
آیتالله خامنهای، دیدار جمعی از مسئولین نظام، تابستان 88: «مجلس به «همۀ وزرا» رای اعتماد بدهد.»
آیتالله خامنهای، در خطبههای نماز عید فطر، تابستان 92: «مجلس به «وزرای صالح» رای اعتماد بدهد.»
جدا از مقایسۀ مفهوم این دو توصیه دربارۀ دولتهای دهم (احمدینژاد) و یازدهم (دکتر روحانی)؛ معنای جملۀ دوم، خیلی روشن است. یعنی، "وزرای «ناصالح» هم در میان اینها هستند!". رمزگشایی از این سخن، چندان سخت نیست. زیرا ما دیگر به پیغام و تقلب رساندنهای مراکز قدرت در جمهوری اسلامی عادت کردهایم.
پیداست، منظور از «ناصالح!» همان وزرایی هستند که نزدیک به جناب خاتمی بوده و به گونهای اصلاحطلب محسوب میشوند. البته این معنا در قاموس امروز نظام، بیشتر، اصلاحطلبانی را در بر میگیرد که در ستادهای سبز سال 88 (فتنه!) فعال بودهاند.
کمیسیونهای تخصصی مجلس، درست از روز پس از معرفی هیات وزرای دولت «تدبیر و امید»، و زمانی که هنوز بررسی برنامههای وزرای پیشنهادی آغاز نشده بود، از رای نیاوردن 7 تا 8 وزیر سخن به میان آوردند؛ که در روزهای سپسین، این میزان به 4-3 وزیر کاهش یافت! یعنی از همان آغاز، کاملا برای مجلسیها مشخص بود که به چه کسانی نمیخواهند رای بدهند.
این موضوع، ما را به یاد نظرسنجیهای اصولگرایان در پیش از انتخابات خرداد 88 میاندازد، که پایگاههایی چون رجانیوز و جز آن، از رای 63 درصدی(!) احتمالی احمدینژاد در انتخابات سخن به میان آوردند، و دنبالۀ ماجرا ...!
با این همه، فهرست 18 وزیر پیشنهادی دکتر حسن روحانی که در این دوره به مجلس اصولگرای نهم ارائه گردید، پیشتر به رؤیت رهبری رسیده بود.
به گزارش «سحام نیوز (1)»، 4 وزیر پیشنهادی اولیۀ روحانی، مورد تایید آیتالله خامنهای قرار نگرفته و توسط دکتر روحانی جابجا شده بودند تا مشکلی پیش نیاید. اما دیدیم که همین هم به مذاق ایشان خوش نیامد و واژۀ «صالح» را نیز در این باره به ادبیات خود افزودند.(خطبههای نماز عید فطر امسال)
آیتالله خامنهای، نخست با حضور آقایان یونسی و احمد مسجدجامعی، در وزارتخانههای اطلاعات و ارشاد مخالفت میکنند؛ و دکتر روحانی، آقایان علوی و جنتی را جایگزین آنها میکنند. اما در بار دوم، رهبری ناخشنودی خود را از حضور آقایان جعفر توفیقی و سردار علایی در وزارتخانههای علوم و دفاع ابراز میدارند، که آقایان میلی منفرد و دهقان جایگزین آنان میشوند.
به هر روی، فهرست پایانی به مجلس ارائه شد، و شد آنچه که شد.
آن 8 وزیر تهدید شدۀ اولیه از سوی مجلس اصولگرا، زنگنه (وزیر پیشنهادی نفت)، نجفی (آموزش و پرورش)، حجتی (جهاد کشاورزی)، آخوندی (راه و شهرسازی)، قاضیزاده هاشمی (بهداشت)، ربیعی (کار)، میلی منفرد (علوم) و سلطانیفر (ورزش) بودند.
از این میان، زنگنه و میلی منفرد در ستاد میرحسین موسوی فعالیت کرده بودند، و نجفی و سلطانیفر نیز از نزدیکان حزب اعتماد ملی وابسته به شیخ مهدی کروبی بودند، و همگی در دستۀ همان 4-3 وزیری قرار داشتند که مجلس اصولگرا از آغاز قول رای نیاوردن ایشان را به «امت حزبالله» داده بود!
دکتر نجفی - با کمال تاسف - با نیم رای کمتر، و علیرغم دفاع زیبای آقای لاهوتی (نمایندۀ مجلس) از ایشان، نتواست وزیر آموزش و پرورش شود؛ و این موضوع آه از نهاد فرهنگیان بر آورد. البته کسی که در قامت نمایندۀ شورای شهر تهران در سال 88، پیگیر دفنشدگان قطعۀ 302 بهشت زهرا شده، تا جایی که با تهدید نیروهای فوقامنیتی، مجبور به رها کردن پیگیری هویت پیکرهای مانده در زیر خروارها خاک در آنجا میشود؛ نباید هم، اینک انتظاری جز این از وکلای حکومتی چنین مجلسی (مجلس اصولگرای نهم) داشته باشد.(شنیدهها حاکیست، کشتهشدگان اعتراضات مردمی سال 88، در قطعۀ 302 بهشت زهرای تهران دفن میشدند. اما به دلیل تجمع خانوادههای داغدار، نام مُردگان این قطعه، از دفاتر اداری مربوطه حذف گردید!)
تحليل سياسي
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر