۱۳۹۶ آبان ۹, سه‌شنبه

منتخب خبرهای فرهنگی-هنری


عکس: روز گذشته (دوشنبه 8 آبان) در بهشت سکینه کرج علی اشرف درویشیان در سکوت بدرقه شد و در قطعه 7 به خاک سپرده شد. هنگام خاکسپاری تشییع کنندگان آرام و آهسته تصنیف «مرغ سحر» را زمزمه کردند. در پایان این مراسم بهرنگ درویشیان، فرزند علی اشرف درویشیان از حاضران تشکر کرد. محسن حکیمی بعنوان سخنران این مراسم گفت: علی اشرف از کودکی با درد و رنج ناشی از جامعه سرمایه داری آشنا بود. او از کودکی در کارگاه آهنگری کار می کرد و بعد از آن شاگرد بنا بود و بعد درس خواند و وارد دانشسرا شد و معلم کودکان در روستاهای اطراف کرمانشاه شد. او قبل از انقلاب در سال های ۵۰، ۵۶ و ۵۷ به زندان افتاد و زمانی که در سال ۵۷ آزاد شد، من آن روز را به یاد دارم. مردم که به استقبال زندانیان آمده بودند، او را بر دوش گرفته و تا دانشگاه تهران بردند و او سخنرانی کرد. مشکل اساسی او سانسور بود و بعدا نیز سانسور مشمول آثارش شد. در آغاز مراسم، از سوی حراست محل تدفین به کسانی که عکس یا فیلم میگرفتند تذکر داده و گفته میشد اجازه تصویربرداری ندارند، که این موضوع ادامه پیدا نکرد و عکاسان و حاضران از مراسم فیلم گرفتند. علی اشرف درویشیان، نویسنده و پژوهشگر ادبیات عامه، سوم شهریور سال ۱۳۲۰ در کرمانشاه متولد شد. او روز پنج شنبه ۴ آبان ماه در پی یک دوره بیماری و نارسایی ریوی در سن ۷۶ سالگی در یکی از بیمارستانهای تهران چشم بر جهان بست. "بیستون"، "آبشوران"، "فصل نان"، "همراه آهنگهای بابام"، "گل طلا و کلاش قرمز"، "ابر سیاه هزارچشم"، "روزنامه دیواری مدرسه ما"، "رنگینه"، " کی برمیگردی داداش جان"، "آتش در کتابخانه بچهها"، «چون و چرا»، «داستانهای محبوب من» (با همکاری رضا خندان مهابادی)، «سلول ۱۸»، «سی ودو سال مقاومت در زندانهای شاه» و «افسانهها و متلهای کردی»، «سالهای ابری» (۲ جلد)، «درشتی»، مجموعه ۲۰ جلدی «فرهنگ افسانههای مردم ایران» (با همکاری رضا خندان مهابادی)، «واژهنامه گویش کرمانشاهی»، «یادمان صمد» (صمد بهرنگی)، «شب آبستن»، «از این ولایت»، «قصههای آن سالها»، «هفت مرد، هفت داستان»، «خاطرات صفر خان» (صفر قهرمانیان) و «دانه و پیمانه» (با همکاری رضا خندان مهابادی) آثاری مکتوبی است که از درویشیان باقی مانده است و خلق و خوی مردمی او نیز در کنار این آثار مکتوب برای همیشه باقی است.

۱۳۹۶ مهر ۲۴, دوشنبه

ننگ حصر؛ نامه‌ای که اینبار مخاطبش علمای جهان اسلام بود


سایت خبری-تحلیلی کلمهOctober 15, 2017 کلمه-گروه سیاسی: پس‌ازآنکه از سوی مسئولان امنیتی و اطلاعاتی گشایشی در وضعیت حصر غیرقانونی و غیرشرعی انجام نشد، دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بخشی از ظلمی را که سال‌هاست به پدر و مادر آنها می‌رود، به اطلاع مراجع و علمای حوزه‌های علمیه رسانده و تأکید کرده‌اند علما و مراجع را در جریان این ستم می‌گذارند و جز به خداوند به کسی شکایت نخواهند برد. با گذشت بیش از هفت سال از حصر نخست‌وزیر هشت سال دفاع مقدس و همسر اسلام پژوهش، فرزندان این محصوران که سال‌هاست شاهد رنج و مرارت والدین خود هستند، قصه غصه‌های خود را این بار در قالب نامه‌ای به مراجع و علمای جهان اسلام تقریر کرده‌اند. نامه‌ای که مخاطبانش از مرزهای قم و مشهد گذشته و علمای جهان اسلام را خطاب خود قرار داده است. سه دختر میرحسین و رهنورد طی همه این سال‌های حصر بارها به حضور مراجع رفتند و در مورد رفتارهای غیرانسانی و غیرقانونی نسبت به پدر و مادر دربند خود اطلاع‌رسانی کردند. هرچند مراجع پذیرای آنان بودند و بارها خواستار رفع حصر شدند، اما درخواست‌های آنان هم به نتیجه نرسید و قفل زندان "بن‌بست اختر" همچنان ناگشوده ماند. ماه‌ها و سال‌ها گذشت و هرازگاهی در نسیم انتخابات، هرکسی وعده‌ای برای رفع حصر داد و بارقه‌ای از امید در دل‌ها دمید. اما نه تنها فرجی در رفع حصر ایجاد نشد، بلکه مدعیان و اقتدارگرایان به داغ و درفش هم تهدید کردند و کسی هم جلودار آنان نبود. " ننگ" حصر بر آنان چنان سنگین بود که کسی حاضر نبود حتی مسئولیتش را بر عهده گیرد. بعد از سال‌ها اظهارات ضدونقیض سرانجام این " ننگ" را بر دامان شورای عالی امنیت ملی نشاندند. همان شورایی که رییسش منتخب مردم است تا به افکار عمومی ناز شستی نشان دهند که چه به پای صندوق رأی بیایید و نیایید، ما همان کنیم که اراده داشته‌ایم! وقتی پیام مردم در انتخابات شنیده نشد، آیت‌الله‌العظمی سیدعلی‌محمد دستغیب از معدود مراجعی که طی هفت سال گذشته بارها و بارها در سخنرانی و بیانیه و نامه بر ضرورت رفع حصر تأکید و تصریح کرده است، در نامه‌ای به مراجع عظام تقلید در نجف اشرف، قم و سایر شهرستان‌ها با تأکید به نقش مراجع در بحران‌ها، نظر فقیهی آنان را درباره حصر بی‌محاکمه هفت‌ساله محصوران خواستار شد. این مرجع تقلید در نامه خود به مراجع تقلید با اشاره به این‌که مردم امیدوارند حضرات آقایان مراجع معظم، نظر شریف فقهی‌شان را در این مورد روشن کنند، خاطرنشان ساخت که بر طبق موازین شرع، حبس و حصر بدون محاکمه و ارائه دلایل از متهم، شرعی نبوده و حصر در کنار حبس موضوعیتی ندارد. اما این نامه تاکنون از سوی مراجع بی‌پاسخ مانده است. پیش‌ازاین نیز بیش از هزار تن از دانشجویان در نامه‌ای به مراجع تقلید از آنان خواسته بودند که برای رفع حصر از محصوران، با مسئولان مربوطه وارد مذاکره شوند و اجازه ندهند که این حصر غیرقانونی ادامه داشته باشد. نگاهی به تاریخ سیاسی معاصر ایران‌زمین نشان از نفوذ و قدرت معنوی علما و مراجع دارد. به‌نوعی که حتی لامذهب‌ترین پادشاهان هم جرات و جسارت ایستادگی در برابر خواست علما و مراجع را نداشتند، اما امروز در شرایطی هستیم که علمای مستقل و آزاده خود در مظلومیت مضاعف به سر می‌برند و حتی دفاتر و مدارس علمیه آنان نیز از حمله هتاکان مصون نیست. در روزگاری هستیم که مراجع دینی در برابر ظلمی که بر محصوران می‌رود تنها به این نکته اشاره می‌کنند که " پیگیر رفع حصر بوده‌ام اما تاکنون بی‌نتیجه مانده است! که نشان از این دارد که حاکمانی که به نام دین بر مردم فرمان می‌رانند، حتی شنوای درخواست‌های علما و مراجع هم نیستند. وقتی صدای علمای کشورمان به‌جایی نمی‌رسد، دختران میرحسین و رهنورد نامه خود را خطاب به مراجع دینی جهان اسلام نوشته‌اند، شاید که آنان با شنیدن صدای این مظلومان دربند بتوانند، برای رفع حصر آنان از اهرم‌های بین‌المللی استفاده کرده و به این حصر غیرانسانی پایان دهند. حصری که در چاردیواری و "حریم خانه" است. خانه‌ای که باید محل "سکنی" و "آرامش" ساکنانش باشد به زندانی بدل شده که کلید و کلیددار هم صاحب‌خانه نیست و این زندانبان است که برای خانه نخست‌وزیر هشت سال دفاع مقدس، حکمرانی می‌کند و حتی اجازه نمی‌دهد نورچشمانش به‌دوراز چشم اغیار با پدر و مادر خود درددل کنند. خانه‌ای که دیگر محل امنی برای صاحب‌خانه نیست. صاحب‌خانه‌ای که لقب "نخست‌وزیر امام" را سال‌هاست با خود دارد. اما با رفتن امامش، او هم گوشه عزلت گزید و در پناه "رنگ و نور" در زیرزمین خانه‌اش، نقش امید بر "بوم زندگی" کشید. میرحسین اما وقتی دید ظلم و بی‌عدالتی امان از مردم و انقلابیون گرفته است خواست که باز رنگین‌کمان زندگی را بر شهر غبارآلود ما بکشد. اما تاریک‌اندیشان، را یارای دیدن این هم سپیدی نبود. خانه‌اش را هم به یغما بردند و او را زندانی "اختر" کردند. در این همه سال‌ها، داستان صبر و استقامت و ایستادگی "یک نخست‌وزیر و همسرش" زبانزد خاص و عام شده است. دخترانشان نیز به تأسی از والدین حتی وقتی به علما نامه می‌نویسند از آنان درخواستی ندارند و همه‌چیز را به خدا واگذار کرده‌اند، همان‌گونه که میرحسین و همسرش طی این هفت سال آرزوی یک " درخواست " را بر دل خیلی‌ها گذاشته‌اند. دختران این محصوران مظلوم در نامه خود باز یادآوری کرده‌اند که این عزیزان، هزینه حق‌گویی و عدالت‌خواهی خود را می‌پردازند و همچنان بر عهدی با مردم و خدای خود بسته‌اند، ایستاده‌اند. میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی سه محصوری هستند که طی هفت سال حصر غیرانسانی متحمل آسیب‌های جسمی زیادی شده‌اند اما به‌رغم همه این فشارها که به تن رنجور و بیمار آنان وارد می‌شود، همگی از روحیه بالایی برخوردارند و حاضر نیستند به خاطر رفع دیوارهای حصر تن به هر خواسته‌ای بدهند. اما این موضوع از مسئولیت فعالان سیاسی، مدنی و دینی کم نمی‌کند. اینک نیز نامه دختران میرحسین به علما یک پیام سمبلیک برای ثبت در تاریخ است تا آیندگان بدانند صدای مظلومیت و حق‌خواهی محصوران از مرزهای ایران‌زمین گذشت و به‌سوی مدارس و حوزه‌های علمیه در جهان اسلام رفت. اکنون این علما و مراجع و آزادگان جهان هستند که برای رفع ستمی که بر انسان‌های شریفی چون میرحسین و رهنورد وارد می‌آید، قدمی بردارند و از همه امکانات خود برای رفع ظلم از محصوران اقدام کنند و اجازه ندهند بیش از این در کشوری که به نام اسلام بر مردم حکومت می‌کنند، چنین ظلم عیانی استمرار یابد.