۱۳۹۴ مرداد ۲۶, دوشنبه

حکومتی شیعی اوده هند– بخش اول


Posted اوت 15, 2015 by tohfeyegarmsar in Uncategorized. نوشتن دیدگاه منطقۀ تاریخی اوده، به مرکزیت فیض‌آباد در شمال هند، بین بنگال و دهلی قرار دارد. زبان مردمان این منطقه که در ایالت اوتار پرادش کنونی هند واقع است، هندوستانی و اردوست. میرمحمدامین نیشابوری معروف به سعادت علی خان، که خود را وابسته به سادات، یعنی خاندان امامان شیعی می دانست و از سرداران شیعی ساکن خراسان بود، با محمد شاه گورکانی در هند، برای سرنگونی حسین علی خان شاه تراش همکاری نمود، لذا از سوی شاه گورکانی به بهادرخان ملقب و به فرمانداری منطقۀ اوده منصوب گردید. اما از آنجائیکه حاکمان شیعی در طول تاریخ این مذهب همواره به توطئه برای بدست گیری قدرت و حکومت معروف بودند، سعادت علی خان هم از این قاعده کلی مستثناء نبود. او بعد از منصوب شدن به فرمانداری، با عقد پیمان با راجاهای هندی در اوده، بفکر تشکیل حکومت مستقل شیعی افتاد. در این زمان نادرشاه افشار به هندوستان حمله کرد. به هنگام حملۀ نادرشاه به هند، سعادت علی خان میان محمّد شاه گورکانی و نادر شاه صلح ایجاد نمود و نادرشاه به وی خلعت پوشاند و اجازه داد تا به طور خصوصی شرفیاب شود و بدین ترتیب سعادت علی خان، نماینده تام الاختیار دو پادشاه هند و ایران شده، و با توجه فرمان نادرشاه قادر به تشکیل حکومت مستقل در اوده می گردد. بدین منظور او در سال 1722 میلادی شهر فیض آباد هند را مرکز حکومت خود قرار داد، و ضعف دولت مرکزی گورکانی در دهلی باعث می شود که ایالت اوده به یک منطقه خودمختار تبدیل شده، و با آنکه 90% از ساکنین آن سنی مذهب بودند، سعادت علی خان، که دیگر معروف به برهان الملک شده بود، حکومت شیعی را بنیانگذاری کرد، که به مدت 130 سال خود و جانشینانش بر آن منطقه از هند حکمرانی می نمودند. در تمام این مدت، مبلغان مذهبی شیعه که همواره برای استفاده از حمایت های دنیوی، و عدم پرداختن به کار و تولید اجتماعی، بدنبال شاهان و حاکمان منطقه می دویدند، و در واقع جیره خوار و حقوق بگیر حاکمان بودند، از سراسر هند و ایران به فیض آباد مهاجرت نموده، و از حمایتهای سعادت علی خان، و دیگر حاکمان شیعی ایالت اوده بهره مند گردیدند. مبلغان شیعه که بر اساس یک عادت تاریخی، همیشه مخالفین خود و آزایخواهان مخصوصا ایران را به داشتن رابطه با دول دیگر و خیانت به ملت در راستای خدمت به این قدرتهای خارجی به مردم معرفی می کنند، با مروری بر تاریخ معاصر، معلوم می گردد که این در واقع مبلغان شیعه بوده و هستند که در پی اهداف سودجویانۀ خود، به نقشه های استعماری انگلیس در منطقه خاور میانه و جنوب آسیا کمک نموده اند. برای مثال صرفنظر از حمایت های بیدریغ آمریکا، فرانسه و انگلیس در بقدرت رساندن روح الله خمینی در سال 1797 میلادی، می توان به خیانت آخوند کاشانی به مصدق، و کمکهای وی به اجرای نقشه استعمار انگلیس در ایران در دوران معاصر اشاره نمود. هر چند که اینگونه خوش خدمتی های مبلغان مذهبی شیعه به استعمار مربوط به قرن معاصر نیست. در این راستا اشاره ای دارم به رابطۀ نزدیک بین مبلغان شیعه تحت القاب جعلی مجتهد و عالم مذهبی، در رابطه با حکومت شیعی اوده و موقوفات آن، و استعمار انگلیس که پولهای این موقوفه را از هند به نجف و کربلا در عثمانی منتقل کرده و بین مبلغان شیعه پخش می نموده. احمد کسروی در مورد وجوه پرداختی به مبلغان شیعه، از محل اعتبارات موقوفۀ اوده می نویسد: بی دردانیند که شش ماه درس خوانند که «مقدمه واجب، واجب است یا نه؟!» سی سال و چهل سال سختی به خود دهند که روزی رسد و حجة الاسلام نامیده شوند. بزرگترین آرزوشان رسد بردن از پول هند و گرد آوردن مقلدانی از بازرگانان «مقدس» ایران باشد. روزی خواری ایشان از دو راه است، یکی از پول هند که سالانه با دست نمایندگان انگلیس به حجج اسلام رسد، و آنان هر یکی خود رسدی برداشته بازمانده را به طلبه های پیرامون خود بخشند. دیگری از پولهایی که بازرگانان و توانگران «مقدس» ایران فرستند و یا با خود برند. پادشاهان شیعی مذهب اوده را نواب می نامیدند. مناطق دیگری از هندوستان نظیر بنگال پادشاهان شیعه مذهب داشتند، که به آنان نیز نواب می گفتند. حکومت شیعی اوده، با اینکه اکثریت ساکنانش سنی مذهب بودند، اکثر مشاغل مهم سیاسی و دولتی را شیعیان در دست داشتند. به نوشتۀ تارنمای نگاهی به هندوستان، نوابان اوده دلبستگی های شدید مذهبی داشتند و این علاقه به حدی بود که حرمی مشابه حرم علی ابن ابیطالب در نجف را در شهر لکهنو ساخته بودند. آنها بشدت از ترویج مذهب شیعه حمایت می نمودند و مبلغان آنرا مورد احسان خویش قرار می دادند. این سفرۀ گسترده درست نظیر حکومت صفویه در اوایل قرن شانزدهم در ایران، باعث جذب مبلغان از سراسر سرزمینهای شیعی خاورمیانه گردیده بود. در سال 1757 کمپانی هند شرقی که دست استعمار انگلیس در هندوستان بود با پیروزی بر نواب بنگال در جنگ پلسی سلطۀ بی رقیب خویش بر هندوستان را آغاز نمود. کمک نواب سوم اود شجاع الدوله، به نواب متواری بنگال میر قاسم، باعث اختلاف بین کمپانی هند شرقی و حکومت اوده گشت. پیروزی متعاقب کمپانی هند شرقی بر نواب شجاع الدوله، در جنگ بوکسار در سال 1764 حکومت شیعی اوده را مجبور به پرداخت غرامات سنگین و بخشی از سرزمینهای خود به کمپانی هند شرقی نمود. پس از آن در سال 1773 دولت انگلیس دخالت در امور اوده را با قرار دادن کاردار سیاسی خویش در فیض آباد افزایش داد. نواب چهارم آصف الدوله، در 1775 بر تخت نشست و پایتخت اوده را از فیض آباد به لکهنو تغییر داد. جوئن کول، در کتاب ریشه های شیعۀ هند شمالی در ایران و عراق، از انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، در سال 1989 میلادی می نویسد: علائق شیعی نوابان اوده، باعث شد که آنها سالانه مبالغ هنگفتی به مراکز شیعه در نجف و کربلا بفرستند تا وقف امور عمرانی و مذهبی شود. در سال 1779 یک مبلغ جوان شیعه به نام سید دلدارعلی نصیرآبادی از لکهنو برای سفری دوساله راهی عتبات در عراق عثمانی شد، و به تحصیل نزد آقا محمد باقر بهبهانی، در کربلا مشغول گشت. سید دلدار علی مانند بسیاری از مبلغان هندی اعتقادات اخباری داشت، اما پس از تحصیل در عراق به صف مبلغان اصولی پیوست. این ارتباط سر آغاز رابطه ای سودمند برای شهرهای مذهبی در عتبات و مبلغان اصولی ساکن آنجا شد. ایتزاک نکاش، در کتاب شیعیان عراق، از انتشارات دانشگاه بریستون، سال 2003 می نویسد: در سال 1780 در زمان حکومت نواب آصف الدوله، صدر اعظم او حسن رضا خان مبلغ 500000 روپیه به نزد مبلغان نجف فرستاد، تا صرف احداث کانالی برای رساندن آب فرات به بیابانهای خشک نجف شود. احداث این کانال که به نام نهر آصفیه و یا هندیه شناخته شد، در سال 1793 به پایان رسید، و باعث آبادی نجف و رونق کشاورزی در اطراف آن گردید. تغییر محیط زیست در اطراف نجف باعث جذب قبایل عرب بدان مناطق و تاثیر بیشتر عقاید شیعه بر آن قبایل گردید. جوئن کول، و ای بی تاوریس، در کتاب مکانهای مقدس و جنگهای مذهبی، در سال 2002 میلادی می نویسد: حکومت اوده همچنین مسجدی شیعی در کوفه را بازسازی نمود، و خوابگاهی برای زوار هندی و کتابخانه ای با هفتصد جلد کتاب برای شیعیان در نجف بنا نمود. او در این کتاب همچنین می افزاید: نواب آصف الدوله، به سفارش سید دلدارعلی نصیر آبادی، مبلغ 200000 روپیه به جهت مبلغان نجف و کربلا فرستاد. کمکهای بی دریغ نوابان اوده به مبلغان اصولی نجف و کربلا و آبادانی نجف پس از رسیدن آب فرات به این منطقه خشک باعث قوی تر گشتن مبلغان اصولی، در زمینۀ دخالت در امور سیاسی جوامع شیعه گشت. در کتاب تاریخ سیاست خارجی بریتانیا، از انتشارات دانشگاه کمبریج در سال 1922 می خوانیم که: پس از آصف الدوله پسر خواندۀ او وزیرعلی به تخت نشست، اما استقلال طلبی وی و مخالفتش با سلطۀ انگلیس موجب شد که انگلیسیها او را بر کنار ساخته و عمویش سعادت علی خان را نواب اوده نمایند. نوابان اود پس از سلطۀ انگلیس تنها پادشاهانی ظاهری و دست نشانده بودند و زمام امور عملاَ در دست کاردار انگلیس بود. از جمله سعادت علی خان دوم تنها با تضمین فرمانبرداری از کمپانی هند شرقی تاج شاهی را از سرجان شور دریافت نمود. کتاب مکانهای مقدس، جنگهای مذهبی، یا سیاست، فرهنگ و تاریخ شیعه می گوید: در سال 1801 پس از حمله سنیان وهابی به کربلا و خرابی های حاصل از آن، نواب سعادت علی خان کمکهای مالی خویش را به همراه سایبانی که از نقره و مخمل برای بقعۀ حسین ابن علی ساخته بود، از طریق انگلیسیها به کربلا فرستاد. در کمال حیرت ماموران انگلیس، مبلغان شیعه برای نصب سایبان در بقعه مبلغ 8000 روپیه دیگر نیز طلب نمودند. کتاب فوق همچنین تاکید می کند: که حکومت شیعی اوده، این مبالغ را در آغاز از طریق تجار ایرانی به عتبات می فرستاد، اما بعدها از دولت انگلیس و کمپانی هند شرقی برای این مهم استفاده میشد. در سال 1815 غازی الدین حیدر، مبلغ 100000 روپیه از طریق دولت انگلستان برای مبلغان نجف و کربلا فرستاد. باهو بگم، مادر بزرگ نواب غازی الدین، در وصیت نامه خویش که ضمانت دولت انگلیس را داشت، مبلغ 90000 روپیه به جهت سید محمد و میرزا محمد حسین شهرستانی، که از مبلغان بنام کربلا بودند منظور کرد، که بوسیله کمپانی هند شرقی به آنها پرداخت شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر