۱۳۹۱ بهمن ۹, دوشنبه

مناره چوبی مسجد تاریخی قزوین سوخت!



           
مسجد جامع قزوین که گفته می شود یكی از شاهكارهای معماری دوران سلجوقی و صفوی است آتش گرفت و منار غربی این مسجد بطور كامل از بین رفت. خبرگزاری مهر که این خبر را منتشر کرد، افزود: مسجد جامع قزوین یكی از كهن ترین و كم نظیرترین مساجد چهار ایوانی ایران است كه شیوه های معماری و هنر ادوار مختلف در آن تماشائی است. همسایه ها که متوجه بلند شدن دود از منارهای مسجد شده بودند آتش نشانی قزوین را خبر کردند و خود دست به کار شدند تا بلکه آتش را خاموش کنند اما درب مسجد قفل بود و كلید آن دراختیار هیات امنا و خادم و امام جماعت که هیچکدام نه ساکن محل بودند و نه دسترسی به آنها ممکن بود. پس از نزدیک به یکساعت ماموران آتش نشانی توانستند وارد مناره شوند اما دیگر دیر بود و مناره چوبی سوخته بود.
این مسجد از مدتی پیش در دست تعمیر بود احتمال داده می شود سیم کشی جدید برق آن اشتباه بوده و موجب حریق شده است. كابل برق مستقیما از تیر چراغ برق گرفته شده است. برخی می گویند لامپی كه مستقیما از كابل برق گرفته منفجر و باعث سوختگی شده است و بارندگی های اخیر نیز مزید بر علت شده و در نهایت آتش به مناره غربی این مسجد سرایت كرده است.
پیک نت   9  بهمن

صادق زیباکلام هر دو طیف جناح راست مخالف حضور اصلاح طلبان در انتخابات اند


نظرات صادق زیباکلام را عمدتا نظرات هاشمی رفسنجانی میدانند. چه اینگونه باشد و چه اینگونه نباشد، بعنوان یک دنبال کننده پیگیر مسائل سیاسی ایران، آگاهی از نظراتش لازم است. او نیز در مصاحبه  که هفته گذشته از وی منتشر شد، درباره انتخابات گفت:
اگر اسفندیار رحیم مشایی مجوز حضور در انتخابات را داشته باشد قادر به شکست دادن افرادی چون ولایتی و حدادعادل خواهد بود.
معتقدم اصلاح طلبان در انتخابات شرکت نخواهند کرد، نه حاکمیت اجازه حضور اصلاح طلبان را می دهد نه خود آنها تمایلی برای حضور دارند. اصلاح طلبان واقعی امکان برگزاری یک نشست را هم ندارند و از همین رو تمایل به حضور نیز نخواهند داشت.
عارف و محمد شریعتمداری یا هر فرد دیگری که بنام اصلاح طلبان بخواهد وارد عرصه رقابت شود به دو شکل امکان حضور دارد. یا به نمایندگی از اجماع اصلاح طلبان شرکت کند یا به عنوان شخص و فردی مستقل.
اگر آقای محمد شریعتمداری (وزیر دولت خاتمی) به عنوان فرد شریعتمداری در انتخابات حضور یابد در خوشبینانه ترین حالت 100 هزار رای در کل کشور خواهد داشت و آقای عارف هم اگر به عنوان عارف مستقل وارد عرصه شود در کل کشور نزدیک به 2 میلیون رای خواهد داشت، اما اگر به عنوان کاندیدای اجماعی اصلاح طلبان باشند وضعیت متفاوت خواهد بود.
اصولگرایان هم موافق حضور اصلاح طلبان در انتخابات نیستند.  شاید بدشان نیاید که اصلاح طلبان به صورت نمادین و سمبلیک وارد رقابت شوند، اما حاضر به پذیرش یک نامزد اصلاح طلب در صحنه و پیروز شدنش نیستند. بنابراین فعلا رقابت اصلی بین اصولگرایان و اصلاح طلبان نیست، بلکه طیف احمدی نژاد به رقابت با اصولگرایان سنتی خواهد پرداخت و اگر احمدی نژاد بتواند مجوز شرکت و حضور اسنفدیار رحیم مشایی در انتخابات را بگیرد قطعا رحیم مشایی قادر به شکست دادن افرادی چون حدادعادل و ولایتی خواهد بود.
 پیک نت   9  بهمن

۱۳۹۱ بهمن ۵, پنجشنبه

اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس این نامه همسر تاج زاده را خواندند و آن گزارش شرم آور را دادند!










سلام
خیلی خوشحال شدم که در آستانه دهه فجر پیروزی انقلاب اسلامی موفق به دیدار زندان اوین شده اید. در طول سالیان پس از پیروزی انقلاب همه خبرهای خوب را سعی می کردند در این ایام مبارک بدهند. کلی هم بازدیدهای خوب و خداپسندانه در این ایام صورت می گرفت از جمله بازدید از زندان اوین اما یک سوال:

مگر مردم انقلابی بلافاصله پس از پیروزی زندانیان سیاسی را آزاد نکردند به امید این که دیگر هرگز زندانی سیاسی – عقیدتی نداشته باشیم؟
آیا بالاخره درِ همه بندها به روی شما باز شد؟ بندهای به قول خودشان امنیتی

درِ اتاق های بازجویی چطور؟
شکنجه گاه های مخفی که در آن باصطلاح تعزیز در هنگام بازجویی انجام می شود همان ها که در مورد بعضی از شاکیان از کودتاگران انجام شد و بعضی هایشان را هم بیم دادند و تهدید کردند اما حضور میلیونی مردم در انتخابات آرام ۲۵ خرداد مانع انجام آن شد!
توانستید هیچ زندانی سیاسی را حین بازجویی با چشم بند و به شکل اهانت آمیز رایج مشاهده کنید؟
زندانی سیاسی را پشت آن شیشه های جیوه ای فریبنده دیدید؟
سلول انفرادی که به تعبیر رهبری شکنجه گاه است را چطور؟

توانستید با زندانیان سیاسی گفتگو کنید؟
تازه یادتان باشد  که زندان اوین هتل چند ستاره جمهوری اسلامی است و باید به زندان قرچک و رجایی شهر و قزل حصار و کارون و بهبهان و همدان و دیگر جاها بروید تا بفهمید زندانی چه می کشد!
رفتار زندانبان خوب است؟
بازجوهای سابق هم چنان برای زندانی و خانواده اش مزاحمت دارند یا نه؟
بیماری ها به موقع درمان می شود؟
ملاقات ها برایشان مهیاست؟
ملاقات های حضوری چطور؟
از مرخصی ها چه خبر؟
عماد بهاور را دیدید حضرات نمایندگان؟  از خودتان پرسیدید این فرزند جوان و برومند انقلاب با این سابقه عالی و زمینه های عالی و استعدادهای عالی چرا این گونه مورد کینه و حقد و حسد بازجوست که در سه سال زندان از ده سال حکمش حتی یک روز هم مرخصی نیامده است؟
از دیگر جوانک های عمر در زندان تلف شده چه خبر؟ از گمنام ها، بی نشان ها، بی کس و کارها، از آن ها که کس و کارشان را خفه کرده به گوشه ای انداخته اند تا نام زندانی شان در آمار نیاید و در اخبار نیاید و در افواه نیاید که دل صاحبان قدرت قرص بماند؟
 از نام دارها چه خبر؟
آقای میردامادی اوضاع قلبش خوب بود؟
عبدالله مومنی چطور هنوز دارد تاوان افشای شکنجه های سبعانه غیرانسانی را پس می دهد؟
ملی- مذهبی ها چطور بودند؟ هنوز به طور ویژه با آنان برخورد می شود تا به قول فلان بازجوی اطلاعات «به کلی نباشند»تا مأموریت بعضی ها تمام شده تلقی شود؟
دانشجوها را هم دیدید؟ از شما نپرسیدند تاوان سیاسی بودن که سفارش امام راحل بود آیا ستاره دار شدن است و حبس و محرومیت از همه حقوق انسانی؟
زنان چطور؟ از شما نپرسیدند تاوان فعالیت مدنی که حق شهروندی است چرا باید از هم گسیخته شدن خانواده ها و بی سامان شدن فرزندان و آزردن پدرو مادرها باشد؟
ژیلا را دیدید؟ از شما نپرسید مرخصی دادن به همسرش حالا که او در بند است چه لطفی دارد؟ بهایی ها را دیدید؟ مظلومیتشان شما را از خود بی خود نکرد؟
پای صحبت فائزه نشستید تا از مشکلات بند زنان برایتان بگوید که به جای رسیدگی به آن شاکیانش مجازات می شوند؟
راستی جای خالی آقای قدیانی جریحه دارتان نکرد؟ خوب در آستانه دهه فجرِ سالِ آخرِ دولتِ کودتا دیدار با این مرد مبارز و مجاهد زمان شاه و شنیدن خاطرات زندانش می توانست برایتان دل انگیز باشد. حیف که او را همین چند روز پیش، آن ها که برای انقلاب حتی یک سیلی نخورده اند، به نزد انسان های مستضعفی بردند که قرار بود جمهوری اسلامی برایشان قسط را اقامه کند و عدل را به ارمغان بیاورد اما وفور مشکلات اجتماعی از آنان بزه کارانی ساخت که زندان کم می آورند در برابرشان!
از دوالف چه خبر؟ با چریک پیر ملاقات کردید؟ در محضرش تأدیب شدید؟ درس آموزی کردید؟ زمین ادب بوسه دادید؟ حالا پس از آن دیدار چه حسی دارید؟
استاد بهزاد نبوی زندانی دو رژیم، با تجربیاتی گران سنگ، خمیده قامت دربند دو الف، در بیماری روزگاری سخت می گذارند اما روحیه آن چنان عالی است که قابل وصف نمی باشد!

اعضای محترم کمیسیون امنیت ملی

حالا من به عنوان همسر زندانی خاص جمهوری اسلامی می خواهم یک سوال امنیتی از شما بکنم: گوشتان را نزدیک کنید! آیا درِبند مصطفی هم به روی شما باز شد؟ آیا توانستید زندانی خاص بیت شریف را از نزدیک مشاهده کنید؟ ساعت خوابش نبود؟ نزدیک ظهر اگر رفته باشید حتما او را روزه دار در حال استقبال از نماز دیده اید. خوش به سعادتان اگر پای صحبت هایش که یک سره نصیحت است و موعظه حسنه نشسته باشید. از زندان بان ها نپرسیدید که این زندانی چرا از بقیه جدا افتاده است تا بگویند ما هم بی اطلاعیم فقط گفته اند با او همکلام نشوید وگرنه جایتان زندان سپاه است! هم مرامی که بماند!
راستی آیا آقای بروجردی (رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس) هم با شما همراه بود؟ همان رئیس کمیسیون امنیت ملی که در همان ماه اول کودتا با تنی چند از خانواده های زندانی سیاسی در جلسه کمیسیون مقابلش قرار گرفتیم و گفتیم وظیفه نظارت بر زندان ها را دارید و وظیفه خبر دادن از آن چه بر زندانیان مظلوم ما می گذرد که با گذاشتن نام امنیتی برآنان هرغلطی دلشان می خواهد می کنند و این گناه شماهاست که در مجلس لایحه جرم سیاسی را تصویب نکردید و گناه شورای نگهبان که در مجلس ششم انجام وظیفه نمایندگان را به هیچ گرفت و گناه… در آن جلسه من به رئیس جلسه گفتم: آقای بروجردی صندلی ای که برآن تکیه زده اید تا چندی پیش مقام گاه آقای دکتر میردامادی بود که ایادی حکومت با قدرشناسی از خدمات صادقانه اش او و دیگر همفکران خدوم و صادقش را با دمپایی پلاستیکی و و لباس زندان در منظر میلیون های بیننده تلویزیون قرار دادند، هرچند رئیس قوه قضائیه جدید به ما گفت که این اقدام غیرقانونی بوده و جبران می شود ولی چه سود؟ آب ریخته دیگر به جام بازنمی گردد! گفتم: آقا این صندلی ها با کسی وفا نکرده فکر فردای خود را بکنید و مانع ظلم بیش از حد بشوید!
همسرم در دوران مرخصی برایم روایت کرد که روزی مرا به اتاقی بردند که مرتضوی منتظرم بود و چند سوال نامربوط کرد و جواب شنید و بعد هم کلی مقدمه چینی کرد و بدون چشم بند مرا بیرون اتاق برد و با کلی حاشیه پردازی فهمیدم که بازدیدکنندگانی دارم که باید جواب های معقول به سؤالاتشان بدهم. آقای بروجردی در مورد ضرب و شتم سوال کرد و جواب مثبت دادم و از بیماری و تشدید آن در بازجویی ها گفتم و در پاسخ این سوال که کاری، خواسته ای ندارید؟ گفتم: خیر من از این ها هیچ چیز نمی خواهم. فقط از طریق خواهرتان (اشرف بروجردی) که با همسرم آشناست به او پیغام بدهید که من زنده و سلامت هستم. یادم هست که فردای آن روز بروجردی با من تماس گرفت و گفت: همسرتان را ملاقات کردم خاطرتان جمع باشد خوب است و روحیه خوبی هم دارد. فورا گفتم من از روحیه همسرم مطمئنم جسمش چگونه بود؟ ایشان به من اطمینان خاطر داد و بعد هم آن گزارش کذایی توسط او و آقای جلیلی که وجود هرگونه شکنجه را درزندان تکذیب کرد. البته من با او تماس گرفتم و گفتم: آقا شنیده ام می خواهید رئیس جمهور شوید با تعجب گفت چطور؟ گفتم آخر گزارش دروغ می دهید که شایعه ها را تقویت می کند. "دروغ ممنوع" شعار انتخاباتی ما بود و امپراطوری دروغ و فریب کار خود را کرد و پایه کج را گذاشت. به او گفتم چگونه پیش وجدان خود خجلت زده نیستید از این دروغ ها؟ و او گفت به ما این طور گزارش داده اند!
حضرات عضو کمیسیون امنیت ملی!
از این همه خاطرات تلخ بگذریم. امیدوارم در میان شما مردی پیدا شود که مدرس وار در مقابل ظلم بایستد و گزارش واقعی بدهد که در این زندان چه خطاها و بلکه جنایاتی صورت می گیرد توسط نیروهای اطلاعاتی امنیتی و من به عنوان خواهر کوچک تر شما یادآور می شوم که هرچند حفظ نظام از اوجب واجبات است اما دروغ گناه کبیره است.
پیک نت   4  بهمن

۱۳۹۱ بهمن ۲, دوشنبه

بن بست خوش بینی ها سایه کوتاه مذاکره با امریکا سایه سیاه تحریم و جنگ


دور دوم ریاست جمهوری اوباما آغاز شد و از وزارتخانه ها – از جمله وزارت امور خارجه- بزودی وزرای تازه ای خواهند داشت.

مجلس سنای آمریکا 21 روز پیش طی نامه ای (قطعنامه ای) که به امضای هر دو حزب و نماینده مستقل رسید، خطاب به اوباما، برای مذاکرات مستقیم با ایران چهار شرط گذاشت.

1)    اجازه بازرسی از پارچین در مذاکرات آژانس - که داده نشد

2)     ایران باید غنی سازی را تعطیل و اورانیو غنی شده خود را به یکی از کشور های 5 + 1 - خارج از ایران- منتقل کند.

3)     تا تصویب قوانین جدیدتر حلقه تحریم ها با استفاده از اختیارات رئیس جمهوری تنگ تر گردد

4)     دولت اوباما اقدام به مذاکره با سایر کشور ها و تشکیل ائتلاف نظامی برای جنگ احتمالی با ایران کند.





اینها برای دور دوم ریاست جمهوری آمریکا برنامه ریزی شده است.

بدین ترتیب بسیار بعید است که مذاکراتی بین ایران و امریکا به نتیجه برسد و در نتیجه خطر حمله نظامی نگرانی آور است.

به همین دلیل جمهوری اسلامی همزمان با شایعاتی که درباره مذاکرات با امریکا وجود دارد، هم سرگرم برنامه اتمی خود است، هم در حال تدارک نظامی و هم درتلاش برای دور زدن تحریم ها.

افراد حقیقی وابسته به نظام برای دور زدن تحریم ها استفاده کند و این افراد اگر وضع را خیلی خراب ببینند با پولهایی که در دستشان است فرار خواهند کرد، اطلاع موثق داریم که 76 نفر از این افراد که در دبی، مالزی، چین، اتریش، آلمان و سوئیس تحت حسابهای شخصی برای دولت ایران فعالیت میکردند با پولهای ایران فراری شده اند، رژیم برای جلوگیری

امروز دولت ایران برای پرداخت پول مجبور به استفاده از مکانیزم حواله شرکتی و شخصی شده، ولی خودش افراد مورد وثوقش را برای تشکیل آن شرکتهای صوری در خارج از ایران گسیل داشته.



به آقای خامنه ای گفته شده که بین وضعیت لیبی (تسلیم هسته ای)  وضعیت عراق (یاغی گری بدون سلاح هسته ای)  و وضعیت کره شمالی  (یاغی گری با سلاح هسته ای)  یکی را باید انتخاب کرد و آقای خامنه ای مدل کره شمالی را پسندیده! بویژه که کره شمالی نفت ندارد و ایران نفت دارد و آقای خامنه ای آن را یک امتیاز برتر نسبت به کره شمالی می داند.

این روزها

 سیاست ایران نشان میدهد که ایران به راه کره شمالی میرود، از میان کشورهایی که برای آمریکا دردسر سازو دشمن بحساب میآیند فقط کره شمالی است که با توجه به داشتن سلاح هسته ای (و البته نداشتن نفت) از گزند در امان مانده.

در همین حال، و علیرغم خوش بینی جمهوری اسلامی درباره عزم اوباما برای پرهیز از حمله نظامی به ایران، مجلس سنا یا مراکز امنیتی میتوانند نظرات رئیس جمهور را در موارد اینچنینی عوض کنند.

نظر آمریکا و غرب این است که ایران  اتمی قابل قبول نیست. حتی اگر نیاز به جنگ باشد.

روزنامه های روس یکبار از قول مقامات این کشور نوشتند که ایران در مذاکرات ترکیه پذیرفته بود غنی سازی 20 در صدی را تعطیل کند و در مقابل تحریم ها لغو شود، ولی اجازه غنی سازی برای ایران به رسمیت شناخته شود. آمریکا این را نپذیرفت . کشورهای 5+1 عبارتند از:  آمریکا، انگلستان، فرانسه، روسیه، چین  +  آلمان    :  چین و روسیه معمولا بی طرف هستند ، آمریکا ، انگلستان و فرانسه از آمریکا پیروی میکنند ،  لذا مذاکرات بین 5+1 در حقیقت مذاکره با آمریکاست.

تا آنجا که آشکار است، آمریکا در مذاکراتی با ایران اعلام کرده که حتی در صورت توافق، فقط تحریم های بیشتر اعمال نخواهند شد و لغو تحریم های فعلی نیازمند Verification (راستی آزمایی) ایران در طی زمان  است.
پیک نت   دوم بهمن 1391


           
پیام غیر مستقیم هاشمی به خامنه ای
گاهی، انقلابی بودن یعنی
قبول اشتباه و عقب نشینی    


           
هاشمی رفسنجانی که در طول جنگ ایران وعراق عملا فرمانده کل قوا بود، پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط آیت الله خمینی و پایان جنگ با عراق، در جمع فرماندهان سپاه حاضر شده و دلائل پذیرش قطعنامه را طی سخنانی تشریح کرده است
این سخنرانی برای نخستین بار در روزهای اخیر روی وبسایت هاشمی منتشر شد که با توجه به موقعیت بحرانی و حساس جمهوری اسلامی (تحریم ها، سیاست اتمی، بحران اقتصادی و ...) آن را می توان اقدامی جهت توصیه به علی خامنه ای تلقی کرد.
آنچه از این سخنرانی در وبسایت هاشمی منتشر شده و استنباط توصیه به علی خامنه ای از آن می شود چنین است:

انقلابی گری کلّه شقی متحجرانه نیست، تحول پذیری منطقی است. انسان انقلابی مقتدر است امّا جمود ندارد، تعصب ندارد. وقتی حق را تشخیص داد – حتی خلاف نظرش- در مقابل حق خاضع است و می پذیرد.
 من امروز آمده ام پاسخگو باشم.
* در کجا هستیم؟ چه وضعی داریم؟ در جنگیم؟ درصلحیم؟ آینده چطور می شود؟ وضع جامعه به کجا می رود؟
این سوالات در ابعاد سیاست خارجی و اقتصادی و سایر بخش ها هم هست، که من در این جلسه این قسمت ها را صحبت نمی کنم بیشتر بخش های نظامی را حرف می زنم.
سپاه و ارتش می خواهند بدانند وضع ما چگونه است؟ آینده چگونه است؟ ادغام اگر هست چه طور است؟ و اگر نیست چطوراست؟.بسیج هم همین سوال را دارد؟ دنیا هم این سوالات را دارد. یعنی چشمان دنیا هم متوجه ماست که بینند ما چه کار می کنیم. که اگر جنگ تمام شود با نیروهای مسلح که در جنگ بودند، چه خواهیم کرد؟
کسانی که در جنگ سرمایه گذاری کردند. آنهایی که در جنگ آسیب دیدند. آنهایی که عمر و جوانی خود را در جنگ گذاشتند و از حرفه و شغل و تحصیل و زندگی به معنای کلی آن عقب ماندند. آنها چه خواهند کرد در جامعه؟
تصمیمی که امروز جمهوری اسلامی با رهبری عظیم الشان خود حضرت امام گرفت، آنهم ناگهانی و آنی و شوک آور، و جنگ را قطع کردند. کار عجیبی تلقی شده و همه ناظران را متعجب کرده و آنها هیچ انتظارش را نداشتند.
انقلابی یعنی انسانی که آماده پذیرش تحولات منطقی است،روحیه جمود و تعصب ندارد وقتی که یک مسئله ای را حق تشخیص داد – حتی خلاف نظرش – در مقابل حق خاضع است و می پذیرد. این بهترین مصداق انقلابی است. یعنی تحول و جابجا شدن و قبول تحول، یعنی پذیرش تحول. همه کس نمی تواند به معنای کامل کلمه انقلابی باشند تعصب ها و تحجرها و رودربایستی ها، حالاتی که انسان دارد که ما حالا یک حرفی زدیم و دیگه از حرفمان بر نمی گردیم. اینها مانع حق پذیری است و این چیزی است که در قرآن مذموم است، ارتجاع این است، معنایش می شود تعصب کور، معنایش می شود حق ناپذیری که عین ناحقی است و این حالت انقلابی گری نیست.
انسان سالم با فطرت سالم این است که در هر شرایطی اقدامی را که حق و مطابق مصلحت تشخیص داد رودربایستی با کسی نداشته باشد، با جامعه و همرزمانش صمیمی و صاف و صادق در میان بگذارد باشد. آنهایی که کله شقی را با انقلابی بودن اشتباه می گیرند اشتباه می کنند. آنها که فکر می کنند با کله شقی و یکدندگی باید هر حرفی را زدیم تا قیامت پای آن بایستیم، آنها که در عین مشاهده حق می گویند نباید از حرف خود بازگردیم اینها نه تنها انقلابی نیستند که عین مظاهر ارتجاع و تعصب جاهلی هستند. انسان سالم این است که وقتی تشخیص داد الان باید یک موضع جدید انتخاب کند و این موضع را حق تشخیص داد، بتواند تصمیم بگیرد.


پیک نت   دوم بهمن 1391

۱۳۹۱ دی ۲۴, یکشنبه

سفر و سخنرانی رهبر در قم نشاط انتخاباتی از مردم انتخاب رئیس جمهور از من



رهبر جمهوری اسلامی به بهانه اولین تظاهرات مردم قم در جریان انقلاب 57 سخنرانی کرد. این تظاهرات 19 دیماه 1356 در قم انجام شد که چند کشته برجای گذاشت و بدنبال و بصورت چهلم در شهرهای مختلف و بسیار خونین تر از قم ادامه یافت و همگام شد با دیگر حرکت های انقلابی و سرنگونی نظام شاهنشاهی در 22 بهمن 1357.
با آنکه بهانه سخنرانی تظاهرات 19 دیماه 1356 بود، اما علی خامنه ای سنگ خود را به سینه زد و یکبار دیگر به ستایش از تظاهرات "ساندیسی" 9 دیماه 1388 تهران تجلیل کرد! تظاهرات حکومتی که مرکز آن میدان انقلاب در پایان خیابان انقلاب در تهران بود و سخنرانش حجت الاسلام علم الهدا امام جمعه مشهد. او که با هواپیما به تهران منتقل شده بود تا در جمع آنها که با اتوبوس از حاشیه تهران و شهرها و روستاهای اطراف آن به این میدان منتقل شده بودند میلیونها معترض کودتای 22 خرداد در تهران را مشتی "برغاله و گوساله" خطاب کند. حتی شهرداری تهران نیز شمار شرکت کنندگان در تظاهرات ضد کودتای تهران را نزدیک به 3 میلیون ارزیابی و اعلام کرده بود! درحالیکه تظاهرات حکومتی 9 دیماه با همه تدارکی که دیده بودند شاید به 300 هزار نفر می رسید!
آقای خامنه ای در سفر اخیر در قم، بر تمایل و خواستش بر پرشور برگزار شدن انتخابات تاکید کرد. شور و نشاطی که تا اسباب آن فراهم نباشد، شکل گیری آن ناممکن است و حکومت نیز خود از همین شور و نشاط وحشت دارد و شور و نشاط نمایشی و مهندسی شده را می خواهد که ناممکن است!
آقای خامنه ای در جمع روحانیونی از تهران با خود به قم برده بود ( از جمله آیت الله احمد جنتی) و همچنین اعوان و انصار بیت رهبری که "آقا وحید" در راس آنها بود و همچنین مشتی طلبه مدرسه مصباح یزدی و بسیجی ها و لباس شخصی های قم و از تهران به جبهه سخنرانی رهبر برده شده گفت:

مستکبران اذعان می کنند که هدف تحریم ها، خسته کردن ملت و تحریک مردم به مقابله با جمهوری اسلامی است. اما گرایش مردم به مبانی اسلام و انقلاب روز به روز بیشتر می شود و این، درست نقطه مقابل خواست دشمنان است. بررسی رفتار و گفتار مستکبران، نشان می دهد که ذهن دشمن بر انتخابات مهمی که 5 ماه دیگر یعنی در خرداد 92، برگزار می شود، ‌متمرکز شده است.
مانع تراشی در راه حضور پرشور و همگانی مردم در انتخابات هدف ملموس دشمنان است و همه، حتی کسانی که ممکن است از سردلسوزی درباره انتخابات توصیه های عمومی کنند حواسشان باشد که به این مقصود دشمن کمک نکنند.
معلوم است که انتخابات باید آزاد باشد، مگر بیش از 30  انتخابات سه دهه اخیر آزاد نبوده است؟ در کدام کشور انتخابات از ایران آزادتر است؟ مراقب باشید این حرفهای شما مردم را از انتخابات مأیوس نکند.
در کدام کشور درباره صلاحیت ها، ملاحظات لازم اعمال نمی شود؟ چرا اینقدر بر این مسئله تکیه و تلاش می کنید در ذهن مردم این تصور بوجود بیاید که شرکت در انتخابات فایده ندارد؟
البته بنده نیز اصرار و تأکید دارم که انتخابات باید با سلامت و امانتداری کامل انجام شود و مسئولان دولتی و غیردولتی با رعایت کامل قوانین و تقوا و پاک دستی، ‌انتخابات سالمی را برگزار کنند.
فردفرد ملت که به نظام جمهوری اسلامی معتقدند و قانون اساسی را قبول  دارند می خواهند از حق خود استفاده کنند و یا وظیفه شان را انجام دهند و در این میان عده ای هم می خواهند صلاحیتهای خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهند.
اداره مملکت، کار اجرایی کوچکی نیست  بلکه کار سنگینی است که بر دوش مجریان سطح بالا قرار می گیرد. بنابراین کسانی به میدان نامزدی بیایند که این توانایی را در خود احساس می کنند و کار اجرایی را بلدند.
ممکن است کسانی که در سطوح دیگری کار می کنند بعضاً تشخیص ندهند که اداره کشور چقدر بار سنگینی است. بنابراین اشخاصی نامزد شوند که توان انجام دادن این وظیفه را در خود می بینند.
افرادی که می خواهند نامزد شوند علاوه بر درک سنگینی کار، صلاحیت های لازم در قانون اساسی را که شورای نگهبان نیز بر آنها تکیه خواهد کرد، در خود ملاحظه کنند.
نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری باید واقعاً وابسته و دلبسته نظام و قانون اساسی باشند و بخواهند حقیقتاً قانون اساسی را اجرا کنند چرا که رئیس جمهور در این زمینه قسم می خورد و طبعاً نمی تواند قسم دروغ بخورد.

ملاحظاتی پیرامون این سخنان:
- بزرگترین دروغگوئی که قسم یاد کرده و دروغ گفته شخص احمدی نژاد است که آقای خامنه ای برای حفظ او در پست ریاست جمهوری تن به یک کودتای تاریخی داد و بزرگترین ضربه را به اعتماد مردم به انتخابات زد. انتخاباتی که حالا طالب شور و نشاط دوباره آنست!
- ایشان اشاره به صلاحیت ها و ضرورت نداشتن تاکید روی آنها کرد به این بهانه که ممکن است مردم فکر کنند شرکت در انتخابات بی فایده است. او که خود در نفی دروغگوئی در همین سخنرانی سخن گفت، حداقل در همین یک مورد با صراحت دروغ می گوید. آنچه مردم را نسبت به انتخابات نا امید کرده عمل کودتائی خود ایشان و تقویت این احساس در مردم است که رای فایده ندارد و ایشان هرکس را که بخواهد رئیس جمهور می کند.
- ایشان در باره هدف تحریم ها می گوید اما نمی گوید که سیاست های خود ایشان و سخنان رئیس جمهور کودتائی مورد حمایتش چه نقشی در این تحریم ها داشته است.
- ایشان بر بزرگ بودن کار اجرائی – ریاست جمهوری- اشاره می کند اما نمی گوید احمدی نژاد کدام تجربه و پشتوانه را داشت که ایشان او را بر کشور تحمیل کرد و 8 سال نیز اجازه نداد حتی مجلس فلج نهم از او سئوال کند!
مردم اینها را می بینند و نه ادعاها و لفاظی های مقام معظم فرزانه فرمانده کل قوا را!
پیک نت   21  دی