۱۳۹۳ مرداد ۳۱, جمعه

کدام خطر باعث برکناری وزیر علوم روحانی شد؟


مجلس ارتجاع رضا فرجی دانا وزیر علوم دولت حسن روحانی را برکنار کرد. این یک کشمکش دامنه دار میان دو باند نظام ولایت بود که به این ترتیب مرحله اول آن با یک ضربه سنگین به باند رفسنجانی- روحانی و به نفع باند ولایت خاتمه یافت. کنار گذاشتن فرجی دانا با اختلاف 35 رأی و احتساب 15رأی ممتنع نشان می دهد که یک کشمکش جدی باندی در مجلس ارتجاع جریان داشته است. امری که در روزهای اخیر توسط روزنامه های باندهای مختلف از آن تحت عنوان «وزن کشی» باندها در مجلس ارتجاع نام برده شده است. قرائن موجود در اظهارات مهره های باند رفسنجانی-روحانی و رسانه ها و روزنامه هایشان نشان می دهد که آنها تصور چنین نتیجه یی را نداشتند. احساس بی نیازی روحانی از حضور در جلسه استیضاح و رفتن به سفر اردبیل همین را تأیید می کند. او در اردبیل همزمان با کشمکش های مجلس آخوندی، خطاب به اعضای مجلس ارتجاع گفت: «امروز هرچه وحدت و اتحاد سه قوه بیشتر باشد در دنیای پر آشوب امروز دشمنان ما ناراحت و دوستان ما خوشحال خواهند شد». و به این ترتیب از اعضای مجلس ارتجاع خواست که وزیرش را از کار بی کار نکنند. این پیام کوتاه روحانی به وحوش مجلس ارتجاع همان هشداری است که همیشه رئیس جمهور ارتجاع در راستای تأکید بر ضرورت خوردن زهر و به اصطلاح «تعامل با جهان» می دهد و انتظار دارد که همه توفانزدگان موجود در کشتی نظام ولایت آن را بپذیرند. زیرا بحرانهای ناشی از تحریمها نظام را در معرض خطر جدی خفگی در قعر گرداب قرار داده است. زبان درازیهای هفته گذشته آخوند روحانی علیه ولی فقیه ارتجاع نیز با پشت گرمی بر همین وضعیت وخیم بوده است. وضعیتی که حتی شخص خامنه ای را واداشته است تا به رغم همه این زبان درازیها، رعایت حال روحانی را بکند و شاهد بودیم که در ظهور هفته گذشته از او و وزیر خارجه اش به صراحت تقدیر و مذاکرات زهر خوران را تأیید کرد. حال سؤال این است که چه اتفاقی افتادکه امروز در مجلس ارتجاع کفه دلواپسان سنگین تر شد و شماری از اعضاء، با اعلام خطر دلواپسان همراه شدند و برخلاف انتظار باند رفسنجانی، هشدارهای روحانی را نادیده گرفتند و خطر به نتیجه نرسیدن مذاکرات و استمرار تحریمها در نظرشان رقیق تر شد. این کدام خطر است که حتی در لحظه خفگی، قوی تر می نماید و تعادل میان باندها را این چنین برهم می زند. این خطر باید امری فراتر از منافع باندی برای همه دار و دسته های تشکیل دهنده نظام باشد. این کدام خطر است؟ برای گرفتن جواب کافی است گوشه هایی از ناله های اعضای وحشت زده مجلس ارتجاع در جلسه استیضاح روز29مرداد را از نظر بگذرانیم: الیاس نادران: «یادمان رفته اتفاقات سال 58، 59؟ چرا انقلاب فرهنگی شد؟ چون دانشگاه شده بود محل جذب گروه های سیاسی... ما همه دغدغه مان راجع به این است». آصفری عضو کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع: «توزیع شب نامه منافقین در بعضی از دانشگاهها... ترویج کتب پوچ گرایی و التقاطی و انحرافی در دانشگاهها»... ، تلاش برای شروع کردن «حمایت از زندانیان ضدانقلاب» در «نشریاتی که در آن 5شنبه خونین اوین» نامگذاری شده و تلاش برای «قائله هایی مانند قائلة هیجدهم تیر» و همچنین ابراز وحشت از اشاره به جنایت بزرگ قتل عام زندانیان سیاسی و نقل و انتقال «کمپرسیهای پراز اجساد جوانان 18 و 19ساله از زندان اوین در سال 67» در نامه یک استاد دانشگاه. به نظر می رسد اعضای وحشت زده مجلس ارتجاع حق دارند. خطر تهدید اصلی خود یعنی مجاهدین و مقاومت ایران را بسا مهمتر از خطر خفگی ناشی از بحرانها و تحریمها بدانند. چرا که خوب می دانند شرایط خفگی و به زانو درآمدن کنونی، خود حاصل بیش از سه دهه رویارویی با همین تهدید اصلی است. بر اساس همین منطق روشن است که رفتن یا آمدن کارگزاری از این باند یا آن باند گریبان نظام ولایت را از این خطر و تهدید اصلی رها نخواهد کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر