در نخستین جلسه هیأت دولت در زمستان ۱۳۹۰، وزیر نفت سردار رستم قاسمی طی گزارش مشروحی به هیأت وزیران اعلام می کند: وضعیت صنعت کشور بسیار نامطلوب است. به علت تحریمهای کمرشکن مشکلات فراوانی برای استخراج و صادرات نفت ایجاد شده است. ابزار استخراج ما بسیار فرسوده است. کشور در عرصه استخراج نفت به تکنولوژی خارجی نیاز مبرم دارد و ساخت اکثر قطعات آن در حال حاضر از توان متخصصان ایرانی بیرون است. من به عنوان وزیر نفت بر اساس آخرین گزارشهای کارشناسی خدمت آقای رئیس جمهور و هیأت وزیران اعلام خطر می کنم.
وزیر صنعت، معدن و تجارت مهدی غضنفری در تأیید سخنان وزیر نفت می گوید: آخرین گزارشهای کارشناسی در حوزه های صنعت، معدن و تجارت حاکی از رکود و تعطیل است. بسیاری از واحدهای تولیدی صنعتی به دلیل دور جدید تحریم ها با مشکلات فراوانی مواجه شده در آستانه تعطیل هستند. صنایع ما بدون تعامل ارگانیک با دنیای پیشرفته به رکود می انجامد. وضعیت معدن ما به دلیل فرسودگی و قدیمی بودن ابزارآلات آن حال بهتری ندارد. در حوزه تجارت تحریمها هزینه اضافی گاهی تا چند برابر بر ما تحمیل کرده است. ما نیاز جدی به تکنولوژی روز داریم. متاسفانه من هم اعلام خطر می کنم.
وزیر دارائی و رئیس کل بانک مرکزی نیز گزارشهای مشابهی از وضعیت نامطلوب اقتصادی کشور ارائه می کنند.
احمدی نژاد می گوید: من در جریان ریز مشکلات هستم و متوجهم که وضعیت ما اصلا خوب نیست. کلید حل مشکل تجدید نظر در سیاست خارجی و مذاکره با اروپا و آمریکا در مورد تحریمهاست. اما شما می دانید سکان سیاست خارجی در دست رئیس جمهور نیست.
من مکرراً خدمت مقام معظم رهبری مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ناشی از تحریم ها را عرض کرده ام به حدی که از جانب ایشان متهم به سازشکاری شده ام. خوب است این بار کمیته ای منتخب از خود شما وزیران با رهبری دیدار کند و درخواست خود را مستقیماً با خود ایشان درمیان بگذارید.
هیأت وزیران از پیشنهاد رئیس جمهوری استقبال کرده، بلافاصله کمیته ای را از میان خود جهت مذاکره با رهبری انتخاب می کند. محمد رضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور، سردار رستم قاسمی وزیر نفت، و مهدی غضنفری وزیر صنعت، معدن و تجارت از اعضای این کمیته بودند. دفتر رئیس جمهور از رهبری تقاضای وقت اضطراری می کند و یک روز بعد کمیته به ملاقات آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی می رود.
خامنه ای بعد از استماع سخنان کمیته منتخب هیأت وزیران جمهوری اسلامی در سخنان کوتاهی در حالی که کاملا برافروخته بودi، بسیار شدید عکس العمل نشان می دهد. وی کسانی را که به نتیجه مذاکره با آمریکا رسیده اند در هر پست و مقامی که باشند «بزدل» خطاب می کند و می گوید ضعف کارشناسی خود را با اظهار زبونی مقابل دشمن نپوشانید. اگر توانائی انجام وظائف محوله را ندارید، کار را به کسانی بسپارید که می توانند. ایران پر از استعدادهای جوانی است که می توانند هر مشکل صنعتی و اقتصادی را با توکل به خدای لایزال حل کنند. تعیین سیاست خارجی بر اساس قانون به عهده رهبری است. این حرفها به شما نیامده است. بنای رهبری مقاومت در برابر زورگوئی ابرقدرت هاست. هر کس توان اجرای این تصمیمات را ندارد ، به او نیازی نیست.
بعد از این ملاقات خامنه ای سخنرانی کرده و می گوید: امروز در شرائط شِعب ابىطالب نيستيم؛ ما در شرائط بدر و خيبريم.
(نقل و خلاصه شده از جرس)
پیک نت 11 بهمن
۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سهشنبه
۱۳۹۰ بهمن ۱۰, دوشنبه
:: کاش اعدام ها، گرانی ها و وطن فروشی ها و تاراج کشور و غیره هم مردم تبریز را به اندازه اشتباهات داوری انقدر عصبانی می کرد!
در خبرها آمده است که بعد از بازی استقلال و تراکتور سازی تبریز هموطنان تبریزی در شهر به زد و خورد با نیروی انتظامی مشغول شده اند. کار به یک بازی فوتبال نداریم که جدای بحث ورزشی بودنش این هموطنان عزیز رعایت خیلی از مسائل اخلاقی را نکردند و باید ما در سطح و بلوغ و شعور اجتماعی به حدی برسیم که دیگر شاهد همچین اتفاقاتی نباشیم ولی این ای کاش ها اینجا نمود پیدا می کند. ای کاش و ای کاش و ای کاش تبریزی های عزیز در برابر اعدام ها . قتل عام دیگر هوطنانشون . گرانی ها و وطن فروشی ها هم اینگونه خشمگین می شدند. گر چه لازم به ذکر است که بسیاری از شهروندان آذری در تمامی تظاهرات ها شرکت داشتند و فرزندان آذربایجان این سر ایران همیشه مایه غرور ایران و ایرانی بوده و هستند. منظور آن دسته هستند که هنوز هیزم تر اجنبی و پروژه های تفرقه افکنی بین ایرانیان می شوند بی آنکه نسبت به دشمنان قسم خورده این آب و خاک شناختی داشته باشند. زنده باد ایران از الف آذربایجان تا ی یزد
زمانیکه مجتهدبزرگ تبریزراکشتن انهاچیزی نگفتن معلوم شدنسل ستارخان وباقرخان منقرض شده اند.انتظاری نداشته باشیدازتبریز
زمانیکه مجتهدبزرگ تبریزراکشتن انهاچیزی نگفتن معلوم شدنسل ستارخان وباقرخان منقرض شده اند.انتظاری نداشته باشیدازتبریز
۱۳۹۰ بهمن ۸, شنبه
:: 19 روز از اعتصاب غذا گذشت.جان مهدي خزعلي در خطر است
امروز نوزدهمين روز اعتصاب غذاي دكتر مهدي خزعلي چشم پزشك و ناشر منتقد دولت و حكومت ايران است. وي در حالي اعتصاب غذاي خود را پشت سر ميگذارد كه فشار بيشتري نسبت به دفعات قبل بر روي وي است. شرايط جسماني وي وخيم است چرا كه به هنگام بازداشت مورد ضرب و شتم وحشيانه و بسيار شديد مامورين وزارت اطلاعات قرار گرفت و دست راست و دندان وي دچار شكستگي شد. او اعتصاب غذاي خود را با اين شرايط در سلول انفرادي ميگذراند و در اين حال نيز مورد شكنجه ي بازجوها و مامورين قرار ميگيرد. در اين مدت علي رقم درخواست وي براي مراجعه ي به پزشك زندان جهت مداواي دندان مصدومش اين اجازه به او داده نشده. سختي اين وضعيت زماني بيشتر ميشود كه چند روزي است سلول هاي اوين در سرماي شديد به سر ميبرند .زندان اوين اين روزها شرايط سخت تري نسبت به ساير روز ها دارد. اين روزها سلولهاي اوين در سرماي شديد و در غياب وسايل گرماشي به سر ميبرند و اين اوضاع و شرايط را براي زندانيان بسيار سخت تر از پيش كرده است. مهدي خزعلي در حالي هنوز اعتصاب غذاي خود را نشسته است كه طبق آخرين اخبار در شانزده روز ابتدايي اعتصاب غذاي خود 16 كيلو از وزن خود را از دست داده است. ولي همچنان اعتصاب غذاي خود را در سلول انفرادي 2 متر در 2 متر در كنار يك زنداني ديگر ادامه ميدهد!! جاي بسي تاسف است كه منابع سبز و بزرگان سبز كوچكترين حمايتي از اين حامي سبز هميشگي خود نشان نداده اند!
۱۳۹۰ بهمن ۵, چهارشنبه
حزب الله لبنان را جلو انداخته اند سپاه پاسداران در تردید ماندن یا عقب نشینی از سوریه
آنلاین مدعی شد: حزب الله لبنان برای حمایت از یک پایگاه نظامی سپاه ایران در سوریه، وارد شهرک ” مضایا ” در این کشور شده است.
"محمد فرد" نماینده فرمانده سپاه قدس "سلیمانی" در جریان سفر به سوریه از حزب الله خواست با ارسال نیرو به شهرک مضایا از پایگاه جمهوری اسلامی محافظت کند.
همچنین از قول وی نقل شده که “اسرائیل در دو ماه آینده دست به اقدام مهمی خواهد زد. اما حزب الله لبنان و سپاه هرگز در سوریه به اقدام نظامی روی نخواهیم آورد.
پیک نت 5 بهمن
"محمد فرد" نماینده فرمانده سپاه قدس "سلیمانی" در جریان سفر به سوریه از حزب الله خواست با ارسال نیرو به شهرک مضایا از پایگاه جمهوری اسلامی محافظت کند.
همچنین از قول وی نقل شده که “اسرائیل در دو ماه آینده دست به اقدام مهمی خواهد زد. اما حزب الله لبنان و سپاه هرگز در سوریه به اقدام نظامی روی نخواهیم آورد.
پیک نت 5 بهمن
خبرگزاری آذربایجان: اعدام خلبان معترض سپاه در پایگاه هوائی شیراز
خبرگزاری آذربایجان نوشت: ۲۶ دیماه در زندان شیراز یک خلبان ناراضی سپاه، مخفيانه به دار آويخته شده است. جمعی از پرسنل پايگاه هوايی شيراز اين خبر را اطلاع رسانی کرده اند و در رابطه با اين اعدام نامه ای بدين شرح نگاشته اند:
بسم رب الشهداء والصديقين
انالله و انا اليه راجعون
همزمان با اعدام چندين نفر از سارقان و اشرار در روز ۲۶ ديماه ۱۳۹۰ در شيراز، با خبر شديم که در کمال تعجب و ناباوری يکی از خلبانان مذهبی، متدين ، صديق، فهميده و بسيار محترم پايگاه هوايی سپاه در شيراز بنام "رحمت الله حیدری" نيز همزمان با اين افراد با استفاده از شرايط خبری و در خفا (در زندان شيراز) به دار آويخته شده است. وی از جمله خلبانان ماهر و دارای سوابق درخشان پرسنلی و دانشگاهی بود که پس از گذراندن دوره های آموزشی با نتايج عالی، پرواز را با جنگنده های سوخو آغاز کرد.
پايگاه هوايی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – شيراز
۲۷ ديماه ۱۳۹۰ مصادف با ۲۳ صفر
بسم رب الشهداء والصديقين
انالله و انا اليه راجعون
همزمان با اعدام چندين نفر از سارقان و اشرار در روز ۲۶ ديماه ۱۳۹۰ در شيراز، با خبر شديم که در کمال تعجب و ناباوری يکی از خلبانان مذهبی، متدين ، صديق، فهميده و بسيار محترم پايگاه هوايی سپاه در شيراز بنام "رحمت الله حیدری" نيز همزمان با اين افراد با استفاده از شرايط خبری و در خفا (در زندان شيراز) به دار آويخته شده است. وی از جمله خلبانان ماهر و دارای سوابق درخشان پرسنلی و دانشگاهی بود که پس از گذراندن دوره های آموزشی با نتايج عالی، پرواز را با جنگنده های سوخو آغاز کرد.
پايگاه هوايی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – شيراز
۲۷ ديماه ۱۳۹۰ مصادف با ۲۳ صفر
۱۳۹۰ بهمن ۳, دوشنبه
:: پیشنهاد نام گذاری 25 بهمن به عنوان روز اعتراض اقتصادی به دلیل بزرگترین بحران اقتصادی ایران بعد از جنگ
با توجه به اینکه ارزش ریال درمدت کوتاهی به نصف کاهش یافته، این موضوع باعث کاهش ارزش سرمایه های 70 ملیون ایرانی گردیده است. همچنین این سبب شده که با افزایش قیمتها و تورم ارزش یارانه ای که به مردم داده میشود، به نصف کاهش یابد. بنابر تحلیل کارشناسان اقتصادی این بزرگترین بحران اقتصادی ایران بعد از جنگ یعنی از 23 سال گذشته بوده است(بی بی سی). بنابراین همه این عوامل سبب خشم مردم و اکثر گروههای سیاسی گردیده است که دلیل آنرا تصمیمات اشتباه و همچنین سیاستهای غلط خارجی و داخلی حکومت و مجلسی میدانند که سیاست های اقتصادی آن را تائید کرده است. با توجه به اعلام روز 25 بهمن به عنوان روز شروع اعتراضات برای تحریم انتخابات مجلس در سالگرد اعتراضات سال گذشته، این روز فرصتی است که به دور از اندیشه های سیاسی، همه مردم از همه گروههای فکری به سیاستهای حکومت در این رابطه اعتراض نمایند و از سوی همه احزاب سیاسی به عنوان روز اعتراض اقتصادی در سال جهاد اقتصادی نام گذاری شود.
۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه
هر یک از کدام مسیر پیش رفتند؟ میلیاردهای داخل کشور و میلیاردهای خارج از کشور
در ایران آقازاده ها، به کمک رانت های سیاسی یک شبه میلیاردر می شوند. البته حساب و کتابشان دست ابوی است که به رانت او وابسته اند. اگر بانکدار باشد می شود "خاوری" و اگر زمانی بنکدار بوده و در جمهوری اسلامی تاجر و رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، می شود "اسدالله عسگراولای" برادر "حبیب الله عسگراولادی". هنر همه شان چاپیدن مردم است و تاسیس شرکت و وارد کردن جنس. البته آقا زاده ها انگلیسی را هم در این سالهای اخیر یاد گرفته و ور دست ابوی شده اند.
این سرگذشت میلیاردهای داخل کشور است که شمارشان از حساب در رفته است.
اما درخارج از کشور هم کسانی هستند که میلیاردر شده اند. ار جمله "پیر مراد امیدیار" که متولد 21 ژوئن سال 1967 است. ثروتش رسیده به 2/5 میلیارد دلار و شده صد و چهل و هشتمین میلیاردر جهان.
تاجر نیست، بلکه بنیانگذار و رئیس ایرانی-آمریکایی سایت حراج "ebay" است. او و همسرش در یک تصمیم ابتکاری در سال 1995 این شرکت را تاسیس کردند.
پدر امیدیار هم نه تاجر است و نه وارد کننده جنس بنجل از چین، بلکه جراح است و مادرش الهه میرجلالی هم دکترای زبانشناسی از دانشگاه سوربن پاریس است.
پیک نت 1 بهمن
این سرگذشت میلیاردهای داخل کشور است که شمارشان از حساب در رفته است.
اما درخارج از کشور هم کسانی هستند که میلیاردر شده اند. ار جمله "پیر مراد امیدیار" که متولد 21 ژوئن سال 1967 است. ثروتش رسیده به 2/5 میلیارد دلار و شده صد و چهل و هشتمین میلیاردر جهان.
تاجر نیست، بلکه بنیانگذار و رئیس ایرانی-آمریکایی سایت حراج "ebay" است. او و همسرش در یک تصمیم ابتکاری در سال 1995 این شرکت را تاسیس کردند.
پدر امیدیار هم نه تاجر است و نه وارد کننده جنس بنجل از چین، بلکه جراح است و مادرش الهه میرجلالی هم دکترای زبانشناسی از دانشگاه سوربن پاریس است.
پیک نت 1 بهمن
۱۳۹۰ دی ۲۷, سهشنبه
نگاهی به نامه 12 فرمانده سپاه وحشت از پر شمار شدن بی بصیرتها در سپاه
تعدادی از فرماندهان سپاه نامهای اعتراضی به سرلشگر علائی نوشته و دراختیار مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی قرار دادند. دلیل این نامه نگاری مقالهای بود که سرلشگر علایی نوشته و در آن بطور ضمنی نسبت به آیندهای که حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی در پیش دارد هشدار داده بود. همین که این عده چنین نامهای مینویسند و عدهای که موافق نظرات علائیاند نمیتوانند نامه بنویسند و یا اگر بنویسند رسانهها منتشر نمیکنند، خود در تائید آن نظری است که سردار علائی در مقاله خود به آن اشاره کرده است!
در این نامه دو صفحهای که از میان اینهمه فرماندهان سپاه تنها 12 تن حاضر به امضای آن شدهاند، نکته بسیار مهمی وجود دارد که اهمیت آن بسیار بیشتر از علی اکبر خوانیهای این 12 سردار است.
این که ما علویان سربهدار داریم ، ما میخواهیم بصیرتهایمان را بر سلاحهایمان حاکم کنیم و...
این سخنان بدرد تعزیه "حرّ" میخورد. آنچه دراین نامه مهم است، آن ترسی است که در آن نهفته است. همان ترسی که موجب شد همین سرداران پیاده نظام اوباش خود را به مقابل خانه سرلشگر علائی بفرستند تا در و دیوار خانه او را شعار نویسی کنند و هیچکس هم مانع تخریب آنها نشود!
علائی نه در مقاله خود و نه در سخنرانی خود هیچ اسمی از خامنهای نبرده، اما سردارانی که نامه به او نوشته اند، خود کشف کرده اند که مصداق آنچه او درباره دیکتاتوری گفته باید خامنهای باشد! بخوانید:
"حقیقتاً چهکسی از بیانصافیهایی که در حق رهبر فرزانه کردید، احساس خوشنودی میکند؟"
سردارانی که ادعای حضور در لحظه لحظه انقلاب را در نامه خود طرح کرده اند، مینویسند:
« برآشفتن و اعتراض جبهه ملی و ملیگراها را از استقرار احکام الهی وارزشهای دینی و دعوت هر دو جبهه را تحت حمایت سران ملی مذهبی برای اردوکشی خیابانی علیه انقلاب اسلامی و احکام اسلام به یاد آوریم.
«خیانت بزرگ کسانی را که خود را در حلقه اول یاران خمینی میدانستندو با همین پوشش بهدنبال ضربه زدن به انقلاب بودند به خاطر آوریم،هنگامی که کودتای نوژه را طراحی کردند تا انقلاب اسلامی را با حذفولی فقیه و جایگاه والای ولایت فقیه در نطفه خفه کنند.»
کدام اردوکشی؟ کدام تظاهرات خیابانی به رهبری ملی مذهبی و ملیون؟ این ادعاهای دروغ و بیخبری مضحک، یعنی در لحظه لحظه انقلاب بودن؟ کودتای نوژه را از دوش امریکا برداشتن و به دوش ملی مذهبیها و ملیون گذاشتن یعنی در لحظه لحظه رویدادها بودن؟ اصلا کسی درباره رهبری آقای خمینی حرف و اعتراضی داشت؟ کو؟ کجاست؟ سند این اعتراض توسط حلقه اول یاران خمینی و ملیون و ملی مذهبی ها؟
همین سرداران که بیشک در کودتای 22 خرداد نقش آفرین بوده اند، حالا برای توجیه آن خیانت و آن همه جنایت، پای آقای خمینی را وسط کشیده اند و این که او هم اجازه راهپیمائی نداد و رهبر فرزانه هم نداد و همه را به خاک و خون کشید. بخوانید:
«آیا بر امام (ره) برآشفتیم که چرا به منافقین و ملیگراها اجازه اردوکشی خیابانی نمیدهید؟»
کدام اردوکشی؟ چرا دروغ و دغل به هم میبافید؟ مجاهدین خلق که هر روز در خیابانها متینگ داشتند و در 14 اسفند که بزرگترین اجتماع را در دانشگاه تهران داشتند. حداکثر کاری که اوباش میکردند حمله به آنها بود و الا دولت با آنها کاری نداشت.
اگر حبس خانگی آیت الله منتظری و کروبی و موسوی ننگ سپاه و فرمانده کل قوا نبود، چه نیازی بود به دروغ و اشاره بنویسید آیت الله شریعتمداری حبس خانگی بود و لابد به فرمان آقای خمینی؟
«آیا نیش قلم بر صفحه دل امام نشاندیم که چرا حامی کودتای نوژه را که عمری در کسوت مرجعیت به سر برده است حصر خانگی کردهای؟»
سردار علائی از سرکوب خونین مردم در جریان کودتای 22 خرداد چیزی ننوشته اما این سرداران مانند گربهای که وقتی چوب را بلند کنی میداند حواله سر دزد گوشت میشود، جلو دویده و نوشته اند:
«در فتنه 88 جنگ احزابی در برابر جبهه انقلاب اسلامی گشوده شد و حقد و کینه سه دهه انقلاب اسلامی تمامی معاندین را از استکبار جهانی و نظام سلطه گرفته تا منافقین کوردل، بهائیان، صهیونیستها، اپوزیسیون خارجی و داخلی و همه جبهه باطل را بهبهانه انتخابات به میدان آورد و در نهایت مشاهده کردیم چگونه با رهبری و درایت آن حکیم بصیر، فتنه عظیم خنثی شد و بار دیگر بر همگان نشان داده شد که خامنهای خمینی دیگر است.»
اینها خود بهتر میدانند که علیه رای مردم کودتا کردند و مردمی را که میگفتند "رای من کو؟" به گلوله بستند و زیر چماق در خیابان و شلاق در بازداشتگاهها کشاندند. این ننگ از دامن سپاه و این فرماندهان پاک شدنی نیست، هر اندازه هم که پشت این لفاظیها و ذکر مصیبتهای دوران جنگ بخواهند خود را پنهان کنند. شما مردم را کشته اید. این را باید سرانجام پاسخ بدهید. انگیزه نوشتن این نامه اعتراضی هم ناشی از همین ترس است. ترس از این که از داخل خود سپاه شماها را بعنوان برباد دهنده اعتبار سپاه در میان مردم به میان بکشند!
اما، باریکتر از مو، جمله پایان این نامه است که بنظر ما شاه ماهی این نامه است. سردار امضای خود را با این جمله شروع کرده اند:
«تعدادی از همرزمان دیروز سرداران شهید و منتقدین امروز شما و یاران بیبصیرتتان»
سردار علائی که نه حزبی است و نه با دولتمردان و مجلسیها و فعالان سیاسی ارتباط داشته است. از جمع سپاهیها بیرون نبوده و اتفاقا در مجموعه مسکونی سپاه هم زندگی میکند. بنابر همین اعتراف بالا، در داخل فرماندهان و در قلب سپاه هم عدهای "یاران بیبصیرت" پیدا شده اند! مگر ترس از همراه شدن شماری از فرماندهان سپاه با هاشمی باشد که اتفاقا از انگیزههای یورشهای تبلیغاتی اخیر به هاشمی نیز همین وحشت ارزیابی شده است
عکسهای حمله به خانه سردار علائی را یکبار دیگر ملاحظه بفرمائید. در قلب خانههای سازمانی سپاه، 5 نفر هم با اوباش مهاجم همراه نشده اند. بصیرت چندانی برای دیدن این واقعیات لازم نیست!
این تازه اول پیاله است، باش تا صبح دولتت بدمد!
اگر اندکی بصیرت داشتید، میتوانستید به این نتیجه هم برسید:
در گردابی که احمدی نژاد همه را به آن کشیده، از میان سرداران، یکنفر پیدا شده که هم عقل و درایت دارد، هم سیاست منطقه را میشناسد و از همه مهم تر، جسارت طرح حرف و نظرش را دارد. صبر کنیم و ببینیم اوضاع در ماههای آینده چه میشود، شاید اگر سکان را از احمدی نژاد گرفته و به علائی بسپاریم، چارهای برای درد بیدرمان کنونی پیدا شود!
نام این ده سردار را هم همراه با نام آن سردارانی که علیه خاتمی در دوران ریاست جمهوری وی نامه نوشته بودند نباید از یاد برد:
- سرتیپ پاسدار جعفر اسدی
-سرتیپ پاسدار علی فضلی
-سرتیپ پاسدار محمد کوثری
-سرتیپ پاسدار اسماعیل قاآنی
-سرتیپ پاسدار مرتضی قربانی
-سرتیپ پاسدار حسین همدانی
-سرتیپ پاسدار علی زاهدی
-سرتیپ پاسدار مرتضی صفاری
-سرتیپ پاسدار محمد حجازی
-سرتیپ پاسدار غلامرضا جعفری
-سرتیپ پاسدار غلامرضا جلالی
-سرتیپ پاسدار سید علی بنی لوحی
پیک نت 26 دی 1390
در این نامه دو صفحهای که از میان اینهمه فرماندهان سپاه تنها 12 تن حاضر به امضای آن شدهاند، نکته بسیار مهمی وجود دارد که اهمیت آن بسیار بیشتر از علی اکبر خوانیهای این 12 سردار است.
این که ما علویان سربهدار داریم ، ما میخواهیم بصیرتهایمان را بر سلاحهایمان حاکم کنیم و...
این سخنان بدرد تعزیه "حرّ" میخورد. آنچه دراین نامه مهم است، آن ترسی است که در آن نهفته است. همان ترسی که موجب شد همین سرداران پیاده نظام اوباش خود را به مقابل خانه سرلشگر علائی بفرستند تا در و دیوار خانه او را شعار نویسی کنند و هیچکس هم مانع تخریب آنها نشود!
علائی نه در مقاله خود و نه در سخنرانی خود هیچ اسمی از خامنهای نبرده، اما سردارانی که نامه به او نوشته اند، خود کشف کرده اند که مصداق آنچه او درباره دیکتاتوری گفته باید خامنهای باشد! بخوانید:
"حقیقتاً چهکسی از بیانصافیهایی که در حق رهبر فرزانه کردید، احساس خوشنودی میکند؟"
سردارانی که ادعای حضور در لحظه لحظه انقلاب را در نامه خود طرح کرده اند، مینویسند:
« برآشفتن و اعتراض جبهه ملی و ملیگراها را از استقرار احکام الهی وارزشهای دینی و دعوت هر دو جبهه را تحت حمایت سران ملی مذهبی برای اردوکشی خیابانی علیه انقلاب اسلامی و احکام اسلام به یاد آوریم.
«خیانت بزرگ کسانی را که خود را در حلقه اول یاران خمینی میدانستندو با همین پوشش بهدنبال ضربه زدن به انقلاب بودند به خاطر آوریم،هنگامی که کودتای نوژه را طراحی کردند تا انقلاب اسلامی را با حذفولی فقیه و جایگاه والای ولایت فقیه در نطفه خفه کنند.»
کدام اردوکشی؟ کدام تظاهرات خیابانی به رهبری ملی مذهبی و ملیون؟ این ادعاهای دروغ و بیخبری مضحک، یعنی در لحظه لحظه انقلاب بودن؟ کودتای نوژه را از دوش امریکا برداشتن و به دوش ملی مذهبیها و ملیون گذاشتن یعنی در لحظه لحظه رویدادها بودن؟ اصلا کسی درباره رهبری آقای خمینی حرف و اعتراضی داشت؟ کو؟ کجاست؟ سند این اعتراض توسط حلقه اول یاران خمینی و ملیون و ملی مذهبی ها؟
همین سرداران که بیشک در کودتای 22 خرداد نقش آفرین بوده اند، حالا برای توجیه آن خیانت و آن همه جنایت، پای آقای خمینی را وسط کشیده اند و این که او هم اجازه راهپیمائی نداد و رهبر فرزانه هم نداد و همه را به خاک و خون کشید. بخوانید:
«آیا بر امام (ره) برآشفتیم که چرا به منافقین و ملیگراها اجازه اردوکشی خیابانی نمیدهید؟»
کدام اردوکشی؟ چرا دروغ و دغل به هم میبافید؟ مجاهدین خلق که هر روز در خیابانها متینگ داشتند و در 14 اسفند که بزرگترین اجتماع را در دانشگاه تهران داشتند. حداکثر کاری که اوباش میکردند حمله به آنها بود و الا دولت با آنها کاری نداشت.
اگر حبس خانگی آیت الله منتظری و کروبی و موسوی ننگ سپاه و فرمانده کل قوا نبود، چه نیازی بود به دروغ و اشاره بنویسید آیت الله شریعتمداری حبس خانگی بود و لابد به فرمان آقای خمینی؟
«آیا نیش قلم بر صفحه دل امام نشاندیم که چرا حامی کودتای نوژه را که عمری در کسوت مرجعیت به سر برده است حصر خانگی کردهای؟»
سردار علائی از سرکوب خونین مردم در جریان کودتای 22 خرداد چیزی ننوشته اما این سرداران مانند گربهای که وقتی چوب را بلند کنی میداند حواله سر دزد گوشت میشود، جلو دویده و نوشته اند:
«در فتنه 88 جنگ احزابی در برابر جبهه انقلاب اسلامی گشوده شد و حقد و کینه سه دهه انقلاب اسلامی تمامی معاندین را از استکبار جهانی و نظام سلطه گرفته تا منافقین کوردل، بهائیان، صهیونیستها، اپوزیسیون خارجی و داخلی و همه جبهه باطل را بهبهانه انتخابات به میدان آورد و در نهایت مشاهده کردیم چگونه با رهبری و درایت آن حکیم بصیر، فتنه عظیم خنثی شد و بار دیگر بر همگان نشان داده شد که خامنهای خمینی دیگر است.»
اینها خود بهتر میدانند که علیه رای مردم کودتا کردند و مردمی را که میگفتند "رای من کو؟" به گلوله بستند و زیر چماق در خیابان و شلاق در بازداشتگاهها کشاندند. این ننگ از دامن سپاه و این فرماندهان پاک شدنی نیست، هر اندازه هم که پشت این لفاظیها و ذکر مصیبتهای دوران جنگ بخواهند خود را پنهان کنند. شما مردم را کشته اید. این را باید سرانجام پاسخ بدهید. انگیزه نوشتن این نامه اعتراضی هم ناشی از همین ترس است. ترس از این که از داخل خود سپاه شماها را بعنوان برباد دهنده اعتبار سپاه در میان مردم به میان بکشند!
اما، باریکتر از مو، جمله پایان این نامه است که بنظر ما شاه ماهی این نامه است. سردار امضای خود را با این جمله شروع کرده اند:
«تعدادی از همرزمان دیروز سرداران شهید و منتقدین امروز شما و یاران بیبصیرتتان»
سردار علائی که نه حزبی است و نه با دولتمردان و مجلسیها و فعالان سیاسی ارتباط داشته است. از جمع سپاهیها بیرون نبوده و اتفاقا در مجموعه مسکونی سپاه هم زندگی میکند. بنابر همین اعتراف بالا، در داخل فرماندهان و در قلب سپاه هم عدهای "یاران بیبصیرت" پیدا شده اند! مگر ترس از همراه شدن شماری از فرماندهان سپاه با هاشمی باشد که اتفاقا از انگیزههای یورشهای تبلیغاتی اخیر به هاشمی نیز همین وحشت ارزیابی شده است
عکسهای حمله به خانه سردار علائی را یکبار دیگر ملاحظه بفرمائید. در قلب خانههای سازمانی سپاه، 5 نفر هم با اوباش مهاجم همراه نشده اند. بصیرت چندانی برای دیدن این واقعیات لازم نیست!
این تازه اول پیاله است، باش تا صبح دولتت بدمد!
اگر اندکی بصیرت داشتید، میتوانستید به این نتیجه هم برسید:
در گردابی که احمدی نژاد همه را به آن کشیده، از میان سرداران، یکنفر پیدا شده که هم عقل و درایت دارد، هم سیاست منطقه را میشناسد و از همه مهم تر، جسارت طرح حرف و نظرش را دارد. صبر کنیم و ببینیم اوضاع در ماههای آینده چه میشود، شاید اگر سکان را از احمدی نژاد گرفته و به علائی بسپاریم، چارهای برای درد بیدرمان کنونی پیدا شود!
نام این ده سردار را هم همراه با نام آن سردارانی که علیه خاتمی در دوران ریاست جمهوری وی نامه نوشته بودند نباید از یاد برد:
- سرتیپ پاسدار جعفر اسدی
-سرتیپ پاسدار علی فضلی
-سرتیپ پاسدار محمد کوثری
-سرتیپ پاسدار اسماعیل قاآنی
-سرتیپ پاسدار مرتضی قربانی
-سرتیپ پاسدار حسین همدانی
-سرتیپ پاسدار علی زاهدی
-سرتیپ پاسدار مرتضی صفاری
-سرتیپ پاسدار محمد حجازی
-سرتیپ پاسدار غلامرضا جعفری
-سرتیپ پاسدار غلامرضا جلالی
-سرتیپ پاسدار سید علی بنی لوحی
پیک نت 26 دی 1390
۱۳۹۰ دی ۲۶, دوشنبه
خود سوزی پیمانکار نوسازی مدارس فارس
با سلام- خواستم به اطلاع برسانم که روز 4 شنبه 22 دیماه در اداره نوسازی مدارس فارس یک پیمانکار به این علت طلبش را نمی دهند و گرفتار مشکلات مالی شده، خود را در این اداره به آتش کشید. او را به بیمارستان منتقل کردند اما کار از کار گذشته بود و فوت کرد. خجالت نمی کشند با این مملکت داری!
پیک نت 27 دی 1390
پیک نت 27 دی 1390
۱۳۹۰ دی ۲۵, یکشنبه
سردار علائی: رژیم بشار اسد رفتنی است نباید روی او حساب کنیم!

سردار حسین علایی فرمانده نیروی دریایی سپاه در دوران جنگ با عراق که طی مقاله ای در روزنامه اطلاعات درباره سرنوشت نظام های دیکتاتوری و شخص دیکتاتور سخن گفته بود، در دوازدهمین نشست دیپلماسی ایرانی در باره رویدادهای سوریه گفت:
ایران نباید همه تخم مرغ های خود را در سبد بشار اسد بگذارد. ایران باید به روند مردم سالاری در جهان اسلام کمک کند. اسلام با دیکتاتوری و ظلم مخالف است. در هیچ کجا اسلام با دیکتاتوری و ظلم موافقت نمی کند. اسلام با کشته شدن انسانهای بیگناه مخالف است . بنابراین ما همانطور که با کشته شدن شیعیان توسط سنی ها و فرقه گرایان در حلب یا حمص یا عراق مخالف هستیم، با کشته شدن سنی ها به دست دیکتاتورها هم مخالف هستیم. ما طرفدار مظلوم و بر ضد ظلم هستیم. این منطق است که منجر به رشد ما خواهد شد و ما را نگه می دارد.
من پیشنهاد می کنم که ایران به بازنگری در سیاست خود در ارتباط با حمایت از دیکتاتورها در هر کجا از جمله بشار اسد انجام دهد. برای حمایت از فلسطین نیز باید فکر دیگری برای مقاومت کرد. من بسیار بعید می دانم که روند فعلی به بقای نظام فعلی سوریه بینجامد.
روسیه و چین هم اگرچه الان با قطعنامه غرب در شورای امنیت مخالفت می کنند ولی این کشورها هم مخالفت مبنایی تغییر حکومت در سوریه ندارند. بلکه توجه آنها به مسائل آینده سوریه و چانه زنی های این کشورها با آمریکا است. آنها به دنبال گرفتن امتیازات از آمریکا هستند و اصلا به دنبال بقای بشار اسد نیستند. مسئله چین و روسیه این است که در رابطه با تغییر رژیم در سوریه چه مسائلی را باید با آمریکا و غرب حل کنند. روسیه همواره نشان داده است که در مسائل خاورمیانه بسیار عقب افتاده عمل کرده است. در لیبی ناتو تمام ساختارهای روسی ارتش لیبی را از بین برد و روسیه فقط تماشا کردند و به قطعنامه لیبی هم رای مثبت دادند. درآینده اگر کار به شورای امنیت بکشد، روسیه همانطور که در مورد مسئله هسته ای ایران رای مثبت داد، در مسئله سوریه هم موافقت خواهند کرد.
مسئله دیگری در این زمینه مطرح می شود و گفته می شود که ترکیه در سوریه ۲ میلیارد و هشتصد میلیون دلار بازار داشته است و بحث می شود که ایران جای ترکیه را در این رابطه بگیرد. ولی نباید فراموش کرد که ایرانی که بازار خود را در اختیار چین قرار داده است، چگونه می تواند بازار سوریه را بگیرد. من چنین قابلیتی در اقتصاد کشورمان نمی بینم.اقتصاد کشور ما متحرک و پویا نیست. ما بازارهای آماده را از دست داده ایم چگونه می خواهیم در چنین بازاری قدرت داشته باشیم. همین الان ما در بازار خود را به روی چین باز کرده ایم و نتوانسته ایم بازار خود را مدیریت کنیم.
بنابراین ظرفیت بقا در سوریه رو به پایان است. آنچنان که به نظر می رسد، چند احتمال ممکن است رخ دهد. احتمال اول این است که دراثر فشارهای خارجی کنونی بر سوریه، دولت این کشور مجبور می شود اصلاحات را در حدی بپذیرد. نتیجه پذیرش اصلاحات حرکت به سمت انتخابات است. چرا که اصلاحات بدون انتخابات معنا ندارد. این که گفته شود رفتارها تغییر خواهد کرد معنایی نخواهد داشت بلکه همه معتقدند حکومت باید دست مردم باشد و سازوکار این مسئله نیز انتخابات است. انتخابات هم به معنای تغییر است. یعنی اگر بشار اسد اصلاحات را بپذیرد، به معنی رفتن خود است.
احتمال دوم مسیر سرکوب است. مسیر سرکوب به شرط این که کشتار محدود باشد و به طور فوری پاسخ دهد ممکن است جواب دهد. اما اگر کشتار توسعه پیدا کند و مخالفین بتوانند زمان بگیرند، مسیر سرکوب باعث مداخله بین المللی خواهد شد.
احتمال سوم، مصالحه است. اما باید دانست مصالحه زمان دارد. اگر دولت در زمان مناسب بتواند با مخالفین مصالحه کند، زمان بقای خود را بیشتر خواهد کرد. البته به شرطی که بتواند مصالحه را مدیریت کند. اما اگرزمان مصالحه بگذرد حتی اگر مصالحه هم صورت بگیرد، باز هم بهانتخابات خواهد انجامید و انتخابات نیز به معنای تغییر است.
بنابراین تصور من این است که احتمال ماندگاری بشار اسد رو به افول است.
کسانی که تصور می کنند دیکتاتوری ها عامل برقراری منافع ملی یا به نفع اسلام گرایان هستند کاملا در اشتباه هستند. در سوریه هم اگر انتخابات برگزار شود اکثریت به قدرت می رسند. آیا این اکثریت می پذیرند که با اسرائیل کنار بیایند؟ اصلا چنین چیزی ممکن نیست. اگر این اکثریت بر سر کار بیایند، جولان زودتر از چنگ اسرائیلی ها رها خواهد شد.
پیک نت 25 دی 1390
دیدار فرمانده سپاه قدس با بشار اسد 60 تُن سلاح روسی در راه سوریه است
ریانوستی :
بنا به گزارش آژانس فرانس پرس (خبرگزاری فرانسه ) یک کشتی روسی با " محموله خطرناک " وارد بندر تارتوس در سوریه شد. این خبر را سلجوق اونال سخنگوی وزارت خارجه ترکیه، روز پنجشنبه در اختیار خبرگزاری فرانسه گذاشته است. کشتی مزبور روز 9 ژانویه از بندر سن پترزبورگ حرکت کرده و بدلیل توفانی شدن دریا در بندر لیماسول در قبرس توقف کرده است. به گزارش رسانه های قبرس این کشتی حامل 60 تن اسلحه و مهمات برای سوریه بوده است.
رسانه های روسی گزارش داده اند که مسکو قصد دارد با اعزام کشتی جنگی به پایگاه خود در سوریه و ارسال تسلیحات به سوریه حضور خود را در برابر ناتو نشان دهد. روسیه مخالف تکرار "مدل خونین لیبی " برای تغییر رژیم در سوریه است. دولت پرزیدنت بشار اسد رئیس جمهور سوریه از خریداران مهم سلاحهای روسی است. روسیه در بندر تارتوس یک پایگاه دریائی دارد.
- همزمان با انتشار این خبر، از قول مقامات نظامی امریکا نیز فاش شد که فرمانده سپاه قدس سپاه پاسداران هفته گذشته در دمشق بوده و با بشار اسد دیدار و گفتگو کرده است. ظاهرا پس از این دیدار و دریافت پیام فرمانده کل قوای مسلح ایران (علی خامنه ای) بشار اسد با برپائی تظاهرات خیابانی طرفدارش در دمشق موافقت کرد و در دیدار با کارگزاران حکومت نیز اعلام کرد، تلاش های هیات اتحادیه عرب بیهوده و بی نتیجه است و او با مشت آهنین به مخالفان پاسخ خواهد داد!
پیک نت 25 دی 1390
بنا به گزارش آژانس فرانس پرس (خبرگزاری فرانسه ) یک کشتی روسی با " محموله خطرناک " وارد بندر تارتوس در سوریه شد. این خبر را سلجوق اونال سخنگوی وزارت خارجه ترکیه، روز پنجشنبه در اختیار خبرگزاری فرانسه گذاشته است. کشتی مزبور روز 9 ژانویه از بندر سن پترزبورگ حرکت کرده و بدلیل توفانی شدن دریا در بندر لیماسول در قبرس توقف کرده است. به گزارش رسانه های قبرس این کشتی حامل 60 تن اسلحه و مهمات برای سوریه بوده است.
رسانه های روسی گزارش داده اند که مسکو قصد دارد با اعزام کشتی جنگی به پایگاه خود در سوریه و ارسال تسلیحات به سوریه حضور خود را در برابر ناتو نشان دهد. روسیه مخالف تکرار "مدل خونین لیبی " برای تغییر رژیم در سوریه است. دولت پرزیدنت بشار اسد رئیس جمهور سوریه از خریداران مهم سلاحهای روسی است. روسیه در بندر تارتوس یک پایگاه دریائی دارد.
- همزمان با انتشار این خبر، از قول مقامات نظامی امریکا نیز فاش شد که فرمانده سپاه قدس سپاه پاسداران هفته گذشته در دمشق بوده و با بشار اسد دیدار و گفتگو کرده است. ظاهرا پس از این دیدار و دریافت پیام فرمانده کل قوای مسلح ایران (علی خامنه ای) بشار اسد با برپائی تظاهرات خیابانی طرفدارش در دمشق موافقت کرد و در دیدار با کارگزاران حکومت نیز اعلام کرد، تلاش های هیات اتحادیه عرب بیهوده و بی نتیجه است و او با مشت آهنین به مخالفان پاسخ خواهد داد!
پیک نت 25 دی 1390
۱۳۹۰ دی ۲۱, چهارشنبه
وحشت رو به گسترش از جنگ و نابودی در ایران
سلام- من 5 روزاست رسیده ام تهران. هنوز به چند شهری که قرار است بروم، نرفته ام. بنابراین آنچه که در چند جمله برایتان می نویسم مربوط به تهران و ارتباط های نسبتا گسترده ای که در همین 5 روز داشته ام. چه میان مردم و چه دربازار و در میان حکومتی ها.
در یک کلام میتوانم بگویم: وضع فاجعه بار است و همه درانتظار انفجار. باور کنید، گوش یکنفر بدهکار این چیزهائی که درباره جاسوس امریکائی و یا انتخابات و توی سر و کله هم زدن حکومتی ها نیست. اگر هم چیزی دربار این مسائل به گوششان خورده باشد و بخواهند بگویند، یا با رکیک ترین ناسزاها به شخص خامنه ای و سران حکومت است و یا بصورت مسخره کردن آنها. گرانی ساعت به ساعت شده و دلار و یورو حرف آخر را می زنند. حتی خود من در این 5 روزی که به ایران رسیده ام شاهد این افزایش قیمت بوده ام. پول ایران به کاغذ پاره ای بی ارزش تبدیل شده است. یگانه حرف سیاسی روز مردم، اگر بخواهند وارد بحث سیاسی شوند و یا اخبار سیاسی را نقل کنند، خطر جنگ است. این خطر را هم با ابراز نگرانی شدید، اینطور می فهمند و بر دهان می آورند: معلوم نیست قدرت های بزرگ چه نقشه ای برای ایران کشیده اند، حکومت هم که اصلا ایرانی نیست و دلش برای ایران و مردم ایران نمی سوزد!
پیک نت 20 دی 1390
در یک کلام میتوانم بگویم: وضع فاجعه بار است و همه درانتظار انفجار. باور کنید، گوش یکنفر بدهکار این چیزهائی که درباره جاسوس امریکائی و یا انتخابات و توی سر و کله هم زدن حکومتی ها نیست. اگر هم چیزی دربار این مسائل به گوششان خورده باشد و بخواهند بگویند، یا با رکیک ترین ناسزاها به شخص خامنه ای و سران حکومت است و یا بصورت مسخره کردن آنها. گرانی ساعت به ساعت شده و دلار و یورو حرف آخر را می زنند. حتی خود من در این 5 روزی که به ایران رسیده ام شاهد این افزایش قیمت بوده ام. پول ایران به کاغذ پاره ای بی ارزش تبدیل شده است. یگانه حرف سیاسی روز مردم، اگر بخواهند وارد بحث سیاسی شوند و یا اخبار سیاسی را نقل کنند، خطر جنگ است. این خطر را هم با ابراز نگرانی شدید، اینطور می فهمند و بر دهان می آورند: معلوم نیست قدرت های بزرگ چه نقشه ای برای ایران کشیده اند، حکومت هم که اصلا ایرانی نیست و دلش برای ایران و مردم ایران نمی سوزد!
پیک نت 20 دی 1390
۱۳۹۰ دی ۱۷, شنبه
دیدار فاطمه کروبی با فرزندان میرحسین موسوی
فاطمه کروبی با فرزندان مهندس موسوی دیدار کرده و در جریان موقعیت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد قرار گرفت.
در این دیدار فاطمه کروبی از فرزندان مهندس موسوی، ضمن آرزوی آزادی همراهان جنبش سبز و تمای زندانیان سیاسی از آنان خواست تا در غیاب پدر و مادرشان در برابر مصائب و مشکلات و رنج های این ایام صبر و بردباری را حفظ کنند و به آینده روشن امیدوار باشند.
چمران نیوز، که خبرگزاری تازه ایست با گرایش به جنبش سبز، ضمن انتشار خبر بالا اضافه کرد:
دیدارهای خانواده های آیت الله منتظری، شهید بهشتی، شهید باکری، شهید همت،و….شخصیت هایی همچون سید محمد خاتمی، فخرالسادات محتشمی پور، مهدی خزعلی، فاطمه کروبی و….مراجع گرانقدر و روحانیون از جمله؛ آیت الله بیات زنجانی، آیت الله دستغیب، آیت الله صانعی، آیت الله امجد و… با خانواده های زندانیان سیاسی و شهدا و دیگر آسیب دیدگان انتخابات ۸۸ حکایت از آن دارد که راه رهبران در حصر، که همیشه خود را همراهان جنبش سبز نیز نامیده اند ادامه داشته و گواه بر این پیام دلنشین میر حسین موسوی است که در یکی از دیدارهایش با فرزندان خود برای ملت ایران فرستاده بود؛ “آینده روشن است”
پیک نت 18 دی 1390
در این دیدار فاطمه کروبی از فرزندان مهندس موسوی، ضمن آرزوی آزادی همراهان جنبش سبز و تمای زندانیان سیاسی از آنان خواست تا در غیاب پدر و مادرشان در برابر مصائب و مشکلات و رنج های این ایام صبر و بردباری را حفظ کنند و به آینده روشن امیدوار باشند.
چمران نیوز، که خبرگزاری تازه ایست با گرایش به جنبش سبز، ضمن انتشار خبر بالا اضافه کرد:
دیدارهای خانواده های آیت الله منتظری، شهید بهشتی، شهید باکری، شهید همت،و….شخصیت هایی همچون سید محمد خاتمی، فخرالسادات محتشمی پور، مهدی خزعلی، فاطمه کروبی و….مراجع گرانقدر و روحانیون از جمله؛ آیت الله بیات زنجانی، آیت الله دستغیب، آیت الله صانعی، آیت الله امجد و… با خانواده های زندانیان سیاسی و شهدا و دیگر آسیب دیدگان انتخابات ۸۸ حکایت از آن دارد که راه رهبران در حصر، که همیشه خود را همراهان جنبش سبز نیز نامیده اند ادامه داشته و گواه بر این پیام دلنشین میر حسین موسوی است که در یکی از دیدارهایش با فرزندان خود برای ملت ایران فرستاده بود؛ “آینده روشن است”
پیک نت 18 دی 1390
۱۳۹۰ دی ۱۵, پنجشنبه
امنیت حاکمیت بیش از امنیت مردم به خطر افتاده
رویدادهای سیاسی در داخل ایران و در جمع حکومتیان، عناوین دیگری دارند و ماهیتی دیگر. آن عناوین مهم نیست، بلکه ماهیت آنها اهمیت دارد. این اهمیت در حد درک شرایط حاکم بر کشور است.
1- مصاحبه فرمانده کل سپاه با خبرگزاری مهر که در آن از خطر شورش و قیام دوباره مردم گفت و البته با بهانه کردن انتخاباتی که در اساس و تاکنون فضائی برای شرکت مردم در آن مشاهده نمی شود، چه رسد به این که به قول فرمانده سپاه مردم بدلیل تقلب در آن انتخابات قیام کنند. انتخاباتی که هنوز برگزار نشده است. پیش از او و با صراحت بیشتری که هتاکی به رفسنجانی را نیز همراه داشت، سردار صفار هرندی سردبیر سابق کیهان شریعتمداری و مشاور کنونی فرمانده سپاه در نماز جمعه ای که احمد خاتمی آن را خواند، با همین موضع سخنرانی کرده بود.
2- همین ابراز نگرانی از جانب رئیس کل بانک مرکزی، با جنبه های اقتصادی آن مطرح شد. این هر دو خبر، همچنان در صفحه اول پیک نت قابل دسترسی است.
حتی بموجب همین دو خبر، حاکمیت میداند که دیگ جامعه درحال جوش است و هر لحظه امکان دارد این دیگ "سر" برود!
بنابراین، مصاحبه فرمانده سپاه و تهدیدهای او، و همچنین هشدارهای تهدید آمیز رئیس کل بانک مرکزی بیش از آن که از موضع قدرت باشد، از موضع وحشت و ضعف است. وحشت از شورش و ضعف ناشی از فروپاشی کامل اقتصادی کشور.
* تشدید فشار و ایجاد محدودیت برای هاشمی رفسنجانی، تا حد مصادره گذرنامه اعضای خانواده او، فیلتر کردن سایت شخصی وی و ...
اخبار مربوط به این محدودیت ها مستقیم و غیر مستقیم و بصورت هدایت شده پخش می شود، بی آن که اشاره ای بشود به:
1- ظاهرا حال و روز آقای خامنه ای - هم جسمی و هم موقعیتی- خراب است و چون اطرافیان میدانند هاشمی سر بزنگاه تعیین تکلیف رهبری می تواند نقش کلیدی بازی کند، برای حذف او خیز برداشته اند. بویژه که اوضاع آشفته نظامی و اقتصادی و سیاسی کشور نظرات و پیش بینی های او را تائید کرده و سابقه آشنائی دوران جنگ هاشمی با فرماندهان سپاه – حتی فردی مانند محسن رضائی- می تواند نقشه های آنها را نقش بر آب کند. می خواهند از سر ریز نیرو – بویژه نیروی نظامی- به سمت هاشمی جلوگیری کنند. خاصه، آن که انتخابات هم در پیش است و نمی خواهند بگذارند او در باره تقلب و یا مخالفت با تشریفاتی برگزار شدن آن سخنی بگوید که به گوش مردم برسد. در اینجا نیز آقایان از پاشیدن شیرازه قدرتی که زیر پایش خالی شده وحشت دارند و آنچه با هاشمی می کنند از ضعف است نه از قدرت.
2- آشتی احمدی نژاد و وزیر اطلاعات کم عقلش (مصلحی) و سپس دیدار احمدی نژاد از وزارت اطلاعات که خبر آن دیروز منتشر شد، ادامه وضع آشفته حاکم است. درحالیکه مردم در سراسر ایران دیگر هیچ احساس امنیتی ندارند و نمی کنند، امنیت خود حاکمیت به خطر افتاده است و آشتی کنان دیروز، ناشی از همین وحشت است. یعنی به خطر افتادن امنیت همه شان با هم!
پیک نت 15 دی 1390
1- مصاحبه فرمانده کل سپاه با خبرگزاری مهر که در آن از خطر شورش و قیام دوباره مردم گفت و البته با بهانه کردن انتخاباتی که در اساس و تاکنون فضائی برای شرکت مردم در آن مشاهده نمی شود، چه رسد به این که به قول فرمانده سپاه مردم بدلیل تقلب در آن انتخابات قیام کنند. انتخاباتی که هنوز برگزار نشده است. پیش از او و با صراحت بیشتری که هتاکی به رفسنجانی را نیز همراه داشت، سردار صفار هرندی سردبیر سابق کیهان شریعتمداری و مشاور کنونی فرمانده سپاه در نماز جمعه ای که احمد خاتمی آن را خواند، با همین موضع سخنرانی کرده بود.
2- همین ابراز نگرانی از جانب رئیس کل بانک مرکزی، با جنبه های اقتصادی آن مطرح شد. این هر دو خبر، همچنان در صفحه اول پیک نت قابل دسترسی است.
حتی بموجب همین دو خبر، حاکمیت میداند که دیگ جامعه درحال جوش است و هر لحظه امکان دارد این دیگ "سر" برود!
بنابراین، مصاحبه فرمانده سپاه و تهدیدهای او، و همچنین هشدارهای تهدید آمیز رئیس کل بانک مرکزی بیش از آن که از موضع قدرت باشد، از موضع وحشت و ضعف است. وحشت از شورش و ضعف ناشی از فروپاشی کامل اقتصادی کشور.
* تشدید فشار و ایجاد محدودیت برای هاشمی رفسنجانی، تا حد مصادره گذرنامه اعضای خانواده او، فیلتر کردن سایت شخصی وی و ...
اخبار مربوط به این محدودیت ها مستقیم و غیر مستقیم و بصورت هدایت شده پخش می شود، بی آن که اشاره ای بشود به:
1- ظاهرا حال و روز آقای خامنه ای - هم جسمی و هم موقعیتی- خراب است و چون اطرافیان میدانند هاشمی سر بزنگاه تعیین تکلیف رهبری می تواند نقش کلیدی بازی کند، برای حذف او خیز برداشته اند. بویژه که اوضاع آشفته نظامی و اقتصادی و سیاسی کشور نظرات و پیش بینی های او را تائید کرده و سابقه آشنائی دوران جنگ هاشمی با فرماندهان سپاه – حتی فردی مانند محسن رضائی- می تواند نقشه های آنها را نقش بر آب کند. می خواهند از سر ریز نیرو – بویژه نیروی نظامی- به سمت هاشمی جلوگیری کنند. خاصه، آن که انتخابات هم در پیش است و نمی خواهند بگذارند او در باره تقلب و یا مخالفت با تشریفاتی برگزار شدن آن سخنی بگوید که به گوش مردم برسد. در اینجا نیز آقایان از پاشیدن شیرازه قدرتی که زیر پایش خالی شده وحشت دارند و آنچه با هاشمی می کنند از ضعف است نه از قدرت.
2- آشتی احمدی نژاد و وزیر اطلاعات کم عقلش (مصلحی) و سپس دیدار احمدی نژاد از وزارت اطلاعات که خبر آن دیروز منتشر شد، ادامه وضع آشفته حاکم است. درحالیکه مردم در سراسر ایران دیگر هیچ احساس امنیتی ندارند و نمی کنند، امنیت خود حاکمیت به خطر افتاده است و آشتی کنان دیروز، ناشی از همین وحشت است. یعنی به خطر افتادن امنیت همه شان با هم!
پیک نت 15 دی 1390
اشتراک در:
پستها (Atom)