۱۳۹۱ فروردین ۱۱, جمعه

:: جناب کارگردان! هیچ یک از روزنامه‌های ایران جرات انتشار کامل سخنان‌تان را ندارد! مسیح علی‌نژاد




مصاحبه‌ای که با کارگردان قلاده‌های طلا انجام داده‌ام که در گویا نیوز و سایت‌های مختلف منتشر شده است. این مصاحبه طبیعتا یک مصاحبه در حوزهٔ تخصصیِ سینمایی نیست بلکه پاسخ به انتقادات مطرح شده در مورد ابعاد سیاسیِ این فیلم است. قبل از مصاحبه گزارشی از بی‌بی سی در مورد این فیلم دیده‌ام و مصاحبه و گفته‌های کارگردان فیلم را رسانه‌ها خوانده‌ام، نقدهایی که به فیلم شده بود را مرور کردم و با رویکرد پرسش در موارد نقدهای مطرح شده رفتم سراغِ ابولقاسم طالبی. در طول مصاحبه هم هیچ اصراری بر یک مصاحبهٔ تخصصی سینمایی ندارم بلکه محور سوالاتم‌‌ همان مباحث انتقادی است که این روز‌ها مطرح شده و بهترین کار برای یک خبرنگار این است که‌‌ همان انتقادات را به کارگردان بگوید و موضوع او را در آن موارد جویا شودبه عنوان مثال؛ در نقدهایی که به فیلم شده است بسیار عنوان شده که «این فیلم می‌گوید اتاق فرمان همهٔ اعتراضات پس از انتخابات آمریکا و اسراییل است.» من مشخصا این سوال را از خودِ کارگردان قلاده‌های طلا می‌پرسم و می‌گویم چنین نقدی در مورد فیلم شما می‌شود پاسخ شما چیست؟ آیا درست می‌گویند که شما اتاق فرمان تمام اعتراضات را انگلیس و آمریکا می‌دانید و او نه تنها رد نمی‌گند بلکه گفته‌های منتقدان را کامل تکمیل می‌کند و حتی خبرنگایر که دور از ایران زندگی می‌کند را هم وصل به بیگانگان معرفی می‌کند و در انتهای فیلم با افتخار می‌گوید ما فرزند امام هستیم در حالی که خود آیت الله خمینی هم از پاریس انقلاب ۵۷ را رهبری کرده بود اما در ذهن آقای قلاده‌های طلا الزاما زندگی کردن یک منتقد در یک کشور دیگر به معنای وابستگی یا سرسپردگی یا فرمان گرفتن است. جایی دیگر گزارشگر بی‌بی سی می‌گوید: «ابوالقاسم طالبی گفته این فیلم را بر اساسا شصت هفتاد اسناد وزارت اطلاعات ساخته شده است؟» از او مشخصا می‌پرسم که آیا خود تحقیق شخصی انجام داده است یا بر اساسا کتاب و جزوه‌های وزارت اطلاعات نوشته است که او می‌گوید کار تحقیقی انجام داده است می‌گوید به دیدار خانواده‌های کشته شدگان انتخابات و برخی دیگر از مطلعین رفته است که می‌گویم ممکن هست اسم‌ها را بگوید، او اما می‌گوید به خاطر امنیتشان و یا چون کار ژورنالیستی نبوده اسامی را نمی‌گوید…. و بعد خودش اشاره به سعیده‌پور آقایی و ترانه موسوی می‌کند و می‌گوید از من باید بپرسید چرا در مورد این‌ها فیلم نساختم که من می‌گویم در مورد این‌ها خود ما روزنامه نگاران هم هنوز منابع موثقی نداریم برای چه در این مورد بپرسم در موارد دیگری می‌پرسم که اطمینان بیشتری دارم. بر همین اساس در پرسش ثانویه‌ای از او می‌پرسم آیا در تحقیقات خود از دو قشر که در حوادث پس از انتخابات بیشترین نقش را داشته‌اند؛ خانوادهٔ آسیب دیدگان و خانوادهٔ روزنامه نگاران زندانی تحقیق کرده است که می‌گوید بله انجام داده‌ام اما اسمی نمی‌آورد…. در رسانه‌های راستی نوشته شده: «طالبی گفته این فیلم برای لبیک به رهبری ساخته شده است» و من مشخصا می‌پرسم آیا این نقل قول ازشما درست است که رد می‌کند و در عین حال می‌گوید در ایران هیچ گانه دوگانگی بین مردم و رهبری وجود ندارد، آزادی وجود دارد و اساسا مردم و رهبر یکی هستند و و حتی نقد به رهبری هم در ایران آزاد است و باز تاکید می‌کند که چون رهبری دستور داد کهریزک بسته شود باید در مورد کهریزک هم فیلم جدی ساخته شد.. از طرفی در مورد پایین کشیدن فیلم هم در خبرگزاری‌های رسمی خبر منتشر شد که قرار است توقیف شود که باز از او پرسش کردم و او می‌گوید اگر این مصاحبه ترتیب مرا ندهد قرار بر این نبود فیلم پایین بیایدجدای از پرسش و پاسخ‌ها و نوع ادبیات ابوالقاسم طالبی برایم جالب است از‌‌ همان اول که می‌گوید: «میموندید اینجا با هم خوش می‌گذروندیم». بعد در پاسخ به سوال دیگری در مورد اینکه بلاخره شما از انتخاباتی فیلم ساخته‌اید که در آنکهریزک اتفاق افتاده بود آیا با مادران کشته شدگان گفتگو کرده‌اید در مراحل تحقیقتان: با حالتی بسیار بد می‌گوید «با مادر شما نه…» …بعد هم ابراز امیدواری می‌کند که مبادا «با این مصاحبهٔ حضرتعالی ترتیب ما داده نشود»، جای دیگری می‌گوید انقدر توی این مصاحبه «بله بله» گفتم که شنود کنندگان می‌توانند با این بله بله گفتن‌ها مرا به عقد پنجاه نفر در بیاورند…. جالب اینجاست با چنین ادبیاتی بعد از مصاحبه و هنوز قبل از اینکه من مصاحبه را منتشر کنم تمام سایت‌های راستی پر شده بود از نقل فول آقای طالبی که نیم دانم واقعا صحت دارد یا نه که ایشان گفته است در پی سماجت شدید خبرنگار، من مصاحبه کردم و اگر کامل منتشر نکند من خودم فایل صوتی را منتشر می‌کنم. حالا من هم تقریبا کامل منتشر کردم ولی ادبیاتش در عین حال که سعی می‌کند بسیار آرام و مبادی آداب و حساب شده به انتقادتی که این روز‌ها در مورد فیلمشان مطرح شده پاسخ دهد با این شوخی‌های نا‌متعارف و نچسب چندان قابل افتخار نبود که برای انتشارِ همهٔ آن انقدر با رسانه‌های مختلف مصاحبه و اصرار کنند. معمولا خود کارگردان که شاید صد‌ها ساعت فیلم و صدا از سوژه‌های تهیه می‌کند خوب می‌داند که تمام یک گفتگوی نیم ساعته قابلِ نشر نیست با این همه با اصرار آقای طالبی فایل صوتی را منتشر کرده‌ام اما منتظر هستم کسی که این همه اصرار به انتشار داشت و نگران سانسور بود (در حالی که تهیه یک گفتگوی خبریِ کوتاه هرگز به معنای سانسور نیست) حالا حداقل بگوید که آیا خود ایشان هم حاضر هستند تمام و کلِ مصاحبه را بدون سانسور در یکی از رسانه‌های داخل ایران منتشر کنند؟ آیا اساسا وزارت ارشاد‌‌ همان کشوری که او می‌گوید رهبری و مردم در آن یکی هستند آیا اساسا اجازه می‌دهد متن این گفتگو در یکی از روزنامه‌های داخل ایران منتشر شود؟ آن هم در گفتگویی که خود کارگردان با‌‌ همان ادبیات مخصوص خودش اعتراف می‌کند که در چنین حکومتی با یک مصاحبه ممکن است ترتیبِ ایشان را بدهند. (پوزش این عین عبارت خود کارگردان است) کسانی که در رسانه‌های حکومتی جرات انتشار یک سوال ساده از رهبری را ندارند عجیب است که چه با سماجت پیگیر می‌شوند که تمام گفتگوی نیم ساعته‌شان باید در سایت‌ها منتشر شود…. آزادی خوب است اما فقط برای خودشان. همانگونه که احمدی‌نژاد به دور دنیا سفر می‌کند و با تمام رسانه‌ها مصاحبه می‌کند اما هیچ یک از رسانه‌های داخل ایران اجازهٔ مصاحبه با اوباما، دیوید کمرون یا سارکوزی را ندارند. بله آقای طالبی در کشوری که شما می‌گویید میان مردم و رهبری دوگانگی وجود ندارد هیچ رسانه‌ای جرات انتشار همین صحبت‌های خودتان را به صورت کامل ندارد چون در آن در مورد رهبری جمهوری اسلامی طرحِ پرسش شد و رسمِ ارشاد و اطلاعات هم این نیست که کسی در مورد «حضرتِ آقا» حتی سوال کند…. آقای طالبی! ساختن قلاده‌های طلا هیچ ایرادی ندارد بلکه قلاده‌های مرئی و نامرئی به گردن داشتن، بزرگ‌ترین ایرادِ انسان است و کاش هیچ انسانی در هیچ جای جهان گردنش در برابر خط‌های قرمزِهای غیر قانونی و غیر انسانیِ یک حکومت تسلیم نشود….

۱۳۹۱ فروردین ۹, چهارشنبه

:: در سال نو صورت گرفت: دیدار میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با خانواده



میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در آغاز سال جدید توانستند با دختران خود دیدار کنند. این دیدار با حضور مداوم ماموران امنیتی انجام شد، دختران میرحسین و رهنورد توانستند تنها به مدت سه ساعت و نیم با پدر و مادر خود همنشین و همصحبت باشند. بر اساس این خبر، حال جسمی و روحیه این دو همراه جنبش سبز خوب گزارش شده است. دختران موسوی و رهنورد دو هفته قبل از آغاز سال ۱۳۹۱ نیز پس از مدتها محدودیت و قطع دیدارها و برای دومین بار در طول یک سال بازداشت پدر و مادرشان توانسته بودند با آنها دیدار حضوری داشته باشند. چند روز قبل و همزمان با عید نوروز، به خانواده حجت الاسلام کروبی نیز اجازه داده شده بود ۱۲ ساعت بدون حضور ماموران با ایشان دیدار داشته باشند. در آن دیدار، وی پس از آنکه در جریان مهمترین رویدادهای کشور قرار گرفته بود، گفته بود: به دلیل اینکه به کارم، راهم و مسیری که در همراهی با مردم انتخاب کرده ام ایمان دارم؛ احساس خستگی و ناامیدی ندارم و هیچ موقع در زندگی به این اندازه از خداوند شاکر و شکرگزار وی نبودم، و امید کامل دارم به نتیجه دادن این حرکت و مسیر. البته هر چه هزینه بیشتر داده شود، بعدها قدر این دستاورد را بیشتر خواهیم دانست و این هزینه ها باعث می شود همه ما سعی کنیم به حفظ آن.

۱۳۹۱ فروردین ۷, دوشنبه

:: همدستی رذیلانه چینی‌ها با آخوندهای جنایتکار در سرکوب مردم ایران


اگرچه چینی ها کمونیست و بی دین هستند و آخوندها در ظاهر دیندار و مسلمان، اما این موضوع هیچ‌گاه مانعی برای همدستی این دو با یکدیگر نبوده است، چرا که هر دو طرف در دو چیز عمده با یکدیگر اتفاق نظر اساسی دارند و آن اینکه هر دو عاشق پول و قدرت هستند و نشان داده‌اند که در این راه از هیچ جنایت و خیانتی رویگردان نیستند! امروز رویترز در گزارشی مفصل اقدام به افشاگری مهمی کرده است. در این گزارش آمده است که شرکت مخابراتی چینی شنزن که وابسته به شرکت ZTE مستقر در آن کشور میباشد، اقدام به فروش تجهیزات بسیار پیشرفته مخابراتی – جاسوسی به ارزش بیش از ۱۳۰ میلیون دلار به جمهوری اسلامی کرده است. این تجهیزات پیشرفته قادر به شنود و رهگیری تلفن‌های ثابت و همراه، اعمال گسترده فیلترینگ اینترنت ، کنترل ایمیل و پیام کوتاه و ردیابی و شناسایی کاربران از طریق ارتباطات الکترونیکی آنها میباشد. جالب اینکه این قرارداد در دسامبر سال ۲۰۱۰ یعنی پس از تقلب گسترده انتخاباتی سال ۸۸ و اعتراض‌های گسترده خیابانیِ پس از آن امضا شده است. هیچ بعید نیست که این تجهیزات پیشرفته موجب به زندان افتادن، اعدام یا شکنجه شدن عده زیادی از مخالفان حکومت شده و در نقش چماقی قدرتمند در دستان مزدوران اطلاعاتی و سپاهی برای سرکوب هرچه بیشتر مردم ایران عمل کرده باشد! همراهی چینی‌ها با جمهوری اسلامی و فعالیت آنها بر ضد مردم ایران البته مسبوق به سابقه است. درست در بحبوحه اعتراض‌های مردمی پس از تقلب انتخاباتی سال ۸۸، خبرهایی مبنی بر فروش تجهیزات زرهی چینی ویژه سرکوب به حاکمان جمهوری اسلامی منتشر شده بود. همچنین چند ماه پیش نشریه وال استریت ژورنال پرده از قرارداد شرکت چینی هوآوی با جمهوری اسلامی برداشته بود که بواسطه آن شرکت مذکور که دومین تولیدکننده بزرگ تجهیزات مخابراتی جهان میباشد، اقدام به فروش و پیاده‌سازی تجهیزات شنود مکالمات و رهگیری کاربران در شبکه موبایل ایران کرده بود. قرارداد ترکمانچای نفتی با چینی‌ها هم که در نوع خود خیانت بزرگی به منافع مردم ایران تلقی میشود. همانطور که مشاهده میکنید در سالهای گذاشته چینی‌ها همواره پشت به مردم ایران کرده و در عوض دوشادوش آخوندهای جنایتکار در سرکوب مردم ایران و به غارت بردن منابع و ثروتهای ملی ایرانیان نقش فعالی داشته‌اند. دولت چین باید بداند که بین مردم ایران و رژیم جمهوری اسلامی که در مقابل مردم ایستاده تنها یکی را میتواند انتخاب کند. آنها باید پاسخگوی این رفتار خود باشند و باید توضیح دهند که چرا پول را بر انسانیت و حقوق بشر ترجیح داده و با تامین تجهیزات شنود، رهگیری و جاسوسی، حکومت را در به زندان انداختن، اعدام، شکنجه و به طور کلی در تشدید فضای خفقان در ایران یاری کرده‌اند؟ بدون شک مردم ایران هوشیارند و این جنایتها و خیانتها در حافظه تاریخی آنها ماندگار خواهد بود. همکاری با یک رژیم سرکوبگر و جنایتکار همچون جمهوری اسلامی، چینی‌ها را شریک جرم‌ و جنایت کرده و قطعا در گزینش نوع و سطح روابط ایرانیان با دولت چین پس از سقوط جمهوری اسلامی تاثیرگذار خواهد بود.

۱۳۹۰ اسفند ۲۶, جمعه

وکیل همه کاره در حکومت اوباش


در دومین جلسه رسیدگی به پرونده اختلاس 3 میلیارد دلاری که در غیاب متهم اصلی "خاوری" که فعلا در کاناداست برگزار شد "علی شعبانی" وکیل این پرونده اعلام انصراف کرد و جلسه تعطیل شد.
وکیلی که اعلام انصراف کرد "علی شعبانی" نام دارد که به یکباره شد عضو هیات نظارت بر اجرای قانون اساسی از سوی احمدی نژاد تشکیل شده است.
قاسم شعبانی پیشتر وکالت متهم به قتل "زهرا کاظمی" خبرنگار ایرانی- کانادایی را بر عهده داشت که هنگام بازجوئی که با حضور قاضی مرتضوی انجام می شد بر اثر ضربات برسرش کشته شد. البته قاسم شعبانی عضو وزارت اطلاعات و امنیت نیز هست. بویژه در زمانی که زهرا کاظمی در جریان بازجوئی به قتل رسید!
دایره فساد و قتل و جنایت که با وکالت و قضاوت در حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی به هم گرده خورده و حکومت اوباش را تشکیل داده، از این نمونه واضح تر!
برای درک عمیق تر ماجراها، بد نیست بدانید که پیش از حمله به باغ قلهک که محل سکونت کارکنان سفارت انگلستان بود و در ادامه آن سفارت انگلستان در تهران تعطیل شد، یک سمینار با عنوان "بررسی فقهی و حقوقی مالکیت باغ قلهک" تشکیل شده بود که علی شعبانی سخنران آن بود!
پیک نت 24 اسفند

۱۳۹۰ اسفند ۲۳, سه‌شنبه

به بهانه تحریم انتخابات و تفسیر به براندازی "ریشه کنی اصلاحات" توطئه ای که خاتمی خنثی کرد!


از قول محمد خاتمی نقل شده است که روز پنجشنبه قبل از رای گیری برای مجلس نهم خبرهای موثقی به وی رسیده که براساس آن عده‌ای در ملاقات با برخی از مقامات (رهبر جمهوری اسلامی) در صدد بودند طرحی نو در افکنند.
بموجب این طرح:
"انتخابات روزِ جمعه که پُر شور انجام خواهد شد و محمد خاتمی و مجمع روحانیون مبارز و سایر اصلاح طلبان بمانندِ رضا پهلوی و منافقین و .... رسما این انتخابات را تحریم کرده اند. تحریم عین معاندت و براندازی است. پس باید بساطِ اینها نیز جمع شود و کلک فتنه به کل کننده شود. روزِ شنبه نیز اعلام جشن ملی شود و از همان عصر تصفیه حساب آغاز شود"
این برنامه از سوی هواداران احمدی نژاد برایِ خارج شدن از زیرِ ضرب، طراحی شده بود. با توجه به اختلافاتِ آشکار هوادارانِ آقایِ احمدی نژاد و هواداران رهبری، می خواستند با پیاده کردن این طرح و به زیرِ ضرب بردن اصلاح طلبان خود را از زیر فشار و ضرب خارج کنند. نمونه‌اش طرح سئوال از رییس جمهور در همین هفته در مجلس! ...با گرفتن این طرح فضای سیاسی کشور مجددا تا چند ماه تحتِ تاثیر قرار می گرفت.
پیک نت 23 اسفند

۱۳۹۰ اسفند ۲۰, شنبه

فرماندهان سپاه و فرمانده کل قوا میدانستند و کودتا کردند بموجب نظرسنجی سپاه موسوی پیروز انتخابات بود


مرور آرشیو اخبار کارزار انتخابات 22 خرداد 1388 دستآوردهائی دارد گاه غافلگیر کننده، از جمله خبری که به زمان خود و به نقل "فرارو" در پیک نت منتشر شد اما دوباره خوانی آن، درحالیکه موسوی در حبس خانگی است و علی خامنه ای و شماری از فرماندهان سپاه دست از زیاده گوئی بر نمی دارند واجب است.
سایت فرارو، پیش از برگزاری انتخابات 22 خرداد نتیجه یک نظرسنجی در سپاه را منتشر کرد. این سایت نوشت:
«براساس نتایج منتشر شده از انتخابات نمادین ریاست جمهوری که در دانشگاه امام حسین(ع) متعلق به سپاه پاسداران برگزار شد، مهندس میرحسین موسوی در صدر نتایج قرار گرفت.
در این انتخابات که روز چهارشنبه برگزار شد، مهندس موسوی 38 درصد آراء و احمدی نژاد 32 درصد آراء را به خود اختصاص دادند.
این نتایج در حالی منتشر می‌شود که حامیان دولت نهم تلاش فراوانی را برای انتشار نظرسنجی‌ها جعلی که در آن رای احمدی‌نژاد بیش از 50درصد عنوان شده است از هفته‌ها قبل آغاز کرده‌اند.»
متن خبر فرارو را میتوانید از اینجا بخوانید!

پیک نت 20 اسفند

۱۳۹۰ اسفند ۱۸, پنجشنبه

خامنه ای به احمدی نژاد: تورم تک رقمی نشد اما مشارکت تهران یک رقمی شد


سلام و خدا قوت - بر اساس خبرهای محرمانه از جلسات سران نظام در مورد مشارکت مردم تهران در انتخابات که به نظر می رسد زیر 10 درصد بوده، ظاهرا طی جملات تندی آقای خامنه ای به احمدی نژاد گفته: قول داده بودی نرخ بیکاری و تورم را تک رقمی کنی، حالا درصد مشارکت در انتخابات شهر تهران تک رقمی شده است.

2- دیشب منزل یکی از اقوام میهمان بودیم. حدود 40 نفر بالای 18 سال در این میهمانی که بمناسبت بازگشت میزبان از کربلای معلی ترتیب داده شده بود حضور داشتند. وقتی بحث انتخابات بالا گرفت مشخص شد که از این جمع فقط 4 نفر رای داده اند. البته یکی از این افرادی که رای داده بود روی برگ خود نوشته بود به هیچ وجه از شرایط حاکم بر کشور راضی نیستم.

3- عصر سه شنبه 16 اسفند بسیج دانشجویی دانشگاه های امیر کبیر و شریف در چهار راه ولی عصر جشن پیروزی انتخابات گرفته بودند. دور هر یک از افراد بسیج جمعیتی حدود 30 نفره جمع شده بود و با هم بحث می کردند. من هم وارد بحث شدم و اعلام کردم که از شرایط رضایت ندارم. چرا به اعضای بسیج به راحتی اجازه داده می شود تا در هر جا که خواستند تجمع کنند و چرا بر اساس قانون اساسی به مخالفان اجازه تجمع داده نمی شود؟ یکی از افراد حاضر با حمایت از من اعلام کرد آیا اجازه می دهید در این مکان من تصویر موسوی را بالا ببرم؟ باور کنید شاید 90 درصد افرادی که بحث ها را می شنیدند از ما حمایت کردند. برخی از مردم هم که از کنار این جشن بی اعتنا می گذشتند. و حتی شیرینی را هم نمی گرفتند.

4- روز دوشنبه 15 اسفند ساعت 5 بعد از ظهر با متروی آزادی – کلاهدوز( خط 4 ) طبق معمول ایستگاه نبرد پیاده شدم. جلوی ورودی ایستگاه صدای ناله و جیغ می آمد. وقتی جلوتر رفتم دیدم برادران گشت ارشاد به طرز وحشیانه ای یک خانم را به سمت ون می کشیدند. مردم هم با اضطراب نگاه می کردند. در این زمان یک مرد میانسال که ظاهرا قیافه مذهبی هم داشت با دیدن این وضعیت با صدای بلند گفت این کار غیر شرعی است، این بدبخت را ول کنید. در این زمان مردم دور مامور را گرفتند و با صدای بلند می گفتند " ولش کن ولش کن" در این زمان مامور از ترس دختر را که روی زمین کشیده می شد رها کرد و شروع به هل دادن آن مرد میانسال کرد. جمعیت به حدی زیاد شده بود که من متوجه نشدم چه شد ولی همین قدر دیدم که خودروهای نیروی انتظامی سریع از آنجا دور شدند .
پیک نت 18 اسفند

۱۳۹۰ اسفند ۱۶, سه‌شنبه

دچار این اشتباه نباید شد طرد انتخابات مجلس نهم به معنای نفی انتخابات در ایران نیست



روز جمعه سردترین و بی رونق ترین انتخابات مجلس در سرتاسر تاریخ جمهوری اسلامی برگزار شد. آمارهای دولتی حکایت از آن دارد که حداقل 85 درصد مردم تهران انتخابات را طرد کردند. در واقع شرکت مردم تهران در این انتخابات از 18 درصدی که محمدرضا باهنر چندی پیش براساس نظرسنجی‌ها به آن اعتراف کرده بود نیز به مراتب کمتر شد.
وضع در دیگر شهرهای بزرگ نیز علیرغم همه آمارسازی‌ها به همین ترتیب بوده است. تنها در روستاها و شهرهای بسیار کوچک جمعیتی حداکثر 30 تا 35 درصد در انتخابات شرکت کردند که دلیل آن هم به آشنایی‌ها و وابستگی‌ها و شناخته شده بودن ساکنان باز می گردد، که اگر آنها نیز ساکن شهرها بودند احتمالا به جمع طرد کنندگان انتخابات می‌پیوستند.
خالی شدن پشت حاکمیت از مراجع مذهبی که نه مردم را دعوت به شرکت درانتخابات کردند و نه خود رای دادند و عدم مداخله و دعوت مردم به شرکت در انتخابات از سوی مشهورترین چهره های جمهوری اسلامی از بدو تاسیس تا اکنون – نظیر هاشمی رفسنجانی و خاتمی و ...- و حتی پرهیز تشکل های نظامی باقی مانده از جنگ با عراق – ایثارگران، شهدا، خانواده شهدا، آزادگان و ...- از دعوت مردم به شرکت درانتخابات از پدیده هائی در جمهوری اسلامی است که نباید از کنار آن به آسانی عبور کرد و آن ها را نادیده گرفت. هر کدام از این نهادها و افراد به طیف هائی در میان روحانیون و نظامی ها و سپاهی ها وصل اند.
طرد ملی انتخابات مجلس نهم در شرایطی بود که در آخرین هفته و روزهای مانده به 12 اسفند تمام دستگاه‌های تبلیغاتی حکومتی بسیج شده بودند تا به مردم اثبات کنند در صورت عدم شرکت در انتخابات، قدرت‌های جهانی به ایران

۱۳۹۰ اسفند ۱۴, یکشنبه

گزارش دریافتی از شهر قم انتخابات در قم مشت، نمونه خروار بود!


نه امروز (دیروز) بلکه در روزهای رسمی تبلیغات پیش از انتخابات، خیابان‌های قم هیچ گرمی و شور انتخاباتی نداشت. غروب چهارشنبه پیش از انتخابات در خیابان صفائیه قم که تقریباً تمامی آیات این شهر در آن حجره‌ و دفتر و دستکی بنا کرده‌اند و در ضمن محلی برای تجمع جوانان و قرار و مدارهای عصیان‌آمیز آنها است، هیچ نشانی از انتخابات نبود. تمامی ماشین‌ها در گذر از این خیابان نسبتاً تنگ، شیشه‌های خود را بالا می کشیدند و از برابر پایگاه‌‌های تبلیغی نامزدهای انتخاباتی با بی‌تفاوتی عبور کرده و اجازه نمی‌دادند برگه‌های تبلیغی در ماشین آنها انداخته شود. یخبندان انتخاباتی امروز (دیروز) قابل پیش بینی بود.
در میانه شهر قم، رودخانه کم‌عرض و خشکی وجود دارد که از کنار مقبره حضرت معصومه (خواهر امام رضا در مشهد) عبور می‌کند و به برکت توسعه شهری، تولید بی‌رویه اتومبیل‌های شخصی و راه یافتن سرطانی آنها به ترافیک نوظهور شهر قم، ساختار قدیمی آن نابود شده است. این منطقه به صورت گذرگاه دائمی در آمده است و اتومبیل‌ها از دو مسیر رفت و برگشت در ادامه طولی آن عبور می‌کنند. اخیراً احداث اولین مونوریل کشوری در همین منطقه آغاز شده و ستون‌های سیمانی آن یادآور ستون‌های کاخ آپادانا در مجموعه تخت جمشید، از زمین سر برافراشته‌اند. این رودخانه مرز فقر و غنا در قم است. به موازات خیابان صفائیه، در آن طرف رودخانه محله نیروگاه قم قرار دارد. دریای مردم، و عمق استراتژیک سیاست‌های انتخاباتی نظام، با بیش از 250 هزار رأی در همینجاست. از همین منطقه رای احمدی نژاد درانتخابات 84 بیرون آمد که منجر به رویش احمدی‌نژاد شد. اما انبوهی از همین مردم زودتر از رهبر به نیرنگ ‌بازی احمدی نژاد پی بردند و متوجه شدند رهبر مدت‌ها در پشت سر او و دیگر حلقه‌های ضعیف مخفی بوده است. افرادی که کارشان تا بوسیدن پای رهبر پیش رفت (مصباح یزدی).
رهبر با قدم گذاشتن در این مسیر یک‌طرفه، تمامی راه‌های نجات خود را از دست داد و امروز (دیروز) این سقوط بر همه آشکار شد. می توانند هر ادعائی در رسانه ملی بکنند، اما مراجع که هزاران چشم و گوش در شهر دارند و خود نیز در انتخابات شرکت نکردند و همچنین مردم قم که میدانند روز انتخابات چه گذشت.


پیش‌درآمدهای انتخابات مجلس 90، دیدنی و حکایات آن شنیدنی است.
در یکی از پیام‌های اس ‌ام ‌اس قم آمده بود:
«مقام معظم رهبری: شرکت در انتخابات هم حق مردم و هم تکلیف آنها است!»
از طرفی مسئول دفتر استفتائات رهبر در قم در جواب نشریه 9 دی قم که «صالح مقبول» را بر «اصلح» مقدم و ارجح می‌داند، این اصل را مردود اعلام کرده بودند.
ظاهراً بحث «صالح مقبول» و «اصلح نامقبول» در سال 84 از سوی اصول‌گرایان مطرح شده بود. موصوف این صفات به ترتیب رفسنجانی و احمدی‌نژاد بودند. اینک ابواب جمعی رهبر، شرکت در انتخابات را واجب دانسته بودند، اصلح را مرجح و اصلح مشهور را بر مشهور غیراصلح، مقدم اعلام کرده بودند و پیام‌هایی به طرفیت برخی از آیات میانه‌حال و متمایل به جبهه اصولگرایی تبلیغ می‌شد. برای مثال از قول آیت‌الله صافی نوشته‌ بودند: «برای مردم قم مهم است که رئیس مجلس از قم باشد».
در میانه این بازی‌های لفظی برای توجیه شرکت در انتخابات، قم چه پیش و چه روز انتخابات سوت و کور ماند.
در روزهای رسمی تبلیغات پیش از انتخابات، خیابان‌های قم هیچ گرمی و شور انتخاباتی نداشت. غروب چهارشنبه پیش از انتخابات در خیابان صفائیه قم که تقریباً تمامی آیات این شهر در آن حجره‌ و دفتر و دستکی بنا کرده‌اند و در ضمن محلی برای تجمع جوانان و قرار و مدارهای عصیان‌آمیز آنها است، هیچ نشانی از انتخابات نبود. تمامی ماشین‌ها در گذر از این خیابان نسبتاً تنگ، شیشه‌های خود را بالا می کشیدند و از برابر پایگاه‌‌های تبلیغی نامزدهای انتخاباتی با بی‌تفاوتی عبور کرده و اجازه نمی‌دادند برگه‌های تبلیغی در ماشین آنها انداخته شود. مردم در خیابان به شیوه باورنکردنی در کوی و برزن، در اتوبوس و بازار با دلهره و ناراحتی از افزایش قیمت‌ها می گفتند. در صورت نزدیک شدن فرد به پایگاه تبلیغ نامزدها، آنها به سراغش می‌آمدند، تر و خشکش می‌کردند، روزنامه به دستش می‌دادند، برایش توضیح می‌دادند و... از بس مشتری کمی داشته‌اند! و چون فرد از آنجا دور می‌شد مردم در صورت او نظر می‌انداختند، گویی گناهی مرتکب شده است. این طرز تلقی بویژه در خانم‌ها بارز‌‌تر بود. آنها از شرایط پیش‌آمده، دل خوشی ندارند، بلکه عصبانی هستند.
در میانه شهر قم، رودخانه کم‌عرض و خشکی وجود دارد که از کنار مقبره حضرت معصومه (خواهر امام رضا در مشهد) عبور می‌کند و به برکت توسعه شهری، تولید بی‌رویه اتومبیل‌های شخصی و راه یافتن سرطانی آنها به ترافیک نوظهور شهر قم، ساختار قدیمی آن نابود شده است. این منطقه به صورت گذرگاه دائمی در آمده است و اتومبیل‌ها از دو مسیر رفت و برگشت در ادامه طولی آن عبور می‌کنند. اخیراً احداث اولین مونوریل کشوری در همین منطقه آغاز شده و ستون‌های سیمانی آن یادآور ستون‌های کاخ آپادانا در مجموعه تخت جمشید، از زمین سر برافراشته‌اند.
این رودخانه مرز فقر و غنا در قم است. به محازات خیابان صفائیه، در آن طرف رودخانه محله نیروگاه قم قرار دارد. دریای مردم، و عمق استراتژیک سیاست‌های انتخاباتی نظام، با بیش از 250 هزار رأی در همینجاست. از همین منطقه رای احمدی نژاد درانتخابات 84 بیرون آمد که منجر به رویش احمدی‌نژاد شد. اما انبوهی از همین مردم زودتر از رهبر به نیرنگ ‌بازی احمدی نژاد پی بردند و متوجه شدند رهبر مدت‌ها در پشت سر او و دیگر حلقه‌های ضعیف مخفی بوده است. افرادی که کارشان تا بوسیدن پای رهبر پیش رفت (مصباح یزدی).
رهبر با قدم گذاشتن در این مسیر یک‌طرفه، تمامی راه‌های نجات خود را از دست داده و برای حفظ جایگاه لرزانش، مجبور است یا امتیازات قابل توجهی به اپوزیسیون زنده و فعال کنار دست خود بدهد و یا در پشت پرده به معاملات ننگینی با دشمنان خارجی ملت بنشیند و یا در انتظار انفجار خشم ملت‌ شبانه روز در فکر سازماندهی نیروی مقابله با مردم باشد.
دو روز قبل از انتخابات مجلس سال 90، در خیابان اصلی نیروگاه قم ، خیابانی با طول بیش از 2 کیلومتر با دهلیزها و دالان‌های بسیارهیچ اشتیاقی برای شرکت در انتخابات دیده نمی شد! حال از صندوق های این خیابان چی در آورند خدا می داند.

امضا: م. دوبی
(این گزارش خلاصه شده است)
پیک نت 13 اسفند

تدارک دوران پس از خامنه ای نخستین بازداشتگاه در قم زیر نظر مصباح یزدی!


در روزهای اخیر زندانیان سیاسی زندان لنگرود قم به بازداشتگاه ساحلی شهر قم منتقل شده‌اند و در بندی تازه تاسیس که برای زندانیان سیاسی در نظر گرفته شده نگهداری می‌شوند. این بند تازه تاسیس که پیش از این قرنطینۀ بازداشتگاه ساحلی قم بوده اکنون به "بند ویژه" تبدیل شده است.
حسین گودرزی و محمد حسین صالحی دو عضو ستاد روحانیون حامی میرحسین موسوی در انتخابات سال 88 که باتهام تهیه و انتشار فیلم مستند "به اسم کهریزک" همچنان زندانی اند از جمله منتقل شدگان به این بازداشتگاه اند.
گفته می شود، طراح راه اندازی این بازداشتگاه مصباح یزدی است که برای یورش های امنیتی به روحانیون و زندانی کردن شماری از آنها، تا پیش از فوت علی خامنه ای و در تدارک قبضه مجلس خبرگان رهبری نقشه کشیده است.
پیک نت 13 اسفند

۱۳۹۰ اسفند ۱۱, پنجشنبه

رویدادهارنگ سبزدارد



اینست!جنبشی که زیر پوست تمام رویدادهای ایران جریان دارد و رنگ آن سبز است، در این روزها، از هر فرصتی استفاده کرده و مهر خود را بر تابلوهای تبلیغاتی انتخاباتی که روز جمعه صندوق هایش را حکومت پر می کند می زند. این نمونه ای از این مهر کوبی و دهن کجی مردم به حکومتی است با کودتا علیه نتیجه واقعی انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد سال 1388 بر سر کار است. حکومتی که از وحشت حضور ناگهانی مردم در خیابان ها، حتی برنامه دقیقه 90 تلویزیون را شب بعد از اهدای جایزه اسکار به فیلم "جدائی نادر از سیمین" قطع کرد تا مبادا در آن اشاره ای به این جایزه بشود و مردم آن را بهانه رسمی بودن شادی کرده و بریزند به خیابان ها!
حاکمیتی چنین وحشت زده از مردم، ادعای آمدن مردم در روز جمعه به خیابان و رفتن به پای صندوق های رای را دارد! حتی اگر چنین واقعه ای هم محتمل بود، از هم اکنون چاره ای می اندیشیدند که جلوی به خیابان آمدن مردم را بگیرند!