز میکند تا به اصول و بنیانهای اعتقادی ما بتازند. در چنین شرایطی وقتی سی. دی “ظهور بسیار نزدیک است” به عنوان یک پدیده مشکل ساز در جامعه ما مطرح میشود، ما حق نداریم کارگردان آن را سرزنش کنیم، ما باید خودمان را سرزنش کنیم که اجازه دادهایم ریشههای پیدایش چنین انحرافاتی در سرزمین وجود این مردم پا بگیرد. مبارزه با این سی. دی، مبارزه با معلول است، با علتها باید مبارزه کرد.
۱۳۹۰ فروردین ۲۹, دوشنبه
سناتورهای آمریکایی به کلینتون: احمدینژاد را به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم کنید
چهار سناتور آمريکايی روز جمعه در نامهای به هيلاری کلينتون، وزیر امور خارجه آمریکا، از وی خواستهاند تا نام محمود احمدی نژاد، رييس جمهور ايران، را در فهرست تحریمی ناقضان حقوق بشر قرار دهد و برای افزودن ۲۵ مقام دیگر جمهوری اسلامی به این فهرست اقدامات لازم را انجام دهد. مارک کرک و جان کايل، دو سناتور جمهوريخواه، کريستين گيليبرند، سناتور دمکرات، به همراه جو ليبرمن، سناتور مستقل، در نامه خود به هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، نوشته اند: «ما در خواست می کنيم که محمود احمدینژاد را به عنوان ناقض حقوق بشر ايرانيان معرفی کنيد.» دراين نامه به اظهارات خانم کلينتون در يکی از کميته های کنگره آمريکا در دوم مارس اشاره شده است که در آن وزير امور خارجه آمريکا تصريح کرده بود، «اسناد قطعی» از نقش رهبران جمهوری اسلامی در نقض حقوق بشر در دست است. اين چهار سناتور آمريکايی در بخش ديگری از نامه خود به تصميم اتحاديه اروپا برای قرار دادن نام ۳۲ مقام و مسئول ايرانی به دليل نقض حقوق بشر در فهرست ناقضان حقوق بشر اشاره کرده و گفته اند که فقط نام هفت نفر از اين افراد در فهرست آمريکا قرار دارد. اين چهار سناتور آمريکايی در نامه خود نوشته اند: «بنابر اين ما درخواست میکنيم بيدرنگ تحقيقات درباره احتمال اضافه کردن ۲۵ نفری که نامشان در فهرست اتحاديه اروپا به عنوان ناقضان حقوق بشر در ايران ذکر شده، انجام شود.» در فهرست منتشر شده از سوی اتحاديه اروپا نام ۱۳ فرمانده نيروهای امنيتی و انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۹ قاضی و مقام قضايی که در سرکوبهای دو سال اخير در ايران و صدور احکام زندان و اعدام برای معترضان دست داشتهاند به چشم میخورد. نام اين مقام های جمهوری اسلامی در فهرست ۳۲ نفره اتحاديه اروپا قرار گرفته است: اسماعيل احمدیمقدم، فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی، حسين اللهکرم، رئيس گروه انصار حزبالله، عبدالله عراقی، معاون نيروی زمينی سپاه، علی فضلی، معاون فرمانده بسيج و فرمانده سابق سپاه سيدالشهدای استان تهران (تا فوريه )، حسين همدانی، فرمانده سپاه محمد رسولالله از سال ۲۰۰۹، محمدعلی جعفری (عزيز جعفری)، فرماندهکل سپاه پاسداران، علی خليلی، فرمانده سپاه پاسداران و مسئول واحد درمانی قرارگاه ثارالله، بهرام حسينی مطلق، فرمانده سپاه سيدالشهدای استان تهران، محمدرضا نقدی، فرمانده بسيج، احمدرضا رادان، معاون فرمانده پليس امنيت ايران، عزيزالله رجبزاده، فرمانده پيشين نيروی انتظامی تهران بزرگ (تا ژانويه ۲۰۱۰)، حسين ساجدینيا، فرمانده نيروی انتظامی تهران و معاون سابق پليس امنيت ايران، حسين طائب، فرمانده سابق بسيج . برای مشاهده فهرست ۳۲ نفره اتحاديه اروپا کلیک کنید آمريکا در ماه سپتامبر سال گذشته تعدادی از مقامهای جمهوری اسلامی از جمله عزيز جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، غلامحسين محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضاييه، سعيد مرتضوی، دادستان سابق تهران و حسين طائب معاون اطلاعات سپاه پاسداران را که گفته میشود در نقض حقوق بشر و به ويژه در کشتار معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری سال گذشته در ايران دست داشتند، مورد تحريم قرار داد. واشينگتن همچنین در اسفند ماه گذشته، نام عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، و محمدرضا نقدی، فرمانده نيروی مقاومت بسيج را نيز به اين فهرست اضافه کرد. وضعيت حقوق بشر در ايران طی دو سال اخير و پس از برگزاری انتخابات جنجال برانگيز رياست جمهوری در خرداد سال ۱۳۸۸ رو به وخامت گذاشته و موج سرکوب فعالان مدنی، معترضان به عملکرد رهبران جمهوری اسلامی ايران، دانشجويان، روزنامه نگاران و اقليت های دينی تشديد شده است. بان گی مون، دبير کل سازمان ملل، ۲۴ اسفندماه در گزارشی اعلام کرد که ايران سرکوب مخالفان را شدت بخشيده و بر ميزان اعدام زندانيان سياسی و نوجوانان مجرم و قاچاقچيان مواد مخدر افزوده است.
۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه
حاکم و محکوم در ج. اسلامی سازمان ملل را به یاری طلبیدند
در 24 ساعت گذشته، سازمان ملل متحد و شخص دبیرکل آن، از دو سو مخاطب قرار گرفته و به یاری طلبیده شده است.
از یکسو علی اکبر صالحی وزیر خارجه جدید جمهوری اسلامی از دبیرکل سازمان ملل خواسته تا شورای امنیت را برای رسیدگی به حوادث بحرین فرا بخواند و از سوی دیگر، زندانیان سیاسی کودتای خونین 22 خرداد، از دبیرکل سازمان ملل طلب یاری کرده اند تا به وضع زندان ها و حقوق بشر در جمهوری اسلامی رسیدگی کند.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی در نامه خود نوشته که جمهوری اسلامی به دلیل روابط تاریخی با بحرین، نمی تواند نسبت به تحولات این کشور بی تفاوت بماند.
زندانیان کودتا نیز در امدادخواهی خود از دبیرکل سازمان ملل متحد، یاد آور شده اند که به همان شیوه ای که در بحرین مردم سرکوب شدند، در ایران سرکوب شده و در زندان اند!
زندانیان سیاسی پس از کودتا که بخشی از آنها در زندان گوهردشت کرج زندانی اند در تقاضای خود از دبیرکل سازمان ملل نوشته اند: شما نماینده ویژه خود را برای بازدید از شرایط ایران و تهیه گزارش کامل از وضعیت آزادی و حقوق بشر در ایران به ویژه وضعیت زندانها و زندانیان سیاسی اعزام کنید. ما از اول خردادماه دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهیم زد.
این زندانیان در درخواست خود اشاره کرده اند:
"در شرایطی که از سوی ملتهای تحت ستم دیکتاتورها و خودکامگان و نیز مبارزان راه آزادی و دموکراسی، برگهای جدیدی از تاریخ مبارزات منطقه با سرنگونی مبارکها و بن علیها نوشته میشود، حاکمان ایران در حالی از تریبونهای داخلی و خارجی و در جوار مقامهای بین المللی از حقوق انسانها دم میزنند که ملت ایران تحت شدیدترین فشارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قرار دارد و از حقوق اساسی خویش محروم مانده است و حاکمیت از طریق ایجاد فضای رعب و وحشت و اعمال یک حکومت امنیتی- پلیسی، جلوی فعالیت احزاب و گروههای منتقد سیاسی را گرفته و آنها را منحل نموده، مطبوعات و روزنامههای آزادی خواه و مستقل را توقیف کرده و فعالان سیاسی و کنشگران اجتماعی را بازداشت و زندانی کرده یا به سکوت واداشته و یا مجبور به ترک از وطن نموده است در نهایت رهبران جنبش سبز و همراهانشان را به صورت غیر قانونی در شرایط حبس خانگی قرار داده است. دست کم شرایطی که مسئولان جمهوری اسلامی برای مردم منطقه میخواهند در کشور خومان حاکم کنند."
از یکسو علی اکبر صالحی وزیر خارجه جدید جمهوری اسلامی از دبیرکل سازمان ملل خواسته تا شورای امنیت را برای رسیدگی به حوادث بحرین فرا بخواند و از سوی دیگر، زندانیان سیاسی کودتای خونین 22 خرداد، از دبیرکل سازمان ملل طلب یاری کرده اند تا به وضع زندان ها و حقوق بشر در جمهوری اسلامی رسیدگی کند.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی در نامه خود نوشته که جمهوری اسلامی به دلیل روابط تاریخی با بحرین، نمی تواند نسبت به تحولات این کشور بی تفاوت بماند.
زندانیان کودتا نیز در امدادخواهی خود از دبیرکل سازمان ملل متحد، یاد آور شده اند که به همان شیوه ای که در بحرین مردم سرکوب شدند، در ایران سرکوب شده و در زندان اند!
زندانیان سیاسی پس از کودتا که بخشی از آنها در زندان گوهردشت کرج زندانی اند در تقاضای خود از دبیرکل سازمان ملل نوشته اند: شما نماینده ویژه خود را برای بازدید از شرایط ایران و تهیه گزارش کامل از وضعیت آزادی و حقوق بشر در ایران به ویژه وضعیت زندانها و زندانیان سیاسی اعزام کنید. ما از اول خردادماه دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهیم زد.
این زندانیان در درخواست خود اشاره کرده اند:
"در شرایطی که از سوی ملتهای تحت ستم دیکتاتورها و خودکامگان و نیز مبارزان راه آزادی و دموکراسی، برگهای جدیدی از تاریخ مبارزات منطقه با سرنگونی مبارکها و بن علیها نوشته میشود، حاکمان ایران در حالی از تریبونهای داخلی و خارجی و در جوار مقامهای بین المللی از حقوق انسانها دم میزنند که ملت ایران تحت شدیدترین فشارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قرار دارد و از حقوق اساسی خویش محروم مانده است و حاکمیت از طریق ایجاد فضای رعب و وحشت و اعمال یک حکومت امنیتی- پلیسی، جلوی فعالیت احزاب و گروههای منتقد سیاسی را گرفته و آنها را منحل نموده، مطبوعات و روزنامههای آزادی خواه و مستقل را توقیف کرده و فعالان سیاسی و کنشگران اجتماعی را بازداشت و زندانی کرده یا به سکوت واداشته و یا مجبور به ترک از وطن نموده است در نهایت رهبران جنبش سبز و همراهانشان را به صورت غیر قانونی در شرایط حبس خانگی قرار داده است. دست کم شرایطی که مسئولان جمهوری اسلامی برای مردم منطقه میخواهند در کشور خومان حاکم کنند."
۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه
پس از 30 سال
پس از 30 سال - از تاریخ این عکس حدود 30 سال می گذرد. آنها که به دیدار آیت الله خمینی رفته اند، دانشجویانی اند که سفارت امریکا را گرفته اند و از آن زمان تا سالها به دانشجویان خط امام معروف شدند. البته بحث بر سر ردیف های جلوست، در ردیف های عقب این عکس نیز کسانی دیده می شوند که معتقد بودند به جای اشغال سفارت امریکا باید رفت و سفارت اتحاد شوروی وقت را گرفت. آن که دور سرش دایره قرمز کشیده شده(احمدی نژاد) از مدافعان این فکر بود و به همین دلیل نیز پس از این دیدار حساب خودش را از ردیف اولی ها جدا کرد و به جمع آنهائی پیوست که منتظر درگذشت آیت الله خمینی ماندند تا بعد از او بصورت خزنده قدرت را قبضه کنند. همین شیوه را بزرگترهای احمدی نژاد عمل کردند. برای نمونه، بخشی از مجاهدین انقلاب اسلامی گفتند کار سیاسی نمی خواهیم بکنیم و در سپاه ماندند و شدند سردار ذوالقدر. این مجموعه اکنون پوست از سر آن دانشجویان خط امام و آن مجاهدین انقلاب سالهای اول انقلاب می کنند. می خواهند کار را یکسره کرده و از شر نسل اول و مدعی انقلاب و جمهوری اسلامی خلاص شوند و بروند بدنبال اجرای همان فکرهائی که بر سر آن با دانشجویان خط امام و مجاهدین انقلاب اختلاف داشتند. بی خود که کودتا نکرده اند.(ستون مرور کودتای 22 خرداد را بخوانید)
۱۳۹۰ فروردین ۲۲, دوشنبه
شکایت احمدی نژاد از دکتر خزعلی
تازه از شعبه 28 دادگاه انقلاب بازگشته بودم و هنوز گلویی تازه نکرده و داشتم برای خودم چای می ریختم که منشی وارد اتاق شد، از دور ترازوی قوه قضاییه را در سربرگی که همراه داشت دیدم، نمی دانم چرا من وقتی به این ترازو نگاه می کنم، احساس می کنم در وسط آن آدمی را به صلیب کشیده اند و تازه بار سنگین کفه های ترازو را هم بر دستان آن نگون بخت قرار داده اند! گاهی تیغه شاقول ترازو را چون دشنه ای می بینم که می خواهد در قلبم فرو رود، نوک این دشنه را خون آلود می بینم، برگه را بر روی میز من قرار می دهد، احضاریه جدید است، مرا به شعبه دوازدهم بازپرسی کارکنان دولت احضار کرده اند! علت حضور: " در خصوص شکایت معاونت حقوقی رئیس جمهور علیه شما دایر به توهین و اهانت !، ... و نتیجه عدم حضور جلب می باشد! تعجب می کنم، این اصلی ترین اتهام من در پرونده مطروحه و تحت رسیدگی در شعبه 28 می باشد، مگر برای یک اتهام به چند جا باید پاسخ داد؟ من که دو بار هم بازداشت شدم و انفرادی را تجربه کردم، البته آن موقع من شاکی نداشتم و مشارٌالیه ژستی گرفتند و گفتند من شکایتی ندارم و در این دنیا و آن دنیا از او گذشتم و این مدعی العموم است که پیگیر اتهام اهانت به رئیس جمهور است! اما ظاهراً امروز خود به میدان آمده اند، منعی ندارد اگر عادلانه قضاوت شود، این من هستم که باید شکایت کنم، امروز جای متهم و شاکی عوض شده است، متهم آنقدر جسور و بی پروا شده که طرح شکایت می کند، من نیز آماده دفاع هستم و همین هفته هم از او شکایت خواهم کرد - اگر رسیدگی کنند! - هنوز شکایت من از روزنامه ایران در پیچ و خم دادسرای کارکنان دولت مانده است و حتی احضاریه ای برای او نفرستاده اند! نکته جالب دیگر این که دادسرای کارکنان دولت - همانگونه که از نامش پیداست - رسیدگی به جرائم کارکنان دولت، مقامات، نمایندگان مجلس، وزراء، معاونان رئیس جمهور و غیره را عهده دار است و من هیچ یک از این عناوین را ندارم! و به نظر نمی رسد دادسرای کارکنان دولت صالح به رسیدگی باشد ! نکته آخر این که به همه اتهامات یک فرد یکجا رسیدگی می شود و ملاک سبق ارجاع است، تا چه رسد به اتهام واحد و اصحاب دعوای یکسان! نمی دانم این قوه به کجا می رود، آقای احمدی نژاد می تواند در هر مجتمع قضایی و در هر شعبه یک پرونده برای من تشکیل دهد! حق دارد، می دانم کجایش می سوزد، فقط باید به ایشان یادآوری کرد که : " آب را بریز همان جا که می سوزد! " 1390/1/22 مهدی خزعلی
۱۳۹۰ فروردین ۲۰, شنبه
شنبه 20 فروردین به یادغنی بلوریان در شهر "کلن" آلمان
شنبه 20 فروردین، مراسم یادبود "غنی بلوریان" از رهبران جنبش ملی کردستان ایران در شهر کلن آلمان برگزار می شود. بلوریان متولد مهاباد بود و در آخرین هفته های سال گذشته در مهاجرت آلمان چشم برجهان بربست. پیکر وی به کردستان عراق منتقل و طی مراسم رسمی و دولتی در گوشه از خاک کردستان به خاک سپرده شد. نه تنها انتقال پیکر وی به ایران ممکن نشد، بلکه تلاش خانواده و مردم مهاباد برای برپائی مراسم یاد بود بلوریان در زادگاهش "مهاباد" نیز بدلیل مخالفت مقامات جمهوری اسلامی به نتیجه نرسید. بلوریان در زمان شاه نزدیک به 25 سال در زندان بود و همزمان با انقلاب و سرنگونی شاه از زندان بیرون آمد، اما در سال 62 و همزمان با یورش به احزاب چپ و بویژه حزب توده ایران، غنی بلوریان توانست از توری که برای دستگیری وی پهن کرده بودند گریخته و از کشور خارج شود. چند سال در کشور چکسلواکی و سپس در آلمان ساکن شد.
20فروردین(۹ آوریل ۲۰۱۱)، بعد از ظهر: 2 تا 6
Barcelo Hotel
Habsburgerring 9 – 13
50674 Köln
20فروردین(۹ آوریل ۲۰۱۱)، بعد از ظهر: 2 تا 6
Barcelo Hotel
Habsburgerring 9 – 13
50674 Köln
پس از انفجار لوله گاز سلفچگان انفجار دوباره 3 خط لوله گاز در استان قم
3 خط لوله انتقال گاز برای چندمین بار در هفته های اخیر سحرگاه جمعه در قم منفجر شد. این خطوط لوله، گاز را از پالایشگاه های بزرگ جنوب به استان های شمال و شمال غرب می رساندند.
به گزارش خبرگزاری مهر این انفجار ها همزمان در 74 کیلومتری جاده دلیجان به قم روی داد. در آستانه پایان سال 1388 نیز 3 خط لوله انتقال گاز در 25 کیلومتری شمال سلفچگان در استان قم منفجر شد که نحوه انفجار آنها شباهت کامل داشت با انفجار روز جمعه گذشته.
به گزارش خبرگزاری مهر این انفجار ها همزمان در 74 کیلومتری جاده دلیجان به قم روی داد. در آستانه پایان سال 1388 نیز 3 خط لوله انتقال گاز در 25 کیلومتری شمال سلفچگان در استان قم منفجر شد که نحوه انفجار آنها شباهت کامل داشت با انفجار روز جمعه گذشته.
۱۳۹۰ فروردین ۱۸, پنجشنبه
دکتر محمد شریف از دانشگاه علامه اخراج شد
دوشنبه، 15 فروردین 1390 ادوارنیوز: دکتر محمد شریف، وکیل برجسته دادگستری و استاد حقوق دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، روز گذشته از دانشگاه علامه اخراج شد. دکتر شریف، در گفتگویی با کمیته گزارشگران حقوق بشر، ضمن تایید این خبر اظهار داشت: «روز گذشته و در اولین روز دانشگاه نامهای به دستم دادند و گفتند که صلاحیت عمومی من رد شده و به خدمات دانشگاهیام پایان داده میشود». به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، این اخراج که به گفتهی محمد شریف با ابلاغ کتبی انجام شده است، در شرایطی صورت میگیرد که اول بهمن ماه گذشته نیز، مسئولان دانشگاه علامه، بدون هیچ گونه توضیح و دلیل قانونی، کلیه واحدهای این استاد دانشگاه، در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا را حذف کرده بودند. دکتر محمد شریف در خصوص این که مبنای این رد صلاحیت چه بوده است، گفت:«تنها یک نامه چهار صفحهای است مبنی بر اینکه صلاحیت عمومی من در وزارت علوم رد شده و در واقع انشای ان اینطور است که صلاحیت عمومی در اولویت قرار نگرفته و تقریبا مشابه همان نامهای است که برای دکتر مردیها هم صادر شده بود. قبلا در مواردی اساتید را بازنشسته میکردند و من هم با وجود ۲۵ سال سابقه این امکان را داشتم اما بیانصافی کردند». این استاد دانشگاه با اشاره به این که این برخوردها از پیش هم سابقه داشته است گفت: «با توجه به اینکه من قبلا عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد بودم و جاهای دیگر و بعد به دانشگاه علامه آمدم، حدود ۲۵ سال سابقه کار در دانشگاه را دارم. قبل از آن در دوره دکترا یک بار سال ۷۱ در دانشگاه قبول شده و از گزینش رد شدم و این سومین بار بود که بعد از پیش دفاع از دکترا اخراج شدم. چون وقتی دفاع اصلی انجام میشود پیش دفاع حالت فرمی را پیدا میکند. در مرحله ی بعد واحدهای درسی را از من گرفتند و بعد هم در سومین برخورد، یک نامهای مبنی بر اینکه به دلیل قرار نگرفتن صلاحیتهای عمومی در اولویت قرار ندارم به ادامه وضعیت استخدامیام خاتمه داده میشود و اعلام کرده اند که برای تسویه حساب مراجعه کنم». دکتر شریف در خصوص حذف واحدهای درسی خود در بهمن ماه گذشته گفت: «این اقدام بدون هیچ گونه نامه و دلیل مکتوب و تنها با تلفن رییس دانشگاه به رییس دانشکده و بیهیچ توضیحی انجام شد و کلیه کلاسهایم در مقاطع مختلف را حذف کردند». این وکیل برجسته دادگستری و استاد دانشگاه، با اعلام این که موضوع اخراج خود را در دیوان عدالت اداری پیگیری خواهد کرد، ادامه داد: «من طرح قضیه در دیوان عدالت اداری را انجام میدهم برای اینکه بعدها با این ایراد مواجه نشوم که چرا راه حلهای قانونی را طی نکردید، اما قبلا در مورد وضعیت آقای دکتر مردیها پیگیری کردم که به نتیجهای نرسید ولی به هر روی این را هم پیگیری میکنم». محمد شریف که وکالت بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی را بر عهده دارد در انتها گفت: «من چون تقریبا پروندههای وکالتیام انحصارا پروندههای سیاسی بوده و با توجه به این آب باریکه، همیشه تمام وقتم را صرف این پروندهها میکردم. برای همین این موضوع اخراج مسالهٔ جدی مالی پیش میآورد و این نگرانی است که در حال حاضر ذهنم را به خود مشغول کرده است». روند اخراج اساتید از دانشگاه از زمانی شدت گرفت که کامران دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در اسفندماه سال ۱۳۸۸، اعلام کرده بود پرسنل علمی که «با نظام همسو نیستند» و «التزام عملی به ولایت فقیه ندارند»، اخراج خواهند شد. دانشجو با اعلام این سیاست جدید وزارت علوم، گفته بود:«ما به دانشگاهیانی که تمایلات و فعالیت هایشان با نظام جمهوری اسلامی همسو نیست نیازی نداریم». در پی این اعلام موضوع از سال گذشته تا کنون، اساتید مجرب و پرسابقه ی بسیاری از دانشگاه اخراج شده اند که از جمله می توان به دکتر مرتضی مردیها، استاد فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی، سید علی اصغر بهشتی شیرازی؛ استاد برجسته ارتباطات و باسابقه در دانشگاه علم و صنعت، پرفسور محمد شهری، استاد سابق مهندسی الکترونیک، پرفسور تورج محمدی؛ اشاره کرد. در ادامه اجرای سیاست اعمال فشار و سرکوب دانشگاهیان، در سال گذشته، بیش از ۵۰ استاد برجسته به صورت اجباری بازنشسته یا اخراج شدند که در میان این گروه نیز نام اساتید برجسته ای همچون امیر ناصر کاتوزیان، کریم مجتهدی، علی شیخ الاسلام، حسن بشیریه، محمد عرفانی، ابولقاسم گرجی، محمد آشوری، جمشید ممتاز، محمد رضا شفیعی کدکنی، رضا داوری به چشم می خورد.
۱۳۹۰ فروردین ۱۶, سهشنبه
مرکزامار ایران - تبدیل به لانه امنیتی شده
با سلام و عرض تبریک سال نو- ضمن تشکر از تحلیل های منطقی شما، باطلاع می رسانم که در مرکز آمار ایران سال گذشته رئیس آن دکتر "مدد" به دلیل افتضاح یارانه ها و خوشه بندی برکنار شد و به جای وی یک چهره امنیتی به نام دکتر "عادل آذر" معرفی شد. تا کنون حدود 40 کارمند اخراج شده اند. کارمندان با سابقه 10 ساله را اخراج و از طرف دیگر افرادی نزدیک به مسئولان دولت کودتا استخدام شده اند.
اسامی جدید الورود ها
سه فرد با فامیل غضنفری که از بستگان وزیر بازرگانی هستند
فردی به نام آقای جمشیدی
و ده ها نفر دیگر که در حراست استخدام شده اند و حقوق میلیونی دریافت می کنند. به نظر می رسد دولت در پی تغییر بافت کارمندی است وافرادی که اخراج شده اند اکثرا خط فکری مخالف دولت داشته اند و درانتخابات به موسوی و کروبی رای داده بودند و افراد ورودی همه امنیتیو خبر چین هستند.
اسامی جدید الورود ها
سه فرد با فامیل غضنفری که از بستگان وزیر بازرگانی هستند
فردی به نام آقای جمشیدی
و ده ها نفر دیگر که در حراست استخدام شده اند و حقوق میلیونی دریافت می کنند. به نظر می رسد دولت در پی تغییر بافت کارمندی است وافرادی که اخراج شده اند اکثرا خط فکری مخالف دولت داشته اند و درانتخابات به موسوی و کروبی رای داده بودند و افراد ورودی همه امنیتیو خبر چین هستند.
اشتراک در:
پستها (Atom)



