۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه

اثبات بي گناهي متهم پرونده موسوم به جاسوس آمريکايي ( امير ميرزايي حکمتي ) - نوشته محمد مصطفایی وکیل پایه یک دادگستری

در این مقاله با تجزیه و تحلیل حقوقی اثبات خواهد شد که امیر حکمتی بی گناه است و دولت جمهوری اسلامی ایران با سو استفاده سیاسی از این جوان وی را بازداشت کرده است. در این یادداشت نکات قابل تاملی است که توجه خوانندگان گرامی به خصوص اعضای محترم بالاترین را به آن جلب می کنم. باشد که با اطلاع رسانی بتوان جلوی بی عدالتی و زیر پا گذاردن انسانیت و قانون را گرفت. ۱- در روزهاي گذشته به صورت گسترده اي رسانه هاي حکومتي به انعکاس اين خبر پرداختند. اعلام شد که سربازان گمنام امام زمان با تيزهوشي و دقت يک جاسوس آمريکايي را که براي جاسوسي به ايران آمده بود را بازداشت کردند. غافل از اينکه همانطور که مرقوم گرديد و حال تاکيد مي شود؛ امير حکمتي که جواني بيست و هشت ساله است، خود براي اينکه اطلاعاتي را به وزارت اطلاعات بدهد، وارد اين ماجرا شده و نه تنها قصدش جاسوسي براي آمريکا نبوده است بلکه مي خواسته اطلاعاتي از محل خدمت خود به وزارت اطلاعات ايران بدهد و در قبالش مبلغي وجه دريافت کند. او در وضعيت مالي خوبي نبوده و گمان مي کرده که مي تواند از فرصتي که برايش پيش آمده و در ايران است استفاده کند و اطلاعاتي را در قبال تحصيل مبلغي واگذار کند. به همين دليل سه بار با ماموران وزارت اطلاعات ملاقات نموده و مامورين براي تخليه اطلاعات بيش تر او را بازداشت نموده و مدت يکصد روز در سلول انفرادي و تحت شکنجه قرار داده و در نهايت هم از اين جوان سو استفاده کرده و استفاده ابزاري در سطح بين الملل مي نمايد هر چند اين سرباز و کارمند آمريکايي هيچ اطلاعات محرمانه اي هم نداشته است که ارايه دهد والا حتما کميته ضد جاسوسي براي رسوايي آمريکا هم شده از آن استفاده مي کرد. ۲- در کيفرخواست تنظيم شده، دو عنوان مجرمانه مطرح شده است که هيچ کدام از عناوين ياد شده با آنچه در شکل و محتواي رسيدگي قضايي به پرونده، با وجود فشارهايي که بر متهم وارد شده است مطابقت نمي کند و البته جاي تعجب است که چرا بايد اين جوان مورد عفو و رحمت قرار گيرد در حالي که مرتکب هيچ جرمي نشده است. ماده ۵۰۲ قانون مجازات اسلامي مقرر مي دارد: هر کس به نفع يک دولت بيگانه و به ضرر دولت بيگانه ديگر در قلمرو ايران مرتکب يکي از جرايم جاسوسي شود به يک تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد. توضيح اينکه: جرم جاسوسي يک جرم سازمان يافته و فراملي است که هر کس مرتکب اين جرم شود، اطلاعات مهم، حساس و حياتي يک کشور در زمينه هاي امنيتي، نظامي و سياسي از طريق يک نظام سازمان يافته و با استفاده از نيروي انساني در اختيار يک کشور يا کشورهاي ديگر قرار مي گيرد، به عبارت ديگر اگر فردي به کشورش طبق آنچه مرقوم گرديد خيانت کند، جاسوس به حساب مي آيد. جاسوسي داراي مصاديق احصا شده در قوانين جمهوري اسلامي است از جمله؛ مطلع کردن اشخاص فاقد صلاحيت از اسرار، ورود به اماکن ممنوعه جهت کسب اطلاعات، جمع آوري اطلاعات، بي مبالاتي در حفظ اطلاعات طبقه بندي شده از مصاديق جاسوسي است. امير حکمتي از بدو دستگيري تا زمان محاکمه اعلام و اظهار کرده است که قصد داشته اطلاعاتي را به دولت ايران دهد و قصد کسب اطلاع و جمع آوري اطلاعات نداشته است. مضاف به اينکه قيد صدمه به امنيت ملي در اين ماده قانوني حکايت از آن دارد که چنانچه صدمه به امنيت ملي احراز نگردد، اين جرم نيز تحقق نخواهد يافت. نه در کيفرخواست تنظيمي و نه در اظهارات متهم، نشاني از ورود صدمه به کشور وجود ندارد و مهم اينکه امير حکمتي در اصل مي خواسته که به نفع کشور عملي را انجام دهد نه به زيان کشور جمهوري اسلامي. بنابراين از اين لحاظ به هيچ عنوان نمي توانيم عنوان جاسوسي را به اين جوان منتسب نماييم چرا که نه عنصر مادي جرم و نه عنصر معنوي جرم جاسوسي در خصوص پرونده امير حکمتي وجود ندارد. ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامي مقرر مي دارد: هر کس يا گروهي با دول متخاصم به هر نحوي عليه جمهوري اسلامي ايران همکاري نمايد، در صورتي که محارب شناخته نشود به يک تا ده سال حبس محکوم مي گردد. در اين خصوص لازم به ذکر است: اولا- اولا تعجب مي کنم از وکيل مدافع آقاي امير حکمتي که برخلاف نظر قضات دادگاه تجديدنظر استان تهران، به زيان موکل خود آمريکا را در دادگاه دولتي متخاصم معرفي مي کند و قسمت عمده دفاعيات خود را به موضوعات بي ربط اختصاص مي دهد و مي گويد: شنيده دارم که شيطان دشمن قسم خورده‌اي است براي اغواي انسان و در محضر رب العالمين قسم خورده به عزت و جلالش که همه را فريب مي‌دهد مگر عده‌اي خاص که مخلص هستند و الا هيچ انساني از وسوسه‌هاي شيطان نمي‌تواند دوري کند. امام خميني (ره) در يک کلام زيبا ، ظريف و بي‌بديل گفتند که آمريکا شيطان بزرگ است. آمريکا ، اين روباه مکار و اين عقرب جرار، فريب مي‌دهد و موکل من هم مي‌گويد که فريب خورده‌ام. الان هم جايي نيست که بخواهد حقايق را کتمان کند؛ اينجا محضر دادگاه عدل اسلامي است و همه چيز بر مبناي موازين قانوني و اصول است. امثال موکل من را آمريکايي ها به دام مي اندازند اما وقتي پرنده تيزپرواز هزارچشم هزار گوش مستور و پوشيده از انظار را مأموران ما ، جوانان ما و چشم و گوش هاي ما صيد مي‌کنند آمريکا در تلاش براي چه چيزي است؟ جايي که عقاب پر بريزد، از پشه لاغري چه خيزد؟ بيان اينگونه موارد و تجزيه و تحليل کينه جويانه از يک کشور زماني که به نفع موکل نباشد، نياز به بيانش در دادگاه نيست. اگر به ياد داشته باشيد در پرونده رکسانا صابري دو عنوان مجرمانه امنيتي و جاسوسي به وي منتسب شد. آقاي صالح نيک بخت به عنوان وکيل رکسانا دلايل بسياري قوي در رد اتهام موکلشان ارايه داده و اثبات نمودند که دولت امريکا دولت متخاصم نيست. ايشان در مورد دفاعيات ارائه شده در دادگاه تجديد نظر به دويچه‌وله گفتند: « اعلام کردم که اولا هيچ دليلي وجود ندارد که خانم صابري با دولت آمريکا همکاري کرده باشد. دوما در حکم اوليه، دولت آمريکا متخاصم معرفي شده، اما چنين چيزي در عرف بين‌الملل وجود ندارد. در دادگاه گفتم که آقايان عباس عبدي و حسين قاضيان هم در پرونده‌ي موسوم به “نظرسنجي”، به اتهام همکاري با دولت متخاصم محکوم شده بودند، اما از طرف ديوانعالي کشور حکم آنها نقض شد. هم رونوشت حکم آنها را ارائه کردم و هم رونوشت نامه‌ي وزارت خارجه را که اعلام شده بود به هيچ وجه ايران با هيچ کشوري در حالت مخاصمه نيست. وزارت خارجه هم اين را دوباره تاييد کرد که ايران و آمريکا دو دولت متخاصم به معناي متعارف در حقوق بين‌الملل نيستند. زيرا دولت متخاصم به دولت‌هايي گفته مي شوند که يا در حال جنگ، يا در مرحله‌ي توقف جنگ باشند.» حال اين سووال مطرح مي گردد که آيا وکيل به جاي اين همه گفتار به زيان موکل خود نمي توانست به پرونده هاي ياد شده به نفع موکلش استناد کرده و دفاعي در خور يک وکيل مدافع نمايد؟ ثانيا- حتي اگر فرض را هم بر متخاصم بودن دولت امريکا بگيريم که نيست، بر اساس ماده قانوني فوق متهم مي بايست عليه دولت جمهوري اسلامي ايران يا دولت متخاصم همکاري کند در حالي که در اين پرونده، امير حکمتي به نفع دولت جمهوي اسلامي ايران همکاري کرده است نه عليه اين دولت! دولت جمهوري اسلامي به جاي آنکه اين فرد را بازداشت و محاکمه کند مي بايست به او پاداش هم بدهد که اطلاعاتي از ارتش امريکا و موضوعات امنيتي امريکا در اختيار جمهوري اسلامي ايران قرار داده است. امير حکمتي زماني مستحق مجازات مي گردد که عليه جمهوري اسلامي با دولت متخاصم همکاري کند، در حالي که محرز و مسلم است، نه هنگامي که در خارج از کشور بود عليه جمهوري اسلامي اقدامي نموده است و نه زماني که داخل بود دست به چنين عمل مجرمانه اي زده است. پرونده امير حکمتي روشن و واضح است و انتشار محاکمه ايشان جاي هيچ ترديدي براي بي گناهي وي نمي گذارد. ثالثا- ملاحظه مي نماييد که آقاي امير حکمتي مرتکب هيچ جرمي نشده و بي گناه است، صرف نظر از اين موضوع با توجه به اينکه ايشان متهم به محاربه نشده اند و تنها به اتهام اقدام عليه امنيت کشو و جاسوسي بازداشت هستند مي بايست براي وي قرار تامين کيفري مناسبي صادر گردد که بتوانند تا تصميم دادگاه خارج از زندان باشند. نه اينکه ايشان را با قرار بازداشت موقت در بازداشت نگه داشته و او را تحت شکنجه قرار دهند. ۳- هدف اصلي از بازداشت و محاکمه امير حکمتي، صرفا سو استفاده سياسي بوده است چرا که از لحاظ حقوقي و قانوني امير حکمت بر اساس آنچه مرقوم گرديد حتي اگر تمام مطالبي که ايشان عنوان کردند صحت داشته باشد، عنوان مجرمانه اي براي عملکرد ايشان که به نفع دولت ايران کار کرده است نمي توان يافت. اينکه گفته مي شود اگر ايشان به امريکا بر مي گشت قصد جو سازي به زيان ايران را داشته است و مي خواسته جمهوري اسلامي را تروريست معرفي کند. نيز اظهاري بي پايه و اساس است چرا که در مواد قانوني ياد شده، نتيجه مجرمانه شرط تحقق جرم است و نمي توان با احتمال، حکم به محکوميت يک فرد داد. اينگونه اظهارنظر ها از مقام قضايي که واقف مي بايست واقف و مسلط به قانون باشد بعيد و بلکه بچه گانه است. به هر تقدير آقاي امير حکمتي در حال حاضر همچون بسياري از بازداشت شدگان ديگر در بازداشتگاه امنيتي زندان اوين هستند و اميدوارم که روزي دادگاههاي ايران منافع افراد ديگر را فداي عدالت نکرده و به نوعي مبادرت به صدور راي و محکوميت افراد کنند که مستند به دلايل محکمه پسند و قانوني باشد نه متکي به سفارش و منافع سياسي....

۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

:: مهدی کروبی: حکومت می خواهد انتخابات فرمايشی و دستوری برگزار کنند

مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت در ايران که در حصر خانگی به سر می برد، در پيامی به مناسبت نزديک شدن به انتخابات مجلس نهم گفته است که «حکومت خود را برای برگزاری انتخابات فرمايشی آماده می کند.» آقای کروبی بيش از ۳۰۰ روز است که در حصر خانگی به سر می برد ولی بر اساس گزارش سايت سحام نيوز، نزديک به اين رهبر مخالفان دولت، به صورت هفتگی به همسر خود، فاطمه کروبی، ديدار می کند. خانم کروبی به سحام نيوز گفته است که در ديدار اخير خود با آقای کروبی به وی اطلاع داده است که «برخی از نزديکان و دوستان از تهران و شهرستان ها مراجعه می کنند و نظر جنابعالی را در خصوص شرکت در انتخابات و کانديداتوری نيروهای اصلاح طلب جويا می شوند.» به گفته خانم کروبی، اين رهبر مخالفان که «تنها به صدا و سيما و دو روزنامه دسترسی دارد» گفته است: من از ديدگاه های مقامات جمهوری اسلامی «استنباط کردم که که آقايان از تداوم قهر و نارضايتی مردم به خوبی مطلع‌اند و می‌خواهند انتخاباتی فرمايشی و دستوری ترتيب دهند و با رد صلاحيت و ابطال برخی حوزه‌ها و پرکردن صندوق‌های رای از رای‌های بدون صاحب، و سپس برخورد و دستگيری و به وجود آوردن رعب و وحشت و امنيتی کردن کشور، پروژه تکراری انتخابات ۸۸ را بار ديگر پياده کنند.» مهدی کروبی افزوده است: «هنوز هيچ اتفاقی نيافتاده آقايان ستاد مبارزه با تخلفات انتخاباتی را با حکم رييس قوه قضاييه تشکيل داده‌اند و همه اينها نشان دهنده آن است که آقايان هيچ اعتقادی به رای مردم ندارند و از هم اکنون خود را برای برگزاری انتخاباتی فرمايشی آماده می‌کنند.» به گزارش سايت سحام نيوز، آقای کروبی پيشنهاد کرده است که «بهتر است جمع اندکی که مورد قبول آقايان هستند مانند: علی اکبر ولايتی، محسن رضايی (که در انتخابات ۸۸ نظرات بديعی داشتند) به سخنگويی حدادعادل و احمد خاتمی (به عنوان حاکم شرع قاطع، که حقير و آقای موسوی را محارب اعلام کرده بود) به رياست احمد جنتی، به عنوان شورای عالی انتخابات منصوب شوند و افرادی را به عنوان نماينده ملت انتخاب (منصوب) کنند و تير آخر را به پيکره جمهوری اسلامی که در سال ۵۸ با رای قاطع و بی سابقه مردم تصويب و تاسيس شد، بزنند.» اين رهبر مخالفان ابراز اميدواری کرده است که مردم ايران «در فرصتی مناسب، ارزش های موجود در قانون اساسی ۵۸ را، البته با اصلاحاتی که در گذر زمان ضروری می نمايد، احيا کنند.» انتخابات مجلس نهم قرار است روز ۱۲ اسفندماه سال جاری در ايران برگزار شود و کار ثبت نام نامزدهای انتخاباتی از روز جمعه، دوم دی ماه، در سراسر کشور آغاز شده است. بر اساس گزارش خبرگزاری های ايران، تا پایان روز دوم، ۶۳۹ نفر برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرده اند که ۶۱۰ نفر از آنها مرد و ۲۹ نفر زن هستند. گزارش های خبرگزاری فارس درباره ثبت نام نامزدها بیانگر آن است که اکثر این افراد از حاميان دولت و اصولگرايان هوادار آيت الله خامنه ای هستند. تشديد فضای سرکوب احزاب و گروه های سياسی نزديک به اصلاح طلبان و برآورده نشدن شروط محمد خاتمی، رييس جمهوری پيشين ايران، به منظور شرکت در انتخابات موجب شده است که گروه های بيشتری از اصلاح طلبان در روزهای اخیر از رقابت ها کناره گيری کنند. آقای خاتمی از يکسال پيش تاکنون بارها خواستار آزادی زندانيان سياسی، آزادی مطبوعات و احزاب سياسی و برداشتن حصر خانگی ميرحسين موسوی و مهدی کروبی شده است. اصولگرايان با انتقادهای شديد از شروط خاتمی اعلام کرده اند که نيازی به حضور اصلاح طلبان در انتخابات نيست و افراد درون اين طيف که قصد شرکت در انتخابات را دارند بايد از «جریان فتنه» که برای اشاره به اعتراض های پس از انتخابات ۸۸ مورد استفاده قرار می گيرد، برائت بجویند. جبهه مشارکت ايران اسلامی، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اعلام کرده اند که در اين انتخابات شرکت نمی کنند و به طور تلويحی آن را تحريم کرده اند. ۳۹ زندانی سياسی نيز با صدور بيانيه ای تاکيد کرده اند که «گرم کردن تنور انتخابات، کمک به استبداد و در تقابل با دمکراسی است.» همچنین محمد خاتمی گفته است که اصلاح طلبان بر اساس رويکرد «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» نسبت به انتخابات مجلس نهم در ۱۲ اسفندماه سال جاری عمل خواهند کرد، يعنی «نمی‌توانند و نبايد در اين انتخابات نامزد داشته باشند.» ميرحسين موسوی، ديگر رهبر مخالفان که در سال ۱۳۸۸ تاکيد کرده بود در انتخابات دهم رياست جمهوری «تقلب های گسترده و مهندسی شده» صورت گرفته است، به دليل حصر شديد خانگی هنور درباره انتخابات مجلس نهم اظهار نظر نکرده است.

۱۳۹۰ دی ۴, یکشنبه

با تقیه اسلامی آنچه را حسین بن علی نکرد آقایان به نام او درایران کردند

دست اندرکاران پیک نت- با سلام و تشکر از زحماتتان، گرچه سعی کردم این نوشته کوتاه باشد، اما نشد.
در هفته های اخیر زاویه ای از زوایای شیعه و شیعیگری به نام "تقیّه" به بحث در آمد، که شاید تداوم آن برای روشنگری و اطلاع جوانانی که که در سایه یکی از ظالم ترین و ریا کارترین حکومت ها رشد می کنند لازم باشد. از جهت دیگر، اهمیت "تقیّه" آنچنان است که شاید در آینده ای نه چندان دور نقشی حیاتی در ترسیم مسیرو جایگاه روحانیت شیعه اثنی عشری در ایران را داشته باشد.
نمونه ای از اشارات اصلاح طلبان به معقوله "تقیّه" را در مقاله اخیر مصطفی امینی به نام "ای عقلای قوم، ای علمای قم، ای حاکمان مسلّط بر مردم" می توان یافت.
مصطفی امینی چنین می نویسد: " ای علمای قم ! این چه تفسیریست از دین ؟ کجای حکومت علی (ع) ، ظلم جای داشت و شکنجه، خط قرمز بود و خود پرستی؟ کجای قرآن هتک حرمت بود و تظاهر ؟ کجای دین محمّد (ص) بی عدالتی بود و سهم خواهی ؟ کجای منش حسین ( ع ) ، خفقان بود و ظلمت و آزادی ستیزی ؟ چرا اجازه دادید چنین تصویری از اسلام به مردم ارائه شود ؟ شما در دادگاه عدل الهی مسئولید. چرا سکوت و تردید ؟ اگر ائمه تنها نمی بودند، تقیّه نمی کردند، اینک شما تنها نیستید، مردمی دل شکسته و خسته از جفای زمانه با شمایند ! آیا سکوت جایز است؟.
مطمئن باشیم اگر غافل شدیم، اگر سکوت کردیم، اگر به دیگران سپردیم، اگر بی تفاوت به اوضاع و احوال شدیم، اگر ظلم دیدیم و صبرکردیم، پنداشتیم که جای تقیّه است، اگر نا امیدی وبی تفاوتی مردم را فرا گرفت، آنگاه احوالمان بهتر از عراق و افغانستان نخواهد بود! با هر تفکری و پیشینه ای!"
امّا "تقیّه" چیست؟ دکتر شجاع الدین شفا در کتاب "پس از ۱۴۰۰ سال، جلد۱" تقیه را چنین تعریف می کند.
"اصل "تقیه" یا دروغ شرعی...بر اساس این اصل، هر فرد شیعه حق دارد در موقعی که ضرورت اقتضا کند (ولو اینکه تنها خودش چنین تشخیصداده باشد)، هم شیعه بودن خود را انکار کند، هم دربارۀ امامان شیعه ناسزا بگوید، هم تهمت و دروغ به مخالفان ببندد، تا آن را در جای خود به خطر اندازد - و ضرورت این دروغِ واجب چنان مورد تأکید قرار گرفت که تدریجاً تقیه نه دهم آئین شیعه شناخته شد و بقیۀ فرایض این آئین جمعاً یک دهم آن. و به احادیث مربوط به این ضرورت باب خاصّی به نام "بابُ التقیّه" در کتاب "الایمان و الکفر" اصول کافی اختصاص داده شد".
خلاصه اینکه، "تقیه" یعنی آنچه دیگران کردند و حسین بن علی نکرد. حسین از بیعت با یزید خود داری کرد و در مقابله با حکومت ناعادلانهاموی قیام کرد. قیام حسین و شهادتش در کربلا همگی برای احیای حکومت عادلانه بود. امام حسین در راه عقیدۀ خود مبارزه کرد و با گفتن"انّ الحیاة عقیدة و جهاد" شهید شد.
آیا روحانیانی که راه عافیت و سکوت را پیش گرفته اند روزی خواهندتوانست از زیر باراین شرمی که برای خود و دیگران فراهم می کنندبیرون آمده و کمر راست کنند؟ آیا دوران "تقیه" به پایان نرسیده؟

م. ن. اندیشه
پیک نت 3 دی 1390

۱۳۹۰ دی ۱, پنجشنبه

با درگذشت رهبر کره شمالی رویای "آقا مجتبی" فعلا در کره شمالی تحقق یافت!

رهبر 69 ساله کره شمالی بدنبال یک سکته مغزی که چند سال پیش کرده بود، سرانجام در گذشت. مرگ نه رهبر می شناسد و نه مرید رهبر، نه صاحب قدرت و نه زندانی قدرت. اغلب به هنگام و گاه نیز نا بهنگام می رسد. در مورد رهبر کره شمالی چندان هم نا بهنگام نرسید. شاید چندسالی زودتر رسید!
بنابراین، اعلام خبر درگذشت او، واقعه مهمی نیست، بلکه واقعه مهم تحولاتی است که پس از در گذشت فردی که بصورت فردی و مطلقه یک کشوری را مستبدانه اداره می کند، روی میدهد. این همان واقعه ایست که پس از درگذشت بهنگام و شاید هم نابهنگام علی خامنه ای در جمهوری اسلامی روی خواهد داد.
حال در کره شمالی اعلام شده که برای از هم نپاشیدن ولایت مطلقه رهبر کره شمالی، قرار است آقازاده 20 ساله او، جانشین پدر شود. یعنی همان رویدادی که در کشورهای سلطنتی سابقه تاریخی دارد و اکنون در کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال افریقا – و پیشاپیش آنها در ایران- مردم علیه اینگونه نظام ها به پا خاسته اند. چه در تونس و چه در مصر و چه در یمن. حتی در مراکش و سوریه نیز جدال نسل جوان با نظام های حاکم بر سر همین مسئله بوده و هست. نخستین عکسی که از جانشین رهبر کره شمالی منتشر شده، او را در پناه نظامی های این کشور نشان میدهد. خوابی که آقا مجتبی هم دیده و پا به پا می کند که یک روزی در جمع فرماندهان سپاه، سکان را یا در زمان حیات پدرش و یا پس از در گذشت او در اختیار بگیرد.
پیک نت 30 آذر

پیش بینی شرایط جنگی 900 هزار افغانی با 150 دلار خرج سفر اخراج می شوند

وزارت کشور جمهوری اسلامی اعلام کرد، به 900 هزار افغانی که بصورت غیر مجاز در ایران بسر می برند ابلاغ شده که 150 دلار هزینه بازگشت دریافت کرده و بازگردند به افغانستان. این هزینه سفر به سرپرست خانواده ها داده می شود. همچنین اثاثیه آنها به کمک دولت تا مرز، برای آنها حمل می شود.
وزارت کشور همچنین اعلام کرد که نزدیک به 5ر1 میلیون افغانی که در میان آنها هزاران پاکستانی نیز حضور دارند، بصورت غیر مجاز در ایران پخش اند، که باید مطابق قراردادی که میان سه کشور پاکستان، افغانستان و پاکستان بسته شده، به کشورهایشان بازگردند.
با آنکه وزارت کشور هیچ اشاره ای نکرده، اما شتابی که برای بازگرداندن افغان ها و پاکستانی ها از ایران آغاز شده، باید ناشی از بیم و هراسی باشد که حکومت از آغاز حمله و جنگ دارد. حمله و جنگی که معلوم نیست مهاجرین افغانی و پاکستانی در کدام جبهه آن خواهند ایستاد. بویژه که گفته می شود طالبان و القاعده بتدریج بخش وسیعی از آنها را در شبکه های مختلف سازمان داده است و با به قدرت بازگشتن طالبان در افغانستان قدرت گرفتن القاعده در پاکستان چنین دست درازی در ایران، خود به خود موجب نگرانی است.
پیک نت 30 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه

آزادی موسوی و کروبی گام اول برای آشتی ملی

نشانه هائی از گام دوم در جهت برداشتن گام هائی که سمت گیری آن به سوی آشتی ملی در داخل کشور و تنش زدائی در عرصه جهانی و بویژه منطقه ایست، بدست آمده است. اگر این گام با پایان حصر خانگی موسوی و کروبی برداشته شود، آنگاه سفر دبیرشورای عالی امنیت ملی به مسکو و سفر وزیر اطلاعات به عربستان سعودی، معنای دقیق خود را پیدا می کند. بویژه که از حضور یکی از فرماندهان سپاه در جمع هیات همراه نخست وزیر عراق به امریکا برای ملاقات با اوباما و دیگر مقامات امریکائی، امضای یک قرارداد نظامی با دولت افغانستان و همچنین کشیدن ترمز دستی امام جمعه ها و برخی نمایندگان مجلس که یک شبه ضد انگلیسی شده بودند نیز در همین رابطه می توان نام برد. درعین حال که تمام گزارش ها و نشانه هائی که نه تنها در مطبوعات جهان و توسط مفسران و تحلیلگران برجسته ای نظیر "شوسودفسکی" مطرح شده، بلکه فعل و انفعالات سیاسی در سطح جهان نیز بر نگرانی ناشی از جنون حمله به ایران حکایت دارد. قرار داشتن مسئله "حمله به ایران" در سفر و مذاکرات رئیس جمهور روسیه به مقر اتحادیه اروپا، آخرین و مهم ترین این نشانه هاست.
در چنین شرایطی، اگر گام های واقعی برای آشتی ملی و تنش زدائی در عرصه جهانی و عرصه داخلی برداشته شود، آنگاه می توان گفت که حتی اگر این گام ها با تاخیر هم برداشته شده و هدفش رفتن به سمت انتخاباتی باشد که مردم در آن شرکت کنند نیز، گام مثبتی است. علیرغم آن که تنش و رقابت و صف بندی در خود حاکمیت و میان کلاهی ها و معممین و نظامی ها چنان زیاد است که امکان هر نوع مقابله و مقاومتی برای جلوگیری از برداشتن چنین گامی محتمل است. این زمزمه که پایان 300 روز حبس خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به معنای پایان زندان خانگی آنهاست، از جمله گام هائی است که در بالا به آن اشاره شد. به همین دلیل باید برای چنین گامی لحظه شماری کرد و دید آیا این خبر یک عضو حزب رهبری حزب اعتمادی ملی بنام "رحمت الله بیگدلی" که در فیسبوکش اعلام کرده بزودی حصر خانگی موسوی و کروبی شکسته می شود، تحقق می یابد یا نه؟ و اگر چنین شود، زندانیان کودتا نیز به خانه هایشان بازخواهند گشت؟ با این گام ها، گام بعدی برای باز کردن فضای سیاسی کشور برداشته می شود؟
"رحمت الله بیگدلی" که حدس زده می شود بزرگترهائی خبر را برای انتشار دراختیارش گذاشته اند، در فیسبوک خود نوشت:«یک منبع مطلع خبر داد، با تلاش برخی شخصیت های برجسته کشور و اعضای بیت امام خمینی(ره) از مهدی کروبی و میرحسین موسوی رفع حصر می شود.»
پیک نت 27 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲۶, شنبه

مجله "نزاویسیمایاگازتا" چاپ مسکو: آیا ایران باید درانتظار یک حمله غافلگیرانه باشد؟

خبرگزاری روسی نووستی به نقل از روزنامۀ "نزاویسیمایا گازتا" نوشت :
منابع وزارت دفاع روسیه می گویند اخباری به کرملین می رسد مبنی بر اینکه اسرائیل با پشتیبانی آمریکا سرگرم تدارک حمله به ایران است. این حمله بزودی و غافلگیرانه روی خواهد داد. حملات احتمالی آمریکا علیه تأسیسات نظامی و اتمی ایران از طریق خاک ترکیه صورت خواهد گرفت. پاسخ ایران نیز بلافاصله خواهد بود و جنگی تمام عیار با نتایج غیرقابل پیش بینی روی خواهد داد. »
آنچه که این نشریه چاپ مسکو نوشته، در انطباق است با آنچه که خبرگزاری ها بعنوان یکی از مسائل مورد بحث "مدودیف" رئیس جمهور روسیه در سفر به برکسل و شرکت در اجلاس اتحادیه اروپا نوشتند. یعنی مسئله حمله به ایران. گفته می شود وی با رهبران اروپا دراین باره گفتگو کرده است.
پیک نت 26 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

برای سالگرد مرگ "کردان" به مازندران رفته بود بدرقه احمدی نژاد با لنگه کفش، در شهر ساری

احمدی نژاد که روز گذشته برای افتتاح طرح مسکن مهر و سخنرانی در مراسم سالگرد مرگ ناگهانی "کردان" وزیر کشور استیضاح شده دولتش به مازندران رفته بود، هنگامی که در مصلای شهر ساری در ستایش از "کردان" مشغول سخنرانی بود، با اعتراض حاضران روبرو شد و به سویش لنگه کفش پرتاب شد. کردان بدلیل تقلبی بودن مدرک "دکترا" در مجلس استیضاح و برکنار شد. او سالها و پیش از پیوستن به دولت احمدی نژاد مسئول مالی صدا و سیمای جمهوری اسلامی در زمان لاریجانی بود و در منطقه مازنداران مردم او را بعنوان یک چهره کارچاق کن و دست به جیب برای خریدن این و آن می دانستند.
شماری از آنها که دراین سخنرانی جمع شده بودند کارگران اخراجی و بیکار شده صنایع نساجی مازنداران بودند که در میان سخنرانی او، بانگ اعتراض به اخراج و بیکاری و تعطیل شدن کارخانه های نساجی را بلند کردند. احمدی نژاد مشغول توجیه این اخراج ها و بیکاری ها بود که یکی از کارگران خود را به او نزدیک کرده و ضمن بیان خواست ها، مشکلات معیشتی و اعتراضات کارگران، لنگه کفش خود را در آورده و بطرف او پرتاب کرد. احمدی نژاد که صحنه را از پیش و با دیدن اعتراضات حاضران پیش بینی کرده بود، سر خود را کنار کشید و لنگه کفش به بنری که پشت سر او قرار داشت اصابت کرد. این کارگر را امنیتی ها و محافظان احمدی نژاد زیر مشت و لگد گرفتند و احمدی نژاد نیز تریبون را ترک کرد.
درباره پرتاب کننده کفش خبرگزاری های داخلی نوشتند که وی از جمله کارگران میانسال و اخراجی نساجی بوده که بیش از یکسال است حقوق نگرفته است.
احمدی نژاد پیش از بلند شدن صدای اعتراض حاضران و بویژه کارگران حاضر در سخنرانی و پرتاب شدن کفش به سوی او، که سرگرم ستایش از "کردان" بود، از جمله گفت:
"شهادت می دهم که مرحوم کردان مردی پاک و دلسوخته انقلاب و آرمان های انقلاب بود که با شرافت زندگی کرد و با شرافت از دنیا رفت."
پیک نت 22 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه

در جبهه اصلاحات ادعای رایزنی های تازه برای انتخابات مجلس آینده

روزنامه رسالت، بعنوان قدیمی ترین سخنگوی جناح راست جمهوری اسلامی، در شماره روز گذشته خود، در رابطه با انتخابات مجلس آینده که در اسفند ماه برگزار خواهد شد مدعی شد که محمد خاتمی، موسوی خوئینی ها از جانب مجمع روحانیون مبارز و ایت الله موسوی بجنوردی از طرف مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم یک شورای راهبردی تشکیل داده و بصورت منظم جلساتی را بر گزار می کنند.
همین روزنامه از قول "مشرق" نوشت که در آخرین جلسه این شورا، تصمیم گرفته شده است از حسن خمینی نوه آیت الله خمینی نیز برای شرکت دراین جلسات و یا یکی از جلسات شورا دعوت شود تا مواضع خود را درباره انتخابات آینده مجلس ارائه دهد. همچنین تصمیم گرفته شد که این شورا با هاشمی رفسنجانی نیز دیدار کرده و از آخرین نظرات وی در باره انتخابات آینده نیز اطلاع حاصل شود.
مجموع این رایزنی ها قرار است در جلسات آینده شورای راهبردی به بحث گذاشته شود.
هنوز از جانب کسانی که در این گزارش از آنها نام برده شده، هیچ اظهار نظری در باره ادعاهای مشرق و رسالت بیان نشده است، بویژه که آنقدر سایت ها و نشریات وابسته به دولت و سپاه و مصباح یزدی در چند سال اخیر دروغ و جعل خبر منتشر کرده اند که تا افراد خود مستقیما سخن نگویند، کسی این خبرهای آنها را قبول نمی کند. بویژه که محمد خاتمی در یکی از اظهار نظرهایش که در شب های تاسوعا و عاشورا بیان شد، گفت که هنوز شرایطی که لازمه شرکت درانتخابات است فراهم نشده است. او این شرایط را پیشتر بارها اعلام کرده است. از جمله آزادی زندانیان سیاسی، آزادی موسوی و کروبی از حبس خانگی و تضمین رای مردم و جلوگیری از تقلب در انتخابات.
پیک نت 20 آذر

۱۳۹۰ آذر ۱۵, سه‌شنبه

:: «نوشتن نامه فدایت شوم به اصلاح‌طلبان بی‌فایده است»



محمد موسوی خویینی‌ می‌گوید که فرصت برای ورود اصلاح‌طلبان به انتخابات مجلس نهم تمام شده است. دبیرکل مجمع روحانیون مبارز در وب‌سایت شخصی‌اش «آهنگ راه» در پاسخ به سوالی گفته است که تأیید احمد جنتی و حتی اگر نامه فدایت شوم هم برای اصلاح‌طلبان بنویسند، دیگر نتیجه‌ای ندارد، چون فرصت تمام شده است. او به کنایه گفت: البته این تنها یک سوء‌ظنی بود از بنده درباره احمد جنتی، و‌الّا من می‌دانم که دامن آقای جنتی منزّه است از این که اصلاح‌طلبان را برای ورود به مجلس و حتی برای ورود به بهشت تأیید بفرمایند. او مسئله اصلاحات را فراتر از قضیه انتخابات ارزیابی کرد و گفت این موضوع که چند نفر از اصلاح‌طلبان به مجلس بروند یا نروند، نه با رفتن‌شان به اصلاحات ضربه می‌خورد و نه با نرفتن‌شان اصلاحات به جلو می‌رود. آقای خویینی‌ با تاکید بر این‌که یک نسل دو بار انقلاب نمی‌کند، ادامه داد که او و همفکرانش طرفدار اصلاحات‌ هستند و اصلاحات یک امر تدریجی است و صبر و حوصله و بردباری نیاز دارد. او گفت که آن‌چه مسلم است اصلاح‌طلبان در انتخابات سال جاری مجلس با تابلوی اصلاح‌طلبی وارد نخواهند شد و مردم هم این را می‌دانند. به باور دبیر کل مجمع روحانیون مبارز، حاکمیت نیز پیش از این «از اصلاح‌طلبان عبور کرده است و از حضور آنان در انتخابات استقبال نمی‌کند». محمد خاتمی، رئیس‌جمهوری پیشین، پیش از این گفته بود که آزادی زندانیان سیاسی، بازشدن فضای امنیتی و برگزاری انتخابات آزادانه، از شروطی است که او، مهدی کروبی و میرحسین موسوی برای شرکت در انتخابات آینده برسر آن‌ها «قرار» گذاشته بودند. رئیس بنیاد باران تاکید کرده است که حرف‌های او برای شرکت در انتخابات «اتمام حجت» است «هرچند به‌نظر نمی‌رسد گوش شنوایی وجود داشته باشد». آقای خاتمی که دی‌ماه سال گذشته برای شرکت در انتخابات شروطی تعیین کرده بود، به‌تازگی شرکت در انتخابات سال ۸۴ به بعد را «اشتباه» دانسته و گفته است: بنده نظرم این است که در صورت عدم تحقق شروط‌مان به هیچ وجه در انتخابات شرکت نکنیم و نمی‌توانیم آتش تنوری بشویم که نانش برای کس دیگری پخته می‌شود. آقای خاتمی از سال گذشته تاکنون بارها بر ضرورت تحقق شروط خود برای شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات تاکید کرده است. اگرچه این شروط با واکنش تند برخی مقامات‌، از جمله احمد جنتی، رئیس شورای نگهبان روبه‌رو شد. در همین رابطه، سه ماه قبل میرحسین موسوی در دیدار با خانواده‌اش تاکید کرد که با تداوم وضع فعلی، نمی‌توان امیدی به انتخابات و شرکت در آن داشت. اواخر مهرماه نیز وزیر کشور دولت اصلاحات گفت که اصلاح‌طلبان، «هیزم گرم‌کننده» انتخابات نخواهند شد. عبدالواحد موسوی لاری گفت که جریان اصولگرایان به هیچ نحو علاقه‌مند به حضور اصلاح‌طلبان در رقابت‌های انتخاباتی نیست. اما حالا به اعتقاد آقای خویینی‌، حاکمیت هم اگر یک کار خوب در‌باره اصلاح‌طلبان کرده باشد همین است که راه را برای ورود اصلاح‌طلبان به «چنین مجلسی» بسته است. دبیر کل مجمع روحانیون مبارز البته گفته که اصلاح‌طلبان، داوطلبانی را که با توجه به شرایط کشور تصمیم به شرکت در انتخابات دارند، ملامت نخواهند کرد. این چهره اصلاح‌طلب در ادامه شوخی‌هایش با احمد جنتی به طنزی که اخیراً شنیده اشاره کرد و نوشت: ‌دو چیز در این دنیا باقی می‌ماند: یکی نام نیک، و دیگر آیت‌الله جنتی. انتخابات مجلس نهم، نخستین انتخاباتی است که پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری در خرداد ۸۸ برگزار می‌شود و از این رو، هم برای اصولگرایان درون حاکمیت و هم برای اصلاح‌طلبانی که به خصوص در دو سال اخیر و با بالا گرفتن اعتراض‌ها با محدودیت‌های گسترده‌ای روبه‌رو شده‌اند، اهمیت دارد. بر اساس توافق وزارت کشور و شورای نگهبان انتخابات مجلس نهم قرار است روز ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ برگزار شود.

۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه

ماهیت مشکوک آنچه در تهران روی داد میوه چین های جهانی حمله به سفارت انگلستان


حمله به سفارت انگلستان در تهران، نقش سیب رسیده ای را بازی کرد که در دامن ترکیه، اسرائیل و کشورهای مهم عضو اتحادیه اروپا، بویژه انگلستان افتاد.
ترکیه از فرصت استفاده کرده و همزمان با دعوت محترمانه وزیر خارجه اش به اجلاس وزرای خارجه اتحادیه اروپا، پایان کار رژیم بشار اسد در سوریه را اعلام کرد. البته در آستانه این ادعا، یک توافقنامه نظامی نیز با انگلستان امضاء کرد. وزیر دفاع انگلستان هنگام امضای این توافقنامه از همکاری ترکیه با ناتو در افغانستان و لیبی تقدیر کرد.
در انگلستان، یک روز پس از حمله به سفارت این کشور در تهران، بزرگترین اعتصاب سراسری برگزار شد. اعتصابی که مطبوعات نوشته در 30 سال گذشته بی سابقه بوده و شمار شرکت کنندگان در آن را بیش از 2 میلیون تن اعلام کردند. دولت و رسانه های این کشور، توانستند با پخش بی وقفه حمله به سفارت انگلستان درایران، اخبار مربوط به این اعتصاب را که علیه گرانی، کاهش حقوق بازنشستگان، بیکاری و کاهش خدمات اجتماعی برگزار شد، در حاشیه هیجانی که توانستند علیه حمله به سفارت انگلستان بوجود آورند قرار بدهند. بویژه که اخبار پیوسته با این اقدام را نیز ساعت به ساعت پخش کردند. خارج ساختن کلیه کارکنان سفارت از ایران، بستن سفارتخانه، احضار سفیر آلمان و نروژ و فرانسه از ایران، طرح تحریم خرید نفت ایران و ...
بدین ترتیب؛ جبهه پهلوئی که با حمله به سفارت انگلستان برای کمک به دولت دست راستی و در محاصره اعتصاب سراسری مردم انگلستان باز شد، بیشتر ماهیت آنچه درایران انجام شد را روشن کرد.
همین روش، تاکنون در ارتباط با جنبش اعتراضی در داخل اسرائیل نیز دنبال شده است. یعنی با سخنان تحریک آمیز و تهدید آمیز علیه اسرائیل توسط فرماندهان سپاه و شخص احمدی نژاد، عملا به دولت اسرائیل برای درحاشیه قرار دادن اخبار مربوط به جنبش اعتراضی در اسرائیل یاری رسانده است.
حمله به سفارت انگلستان امکان دیگری نیز فراهم ساخت و آن تشکیل جلسه وزرای خارجه اتحادیه اروپا برای یک اجماع اروپائی علیه ایران بود. اجلاسی که وزیر خارجه ترکیه نیز به آن دعوت شد. آیا دراین جلسه مسئله تحریم نفت ایران طرح و احتمالا در باره آن تصمیم گرفته خواهد شد؟ آیا تحریم بانک مرکزی ایران در دستور کار آنها قرار خواهد گرفت؟ آیا چراغ سبز را برای ترکیه جهت دخالت نظامی در سوریه پررنگ تر خواهند کرد تا پشت جبهه جمهوری اسلامی ویران شده و سید حسن نصرالله از لبنان به تهران عقب نشینی کند؟
باز هم می توان در ماهیت آنچه که در تهران روی داد، تردید داشت؟
پیک نت 10 آذر

۱۳۹۰ آذر ۷, دوشنبه

جوانان به این نوع مراسم نروند بیانیه آیت الله بیات علیه مراسم محرم کودتائی


روحانیون طرفدار کودتا در آستانه ماه محرم به قم سفر کرده و طلبه ها و روحانیون و مداحان را برای تبلیغ علیه اصلاحات، جنبش سبز، چهره های شاخص جنبش سبز و به امید تشویق مردم به شرکت درانتخابات توجیه کرده و راهی شهرستانها می کنند. به همین مناسبت آیت الله بیات زنجانیدر نفی و رد این تلاش از جوانان خواست در این ماه تنها به مجالسی بروند که در آنها از این نوع تبلیغات حکومتی نمی شود و روضه و عزاداری را تبدیل به جلسات سیاسی علیه جنبش سبز نمی کنند. او در بیانیه ای نوشت:
به مجالسی بروید که فقط و فقط برای رضای خداوند و گرامیداشت نام و راه اهل‌بیت(ع) برپا می شود. نه مجالسی که بلندی منابر و مواعظ را به جلب رأی و توجیه حاکمان و مناصب اختصاص داده اند. قرار بود شعائر و هنجارهای علوی و حسینی به کرسی بنشیند و اکنون این همه فاصله از آرمانهای دینی و اخلاقی امام و انقلاب، هیچ عکس العملی جز تأثر و تأسف در پی ندارد.
رفتارهائی از قبیل حصرهای نامشروع، زندان های بی پایه و اساس شرعی و فقهی، رواج خرافه در جامعه و استفاده از فرهنگ دروغ برای توجیه هرگونه سیاسی کاری و امثال ذلک که منتج به این شرایط شده را از میان باید برداشته شود. یقیناً وضعیت عمومی و درونی جامعه اصلاح خواهد شد؛ وگرنه تا تباهی و انحطاط اخلاقی و اجتماعی راهی نیست.
اینجانب از همۀ وعاظ و گویندگان منابر و مجالس، خاضعانه و برادرانه می‌خواهم که دین مردم را به دنیای سیاست‌بازان آلوده نسازند. در این روزها که برخی مشاجرات داخلی قدرت و فضای انتخاباتی بالا گرفته، همۀ اهالی سیاست و صاحب منصبان مملکتی را هم فرامی‌خوانم که اعتقادات مردم را نردبان ترقی خود نبینند.
پیک نت 6 آذر

۱۳۹۰ آذر ۵, شنبه

رئیس دیوان محاسبات ایران: هیچ نهادی درآمد کل کشور را نمی‌داند



عبدالرضا رحمانی فضلی، رئیس دیوان محاسبات کشور

۱۳۹۰/۰۹/۰۴

رئیس دیوان محاسبات ایران می‌گوید در حال حاضر هیچ نهادی در جمهوری اسلامی از میزان درآمد کل کشور خبر ندارد. وی پیش از این نیز بارها از مبهم بودن درآمد کل کشور و همچنین رقم حساب ذخیره ارزی انتقاد کرده بود.

به گزارش خبرگزاری مهر، عبدالرضا رحمانی فضلی روز پنج‌شنبه گفت: «متأسفانه هیچ نهادی در کشور در آمد کل را نمی‌داند. وقتی درآمدها را نمی‌دانیم مجموع هزینه‌ها را هم نمی‌دانیم، اما اگر در دیوان بتوانیم این سیاست را عملیاتی کنیم که مجموعه درآمدها در یک جا متمرکز شود، به هدف می‌رسیم

وی افزود: «باید به سه سوال پاسخ دهیم. درآمد کل کشور چقدر است؟ مجموعه هزینه‌های کشور چقدر است و نتیجه این درآمدها چیست؟»

این نخستین بار نیست که رئیس دیوان محاسبات کشور به عنوان بازوى مالى مجلس شوراى اسلامى، از رقم درآمد کل کشور اظهار بی‌اطلاعی می‌کند. وی بهمن‌ماه سال
۸۹ نیز گفته بود که هیچ‌کس نمی‌تواند آمار دقیقی از میزان درآمدهای کشور ارائه دهد.

آقای رحمانی فضلی روز پنج‌شنبه همچنین با تأکید بر این که در سال‌های گذشته «از جمع تخلفات کاسته نشده است»، اظهار کرد که اجرایی نشدن قوانین، موجب رکود توسعه ملی‌ می‌شود و گفت که «خیلی از مدیران اجرایی به قوانین آشنایی ندارند».

دیوان محاسبات کشور اواخر سال
۱۳۸۷ نیز در انتقاد از عملکرد دولت احمدی‌نژاد، میزان تخلفات این نهاد اجرایی در قانون بودجه سال ۱۳۸۵ را حدود دو هزار مورد اعلام کرده و از آن جمله به عدم واریز بیش از یک میلیارد دلار از درآمدهاى نفتى به حساب خزانه اشاره کرده بود.

عبدالرضا رحمانی فضلی در سخنان روز پنج‌شنبه خود با اظهار این‌ که «می‌توانم صدها مثال از ناکارآمدی حوزه اقتصاد بزنم»، «عدم توزیع مناسب امکانات و منابع» را آسیبی دانست که کشور به آن گرفتار است.

وی بهمن‌ماه
۸۹ نیز با انتقاد از «بی‌انضباطی» در کشور تأکید کرده بود که بی‌انضباطی مالی به معضلی در ساختار اقتصاد کشور تبدیل شده و همچون بیماری مزمنی، «پیکره اقتصاد کشور را ناتوان کرده» است.

در کنار درآمد کل کشور، از جمله مواردی که بارها مراجع مختلف نسبت به آن اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند، موجودی واقعی حساب ذخیره ارزی است که پس از سال
۱۳۸۶، از سوی دولت اعلام نشده است.

از زمان تشکیل حساب ذخیره ارزی در سال
۷۹ و در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، این حساب تحت نظر هیئت امنای حساب ذخیره ارزی اداره می‌شد، اما دولت نهم در مردادماه سال ۸۶ این هیئت را در شورای عالی مدیریت و برنامه‌ریزی و پس از آن در کمیسیون اقتصادی دولت ادغام و سرانجام در اردیبهشت سال ۸۷ آن را به کلی منحل اعلام کرد.

محمود احمدی‌نژاد نيز در سال
۸۸ با محرمانه خواندن رقم حساب ذخيره ارزی اعلام کرد که ميزان موجودی حساب ارزی «در تاريخ کشور سابقه ندارد» و افزود که به اندازه «چند سال مصرف کشور» ارز در اين حساب موجود است.

با این‌حال سازمان بازرسی کل کشور مهرماه سال جاری اعلام کرد که در سال‌های اخیر مانده حساب ذخیره ارزی ایران به زیر صفر رسیده است

سخنرانی جن زده ای بنام "محمد علی رامین" امریکا اگر ولی فقیه داشت کارهای جهان درست شده بود


"محمدعلي رامين" که بدلیل برخی ارتباط هایش با نئوفاشیست های آلمان، از این کشور اخراج شد و به کابینه احمدی نژاد پیوست و در وزارت ارشاد مدیرکل مطبوعات شد، از جمله اعضای باند احمدی نژاد است که خیال حضور در مجلس را دارد. هفته گذشته در یکی از همايش های حکومتی که با نام "ناتوي فرهنگي" در دانشگاه ملاير ترتیب داده بودند، سخنرانی کرد. رگه های تفکراتی که موجب شد از آلمان اخراج شود را از این سخنرانی استخراج کرده ایم که می خوانید:
«توحيد و آموزه‌هاي ديني ما 57 کشور، قبيله و طايفه مسلمان در دنيا را به عنوان يک امت واحد مي‌شناسد و مرزبندي‌هاي جغرافيايي از اين حيث بي‌معني .
بالاترين نعمت خداوند به بشر ولايت‌فقيه و سپردن جامعه به رهبري خردمند است، ولي‌فقيه به عنوان کسي که برترين ويژگي‌ها را دارد فقط رهبر جمهوري اسلامي ايران نيست بلکه هدايت تمام امت‌هاي مسلمان را در اختيار دارد. ولي‌فقيه بر اساس مذهب و فقه ساير امت‌ها و بدون دخل و تصرف در ارزش‌ها و باورهاي آنان سياست‌هاي کلان جامعه را هدايت و در راستاي رشد و تقويت اين جوامع گام برمي‌دارد.
اگر آمريکا از مکانيزم ولايت فقيه الگوبرداري کند و شخصي شايسته را به عنوان رهبر خود برگزيند، يقيناً علاوه بر برقراري صلح و امنيت در داخل کشور خود مي‌تواند ارتباط خود را با ساير کشورها بهبود ببخشد.
ايستادگي در برابر تمام فتنه‌هاي داخلي و خارجي کشور و همچنين رهايي کشور از چنگال ظلم و ستم شاهنشاهي از آثار و برکات ولي‌فقيه به شمار مي‌آيد.»
پیک نت 5 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه

:: اردوغان به خاطر کشتار ۱۳هزار کورد عذرخواهی کرد

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه به خاطر کشتار بیش از ۱۳ هزار کرد توسط ارتش ترکیه در دهه ۱۹۳۰ میلادی عذرخواهی کرده است. آقای اردوغان اولین مقام عالیرتبه ترک است که به دلیل وقوع این حادثه عذرخواهی می کند. مطالب مرتبط آتش جنگ ترکیه با کردها شعله‌ور می‌شود ترکیه بار دیگر مواضع پ ک ک را در شمال عراق بمباران کرد 'ده‌ها شورشی کرد در عملیات ارتش ترکیه کشته شدند' ارتش ترکیه در دهه ۱۹۳۰ با بمباران هوایی و استفاده از گازهای سمی به سرکوب شورش کردها در منطقه درسیم دست زد. نخست وزیر ترکیه در جریان نطقی که از تلویزیون این کشور پخش می شد، گفت:" اگر نیاز به عذرخواهی در این باره باشد و اگر چنین چیزی باید در کتابها ثبت شود، من به خاطر این حادثه عذرخواهی می کنم." این اقدام آقای اردوغان در حالی صورت گرفته که تنش بین ترکیه و اقلیت کرد این کشور بالا گرفته است. جاناتان هد، خبرنگار بی بی سی در استانبول می گوید تاریخ ترکیه دارای فصل هایی است که تا کنون به روی شهروندان این کشور بسته بود. اما حال نخست وزیر با عذرخواهی درباره این حادثه، یکی از این فصل های ناگشوده را به روی مردم باز کرده است. خبرنگار بی بی سی در استانبول همچنین می افزاید بعضی از کردها با دیده تردید به عذرخواهی آقای اردوغان نگاه کرده اند. به گفته آنها این اقدام نخست وزیر ترکیه حرکتی فرصت طلبانه علیه حزب سکولار جمهوری خواه خلق است که در آن زمان قدرت را در اختیار داشت. بعضی از کردها با دیده تردید به عذرخواهی آقای اردوغان نگاه کرده اند این حزب در ماه جاری به دلیل صحبت های یکی از نمایندگانش که از منطقه درسیم است، با مشکلاتی روبرو شده است. این نماینده از حزب جمهوری خواه خلق خواسته تا مسئولیت کشتار کردها را در دهه ۱۹۳۰ برعهده بگیرد. تاریخچه این کشتار این کشتار درحد فاصل سال های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ یعنی زمانی اتفاق افتاد که جمعیت کردهای ساکن در جنوب شرق منطقه درسیم با تلاش‌های جمهوری تازه تاسیس ترکیه که قصد اعمال قدرت را داشت، به مخالفت برخاستند. خبرنگار بی بی سی می گوید بعضی از شورش های کردها علیه دولت ترکیه ریشه در همین واقعه دارد. این واقعه برای مردم ترکیه، موضوعی حساس است به این دلیل که کمال آتاتورک ملقب به پدر ترکیه مدرن، در آن زمان رئیس جمهور ترکیه بود و دخترخوانده او اولین خلبان زنی بود که در بمباران این منطقه حضور داشت.

۱۳۹۰ آبان ۳۰, دوشنبه

آخرین نوشته مهدی خزعلی، خطاب به رهبر چاپلوسان را دور کنید تا بگویم در مملکت چه خبر است!

رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران
باسلام؛ سال هاست می خواهم خطی بنویسم، شرایط مهیا نبود، اطراف شما را مداحان و ثناگویان و متملقان گرفته اند، چاپلوسی و دستبوسی و پابوسی بیداد می کند، یکی چفیه را به تبرک می برد، دیگری به عبای شما تبرک می جوید، جمعی بوسه بر جایگاه شما می زنند و جماعتی قدمگاه شما را مسح می کنند، تمسک به کلام شما ناسخ آیه و روایت است، غالیان شما را بالاتر از خدا می دانند، در این هیاهوی بازار آهنگران، که عمود خیمه را در کوره مدح و ثنا نهاده و هریک با تملق و چاپلوسی پتکی بر آن می کوبند، چه جای سخن نقاد است؟ این ها آنقدر می زنند تا عمود نازک و نازکتر شود، من می خواهم با نقد و نقادی عمود خیمه را چون پولاد آب دیده کنم! می خواهم با کلام تند و تیز نقاد آشنایتان سازم.
می گویند شهید رجایی مجلس “نِق” برپا می کرد تا در آن مجلس هر که می خواهد نق بزند و بر او خرده بگیرد، توصیه می کنم یک معاونت “نِق” یا “نقد” تشکیل دهید، نقادی بی پروا و جسور بر آن بگمارید که مخالف شما باشد، به او اجازه دهید تا بدون رعایت آداب و بدون لکنت کلام، نقد های جامعه را برایتان بگوید.
می دانم، کسی زیر بار این مسئولیت نمی رود، شاید خیلی زود، زبان سرخ سر سبزش را به باد دهد، اینجانب آماده ام تا بدون تعظیم و تکریم و کرنش، بدون خضوع و خشوع و رکوع و سجود، بدون عظمی و معظم، نق و نقدهای جامعه را جمع کنم و هفته ای یکبار با زبانی تند و تیز و برنده به عرض برسانم.
باور بفرمایید همه چاپلوسان و متملقان درگاه، از سخن تلخ و نقد در محضرتان هراس دارند. یکی از رؤسای قوا حرف دلش را به هاشمی می زد تا با شما در میان بگذارد، وقتی هاشمی به او می گوید: “چرا خودت نمی گویی؟ جواب می دهد: “ما نمی توانیم سخن مخالف بر زبان آوریم، از ما تحمل نمی کنند!”
من پست و مقامی ندارم که نگرانش باشم، کیسه ای ندوخته ام که از پاره شدنش بهراسم، پس این فرصت را غنیمت بشمارید، بگذارید این نقاد هفته ای یکبار -به شیوه ای دیگر- دردهای جامعه را برایتان بازگو کند. حال مختارید پاسخ مرا حضوری دهید یا برای پنجمین بار راهی سلول انفرادی ام نمائید.
والسلام
حسبنا الله و نعم الوکیل
دکتر مهدی خزعلی
پیک نت 29 آبان

۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه

انفجارحاکمیت از درون مهم تر از انفجار ملارد!

انفجار در پایگاه موشکی "ملارد" که همچنان مورد بحث عمومی مردم ایران است، روز گذشته با اعلام مرگ پسر محسن رضائی فرمانده اسبق سپاه (در دوران جنگ با عراق) در یک هتل در دوبی و سپس اعلام خبر نجات هواپیمای حامل خود رضائی در جریان سفر به مشهد از سقوط، بازگو کننده موج های بزرگی است که در زیر آب های به ظاهر آرام دریای جمهوری اسلامی جریان دارد. محسن رضائی در دو ماه گذشته، دو باره به مشهد سفر کرده و در جلسات محرمانه ای در این شهر و با حضور برخی از فرماندهان سپاه و مقاماتی از بیت رهبری شرکت کرده بود. خبر این جلسات در مشهد را که در پیک نت منتشر شد می توانید از اینجا بخوانید. روح الامینی از چهره های شناخته شده دوران جنگ است که با رضائی یک جبهه سیاسی تشکیل داده است. فرزند وی در ستاد انتخابات ریاست جمهوری 88 رضائی فعال بود و در جریان جنایات کهریزک به قتل رسید. فیلم سخنرانی آلوده به خشم و بغض پدر روح الامینی در دیدار با علی خامنه ای همچنان در یوتیوب قابل دسترسی است. روح الامینی برای انتخابات مجلس آینده نیز، در کنار محسن رضائی ظاهر شده و این هر دو قصد اعلام لیست انتخاباتی دارند. با توجه به طرح انتخاب رئیس جمهور از طرف مجلس، رضائی و روح الامینی بخت خود را برای گرفتن رای از مجلس آینده می خواهند بیآزمایند. مرگ ناگهانی فرزند رضائی در یک هتل در دوبی و قرار گرفتن هواپیمای خود در آستانه سقوط هشداری به او نبود تا از صحنه کنار برود؟ حالا دو فرزند از دست داده درکنار هم باقی مانده اند. اگر ترور ناتمام معاون صنایع را که گفته می شود برگزیده سپاه برای این مقام بوده، درکنار حوادث روزهای اخیر که در بالا به آن اشاره شد قرار بدهیم، چه نتیجه جز این بدست می آید که در داخل حکومت نظامی، بر سر آینده و حفظ موقعیت تسویه حساب ها و پاکسازی ها شروع شده است؟ بویژه اگر انفجار در پایگاه ملارد را نیز هشداری در همین زمینه بدانیم. در اینصورت است که قتل فرزند رضائی در دوبی و صحنه سازی بریدن رگ دست وی در ادامه همین تسویه حساب ها و پاکسازی ها و انفجار و تروها قابل تحلیل است.
به این خبر در سایت روزنامه توطئه گر جوان، وابسته به سپاه توجه کنید: « روز شنبه یكی از نهادهای مسئول با همكاری مردم دو تن از اعضای گروهک تروریستی نفاق را كه قصد اخلال در نظم عمومی را داشتند، دستگیر نمودند. این دو منافق كه خود را به شكل افرادی ارزشی (بخوانید بسیجی) درآورده بودند قصد داشتند پس از ایجاد ناآرامی و نارضایتی احتمالی از سوی مردم نسبت به اجرای طرح هدفمندی یارانه ها با مردم برخورد نموده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و تا حد امكان بتوانند از مردم كشته بگیرند. از این 2 نفر 2 قبضه كلت ساچمه‌ای و 2 عدد باتوم و گاز اشک‌آور كشف گردید.»
پیک نت 23 آبان

۱۳۹۰ آبان ۲۲, یکشنبه

"طغرل ولیخانلی" هم فهمیده اینترنت کابوس ج. اسلامی است

تفسیر "طغرل ولیخانلی" در پایگاه اینترنتی Vesti.Az جمهوری آذربایجان:
نقش کشورهای خارجی و یا خارجی ها در وقایع ایران، امروز به یکی از موضوعات اصلی در تبلیغات رسمی ایران مبدل شده است. در میان رجال کشوری و لشکری ایران این اعتقاد وجود دارند که ایران در حال حاضر یکی از موضوعات اصلی جنگ روانی آمریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی است.
یکی از خطرناک ترین ابزارهای تاثیر گذار، از نظر حکومت ایران، ماهواره و اینترنت است. دولت برای نظارت کامل بر کمپانی های خصوصی و سازمان های اطلاع رسانی که در شبکه اینترنت فعال هستند، تدابیر نظارتی اتخاذ کرده است. بعنوان مثال، بدستور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کلیه شرکت های خدمات اینترنتی خصوصی، خدمات اینترنت پرسرعت خود را از طریق ماهواره ها متوقف کرده اند. آنها موظف اند خدمات خود را فقط از طریق شبکه کم کیفیت ارتباطات دولتی انجام دهند. دولت اعتقاد دارد که افزایش تعداد شرکت های خدمات اینترنتی که امکان اتصال به شبکه خارج از کشور را دارند، توان شهروندان برای دستیابی به منابع اطلاع رسانی خارجی را توسعه می بخشند. به همین خاطر ارگان های نظارتی کشور برای سانسور سایت های خارجی فعالانه در تلاش هستند و برخی سایت ها که حاوی اخبار مخالف دولتی توسط برنامه های ویژه داخلی مسدود می شده اند.
از سوی دیگر، فشار بر رسانه های گروهی ایرانی و تلاش ایرانی ها برای دستیابی به اطلاعات باعث افزایش سطح تقاضا در میان مردم کشور شده و طبیعتا امکان رسانه های گروهی خارجی پیش از هر چیز الکترونی که به زبان فارسی اطلاع رسانی می کنند را توسعه میدهد.
بعنوان مثال شبکه تلویزیونی Euronews قصد دارد از سال 2010 پخش برنامه های خود به زبان فارسی را آغاز کند.
از سوی دیگر سایت ها و رادیوهایی که دسترسی به آنها در ایران ممنوع شده تلاش می کند که از موانع عبور کنند. مثلا سرویس Twitter در حال حاضر فناوری جدیدی را در دست ابداع دارد که در راستای جلوگیری از سانسور نوشته های Twitter در ایران است. این مطلب را "اوان ویلیامز" یکی از بنیانگذاران Twitter در همایش بین المللی اقتصادی داوس اعلام کرد. وی توضیح نداد که این فناوری جدید چگونه کار خواهد کرد. ناگفته نماند که فقط شبکه های رادیو تلویزیونی و یا سایت های اینترنتی نیستند که بدنبال راهی برای رسیدن به مخاطبین ایرانی می گردند. خود ایرانی ها نیز کوشش می کنند که از چارچوب محدود کننده ای که نیروهای امنیتی بر ارتباطات داخل کشور تعیین کرده اند خارج شوند.
ایالات متحده آمریکا اخیرا تحریم اینترنتی علیه کوبا، سودان و ایران را لغو کرده است. وزارت دارایی آمریکا مجوز صدور فناوری های اینترنتی به این کشورها جهت توسعه ارتباط میان کاربران اینترنتی را صادر کرده است.
در ماه فوریه وزارت ارتباطات ایران دسترسی کاربران به سرویسGoogle را مسدود کرد. مسئولین در آن موقع توضیح دادند که به جای آن یک سرویس داخلی که برای مردم ایران در نظر گرفته شده را ایجاد می کنند. در ماه آپریل سال 2009 پیش از انتخابات ریاست جمهوری هم در ایران برخی اوقات دسترسی به شبکه های Twitter و Facebookمسدود می شد.

۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

نامه درماندگی بانک صادرات به وام گیرندگان 60 درصد وام را پس بدهید 40 درصد بقیه را می بخشیم!

در روزهای اخیر قیمت دلار، یورو و انواع سکه در بازار افزایش یافته، به نحوی که نرخ سکه تمام بهار آزادی به 615 هزار تومان رسیده است. به گزارش خبرگزاری مهر صرافان قیمت هر دلار در بازار آزاد را امروز 1325 تومان اعلام کردند در حالیکه روز یکشنبه گذشته 1305 تومان بود. قیمت هر یورو هم امروز(سه شنبه) با روندی افزایشی به 1838 تومان رسید.
در همین حال بهمنی رئیس کل بانک مرکزی نرخ تورم را در مرز 20 درصد اعلام و به رسانه ها بابت انتشار اخبار مربوط به اختلاس حمله کرد و این را موجب تضعیف بانک مرکزی دانست. بهمنی مطالبات معوق بانک ها را ۴۴ هزار و ۹۰۰ میلیارد تومان اعلام کرد که دلیل آن را رکود اقتصادی و ناتوانی وام گیرندگان از پرداخت اصل و فرع وام هایشان دانست. در این شرایط بانک صادرات که در نتیجه اختلاس 3 میلیارد دلاری در شرایط ورشکستگی قرار گرفته در نامه‌های خصوصی از وام گیرندگان خود خواسته که درصورت واریز 60 درصد اصل وام دریافتی، بقیه اصل و فرع وام مورد بخشودگی قرار خواهد گرفت. این خود نشاندهنده وضع بحرانی و درمانده بانک صادرات و کل نظام بانکی کشور از یکسو و بی کفایتی و حیف و میل اموال عمومی از سوی دیگرست. همه اینها در حالیست که امروز اعلام شد شورای عالی امنیت ملی فروش نفت را به بخش خصوصی و بانک ها واگذار کرده است که باید دید هدف از آن محروم کردن دولت از درآمد نفت بوده یا واریز مستقیم فروش نفت به حساب سپاه پاسداران. این تصویریست از وضع امروز اقتصاد کشور در شرایطی که زمزمه حمله به ایران نیز در صدر اخبار جهانی قرار دارد.
پیک نت 18 آبان

۱۳۹۰ آبان ۱۷, سه‌شنبه

بازی “مرگ و زندگی” با شلیک اتمی آغاز می شود؟ زود دویچه تسایتونگ ــ گزینش و ترجمه رضا نافعی

بازیگران سیاسی در اسرائیل می خواهند با این صحنه سازی ها جهان را مجبور به تشدید محاصره اقتصادی علیه ایران کنند و با این کار دست به یک بازی بسیار خطرناک می زنند.

نمایشی خبیثانه بر روی صحنه رفته است و جهان ، یک بار دیگر، با نگرانی چشم به صحنه خاورنزدیک دوخته است. آنجا اسرائیل پنجه در پنجه ایران افکنده است. و ما درست در وسط یک نمایش پر هیجان هستیم. یک بخش آن هم بازی پیر سالخورده و مدبر پرزیدنت پرز است که به صلح دوستی شهره است و نقش خود را خوب ایفا می کند، او پای به صحنه گذاشته و هشدار می دهد که خطر جنگ هست. تماشاگران برخود می لرزند. دیگر کسی نمی داند که صدای رعد وبرقی که می شنود ، رعد وبرق در صحنه تاتر است یا واقعی است و این بار بازی مرگ و زندگی جدی است.

سالهاست که کشمکش میان ایران و اسرائیل طبق یک برنامه دقیق صورت می گیرد. تا کنون هر دو طرف نقش خود را کاملا دقیق اجرا کرده اند. نقش اسرائیل در این روزها این است که هشدار بدهد و تهدید کند. زیرا قرار است روز سه شنبه رئیس مقامات اتمی بین المللی گزارش تازه خود را در بارۀ برنامه اتمی ایران ارائه دهد. دولت اسرائیل می خواهد با سر وصدای بسیار دراماتیک جهان را علیه تهران که محرمانه در کار ایجاد بمب است برانگیزد . این آن انگیزه اصلی برای تمام صحنه سازی های جاری است که علننا در باره آن صحبت می شود از جمله مصاحبه تلویزیونی با پرزیدنت پرز . او در این مصاحبه گفت جنگ علیه ایران پیوسته محتملتر می شود “.

به این معنی که برغم سخنان سخت، خطر جنگ اصلا فوری نیست. همه چیز در محدوده تعین شده برای بازی رخ می دهد. خطر بمب ایران در اسرائیل یک خطر تجریدی نیست، برخلاف آنجه که احتمالا در واشنگتن یا برخی کشور های اروپائی می تواند باشد، بلکه خطری است کاملا محسوس و خطری که حیات اسرائیل را تهدید می کند. خلقی که بر حافظه جمعی آن مهر پیگرد تاریخی تا حد هوکاست خورده است باید تهدیدات پرزیدنت احمدی نژاد را جدی بگیرد.

ولی در اسرائیل هم این را می دانند که اگر اسرائیل به تنهائی به کارگاههای اتمی ایران حمله کند شانس موفقیت آن محدود ولی عواقب آن گسترده است. سیاستگران با صدای بلند ـ شاید هم با علاقه ـ در باره گزینه های نظامی در رسانه نیز سخن می گویند ولی سران نظامی و سازمانهای اطلاعاتی، پشت درهای بسته موکدا سخن از مخاطرات چنین عملی می گویند. چون اولا طبق تمام اطلاعات موجود ، کارگاههای زیر زمینی اتمی ایران در سراسر کشور پخشند و کیفیت آنها فرق دارد با راکتور اتمی ساده عراق که نیروی هوائی اسرائیل آنرا در سال 1981 منهدم کرد یا دستگاههای اتمی سوریه که اسرائیل آنرا در سال 2007 بمبارن کرد. افزون بر این تهران حمله اسرائیل را بی پاسخ نخواهد گذاشت. یعنی جنگی بوجود خواهد آمد که می تواند سراسر منطقه را به ورطه فنا افکند .

این درست همان صحنه ایست که دولت اسرائیل در حال حاضر ترسیم می کند تا جهان را به سوی اتخاذ تصمیم های سخت تر علیه ایران براند از جمله روسیه و چین را.

در این مرحله یک قاعده قدیمی بکار گرفته شده است: هرچه سر وصدای اسرائیل بلند ترباشد بهمان نسبت خطر حمله کمتر است. اما در عین حال این خطر هم وجود دارد که روزی خطری که امروز قابل کنترل است از کنترل خارج شود. اما سیاست جهانی هنوز صحنه آخر این نمایش نامه را ننوشته است.

http://www.sueddeutsche.de/politi

۱۳۹۰ آبان ۱۲, پنجشنبه

ستاد حمل‌ونقل : دوچرخه اسلامی زنان در دست طراحی است

ایسنا- محمد رویانیان، رییس ستاد مدیریت حمل‌ونقل و سوخت کشور با اشاره به عزم دولت برای توسعه حمل و نقل پاک از طریق دوچرخه سواری، گفت: دوچرخه ای برای خانم ها در دست طراحی است، که دارای ویژگی‌های لازم برای حفاظت از زنان و رعایت شئونات لازم خواهد بود. به همین دلیل هنوز امکان استفاده زنان از دوچرخه در حمل و نقل شهری وجود ندارد. پیشتر کبری خزعلی ـ رییس شورای فرهنگی، اجتماعی زنان ـ گفته بود که شورای عالی انقلاب فرهنگی بر عدم استفاده زنان از دوچرخه در سطح شهر تاکید شده است.

۱۳۹۰ آبان ۱۰, سه‌شنبه

:: نهمین نامه‌ی محمد نوری‌زاد به آیت الله خامنه‌ای: پایه های تخت رهبری شما بر اوضاع اسفباری استوار است

محمد نوری‌زاد نهمین نامه‌ی خود را خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای منتشر کرد. به گزارش سایت "کلمه"، آقای نوریزاد در نهمین نامه‌اش به رهبری، به فیلمی اشاره کرده که به طور محرمانه در حال ساخت آن برای ارائه به مقام رهبری بوده است؛ فیلمی درباره آنچه در زندان و بازجویی‌ها بر او گذشته است. وی از یورش ماموران سپاه به منزلش و ربودن تجهیزات و فیلم های ضبط شده به این منظور خبر داده و با بیان اینکه “آنان اما مرا به قدر خود خام و ناپخته انگاشتند و ندانستند آنچه از من ربوده اند، تمامی فیلم های گرفته شده نیست و من نسخه ی بسیار کاملی از آن را با خود دارم” وعده داده است که فیلم مورد اشاره را تکمیل خواهد کرد و برای آیت‌الله خامنه‌ای خواهد فرستاد. آقای نوری‌زاد که در مصاحبه امروزش با کلمه گفته بود «دزد هموست که ما او را به نگاهبانی گمارده ایم» در نهمین نامه‌اش به رهبری هم به صراحت نوشته است: «متاسفانه در این روزها، ما از شجاعتِ رهبرمان سراغی نمی بینیم. و آن سوتر، گاه ملاحظاتی را از وی دریافت می کنیم که شجاعتِ وی را به مخاطره و به حاشیه می رانند. آیا این جابجایی شجاعت و ملاحظه را به کیاست و درایت و درستیِ تشخیصِ وی ربط دهیم؟ یا که نه، این کهنسالی است که عارضه های خاصِ خود را برکشیده و بر زبان و قلمِ رهبرِ شجاعِ ما نشانده است؟ به گونه ای که او اکنون، نمی تواند دستور بازداشت و محاکمه ی دزدان صاحب نام داخل دولت را صادرکند. بلکه از آن سوی، راهِ دستگاهِ نیم بند قضا را نیز بر محاکمه ی آنان می بندد.» متن نهمین نامه نوری‌زاد به رهبری بدین شرح است: به نام خدایی که پیر نمی شود سلام به محضر رهبر جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله خامنه ای ۱ – نامه ی نهم مرا در این ثانیه های بی بازگشت، آینه ای تصور کنید که قرار است تصویر صادقانه ای از جمال جمیل شما را باز بتاباند. بیایید و بجای نگاه به آینه های متعارف، خود را در آبگینه ی صاف وصیقلینِ این نوشته ی من تماشا کنید. مگرنه این که: “مومن، آینه ی برادرخویش است”؟ اطمینان دارم از این که من دراین مقال، پای از گلیم فرزندی بِدر برده و خود را تا مرتبه ی برادری بالا کشانده ام، آزرده خاطر نمی شوید. چرا که من نیز پای به وادی کهنسالی نهاده ام. و شما نیک می دانید که کهنسالی، ورطه ی خاموشِ خوف و رجاست. ۲ – در کهنسالی، یک پای لرزان آدمی در گور است و پای دیگر او در دنیا. در کهنسالی، افق روبرو در دسترس است، و گذشته، با هر فراز و فرودش در پس و پشت. این کهنسالی است که از یک سوی به آرامش می انجامد و از دیگرسوی به بی قراری. و در این میان، و ولع و سراسیمگی و چنگ اندازی به باقیِ عمر، فرصتی برای جولان پیدا کنند، فرد کهنسال را به پیچ و تابی در می اندازند که هزار جوان ماجراجوی جویای نام نیز به گردِ پایِ هیاهوی او نمی رسند. ۳ – من همیشه در خیال، کهنسالیِ شما را با آرامشِ اقیانوس گونِ بزرگانی چون گاندی و نلسون ماندلا می آمیختم. شما را می دیدم که بر سریر بلندِ آرامش و تدبیر و فهم و کرامت آرمیده اید و ایرانیان از انوار انسانیِ شما ارتزاق می کنند. هرگز تصور نمی کردم این ایامِ عمرِ شما با توفانی از تندی و تنش و پراکندنِ مردمان همراه باشد. آینه ی من می گوید این روزهای کهنسالی شما، هرگز برازنده ی جایگاهِ رهبریِ شما نبوده و نیست. ای عزیز، شما برای کدام باقیِ عمر، و برای دست بردن به کدام برازندگی، دست به ترسیم توفانی ترین مقطعِ عمرِ خویش برده اید؟ جامعه ی دریده و از هم گسسته ی امروز ما، آیا همان است که آرزویش را می داشته اید؟ جامعه ای که توفان درونش در زنجیر است و ما هر روز به پای این سرزمینِ سر خورده اما توفانی، زنجیر تازه می بندیم!؟ رهبر گرامی، ۴ – آیا دوست دارید در آینه ی خیالین من، به یک جامعه ی آرمانی بنگرید؟ جامعه ای که اگر در او چشم واکنید، خود را در آغوش آرزوهای ایمانیِ خود خواهید یافت؟ من از طریق همین نوشته، و به یک شرط، تنها به یک شرط، شما را در متن آینده ای قرار می دهم که از زیبایی سرشار است. آینده ای که در آن، مردمان ایران سرفرازند و دوست دار اهل بیت و نماز شب خوان و اهل راز و نیاز و پاک و دوست داشتنی و عزیز و خلاق و مبتکر و سرآمد و آبرودار و قوی و قرآن خوان و قرآن فهم و مجاهد و غیور و اسوه و پیشتاز و در اوجِ اقتدار و در اوجِ داد و دانش و مهر! ما مگر برای دستیابی به حداقل هایی از یک چنین افقِ انسانی و ایمانی انقلاب نکرده بودیم؟ پس من به یک شرط، شما و مردم ایران و اهالیِ جهان را نه به تماشا، که به زندگی در متنِ این آرمانشهر شریف و شایسته می برم و بر بلندای آسمانیِ آن می نشانم. همانجایی که شما بر سریر رهبری و شایستگی های بی بدیل آن آرمیده اید و از تماشای مردم موفق و خالص و خدایی ایران و جهان احساس خوشایندی را تناول می فرمایید. شاید بپرسید آن شرط چیست؟ می گویم: من تنها با عملی شدن یک شرطِ کوچک، مردم ایران را از اعماقِ افسردگی و ورشکستگی و سرشکستگی برمی کشم و در آغوش آن آرمانشهر شورانگیز فرود می آورم. چه شرطی؟ شرط من این است: “کشتن یک بی گناه”. بله، به همین سادگی! ما و شما دور از چشم دیگران یک بی گناه را می کشیم، یا اگر نمی کشیم بی دلیل زیر گوش یک رهگذر می زنیم تا به محض جاری شدنِ این ظلم مختصر، آن افق غلیظ شیعی پیش روی ما و شما واگشوده شود. شما آیا این شرطِ کوچکِ مرا می پذیرید؟ ۵ – زبانم لال اگر که تصور کنم شما به پذیرش این شرطِ ناپسند اشتیاق دارید. هرگز! چرا که امیرمؤمنان علی علیه السلام دست یابی به تمامیِ این افق را به شرطِ بیرون کشیدن رانِ ملخی از دهانِ موری پس می راند. شوربختانه رهبر گرامی، ما در این سالهای پس از انقلاب، بی گناهان بسیاری را نه برای دستیابی به آن افق مبارک، که برای باقی ماندن خودمان در مصدر و مسندِ قدرت کشته ایم. و بسیاری را بی دلیل به زندان و دخمه های تنگ نظری خویش در انداخته ایم. آیا صدای مرا می شنوید؟ ما بی گناهان را کشته ایم. آری بی گناهان را کشته ایم. و بی گناهان بسیاری را آواره و زندانی و غارت کرده ایم. و شوربختانه تر، به هیچ یک از آن درخشندگی ها که دست نیافته ایم، در غرقابی از تعفنِ دروغ و دزدی و بداخلاقی گرفتار آمده ایم. این همان چیزی است که آینه ی بی ریایِ من در این باریکه راهِ کهنسالی، نشان شما می دهد. رهبر گرامی، ۶ – ما به امید رسیدن به وعده ها و آرزوهای انقلاب، مردم خود را زده ایم و کشته ایم و غارتشان کرده ایم و به تلخ ترین وجه ممکن، آنان را به آوارگی در سایر کشورها ناچار ساخته ایم و عرصه را بر شهروندان خود تنگ گرفته ایم و در مقابل، عرصه های بهره مندی خود و خویشان خود را فراخ و فراخ تر ساخته ایم. قبول می فرمایید که در سخنان این روزهای خود، هرچه بر امید و پیشرفت و شکوفایی و دست یابی به بند بندِ سندِ سستِ “چشم انداز” اصرار ورزیم، بذر سخن در باد افشانده ایم. چرا که همه ی ما به چشم خود دیده و می بینیم: در جهان فهم، نام جمهوری اسلامی ایران جزو تحقیرشدگان و فرودستان رقم خورده است و کسی ما را به بازی نمی گیرد و به دوستی نمی پسندد. انقلاب ما بسیار زود پیر شد و قامتش خمید. در این پیرِ فرسوده، هیچ نشاطی و امیدِ نشاطی نیست. این است تصویر کهنسالی ما و شما در آیینه ی واقع نمای من. ۷ – من شخصاً از میان همه ی صفاتِ خوب شما، شجاعتِ شما را بیشتر می ستودم. الحق شما رهبر شجاعی بوده و هستید. منتها این شجاعت به مرور روی به پرخاش بُرد. و در پرخاش جلوه کرد و در پرخاش نیز خانه کرد. در این اواخر، بیشترین مخاطب پرخاش های جناب شما نه آمریکا و اسراییل و دزدان و نابکاران، که مردم معترض خودتان بوده است. و حال آنکه شجاعت، نه در لفظ، که بیشتر در عمل سر برمی کشد. گاه پوزش خواهی از مردم به خاطر رواج یک خطا، به شجاعتی افزون تر از رستم گونگی نیازمند است. متاسفانه در این روزها، ما از شجاعتِ رهبرمان سراغی نمی بینیم. و آن سوتر، گاه ملاحظاتی را از وی دریافت می کنیم که شجاعتِ وی را به مخاطره و به حاشیه می رانند. آیا این جابجایی شجاعت و ملاحظه را به کیاست و درایت و درستیِ تشخیصِ وی ربط دهیم؟ یا که نه، این کهنسالی است که عارضه های خاصِ خود را برکشیده و بر زبان و قلمِ رهبرِ شجاعِ ما نشانده است؟ به گونه ای که او اکنون، نمی تواند دستور بازداشت و محاکمه ی دزدان صاحب نام داخل دولت را صادرکند. بلکه از آن سوی، راهِ دستگاهِ نیم بند قضا را نیز بر محاکمه ی آنان می بندد. ۸ – یک روز بازجوی فحاشی که دستِ بزنش همیشه بالا بود در زندان رو به من گفت: تو آدم مذبذبی هستی. که یا اهل افراطی یا تفریط. به وی گفتم: اتفاقا پایداری بر بنیان های یک رویه ی غلط و تایید مکرر و بی دلیلِ آن، نشانه ی اضمحلالِ فکری من و شماست. باز به وی گفتم: آیا سخن رهبرمان خامنه ای را به یاد داری که یک روز در وسعتی ازناچاری می فرمایند: “هیچکس برای من هاشمی (رفسنجانی) نمی شود”، و روزی دیگر آنچنان خاکستری از ارعاب و تحقیر بر او و بر سر خاندان او می افشانند که نمونه اش را مگر در حکایت های عهد قجری بشود سراغ گرفت؟ افراط و تفریط این است. نه آنکه نوری زاد دیروز می گفت: من فدایی رهبر و نظامم، و امروز می گوید: این نظام، آن نیست که من در سرمی پروراندم. بیایید با هم صریح باشیم. یکی از ظرافت های دورانِ کهنسالی در این است که فرصت کم است و لحظه های ترمیم خطا در حال فرار. و یا این که در سالهای کهنسالی نمی شود مثل جوانان، کار امروز را به فردا افکند. چه بگویم که شما با همان شجاعتِ مثل زدنی، و در سالهای سهمناکِ کهنسالیِ خود، همه را قربانیِ برآمدنِ فردِ نالایقی چون احمدی نژاد کردید. تا مگر این غلام حلقه به گوش، عصای کهنسالیِ شما باشد. یعنی همان باشد که شما می خواهید. غافل که این غلام حلقه به گوش، آن‌سوتر از تمایلاتِ شخصِ شما، حاجت هایی را برای خود رصد می کرده است. امروز جناب شما به آنچنان فرسایشی از آن شجاعتِ دلخواهِ ما دچار شده اید که باید ناگزیر و دل چرکین، جنازه ی این رییس جمهور دغلکار را تا پایان دوره اش به دوش بکشید. چرا؟ چون او با زیرکی به اختفای اسرارِ شما دست برده و اسنادِ غیرقابل انکاری از خطاکاری برادرانِ قاچاقچی و دوستان و حامیان شما را از وزارتِ اطلاعات بیرون کشیده است. دست اگر به ترکیب او بزنید، او – که به هیچ تعادلی متعادل نیست – ای بسا به ترکیب اطرافیان شما دست بزند و با فشار یک دکمه، همه ی اسرارِ مگوی حامیانِ شما را روی میز شعبده اش بریزد. رهبر گرامی، ۹ – من این روزها سخت دلتنگ آن شجاعت کم نظیرِ شمایم. شجاعتی که به جولان آید و همه ی ملاحظات نفرت انگیز و رعایت های بی دلیل و نامبارک را پس بزند و زلال جویی کند. شجاعتی که بگوید: مرا از چه می ترسانید؟ از افشای دزدی های هوادارانم؟ این شما و این هواداران من. رییس مجلس اگر دزدی کرده، نوری زاد اگر از دیوار مردم بالا رفته، در یک محکمه ی عدل، بگیرید و به چارمیخشان بکشید. فرزندان من آیا کج رفته اند؟ فلان آیت الله که حامی من است اموال مردم را بالا کشیده؟ به دستور من آیا میلیارد میلیارد به افغانستان و حزب الله لبنان و فلسطین پول سرازیر شده؟ پاسدارانِ حامیِ من از نردبانِ خصلت های نادرست بالا رفته اند و در آسمان غارتِ اموالِ مردم خانه کرده اند؟ این من و این اطرافیان من و این محکمه ی عدلِ شما. و باز بفرمایید: از آن سوی اما به دزدی های شخص رییس جمهور و معاون اولش و هزار حامی زیرک او نیز رسیدگی کنید. و به جنازه و لشی که احمدی نژاد از ایران و ایرانی برساخته است نیک بنگرید و مقصران این بختک شوم را شناسایی کنید. آیینه ی ما آیا لیاقتِ زیارتِ این شجاعتِ شریف شما را خواهد داشت؟ ۱۰ – شما برای یکدست شدن مجلس و دولت و دستگاه قضایی بسیار زحمت کشیدید. و گاه از جایگاه رهبریِ خود به زیر رفتید و همطراز رییسِ یک صنفِ سیاسی به جانبداری از این، و ایجاد تنگنا برای آن پرداختید. آنچنان دست رییس جمهور مطلوب خود را در چنگ اندازی به زیر و بالای قانون و منافع ملی واگشودید که امروز چه بخواهید و چه نخواهید مسئولِ هرز رَوی های تریلیاردی وی و اطرافیان وی هستید. امروز دیگر هیچ تشکیلاتِ سیاسیِ مغایری در راس یا در حاشیه ی امور نیست تا بشود آوار این دزدی ها و کج روی ها را بر سر او فرو ریخت. قبول می فرمایید که شخص شما در افراختن این سقفِ سُست سهیم بوده اید. این آینه ی برادری ماست که تصویر این روزهای کهنسالی شما را نشان تاریخ می دهد. آیینه ای که می گوید: مصادره ی خیزشِ مردمانِ عرب به نفع خود به اسم بیداریِ اسلامی، و این که آنان از ما الگو گرفته اند و خیال دارند همچوما شوند، و به رسمیت شناختن جنبشِ وال استریت از یک سوی و سرکوب جنبشِ ایرانیان از دگرسوی، آری این گریزها نیز نمی تواند ما را از سرنوشتی که برای بلعیدن ما خیز برداشته، برهاند. رهبر گرامی، ۱۱ – ما هنرمند صاحب نامی همچون آقای جعفر پناهی را با احکامی خنده دار به قدر یک عمر از کار بی کار و ممنوع الخروج کرده ایم. جعفرپناهی در تلخ ترین وجه، در آثار اجتماعی اش از ما انتقاد می کرد و به زشتی های جاری جامعه می پرداخت. یک نظام پویا، دست یک هنرمند منتقد را می بوسد که حواس همه را به نقاط ضعف جامعه معطوف می کند. نه آنکه او را به خاطر این که به ما گفته “لباس تان لجنی است، پاکش کنید” به چارمیخش بکشیم. ما به اسم این که نباید آبروی متهمین را پیش از اثباتِ جرم بُرد، هنوز که هنوز است هیچ اسمی و نشانه ای از اختلاسگران و دزدان و همکارانِ آن رقمِ بهت انگیزِ سه هزار میلیارد تومانی منتشر نکرده ایم، اما بلافاصله اسم چند مستند ساز را بدون آنکه محکمه ای برای رسیدگی به اتهام آنان ترتیب داده باشیم، با جاسوسی و عاملیت بیگانگان درمی آمیزیم و بلافاصله نیز در روزنامه ی کیهان مان نیز منتشرش می کنیم. خلاصه کنم. کارهای خنده دار ما از آن روی که به اسم اسلام صورت می پذیرد، بساط خنده ی مردمان جهان را فراهم آورده است. و یا اخیرا دوستان سپاهی، در یک یورشِ ناگهانی، فیلم ها و ابزارِ کارِ خودِ مرا که در روستای زادگاهم برای آگاهیِ شخصِ شما – آری برای آگاهیِ شخصِ شما – مشغول ضبط خاطرات داخل زندان بودم برمی دارند و می برند. ۱۲ – به خاطر شریفتان هست در نامه ی محرمانه ای که از داخل زندان برای جناب شما نوشتم، به چه نکاتی متذکر شدم؟ همان نامه ای که ظاهراً حضرتعالی بعد از مطالعه ی آن – بدون آنکه من تقاضای عفوی کرده باشم – دستور فرمودید تا مرا آزاد کنند؟ در آن نامه ی سراسر خیرخواهانه، من برای شما نوشته بودم: پادشاهان و حاکمان در گذشته های دور، یا خود با لباس مبدل به میان مردم می رفتند و ارکان حکومت خود را وارسی می کردند، یا فرزندان و امنای خود را به این منظور به هرکجا گسیل می فرمودند. و نوشته بودم: من نمی گویم جناب شما با لباس مبدل به زندان اوین یا به زندانهای دیگر سربزنید. ویا یکی از فرزندان خود را (مثلا آقا میثم را) به طور ناشناس و در هیاتِ یکی از آحاد مردمِ معترض به زندان اندازید، بلکه این من – محمد نوری زاد – امین شما. من از داخل زندان اوین برای شما خبر می رسانم که هیولاهایی در قامت سربازان گمنام امام زمان با متهمین سیاسی چه می کنند. و باز برای شما نوشتم که همین بازجویان امام زمانی، خودِ مرا زده اند و به ناموسم فحش های رکیک داده اند. و قاضیان مرعوبِ دستگاه قضا در خنده دار ترین احکام سه دقیقه ای و ده دقیقه ای برایم پرونده سازی کرده اند و افزون بر سه سال ونیم قبلی برایم دوسال دیگر زندان بریده اند. به آینه ی صادقانه ی من آیا می نگرید؟ ۱۳ – از زندان که بیرون آمدم، از همان بدو آزادی، در این فکر بودم که با چه تمهیدی به آن وعده ی مطروحه وفا کنم و همچون فرزندی امین، شما را در جریان فجایع داخل زندان بگذارم. طی دو ماه، فیلمنامه ای نوشتم با نام “محرمانه برای رهبرم”. و چهارماه در سکوت و تنهایی، خودم، و تنها خودم، جلوی دوربین خودم قرار گرفتم و بدون ذره ای اغراق، فضای تنگ سلول های انفرادی و بازجویی های خشن را برای شما بازسازی کردم و هرآنچه را که برخودم رفته بود ثبت و ضبط کردم. دراین چهار ماه، نه عکس و خبری از این فیلم منتشر کردم و نه مطلب تازه ای نوشتم و نه به حساسیت های داغ و دزدی های بُهت انگیز اطرافیان رییس جمهور داخل شدم. چرا که نیک می دانستم اگر این فیلم به سرانجام برسد و شما آن را ملاحظه فرمایید، مثل فیلم های محرمانه ای که سابقا برای جناب شما می ساختم و می فرستادم، بلافاصله برای برچیدن برجهای بلند بی عدالتی دستور خواهید فرمود. درست مثل داستان کهریزک که به محض آگاهی از قضایای فجیع آن، به برچیدنش دستور فرمودید. ۱۴ – چندی پیش، در ظهر روز پنجشنبه هفتم مهرماه، هجده مامور اطلاعاتی سپاه، بی آنکه نگران اسکله های قاچاقِ همکارانِ سپاهی خود باشند، و بدون این که از پیمانهای میلیاردیِ بدون مناقصه ی قرارگاه خاتم الانبیا روی ترش کنند، و بی آنکه از دزدان صاحب نام شاغل در دولت و اختلاسهای تریلیاردی دولت خدمتگزار سراغی گرفته باشند، همزمان به انزوای هنری من در روستای زادگاهم و در تهران به خانه ام وارد شدند و وسایل کار و امکانات حرفه ای و تصاویر ضبط شده ی مرا بار کردند و بردند. انگار غنیمتی از یک حرامی سر گردنه گرفته باشند. آنان اما مرا به قدر خود خام و ناپخته انگاشتند و ندانستند آنچه از من ربوده اند، تمامی فیلم های گرفته شده نیست و من نسخه ی بسیار کاملی از آن را با خود دارم. و این که اگر یکصد بار دیگر راه مرا سد کنند، باز من دست به کار می شوم و کار بایسته ی خود را سامان می دهم. چه از داخل زندان و چه از بیرونِ آن. ۱۵ – خنده دار آیا نیست آنجا که من برای شما نامه ی سرگشاده می نویسم، به زندانم در می اندازند که چرا آبرو داری نکردی و به انتشار آشکار نوشته هایت دست بردی و محرمانه ننوشتی! اکنون نیز که فیلم محرمانه ای برای شما می ساختم، اموال مرا می برند و برایم پرونده ی جدیدی می گشایند که چرا محرمانه دست به کار شدی؟ گرچه من این روزها در تنگنایم اما ترتیبی داده ام فیلم مورد اشاره برای شخص شما آماده و ارسال گردد. این عهدی است انسانی و ایمانی که مرا برای افشای فاجعه هایی که در پستوهای پنهانِ امنیتی و قضاییِ کشورمان دست به دست می شود، بی قرار می سازد. در قدم بعدی، فیلمنامه ی این اثر خود به خود روی سایت شخصی ام قرار می گیرد تا همگان به نیت من و وظیفه ی شما آگاهی یابند. چرا که صراحتِ آینه ی من باید با کهنسالی شما همنشین شود. با من آیا موافق نیستید؟ ۱۶ – من هنوز دلتنگِ شجاعتِ کم نظیر شمایم. که با یک نَفَسِ روح اللهی، همه ی بافته های فرعونی اطرافیان و منتسبین به خود را از صحنه برانید و انصاف و عدل را به این سرزمینِ فلک زده بازآورید. از باب نمونه بارها گفته ام و نوشته ام که انتخاب آقای شیخ صادق لاریجانی برای ریاست قوه ی قضاییه، از آن روی اشتباه بود که نام شما را در تاریخِ خسارت های اسلامیِ این سرزمین ثبت کرد. این که آیندگان بدانند یک زمانی، رهبر جمهوری اسلامی ایران، فردی را بدون آنکه تجربه ی قضایی داشته باشد، صرفا به دلیل حرف شنوی و قرابت فکری اش با وی بر این مسند حساس و حیاتی گمارد و اعتنایی نیز به خسارت های برخاسته از این انتخاب نادرست نکرد. ۱۷ – دو سه ماه پیش، بیست و پنج پرسشِ شرعی و سیاسی – اجتماعیِ خود را برای بیست و یک مرجع و عالم و مجتهد صاحب نام کشورمان ارسال نمودم تا بدانها پاسخ گویند. به جز یکی، هیچ یک به پرسش های من پاسخ نگفت. ترسی که مراجع و علمای ما بدان دچار شده اند از جنس همان ترسی است که بسیاری از بزرگان ما را در خود خمیر کرده است. فضای تلخِ امنیتی ای که متاسفانه تحت مدیریتِ ما و شما به جان جامعه در افتاده، مدیر و استاد و دانشجو و روحانی و مرجع و باسواد و بی سواد نمی شناسد. همه را از هم ترسانده است. حتی نمایندگان مجلس را، که جلیقه ای از خفتِ ترس به تن کرده اند، و مثل آدم های منگ، ذلیلانه داستان حق مردم را و سوگندِ صیانت از حق مردم را دمِ دهانه ی کوزه ی نمایندگی خود نجوا می کنند و ذلیلانه تر، سخن از فتنه و دخالت بیگانگان در فجایعِ جاریِ جامعه می گویند. کدام بیگانه به قدرِ خودِ ما تنِ رنجورِ این نظام فلک زده را به زیرِ چرخ برده، و همزمان جیبش را خالی کرده است؟ از آینه ی شفافِ من نا امید نشوید. این آینه، برای رؤیتِ جمالِ دلنشینِ شما، پایکوبی می کند. رهبر گرامیِ ما، ۱۸ – در شهری دور، به دیدار جمعی از علمای روحانی رفتم. پیش از آنکه گفتگویی دربگیرد، دیدم به اشاره ی عالمی هفتاد ساله، یک سینی به گردش در آمد و همه ی حاضران، طبق یک عادتِ جاری، تلفن های همراهِ خود را در آن سینی نهادند و سینی را به جایی دور بردند. من آن روز در آن محفلِ متزلزل، طعمی از کهنسالی شما را به کام افشاندم. به آینه ای که پیش روی مبارکتان قرار داده ام نیک آیا می نگرید؟ می بینید پایه های تختِ رهبری شما بر چه اوضاع اسفباری چفت بسته است؟

۱۳۹۰ آبان ۶, جمعه

:: انتقاد شدید علی مطهری از وضع مجلس:مجلس شعبه ای از دفتر رهبری شده است

علی مطهری نماینده مردم تهران که به خاطر عدم وصول سوال از محمود احمدی نژاد استعفای خود را تقدیم هیئت رئیسه مجلس کرده بود در پاسخ به سوال یکی از مخاطبان سایت «الف» وابسته به احمد توکلی که پرسیده بود «شما مدتی پیش گفته اید مجلس شعبه ای از دفتر رهبری شده است. اولا آیا این جمله واقعا متعلق به شماست؟ ثانیا اگر هست، چه مدرک و شاهدی برای این نظرتان دارید؟ ثالثا باز اگر پاسخ تان به اولا بله است، آیا به نظر شما رهبری این وضع را می‏پسندند؟» گفت:« بله من این جمله را گفته‌ام. در جلسات رسمی و غیر رسمی مجلس جملاتی از این قبیل زیاد تکرار می‌شود که: «نظر آقا این نیست، آقا با این طرح مخالف‌اند، فلان عضو دفتر رهبری گفته است رهبری این نظر را قبول ندارند، و…». به گزارش همبستگی نیوز وی با اشاره به اینکه طرح های مجلس با یک جمله که رهبری مخالف است از بین می رود گفت:« با طرح اینکه رهبری مخالف است بسیاری افراد از اظهارنظر خودداری می‌کنند و بسیاری از طرحها با یک جمله باد هوا می‌

۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

:: بنیاد پارسا، یکی از منابع مالی نایاک تعطیل شد

بنیاد پارسا پنج سال پیش به ابتکار نوشین هاشمی، یکی از دست اندرکاران سیاست مماشات با جمهوری اسلامی براه افتاد که کمک سیاسی و مالی شایانی به نایاک میکرد و آخرین بار در ماه مه گذشته نزدیک به نیم میلیون دلار به نایاک داد. هاشمی در چهارچوب مذاکرات و مراودات غیر رسمی بین آمریکا با رژیم ایران فعالیت داشت--------بنیاد "پارسا" که از مهمترین حامیان سیاسی و مالی نایاک و تریتا پارسی بود هفته گذشته طی بیانیه ای اعلام کرد که به فعالیت های خود پایان میدهد. آخرین کمک مالی این بیناد به نایاک در ماه مه گذشته به مبلغ 446 هزار دلار بود. بنیاد پارسا در سال 2005 به ابتکار نوشین هاشمی و با کمک چند ثروتمند ایرانی-آمریکائی تأسیس شد و هدف آن، الگو برداری از نمونه های موجود در آمریکا مثل بیناد راکفلر بود تا ضمن کمک به پروژه های خیریه و فرهنگی، بخش مهمی از بودجه خود را برای تأثیر گذاشتن روی سیاست خارجی ایالات متحده اختصاص دهند. به گفته نوشین هاشمی، عدم استقبال جامعه ایرانی در آمریکا دلیل اصلی برای پایان دادن به کار بیناد پارسا بوده است. نوشین هاشمی که از سال 2003 بنیاد خانوادگی خودش بنام HAND را اداره میکند، از جدی ترین حامیان دوستی بین آمریکا با جمهوری اسلامی است و در کنار بیناد راکفلر و موسسه وودرو ویلسون، در چهارچوب "مذاکرات غیر رسمی" بین ایران و آمریکا، فعالیت کرده است. در همین راستا، نوشین هاشمی با استفاده از بنیاد HAND و بیناد پارسا و همچنین با استفاده از نفوذ سیاسی خود، کمک های مالی و سیاسی قابل توجهی در اختیار تریتا پارسی و لابی وی در آمریکا قرار داده است. بنیاد پارسا رابطه تنگاتنگی با دو قلوی خود در انگلستان یعنی "بنیاد ایران" داشت و قبل از توقف رسمی فعالیت های خود، نزدیک به نیم میلیون دلار به این موسسه کمک مالی کرد. "بنیاد ایران" در لندن، فعالیت های فرهنگی قابل توجهی دارد و رئیس آن وحید علاقبند سرمایه دار معروف ایرانی است که بهمراه برادرش حسن علاقبند، صاحب پروژهای بزرگ مالی و تجاری در داخل کشور میباشد. وحید علاقبند سال گذشته بخاطر فروش غیر قانونی چند دستگاه بوئینگ به شرکت هواپیمائی ماهان، مجبور به پرداخت 15 میلیون دلار جریمه به آمریکا شد.