۱۳۹۳ شهریور ۸, شنبه

:: خانواده كارگران بازداشتی بافق ،آزادی به قید وثیقه را نپذیرفتند


آزادی بدون عدالت اجتماعی محقق نمی‌شود! از حقوق کارگران معترض بافق دفاع کنیم. رسانه شمایید! ساعاتی پیش، تعدادی دیگر از کارگران معدن سنگ آهن بافق به جمع خانواده‌های کارگران بازداشتی در مقابل فرمانداری این شهرستان پیوستند. یکی از کارگران معدن بافق با اعلام این خبر به ایلنا گفت: معدنچیان که با استفاده از سرویس‌های رفت‌و برگشت معدن در مقابل قرمانداری حاضر شده‌اند در این تجمع بار دیگر حمایتشان را از همکاران بازداشتی خود اعلام کردند. در همین رابطه بستگان یکی از کارگران بازداشت شده به ایلنا گفت: از همان روز اول مسئولان با آزادی کارگران به قید وثیقه موافق بودند اما خانواده‌های بازدشت‌شدگان زیر بار نمی‌رفتند. وی بابیان اینکه برای آقای «تشکری» یکی از کارگران معدن و رئیس شورای اسلامی شهر بافق، مبلغ 60 میلیون تومان و برای هر یک از هفت کارگر بازداشت دیگر ‌شده مبلغ 50 میلیون تومان وثیقه تعیین شده است، اظهار داشت: تا ظهر امروز، فرماندار و استاندار رایزنی‌ کردند تا قوه قضاییه مبلغ وثیقه‌ها را پایین بیاورد اما گویا دستگاه قضا با این خواسته موافقت نکرده است. به گفته این عضو خانواده کارگران بازداشت‌شده معدن بافق پیش از این برای فردی که به دلیل پناه دادن به تعدادی از این کارگران بازداشت شده بود، مبلغ 25 میلیون تومان قرار وثیقه تعیین شده بود که در نهایت فرد مذکور با تامین وثیقه معین، آزاد شد. وی بابیان اینکه خانواده‌های بازداشت‌شدگان با تعیین قرار وثیقه برای کارگران بازداشت شده مخالف هستند، گفت: بازداشت‌شدگان جرمی مرتکب نشده‌اند که برای آزادی آنها قرار وثیقه تعیین می شود. وی در عین حال یادآوری شد: قانون اساسی و قانون کار به منظور جلوگیری از عملی شدن تصمیمات نادرست و سلیقه‌ای کارفرما حق آزادی اعتراضات صنفی کارگران را به رسمیت شناخته است. لینک مستقیم

:: اعدام دستکم سه زندانی در محوطه زندان مرکزی بندرعباس


سحرگاه روزجاری دست کم سه زندانی متهم به حمل و نگهداری مواد مخدر در محوطه زندان مرکزی بندرعباس از طریق چوبه دار اعدام شدند. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سپیده دم روز جاری پنج‌شنبه ۶ شهریور ماه دستکم ۳ زندانی متهم به حمل و نگهداری مواد مخدر بنامهای مراد ادین، محمود خاقانی و یاسر ریگی در محوطه زندان مرکزی بندرعباس از طریق چوبه دار اعدام شدند. گفتنی است، اسماعیل قنبری دیگر زندانی که روز گذشته برای اجرای حکم به پای چوبه دار رفته بود با به تعویق افتادن اجرای حکم به سلول خود بازگشت. همچنین از سرنوشت مجید قریشی که به اتهام قتل به پای چوبه دار رفته بود تا این لحظه اطلاعی در دست نیست. یکی از زندانیان به گزارشگر هرانا گفت: «وی احتمالا با گرفتن رضایت از شکات، از مرگ نجات یافته است.» لینک مستقیم

گفت‌وگویی درباره مرگ مشکوک جمال حسینی

۱۳۹۳ مرداد ۳۱, جمعه

:: تجاوز به پسران و سکوت در ایران


تجاوز به پسران و سکوت و خاموشی آنها در ایران موضوع تازه‌ای نیست و از ابعاد تاریخی برخوردار است.آمار دقیقی از تعرض جنسی وجود ندارد اما کارشناسان می‌گویند پسران بر خلاف باور عمومی بیشتر در معرض خطر هستند ولی مسوولان همچنان سکوت را ترجیح می‌دهند.داستان به بیست سال پیش بر می‌گردد، زمانی که رضا قرار بود به خاطر نذر پدر و به‌خاطر برادر کم توان ذهنی‌اش نقش قاسم را در تعزیه تکیه بازی کند. پدر رضا راننده تاکسی بود. صدای خوشی هم داشت. خودش و پسر اولش را نذر تکیه کرده بود. خودش در نقش عباس و رضا در نقش قاسم تغزیه بازی می کردند. آن سال هم رضا یک هفته پیشتر برای تمرین شبیه خوانی به دماوند رفته بود. حاج نصرت مداح به واسطه این‌که کربلایی معین البکا پیر شده بود، عصرها با بچه ها تمرین می‌کرد. سخت گیر بود و هیچ وقت از کار رضا راضی نبود. از رضا ایراد می‌گرفت. وقت تمرین اسب سواری وقتی به رضا کمک می‌کرد که از رکاب بالا برود و تا به زین مسلط شود دستش را طوری به تن رضا می‌کشید که رضا چندشش می‌شد اما نمی‌دانست که این حس از کجا می‌آید. منبع خبربالاترين

کدام خطر باعث برکناری وزیر علوم روحانی شد؟


مجلس ارتجاع رضا فرجی دانا وزیر علوم دولت حسن روحانی را برکنار کرد. این یک کشمکش دامنه دار میان دو باند نظام ولایت بود که به این ترتیب مرحله اول آن با یک ضربه سنگین به باند رفسنجانی- روحانی و به نفع باند ولایت خاتمه یافت. کنار گذاشتن فرجی دانا با اختلاف 35 رأی و احتساب 15رأی ممتنع نشان می دهد که یک کشمکش جدی باندی در مجلس ارتجاع جریان داشته است. امری که در روزهای اخیر توسط روزنامه های باندهای مختلف از آن تحت عنوان «وزن کشی» باندها در مجلس ارتجاع نام برده شده است. قرائن موجود در اظهارات مهره های باند رفسنجانی-روحانی و رسانه ها و روزنامه هایشان نشان می دهد که آنها تصور چنین نتیجه یی را نداشتند. احساس بی نیازی روحانی از حضور در جلسه استیضاح و رفتن به سفر اردبیل همین را تأیید می کند. او در اردبیل همزمان با کشمکش های مجلس آخوندی، خطاب به اعضای مجلس ارتجاع گفت: «امروز هرچه وحدت و اتحاد سه قوه بیشتر باشد در دنیای پر آشوب امروز دشمنان ما ناراحت و دوستان ما خوشحال خواهند شد». و به این ترتیب از اعضای مجلس ارتجاع خواست که وزیرش را از کار بی کار نکنند. این پیام کوتاه روحانی به وحوش مجلس ارتجاع همان هشداری است که همیشه رئیس جمهور ارتجاع در راستای تأکید بر ضرورت خوردن زهر و به اصطلاح «تعامل با جهان» می دهد و انتظار دارد که همه توفانزدگان موجود در کشتی نظام ولایت آن را بپذیرند. زیرا بحرانهای ناشی از تحریمها نظام را در معرض خطر جدی خفگی در قعر گرداب قرار داده است. زبان درازیهای هفته گذشته آخوند روحانی علیه ولی فقیه ارتجاع نیز با پشت گرمی بر همین وضعیت وخیم بوده است. وضعیتی که حتی شخص خامنه ای را واداشته است تا به رغم همه این زبان درازیها، رعایت حال روحانی را بکند و شاهد بودیم که در ظهور هفته گذشته از او و وزیر خارجه اش به صراحت تقدیر و مذاکرات زهر خوران را تأیید کرد. حال سؤال این است که چه اتفاقی افتادکه امروز در مجلس ارتجاع کفه دلواپسان سنگین تر شد و شماری از اعضاء، با اعلام خطر دلواپسان همراه شدند و برخلاف انتظار باند رفسنجانی، هشدارهای روحانی را نادیده گرفتند و خطر به نتیجه نرسیدن مذاکرات و استمرار تحریمها در نظرشان رقیق تر شد. این کدام خطر است که حتی در لحظه خفگی، قوی تر می نماید و تعادل میان باندها را این چنین برهم می زند. این خطر باید امری فراتر از منافع باندی برای همه دار و دسته های تشکیل دهنده نظام باشد. این کدام خطر است؟ برای گرفتن جواب کافی است گوشه هایی از ناله های اعضای وحشت زده مجلس ارتجاع در جلسه استیضاح روز29مرداد را از نظر بگذرانیم: الیاس نادران: «یادمان رفته اتفاقات سال 58، 59؟ چرا انقلاب فرهنگی شد؟ چون دانشگاه شده بود محل جذب گروه های سیاسی... ما همه دغدغه مان راجع به این است». آصفری عضو کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع: «توزیع شب نامه منافقین در بعضی از دانشگاهها... ترویج کتب پوچ گرایی و التقاطی و انحرافی در دانشگاهها»... ، تلاش برای شروع کردن «حمایت از زندانیان ضدانقلاب» در «نشریاتی که در آن 5شنبه خونین اوین» نامگذاری شده و تلاش برای «قائله هایی مانند قائلة هیجدهم تیر» و همچنین ابراز وحشت از اشاره به جنایت بزرگ قتل عام زندانیان سیاسی و نقل و انتقال «کمپرسیهای پراز اجساد جوانان 18 و 19ساله از زندان اوین در سال 67» در نامه یک استاد دانشگاه. به نظر می رسد اعضای وحشت زده مجلس ارتجاع حق دارند. خطر تهدید اصلی خود یعنی مجاهدین و مقاومت ایران را بسا مهمتر از خطر خفگی ناشی از بحرانها و تحریمها بدانند. چرا که خوب می دانند شرایط خفگی و به زانو درآمدن کنونی، خود حاصل بیش از سه دهه رویارویی با همین تهدید اصلی است. بر اساس همین منطق روشن است که رفتن یا آمدن کارگزاری از این باند یا آن باند گریبان نظام ولایت را از این خطر و تهدید اصلی رها نخواهد کرد.

۱۳۹۳ مرداد ۲۲, چهارشنبه


:: تصاویرمرگ تدریجی دریای خزر. تعداد16 تصویرمرگ تدریجی دریای خزر.21مرداد-93... باوجوداین تصاویر وگزارش آیاهنوزاین رژیم می تواندمدافع منافع ملی کشور وپیگیرمطالبات مردم ایران باشد؟آیا می توان باور داشت که چنین رژیمی مشروعیت داشته باشد که حاکمان و مسئولانش بیش از 35 سال است سیاست چوب حراج زدن برمنابع وذخایر وسرمایه های طبیعی کشور را ادامه داده وآسیب بسیار جدی به محیط زیست وارد کرده وهوا را آلوده وجنگل ها ومراتع سبز را کشوررا نابود و رودخانه هاوتالاب ودریاچه ها را خشک نموده اند . اکنون شرایط به جایی رسیده است که خبرهای ناخوشآیندبه گوش می رسد یا درا صل زنگ خطر به صدادرآمده است .زیرا سرنوشت شوم زاینده رود و دریاچه ی ارومیه درمورد دریای خزرداردتکرارمی شود. برای اینکه گزارش شده است اگرده سال قبل به کسی می‌گفتندروزی خواهد رسیدکه زاینده رود ودریاچه ارومیه خشک خواهند شد،‌کسی باورنمی‌کرد. در ادامه افزوده شده در ایران سرنوشت رود و دریا و دریاچه، سرنوشت تلخی دارد.چون زاینده‌رود که خشکید و دریاچه ارومیه هم دیگر آبی ندارد و نوبت به دریای خزر رسیده است امابه گونه‌ای دیگر این تراژدی دارد دنبال می شود.برای اینکه آلودگی‌های ناشی ازعملیات اکتشاف و استخراج نفت وگاز، نزدیکی کارخانجات به رودخانه‌ها و ورود فاضلاب‌های تصفیه نشده به دریا، ماهی گیری بی‌رویه،بی‌توجهی مسافران و گردشگران درحفظ محیط زیست و بطورکلی آلودگی‌های صنعتی، کشاورزی، میکروبی و بیولوژیکی به شکلی جدی این دریا را تهدید می‌کند. طوریکه دیگر خبری از ماهی‌های نزدیک ساحل نیست و تور ماهی‌گیر جای ماهی، زباله صید می‌کند، هر روز بخشی از شن های ساحلی را به منظور پروژه های عمرانی به مکان های دیگر حمل می‌کنند و فاضلاب های شهری از کوتاه ترین مسیر به دریا می‌رسند. ..... لینک مستقیم

:: هرانا : اعدام دست کم ۷ زندانی بلوچ در هفته گذشته


در هفته‌ای که گذشت دست کم ۷ شهروند بلوچ به دار آویخته شدند. به گزارش هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در هفته‌ای که گذشت دست کم ۷ شهروند بلوچ در زندانهای مختلف اعدام شدند. بر اساس این گزارش صبح روز پنجشنبه ۱۶ مرداد ماه سال جاری، دو زندانی بلوچ به نام‌های محمد حنیف میر بلوچ زهی و عزیز نوتی زهی در زندان سراوان به دار آویخته شدند. همچنین گزارش می‌شود دوشنبه ۱۳ مردادماه نیز دو جوان بلوچ دیگر به نام‌های حاج عبدل شه بخش فرزند محی الدین و نبی شه بخش فرزند امید در زندان شیراز به دار آویخته شدند. یکی از بستگان این دو زندانی عنوان داشت: مسئولان زندان به خانواده عبدل و نبی گفته بودند که فرزندان شما روز پنجشنبه اعدام می‌شوند اما خانواده روز دوشنبه وقتی برای آخرین ملاقات به شیراز سفر کردند در کمال تعجب به آن‌ها خبر داده شد که فرزندانتان صبح امروز اعدام شده‌اند. اتهام این چهار تن حمل و قاچاق مواد مخدر عنوان شده است. همچنین طی هفته جاری سه شهروند بلوچ دیگر به نام‌های عبدالجبار ریگی، عثمان حسن زهی و عبدالکریم زهوکی نیز در زندان مرکزی چابهار اعدام شدند. از اتهام این سه تن اطلاع دقیقی در دست نیست. لینک مستقیم

۱۳۹۳ مرداد ۱۹, یکشنبه

۱۳۹۳ مرداد ۱۱, شنبه

روحانی و کارنامه‌ی یک‌ساله‌اش


دکتر جمشید فاروقی، رئیس بخش فارسی دویچه وله نگاهی به کارنامه یک‌ساله روحانی هم حکایت‌گر موفقیت‌هاست و هم موید ناکامی‌ها. اگر قرار باشد کارنامه یک‌ساله روحانی را در یک جمله خلاصه کنیم، این جمله چنین خواهد بود: کامیابی‌های بزرگ در سیاست خارجی و گام‌های کوچک در سیاست داخلی کشور. بزرگ‌ترین دستاورد او را باید در پرونده‌ی هسته‌ای جست‌وجو کرد. هم او بود که به پشتوانه‌ی دیپلماسی ظریف و نرمشی قهرمانانه موفق شد، راهی برای خروج از بن‌بست بیابد. گرچه تلاش‌های وی و وزیر امورخارجه‌اش برای کسب توافق قطعی با گروه ۵+۱ هنوز ختم به خیر نشده، اما هیچگاه کسب توافق چنین نزدیک و دست‌یافتنی نبوده است. این روحانی بود که تابوی دیرینه‌ی گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا را شکست و سیاست تنش‌زدایی در مناسبات خارجی ایران را با غرب و همچنین با کشورهای منطقه، جایگزین سیاست تنش‌آفرینی دوره احمدی‌نژاد نمود. بسیاری از وعده‌های روحانی در عرصه سیاست داخلی نتوانستند از قاب شیرین کلام فراتر روند و از تلخی زندگی در ایران امروز به نحوی بایسته و شایسته، بکاهند. روحانی در کارزار انتخاباتی خود از آزادی زندانیان سیاسی گفته بود. عده‌ای هم آزاد شدند. اما چیزی نگذشت که عده‌ دیگری جای آزادشدگان را در زندان‌ها پر کردند و وعده‌ی گشایش سیاسی را از پشت میله‌های زندان به نظاره نشستند. روحانی از حق دسترسی آزاد به اطلاعات گفته بود. در عمل اما سانسور اینترنتی تشدید شد. از مزایای بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی سخن رانده بود، فیسبوک آزاد نشد و حتی بی‌مهری دامن "واتس‌اپ" را نیز گرفت و بر آن شدند تا آن را نیز از دسترس شهروندان خارج کنند. روحانی از حق استفاده از ماهواره‌ها گفته بود، در عمل اما باز "مجاهدان غیور" به بام خانه‌ها رفتند تا بشقاب‌ها را برچینند و "برادران" آنها نیز در ارسال پارازیت سنگ تمام گذاشتند. از رفع حصر هم خبری نشد. حتی برخی از حصر مادام‌العمر گفتند و مقاومت و اعتراضی هم ندیدند. در همین مدت بر شمار اعدامی‌ها هم افزوده شد. همه این‌ها حکایت از آن داشت که سخن روحانی هر چه بیشتر از دفتر ریاست جمهوری فاصله می‌گیریم، بیشتر از اهمیت و اعتبار ساقط می‌شود و هر فرمان‌اش تاریخ مصرفی کوتاه دارد و پیش از اجرا توسط دیگر صاحبان قدرت لغو می‌شود. تحریم‌ها تخفیف یافتند اما معجزه‌ای را سبب نشدند. "امت پشت صحنه" کماکان از نارسایی‌های اقتصادی در رنجند. اقدام‌های صحیح دولت گرچه توانست از سقوط بیشتر ارزش پول ملی جلوگیری کند، اما موفق به مهار تورم نشد و رکود تورمی بر کل اقتصاد کشور حاکم ماند. خوره بیکاری به جان جامعه جوان ایران افتاده است. شکاف فقر و ثروت عمیق‌تر می‌شود. صنایع نفت و گاز از کمبود سرمایه و در سایه تحریم‌ها از نفس افتاده. از حیث میزان تولید نفت، ایران در بین کشورهای اوپک به رده پنجم تنزل کرده است. حتی عراق بحران‌زده نیز تولید نفتی بیش از ایران دارد. چرخ تولید در صنایع به علت کمبود مواد خام و لوازم یدکی از توان و ‌رمق افتاده است. سیستم بانکی و مالی کشور به علت قطع شریان‌های مالی بین‌المللی ناکارآمد شده است. کارخانه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند. نرخ رشد اقتصادی کشور منفی است و فساد مالی بی‌داد می‌کند. اقتصاد صدقه‌ای و سیاست یارانه‌‌ای دولت احمدی‌نژاد همچون زهری کارگر چنان شرایطی خلق کرده که حال روحانی می‌بایست در خراب‌آباد اقتصادی کشور در به در به دنبال پادزهرش باشد. بدیهی است که نمی‌توان از روحانی انتظار داشت که طلسم همه این همه نارسایی و نابسامانی را با خواندن وردی بشکند و یک شبه جان جامعه را از این مهلکه برهاند. روحانی در آستانه‌ی دومین سال زمام‌داری پشت درهای بسته مانده و کلیدش در باز کردن قفل‌های پولادین جهل و عقب‌ماندگی ناکارآ می‌نماید. ولی او باید متوجه یک چیز شده باشد و آن هم این‌که حتی اگر هرکول هم می‌بود، لایروبی این طویله کار یک مرد و یک شب نیست! سال‌های ریاست جمهوری خاتمی حامل یک درس مهم و آموزنده بود: بدون رجوع به مردم و بهره گرفتن از توان آن‌ها پیروزی و موفقیت در این جامعه متناقض و دوپاره ممکن نیست. اگر روحانی از نیروی کلان مردم در جنگ قدرت بهره گیرد، می‌تواند در سال دوم زمام‌داری خود کارنامه درخشان‌تری داشته باشد. کوتاه سخن: روحانی می‌تواند، اگر واقعا بخواهد.