:: جناب کارگردان! هیچ یک از روزنامههای ایران جرات انتشار کامل سخنانتان را ندارد! مسیح علینژاد
مصاحبهای که با
کارگردان قلادههای طلا انجام دادهام که در گویا نیوز و سایتهای مختلف منتشر شده
است. این مصاحبه طبیعتا یک مصاحبه در حوزهٔ تخصصیِ سینمایی نیست بلکه پاسخ به
انتقادات مطرح شده در مورد ابعاد سیاسیِ این فیلم است. قبل از مصاحبه گزارشی از بیبی
سی در مورد این فیلم دیدهام و مصاحبه و گفتههای کارگردان فیلم را رسانهها
خواندهام، نقدهایی که به فیلم شده بود را مرور کردم و با رویکرد پرسش در موارد
نقدهای مطرح شده رفتم سراغِ ابولقاسم طالبی. در طول مصاحبه هم هیچ اصراری بر یک
مصاحبهٔ تخصصی سینمایی ندارم بلکه محور سوالاتم همان مباحث انتقادی است که این
روزها مطرح شده و بهترین کار برای یک خبرنگار این است که همان انتقادات را به
کارگردان بگوید و موضوع او را در آن موارد جویا شود… به عنوان مثال؛ در نقدهایی که به فیلم شده است بسیار عنوان شده که «این
فیلم میگوید اتاق فرمان همهٔ اعتراضات پس از انتخابات آمریکا و اسراییل است.» من
مشخصا این سوال را از خودِ کارگردان قلادههای طلا میپرسم و میگویم چنین نقدی در
مورد فیلم شما میشود پاسخ شما چیست؟ آیا درست میگویند که شما اتاق فرمان تمام
اعتراضات را انگلیس و آمریکا میدانید و او نه تنها رد نمیگند بلکه گفتههای
منتقدان را کامل تکمیل میکند و حتی خبرنگایر که دور از ایران زندگی میکند را هم
وصل به بیگانگان معرفی میکند و در انتهای فیلم با افتخار میگوید ما فرزند امام
هستیم در حالی که خود آیت الله خمینی هم از پاریس انقلاب ۵۷ را رهبری کرده بود اما در ذهن آقای قلادههای طلا الزاما زندگی کردن یک
منتقد در یک کشور دیگر به معنای وابستگی یا سرسپردگی یا فرمان گرفتن است. جایی
دیگر گزارشگر بیبی سی میگوید: «ابوالقاسم طالبی گفته این فیلم را بر اساسا شصت
هفتاد اسناد وزارت اطلاعات ساخته شده است؟» از او مشخصا میپرسم که آیا خود تحقیق
شخصی انجام داده است یا بر اساسا کتاب و جزوههای وزارت اطلاعات نوشته است که او
میگوید کار تحقیقی انجام داده است میگوید به دیدار خانوادههای کشته شدگان
انتخابات و برخی دیگر از مطلعین رفته است که میگویم ممکن هست اسمها را بگوید، او
اما میگوید به خاطر امنیتشان و یا چون کار ژورنالیستی نبوده اسامی را نمیگوید….
و بعد خودش اشاره به سعیدهپور آقایی و ترانه موسوی میکند و میگوید از من باید
بپرسید چرا در مورد اینها فیلم نساختم که من میگویم در مورد اینها خود ما
روزنامه نگاران هم هنوز منابع موثقی نداریم برای چه در این مورد بپرسم در موارد
دیگری میپرسم که اطمینان بیشتری دارم. بر همین اساس در پرسش ثانویهای از او میپرسم
آیا در تحقیقات خود از دو قشر که در حوادث پس از انتخابات بیشترین نقش را داشتهاند؛
خانوادهٔ آسیب دیدگان و خانوادهٔ روزنامه نگاران زندانی تحقیق کرده است که میگوید
بله انجام دادهام اما اسمی نمیآورد…. در رسانههای راستی نوشته شده: «طالبی گفته
این فیلم برای لبیک به رهبری ساخته شده است» و من مشخصا میپرسم آیا این نقل قول
ازشما درست است که رد میکند و در عین حال میگوید در ایران هیچ گانه دوگانگی بین
مردم و رهبری وجود ندارد، آزادی وجود دارد و اساسا مردم و رهبر یکی هستند و و حتی
نقد به رهبری هم در ایران آزاد است و باز تاکید میکند که چون رهبری دستور داد
کهریزک بسته شود باید در مورد کهریزک هم فیلم جدی ساخته شد.. از طرفی در مورد
پایین کشیدن فیلم هم در خبرگزاریهای رسمی خبر منتشر شد که قرار است توقیف شود که
باز از او پرسش کردم و او میگوید اگر این مصاحبه ترتیب مرا ندهد قرار بر این نبود
فیلم پایین بیاید… جدای از پرسش و پاسخها و نوع ادبیات ابوالقاسم
طالبی برایم جالب است از همان اول که میگوید: «میموندید اینجا با هم خوش میگذروندیم».
بعد در پاسخ به سوال دیگری در مورد اینکه بلاخره شما از انتخاباتی فیلم ساختهاید
که در آنکهریزک اتفاق افتاده بود آیا با مادران کشته شدگان گفتگو کردهاید در
مراحل تحقیقتان: با حالتی بسیار بد میگوید «با مادر شما نه…» …بعد هم ابراز
امیدواری میکند که مبادا «با این مصاحبهٔ حضرتعالی ترتیب ما داده نشود»، جای
دیگری میگوید انقدر توی این مصاحبه «بله بله» گفتم که شنود کنندگان میتوانند با
این بله بله گفتنها مرا به عقد پنجاه نفر در بیاورند…. جالب اینجاست با چنین
ادبیاتی بعد از مصاحبه و هنوز قبل از اینکه من مصاحبه را منتشر کنم تمام سایتهای
راستی پر شده بود از نقل فول آقای طالبی که نیم دانم واقعا صحت دارد یا نه که ایشان
گفته است در پی سماجت شدید خبرنگار، من مصاحبه کردم و اگر کامل منتشر نکند من خودم
فایل صوتی را منتشر میکنم. حالا من هم تقریبا کامل منتشر کردم ولی ادبیاتش در عین
حال که سعی میکند بسیار آرام و مبادی آداب و حساب شده به انتقادتی که این روزها
در مورد فیلمشان مطرح شده پاسخ دهد با این شوخیهای نامتعارف و نچسب چندان قابل
افتخار نبود که برای انتشارِ همهٔ آن انقدر با رسانههای مختلف مصاحبه و اصرار
کنند. معمولا خود کارگردان که شاید صدها ساعت فیلم و صدا از سوژههای تهیه میکند
خوب میداند که تمام یک گفتگوی نیم ساعته قابلِ نشر نیست با این همه با اصرار آقای
طالبی فایل صوتی را منتشر کردهام اما منتظر هستم کسی که این همه اصرار به انتشار
داشت و نگران سانسور بود (در حالی که تهیه یک گفتگوی خبریِ کوتاه هرگز به معنای
سانسور نیست) حالا حداقل بگوید که آیا خود ایشان هم حاضر هستند تمام و کلِ مصاحبه
را بدون سانسور در یکی از رسانههای داخل ایران منتشر کنند؟ آیا اساسا وزارت ارشاد
همان کشوری که او میگوید رهبری و مردم در آن یکی هستند آیا اساسا اجازه میدهد
متن این گفتگو در یکی از روزنامههای داخل ایران منتشر شود؟ آن هم در گفتگویی که
خود کارگردان با همان ادبیات مخصوص خودش اعتراف میکند که در چنین حکومتی با یک
مصاحبه ممکن است ترتیبِ ایشان را بدهند. (پوزش این عین عبارت خود کارگردان است) کسانی که در
رسانههای حکومتی جرات انتشار یک سوال ساده از رهبری را ندارند عجیب است که چه با
سماجت پیگیر میشوند که تمام گفتگوی نیم ساعتهشان باید در سایتها منتشر شود….
آزادی خوب است اما فقط برای خودشان. همانگونه که احمدینژاد به دور دنیا سفر میکند
و با تمام رسانهها مصاحبه میکند اما هیچ یک از رسانههای داخل ایران اجازهٔ
مصاحبه با اوباما، دیوید کمرون یا سارکوزی را ندارند. بله آقای طالبی در کشوری که
شما میگویید میان مردم و رهبری دوگانگی وجود ندارد هیچ رسانهای جرات انتشار همین
صحبتهای خودتان را به صورت کامل ندارد چون در آن در مورد رهبری جمهوری اسلامی
طرحِ پرسش شد و رسمِ ارشاد و اطلاعات هم این نیست که کسی در مورد «حضرتِ آقا» حتی
سوال کند…. آقای طالبی! ساختن قلادههای طلا هیچ ایرادی ندارد بلکه قلادههای مرئی
و نامرئی به گردن داشتن، بزرگترین ایرادِ انسان است و کاش هیچ انسانی در هیچ جای
جهان گردنش در برابر خطهای قرمزِهای غیر قانونی و غیر انسانیِ یک حکومت تسلیم
نشود….
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر